آثار استمنا-حکم استمنا ۱۳۸۶/۰۳/۳۱ - ۳۷۸۴ بازدید

چرا استمنا گناه است؟ لطفا کامل توضیح دهید.

گناه خود ارضایی:
در این زمینه گفتنی است «استمنا» یا «خودارضایى» یکى از راه هاى انحرافى در ارضاى میل جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب هاى جدى قرار مى دهد. این کار عادت بسیار زشت و زیان آوری است که می تواند استعداد و توانایی های فراوان یک جوان را به نابودی بکشاند و حال و آینده او را تباه کند. از اینکه متوجه زشتی این عمل شده اید خدای را شاکریم و در پاسخ گویی به سوال شما مطالبی را پیرامون معرفی ، حرمت و روش درمان آن بیان می نماییم، امید است با کمک الهی و استمداد از معصومین(ع) و اطلاعاتی که در این زمینه برایتان ارسال می شود، در حفظ نفس و کنترل شهوت موفق باشید.
استمنا و یا به عبارتی خود ارضایی، از نظر شرعی واخلاقی، حرام و گناه محسوب می شود. این عادت ناپسندی به لحاظ اخلاقی، بعد معنوی انسان را به سختی می آزارد ، روح او را تاریک می نماید، آزادی معنوی انسان را سلب می کند و در مسیر خود سازی و کمال، آدمی را با چالش جدی مواجه می کند. مطابق تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان ،خود ارضایی نوعی اعتیاد و بیماری زشتی است که آثار و ضررهای فراوانی بر جسم و روان آدمی باقی می گذارد.
کسانی که گرفتار این عمل شنیع شده اند، آن را گریزگاهی فرعی و عاجل برای خارج شدن از فشار جنسی و پاسخی برای لذت طلبی خود تصور می کنند، در صورتی که اگرتوجه نمایند، بدین وسیله گرفتار آثار و تبعات زیان آوری می شوند که گاها قابل جبران نیست.
شهوت یکی از اموری است که با طبیعت انسان در آمیخته و در جای خود از نعمت های خداوند است، ولی اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممکن است سرمایه های عظیم انسانی را به خاکستر تبدیل کند. این نیرو به طور قطع نیاز به ارضاع دارد، ولی با روشی که با نظام طبیعت و شریعت سازگار باشد.
خدای متعال که به حکمت بالغه اش این غریزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقی بماند، از روی رحمت و هدایت خود راه های آسان و معقول کنترل و ارضاع آن را پیش پای او قرار داده است و نسبت به بیراهه ها و انحراف از مسیر درست نیز ، هشدارهای لازم را به انسان داده است ،راههایی که باید با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خویش را پاس بداریم و از خطر و پی آمد کارهایی همچون خود ارضایی و مانند آن برهانیم.
کبیره بودن:
به طور قطع خود ارضایی یکی از گناهان است . در این زمینه برخی از عالمان دینی و اخلاقی نسبت به کبیره بودن آن نیزتاکید نموده اند. از میان ایشان خصوصا مرحوم شهید آیه الله دستغیب در کتاب خویش گناهان کبیره فصلی را گشوده و بر بزرگی آن تاکید نموده است .
از نظر شرعی، ملاک کبیره بودن یک عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار می باشد. در این زمینه امام صادق (ع) و در ضمن روایتی از عذابی دردناک برای فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: سه دسته از مردمان اند که خدای متعال در روز قیامت به ایشان نگاه رحمت نمی افکند، آنها را تذکیه نمی نماید و عذابی دردناک برای ایشان فراهم نموده است ، کسی که موی سپید خود را می کند ، کسی که با خود نکاح (استمناء) می نماید و کسی که مفعول واقع می شود.
به فرض صغیره بودن گناه خود ارضایی در صورت عدم تکرار، ملاک دیگر کبیره بودن گناه، تکرار و به تعبیر روایات اصرار بر آن است ، به همین دلیل چون به طور معمول، خود ارضایی، در افرادی که به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتیاد در می آید ، تبدبل به گناه کبیره می شود.
البته حرمت و بزرگی گناه خود ارضایی در حد گناهانی همچون زنا و لواط نیست، ولی در عین حال شرایط آن به گونه ای است که می توان گفت: ضررهای بدنی و روانی آن از این دو معصیت بیشر است ؛ زیرا موقعیت برای آنها همیشه مهیا نیست، ولی موقعیت برای خود ارضایی و عادت به آن همیشه مهیا می باشد.

[کامل از کد۳۴۰۵۰]
عواقب سوء و پیامدهاى منفى و عملى این گناه جداى از آن که معصیت است، فراتر از آن است که بتوان آنها را برشمرد، بلکه فقط به چند مورد از آن اکتفا مى کنیم: ۱- پیامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بینایى، تحلیل رفتن قواى جسمانى، عقیم شدن و ناتوانى در تولید مثل، پیرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بین رفتن طراوت صورت. ۲- پیامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه گیرى، افسردگى، بى نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخویى، کسالت دائمى، ضعف اراده. ۳- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى غیرت شدن، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزت، پاکى، شرافت و جایگاه اجتماعى، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگى مشترک. اما عوامل ارتکاب این عمل اموری چند می تواند باشد: اولا، خداوند متعال در انسان غریزه جنسی را به ودیعه گذاشته است و راه ارضاء صحیح و مناسب آن را نیز (ازدواج) به وی آموخته است حال اگر از راه صحیح آن این نیاز واقعی ارضاء نشود به انحراف کشیده خواهد شد که یکی از انحرافات جنسی همین عمل خودارضایی است. ثانیا، با توجه به وضعیت فرهنگی، اجتماعی موجود در جامعه و گسترش بر انحراف کشاندن جوانان و عوامل تحریک کننده غریزه جنسی جوانان همچون فیلم های مبتذل و... و نیز کثرت روابط اجتماعی غیرمشروع بین دختران و پسران مجرد و نگاه های آلوده به یکدیگر همه و همه باعث شدت گرفتن نیاز به جنس مخالف می شود و از طرف دیگر جوانانی که به هنجارهای اجتماعی، دینی و اخلاقی پایبند هستند و در بیرون خود را کنترل می کنند در خلوت به این عمل دست می زنند و شیطان از این طریق وارد می شود. ثالثا، گاهی نیز عدم آگاهی جوانان از گناه بودن این عمل باعث ارتکاب می شود. خواهر گرامی، لازم است به عرضتان برسانیم که برای مقابله با این عمل نیز یا باید هر چه زودتر اقدام به ازدواج نموده و از طریق مشروع و معقول این نیاز جدی و غریزه سرکش را ارضا کرد و یا به طور موقت با عمل به راهکارهای عملی زیادی که در این زمینه پیشنهاد می شود، آن را کنترل کرد که در صورت نیاز می توانیم در مکاتبه بعدی آن راهکارها را برای شما ارسال نماییم.
[پایان کد انتخابی]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام. بنظر من استمناء زمان امام ها حرام بوده. چون اکثرا میتونستن ازدواج کنن. اما ما الان تو زمونه ای داریم زندگی میکنیم که هیچ جوونی بدون پشتوانه مالی خوب نمیتونه ازدواج کنه و یه زندگی حداقلی بسازه. از طرفی، مگه اسلام حامی زن نیست و نمیگه نباید از زن استفاده ابزاری بشه؟ ازدواج موقت مصداق بارز استفاده ابزاریه. من یکی اصلا نمی تونم و با وجدانمم کنار نمیام که با یکی موقت ازدواج کنم و کارم که تموم شد بگم خداحافظ. نیاز جنسی همونطور که از اسمش معلومه، نیازه و باید بهش پاسخ داده بشه وگرنه آسیب های خیلی بدتری (مثل تجاوز) داره. اگه بخوایم از نظر عقلی نگاه کنیم، تنها راه برای یکی که نمیخواد به کس دیگه ای آسیب برسونه، همینه استمناء هستش. هر ضرر و مشکلی که داشته باشه (هر چند که اگه اعتدال رعایت بشه، ضرری نداره) فقط خود فرد رو درگیر میکنه. من میشناسم افرادی رو که استمناء می کردن، اما از نظر علمی و کاری و ارتباطات خانوادگی، به درجات بالایی هم رسیدن. کنترل نیاز جنسی، بدون هیچی بنظرم یه شعاره. مثل کوه آتشفشان میمونه و بالاخره یه روزی از یه جایی فوران میکنه و دامن عده ای رو میگیره. یا حق.
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام، خودارضایی به خاطر آسیبهایی که دارد ممنوع شمرده شده، و چون این آسیبها ذاتی استمناء است، لذا حرمت از روی آن برداشته نمی شود. البته روانشناسان مطرح نیز از خودارضایی به عنوانی عملی آسیب زا یاد کرده اند که مقاله مربوطه در سایت درج شده است. ازدواج موقت مصداق استفاده ی ابزاری نیست زیرا در استفاده ی ابزاری وقت یک طرف سود می برد. لطفا پرسش تان را در بخش درج پرسش ثبت فرمایید تا به صورت مفصل پاسخ داده شود.
میهمان
اگر فردی این رفتار های ناپسند را انجام داد و بخواهد ترک کند ایا خداوند او را میبخشد
پرسمان
سلام علیکم، هیچ گناهی وجود ندارد که حتی با توبه هم بخشیده نشود و خداوند بر اساس مهربانی و بخشندگی اش، در قرآن وعده داده که تمام گناهان را می بخشد. خداوند در یکی از آیات فرموده است: «قل یا عبادی الّذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا مِن رحمة الله إنّ الله یغفر الذّنوب جمیعاً إنّه هو الغفور الرّحیم وأنیبوا‌إلی ربّکم»؛ (۱) «ای بندگان خدا که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد و او بسیار بخشنده و مهربان است و به درگاه پروردگارتان انابه کنید».
اکنون بعضی از آیات واخباری که فرموده است( مثلا) آن چیز را نمی بخشد! بررسی کنیم :
۱- خداوند در آیه دیگری از قرآن فرموده که همه گناهان را می بخشد، مگر شرک را؛ یعنی شرک به خودش را نمی بخشد؛ ولی مفسران گفته اند: مراد این است اگر با شرک از دنیا برود، بخشیده نمی شود؛ ولی اگر توبه کند، گناه شرک هم بخشیده می شود. خدا فرموده: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء»؛ (۲) «خداوند (هرگز) شرک را نمى بخشد و پایین تر از آن را براى هر کس بخواهد (و شایستگى داشته باشد) مى بخشد».آیه فوق صریحاً اعلام مى کند که همه گناهان ممکن است مورد عفو و بخشش واقع شوند؛ ولى شرک به هیچ وجه بخشوده نمى شود؛ مگر این که از آن دست بردارند و توبه کنند و موحد شوند. (۳)
۲- در روایات می خوانیم:« اِتقوا المٌحقرات من الذنوب فانها لا تغفر »۴.[از گناهان کوچک پرهیز کنید که بخشیده نمی شود].شاید به این دلیل که در گناهان کوچک، انسان احساس شرمندگی نمی کند و لذا به فکر توبه هم نمی افتد ، بلکه جسارت و جرأت او بر تکرار آن زیاد و زمینه ای برای بخشش فراهم نمی شود.اگر کسی که مقدار کمی بدهی دارد،به طلبکار بگوید: تو که از من طلبی نداری،مقداری که می خواهی ارزشی ندارد،او طلب خود را نمی بخشد ،ولی اگر مبلغ بیشتری بدهکار باشد و نزد طلبکار آید و عذرخواهی کند ،طلبکار یا به او مهلت می دهد و یا او را می بخشد.آری،طلبکار،مقدار کم را با جسارت نمی بخشد،ولی مقدار زیاد را ممکن است با عذرخواهی ببخشد .
۳- در بعضی از روایات داریم که خدا چند گناه را نمی‌بخشد: ۱- عمداً نماز نخواندن. ۲- به ناحق آدم کشتن. ۳- عقوق والدین. ۴- آبرو بردن.
پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند ، امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.
اکنون سر و دلیل اینکه گفته شده«بخشیده نمی شوند» :
این است که: این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند! ولی اگرعاملین این گناهان نیز توبه کنند ، خداوند آنها را نیز می بخشد ! پس همه گناهان، با توبه واقعی بخشیده می شوند و توبه برای همه گناهان وجود دارد و مؤثر است.
گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.
روایتی داریم که فرموده اند«الصلاة خیر میزان» استاد اخلاقی می فرمود هرگاه دیدید که به نماز اشتیاق ومیل دارید وهرگاه درنماز احساس ارتباط خوب با خدا پیدا کردید بدانید بین شما وخدا صاف شده وگناهانتان بخشیده شده واگر درحال نماز احساس ارتباط خوبی ندارید وقلبتان کدر است بدانید که گناهانی بین شما وخدا قرار گرفته که باید از بین برود! اینکه نماز بهترین میزان است ، یعنی نماز، میزان در صاف وبی غل وغش بودن ارتباط ما با خدا است.هرچقدر نماز بهتر خوانده شود ارتباط با خدا محکم تر است !
اما راجع به توبه :
برای توبه کردن باید اعتقاد داشته باشیم که اولا: خداوند توبه پذیر است وتوبه کسی که واقعا توبه کند را قبول می کند! وثانیا: ممکن است در آن صورتی که اطمینان به ترک گناه گرفته است وتوبه کرده، بازهم خدا توبه اورا نپذیرفته باشد واین احتمال را نباید کنار بگذارد بلکه چون چنین احتمالی در انسان اثر سازندگی وپرهیز دادن او از گناه مضاعف دارد ، همواره درخوف عذاب الهی به سر ببرد وگاهی توبه مجددی داشته باشد!
وثالثا : اگر کسی نتواند برتوبه خود باقی باشد ودر برنامه ریزی برترک گناه مداومت نداشته باشد، دلیل آن احتمالا این است که با شناخت ومعرفت وارد نشده وتصمیم عقلانی نگرفته است ،بلکه احساسی وبدون درک عمیق از امور، خواسته است که به نتیجه لازم برسد! تصمیم احساسی وانفعالی خصیصه اش این است که به کمتر چیزی از هم می پاچد،ولی تصمیم از روی شناخت وباور است که ثابت وپایدار می ماند.
آن کسی که معرفت لازم را به گناه پیدا نکند، با تصمیمی توبه می کند وبا مانعی از تصمیم خود برمی گردد! چنین کسی بایستی سعی کند برای دست پیدا کردن به یک توبه نصوح و واقعی، راجع به تاثیراتی که گناه برروح وجان آدمی می گذارد بیشتر تامل کند !
در آیه ۷۰ سوره فرقان بیان شده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛» مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
خداوند، پیش از این آیه، درباره ویژگى هاى بندگان خاص خویش سخن مى گوید: «بندگان (ویژه خداوند) رحمان کسانى هستند که با خداوند معبودى دیگر را نمى خوانند و انسانى که خداوند، خونش را حرام شمرده، جز به حق نمى کشند و زنا نمى کنند و هر کس چنین کند، مجازاتى سخت خواهد دید. عذاب او در قیامت مضاعف مى گردد و همیشه با خوارى در آن خواهند ماند؛ مگر کسانى که توبه کنند»
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى فرماید«اِلاّ من تاب..» هر کس گناهى مرتکب گردیده، اگر سه کار انجام دهد، افزون بر آن که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مى یابد، گناهانش به حسنات تبدیل مى گردد:
۱. توبه یا بازگشت از گناه؛کم ترین مراتب توبه پشیمانى است. اگر توبه حقیقى تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمى گردد و همواره آن را انجام مى دهد.
۲. عمل صالح؛با عمل صالح توبه دروجود انسان مستقر مى شود وبه توبه حقیقى یا توبه نصوح مى انجامد.
۳. ایمان؛مشرک باید در کنار توبه از گناهان گذشته خود، ایمان آورد تا گناهانش به نیکى ها تبدیل شود؛ ولى براى مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایى کافى است و گناهانش را به حسنات تبدیل مى کند.
از این رو، در آیه بعد مى فرماید: «وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً»کسى که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى کند؛
علامه طباطبایى مى فرماید: سیاق این آیه، با عظمت بخشیدن به توبه، استبعاد تبدیل سیئات به حسنات را از میان بر مى دارد. این توبه رجوع خاص به طرف پروردگار است وعمل صالح استقرار بخش آن به شمار مى آید. از این رو، علامه مى فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل مى گردد.
امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریف «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» می فرمایند: با توبه نصوح به خدا باز گردید
علامه طباطبایى مى فرماید: اگر شائبه شقاوت و سوء سریره در انسان نباشد، کار زشت انجام نمى دهد؛ زیرا ذات با سعادت و پاکیزه، زشتى را بر نمى تابد.
پس کار زشت ؛یا برخاسته از ذات شقى و خبیث است، یا ذاتى که در آن رگه هایى از شقاوت و خباثت باشد؛ و لازمه چنین چیزى آن است که هر گاه ذات با توبه و ایمان و عمل صالح پاک گردد، به ذاتى سعید که در آن شائبه اى از گناه و شقاوت نیست، تبدیل مى شود. اگر ذات دگرگون شد، آثار آن هم دگرگون مى گردد و اعمال و آثار انسانى متناسب با ذاتى مى شود که با مغفرت و رحمت الاهى شکسته شده است. مجموعه آنچه گفته شد، نشان مى دهد این توبه،«توبه نصوح» حالتى خاص است که قابل شکستن نیست و در قاموس آن بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنین توبه اى عمل صالح هم بى هیچ تکلفى برون مى تراود.
عالمان اخلاقی با استفاده از منابع اسلامی فرموده اند: شخص توبه کننده ،حتی اگر پس از توبه نصوح ،به دلایلی دوباره به گناه آلوده گردد،و توبه نماید ، پذیرش و آمرزش الاهی را در پی خواهد داشت و این فرایند تا هنگام مرگ ادامه خواهد داشت .
گاهى انسان با زبان مى گوید توبه کردم ولى به لباسشویى مى ماند که با زبان بگوید لباس را شستم و وارد عمل نشود، همانطور که این کلام لباس را تمیز نمى کند و نمى تواند صفت موجود در آن را عوض کند، مگر ضد آن صفت را در آن ایجاد نماید، آن کلام هم باعث سفیدى قلب نمى شود.
هر گنهکار پشیمانى مى تواند به سوى خدا بازگردد، مشروط به اینکه توبه اش حقیقى باشد که نشانه آن ،عمل صالح جبران کننده است که در آیه آمده، و گرنه مجرد استغفار به زبان، با پشیمانى زودگذر به قلب، هرگز دلیل توبه نیست.
مساله مهم در مورد آیه فوق این است که:
چگونه خداوند سیئات آنها را تبدیل به حسنات مى کند؟ در اینجا چند تفسیر است که همه مى تواند قابل قبول باشد:( تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص: ۱۶۲ )
۱- هنگامى که انسان توبه مى کند و ایمان به خدا مى آورد دگرگونى عمیقى در سراسر وجودش پیدا مى شود، و به خاطر همین تحول و انقلاب درونى سیئات اعمالش در آینده تبدیل به حسنات مى شود، اگر در گذشته مرتکب قتل نفس مى شد در آینده دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان را جاى آن مى گذارد، و اگر زناکار بود بعدا عفیف و پاکدامن مى شود و این توفیق الهى را در سایه ایمان و توبه پیدا مى کند.
۲- دیگر اینکه خداوند به لطف و کرمش و فضل و انعامش بعد از توبه کردن سیئات اعمال او را محو مى کند، و به جاى آن حسنات مى نشاند، چنان که در روایتى از ابو ذر از پیامبر اسلام ص مى خوانیم: روز قیامت که مى شود بعضى از افراد را حاضر مى کنند خداوند دستور مى دهد گناهان صغیره او را به او عرضه کنید و کبیره ها را بپوشانید، به او گفته مى شود تو در فلان روز فلان گناه صغیره را انجام دادى، و او به آن اعتراف مى کند، ولى قلبش از کبائر ترسان و لرزان است.
در اینجا هر گاه خدا بخواهد به او لطفى کند دستور مى دهد بجاى هر سیئه حسنه اى به او بدهید، عرض مى کند پروردگارا! من گناهان مهمى داشتم که آنها را در اینجا نمى بینم. ابو ذر مى گوید: در این هنگام پیامبر ص تبسم کرد که دندانهایش آشکار گشت سپس این آیه را تلاوت فرمود فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ « نور الثقلین جلد ۴ صفحه ۳۳.».
۳- سومین تفسیر اینکه منظور از سیئات نفس اعمالى که انسان انجام مى دهد نیست، بلکه آثار سویى است که از آن بر روح و جان انسان نشسته، هنگامى که توبه کند و ایمان آورد آن آثار سوء از روح و جانش برچیده مى شود، و تبدیل به آثار خیر مى گردد، و این است معنى تبدیل سیئات به حسنات.
البته این سه تفسیر- منافاتى با هم ندارند و ممکن است هر سه در مفهوم آیه جمع باشند. آیه بعد در حقیقت چگونگى توبه صحیح را تشریح کرده و مى گوید: کسى که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى کند (و پاداش خود را از او مى گیرد) (وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً) « متاب مصدر میمى به معنى توبه است، و چون در اینجا مفعول مطلق است تاکید را بیان مى کند. ».
یعنى توبه و ترک گناه باید تنها به خاطر زشتى گناه نباشد بلکه علاوه بر آن انگیزه اش خلوص نیت و بازگشت به سوى پروردگار باشد.
بنا بر این فى المثل ترک شراب یا دروغ به خاطر ضررهایى که دارد هر چند خوب است ولى ارزش اصلى این کار در صورتى است که از انگیزه الهى سرچشمه گیرد. بعضى از مفسران تفسیر دیگرى براى آیه فوق ذکر کرده اند و آن اینکه: این جمله پاسخى است براى تعجبى که احیانا آیا گذشته در بعضى از اذهان برمى انگیزد و آن اینکه چگونه ممکن است خداوند سیئات را به حسنات تبدیل کند؟ این آیه پاسخ مى دهد هنگامى که انسان به سوى خداوند بزرگ بازگردد این امر تعجب ندارد.
امام باقر علیه السلام به محمد بن مسلم چنین مى فرماید: وقتى که مؤمن توبه مى کند، گناهان قبل از توبه اش بخشیده مى شود، پس او باید براى بعد از توبه عمل کند. ولى آگاه باشید بخدا قسم این مزیت فقط براى اهل ایمان است .
راوى مى گوید: عرض کردم اگر بعد از توبه و استغفار گناه کرد و آنگاه دوباره توبه نمود چه؟ فرمود: آیا گمان مى کنى اگر بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و استغفار و توبه کند خدا توبه اش را نمى پذیرد؟ عرض کردم: او چندین بار این کار را کرده، گناه مى کند سپس توبه و استغفار مى نماید .
فرمود: هر گاه بنده با توبه و استغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش بر مى گردد، خدا بخشنده و مهربان است، توبه را مى پذیرد، و سیئات را مى بخشد .
شرایط پذیرش توبه:
۱. گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد نه از روی انکار حکم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حکایت از کفر انسان می کند و توبه از آن قبول نیست مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
۲. هنوز چندان زمانی از گناه نگذشته توبه کند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه به کلی از روح و جان انسان شسته شود و کمترین اثری از آن در دل باقی نماند و این در صورتی است که در فاصله نزدیکی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه کامل آن است که زود انجام پذیرد.
امیر مؤمنان(ع) در حکمت ۴۱۷ از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی) در جواب کسی که در حضور امام(ع) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟
استغفار درجه والامقامان است و دارای شش معنا می باشد.
۱. پشیمانی از گذشته.
۲. تصمیم به عدم بازگشت به گناه.
۳. پرداخت حقوق مردم، چنانچه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد.
۴. تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری.
۵. گوشتی را که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی، چنان که پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید.
۶. رنج طاعت را به تن بچشانی چنان که شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس آنگاه بگویی: «استغفرالله» (حکمت ۴۱۷ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی). جایگاه توبه در پیشگاه خدا:
هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا ; خداوند همه گناهان را می آمرزد. صد بار اگر توبه شکستی باز آ--- این درگه ما درگه نامیدی نیست.
در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» (کافی ۲ ۴۳۵ باب التوبة ..... ص : ۴۳).در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند» (همان) بادقت در این دوروایت به این نتیجه می رسیم که خدا توبه بنده اش را دوست دارد ، اما توبه ای که از روی صفا و اخلاص، باشد، نه توبه ای که فقط لقلقه زبان باشد !
«توبه» در لغت به معناى رجوع است و حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است که لازمه آن، تصمیم بر ترک گناه در آینده است و اگر گناه گذشته ،کاری بوده که قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در چهار چیز خلاصه کرد: ۱. ندامت، ۲. تصمیم بر ترک در آینده، ۳. جبران گذشته، ۴. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
خداوند همه مؤمنان را دستور به توبه مى دهد: «و توبوا الى الله جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تُفلِحون؛ اى مؤمنان همگى به سوى خدا رجوع کنید تا رستگار شوید» حضرت سجاد(ع) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) که در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد: خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید. اکنون عذر کسانی که از ورود به این در، بعد از گشایش آن ، غافل شوند چیست؟
پس خداوند تمامی گناهان انسان را در صورت توبه می بخشد، اما لازم است توجه شود که توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت، استغفار نماید! پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارک کند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بخواهد .
توبه ، باید حقیقی باشد یعنی توبه نصوح ؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. وهمین ندامت، انشاالله کافی است که خداوند اورا ببخشد واونیز با دلی امیدوار به بخشایش ورحمت الهی ودور از گناهان، عبادت او را بیاورد ودر اعمال پیش رویش باتوکل واستعانت الهی، دیگر به سمت آن گناه نرود، البته باب توبه هیچگاه بسته نمی شود وخداوند آمرزنده ومهربان است.
نگرانی ای که در توبه وجود دارد، از طرف خداوند- یعنی پذیرنده توبه- نیست؛ بلکه مشکل از جانب خود توبه کننده است! که آیا موفق می شود راه خود را به سوی خداوند تغییر دهد یا نه !
توبه را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم کرده اند: یک دسته از گناهان، کوچک و کم شعاعند و صرفا با استغفار و پشیمانی قلبی، جبران می شود، اما دسته دیگری از گناهان، هم بزرگ و ویران کننده هستند و هم اثر وضعی دارند. این دسته، اضافه بر پشیمانی قلبی و استغفار با زبان،‌ اقدام عملی و جبران مافات و ترمیم خرابیهای بوجود آمده را نیز می طلبد!
در تقسیم بندی دیگر، گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می توان به سه دسته تقسیم تقسیم کرد:
الف. ستم به خویشتن
یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسانتر می توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت.
ب. حق الله
فطرت پاک و سالمی که خداوند درنهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمتهای فراوان مادی ومعنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام «ارسال رسل و انزال کتب» همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی براثرتأثیرپذیری ازعوامل درونی و بیرونی، همه این نعمتها را نادیده انگاشته وراه تمرد وعصیان را درپیش می گیرد! اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته،باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود، واگردراحکام و فروع دین کوتاهی وتعلل شده،باید به تکمیل وجبران آنچه از دست رفته اقدام کرد.
ج: حق الناس
شرایط توبه در «حق الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه, یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(علیه السلام) از آن به مظالم العباد (کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۴۳) و امام زین العابدین(علیه السلام) به «تضییع حقوق الاخوان» (مجلسی، بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۱۵) یاد کرده اند.
در روایت آمده: پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست و از مؤمن سه چیز را: «مال-خون-سوءظن» (همان، ج۶۷، ص۷۱)
بر این اساس مردم و مؤمنان دارای سه نوع حق، احترام و مصونیتند؛ به موازات همین سه حق ممکن است سه نوع ظلم هم به آنان روا شود و بر همین پایه سه نوع توبه هم واجب می شود که این سه عبارتند از: ۱. تجاوز به مال ۲. لطمه به جان ۳. ضربه به آبرو.
حتی اگر گناه، مربوط به حقوق مردم باشد،باز هم، با جلب رضایت از ایشان ،امکان بخشش خداوند؛وجود دارد و نباید هیچگاه از رحمت خداوندی ناامید شد. گناه ناامیدی از خداوند، از نظر بزرگی ،از خود گناهی که ما انجام می دهیم بزرگتر است. در میان گناهان، گناهی بزرگتر از قتل نداریم. حتی در قتل عمد هم اگر انسان واقعا توبه کند و آنچه را که لازم است تدارک کند،قابل بخشش است.
پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
نکته قابل دقت : شخص تائب،همواره باید ، برای حفظ توبه خود وباقی ماندن به حالت پاکی در تلاش باشد، ازدواج سالم یکی از بهترین اموری است که انسان رابرای باقی ماندن به پاکی ودوری از گناه کمک می کند !
درادامه سخن ، به جهت تشویق وقدر دانی از توبه ای که انشاالله موفق به آن بشوید مطالب ذیل را آورده ایم:
بعضی از آثار توبه:
۱- محبوبیت نزد خداوند سوره بقره / ۲۲۲ : ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.
۲ – تبدیل سیئات به حسنات سوره فرقان / ۷۰ : الا من تاب و آمن و عمل عملاً صالحاً فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفوراً رحیماً ؛ مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا بدیهایشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
۳ – فلاح و رستگاری سوره نور / ۳۱ : و توبوا الی الله جمیعاً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
۴ – آمرزش گناهان سوره شوری / ۲۵ : و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون اوست که توبه ی بندگانش را می پذیرد و از بدیها و گناهان در می گذرد و آنچه می کنید می داند.
۵ – حفظ از عذاب الهی سوره غافر / ۷ : وقهم عذاب الجحیم ما آنان ( تائبین ) را از عذاب جهنم رهایی خواهیم داد (به وسیله ی طلب غفران).
۶ – پوشاندن سیئات سوره ی تحریم / آیه ی ۸ : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ان یکفر عنکم سیئاتکم ای کسانی که ایمان آوردید از گناهان خود به سوی خدا, توبه خالصانه کنید چرا که امید است به اینکه پروردگار شما, سیئات شما را از خود شما بپوشاند. امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : هر کس توبه کند خداوند او را بیامرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده شود. (میزان الحکمة / ج۲ / ح ۲۱۸۳)
۷ – برخورداری از برکات و نعمتهای الهی سوره نوح / آیات ۱۱ و ۱۲ : فقلت استغفروا ربکم انه کان غفاراً , یرسل السماء علیکم مدراراً و یمددکم باموال و بنین ... پس به آن قوم گفتم : طلب مغفرت و آمرزش و توبه کنید از پروردگار خویش که بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه کنید ما بر شما باران می فرستیم و همچنین شما را یاری می کنیم به واسطه ی اموال کثیره و فرزندان زیاد. امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : زیاد طلب آمرزش از خدا کنید تا از خدا طلب روزی کنید .
۸ – ورود به بهشت سوره ی تحریم / ۸ : یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبةً نصوحا ... و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار .
منابع:
۱. زمر (۳۹)، آیه‌ ۵۳.
۲. نساء (۴)، آیه ۴۸.
۳. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۰۹، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
۴.وسائل ، ج ۱۵ ، ص ۳۱۰
میهمان
کسی که امکان ازدواج ندارد حتی موقت چکار کند
پرسمان
سلام علیکم، شکی در این نیست که برای جوانانی که به هر دلیلی شرایط ازدواج فراهم نیست و یا هنوز نمی توانند روی پای خویش بیاستند و مسئولیت ارادۀ زندگی را بر دوش بِکشند، بهترین راه برای مقابله با فشار شهوت و غریزه جنسی، خویشتنداری جنسی و خودمهارگری و پرهیز از محرک های جنسی است.
بهترین راه در وضعیتی که جوانان و نوجوانان در آن قرار دارند، خویشتنداری جنسی و کنترل غریزة جنسی و ایجاد مشغولیت فکری، کاری و تحصیلی است تا مجالی برای فکر کردن به امور شهوانی برای ‌شان فراهم نشود و آنها بتوانند بدون آلودگی به گناه به درس و تحصیل کار‌شان بپردازند و در آینده مقدمات ازدواج خویش را به دست خویش فراهم کنند.
میهمان
از نظر خودم تمام حرف هایی که میزنید حداقل پنجاه درصدش از حیطه منطق خارجه و تحلیلی درست توش نیست .فقط اون هایی رو که از لحاظ تجربی نوشتید درسته
پرسمان
سلام علیکم، این در مقاله مطالبی در مورد حکم شرعی و هم عواقب سوء و پیامدهاى منفى و عملى این گناه خانمانسوز بیان شده است. منظور شما از منطقی و تحلیلی نبودن پنجاه درصدد مطالب برایم مشخص نیست. اگر از نظر شرعی گناه بودن عمل خودارضایی برایتان پذیرفتنی و منطقی نیست باید گفت درباره این گناه روایات زیادی ذکر شده از جمله اینکه؛ پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم مى فرماید: «ناکح الکف ملعون»؛رى شهرى، محمد، میزان الحکمة، ج ۱۲، ص ۵۶۵۴.؛ «ملعون است کسى که خودارضایى کند». امام صادق علیه السلام نیز مى فرماید: «با سه گروه خداوند در روز قیامت سخن نمى گوید و پاکشان نمى خواند و عذابى دردناک دارند، از آن سه اند، خودارضایى کننده و کسى که لواط دهد»همان، ح ۱۹۰۴۹.. در روایات دیگرى امام صادق علیه السلام خودارضایى را گناه عظیم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است همان، ح ۱۹۰۵۰.
پس این عمل به لحاظ شرعی حرام و از نظر اخلاقی گناه محسوب می شود و هر گناهی نور ایمان را تضعیف می کند و باعث تاریکی و آلودگی روح انسان می شود. نوری که انسان بدان نیاز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قیامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.