آخرالزمان ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ - ۳۶۵ بازدید

سلام. بابت سایت خوبتون ممنون از کجا بفهمیم که در اخرالزمان هستیم و ظهور نزدیکه

بر اساس روایات ما الان در آخرالزمان هستیم. دورة پایانی دنیا (آخرالزمان) اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ به چشم می خورد و در ادیان ابراهیمی، از برجستگی و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانی دنیا , رویدادهایی گفته می شود که ممکن است در این بخش زندگی دنیوی به وقوع پیوندد.«آخر» به بخش پایانی هر مجموعه گفته،۱ و «زمان» در لغت بر وقت کم یا زیاد اطلاق می‌شود.۲ و مقصود از آن در این‌جا روزگار و عمر جهان است. «آخرالزمان» ترکیبی اضافی و به معنای بخش پایانی حیات دنیا است. واژة آخرالزمان در قرآن به کار نرفته؛ امّا مطالب گوناگونی درباره این موضوع از آیات قابل استفاده است. قرآن به طور کلّی، جهانیان را به دو بخش پیشینیان (الأوّلین، المستقدمین) و پسینیان (الأخرین، المستئخرین) قسمت کرده است۳ افزون بر آن، آیاتی در قرآن از میراث‌بری زمین به وسیلة صالحان و مستضعفان، پیروزی نهایی حق بر باطل و گسترش اسلام در سرتاسر جهان سخن می‌گوید که پس از وقوع بلاها و فتنه‌های بسیار محقّق می‌شود.۴ قرآن مجید در آیات فراوانی به دوران «آخرالزمان» اشاره کرده (ر.ک: سوره واقعه (۵۹)، آیات ۱۴ و ۴۰ و ۴۹؛ حجر(۱۵)، آیه ۲۴؛ اعراف (۷)، ۱۲۸) و در معارف ارزشمند اسلامی، این اصطلاح در دو معنای کلی به کار رفته است:
۱ ـ مدت زمانی طولانی که با ولادت پیامبر اسلام (ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد از این رو آن پیامبر الهی را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱ ، ص ۱۹۰؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص ۱۷۷؛ ج۲، ص ۸۷؛ همچنین ر.ک: تفسیر قرطبی، ج۴ ، ص ۳۰۶؛ تفسیر طبری ، ج۱ ، ص ۵۵۷)
۲ ـ مدت زمانی که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام (ص) حضرت مهدی (عج) مقارن شده و زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام می رسد. آخرالزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی می رسد. فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی می گراید. دوران بعد، عصر تحقق وعده های الهی وبه پیامبران و اولیای خدا است و با قیام مصلح جهانی آغاز می شود.این محدوده زمانی نشانه هایی دارد که در اصطلاح «علایم آخرالزمان» خوانده می شود. ظهور امام زمان نیز در بخش پایانی آخرالزمان قرار دارد. در این راستا یکی از موضوعات بسیار مهم در عصر حاضر مساله «نزدیک بودن ظهور» است که آرزوی قلبی همه منتظران امام عصر می‌باشد و دعای هر لحظه و هر ساعت شیفتگان مهدوی است. پیشوایان ما به همه ما آموخته‌اند که برای فرج آن حضرت دعا کنیم و منتظر ظهور او باشیم و خود را هر لحظه برای حکومت عدل گستر او آماده سازیم.(بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۲۶) دوران غیبت امام عصر، بنابر تعالیم اهل بیت(ع)، دوران امید است و شور و نشاط و تحرک ویژه‌ای می‌طلبد. با این حال این شور و نشاط محدوده‌ای هم دارد که خود اهل بیت، برایمان ترسیم نموده‌اند و پیشروی بیش از آن را به شدت نهی کرده‌اند. در فرهنگ اهل بیت «پیگیری تاریخ ظهور» امری نکوهیده و دعا برای «تعجیل فرج» کاری پسندیده است. محدوده دیگری که در روایات به شدت از آن نهی شده، «توقیت» یعنی «تعیین وقت برای ظهور» است. علامه مجلسی در جلد ۵۲ بحارالانوار، ص ۱۰۱ بابی با عنوان «التمحیص و النهی عن التوقیت» (نهی از تعیین وقت ظهور) گشوده و تعداد زیادی از این گونه روایات را جمع آوری کرده است.فراوانی این روایات و اعتبار سندی قسمت قابل ملاحظه‌ای از آنها و اجماع دانشمندان بزرگ شیعه بر این مساله، جای هیچ شک و شبهه‌ای را برای حرمت و نهی شدید این مسئله باقی نگذاشته است.
ظهور امام زمان (عج) به اراده الهی بستگی دارد که در صورت فراهم بودن شرایط، به دستور خداوند تحقق می یابد. بنابراین، تاریخ آن را فقط خداوند می داند و هیچ کس نمی تواند تاریخ دقیق آن را پیش بینی کند. در روایات بیان شده که هر کس وقتی را برای ظهور مشخص کند، دروغ گوست. مهزم اسدی از امام صادق (ع) پرسید: «فدایت شوم! ظهور قائم آل محمد (ص) و تشکیل دولت حق که در انتظارش هستید، طول کشید؛ این امر کی تحقق خواهد یافت؟» حضرت فرمود: «تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ گویند؛ عجله کنندگان هلاک می شوند و کسانی که تسلیم هستند، نجات می یابند.» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۰۳)
در این رابطه توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. عده اى با توجه به اوضاع و شرایط فعلى حاکم بر جهان به این باور رسیده اند که دوره اى که ما در آن زندگى مى کنیم همان دوره آخرالزمان است که در روایات به آن اشاره شده است؛ زیرا براى آخرالزمان نشانه هایى گفته شده (مانند گسترش فساد و تفسیر دین براساس هوا و هوس و...) که این نشانه ها در دوره زمانى ما به وقوع پیوسته است پس زمان کنونى آخرالزمان است و ظهور نیز در این دوران محقق مى شود. به علاوه با وجود انقلاب اسلامى ایران و زنده شدن نام و یاد امام زمان(عج)، آمادگى و اقبال مردم براى پذیرش ایشان بیشتر شده و امید به ظهور زیادتر گشته است.
دوم. برخى از علما معتقدند: همان گونه که غیبت دو مرحله اى بود و غیبت صغرى براى ایجاد آمادگى مردم براى ورود به غیبت کبرى لازم بود، ظهور نیز ممکن است دو مرحله اى باشد و با ظهور صغرى که در انقلاب اسلامى ایران تجلى یافته است، مردم با حقیقت قیام امام زمان آشنایى بیشترى پیدا کرده اند و براى ظهور اصلى و قیام جهانى حضرت آماده مى شوند.
سوم. حرکت عمومى کشورها و جوامع به سمت وحدت و همگرایى و به عبارت دیگر توجه به تشکیلات بین المللى و اتحادیه هاى منطقه اى و فاصله گرفتن از جزءگرایى، ملت ها را به این نتیجه رسانده که براى آینده اى بهتر، باید مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهکده اى کوچک دانست. این رویداد، آمادگى مردم براى براى پذیرش یک حاکمیت فراگیر، بیشتر کرده است. البته استکبار جهانى تئورى دهکده جهانى را در جهت حفظ منافع خود و تک قطبى شدن جهان پى گیرى مى کند اما چه بسا اراده الهى به دست دشمنان خدا نیز انجام گیرد.
چهارم. اجحاف و تجاوز بیش از حد و روز افزون دولت هاى استکبارى به کشورهاى فقیر به شکل هاى گوناگون از یک سو و لجام گسیختگى فرهنگى و فکرى و علمى؛ مانند بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران مدنیت از سوى دیگر، باعث هرج و مرج در زندگى بشر شده است.این گونه مسائل و مباحث این واقعیت را اثبات مى کند که آینده روشن فقط در سایه حاکمیت فردى آسمانى است که احتمالاً ظهورش نزدیک است.
پنجم.در بعضی از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با کذب خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند؛ چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به اسحاق بن یعقوب آمده است: ... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند) البته نهی از توقیت نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش، که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای عهد آمده است: ... اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا (پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم) . در هر حال بعضی از نشانه ها به اجمال عبارت است از: به بن بست رسیدن تمام نظریه ها برای سعادت انسان ، رویکرد جهان به معنویت ، شدت یافتن بلاها ، فتنه ها و مشکلات ، پیش بینی ائمه اطهار در مورد شهر مقدس قم و وقوع انقلاب اسلامی و اتصال آن به انقلاب جهانی امام زمان(عج) ، شدت یافتن دو جریان حق و باطل، شدت یافتن انتظار در ادیان مختلف و فراگیر شدن نام و یاد مهدی (فراگیر شدن دعای ندبه در سراسر کشور و در هر کوی و برزن ، اقبال و روی آوردن عموم مردم علی الخصوص جوانان به اماکن متبرک به نام امام زمان (عج) خصوصا جمکران بعنوان پایگاه اصلی منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بین مردم ،افزایش قابل توجه رویکرد به مساله مهدویت و ظهور در بین مطبوعات ، صدا و سیما ، سخنرانی ها و … و اقبال به این مساله در حوزه و دانشگاه و در بین فرهیختگان و نخبگان) و ... . برای مطالعه بیشتر ر.ک: مهدویت و ظهور ، رحیم کارگر و اخویان ، نشر معارف از طرفی از پیامبر اکر (ص) روایات زیادی درباره مردم آخرالزمان نقل شده که نشان می دهد انحراف های بسیار زشت و خطرناکی جامعه جهانی را گرفتار می کند و این مربوط به کل دنیا است! نه یک کشور یاگروه خاص.بیان این گونه نشانه ها، هشداری است به ما که در برابر این گونه فسادها و انحرافات و هوا و هوس بازی ها مقاومت کنیم و غرق آنها نشویم . به همین جهت می توان گفت طرف خطاب این گونه روایات، مسلمانان هستند. حذیفه می گوید: دیدم رسول معظم اسلام (ص) پرده کعبه را گرفته و گریه می کند. عرض کردم یا رسول الله! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ خداوند چشمهای تو را نگریاند. فرمودند:اى حذیفه ! دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودى . عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد! آیا علائمى هست که دال بر وقوع چنین وضعى در دنیا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذیفه ! - مطالبى که مى گویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین و با انگشتانت شماره کن :۱. وقتى که امت من نماز را ضایع کنند.۲. از شهوات پیروى کنند.۳. خیانت در میان مردم زیاد شود.۴. امانت و امانتدارى کم شود.۵. مشروبات الکلى بنوشند.۶. فضا تاریک شود (ممکن است به خاطر آلودگى فضا به معصیت یا دود ناشى از بنزین و غیره باشد).۷. به واسطه خشکسالى ، آب قناتها و چاهها کم مى شود - کما اینکه الان شده است -.۸. آسمان و این فضاى لایتناهى غبارآلود شود (ممکن است کنایه از ظلمهاى جهانى باشد مانند جنگهاى جهانى از قبیل دو جنگ اول و دوم و جنگهاى پراکنده ).۹. امنیت از راههاى زمینى و هوایى برداشته شود (نظیر هواپیما ربایى ، آدم دزدى ).۱۰. و مردم همدیگر را سب و لعن کنند.۱۱. خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غیره ).۱۲. مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و میانه روى متروک گردد.۱۳. افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سایه افکند.۱۴. سال هاى دنیا پست و خوار شود.۱۵. درخت کارى زیاد شود و محصولها اندک شود.۱۶. قیمت ها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جایى که زندگى را تبدیل به جهنم سوزان کند).۱۷. بادها زیاد شود (طوفان ها و تندبادها مرتبا در دنیا زیانهاى سنگین جانى و مالى به بار آورد).۱۸. پرده از روى باطن مردم برداشته شود (و جنایتکاران و دنیاپرستان و جاه طلبان شناخته شوند، یا بدان آشکار شوند یا علائم ظاهر شوند).۱۹. عمل شنیع لواط علنى شود (کما اینکه در انگلستان با گذراندن قانونى از تصویب مجلس لواط بلامانع شده است ).۲۰. خلاف ، پسندیده شود.۲۱. تجارت و کاسبى دچار سختى و تنگى شود و اشیاء مورد درخواست کم شود.۲۲. تمام برنامه ها را با کمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پیاده کنند.۲۳. ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسیله سرگرمى و مزاح قرار دهند.۲۴. آشکارا ربا بخورند و کوچکترین ترسى از خداوند نداشته باشند.۲۵. بى عصمتى و زنا در میان مردم رواج پیدا کند (مراکز خودفروشى و زنا در دنیا با ابعاد گسترده اى بالاترین شاهد ماست ).۲۶. خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسیار کم شود.۲۷. افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.۲۸. خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همه طبقات زیاد شود.۲۹. امانت را بى اهمیت بدانند و به آن بى اعتنا باشند و افراد امین کم شوند.۳۰. در چنین وضعى دیندار باید دین خود را بردارد و از این طرف به آن طرف و از این قله کوه به آن قله و از این دره به دره دیگر برود تا سلامت دین داشته باشد.۳۱. از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها کهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند).۳۲. قرآن بخوانند در حالى که از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعیدهاى آن عملا در میان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به یاد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند.۳۳. در این حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ایمان تهى .۳۴. علما و دانشمندان آن زمان بدترین مردم روى زمین باشند و تمام فسادها و فتنه ها از ناحیه آنها برخیزد و بازگشت همه آنها (فتنه ها) به سوى خود ایشان است .۳۵. مردم خیّر و نیکوکار و مراکز خیر از بین برود اما اهل شر و فساد بمانند.۳۶. مردم به خداوند عالم در کارهایشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقیق نباشد.۳۷. تنها محبوب مردم دینار و درهم باشد (ثروت دنیا از هر راهى که بیاید، حلال یا حرام ، مانعى نداشته باشد).(نشانه های ظهور ، صص ۵۲-۵۷)امام علی (ع) نیز در خطبه ای، وضعیت مردم در آخرالزمان را چنین ترسیم می کنند: مردم امانت ها را ضایع می کنند، دروغ گفتن را حلال می شمرند؛ ربا خوردن یکی از کارهای معمولی جامعه شود، رشوه خواری در میان مردم رواج می یابد؛ ساختمان را محکم می سازند؛ دین را به دنیا می فروشند (یعنی برای دست یافتن به دنیا، نعمت های زودگذر آن، از ارتکاب هیچ گناهی باکی ندارند). در کارهای زندگی از هوا و هوس پیروی می کنند...، اشرار و مردم دور از خدا و معنویت در جامعه محترم هستند؛ پیمان شکنی رایج می شود؛ زنان با مردانشان به جهت حرص به دنیا در کار تجارت شرکت می کنندو ...». (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳)از رسول گرامی اسلام نقل شده است: «وای بر عرب از شری که به آنان نزدیک شده است. فتنه هایی چون پاره های شب تاریک و ظلمانی صبح گاهان مرد مومن است و به هنگام غروب کافر . گروهی دین خود را به بهای ناچیز و متاع اندک می فروشند کسی که در آن روز به دین خود چنگ زده و پایبند است، همانند کسی است که گلوله ای از آتش را در دست گرفته یا بوته ای از خار را در دست می فشرد» (مسند احمد، ج۲ ، ص ۳۹)همچنین:«زمانی برامتم برسد که باطنشان خبیث و ناپاک و ظاهرشان زیبا باشد و این صفت به طمع رسیدن به مال دنیا است. آنچه در پیشگاه خدای عز و جل است، نمی جویند. کارشان از روی ریا باشد و ترسی از خدا ندارند.همت آنان شکمشان است و شرافت مردم، کالای آنها و زنانشان، قبله و دینشان، درهم و دینار است» (برای مطالعه بیشتر ر.ک: آینده جهان، رحیم کارگر، مرکز تخصصی مهدویت).وضعیت جوانان در روایات به طور خاص در مورد جوانان نیز اشاراتی شده است(هر چند عموم مباحث آخرالزمانی شامل آنها نیز می شود)؛ از جمله: «چگونه می شود حال شما هنگامی که زنان شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند ... »(مشاره الاسلام، ص۲۰ و ۴۰، منتخب الاثر، ص۴۲۶) «مردان برای مردان آرایش کنند و زنان برای زنان»(بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۵۷، منتخب الاثر، ص۴۲۹)؛ « بعد از من اقوامی می آیند که غذاهای بسیار لذیذ و رنگارنگ می خورند، بر مرکب ها سوار می شوند، همچون زنی که برای شوهرش آرایش کند، آرایش می کنند؛ همچون زنان خودنمایی می کنند ... مشروب می خورند، قمار بازی می کنند، از خواسته های نفس پیروی می کنند ... »(منتخب الاثر، ص۴۲۷، الزام الناصب، ص۲۱)؛ « همانند عروس که برای داماد آرایش کند، برای یکدیگر آرایش می کنند»، « هنگامی که این اوصاف تحقق پذیرد، فتنه های برای آنها روی می آورد که تاب مقاومت ندارند.»(یوم الخلاص، ج۲، ص۷۴۴)؛ « می بینی که عاق والدین بودن رواج یافته، پدر و مادر سبک شمرده می شوند»(بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۵۹)؛ « ... به پدر ومادرش جفا کرده، با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می شود»(الزام الناصب، ص۱۸۲، یوم الخلاص، ج۲، ص۷۱۰) « فرزند به پدرش تهمت می زند و از مرگ آنها مسرور می شود»(بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۵۹)؛ « به برادرش حسد ورزیده، به پدرش دشنام می دهد و با شریکان از راه جنابت وارد می شود و ... ».(همان، ص۲۶۳، الزام الناصر، ص۱۸۱)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.