آتش زدن درب خانه فاطمه(س) -حمله به خانه فاطمه(س) ۱۳۹۰/۰۷/۲۷ - ۱۵۰۲ بازدید

بیشتر اسناد اهل سنت در مورد آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(س) فقط تهدید بوده که اگر اهل بیت از خانه خارج نشوند خانه را آتش خواهند زد آیا سندی هم هست که نشان دهد این اتفاق رخ داده است.

برای پی بردن به یک واقعیت تاریخی و اثبات آن مانند آتش زدن درب خانه حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) یا شهادت آن حضرت تنها اقرار علمای اهل سنت ملاک و دلیل برای صحت آن نمی باشد، بلکه این اقرار و اعتراف آنها حقیقت را از زبان معاندین آن حضرت بهتر روشن می کند، به عبارت دیگر ما برای اثبات ظلمهایی که به معصومین علیهم السلام شد هیچ نیازی به ارائه آن توسط علمای اهل سنت نداریم و منابع و روایات شیعی برای ما حجت قاطع و کامل هستند اما اعتراف علمای اهل سنت می تواند بهتر این حقیقت را برای ما روشن کند. گو اینکه در منابع اهل سنت هم به این واقعه اشاره شده است به طور مثال مقاتل بن عطیه می گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»( الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱٫)مسعودی (که برخی وی را سنی مذهب می دانند) نیز در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»( اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴٫)

به هر حال علاوه بر مطالبی که ذکر شدو قرائن و شواهد فراوانی که در این زمینه در کتب اهل سنت وجود دارد، ما در منابع شیعی هم آنقدر روایات صحیحه دال بر آتش زدن درب خانه را داریم که برای ما یقین حاصل می شود که این واقعه قطعا انجام گرفته است به طور مثال در پاره‌ای از منابع آمده است: «... عمر گفت: بروید، اگر به شما اجازه‌ی ورود داد که هیچ، اگر اجازه نداد، بدون اجازه وارد شوید، فاطمه علیها السلام گفت: اگر بدون اجازه وارد خانه‌ام شوید شما را بیچاره می‌کنم، عمر خشمگین شد و گفت: ما را چه به زنان؟ پس به افرادی که اطرافش بودند، دستور داد هیزم بیاورند، هیزم را پرامون خانه‌ی علی گذاشتند، پس عمر فریاد برآورد: ای علی! از خانه بیرون بیا و با خلیفه‌ی رسول الله ص بیعت کن، و گرنه خانه‌ات را به آتش می‌کشم، عمر دستور داد درب خانه را به آتش بکشند و پس درب را فشار داد و وارد خانه شد، فاطمه علیها السلام در برابرش ایستاد و فریاد می‌زد: ای پدرجان! ای رسول خدا! عمر شمشیرش را از نیام بیرون کشید و با آن به پهلوی فاطمه زد و پس شلاق را بالا برد و برای فاطمه فرود آورد، فاطمه علیها السلام فریاد برآورد: ای رسول خدا! ابوبکر و عمر پس از تو چه بد کردند...( کتاب سلیم بن قیس، عقیق محمد باقر انصاری، ص۱۴۹؛ الأنوار العلویة، جعفر نقدی ص۲۸۶؛ جواهر التاریخ، علی کورانی، ج۱ /ص ۱۰۵)
نیز خود عمر در نامه ای که به معاویه نوشت به این جنایات خود اعتراف کرده است. در بخشی از آنچنین می نویسد:
« وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از داخل شدن من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند افتادم، آتش غضبم افروخته تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد.” فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد »( بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحین الشریعة، ج۱، ص۲۶۷٫)
نتیجه: آتش زدن درب خانه آنحضرت و نیز اذیتها و آزارهایی که در دوران کوتاه پس از پیامبر از سوی غاصبان خلافت دید واقعیتی است که قابل انکار نمی باشد و مصیبتی است که تا روز قیامت رنج و محنت آن از دل عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت بیرون نخواهد رفت.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
۱۲۳

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.