آثار توبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۷ - ۱۱۰۵ بازدید

سلام توبه باعث کمک خدامی شود؟

بله توبه‌ی حقیقی باعث نصرت و یاری پروردگار نسبت به بنده‌ی توبه‌کار می‌شود؛ زیرا بنده، با توبه، از حرکت به سمت وسوسه‌های شیطان دست برمی‌دارد و به سوی خداوند مهربان بازمی‌گردد؛ خداوند نیز آغوش مهر خود را به سوی بنده‌اش می‌گشاید و او را در کارها یاری می‌رساند. قرآن کریم می فرماید: ان الله یحب التوابین. خداوند توبه کنندگان را دوست دارد، یعنی توبه کنندگان چون بنده خدا می شوند خدای متعال ایشان را دوست دارد و طبیعی است که به بندگان خود عنایت و توجه داشته باشد. وعده های فراوانی که در قرآن کریم به مومنین و بندگان خدا در دنیا و آخرت می دهد همان کمک خدا به ایشان است.
اجازه دهید به همین مناسبت به برخی از آثار گناه و توبه اشاره کنیم:
نمونه هایی از آثار گناه :
۱. از بین‌برنده نعمت
امام صادق می فرمایند: «خداوند متعال به بنده اش نعمتی نصیب نمی کند که باز پس گیرد، مگر به جهت گناهی که او (بنده) مرتکب می شود و در آن صورت، مستحق سلب نعمت می گردد»؛[۱] یعنی انسان به سبب نافرمانی و گردنکشی‌ که می کند، باعث سلب نعمت های پروردگار از خودش می گردد. همچنین حضرت علی† در روایتی فرمودند: «انسان بر اثر گناه، از رزق و روزی محروم می شود».[۲]
۲. سبب‌ساز بلا و آفت
گناه و معصیت، به ویژه گناهان جنسی (شهوانی) زمینه ساز بلاهای دنیوی است و انسان را به سوی آفات و گرفتاری های اجتماعی و بی‌آبرویی می کشاند. در روایتی که از محضر نورانی حضرت علی† وارد شده، چنین آمده است: «کسی که به لذایذ و شهوات نفسانی (گناهان شهوانی) روی آورد و به آنها مبادرت ورزد، به سوی آفات و بلیّات شتافته است»؛[۳] یعنی این امور منشأ بلا و آسیب دنیوی هستند و انسان را به پرتگاه نابودی می کشانند.
۳. فراموشی و سلب دانش
پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد می فرمایند: «وقتی کسی گناهی انجام می دهد، چه‌‌بسا این گناه باعث می شود دانش و علمی را که اندوخته، فراموش کند».[۴]
دربارة نقش گناه در فراموشی، می توان تحلیلی روان شناختی ارائه کرد: گناه در درون انسان اضطراب و نگرانی ایجاد می کند؛ زیرا گناه به عنوان ناهنجاری‌ اخلاقی، با فطرت خدادادی انسان و با طبیعت وجودی او ناسازگار است. ناسازگار بودن و ناهماهنگ بودنِ گناه با ویژگی های طبیعی انسان، باعث تنش و التهاب روانی شده، نظام روانی را از تعادل و آرامش خارج می کند. این هیجان منفی و حالت اضطراب نقش چشمگیری در فراموشی دارد و باعث می شود بسیاری از آموخته‌ های انسان به فراموشی سپرده شود.
در روان شناسی به ویژه در بحث حافظه، مطالب و نظریات بسیاری دربارة علل فراموشی بیان شده است که یکی از این نظریات، مربوط به نقش هیجان های منفی در فراموشی است. در این نظریه، بر نقش هیجانات منفی مثل اضطراب در فراموشی، تأکید شده است و اضطراب یکی از دلایل فراموشی در افراد فاقد آرامش لازم، دانسته شده است. برای مثال طبق این نظریه، دانشجویی که آمادگی لازم برای امتحان ندارد، وقتی با سؤال امتحان مواجه می‌گردد و آن را درک نمی کند، دچار اضطراب شده، این اضطراب باعث می شود سؤالات بعدی را هم که می داند فراموش کند.[۵] گناه نیز به عنوان یکی از عوامل اضطراب‌زا می تواند نقش بسیاری در فراموشی و یاد زدودگی داشته باشد.
۴. کاهش عمر
امام صادق می فرمایند: «کسانی که بر اثر گناه از پای درمی آیند و زودتر می میرند، بیشترند از کسانی که با اجل طبیعی می میرند؛ و کسانی که به سبب احسان و نیکی به دیگران زندگی طولانی می کنند، بیشترند از کسانی که با عمر طبیعی خود زندگی می کنند».[۶
همان‌طور که احسان و نیکوکاری و صله‌رحم به دلیل ایجاد رضایت خاطر و آرامش روانی، باعث طولانی شدن عمر می‌گردد، گناه و ناهنجاری اخلاقی نیز به دلیل ایجاد تشویش ذهنی و نگرانی باعث کوتاه شدن عمر شده، برکت زندگی را زایل می کند.
۵. سلطه بیگانگان
خداوند متعال جهان را قانونمند آفریده است. بنابراین، هر پدیده ای بر اساس قوانین خاص و علت ویژه، به‌وجود آمده و تدبیر می شود. هیچ کار و هیچ اتفاقی در این جهان بر اساس تصادف و گتره ای به ‌وجود نمی‌آید. قوانین اجتماعی نیز از این قانون استثنا نمی باشند و تابع قوانین علت و معلولی و کنش و واکنشی هستند. قرآن کریم دربارة تغییر شرایط اجتماعی و دخالت انسان‌ها در این تغییر می فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ امتی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه خودشان سرنوشت خود را تغییر دهند».[۷] یعنی انسان‌ها با اعمال و کردار اختیاری‌شان، باعث تغییر در شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... می شوند. در راستای این اصل و قانون الهی، اگر انسان‌ها معصیت و گناه کنند، گرفتاری های بسیاری برایشان به ‌وجود می آید؛ زیرا گناه علت بسیاری از مشکلات است؛ یکی از مشکلات و سختی هایی که در اثر گناه به ‌وجود می آید، تسلط بیگانگان بر سرنوشت انسان است.
امام صادق می فرمایند: خداوند متعال فرموده: «اگر کسی مرا بشناسد، در عین حال گناه و عصیان ورزد، کسی را به او مسلط می‌کنم که مرا نشناسد (طاغوت باشد)».[۸] در این روایت شریف، علت تسلّط افراد بی دین و خدانشناس بر سرنوشت انسان‌ها، گناه و نافرمانی الهی معرفی شده است.
۶. کاهش مقام و ارزش
گناه و ارتکاب ناهنجاری اخلاقی، باعث بی آبرویی اجتماعی و کاهش منزلت اجتماعی می گردد. افرادی که به کارهای زشت و ناشایست و خلاف اصول انسانی و شرعی دست می‌زنند، حتی در میان هم ردیف های خود نیز بی ارزش و بی اعتبار هستند. در مقابل، افراد بادیانت و کسانی که ملتزم به دستورات اخلاقی و دینی هستند، نه تنها میان هم ردیف ها و دوستان خود محترمند، بلکه نزد افراد گناهکار نیز جایگاه ویژه و احترام خاصی دارند. حضرت امیرالمؤمنین، علی† دربارة نقش معصیت در کاهش ارزش اجتماعی و اخلاقی می فرمایند: «کسی که خدا را عصیان و نافرمانی کند، خود را ذلیل و خوار ساخته است».[۹]
همچنین در روایت دیگری که از محضر نورانی امام صادق† نقل شده است، می خوانیم: «بعد از رسیدن یوسف به پادشاهی مصر و نابودی عزیز مصر و گرفتار شدن زلیخا به فقر و بدبختی، روزی زلیخا اجازه خواست تا یوسف را ملاقات کند، ولی به او گفته شد: ای زلیخا! به خاطر اتفاقاتی که بین تو و یوسف† در گذشته افتاده است، نگران هستیم و می ترسیم [به تو] اجازه ملاقات با یوسف‌† را بدهیم. زلیخا گفت: من نمی ترسم از کسی که از خدا ترس دارد (تقوا دارد). وقتی به زلیخا اجازه داده شد، به خدمت یوسف† شرفیاب شد. وقتی یوسف زلیخا را دید، به او گفت: ای زلیخا چرا رنگت تغییر کرده و چرا به این روز و به این گرفتاری افتاده ای؟ زلیخا گفت: سپاس و حمد خدایی را که پادشاهان و بزرگان را به دلیل گناهانشان، برده و خوار کرده و برده ها و نوکرها را به دلیل بندگی و خداترسی شان پادشاه و بزرگ ساخته است. یوسف† به زلیخا گفت: ای زلیخا چه چیزی باعث شد آن کار (تقاضای ارتباط جنسی از یوسف†) را با من بکنی؟ زلیخا گفت: زیبایی و دلربایی تو باعث این کار من شد. یوسف† گفت: چگونه خواهی بود و چه خواهی کرد اگر پیامبر آخرالزمان را ببینی؛ پیامبری که اسمش محمد است و از من زیباتر، خوش خلق تر و بخشنده تر می باشد؟ زلیخا گفت: راست می گویی. یوسف† گفت: از کجا فهمیدی من راست می گویم؟ زلیخا گفت: برای اینکه وقتی نام او را بردی و توصیف کردی، محبتش در قلبم قرار گرفت. در این موقع خداوند متعال به یوسف‌† وحی کرد و پیغام فرستاد که زلیخا راست می گوید و منِ پروردگار، زلیخا را به‌خاطر محبتی که به پیامبر آخرالزمان دارد، دوست می دارم. پس پروردگار متعال به یوسف† امر فرمود تا با زلیخا ازدواج کند».[۱۰]
۷ جهنمی شدن و گرفتار عذاب الهی شدن که بدترین اثر گناه است..
[۱]. ما أنْعَمَ اللّه ُ على عبدٍ بِنِعْمَةٍ فَسَلَبَها ایّاهُ حَتّى یُذْنِبَ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ لِذلکَ السَّلبَ (عبدعلى‌بن‌جمعة الحویزى، تفسیر نورالثقلین، ج۲، ص۱۶۳).
[۲]. اِنَّ الرَّجُلُ لَیُحْرِمَ رِزْقُهُ بالذَّنْبِ یُصیبُهُ (ابن‌ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۵۹). نیز ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص ۳۵۸ و ۳۷۷ و ج۱۰، ص۹۹ که در آنها روایات بسیاری دربارة نقش گناه در کاهش رزق وارد شده است.
[۳]. مَنْ تَسَرَّعَ إلى الشَّهواتَ تَسَرَّعَتْ إِلَى الآفاتِ (آمدى، غرر الحکم و دررالکلم، ج۲، ص۶۶۶، ح۹۲۶).
[۴]. إنَّ العَبْدَ لِیذْنِبَ فَیُنسى بِهِ الْعِلْمُ الَّذى کانَ قَدْ عَلِمَهُ (محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج۷۰، ص۳۷۷).
[۵]. براى مطالعه بیشتر، ر.ک: علی‌اکبر سیف، روان شناسى پرورشى.
[۶]. مَنْ یموتُ بالذُّنوب أکثر ممّن یموت بالآجال، و من یعیش بالاحسان أکثر ممّن یعیش بالأعمار (محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج۷۰، ص۳۶۳).
[۷]. انَّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بقوم حتى یغیّروا ما بانفسهم (الرعد، ۱۱).
[۸]. یَقول اللّه عَزَّوجَلَّ اِذا عصانى مَنْ عَرَفَنى سَلّطتُ عَلَیْهِ مَنْ لا یَعْرِفُنى (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۳۰۷).
[۹]. مَنْ عَصَى اللّه َ ذَلَّ قدرُهُ (آمدى، غرر الحکم و دررالکلم، ج۲، ص۶۱۹، ح۱۷۹).
[۱۰]. عن أبی، عن سعد، عن ابن هاشم، عن ابن المغیرة، عمّن ذکره، عن أبی‌عبداللّه† قال: استأذنت زلیخا على یوسف فقیل لها: یا زلیخا إنّا نکره أن نقدّم بک علیه لما کان منک إلیه؛ قالت: إنّى لا أخاف من یخاف اللّه ، فلمّا دخلت قال لها: یا زلیخا ما لی أراک قد تغیّر لونک؟ قالت: الحمدللّه الّذى جعل الملوک بمعصیتهم عبیداً، و جعل العبید بطاعتهم ملوکاً، قال لها: یا زلیخا ما الّذى دعاک إلى ما کان منک. قالت: حسن وجهک یا یوسف. فقال: کیف لو رأیت نبیّاً یقال له محمّد یکون فی آخرالزمان أحسن منّی وجهاً، و أحسن منّی خلقاً، و أسمح منّی کفّاً؟ قالت: صدقت. قال: و کیف علمت أنّی صدقت؟ قالت: لأنّک حین ذکرته وقع حبّه فى قلبی، فأوحى اللّه عزّوجلّ إلى یوسف: أنّها قد صدقت، و إنّى قد أحببتها لحبّها محمّداًˆ فأمره اللّه تبارک وتعالى أن یتزوّجها (مجلسی، بحار الانوار، ج۱۲، ص۲۸۱).
پیامدهای توبه:
توبه از مهم ترین آموزه های تربیتی و اخلاقی است که آثار فراوان و رهاورد گران‌بها و پیامدهای مثبت فراوانی دارد که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:
۱. محبوب خدا شدن
توبه و اظهار ندامت و بازگشتن به جاده هدایت و رستگاری، علاوه بر آنکه سبب بخشیده شدنِ گناهان گذشته می شود، باعث می شود فرد، مورد رضایت الهی قرار گیرد؛ به گونه‌ای که خداوند به او محبت می‌ورزد و اظهار علاقه می کند. قرآن کریم دراین باره می فرماید: «خداوند توبه کاران را دوست دارد».[۱] و پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد ˆمی فرمایند: «چیزی نزد خداوند محبوب تر از مرد مؤمن توبه کار و زن مؤمن توبه کننده نیست».[۲]
اظهار محبت از طرف خدا، علاوه بر اینکه برای شخص توبه کار افتخار است، جنبة تربیتی ویژه و سازندگی مهمی نیز دارد؛ به‌طوری که باعث امیدواری و احساس ارزشمندی فرد شده، او را از گناهان احتمالی بازمی دارد.
۲. بخشش جرایم گذشته
اگر توبه و بازگشت از گناه، واقعی باشد، انسان را نه‌تنها به نورانیت و رضایت خاطر می رساند، بلکه باعث محو گناهان گذشته می‌شود و او را مورد رحمت بی کران حضرت حق قرار می‌دهد. قرآن کریم دراین باره می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه خالص. امید است با این کار، پروردگار متعال گناهان شما را ببخشد».[۳]
دربارة توبه خالص (توبه نصوح) تفسیرهای بسیاری شده است، ولی همة این تفسیرها تقریباً به یک چیز بازمی گردد و آن این است که توبه خالص باید چهار شرط داشته باشد: پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه و تصمیم جدی بر ترک آن در آینده.[۴]
از امام صادق درباره معنای توبة خالص سؤال شد. حضرت فرمودند: «توبه نصوح این است که شخص طوری توبه کند که تا آخر عمر به گناه بازنگردد».[۵]
مولوی با الهام از حدیث امام صادق† و با توجه به معنایی که برای توبة خالص بیان شد، توبه خالص را چنین به تصویر می کشد: نصوح مردی بود زن نما، چهره ای زیبا و شبیه زنان داشت، اما در واقع مرد بود. او مردیِ خود را پنهان می کرد و خود را به زن بودن زده بود؛ به طوری که در حمام دختران شاه، نفوذ کرده بود و در آنجا دلاکی (کیسه کشی) می‌کرد و از این راه شهوت‌رانی می نمود.
بود مردی پیش از این نامش نصوح * بُد ز دلاکی زان او را فتوح
بود روی او چو رخسار زنان * مردی خود را همی کردی نهان
او به حمام زنان دلاّک بود * در دغا و حیله بس چالاک بود
دختران خسروان را زین طریق * خوش همی مالید و می شست آن عشیق
اندر آن حمام پر می کرد تشت * گوهری از دختر شه یاوه گشت
روزی انگشتر دختر شاه گم شد و برای پیدا کردن آن گوهر، درِ حمام را بستند تا همه جا و همه افراد را بگردند. تفتیش شروع شد. همه جا را گشتند، اما انگشتر پیدا نشد. شروع به تفتیش و بازرسی زنانی کردند که در حمام بودند و دلاکی یا کارگری می کردند.
پس در حمام را بستند سخت * تا بجویند اولش در پیچ رخت
رَخت‌ها جستند آن پیدا نشد * دزد گوهر نیز هم رسوا نشد
پس به جد جستن گرفتند از گزاف * در دهان و گوش و اندر هر شکاف
بانگ آمد که همه عریان شوید * هرکه هستید، از عجوز و گر نُوید
هرکجا را گشتند، انگشتریِ دختر شاه پیدا نشد. دستور رسید که همه عریان شوند تا کامل‌تر آنها را بگردند و تفتیش کنند، ولی نصوح را به دلیل احترامی که برایش قایل بودند، مجبور به عریان شدن نکردند، اما او احساس خطر می کرد که هر لحظه ممکن است نوبت او برسد و آبرویش بریزد و رسوای کوچه و بازار شود و مکرش فاش گردد. این مسئله باعث شد انقلابی درونش ایجاد شود و آتش پشیمانی در جانش بیفتد و خالصانه به در خانة خدا برود.
آن نصوح از ترس شد در خلوتی * روی زرد و لب کبود از خشیتی
پیش چشم خویش او می دید مرگ * رفت و می لرزید او مانند برگ
گفت یا رب بارها برگشته ام * توبه ها و عهدها بشکسته ام
در جگر افتاده استم صد شرر * در مناجاتم ببین بوی جگر
این چنین اندوه، کافر را مباد * دامن رحمت گرفتم داد داد
گرا مرا این بار ستاری کنی * توبه کردم من ز هر ناکردنی
در این حال که شراره های جان‌سوز آتش ندامت، قلبش را می سوزاند و شعله های این آتش سوزنده اوج گرفته بود و نصوح به درگاه الهی التماس می کرد، صدا زدند که بیا همه را گشته ایم و درّ گران پیدا نشده و اینک نوبت تو رسیده است. اینجا بود که از همه جا قطع امید کرد و فقط دل در گرو یاری و رحمت الهی نهاد. در یک لحظه ورق برگشت و اینجا بود که توبه حقیقی محقق شد و خداوند او را از هلاکت نجات داد و اطلاع دادند که درّ گران پیدا شد.
بانگ آمد ناگهان که رفت بیم * یافت شد گم‌گشته آن درّ یتیم
بعد از این ماجرا، نصوح هرگز به طرف گناه نرفت و توبه واقعی نمود و گذشته را جبران کرد و در راه خودسازی قدم گذاشت.[۶]
۳. تبدیل گناهان گذشته به خوبی ها
اگر شخصی به درگاه الهی، توبه واقعی ـ مطابق با شرایط مشخص‌شده ‌ـ بکند، خداوند از باب رحمت بی کرانش، علاوه بر نابودی گناهان، آنها را به نیکی و ثواب تبدیل می کند. قرآن کریم می فرماید: «کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند گناهان آنها را به حسنات و خوبی ها تبدیل می کند و خداوند همواره آمرزنده مهربان است».[۷]
امام صادق† در روایتی پرمحتوا و زیبا می فرمایند: «خداوند متعال به حضرت داوود† وحی کرد و فرمود: ای داوود، به راستی بنده مؤمن من، هرگاه گناهی انجام دهد، سپس پشیمان شود و برگردد و از آن گناه توبه کند و هنگام یادآوری آن گناه از من حیا کرده، چشم بپوشد، گناه او را می بخشم و کاری می کنم که نویسندگان گناهان (ملائک مخصوص ثبت گناه) آن را از یاد ببرند و آن گناه را به حسنه تبدیل می کنم، و من از کسی ترسی و باکی ندارم و من مهربان ترین مهربانانم».[۸]
۴. بازیابی شخصیت
انسانی که مرتکب گناه و ناهنجاری اخلاقی شده است، چه بخواهد و چه نخواهد، احساس سرشکستگی و خودکم بینی می کند. اگر همنوعان اجتماعی و خانواده و متولیان تربیتی، او را ملامت و تحقیر کنند ـ که البته معمولاً چنین می‌شود‌ـ این احساس بیشتر می شود و اگر ملامت‌ها ادامه یابد، ممکن است این فرد خلاف‌کار و گناهکار، انسجام شخصیتی خود را از دست بدهد و در آن صورت، از خانواده و همنوعان جدا شود و به سوی انحرافات شدیدتری روی آورد؛ ضمن آنکه به دلیل این احساس که دیگر در جامعه و خانواده ارزشی ندارد و آبرویی برایش نمانده است، به هر جنایتی دست بزند.
در آموزه های اسلامی به ویژه قرآن کریم تلاش شده است راه برای اصلاح و تربیت و بازگشت چنین افرادی باز باشد؛ یعنی اگر گناهکار توبه کرد و پشیمان شد و اظهار ندامت کرد، به بازسازی شخصیت وی پرداخته و سعی شده است او را به حالت اول، بلکه بالاتر از آن برگرداند و از او انسانی وارسته و صالح بسازد. لذا خداوند متعال در قرآن کریم از یک سو، بستر و زمینة بازگشت را آماده کرده، می فرماید: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید (گناه کرده اید)، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد [اگر توبه کنید]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».[۹] و در آیه دیگری می فرماید: «هر کس از شما از روی نادانی کار بدی کند، سپس توبه کند و عملش را اصلاح نماید، مشمول رحمت خدا می شود؛ چرا که خداوند غفور و رحیم است».[۱۰] خداوند حتی از این نیز فراتر رفته، می فرماید: «خداوند، توبه کاران و پاکان را دوست دارد».[۱۱] و از سوی دیگر، به مردم گوشزد می کند اگر گناهکاران و خلاف‌کاران توبه کردند و برگشتند، آنها را بپذیرید و با آنان مدارا کنید؛ زیرا آنان برادران دینی شما هستند و حالا که توبه کرده و گذشته را جبران کرده اند، پاک شده و نورانی گشته اند؛ چون اگر توبه واقعی باشد، تمام گناهان و بدی ها را محو می کند.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند: «کسی که از گناه خویش توبه کند (توبه کامل و جامع‌الشرایط)، مانند کسی است که گناهی از او سر نزده (مثل روز اول)، اما کسی که گناه را ادامه می دهد، درحالی که از آن استغفار می کند، مانند کسی است که مسخر گی و استهزا می نماید»؛[۱۲] بنابراین می‌فرماید: پس حالا که فرد توبه کرده و گذشتة ناهنجار و زشت خود را جبران کرده است، با او به گرمی و مهربانی رفتار کنید و مثل اعضای واقعی جامعه و خانواده مثل یک برادر دینی واقعی با او رفتار کنید: فان تابُوا و َاقاموا الصلوةَ وآتَوُ الزّکاةَ فإخوانُکُم فِی الدین؛[۱۳] «اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، برادران دینی شما هستند».
وقتی خداوند این چنین با شخص نادم و توبه کار برخورد می کند، شخصیت او ترمیم و بازسازی می‌شود و در مسیر صحیح زندگی قدم می گذارد و اگر غفلت و وسوسه های شیطانی به سراغش نیاید، به سوی کمال و بالندگی می شتابد.
۵. امیدواری و رضایت خاطر
توبه به دلیل زدودن آثار گناه و سرخوردگی های ناشی از نافرمانی الهی، باعث امیدواری و رضایت خاطر و آرامش روحی می گردد. روشن است که احساس گناه مایة خستگی روح است؛ این احساس باعث سرخوردگی و نگرانی در زندگی می شود. گناهکار احساس پوچی دارد و تصور می‌کند انگیزة زندگی خود را از دست داده است؛ لذا مضطرب و نگران است. حضرت علی† می فرمایند: «چه بد قلاده ای است قلاده گناهان»[۱۴].
احساس گناه و آلودگی به ناهنجاری اخلاقی و معنوی و گردنکشی در مقابل دستورات خالق متعال، پیوسته فکر را به خود مشغول می‌سازد. گناهکار همیشه در این فکر است که چگونه خود را از این قلاده رهایی بخشد. این فکر مانند کابوسی وحشتناک، بر روح او سایه افکنده، وی را مضطرب می سازد و آرامش را از او سلب می کند. چه بسا شخص خلاف‌کار برای رهایی از این عذاب درونی، در جست‌وجوی راه هایی باشد که لحظه ای او را از این نگرانی رها سازد. لذا یکی از دلایل روی آوردن به مواد مخدّر و مشروبات مست‌کننده، این است که فرد می خواهد حتی برای لحظه ای کوتاه، از عذاب این نگرانی نجات پیدا کند.
توبه، روزنة بازگشت به رحمت الهی و داخل شدن در آستانة کبریایی پروردگار و مشمول الطاف الهی شدن و یکی از راه های رهایی از کابوس درون و آزادی از چنگال احساس گناه است؛ زیرا توبه سبب آمرزش گناه، محو آثار گناه و باعث رضایت حضرت حق می‌شود و امید و رضایت مندی و آرامش را در سایة بازگشت به سوی پروردگار رقم می زند؛ به همین سبب، موجب کاهش اضطراب و رسیدن به آرامش درونی می گردد.
۶. رستگاری و رسیدن به بهشت
یکی از مهم ترین آثار و برکات توبه واقعی، عاقبت به خیری و رستگاری ابدی و داخل شدن در بهشت و برخورداری از نعمت های گوارا و بی پایان پروردگار است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «به سوی خدا توبه کنید و بازگردید؛ شاید رستگار و سعادتمند شوید»[۱۵] و در آیة دیگری می فرماید: «کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، در بهشت و رضوان الهی وارد می شود».[۱۶]
[۱]. بقره (۲)، ۲۲۲.
[۲]. لیسَ شى ءٌ اَحَبُّ اِلى اللّه مِنْ مُؤْمِنٍ تائبٍ اَو مُؤمِنَةٍ تائبةٍ (نورى، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۲۵).
[۳]. یا اَیُّها الذین آمَنُوا توُبُوا اِلَى اللّه تَوْبَةً نصوحاً عَسى ربُّکُمْ اَنْ یکفّرَ عنکم سیّئاتِکُمْ (تحریم، ۸).
[۴]. ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۹۰.
[۵]. یتوب العبد ثم لا یرجع منه (محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج۶، ص۲۰).
[۶]. جلال الدین محمد مولوى، مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ص۸۳۰.
[۷]. مَنْ تاب و آمَن و عَمِلَ عملاً صالحاً فأولئِکَ یُبدِّلُ اللّه سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وکان اللّه غفوراً رحیماً (فرقان، ۷۰).
[۸]. یاد داوُدُ اِنَّ عَبدِىَ المؤمِنَ اذا أذنَبَ ذنباً ثُمَّ رَجَعَ و تابَ مِنْ ذلک الذنبِ و استحیَى مِنّى عِنْدَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ و َأَنْسَیْتُهُ الحَفَظَةَ و اَبْدَلْتُهُ الْحَسَنةَ ولا أبالى و َاَنَا أرحَمُ الرّاحِمین (محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج۱، ص۳۴۵، ح۲۱۸۵).
[۹]. قُل یا عبادِىَ الّذین اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّه ِ اِنَّ اللّه َ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جمیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرّحیم (زمر، ۵۳).
[۱۰]. اِنَّه مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَاَصْلَحَ فَإِنَّهُ غفورٌ رحیم (انعام، ۵۴).
[۱۱]. اِنَّ اللّه َ یُحِبُّ التّوّابینَ و َیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین (بقره، ۲۲۲).
[۱۲]. اَلتّائبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ وَالمقیمُ على الذنبِ وَ هُوَ مستغفِرٌ مِنه کَالْمستَهزِءُ (کلینى، اصول کافى، ج۲، ص۴۳۵، باب توبه).
[۱۳]. توبه (۹)، ۱۱.
[۱۴]. عبدالواحد التمیمی، غرر الحکم و دررالکلم، ص۱۸۵.
[۱۵]. تُوبُوا إلى اللّه جمیعاً اَیُّها الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُون (نور، ۳۱).
[۱۶]. مَنْ تابَ و آمَنَ وَ عَمِلَ صالحاً فأولئک یدخلونَ الجنة (مریم، ۶).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.