آداب زیارت ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ - ۲۶۲ بازدید

آداب زیارت را به طور کامل بیان کنید

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و ... که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیز تر می سازد و عامل را به هدف نزدیک تر می سازد.
از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد های معنوی زیارت کامیاب تر می سازد.
این آداب، برخی ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجّه قلبی و آداب باطنی کمک می کند.
کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کمّ و کیف این تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت. امام صادق علیه السلام ، به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب بزرگ اوست چنین دستورالعمل می دهد:
«هر گاه به زیارت مرقد امیرالمؤمنین رفتی، غسل زیارت کن، پاکیزه ترین جامه هایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با آرامش و وقار و آرام آرام حرکت کن ، وقتی به باب السّلام رسیدی، رو به قبله بیست و سه بار تکبیر بگو، آن گاه زیارت را بخوان...».[۱]
این نکات، از جمله آداب ظاهری زیارت است.
مرحوم کلینی در کتاب کافی، مرحوم شهید اول در کتاب دروس و همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، آداب فراوانی برای زیارت نقل کرده اند.
آنجه در این نوشته می خوانید، برخی از مهم ترین آن آداب، با تبیینی روشن و شرح و بسط آن است.
۱. غسل زیارت
برای حضور در حرم ها، زائر باید پاک باشد، هم پاکی ظاهری، هم درونی. غسل زیارت از آنجا که به عنوان یک عمل عبادی انجام می گیرد، علاوه بر تمیزی جسم و لباس، طهارت روح و روان را هم در پی دارد. هم قبل از آغاز سفر زیارتی و هنگام بیرون رفتن از خانه و شهر و بیش از شروع مسافرت مستحب است، هم قبل از تشرف به حرم های مطهّر معصومان:.
غسل، یک طهارت جسمی است، ولی صفای روحی و معنوی هم دارد؛ چون همراه با نیت، ذکر خدا و دعاست و تنها دوش گرفتن و شستن بدن نیست؛ مثل وضو که صرف شستن صورت و دست ها نیست. نورانیت و آثار معنوی و روحی آن در سایه توجه و قصد قربت و عبادت فراهم می شود. وضو به عنوان مقدمه نماز و غسل به عنوان مقدمی زیارت است.
در زیارت هفتم امام حسین (علیه السلام) که حضرت صادق به صفوان جمّال آموخته، حضرت می فرماید: وقتی خواستی به زیارت بروی، از آب فرات غسل کن و هنگام غسل بگو: بسم الله و بالله، اللهم اجعله نوراً و طهوراً و حرزاً و شفاءً مِن کُلِّ داءٍ وَ سُقمٍ و آفةٍ و عاهةٍ، الّلهم طهّر به قلبی و اشْرَح به صَدری و سهّل به اَمری.
باین دعا و امثال آن، هم کار با نام و یاد خدا آغاز می شود، هم طلب نورانیت و پاکی و شفا و ایمنی است و هم دعا بری طهارت قلب و شرح صدر و آسانی کار.
غسل زیارت، یک معنی نمادین هم دارد؛ یعنی شستشوی جسم و تمیزی بدن، نمادی از طهارت روح است: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام».
کسی که برای تشرف به حرم آلایش جسمی را می زداید، آلایش روح را هم باید بشوید تا هم با جسم پاک، هم روح پاک، هم لباس نو، هم با روحیه نو تشرف یابد؛ چرا که توبه و خشوع، لباس روح است. در احادیث توصیه شده وقتی زائر از غسل فارغ شد، جامی پاک و تمیز بپوشد و دو رکعت نماز بخواند و با ذکر خدا و «الله اکبر» و «لااله الا الله» و با قدم های کوچک به طرف مزار برود. همه اینها در تأمین حال معنوی مؤثر است. برای غسل زیارت، دعاهای دیگری نیز وارد شده است.
طهارت روحی شرط ارتباط با پاکدلان و پاک جانان و حضور در اماکن مقدس است. رعایت این آداب در حال حیات امامان هم مورد تأکید است. چند نفر در مدینه قصد تشرّف به حضور امام صادق علیه السلام را داشتند. در راه، یکی از اصحاب از کوچه ای بیرون آمد و به این جمع پیوست؛ در حالی که جنب بود و اینان نمی دانستند. وقتی خدمت امام رسیدند و سلام دادند، حضرت خطاب به آن شخص فرمود: یا نمی دانی که سزاوار نیست شخص جنب به خانه انبیا وارد شود؟ او برگشت و بقیه به خدمت امام شرفیاب شدند.[۲]
امام صادق علیه السلام توصیه فرموده است: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادی نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی کامل و جامع بری هر یک از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به او آموخت ـ قبل از بیان متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانی مرقد آن حضرت رسیدی، بایست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اذن دخول بخوان ...، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت صادق علیه السلام می پرسد: امیرالمؤمنین را چگونه زیارت کنم؟ می فرماید: هر گاه اراده زیارت کردی، غسل کن، دو جامی تمیز و شسته شده ات را بپوش، عطر بزن و با بوی خوش به زیارت برو.[۳]
خوش بویی و تمیزی از اخلاق انبیاست و برای زیارت اولیای الهی تأکید بیشتری بر آن شده است.
جنبه دیگر غسل زیارت، به بعد اجتماعی آن مربوط می شود. معمولاً در تجمع ها و مسافرت ها، ممکن است بدن عرق کند، فضا از نظر بوی بدن و عرق پاها و غبار آلودگی زائران و ... ناهنجاری هایی داشته باشد که تحمّل آن برای دیگران خوب و خوشایند نباشد. غسل زیارت، گامی بری ایجاد فضای مطلوب تر در اماکن زیارتی و در مجموعه های زائران است. ادب تشرف به محضر یک شخصیت والا یجاب می کند که دیدار کننده با بهترین لباس و نیکو ترین وضع و با آراستگی کامل برود تا ادای احترام کرده باشد. غسل پیش از زیارت، تا حدّی تامین کننده این هدف است و بدون آن نوعی بی احترامی می شود.
از امام صادق علیه السلام درباره (خذوا زینتکم عند کلِّ مسجد) پرسیدند، فرمود: «الغُسل عِندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»[۴].
آن حضرت غسل هنگام دیدار هر امام را مصداقی از آراستگی هنگام عبادت یا حضور در عبادتگاه به شمار می آورده است و این برای زائران درس تمیزی و خوش بویی و ادب ظاهری است.
۲. لباس تمیز و آراستگی و خوش بویی
پوشیدن جامی نو و لباس تمیز و استفاده از عطر، آداب دیگر تشرف به حرم های مطهّر است. در رویات، هم بر «ثوب جدید» تأکید شده، هم بر «ثوب نظیف» که می رساند تمیزی و تازگی هر دو مورد عنایت است. مرحوم فیض کاشانی به نقل از شیخ صدوق، یکی از آداب زیارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همین نکته می داند؛ مثلاً در زیارت سید الشهدا علیه السلام می گوید:
«هر گاه به زیارت آن حضرت رفتی، از کنار فرات غسل کن، لباس های پاکیزه بپوش و پا برهنه به سوی حرم عزیمت کن».
ایشان در مورد زیارت حضرت کاظم علیه السلام در بغداد و زیارت امام رضا (علیه السلام) در طوس هم غسل و تمیزی و پوشیدن لباس نو را بیان می کند، و نیز در زیارت قبر عسکریین علیهما السلام در سامرا هم همین توصیه را دارد: «... فاغتسِل و تَنَظَّفْ و البسْ ثوبَیک الطاهِرَینِ».[۵]
از آنجا که حالت روحی و جسمی و ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، نوع لباس و وضع ظاهری زائر در پدید آمدن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی مؤثر است. لباس تمیز و نو هم همین اثر روحی را دارد. به علاوه، حرمت گذاری به شخصیتی که به دیدارش می رویم، بخشی هم در آراستگی ظاهر و مرتب و معطّر بودن لباس و سر و وضع جلوه می کند.
۳. وقار و طمأنینه
آرامش و وقار ظاهری، نشانی طمأنینه درونی است. رفتار شتاب زده هم گویی باطن آشفته و نابسامان است. در توصیه ی مربوط به زیارت آمده است که: با وقار و آرامش راه بروید، قدم ها را کوچک بردارید، حالت طمأنینه داشته باشید، با حالت ذکر و تسبیح و تکبیر، وارد حرم و مزار شوید. اینها جهات شکلی و آداب ظاهری است که در باطن و درون زائر هم اثر می گذارد.
پیاده رفتن بعضی از ائمه به سفر حج را شنیده اید؛ مثل امام حسن مجتبی علیه السلام و امام کاظم علیه السلام. پیاده روی هم اثرگذار بر روح و درون است. صفوان جمال نقل می کند که با حضرت صادق علیه السلام همسفر بود، به کوفه که رسیدند، امام دستور داد تا مرکب را بخواباند و فرمود: ینجا قبر جدم امیرمؤمنان علیه السلام است. سپس حضرت غسل کرد، لباس دیگری پوشید، به طرفه تپه ای که قبر علی (علیه السلام) آنجا بود، راه افتاد و به صفوان فرمود: تو هم مثل من کن، گام هایت را کوچک بردار، نگاهت را به طرف پایین بگیر، متواضعانه راه برو... . سپس خودش با صفوان به طرف قبر حرکت کردند؛ در حالی که سکینه و وقار بر آن دو حاکم بود و تسبیح و تقدیس و تهلیل می گفتند، تا به قبر شریف رسیدند.[۶]
در حدیث دیگری، امام هادی علیه السلام هنگام آموختن زیارت جامعه کبیره به موسی بن عبدالله نخعی، پیش از بیان متن زیارتنامه به وی فرمود: هر گاه وارد حرم شدی و قبر را دیدی، بیست و سی بار، الله اکبر بگو، سپس کمی جلو برو، در حالی که همراه با آرامش و وقار باشی، فاصله گام هایت را کوتاه کن، بایست، بازهم سی بار تکبیر بگو، سپس نزدیک قبر برو، چهل بار تکبیر بگو، سپس بگو: «السلام علیکم یا اهل بیت النبّوه..».[۷]
۴. خضوع و خشوع
از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع هنگام زیارت است. خشوع ، حالتی قلبی و درونی است که از معرفت و محبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی پدید می آورد که رعیت احترام در ظاهر را در پی دارد؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثیر آن حالت درونی است. پس خشوع قلبی، خضوع اعضا و جوارح را پدید می آورد. این هم از نمونه های دیگر «تأثیر درون بر برون» است.
هر چه معرفت به مقام پیشوا زیادتر باشد، خشوع دل هم عمیق تر و بیشتر و رعایت ادب و خضوع ظاهری هم افزون تر خواهد شد. اینکه بعضی هنگام خروج از حرم، عقب عقب می روند و حاضر نیستند پشت به ضریح کنند و بیرون روند، جلوه ی از همین خضوع و ادب ظاهری است که ریشه در درون دارد. همچنان که در نماز، اگر حضور قلب باشد، رعیت وقار ظاهری را در پی خواهد داشت، در زیارت هم چنین است. در زیارتگاه ها تنها با جسم و بدن به یک امام معصوم نزدیک نمی شویم، بلکه قرب روحی هم باید پیدا کنیم. زائر باید خود را در محضر امام حس کند و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و چنین تصور کند که از راه دور آمده و اجازه یافته به حضور معصوم برسد. در ین حال، چه حالتی خواهد داشت؟
به علاوه، وقتی تربت پاک و مطهّر ولی خدا مقدس است، زائر باید به تناسب قداست مکان و جایگاه شئون آنجا را رعایت کند. خداوند به حضرت موسی فرمان می دهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفش هایت را درآور.[۸] همین نکته سبب شده که بزرگان در توصیه های خود بر بیرون آوردن کفش در حریم قدسی زیارت گاه ها، تأکید کنند و خودشان هم در عمل، پابرهنه به حرم ها مشرّف شوند. شیخ بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به حرم علوی سروده، می گوید: این افق روشن که بر تو آشکار گشته، در حریمش خضوع کن و این طورسیناست، کفش از پی در آور: ... هذا حرمُ العِزَّةَ فاخَلع نعلیک».[۹]
۵. ذکر تکبیر و تسبیح
از آدابی که برای زیارت مرقد های مطهر بیان شده، گفتن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف است. یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت خداوند است؛ چرا که عظمت چنین شخصیت هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباری این پیشویان الهی، دچار غلّو نشود و نسبت های غلّوآمیز ندهد و محوریت توحید در همی مسائل حفظ شود؛ مثلاً در زیارت امام حسین (علیه السلام) روایت شده که قبل از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر، صد مرتبه لا اله الا الله و صد مرتبه صلوات بگوید. نیز در روایت است: هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریک لَهُ»، ثواب بسیار برای او نوشته می شود.[۱۰]
ذکر گفتن و خدا را به یکتایی ستودن و او را بزرگ شمردن، در همه حال خوب است و در حرم های مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و ذکر و تسبیح اند، خوب تر.
۶. اذن دخول
خواندن «اذن دخول» هنگام زیارت، یکی دیگر از آداب است. این اقتضای ادب است که بی اجازه وارد حریم حرم نشویم و با خواندن اذن ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را آماده تر سازیم. اینکه در آغاز این بخش، از قول شهید اول نقل شد که زائر، بر درگاه حرم بایستد، دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود خشوعی احساس کرد و رقت قلب حاصل شد، وارد شود، و گر نه بهتر است که برای ورود، زمان دیگری را انتخاب کند تا رقت قلب و خشوع حاصل شود،[۱۱] برای این است که غرض مهم تر از ورود به حرم، حضور قلب است، تا انسان از رحمت نازل شده از سوی خدا برخوردار شود.
دقت در متن «اذن دخول» های روایت شده، آموزنده نکاتی است که در افزایش ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قرار دارد و کسی که به زیارتش آمده، مؤثر است. حضور در اعتاب مقدس با توجّه به این حقایق و معارف و فضایل، زمینه ساز فیض بیشتر در زیارت است.
در رویت است: هنگام زیارت حضرت رسول صلی الله علیه وآله و هر یک از معصومان: این گونه اذن دخول بخوان:
«اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ من بیوتِ نبیک و آل نبیک...؛ خداوندا! بر درگاه یکی از خانه های پیامبر و دودمان پیامبرت ایستاده ام. خدیا! مردم را از اینکه بی اجازه وارد خانی پیامبر شوند، منع کرده ای. من به حرمت پیامبرت در حال غیبتش مثل حال حضور و حیاتش عقیده مندم و می دانم که فرستادگان تو زنده اند و نزد تو روزی می برند، جایگاه مرا در اینجا و این لحظه می بینند و سخنم را می شنوند. پروردگارا! ابتدا از او اذن می طلبم، سپس از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر من واجب است، اجازه می خواهم که در این لحظه وارد خانه اش شوم، از فرشتگان گماشته به این بارگاه مقدّس هم اذن می طلبم. به اذن خدا و رسول و خلفای او و اذن همه شما وارد این خانه می شوم و جویای تقرّب در پیشگاه خدایم... .[۱۲]
در زیارت حضرت علی (علیه السلام) همه دعاها و اذن ورودهایی که نقل شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به حرم، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این دعاها و اجازه خواهی ها ، اظهار ادب و درخواست اذن برای ورود به این مکان مقدس و حریم نورانی است و از آن امام به عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت خدا، امین پروردگار و ... یاد شده است تا زائر، قبل از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه انسان کامل و حجت عظیمی آمده است.(یا یها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبی اِلاّ اَنْ یؤَذنَ لَکم) [۱۳] دانسته اند که نهی از ورود بی اذن به خانه پیامبر امت و در متن «اذن دخول» هم به این آیه اشاره شده است.
۷. عتبه بوسی
احترام و ارج نهادن به جایگاه والی حرم های مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود است. در برخی سروده های عالمان عارف درباری زیارت نیز به این عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره شده است.
علامی مجلسی سخن شهید اول را در این مورد به عنوان یکی از آداب زیارت نقل می کند و می افزاید که دلیل مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، ولی سجود برای خدا به عنوان شکر الهی بر این توفیق، مانعی ندارد.[۱۴]
البته باید توجه داشت که بوسیدن زمین و درگاه به عنوان احترام و شکر، نباید به عنوان سجده بر امام تلقی شود و بهانه ی به دست مخالفان نیفتد تا چنین وانمود کنند که شیعیان در پیشگاه امامان خود سجده می کنند؛ در حالی که سجده بر غیر خدا جیز نیست! بوسیدن زمین به شکرانه توفیق الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک انسان است. صورت بر زمین نهادن یا بوسه بر آستان زدن، نهایت ادب و ارادت و محبت به یکی از اولیی مقرّب درگاه خداست و هیچ ربطی به شرک و پرستش غیر خدا ندارد.
۸. حضور در کنار قبر و بوسیدن ضریح
ادب دیگر در زیارت، که نشانی محبت و ارادت بیشتر است، نزدیک شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز اشتیاق است. داستان زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه است که دست روی قبر سیدالشهدا نهاد و بر او درود و سلام داد.
در حدیث امام صادق علیه السلام آمده است:
«صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاة المؤمنین تَبْلُغُه اینما کانُوا؛[۱۵] کنار قبر پیامبر بر او صلوات و درود بفرستید؛ هر چند درود مؤمنان هر جا که باشند، به او می رسد».
مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، ضمن بحث از آداب زیارت به این نکته اشاره می کند که برخی می پندارند رعایت ادب به حریم امامت، به آن است که زائر هر چه دورتر بایستد و به قبر و ضریح نزدیک نشود. ایشان این را وهم و اشتباه می دانند و تأکید می کنند که نزدیک شدن به قبر و ضریح و بوسیدن آن یکی از آداب است.
البته رعایت این ادب و استحباب وقتی است که ازدحام جمعیت نباشد و عمل به آن مزاحمتی بر دیگران نداشته باشد و فشار نیاورد، یا حال معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک کار مستحب، در شرایطی ،تبدیل به امر غیر مطلوب می گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در شرایط خلوت و عادی بسیار پسندیده است، ولی در ازدحام جمعیت بوسیدن یا لمس آن به قیمت له کردن دیگران یا اذیت و آزار، روا نیست. در شرایط ازدحام در حرم ها، بهتر است که انسان کناری بایستد و با فاصله و حالت آرامش خود و راحتی دیگران، زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که اگر دست به ضریح نرسد، زیارت قبول نیست، از ذهن خود بیرون کند.
کسی هم که کنار ضریح می رود و لمس می کند یا بوسه بر آن می زند، خوب است که توقف نکند و فرصت و امکانی برای دیگران هم بدهد که به این فیض برسند و استفاده از ضریح را حق اختصاصی خویش نشمارد.
بوسیدن ضریح، نوعی ابراز عشق و علاقه به صاحب قبر است. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و ضریح و سنگ قبر ، به خاطر انتساب اینها به آن چهره های محبوب است، و گر نه سنگ و چوب و آهن خود به خود قداستی ندارند.
ببوس ای خواهرم قبر برادر // شهادت، سنگ را بوسیدنی کرد
آنان که به رمز و راز ین قضیه توجه ندارند، شیعه را بر این ابراز ارادت مورد انتقاد قرار می دهند؛ در حالی که شوق به محبوب است که هر چه را به آنها منسوب است، در نظر محبّ، عزیز و دوست داشتنی می سازد. به قول صائب تبریزی:
اگر از حسن عالم گیر او واقف شدی زاهد // پرستیدی به جای کعبه هر سنگ نشانی را
۹. ادب نسبت به قبر مطهر
زائری که توفیق تشرّف به حرم ها را می یابد، باید خود را در حریم خانه امام یا امامزاده احساس کند و هر نوع ادب لازم را به جا آورد. سید بن طاووس توصیه می کند: زائر، مثلاً در حرم حضرت رسول صلی الله علیه وآله، در بدو ورود، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند، سپس رو به طرف روضی نبوی و حجری شریف پیامبر کند، سلام دهد، دست به آن بکشد و استلام کند، ببوسد.[۱۶]
سپس می افزاید: دست ها را بر دیوار حجره مطهر حضرت بگذارد و بگوید: «اَتَیتُکَ یا رَسُول الله مُهاجراً الیک ... .» و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور پیامبر خدا ره سپرده و برای ادای ین وظیفه به زیارت آمده و اگر در حال حیات توفیق دیدار نداشته، پس از وفات آمده و می داند که احترام آن حضرت در حال ممات، مثل حرمت او در حال حیات است، و از آن حضرت بخواهد که نزد خدا شاهد ین زیارت باشد. دست ها را به صورت خود بکشد و ین زیارت را نوعی بیعت به حساب آورد و دعا کند که تا آخر عمر بر همین عهد و پیمان استوار بماند.[۱۷]
سپس رو به قبر و پشت به قبله زیارت بخواند. بعد از آن قبر را پشت سر قرار دهد و رو به قبله دعاهایی بخواند که نقل شده، سپس سراغ منبر پیامبر برود، آن را لمس کند، تبرّک بجوید دست هایش را به صورت و چشمانش بکشد، این آداب، نشان دلدادگی و محبّت است، زیارت هم قلمرو عشق و وادی دل است و زائر، این گونه جذبه درونی خود را ابراز می کند.
شهید ثانی می گوید: زائر در حال زیارت، رو به مزار و پشت به قبله بایستد، با حالت دعا ،تضرع کند و سمت چپ صورت را بر قبر بگذارد، دعا کند و از خدا حاجت بطلبد و به صاحب قبر توسل جوید تا خدا حاجتش را برآورد و او را مشمول شفاعت گرداند و در دعا اصرار و مبالغه کند، آن گاه به طرف بالای سر برود و رو به قبله دعا بخواند.[۱۸]
کیفیت ایستادن کنار قبر و نحوی زیارت، باید گویای ادب زائر باشد. در حالات حضرت رضا (علیه السلام) آمده است که وقتی می خواست از قبر حضرت رسول وداع کند و برای اعمال عمره به مکه رود، کنار قبر پیامبر آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول نماز شد، سپس شانه چپ را به قبر چسباند و در نزدیک یکی از ستون ها چند رکعت نماز خواند.[۱۹] شبیه این رفتار، در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که چنین توصیه فرمود.[۲۰]
علامه مجلسی در مورد برخی از ین نقل ها می افزاید: گر چه پشت به پیامبر کردن هنگام دعا، به ظاهر نوعی خلاف ادب به شمار می رود، ولی وقتی توّجه به خدا باشد و قصد زائر، پشتگرمی به حضرت رسول باشد، اشکالی ندارد. کنار قبر ایستادن و تکیه بر قبر کردن و دعا رو به قبله، از امام سجاد علیه السلام و سیره او هم نقل شده است.[۲۱]
۱۰. پرهیز از حرف های بیهوده و کارهای لغو
ادب دیگر در تشرّف به حرم های مطهر، پرهیز از هر کاری است که مغایر با ادب حضور است؛ از جمله کلمات لغو و حرف های بیهوده و حرکات سبک و ناپسند و دور از شأن زیارتگاه. محدث قمی در مفاتیح الجنان (ادب بیست و یکم زیارت) می گوید:
«ترک نمودن سخنان ناشایست و کلمات لغو و اشتغال به صحبت های دنیویه که همیشه در هر جا مذموم است و قبیح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، خصوصاً در این بقاع مطهّره...».
صحبت های بلند بلند هم، علاوه بر ینکه خلاف ادب در محضر ولی خداست، برای دیگران هم مزاحمت و حواس پرتی می آورد. مستند این نکته، به گفته بعضی از علما آیه شریفه )لاترفعو اصواتکم فوقَ صوتِ النبی است؛ یعنی صداهایتان را از صدای پیامبر بلندتر نکنید. رعایت این نکته یک ادب اجتماعی و معاشرتی است؛ حتی نه حرف های عادی، بلکه زیارتنامه را هم بلند بلند خواندن، به نحوی که تمرکز روحی و حضور قلبی دیگران را به هم بزند، مناسب نیست.
آنچه در این اماکن مطلوب است، آرامش و فضای آرام است تا برای پیدیش حضور قلب و روح عبادت و زیارت مؤثر باشد. سر و صدهای بسیار یا صلوات و زیارت بلند بلند، مخلّ این حالت است و رشته پیوند و اتصال زائران دیگر را از هم می گسلد.
پی نوشت هاش
[۱] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.
[۲] . بحارالانوار ، ج۹۷، ص۱۲۶.
[۳] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۴.
[۴] . همان، ص۳۰۳.
[۵] . محجّة البیضاء، ج۴، ص۹۱.
[۶] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.
[۷] . همان، ص۳۰۴.
[۸] . طه/۱۱.
[۹] . منتخب التواریخ، ص۶۸۳.
[۱۰] . مفاتیح الجنان، ادب پنجم از آداب زیارت.
[۱۱] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۱۲۶.
[۱۲] . همان، ص۱۳۴ و۱۳۶.
[۱۳] . احزاب /۵۳
[۱۴] . بحارالانوار، ج ۹۷، ص۱۳۴و۱۳۶.
[۱۵] .همان، ص۱۵۶.
[۱۶] . همان، ص۱۶۱.
[۱۷] . همان، ص۱۶۲.
[۱۸] . همان، ص۱۳۴.
[۱۹] . همان، ص۱۴۹.
[۲۰] . همان، ۱۰۰.
[۲۱] . همان، ص۱۵۳. پاسخ دیگری از کتاب: تذکرة المتقین، ص ۷۶
نویسنده: حاج شیخ محمد بهارى (ره)
آداب زیارت
بارى چون قصد زیارت اولیاء حقیقى سلام الله علیهم را بنماید، اولا باید بداند که نفوس مقدسه طیبه طاهره چون از ابدان جسمانیه مفارقت نمود، و متصل به عالم قدس و مجردات گردید غلبه و احاطه ایشان به این عالم اقوى گردد، و تصرفاتشان در این نشأت بیش از سابق مى شود، و اطلاعاتشان به زائرین اتم و اکمل گردد.
«فهم احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما آتیهم الله من فضله» . (۱)
پس نسیم الطافشان و رشحات (۲) انوار آن بزرگواران بر زوار و قاصدین ایشان مى رسد خصوصا للخلص من قاصدیهم (۳) پس خوبست زوار به قصد تجدید عهد با آنها و اعلاء کلمه ایشان و رغما لانف اعداء (۴) آنها و قصد زیارت مؤمن خالص الایمان و به امید استشفاع از براى بخشش گناهان و رجاء وصول بر فیوضات عظیمه رو به آن بزرگواران کند با مراعات آن آدابى که در کتب مزار ثبت است، و باید بداند که آنها مطلع بر حرکات و سکنات این شخص بلکه مطلع به خطورات قلبیه این هستند، و لذا باید کمال سعى در تضرع و ذل و انکسار بنماید خصوصا در حین دخول به مرقدهاى شریفه ایشان و حواس خود را به تمامه و کماله جمع نماید، که تفرقه حواس و تشتت افکار باطله بمنزله پشت کردن به امام است، مبادا با کسى صحبت خارجه بکند، چه جاى اینکه در حرم مطهر نستجیر بالله غیبت کند یا گوش به غیبت دهد، و یا دروغ گوید یا به سایر معاصى مرتکب شود، بلکه صدا هم نباید بلند کند، «لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبى» (۵) در اینجا هم جارى است، خصوصا در حرم امیر سلام الله علیه که بمنزله نفس رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم است، چهار گوشه قبر مطهر را ببوسد، و به زبان خود عرض حال کند و حاجاتش را از آن بزرگوار بخواهد، بگوید: اى بزرگ بر همه کس:
یا من بازمانده را نزد خود از وفا طلب
یا تو که پاکدامنى مرگ من از خدا طلب
و در وقت عتبه (۶) بوسى هم این شعر مناسب است:
من ارچه هیچ نیم هر چه هستم آن توأم
مرا مران که سگى سر بر آستان توأم
و ایمان خود را به ایشان بعد از عرضه بسپارد امانتا که عند الحاجه رد نمایند، و شیطان نتواند در حین مردن از وى بستاند، و مصائب وارده بر آن بزرگواران را خصوصا در حرم مطهر حضرت ابى عبدالله الحسین علیه السلام یاد بیاورد یکى یکى تفصیلا و بر آنها گریه کند .
اگر بتواند یک توبه درستى با جمیع مقررات معلومه در محل خود در خدمت امام علیه السلام بجا آورد آن بزرگوار را شاهد (۷) و شفیع (۸) قرار بدهد، و بنا بگذارد عند المراجعه (۹) دهنى را که به آن آستانه شریفه رسیده، و اعضائى که بر آنجاها مالیده شده، و از برکت آنها اکتساب نور کرده دوباره به لوث معاصى ملوت نگرداند، بلکه از لغویات بى فایده هم اجتناب نماید. باید حالش با حال وقتى که مشرف نشده بود تفاوت بین داشته باشد و مهما امکن خدام و مجاورین را مراعات نماید به عطا و بخشش و احسان و آنها را اکرام نماید و در نظرش وقعى داشته باشند، هر چه از آنها جفا ببیند، به شیرینى متحمل شود، بداند از که کشیده، در راه که بوده، در بذل مال به آنها مضایقه نکند و مشایخ و اهل علمشان را بیشتر از همه تکریم و توقیر نماید، و در سختى و شداید سفر از عمل خود منضجر و پشیمان نگردد، خصوصا در مقام خوف از اعداء که خودشان فرموده اند: «الا تحبون ان تخافوا فینا» ؟ (۱۰)
و استعجال در مراجعت از مشاهد مشرفه ننماید، مهما امکن توقف کند، وسوسه خیالى که کارم معوق مانده، خانه ام تنها است، خرجى ندارم، رفیق مى رود و غیر ذلک از آن فکرهائى که اگر خودش تأمل کند مى داند که شیطان او را اغوا مى نماید تا از زیارت باز ماند، به خود راه ندهد، خصوصا اگر جمعه یا یکى از زیارت هاى مخصوصه قریب باشد، زیرا که چهل یا پنجاه یا بیشتر از عمرش گذشته یک دفعه موفق به زیارت شده هیهات که دیگر برگردد، دوباره موفق بر مراجعت شود، مادامى که آنجا هست خیالش مى رسد که برگشتن و آمدن حتى سالى یک مرتبه سهل کاریست، اما نخواهد شد، تجربه شده.
بارى باقى ماند کلام در اینکه مادامى که در مشاهد است، آیا زیارت امام و داخل حرم زیاده برود یا نه، پس صبح و شام مشرف شود.
گفته اند بزرگان: هر چه بیشتر بهتر، لیکن حق در مسأله تفصیل است، باطلاقه درست نیست، اجمالش اینست که با این شرایط مقرره مزبوره در سابق، اکثارش به غایت مطلوب است، و به غیر آن باز تفصیل دیگر دارد، ورقه را گنجایش این مطالب نیست، و الله العالم بالصواب .
پى نوشت ها:
.۱ آنان زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان روزى مى خورند و به آنچه خداوند از راه فضل و کرمش به آنها داده شادمان هستند.
.۲ رشحات: تراوشات.
.۳ براى افراد خالص از قصد کنندگان آنها.
.۴ رغما لانف اعداء: علیرغم دشمنان، بجهت سرکوبى و خوار ساختن آنان.
.۵ صداهاى خود را از صداهاى پیامبر (ص) بلندتر نکنید.
.۶ عتبه: ضریح و بارگاه.
.۷ شاهد: حاضر، آگاه، گواهى دهنده.
.۸ شفیع: شفاعت کننده، واسطه.
.۹ عند المراجعة: بوقت بازگشت.
.۱۰ آیا دوست ندارید که در راه ما ترسى به شما برسد؟

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.