آثار امام غایب ۱۳۹۲/۴/۳ - ۱۹۵ بازدید

hoda-_-6.jpg
این سوال را در ضمن مطالبی بررسی و پاسخ می دهیم
مطلب اول : این سوال باز گشت به این سوال دارد که امام غایب چه آثاری دارد ؟ و چگونه می شود از وجودش منتفع گشت؟ اگر این موضوع روشن گردد شبهه وارده در این سوال خود به خود مرتفع می گردد. لذا ابتدا این مطلب را بررسی می کنیم :
آثار وجودی و هدایتی امام عصر (عج)
۱. زندگی انسان و جهان رهین وجود امام عصر (عج) است، زیرا امام (ع) انسان کامل است. و انسان کامل فلسفۀ خلقت جهان است. بنابراین، اگر امام وجود نداشته باشد خلقت انسان و جهان بدون غایت و فلسفۀ حکیمانه خواهد بود، و فعل عبث و غیر حکیمانه بر خداوند روا نیست. در برخی از ادعیه آمده است.
بیمنه رزق الوری و بوجوده، یثبت الأرض و السماء.به یمن و برکت امام معصوم است که موجودات رزق داده می شوند و به وجود حضرتش است که آسمان و زمین ثابت و پایدار است
و در روایات بسیاری آمده است: «اگر حجت وجود نداشته باشد، زمین بر اهلش خشم خواهد گرفت.»
این مطلب که انسان کامل فلسفۀ خلقت است، و این که امام انسان کامل است، در فصل ششم کتاب (امامت در بینش اسلامی ربانی گلپایگانی) بررسی شده است.طالب حقیقت را به آن ارجاع می دهیم .
۲. وجود امام، با صرف نظر از امامت سیاسی او، لطف است، و لطف از سوی خدا واجب است. بنابراین، وجود امام از سوی خدا واجب است. لطف بودن وجود امام در فرض مزبور به این جهت است که اگر چه افراد امام را نمی­­بینند، ولی او از حال افراد آگاه است و پروندۀ اعمال آنان به او عرضه می­شود. بدون شک چنین اعتقادی در زندگی افراد نقش تربیتی دارد، و با توجه به اصل اختیار آنان، این اعتقاد نزدیک کننده به سوی طاعت و دور کننده از معصیت می باشد. البته، هر گاه امام از دیدگاه افراد پنهان نباشد و آنان او را ببینند و بشناسند، نقش تربیتی امام بیش­تر خواهد بود، ولی این کاستی به وجود امام باز نمی­گردد بلکه ناشی از عصیان مردم است. و این که آنان زمینۀ حضور و زعامت سیاسی امام را فراهم نساخته­اند تا از لطف بودن امام به صورت کامل بهره­مند گردند.
اشکال: با اعتقاد به وجود خداوند و این که او از افعال انسان در آشکار و پنهان آگاه است، نقش تربیتی مترتب بر وجود امام، با اعتقاد یاد شده حاصل می­شود و دیگر به فرض وجود امام نیازی نخواهد بود.
پاسخ: تأمل در حالات روانی انسان و نیز شواهد تجربی بیانگر این است که حتی انسان­هایی با ایمان، در مورد افراد بشر، به ویژه انسان­های الهی و وارسته، احساس شرم و حیای بیش­تری دارد، و هر گاه بدانند که آنان از گفتار و رفتار آنها آگاهند، این باور نقش بازدارندگی مؤثری در زندگی آنها دارد. وقتی از لطف بودن امام سخن می­گوییم ، وضعیت روحی و روانی و ذهنی افراد متعارف بشر را در نظر می گیریم، و کسانی که باور دینی آنان نسبت به خداوند در سطح بسیار عالی قرار دارد را ملاک قرار نمی دهیم. انسان­های معمولی این گونه­اند که در خودداری از کارهای ناروا نسبت به همنوعان خود و به ویژه افرادی که جایگاه معنوی والایی دارند، حساسیت بیش­تری دارند، تا نسبت به خداوند.
۳. اگر چه در عصر غیبت کبری ارتباط مستقیم با امام (ع) و نیابت خاصّه، وجود ندارد، ولی ارتباط با امام (ع) به طور کلی مردود و ممنوع نیست، و افرادی خاص و در شرایط ویژه­ای با امام (ع) ارتباط برقرار کرده و از فیوضات و برکات وجودی امام (ع) بهره­مند می­شوند . چنان که در طول تاریخ غیبت کبری تاکنون نمونه­های بسیاری از آن موجود است، اولاً: خود این افراد از وجود پر فیض امام (ع) بهره­مند می­شوند، و ثانیاً: دیگران نیز از طریق آنان از برکات وجودی امام بهره­مند خواهند شد.
۴. امام (ع) مظهر رحمت و عنایت خداوند نسبت به بشریت به ویژه نسبت به پیروان خود می­باشد، از این روی، نسبت به سرنوشت آنان بی­تفاوت نیست، و از هر طریق ممکن برای حل مشکلات آنان اقدام خواهد کرد. بدون شک دعای اولیاء الهی در حق مؤمنان نقش تأثیرگذاری در حل مشکلات آنان دارد، و امام (ع) مصداق کامل اولیاء الهی در این باره است. این مطلبی است که در برخی از منابع دینی (توقیعات امام (ع) به شیخ مفید (ره)) آمده است.
۵. توسل به امام عصر (عج) ارتباط قلبی با آن حضرت از طریق دعاهایی مخصوص که وارد شده است (دعای ندبه، دعای عهد، دعای فرج و ...) پیوند معنوی انسان را با امام مستقیم و زمینۀ بهره­گیری از آثار و برکات وجودی آن حضرت را فراهم می­نماید. در پرتو این گونه ارتباط­های معنوی قلب انسان صفا و آرامش می­یابد و آمادۀ قرب به مبدء هستی می­گردد. دلدادگی و شیدایی به امام که واسطۀ فیض الهی در قوس نزول و سبب قرب معنوی به خداوند در قوس صعود است، از لطیف­ترین و شریف­ترین آثار معنوی وجود امام عصر (عج) می­باشد.
۶. امام علاوه بر ولایت تشریعی، از ولایت تکوینی نیز برخوردار است، اگر در باب ولایت تشریعی، راه سعادت و قرب به خداوند را به رهجویان می نماید، در باب ولایت تکوینی، مستعد را به کوی یار و غایت مقصود می رساند و ایصال الی المطلوب می­کند، بدیهی است، این گونه هدایت باطنی به مشاهدۀ فیزیک امام (ع) بستگی ندارد، بلکه شرط آن فراهم ساختن زمینه از سوی انسان است، که در آن صورت امام با ولایت تکوینی خود که خداوند به او اعطا کرده است، در وجود سالک عاشق تصرف می­کند، و او را به مقصود می­رساند.
۷. امام (ع) بر توجه کلی و عام که به عموم حق جویان و شیعیان دارد، از افراد خاصی نیز در شرایط ویژه­ای دستگیری کرده و مشکلات آنان را حل نموده است، که نمونه­های بسیاری از آن در گزارش­های معتبر آمده است. و چه بسیار مواردی نیز که گزارش نشده و کسی از آن آگاهی ندارد.
۸. نمونه دیگر از هدایت و رهبری فکری و معنوی شیعه توسط امام عصر (عج) در عصر غیبت، رهبری آنان از طریق عالمان و مجتهدان وارستۀ شیعه است.عالمان پرهیزگار شیعه به نیابت از امام عصر (عج) به پاسخگویی مسایل عقیدتی و شرعی شیعیان می­پردازند، و راه دیانت و معنویت را به آنان نشان می­دهند. این روش، به عصر غیبت اختصاص ندارد و امامان دیگر در عصر حضور نیز شیعیان را به رجوع به عالمان مورد وثوق خود تشویق و توصیه می­کردند. و این گونه نبود که همۀ افراد به صورت مستقیم به امام معصوم (ع) رجوع کنند و احکام دین را به صورت بی­واسطه از او دریافت نمایند.
۹. ولایت فقیه که در عصر غیبت زعامت سیاسی شیعه را بر عهده دارد، جلوه دیگری از رهبری امام غایب (عج) در عرصۀ حیات سیاسی جامعه شیعی است که به واسطۀ فقیه پارسا و با کفایت انجام می­شود، بنابراین، اگر چه امام معصوم (ع) به طور مستقیم رهبری سیاسی جامعه اسلامی را در دست ندارد، اما این امر مهم را مهمل رها نکرده و برای آن چاره­اندیشی کرده است.
بنابراین، اگر چه لطف امامت در عصر غیبت به صورت کامل تحقق نیافته است، اما آثار وجودی و هدایتی امام غایب (عج) به قدری فراوان است، که هر انسان منصفی را به اذعان به این حقیقت فرا می­خواند که آن را بهترین گزینه در مقایسه با دیدگاه امامت و خلافت اهل سنت بشناسد. تا چه رسد به دیدگاه­های مکاتب غیر اسلامی یا غیر الهی، پس خردمندانه است که بگوییم:
(وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منّا وجودش لطف و تصرفش در امور لطفی دیگر است و علت غیبتش از ماست)
مطلب دوم : این است که حقیقت آنگونه که در فرض سوال آمده (در صدر اسلام و بقیه دوران یک یا چند معصوم حضور داشتند که در مردم کنارشان از آنها فیض برده اند) نبوده است . زیرا آنچه که از شواهد تاریخی به دست مارسیده این است که به خاطر ظلم و ستم حکومت های جائر و عدم یاری و هم راهی مردم با ائمه (ع) از امام ششم کم کم ارتباط مردم با امامان محدود شده ودر زمان امام نهم و دهم و یازدهم به اوج خود رسید ، به گونه ای که امام یازدهم (ع) در میان لشکری از سر بازان محصور بوده و عسکری لقب گرفته است . آری اینگونه نبوده که مردم به راحتی به امامشان دست رسی داشته باشند ، در روایات آمده که یکی از اصحاب برای اینکه بتواند دور از چشم و مامورین با امام ملاقات کند طبقی میوه روی سر گزارده و به عنوان میوه فروش دوره گرد مدتی را میوه فروشی کرده بود بعد کم کم به منزل امام نزدیک شده است ، خادم حضرت به بهانه خرید میوه اورا داخل منزل برده و اینگونه توانسته به محظر امام شرفیاب گردد. ازاین نمونه ها فراوان در کتب تاریخی شیعه وجود دارد .
مطلب سوم : که نکته مهمی است این می باشد که اگر آنچه که در باره علل غیبت امام زمان ع ذکر شده را مطالعه کنیم بر ما محرز می شود که علت غیبت امام عصر (ع) ،خود ما مردم هستیم . لذا اگر بی عدالتی ای هست بر عهده خوده ما بوده و منسوب به خداوند نیست.
در ذیل علل غیبت امام زمان را به اختصار نام میبریم :
صدوق علیه الرحمه در کتاب «علل الشرائع» بسند خود از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:
«آن جوان ناچار میباید غائب شود. عرض کردند: یا رسول اللَّه براى چه غیبت میکند؟ فرمود: میترسد او را بکشند»
نیز در علل الشرائع از مروان انبارى روایت نموده که گفت: نامه اى از امام محمد باقر (ع) رسید که نوشته بود:« وقتى خداوند همسایگى با مردمى را براى ما ناخوش دانست، ما را از میان آنها بیرون میبرد»
نیز در کمال الدین و علل الشرائع از زراره نقل کرده که گفت: از امام محمد باقر شنیدم میفرمود:« پسر بچه ما پیش از ظهورش غیبتى دارد. گفتم: براى چه غیبت میکند؟ فرمود: میترسد و با دست بشکم خود اشاره نمود، یعنى میترسد او را بکشند»این روایت در کمال الدین و کافى نیز بدو طریق دیگر از زراره نقل شده است.
قطب الدین راوندى از کلینى و او از اسحاق بن یعقوب نقل میکند که این مطلب از ناحیه مقدسه امام زمان بوسیله محمد بن عثمان وارد شد: «و اما علت غیبت که واقع شده، خداوند میفرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ اى کسانى که ایمان آورده اید سؤال نکنید از چیزهائى که اگر براى شما ظاهر گردد، شما را متأثر سازد هر یک از پدران من ناچار از آن بودند که بیعت با ظالم زمان خود را بگردن بگیرند، ولى من موقعى ظهور میکنم که بیعت هیچ یک از ستمگران را بگردن نگرفته- ام، و اما چگونگى انتفاعى که مردم در غیبت من از وجودم میبرند مانند استفاده از آفتاب است که ابر آن را از نظرها مستور ساخته است.
وجود من امان مردم روى زمین است چنان که ستارگان امان اهل آسمان است. پس درهاى سؤال را از چیزى که سودى بحال شما ندارد ببندید، و براى فهم چیزى که تکلیف بآن ندارید، خود را ناراحت نکنید و براى تعجیل در فرج امام زمان علیه السّلام زیاد دعا نمائید که آزادى شما باین است و السلام علیک یا اسحاق بن یعقوب و على من اتبع الهدى» (مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار متن ۸۴۶ باب بیست و پنجم)
سخن پایانی:
از همه ی اینها که بگذریم در هیچ زمانی مردم به اندازه ی ما از هدایتهای الهی برخوردار نبوده اند. چون تا زمان غیبت کبری مردم تنها به بخش اندکی از روایات اهل بیت (ع) دسترسی داشتند ؛ ولی در آغاز غیبت کبری روایات اهل بیت (ع) یکجا جمع و اختیار شیعه قرار گرفت. مگر ما از معصوم چه انتظاری داریم؟ جز اینکه سخنانشان را بشنویم و عمل کنیم؟! پس ما امروز بیش از مردم زمان حضور امام از این سخنان اطّلاع داریم. ما حتّی از مردم آغاز غیبت کبری نیز پر بهره تر هستیم ؛ چون آنها فقط روایات را داشتند ؛ امّا در این مدّت حدوداً هزار ساله ، علما در شرح و بسط این روایات نیز کوشیده اند و احکام و اخلاق و حکمت و عرفان اهل بیت (ع) را استخراج و تدوین کرده اند. لذا ما امروز بر سر سفره ای با موادّ خام ننشسته ایم ؛ بلکه علمای اسلام تحت حمایتهای غیبی امام زمان (عج) این موادّ را پخته و در اختیار ما گذاشته اند.
علّت اصلی غیبت حضرت نیز آن بوده که دیگر حرفی برای گفتن نبوده ؛ یعنی هر چه هدایت برای بشر زمان غیبت لازم بوده در روایات موجود است. حقیقت نیز همین است که امروز بیش از نود درصد روایات ما معطّل مانده است ؛ یعنی ما تاکنون فقط از ده درصد روایات استفاده علمی کرده ایم. پس اگر کسی همین الآن نیز خدمت امام زمان (عج) رسیده و از حضرت سوالی هدایتی بکند ، پاسخ جدیدی نخواهد شنید ؛ بلکه حضرت وی را به روایات موجود ارجاع می دهند. این روند خواهد بود تا زمانی که بشر به هدایتی جدید محتاج گردد ؛ هدایتی که نتوان با روش اجتهادی از متن آیات و روایات استخراج نمود. آن موقع است که ظهور امام معصوم الزامی خواهد بود و خداوند از باب وجوب لطف ، امام را ظاهر خواهد ساخت. البته قبل از آن نیز امکان ظهور وجود دارد ؛ چرا که سبقت در لطف ، خود لطفی دیگر است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.