آخرت غیرمسلمانان-بهشت و غیرمسلمانان ۱۳۸۹/۰۲/۲۳ - ۱۴۹ بازدید

مگر نه این است که اسلام تنها دین مورد قبول در آخرت از جانب خداوند است و مذهب شیعه جعفری تنها مذهب با توجه به آیات قرآن و سخنان ائمه(ع) است پس در آخرت سرنوشت یهود و مسیح و سایر ادیان الهی چه می شود و آنان چگونه مورد بازخواست قرار می گیرند؟

خداوند متعال مى فرماید : « إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ دین در نزد خدا ، اسلام است . و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد ، اختلافى ( در آن ) ایجاد نکردند ، مگر بعد از آگاهى و علم ، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود و هر کس به آیات خدا کفر ورزد ، ( خدا به حساب او مى‌رسد زیرا ) خداوند ، سریع الحساب است » ( ۳ آل‌عمران : ۱۹ )
منظور از اسلام در این آیه ، آن دین الهى واحد است که خداوند متعال به همه ى انبیاء فرستاده است لذا تمام انبیاء مسلمان بوده اند « وَ وَصَّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِىَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ و ابراهیم و یعقوب ( در واپسین لحظات عمر ، ) فرزندان خود را به این آیین ، وصیت کردند ( و هر کدام به فرزندان خویش گفتند : ) « فرزندان من ! خداوند این آیین پاک را براى شما برگزیده است و شما ، جز به آیین اسلام از دنیا نروید ! » » ( البقره : ۱۳۲ ) .
در این آیه منظور از اسلام همان دین حضرت ابراهیم و یعقوب ( ع ) مى باشد که همان اسلام یعنى تسلیم محض بودن در برابر خداوند مى باشد .
لذا تمام آنها که به دین پیامبر زمان خودشان عمل نموده اند تسلیم خدا و مسلمان بوده اند و بر اساس همان اسلام زمان خودشان با آنها معامله خواهد شد .
امّا اکنون اسلامى جز مذهبّ حقّه ى شیعه وجود ندارد چون نه تورات حقیقى وجود دارد و نه انجیل حقیقى . اهل سنّت نیز قرآن را خودسرانه تفسیر مى کنند و تابع ثقل واحد هستند البته اگر حقیقتاً تابع باشند نه تابع ثقلین که رسول خدا ( ص ) به آن امر نموده است . پس امروز یک مسیحى یا یهودى نمى تواند بگوید من تابع دین الهى بودم . چون دین موجود آنها تحریف شده و دیگر آن اسلام آورده شده از سوى حضرت موسى و عیسى ( ع ) نیستند .
امّا در باب حساب آخرت از رحمت خدا نیز نباید غافل بود لذا خداوند متعال با یهودى و مسیحى و زرتشتى و سنّى زمان حاضر همچون کفّار و ملحدان و بت پرستان رفتار نخواهد نمود چرا که آنان نیز بالاخره خدا را تا حدودى پرستش نموده اند اگر چه ناقص بخصوص آنها که قدرت تشخیص حقّ را نداشته اند . لذا با توجّه به رحمت عامّ الهى جز اندکى از مردمان ، بقیّه فوز بهشت را درک خواهند نمود البته بعد از گذراندن برهه اى از عذاب .
در این باره به روایاتى چند اشاره نموده و بحث را پى مى گیریم .
۱ « عَنْ ضُرَیْسٍ الْکُنَاسِىِّ . . . قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَمَا حَالُ الْمُوَحِّدِینَ الْمُقِرِّینَ بِنُبُوَّهِ مُحَمَّدٍ ص مِنَ الْمُسْلِمِینَ الْمُذْنِبِینَ الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ لَیْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا یَعْرِفُونَ وَلَایَتَکُمْ فَقَالَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِى حُفْرَتِهِمْ لَا یَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ کَانَ مِنْهُمْ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ یُظْهِرْ مِنْهُ عَدَاوَهً فَإِنَّهُ یُخَدُّ لَهُ خَدٌّ إِلَى الْجَنَّهِ الَّتِى خَلَقَهَا اللَّهُ فِى الْمَغْرِبِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِ مِنْهَا الرُّوحُ فِى حُفْرَتِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ فَیَلْقَى اللَّهَ فَیُحَاسِبُهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَیِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّهِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ مَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ قَالَ وَ کَذَلِکَ یَفْعَلُ اللَّهُ بِالْمُسْتَضْعَفِینَ وَ الْبُلْهِ وَ الْأَطْفَالِ وَ أَوْلَادِ الْمُسْلِمِینَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ فَأَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهِ فَإِنَّهُمْ یُخَدُّ لَهُمْ خَدٌّ إِلَى النَّارِ الَّتِى خَلَقَهَا اللَّهُ فِى الْمَشْرِقِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِمْ مِنْهَا اللَّهَبُ وَ الشَّرَرُ وَ الدُّخَانُ وَ فَوْرَهُ الْحَمِیمِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ ثُمَّ مَصِیرُهُمْ إِلَى الْحَمِیمِ ثُمَّ فِى النَّارِ یُسْجَرُونَ ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَمَا کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَیْنَ إِمَامُکُمُ الَّذِى اتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ الْإِمَامِ الَّذِى جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً . ضریس کناسى گوید : به امام باقر ( علیه السّلام ) عرض کردم قربانت گردم خداشناسانى که به محمد ( صلى اللَّه علیه و آله ) ایمان دارند و مسلمان هستند و از دنیا مى‌روند ولى امامى را نمى‌شناسند و به ولایت شما معتقد نیستند پایان کار آنها چه خواهد شد ؟ امام ( علیه السّلام ) فرموند : آنها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آنجا بیرون نخواهند گردید ، هر کدام از آنها که کارهاى نیک انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‌ها نسبت به ما ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى که خداوند در مغرب آفریده است باز مى‌گردد و روح و بشارت به قبر او مى‌رسد . این چنین آدمى در قبر خود ( جایگاه برزخى خود ) زندگى مى‌کند تا روز قیامت برپا شود ، در آن هنگام در پیشگاه عدل خداوندى حاضر مى‌گردد و به حساب کار او مى‌رسند و خوبى‌ها و بدیهاى او را در نظر مى‌گیرند ، در اینجا یا به طرف بهشت مى‌روند و یا به طرف دوزخ رهسپار مى‌شوند ، وضع اینها بستگى به امر خداوند دارد .
امام ( علیه السّلام ) فرمود : با مستضعفان و افرادى که عقل درستى ندارند و نیک و بد را از هم تمیز نمى‌دهند و با اطفال و فرزندان مسلمانان که هنوز به سن بلوغ نرسیده‌اند همین گونه رفتار مى‌گردد ، اما ناصبیان ( دشمنان اهل بیت ) که اهل قبله هستند ، براى آنها هم خطّى از قبر ( جایگاه برزخى او ) به طرف دوزخ کشیده مى شود . این دوزخ را خداوند در مشرق خلق کرده است و از آن دوزخ شعله‌هاى آتش و دود و گرمى به قبرش وارد مى‌گردد و او را معذّب مى‌کند و بعد از این هم راه آنها به جهنم ( جهنّم اخروى ) ختم مى‌شود ، و در آن جا نگهدارى مى‌گردند و به آنها مى‌گویند شما غیر از خدا به دیگران توجه کردید ، کجا هست آن امامى که خود اختیار کردید و امام منصوب از طرف خدا را رها نمودید . » ( الکافى ج : ۳ ص : ۲۴۷ (
در این حدیث شریف بیان شده که افراد مسلمان صالح غیر شیعه که بغض اهل بیت ( ع ) را نداشته باشند ، در عالم برزخ وارد جهنّم نمى شوند ولى وارد بهشت برزخى هم نمى شوند بلکه در جایگاه برزخى خود مى مانند و از بهشت برزخى راهى به سوى جایگاه برزخى او باز مى شود تا او از راه دور از نعمتهاى بهشتى بهرمند شود .
۲ « قَالَ عَلِىُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِى تَفْسِیرِهِ سُئِلَ الْعَالِمُ ( ع ) عَنْ مُؤْمِنِى الْجِنِّ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ یَکُونُ فِیهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّیعَه . از امام معصوم ( ع ) پرسیده شد که آیا مومنان جنّ به بهشت مى روند فرمودند : نه ولى براى خدا جایگاههایى است بین بهشت و جهنّم که مومنان جنّ و شیعیان فاسق در آن خواهند بود . » ( بحار الأنوار ج ۶۰ ص ۲۹۱ )
در این روایت به وضوح بیان شده که شیعیان فاسق در آخرت به بهشت نمى روند ولى به جهنّم نیز نمى روند . البته باید توجّه داشت که مراد از شیعه فاسق ، شیعه اسمى نیست بلکه مراد کسانى هستند که حقیقتاً محبّت اهل بیت را دارند و ولایت را حقّ مسلّم آنها مى دانند ولى اهل عمل نیستند . امّا کسانى که فقط اسماً شیعه هستند ولى در دل محبّت اهل بیت را ندارند شیعه محسوب نمى شوند .
۳ « مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ الزُّرَقِىِّ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِىٍّ ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیَهَ أَبْوَابٍ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهُ أَبْوَابٍ یَدْخُلُ مِنْهُ شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِى قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ . محمد بن فضیل گوید : امام صادق علیه السّلام فرمود : على علیه السّلام فرمودند : بهشت هشت در دارد ، درى که از آن پیامبران و صدیقان وارد مى‌گردند ، درى که شهداء و صالحان از آن مى‌آیند ، و پنج در است که شیعیان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم سایر مسلمانان وارد مى‌شوند و آنها کسانى مى‌باشند که بر وحدانیت خدا گواهى دهند و ذرّه‌اى بغض ما را در دل نداشته باشند . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۵۹ )
به قرینه روایت قبلى به نظر مى رسد که مراد از شیعیان و محبّان اهل بیت ( ع ) در این روایت ، شیعیان و محبّان غیر فاسقند .
۴ « عَنْ زُرَارَهَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها یَجْرِى لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ رَأَیْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ وَ لَا یَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ أُولَئِکَ الْجَنَّه . زراره گوید : از امام صادق علیه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم که تفسیر « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها هر که با حسنه اى به آخرت بیاید براى او ده تا مثل آن است » چیست ؟ آیا کسانى که معتقد به امامت شما نیستند مشمول این آیه مى‌باشند ؟ امام فرمودند خیر این فقط براى مؤمنان مى‌باشد . عرض کردم خداوند شما را سلامت بدارد ، کسانى از مخالفین که شما را هم به امامت قبول ندارند ، وجود دارند که روزه مى‌گیرند ، نماز مى‌خوانند و اهل ورع و تقوا مى‌باشند ولى با شما عناد ندارند امام فرمودند : این جماعت وارد بهشت مى‌گردند و مشمول رحمت خداوند مى‌شوند . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۳ )
۵ « الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا کَافِرُونَ وَ لَا یَخْلُدُونَ فِى النَّارِ وَ یَخْرُجُونَ مِنْهَا یَوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَهُ لَهُمْ جَائِزَهٌ وَ لِلْمُسْتَضْعَفِینَ إِذَا ارْتَضَى اللَّهُ دِینَهُمْ . اعمش از امام صادق علیه السّلام روایت مى‌کند که فرمودند : آنهایى که حدّ بر آنها جارى شده ، نه مؤمن هستند و نه کافر ، آنها ، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسید ، ولى مستضعفان ، خداوند باید از آنها راضى گردد . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۵۹ )
در این روایات ، اصحاب حدود نه کافر و نه مومن بلکه فاسق قلمداد شده اند . و اصحاب حدود کسانى هستند که مستحقّ حدّ شرعى هستند یعنى گناهانى را مرتکب شده اند که به موجب آنها مستحقّ حدّ شرعى شده اند مثل زنا ، شرب خمر ، قتل و . . . اینها اگر شیعه هم باشند ابتدا باید وارد جهنّم شوند لکن تا ابد در جهنّم نمى مانند بلکه بعد از مدّتى از جهنّم نجات یافته و وارد بهشت مى شوند امّا به قرینه روایات قبلى معلوم است که اینها بلا فاصله وارد بهشت نمى شوند بلکه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بین بهشت و جهنّم قرار مى گیرند و مدّتى بعد وارد درجات پایین بهشت مى شوند .
۶ « عَنْ أَبِى خَدِیجَهَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا فَقَالَ لَا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً إِلَى النَّصْبِ فَیَنْصِبُونَ وَ لَا یَهْتَدُونَ سَبِیلَ أَهْلِ الْحَقِّ فَیَدْخُلُونَ فِیهِ وَ هَؤُلَاءِ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِأَعْمَالٍ حَسَنَهٍ وَ بِاجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ الَّتِى نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا وَ لَا یَنَالُونَ مَنَازِلَ الْأَبْرَار . ابو خدیجه گوید : امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا ، فرمودند : یعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى کنند و به طرف حق هم هدایت نمى‌شوند تا به حق عمل کنند و یا حق را قبول کنند ، اینها اگر کارهاى نیک انجام دهند و از محرمات دست بر دارند وارد بهشت مى‌گردند ولى مقام نیکان را پیدا نخواهند کرد . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۰ )
۷ « عَنْ أَبِى الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ فِى الْمُسْتَضْعَفِینَ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً فَیَدْخُلُوا فِى الْکُفْرِ وَ لا یَهْتَدُونَ فَیَدْخُلُوا فِى الْإِیمَانِ فَلَیْسَ هُمْ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْإِیمَانِ فِى شَىْء . ابو الصباح گوید : امام باقر علیه السّلام در باره مستضعفان فرمودند : آنها راهى پیدا نمى‌کنند تا وارد کفر شوند و بطرف ایمان هم هدایت نمى‌گردند تا مؤمن شوند ، آنها نه کافر هستند و نه مؤمن . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۲ )
۸ « عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ الْجَازِىِّ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ ضُرُوبٌ یُخَالِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهِ نَاصِباً فَهُوَ مُسْتَضْعَفٌ . عبد الغفار جازى گوید : امام صادق علیه السّلام فرمودند : مستضعفان گروه‌هائى مى‌باشند که پاره‌اى با پاره‌اى دیگر مخالفت دارند ، هر کس از اهل قبله به حدّ ناصبى نرسد او مستضعف است . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۵۹ )
۹ « عَنْ أَبِى حَنِیفَهَ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ عَرَفَ الِاخْتِلَافَ فَلَیْسَ بِمُسْتَضْعَف . ابو حنیفه که یکى از شیعیان است گوید : امام صادق علیه السّلام فرمودند : هر کس اختلاف در عقائد و آراء را بشناسد مستضعف نیست . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۲ )
۱۰ « عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَرَفَ اخْتِلَافَ النَّاسِ فَلَیْسَ بِمُسْتَضْعَفٍ . ابو بصیر گوید : امام صادق علیه السّلام فرمودند : هر که به اختلاف مردم آشنا باشد و آن را دریابد از مستضعفان بشمار نمى‌رود . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۲ )
۱۱ « عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ أَنَا أُکَلِّمُهُ فِى الْمُسْتَضْعَفِینَ أَیْنَ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ أَیْنَ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ أَیْنَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً أَیْنَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ أَیْنَ أَهْلُ تِبْیَانِ اللَّهِ أَیْنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا فَأُولئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً . زراره گوید : من با حضرت باقر علیه السّلام در باره مستضعفان گفتگو مى‌کردم ، امام فرمودند : اصحاب اعراف کجا هستند ، آنها که به رحمت خداوند امیدوارند کجا مى‌باشند ، آنها که کارهاى نیک و بد را به هم آمیخته‌اند چه مى‌کنند . کسانى که باید دلهاى آنها را به دست آورد و از دین رم نداد در کجا مى‌باشند ، آنها که خداوند موضوعات را براى آنها روشن کرده در کجا هستند ، مستضعفان از مردان و زنان و کودکان در کجا زندگى مى‌کنند آن‌ها که راهى ندارند تا هدایت شوند ، امید است خداوند از آنها درگذرد و مورد عفو قرار دهد . » ( بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۴ )
نتیجه بحث :
۱ شیعیان غیر فاسق اهل بهشتند لکن مرتبه بهشت آنها تابع درجه ایمان و عمل آنهاست .
۲ شیعیان فاسق اگر فسقشان در حدّ زیاد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتى به حدّ فاصل بین بهشت و جهنّم منتقل مى شوند و در نهایت وارد درجات پایین بهشت مى شوند . ولى اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمى شوند بلکه بین بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولیاء الهى مى مانند و در نهایت به درجات پایین بهشت بار مى یابند . امّا اگر فسق آنها اندک باشد بنا به برخى روایات که در اینجا ذکر نشد در برزخ معذّب مى شوند ولى در آخرت وارد بهشت مى شوند . همچنین همه این سه گروه در برزخ معذّب خواهند بود .
۳ کفّار ، مشرکین ، و مسلمانان ناصبى که با اهل بیت ( ع ) عداوت دارند ، اهل جهنّم اند .
۴ مسلمانان غیر شیعه که عداوتى با اهل بیت ( ع ) ندارند ، اگر فاسق باشند اهل جهنّمند چون وقتى شیعه فاسق اهل جهنّم شد غیر شیعه فاسق به نحو اولى اهل جهنّم است لکن امید نجات براى این گروه نیز وجود دارد به خصوص اگر اهل بیت ( ع ) را محترم بدانند .
۵ مسلمانان غیر شیعه و غیر ناصبى اگر اهل ورع باشند و راه تقوا پیش بگیرند اهل بهشتند لکن به درجات بالاى بهشت نمى رسند . البته به شرط آنکه حقیقتاً از درک حقّانیّت اهل بیت ( ع ) قاصر باشند . امّا اگر قدرت درک حقّ و باطل را در مساله امامت داشته باشند ولى عمداً در این باره تحقیق نکنند ، به این راحتى نمى توان آنها را اهل بهشت دانست گرچه حکم به جهنّمى بودن آنها نیز آسان نیست . شاید بتوان اینها را هم در ردیف مسلمانان غیر شیعه ى فاسق و غیر معاند قرار داد چون تحقیق در مساله امامت بر آنها واجب بوده است . امّا اگر کسى که به گمان خود قدرت فهم را در این زمینه دارد ، تحقیق کند ولى حقّانیّت شیعه براى او ثابت نشود ، او معذور است و در حقیقت چنین کسى قدرت درک لازم را در این رابطه ندارد بلکه خودش خودش را اهل درک مى پندارد . لذا چنین کسى در جرگه مستضعفین فکرى است . چنین کسى اهل اجتهاد و فهم نیست بلکه اهل سواد و حفظ و ارائه مطالب است . مستضعف فکرى بودن مستلزم بى سواد یا کم سواد بودن نیست بلکه حتّى ممکن است یک شخص مجتهد و دانشمند در برخى علوم نیز در بحث اعتقادات مستضعف فکرى باشد ، و نتواند در میان انبوه آراء و ادلّه ، رأى و دلیل درست را تشخیص دهد . امّا اگر کسى حقیقتاً اهل فهم باشد و در این رابطه تحقیق کرده و حق را دریابد ولى تحت تاثیر هواى نفس ، آن را نپذیرد ، یقیناً چنین کسى اهل جهنّم خواهد بود بلکه چنین کسى از بدترین ساکنان جهنّم است . چون عدم اعتراف او به حقیقت باعث انحراف دیگران نیز مى شود . این گروه در واقع ناصبیهاى پنهانند که آشکارا با اهل بیت ( ع ) دشمنى نمى کنند ولى در دل از آنها روى گردانند . اینها به صراحت بر ضدّ اهل بیت ( ع ) سخن نمى گویند ولى معارف آنها و اعتقادات شیعه را که از اهل بیت ( ع ) گرفته اند به باد انتقاد و فحش مى گیرند و چه بسا فتوا به شرک شیعه مى دهند .
عدم اظهار دشمنى اینها با اهل بیت ( ع ) نیز عمدتاً از آن جهت است که اکثر علماى اهل سنّت محبّت اهل بیت ( ع ) را بنا به آیه « . . . قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى . . . » ( الشورى : ۲۳ ) واجب شرعى دانسته اند . لذا اینها از ترس واکنش اکثر علماى اهل سنّت دشمنى خود را به زبان نمى آورند ولى در عمل ، سعى مى کنند هر اثرى را که مربوط به اهل بیت مى باشد ، نابود کنند .
مطلب دیگر
۱ در حکمت متعالیه ( مکتب فلسفى ملاصدرا ) با براهین عقلى اثبات شده که زمان از ویژگیهاى موجود مادّى دنیاى است لذا در عالم برزخ و عالم آخرت ، زمان به معنى حقیقى کلمه وجود ندارد . لذا این سوال که « زندگى در آخرت تا چه زمانى است ؟ » جاى طرح ندارد . عالم آخرت ابدى است امّا نه به معنى بى نهایت سال بودن بلکه ابدى است به این معنا که اساساً زمانى در آن مرتبه موجود نیست . همانگونه که در عالم ملائک نیز زمان راه ندارد یا براى خدا نیز زمان نیست . همچنین امورى چون حقایق ریاضى و قواعد عقلى فرا زمانى اند لذا فرسودگى در آنها راه ندارد .
۲ جهنّم بسته به مرتبه ى وجودى اهل آن به سه قسم کلّى تقسیم مى شود که عبارتند از : جهنّم ذات ، جهنّم صفات و جهنّم اعمال .
جهنّم ذات براى کسانى است که در مرتبه ى ذاتشان کافرند مثل ابلیس و ابوجهل و دیگر ائمه کفر که کفر در ذاتشان رخنه کرده است و در عین اینکه به وجود خدا یا حقّانیّت انبیاء و دیگر امور اعتقادى علم دارند به آن کفر مى ورزند « و جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُم . » ( نمل : ۱۴ ) « فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرین » ( بقره : ۸۹ )
امّا جهنّم صفات براى کسانى است که ذاتشان آلوده به کفر نیست ولى در مرتبه ى صفات و ملکات ، گرفتار کفر و الحاد و شرک مى باشند . امّا جهنّم اعمال جایگاه آنانى است که نه در ذات و نه در صفات و ملکات کافر و مشرک نیستند و شرک صفاتى آنها در حدّ ملکه ى راسخه نیست ولى در عمل ، کار مشرکانه انجام داده ، کم یا بیش ، اهل فسق و فجورند .
۳ عالم آخرت گرچه جاى تکامل اختیارى به معنى دنیوى آن نیست ، ولى در آن نیز یک نحوه تکامل وجودى به نحو رجوع از ظاهر به باطن موجود است که عرفا آن را تجدّد امثال گفته اند . لذا چنین نیست که اهل جهنّم دائماً در یک حال باشند و دچار تحوّل نشوند . با توجّه به آیات و روایات ، دو گروه از اهل جهنّم ( اهل جهنّم اعمال و اهل جهنّم صفات ) بعد از مدیدى تحمّل عذاب به ذات و باطن خود بازگشته از جهنّم خلاص مى شوند . اهل جهنّم اعمال ابتدا به صفات خود باز مى گردند و چون رذائل آنها در حدّ ملکه ى راسخه نیست ، منطقه ى صفات را بهشت مى یابند در این هنگام اعمال خیر دنیایشان هر چند یک عمل خیر باشد جلوه مى کند و اینها به بهشت اعمال داخل مى شوند . امّا اهل جهنّم صفات ابتدا از دوزخ صفات به ذات خود سفر کرده از دور ، ذات و فطرت الهى خود را ملاقات مى کنند ، در این هنگام صفاتشان آب فطرت یافته جهنّم صفاتشان بى فروغ مى شود ولى همچنان خاکستر گرم آن به صورت جهنّم اعمال باقى مى ماند تا سر آخر آن نیز خاموش گشته شخص خود را در بهشت اعمال مى بیند . امّا اهل جهنّم ذات تا ابد در جهنّم ذات خویش معذّبند و خلاصى نخواهند داشت چرا که تغییر و تبدیل ذات به ذات دیگر و زائل شدن ذات از ذات ، عقلاً محال است . اینان همان سران کفرند که ذاتشان عین آتش سوزان جهنّم بوده هیزم آن هستند و دیگران نیز به آتش اینان مى سوزند . « إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّار . کسانى که کافر شدند ، ثروتها و فرزندانشان نمى‌تواند آنان را از ( عذابِ ) خداوند باز دارد در حالى که آنان خود ، هیزم آتشند . » ( آل‌عمران : ۱۰ )
لازم به ذکر است که بسیارى از گناهکاران قبل از آنکه قیامت بر پا شود در اثر جهنّم برزخى به اصل خویش برگشته در آخرت اهل بهشت مى شوند و حتّى عدّه اى در همان عالم برزخ بعد از برهه اى تحمّل عذاب به بهشت برزخى منتقل مى گردند در آخرت نیز میزان ماندگارى افراد در جهنّم بستگى به میزان اعمال و صفات شرک آلود او دارد و سر آخر در جهنّم نمى ماند مگر افرادى اندک از سران کفر و الحاد که منشاء انحرافات بزرگى بوده و هیچگاه به خود نیامده اند . همچنین باید دانست که بهشت نیز مراتبى دارد و چنین نیست که بهشت مومنان و بهشت رها شدگان از جهنّم در یک سطح باشد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.