آداب عزت نفس ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۵۵۳ بازدید

من به خاطر این‌که کارم راه بیتفد پیش این و آن رو نمی‌اندازم، آیا این تکبر است یا عزت نفس؟ لطفاً برایم بگویید چه تفاوتی میان «عزت نفس» با «تکبر و غرور» وجود دارد؟ و اگر بخواهم در روابط اجتماعی خود دارای عزت نفس باشم چه راهی را پیشنهاد می‌کنید؟

عزّت نفس به معناى شرافت و مناعت طبع است.[ فرهنگ دهخدا.] عزت نفس از دیدگاه اخلاق و روایات اسلامی نیز آن است که انسان شرافت و ارزش خود را حفظ نماید و به اموری که شأن انسان را پایین آورده و موجب ذلت وی شود تن در ندهد که چنین اخلاقی از مجموعه عقاید، افکار، احساسات، عواطف و تجربیات افراد در طول زندگی ناشی شده و هر کسی به مقدار عظمت و بزرگی شخصیت‌اش عزت نفس دارد و تن به هر کار پستی نمی‌دهد.
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده:
«خداوند همه کارهاى مؤمن را به او واگذار کرده جز این که به او اجازه نداده است که خود را ذلیل و خوار کند، مگر نمى بینى خداوند در این باره فرموده: عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است. سزاوار است مؤمن همیشه عزیز باشد، و ذلیل نباشد».[ تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج ۱۶، ص ۱۵۷.]
شهید مطهری(رحمت الله علیه) در کتاب انسان کامل در بحث عزت نفس می‌گوید: «اسلام می‌گوید نفس مؤمن عزیز و محترم است؛ مؤمن باید از شرافت خود دفاع کند... پیغمبر فرمود: «اطْلُبُوا الْحَوائِجَ بِعِزَّةِ الْانْفُسِ»[ نهج الفصاحه، ص ۲۱۸.]؛ «اگر حاجتى دارید [هیچ وقت پیش کسى با ذلت حاجت نخواهید]، با عزت نفس بخواهید»؛ یعنى عزت خودتان را لکه دار نکنید، نگویید از نظر جهاد نفس و مبارزه با هواى نفس بهتر است که به شکل یک گدا از کسى چیزى بخواهم؛ نه، اسلام اجازه نمى دهد. اگر حاجتى پیش کسى دارى، با عزت نفس حاجت خود را از او بخواه و بگیر».[ مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى (انسان کامل)، ج ۲۳، ص ۲۴۲.]

تفاوت‌های عزت نفس، غرور

اما در خصوص تفاوت عزت نفس با تکبر و غرور باید گفت که تکبر یکی از رذایل اخلاقی به حساب می‌آید که آدمى، خود را نسبت به دیگران بزرگ شمارد؛ خواه آن کمال را داشته باشد و یا در واقع نداشته باشد[ ملا احمد نراقى، معراج السعاده، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶، ص ۲۷۸؛ دستغیب شیرازى، گناهان کبیره، ص ۱۱۴.] لذا آن احساس بزرگى او را به هلاکت و نابودى می‌کشاند.
از دیگر ویژگی‌های تکبر آن است که از عواملی همچون جهالت[ یعنى، اعتقاد قلبى شخص به این که عمل او خیر و صلاح است، در حالى که در واقع چنین نیست.]؛ وسوسه هاى شیطانى، پیروى از هواى نفس و شهوات؛ پیروى از غضب و انتقام جویى؛ دوستى دنیا و دنیاطلبى نشأت می‌گیرد و در قرآن و روایات به شدت مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است. این در حالی است که عزت نفس یکی از کمالات واقعی مؤمنین است که منشأ الهی دارد و از سرمایه هاى ارزشمند انسان مؤمن محسوب گردیده و تنها اوست که پس از خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از آن برخوردار است، چنان که قرآن مجید آن را منحصر در خدا، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان دانسته و فرموده است:
(((وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ)))[ منافقین( ۶۳)، آیه ۸.]؛
«عزّت، از آن خدا و پیامبرش و مؤمنان است».
لذا افراد داراى عزت نفس، آنها را فضل و رحمتى از جانب خدا می‌دانند و عامل اساسى آن را به خدا نسبت می‌دهند، و در این صورت دیگر هواى نفسى باقى نمى‌ ماند تا دچار غرور شوند.
نکته مهم دیگری که در خصوص تکبر وجود دارد آن است که افراد متکبر در واقع به دلیل فقدان عزت نفس و احساس کوچکی که دارند گرفتار این رذیله اخلاقی شده‌اند. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
«مَا مِنْ رَجُلٍ تَکَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلَّا لِذِلَّةٍ یَجِدُهَا فِی نَفْسِه »[ تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج ۱۵، ص ۳۸۰.]؛ «هیچ کس تکبر نمى ورزد مگر به خاطر ذلّتى که در خود مى بیند».
از دیگر راه‌های تشخیص تفاوت تکبر از عزت نفس آثار و برکات فردی و اجتماعی متعدد عزت نفس می‌باشد که با وجود این آثار می‌توان این فضیلت اخلاقی را نسبت به دیگر رذایل اخلاقی همچون تکبر تشخیص داد به عنوان نمونه یکی از آثار عزت نفس در آدمی عدم انجام معصیت است.
«مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ لَمْ یُهِنْهَا بِالْمَعْصِیَة»[ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۳۱.]؛ «کسی که دارای عزت می‌باشد خود را با نافرمانی خداوند خوار نمی‌نماید».
این در حالی است که فرد متکبر به دلیل خودبرتر‌بینی گناهان را کوچک شمرده و گرفتار گناهان بزرگ گردد.
امام علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«الْکِبْرُ دَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوب »[ همان، ص ۳۱۰.]؛ «تکبّر باعث این مى شود که صاحب آن در گناهان بیفتد».
اثر مهم اجتماعی دیگری که در عزت نفس دیده می‌شود دستگیری و کمک به دیگران می‌باشد این در حالی است که افراد متکبر به دلیل خود برتربینی دیگران را نادیده می‌گیرند.
امام علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«مَنْ کَرُمَتْ نَفْسُهُ اسْتَهَانَ بِالْبَذْلِ وَ الْإِسْعَاف »[ همان، ص۲۳۱.]؛ «هر که گرامى باشد نفس او سهل شمارد بذل احسان و برآوردن حاجت محتاجان را».
بنابر این در یک کلام کوتاه در خصوص تفاوت میان تکبر و عزت نفس می‌توان گفت: تکبر، نوعی خودبینى است و هدفی جز خودنمایی را پیگیری نمی‌نماید و نتیجه‌ای جز سرکشى و طغیان ندارد. اما عزّت نفس، مبدأش توکّل بر اللّه و اعتماد بر حق تعالى می‌باشد، و هدف الهی را دنبال نموده، و ثمره اش ترک غیرخدا است.[ امام خمینی(رحمت الله علیه)، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۳۳۶.]

راه کسب عزت نفس

براى دست‌یابی به عزت نفس، شیوه های متعدی در آموزه‌های اسلامی وجود دارد که تعدادى از آنها را ارائه می‌نماییم:

قرار گرفتن در پرتو عزت الهی

در چند جای قرآن تصریح شده که تمام عزت نزد خداوند است:
(((إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً)))[ نساء (۴)، آیه ۱۳۹؛ یونس (۱۰)، آیه ۶۵؛ فاطر (۳۵)، آیه ۱۰.].
از این آیه معلوم می‌شود تمام عزت از آن اوست، و هر کس عزتى کسب مى کند از برکت دریاى بى انتهاى اوست لذا اگر کسی به دنبال کسب عزت باشد راهی ندارد مگر با اتصال و ارتباط با عزیز حقیقی یعنی خداوند متعال و در واقع عزیز حقیقی کسی است که کمال تبعیت و اطاعت از اوامر و نواهی الهی را داشته باشد و در صراط مستقیم عبودیت گام بر دارد و هیچ نافرمانی و عصیانی در عمل و فکر و برنامه زندگی او نباشد.
در حدیثى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اِنَّ رَبَّکُمْ یَقُولُ کُلَّ یَوُمٍ: أَنَا الْعَزِیزُ، فَمَنْ أَرَادَ عِزَّ الدَّارَیْنِ فَلْیُطِعِ الْعَزِیزَ»[ تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۳۵۲.]؛ «پروردگار شما همه روز مى گوید: منم عزیز؛ و هر کس عزت دو جهان خواهد باید اطاعت عزیز کند».
در روایتی از امام حسن(علیه السلام) آمده:
«اِذَا اَرَدْتَ عِزّاً بِلاَ عَشِیرَةٍ، وَ هَیْبَةً بِلاَ سُلْطَانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللهِ اِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَِّه»[ بحار الانوار» ج ۴۴، ص ۱۳۹.]؛ «هر گاه بخواهى بدون داشتن قبیله، عزیز باشى، و بدون قدرت حکومت، هیبت داشته باشى، از سایه ذلت معصیت خدا بدر آى و در پناه عزت اطاعت او قرار گیر!».
به همین دلیل است که مى بینیم در بعضى از آیات قرآن «عزت» را علاوه بر خداوند، براى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان قرار مى دهد:
(((وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ)))[ منافقون(۶۳)، آیه ۸.].
چراکه آنها نیز از پرتو عزت پروردگار کسب عزت کرده اند، و در مسیر طاعت او گام بر مى دارند.

۲. پرهیز از رو انداختن و درخواست از دیگران

بر اساس آموزه‌های اسلامی عزّت و سربلندى انسان در گرو پرهیز از رو انداختن و درخواست از دیگران می‌باشد. به گونه‌ای که تا مى تواند به خود متکى بوده و به آنچه دارد، اکتفا کند تا عزت نفس بیش تری به دست آورد.
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرموده‌اند:
«شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاس»[ إرشاد القلوب إلى الصواب ج ۱، ص۸۶ .]؛ «آبرو و شرف مؤمن به نماز شب است و عزتش در بى نیازى از مردم است ».
در رهنمود دیگری امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَى النَّاسِ اسْتِلَابٌ لِلْعِزِّ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیَاءِ وَ الْیَأْسُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِن ِ فِی دِینِه »[ الکافی، ج ۲، ص ۱۴۸.]؛ «درخواست حوائج از مردم عزت را نابود می‌کند و شرم و حیا را از بین می‌برد و بى طمعى در آنچه مردم دارند عزت مؤمن در دین او است».
بدترین وضعیت، آن است که حرص و طمع و زیاده‌خواهی، انسان را به «خواستن » وادار سازد و براى دست یافتن به آنچه که ندارد، دست به هر کارى بزند و پیش هر کس و ناکسى کوچک شود و التماس و خواهش کند و کوچک شود، غلام و چاکر این و آن گردد، تا از این رهگذر، چیزى بر «داشته »هایش بیفزاید و یا به برخى از «خواسته »هایش برسد.
سخنى زیبا از حضرت على(علیه السلام) نقل شده است:
«اَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ وَ اِنْ سَاَقْتَکَ اِلَى الرِّغَائِبِ، فَاِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضاً»[ نهج البلاغه، ص ۴۰۱.]؛ «خویشتن را از هر چه که پست باشد، والاتر بدان و پرهیز کن. هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از «خویش » مى دهى، چیزى عوض نخواهى یافت».

قناعت پیشگی

بى شک، یکى از چیزهایى که سبب عزّت و بزرگى انسان مى شود و او را از ذلّت و خوارى نجات مى دهد قناعت است.
امیر مؤمنان(علیه السلام) فرمود:
«لاَ أَعَزَّ مِنْ قَانِعٍ»[ عیون الحکم والمواعظ، لیثی، ص ۵۳۳.]؛ «هیچ کس از شخص قانع عزیزتر نیست».
«اَلْقِنَاعَةُ عِزٌّ»[ غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۰.]؛ «قناعت وسیله عزّت است».

عفو و گذشت

از دیگر اموری که موجب افزایش عزت انسان در جامعه می‌گردد عفو و گذشت می‌باشد. در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود:
«عَلَیْکُمْ بِالْعَفْوَ فَإِنَّ الْعَفْوَ لاَ یَزِیدُ الْعَبْدَ إِلاَّ عِزّاً فَتَعَافَوْا یُعِزَّکُمُ اللّهُ»[ کافی، ج ۲، ص ۱۰۸.]؛ «عفو و بخشش را شیوه خود قرار دهید زیرا بخشش و گذشت جز بر عزّت انسان نیفزاید. پس نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشید تا خدا شما را عزیز کند».
در روایت دیگرى از آن بزرگوار مى خوانیم:
«لاَ عَفَا رَجُلٍ عَنْ مَظْلِمَةٍ إِلاَّ زَادَهُ اللّه بِها عِزّاً»[ نهج الفصاحة، ص ۶۹۱.]؛ «هرگز مردى از ستمى که بر او رفته است در نمى گذرد جز این‌که خدا بر عزّتش بیفزاید».

انصاف با دیگران

بر اساس روایات اسلامی، رعایت انصاف در تعاملات اجتماعی نیز از اموری است که بر عزت انسان می‌افزاید. امیر مؤمنان(علیه السلام) در این باره فرموده‌اند:
«مَنْ یُنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ یَزِدْهُ اللّهُ إِلاَّ عِزّاً»[ مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۸، ص ۳۴۴.]؛ «... هر کس با مردم با انصاف رفتار کند خداوند بر عزتش بیفزاید».

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.