آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السّلام - شیخ حرّ عاملی رحمه الله علیه ۱۳۹۲/۳/۲۰ - ۳۷ بازدید


آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السّلام ((ترجمه کتاب العشره وسائل الشیعه))

- شیخ حرّ عاملی رحمه الله علیه
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ترجمه از: محمد على فارابى، یعسوب عباسى على کمر
سرآغاز
حمد و ستایش خداوندى را سزاست که براى راهنمایى بشر پیامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهایى بخشند و به سوى کمال و سعادت ابدى رهنمون شوند.
درود بى پایان بر همه پیامبران خاصه بر سرور کاینات، حضرت محمد صلى الله علیه و آله و اهل بیت گرامى او باد.


آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السّلام ((ترجمه کتاب العشره وسائل الشیعه))

- شیخ حرّ عاملی رحمه الله علیه
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ترجمه از: محمد على فارابى، یعسوب عباسى على کمر
سرآغاز
حمد و ستایش خداوندى را سزاست که براى راهنمایى بشر پیامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهایى بخشند و به سوى کمال و سعادت ابدى رهنمون شوند.
درود بى پایان بر همه پیامبران خاصه بر سرور کاینات، حضرت محمد صلى الله علیه و آله و اهل بیت گرامى او باد.
انسان همواره در زندگى جویاى خوشبختى بوده و در راه رسیدن به کمال تلاش کرده است و پیوسته در پى راهنما و رهبرى بوده است که در دریاى متلاطم زندگى از گرداب بلا و هلاکت رهایى اش بخشد و به ساحل سعادتش برساند. پیامبران علیهم السلام، مبلغان ادیان توحیدى اند که قوانین الهى از طریق وحى بر آنان نازل شده است و پیامبر گرامى اسلام آخرین رسول و کتاب مقدسش قرآن، آخرین کتاب آسمانى براى راهنمایى بشر است.
ائمه اطهار علیهم السلام حاملان رسالت و قافله سالاران انسانهایند که آنان را در همه ابعاد زندگى دنیوى و اخروى هدایت کرده اند.
علماى بزرگ اسلامى نیز در گردآورى و اشاعه احادیث نبوى و ائمه اطهار علیهم السلام در طى قرون متمادى رنجهاى فراوان برده اند.
از جمله کتابهاى مربوط به احادیث اسلامى، کتاب وسائل الشیعه تألیف مرحوم علامه شیخ حرّ عاملى دانشمند بزرگ و جلیل القدر قرن یازدهم هجرى است که با جمع آورى احادیث نبوى و ائمه طاهرین علیهم السلام چراغى فروزان فرا راه انسانهاى خداجوى و دانشمندان اسلامى قرار داده و قرنهاست که بزرگان علم و ادب از این مشعل فروزان بهره مند هستند.
ترجمه ابواب احکام العشرة از کتاب حج وسائل الشیعه که حاوى احادیث فقهى و اجتماعى و اخلاقى است در گروه حدیث بنیاد پژوهشهاى اسلامى به کوشش آقایان محمد على فارابى و یعسوب عباسى على کمر انجام شده است. امیدواریم علاقه مندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گیرد.
تذکّر
براى رعایت امانت مآخذى که در پاورقى وسایل الشیعه ذکر شده عینا یادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات کتابهاى مزبور با مجلّداتى که اخیرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبیق نمى کند، در صورت تمایل و اطّلاع از طبع مآخذ مى توانند به جلد بیستم وسائل صفحات ۳۶ تا ۴۹ مراجعه فرمایند.
اجمالى از شرح حال شیخ حرّ عاملى
محمّد بن حسن معروف به شیخ حرّ از معاریف دانشمندان شیعى است که در شب جمعه ۸ رجب سال ۱۰۳۳ هجرى قمرى در قریه «مشغرى (۱» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد یافت. این قریه و «جبع» و «جزین» که در نزدیکى یک دیگر واقعند از بلاد قدیمى شیعه نشین به حساب مى آیند.
شیخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است که در این ولایت مى زیسته و نسب وى به حرّ بن یزید ریاحى (صحابى معروف سید الشهداء (ع» مى رسد. نامبرده پس از دوران کودکى و آموزش خط و تعلیم قرآن شریف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى دیگر به کسب دانش پرداخت، آن گاه به قریه «جبع» که در نزدیکى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى این بلاد کسب علم کرد و بر این منوال چهل سال در این بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ این مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زیارت عتبات عالیات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افکند.
سبب این مهاجرت ذکر نشده ولى آنچه مسلم است دوران عمر شیخ مصادف با فروزنده ترین اوقات حکومت سلسله صفوى در ایران است که علاوه بر رسمیت دادن به تشیع در این کشور، خود به حمایت و پرورش علماى مذهبى همت مى ورزیدند. از طرفى شیعیان در نواحى سوریه و لبنان در زیر فشار متعصبان روزگار مى گذراندند، بویژه از آن رو که به سبب رقابت بین سلسله صفوى و سلاطین عثمانى دامنه این اختلافات مذهبى بالا گرفته بود. لذا بعید نیست که همین اختناق موجود در آن بلاد و آزاد گذاشتن و تشویق علما و قدردانى از علم در ایران باعث شده شیخ که در عنفوان جوانى براى تبلیغ و ترویج مذهب شورى در سر داشته است براى همیشه اقامت در مشهد را بر وطن مألوف ترجیح داده باشد.
شیخ در این استان رحل اقامت افکند و به افاده و نشر احادیث همت گماشت و شاگردانى تربیت کرد. وى در زمان اقامت در مشهد دو سفر دیگر به حج رفت.
تألیفات شیخ
شیخ بالغ بر بیست رساله و کتاب نوشته که از آن جمله وسائل الشیعه مى باشد که از حدود هفتاد کتاب جمع آورى شده و اخیرا در بیست جلد در ایران و بیروت به چاپ رسیده است و شیخ با تألیف وسائل که بالغ بر بیست سال به طول انجامید کار استنباط احکام را بسى آسان ساخت و از این جهت حق بزرگى بر مکتب فقهى شیعه دارد.
شیخ در فقه و رجال و ریاضیّات عالمى متبحّر بوده در این زمینه کتابهایى تألیف کرده، و نیز از شعر بهره وافى داشته است. مجموع اشعار وى بالغ بر بیست هزار بوده، نامبرده از قریحه ادبى خود در علوم استفاده کرده و منظومه هایى در فنون مختلف سروده که از آن جمله منظومه اى در زکات، منظومه اى در هندسه، و منظومه اى در تاریخ پیغمبر و ائمه است.
وفات شیخ در سال ۱۱۰۴ هجرى روى داد و آرامگاهش در جوار مرقد منور على بن موسى الرضا (ع) در یکى از حجرات تحتانى مدرسه میرزا جعفر مى باشد.
آداب معاشرت در سفر و حضر، و آن مشتمل بر چند باب است
۱- باب اول در لزوم معاشرت با مردم از طریق اداى امانت، اقامه شهادت و راستگویى، همچنین در استحباب عیادت مریض و شرکت در تشییع جنازه، و خوشرفتارى نسبت به همسایگان و خواندن نماز در مسجد
۱- معاویة بن وهب گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: با بستگان و سایر مردمى که با آنان معاشرت داریم چگونه رفتار کنیم؟
امام فرمود: امانت را به آنان برگردانید، و (به حق) شهادت دهید، چه به نفع آنان باشد یا به ضررشان و از بیماران آنها عیادت کنید، و در تشییع جنازه مردگانشان شرکت نمایید.
۲- ابى اسامه زید شحّام گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: به آنان که از من اطاعت و به سخنانم عمل مى کنند سلام برسان، و به آنها بگو: شما را به تقواى خداى عز و جل، و پرهیزگارى در دین، و کوشش در راه خدا، و راستى در گفتار، و برگرداندن امانت به صاحبانش، و سجده طولانى، و خوشرفتارى نسبت به همسایگان سفارش مى کنم، زیرا حضرت محمد (ص) به همین منظور مبعوث شده است. و به کسانى که به شما اعتماد مى کنند چه نیکوکار باشند یا بدکار، امانت را برگردانید زیرا رسول خدا (ص) حتى به اداى سوزن و نخ سوزن [ که ظاهرا کم ارزش مى باشد ] فرمان داده است، صله رحم به جا آورید و در تشییع جنازه شرکت کنید و به عیادت بیمار بروید و اداى حقوق نمایید زیرا به کسى از شما مى توان جعفرى مذهب گفت که در دینش متّقى، و درست گفتار و امانتدار و با مردم خوشخو باشد، و چنین شخصى با این گونه کارهایش مرا مسرور مى سازد، و این است روش و آیین جعفرى.
اگر شیعه ما داراى این صفات نباشد برایم مایه اندوه و ننگ است، و مردم مى گویند: این است آیین جعفر صادق (ع)، به خدا سوگند پدرم [ امام باقر (ع) ] به من فرمود: کسى از پیروان حضرت على (ع) زینت قبیله اى است که از همه کس بیشتر اداکننده امانت، و برآورنده حقوق، و در گفتار و امانت از همه صادقتر باشد به گونه اى که اگر از هر کس در باره او سؤال شود بگویند مانند فلانى باید بود، زیرا از ما امانتدارتر و درست گفتارتر است. ۳- معاویة بن وهب گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم با بستگان و کسانى که با آنها معاشرت داریم ولى بر مذهب ما نیستند چگونه رفتار کنیم؟
امام فرمود: به پیشوایانتان که از آنها پیروى مى کنید بنگرید و بدان گونه که آنها رفتار مى کنند عمل نمایید، سوگند به خدا پیشوایان شما از بیماران آنها عیادت مى کردند و در تشییع جنازه آنها حاضر مى شدند و اقامه شهادت مى کردند به نفع یا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمى گرداندند.
۴- حبیب خثعمى گوید: امام صادق علیه السّلام به من فرمود: بر شما باد به اجتناب از معاصى، و تلاش و کوشش، و حضور در تشییع جنازه ها و عیادت بیماران، و حضور در مساجد با سایر مردم، و دوست بدارید براى مردم آنچه را براى خودتان دوست مى دارید، آیا شرمسار نیست کسى از شما که همسایه اش حقّ او را بشناسد ولى او حقّ همسایه اش را رعایت نکند؟
۵- مرازم گوید: امام جعفر صادق (ع) فرمود: بر شما باد به نماز خواندن در مساجد و خوشرفتارى با مردم، و به پا داشتن شهادت (براى اثبات حق)، و شرکت در تشییع جنازه، زیرا شما ناگزیر به مردم نیازمندید، و هیچ کس در زندگى اش از مردم بى نیاز نیست.
۶- عبد اللّه بن سنان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: شما را به تقواى الهى سفارش مى کنم، مردم را بر خود چیره نگردانید که خوار مى شوید همانا خداى عزّ و جلّ در قرآن کریم مى فرماید: «با همه مردم بخوبى گفتگو و معاشرت کنید». سپس فرمود: از بیماران آنان عیادت کنید، در تشییع جنازه شان حاضر شوید، و شهادت بدهید اگر چه به نفع یا به ضررشان باشد. و با آنها در مساجدشان نماز بگزارید تا آنچه میان شما و آنان متفاوت است مشخّص شود. ۷- خیثمه گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: سلام مرا به دوستان ما برسان، و آنها را به ترس از خدا و عمل صالح سفارش کن، افراد تندرست از بیماران عیادت کنند، و ثروتمندان فقیران را مورد توجه قرار دهند، و در تشییع جنازه مردگان حاضر شوند، و به خانه هاى یک دیگر بروند، و در امور دین با یک دیگر مذاکره کنند، زیرا رعایت این امور باعث جاودانگى دستورات ماست، خداوند رحمت کند بنده اى را که دستورات ما را زنده نگه دارد. اى خیثمه آنان را آگاه کن که تنها چیزى که آنها را از غیر خدا بى نیاز مى کند کار شایسته و پسندیده است، زیرا به ولایت و دوستى ما نایل نمى شوند مگر با ورع و پرهیزگارى، و معذّبترین مردم در روز قیامت کسى است که عدالت و حقّ را بستاید و سپس خلاف آنچه مى گوید عمل کند.
۸- کثیر بن علقمه گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم مرا نصیحت فرمایید. فرمود: تو را به تقواى الهى، و پارسایى، و عبادت، و طول سجده، و برگرداندن امانت، و راستى در گفتار، و خوشرفتارى نسبت به همسایگان سفارش مى کنم، زیرا حضرت محمد (ص) براى همین منظور مبعوث شده است، با خویشاوندان پیوند، و از بیمارانتان عیادت کنید، در تشییع جنازه مردگانتان حاضر شوید، و زینت و افتخار ما باشید نه مایه ننگ ما، با اعمالتان ما را در نزد مردم عزیز و محبوب گردانید و آنها را دشمن ما نسازید، همه دوستیها را به سوى ما جلب و هر گونه بدگویى را از ما دفع کنید.
۹- امام صادق (ع) مى فرماید که حضرت علىّ علیه السلام مى فرمود: باید در قلب تو نیاز به مردم و بى نیازى از آنان جمع شود نیاز تو به آنها در نرمى گفتار و خوشرفتارى، و بى نیازى تو از آنها در پاکدامنى، و پایدارى عزّت توست.
۱۰- ابو اسامه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: بر شما باد به رعایت تقواى الهى و پارسایى، و تلاش و کوشش، و راستگویى، و رساندن امانت به صاحبانش، و خوشخویى، و خوشرفتارى با همسایگان. زینت و آبروى ما باشید نه باعث بى آبرویى ما.
۲- باب استحباب خوشرفتارى با مردم و همسایگان
۱- امام باقر (ع) فرمود: اگر مى توانى بر کسانى که با آنها معاشرت مى کنى تفوق داشته باشى، این کار را بکن.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: خود را براى خوشرفتارى با همنشین خویش آماده کن، و خلق و خویت را نیکو گردان، و زبانت را نگه دار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بیهوده را رها کن، و عفو را پیشه ساز، و بخشنده باش.
۳- ابو ربیع شامى گوید: به حضور امام صادق (ع) رسیدم در حالى که خانه پر از جمعیّت بود، فرمود: اى شیعیان آل محمد، آگاه باشید از ما نیست کسى که هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و کسى که با یارانش بخوبى رفتار نکند و به آنان که با او خوش اخلاقى کرده اند خوش خلقى نشان ندهد، و با همنشینانش بخوبى معاشرت نکند، و نسبت به همسایگان خوشرفتار نباشد و رعایت نمک خوارگى را ننماید.
۴- امام باقر (ع) فرمود: زایر خانه خدا اجر و پاداشى ندارد اگر این سه خصلت در او نباشد: ۱- تقوایى که او را از نافرمانى خدا بازدارد. ۲- حلمى که به وسیله آن جلو غضبش را بگیرد. ۳- با همنشینان بخوبى رفتار نکند. ۵- امام صادق (ع) فرمود: پدرم مى فرمود: زیارت کننده خانه خدا پاداش ندارد وقتى که سه خصلت در او نباشد: ۱- خلقى که با دوستش بتواند بخوبى رفتار کند، ۲- حلم و بردبارى که با آن جلو خشم خود را بگیرد، ۳- تقوایى که او را از ارتکاب محرّمات الهى بازدارد.
۶- امام صادق (ع) فرمود: از مروّت نیست که انسان آنچه را که در سفر از خوبى و بدى همسفر مى بیند بازگو کند.
۷- عمار بن مروان گوید: امام جعفر صادق (ع) مرا نصیحت کرد و فرمود: تو را به پارسایى و برگرداندن امانت به صاحبانش، و راستگویى، و خوشرفتارى با همنشین سفارش مى کنم، و هیچ نیرو و قدرتى نیست مگر از آن خدا.
۸- مفضّل بن عمر گوید: به خدمت امام جعفر صادق (ع) رسیدم، به من فرمود: چه کسى با تو همنشین است؟ عرض کردم مردى از برادران ایمانى من.
فرمود: چه کار مى کند؟ گفتم از موقعى که با او آشنا شده ام جایش را نمى دانم. به من فرمود: آیا نمى دانى کسى که چهل قدم با مؤمنى همگام باشد خدا از حقّ او در روز قیامت سؤال مى کند؟
۹- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که: رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: هر کس سه خصلت در او نباشد عملش کامل نیست: ۱- تقوایى که او را از معصیت خدا باز دارد. ۲- خلق و خویى که با مردم مدارا نماید. ۳- بردباریى که جهالت نادان را با آن برطرف سازد.
۱۰- سیّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت امیر (ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمود: چنان با مردم معاشرت کنید که اگر بمیرید بر شما بگریند و اگر از آنها دور شدید مشتاق دیدار شما باشند.
۳- باب چگونگى معاشرت با دوستان مختلف
۱- امام جواد (ع) فرموده است: مردى در بصره در حضور حضرت على (ع)
بلند شد و عرض کرد: در باره [ اقسام ] دوستان ما را خبر ده؟
حضرت فرمود: دوستان دو دسته اند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده رو. دوستان مورد اعتماد به منزله کف دست و بازو و افراد خانواده، و دارایى انسان هستند، وقتى که برادرت مورد اعتماد توست از کمک مالى و جانى به او مضایقه نکن، و با دوستان او در دوستى خالص باش، و دشمنان او را دشمن بدار، و راز او را پنهان کن، و او را یارى ده، و خوبیهاى او را آشکار ساز. و بدان که اینها از کبریت احمر کمیاب ترند.
امّا دوستان خنده رو، تو از معاشرت با آنان لذّت مى برى و با قطع رابطه از ایشان خود را از این لذت محروم مکن و بیشتر از آنان انتظار نداشته باش و مانند آنها با خوشرویى و خوشزبانى رفتار کن.
۴- باب استحباب الف- فاصله هر دو نفر (در مجالس) بویژه به اندازه یک ذراع در تابستان. ب- کمک به نیازمندان وضعیفان.
۱- امام صادق (ع) در توضیح آیه شریفه «ما تو را از نیکوکاران مى بینیم» فرمود: (حضرت یوسف) براى دیگران جا را در مجلس وسعت مى داد و به نیازمند قرض مى داد و به ضعیف کمک مى کرد.
۲- از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که رسول خدا فرمود: براى کسانى که در یک مجلس گرد مى آیند شایسته است که در تابستان بین هر دو نفر به اندازه یک ذراع (تقریبا نیم متر) فاصله باشد تا مزاحم یک دیگر نباشند.
۵- باب استحباب گرامیداشت دوستان و نصیحت کردن آنان
۱- ابو الحسن امام موسى کاظم (ع) فرمود: وقتى که شخص حاضر است با کنیه و اگر غایب است با نام او را یاد کن.
۲- علاء بن فضیل از امام صادق (ع) نقل کرده است که امام باقر (ع) فرمود:
دوستانتان را بزرگ دارید و احترام کنید و به یک دیگر پرخاش نکنید، و به هم ضرر نرسانید و حسد نورزید و از بخل بپرهیزید و بندگان خالص خدا باشید.
۶- باب کراهت اخم کردن بر مردم
۱- امام باقر یا امام صادق (ع) فرمودند: اخم کردن بر مردم باعث دشمنى است.
۷- باب دوست یابى و خو گرفتن با دوستان و پذیرفتن اعتراض آنان
۱- محمّد بن یزید گوید: از امام رضا (ع) شنیدم که فرمود: هر کس در راه خدا یک دوست به دست آورد، خانه اى در بهشت به دست آورده است.
۲- شیخ صدوق در کتاب مجالس نقل کرده است که لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم هزار دوست انتخاب کن و هزار دوست هم کم است و یک دشمن نگیر زیرا یک دشمن هم زیاد است.
۳- حضرت على (ع) فرمود: بر تو باد به انتخاب دوستان خالص، زیرا هر گاه از آنها کمک بخواهى تکیه گاه و پشتیبان تو هستند.
هزار دوست و همدم زیاد نیست ولى یک دشمن زیاد است. در کتاب «الاخوان» این حدیث از امام صادق (ع) نقل شده است.
۴- و آن حضرت از رسول اکرم (ص) نقل مى کند که فرمود: کسى که از پیش توشه اى نفرستد وارد بهشت نمى شود، گفته شد: اى رسول خدا هر کس باید از پیش توشه اى بفرستد؟ فرمود: آرى، برادر دینى یکى از توشه هاى اوست ۵- (۵) امام جعفر صادق (ع) فرمود: دوستانتان را در دنیا زیاد کنید زیرا در دنیا و آخرت سودمند هستند. در دنیا رفع نیازها به آنان وابسته است. اما در آخرت اهل دوزخ مى گویند: «ما شفاعت کننده و دوست نزدیکى نداریم» (۶) ۶- (۷) امام صادق (ع) فرمود: دوستانتان را زیاد کنید، زیرا براى هر مؤمنى دعاى اجابت شده اى است.
و فرمود: دوست زیاد بگیرید زیرا براى هر مؤمنى حقّ شفاعت است.
و نیز فرمود: برادران مؤمن را زیاد کنید، زیرا براى آنان در نزد خدا در روز قیامت دستى است که به وسیله آن شفاعت مى کنند.
۷- سیّد رضى در (نهج البلاغه) گوید: امیر المؤمنین (ع) فرمود: ناتوانترین مردم کسى است که از پیدا کردن دوست عاجز باشد، و ناتوانتر از او آن کسى است که دوستى پیدا کند و از دست بدهد.
۸- در کتاب مجالس شیخ طوسى، امام صادق (ع) از على بن ابى طالب (ع) نقل کرده است که: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: مؤمن ارجمند و بلند نظر، و منافق فریبکار و فرومایه است، و بهترین افراد با ایمان کسانى هستند که با مؤمنین انس مى گیرند، و آن که با دیگران انس نگیرد و دیگران با او مأنوس نشوند در او خیرى نیست. و نیز حضرت علىّ (ع) فرمود: از رسول خدا شنیدم که فرمود:
بدترین مردم کسى است که مؤمنان را دشمن بدارد و آنها هم او را در قلبشان دشمن بدارند. بدترین مردم افراد سخن چین و کسانى هستند که بین دوستان جدایى مى اندازند، و از مردم عیبجویى مى کنند، خدا در روز قیامت به آنان به نظر رحمت نمى نگرد و مقام آنان را بالا نمى برد. سپس حضرت على (ع) این آیه را تلاوت فرمود:
«اوست که به نصرت خود و یارى مؤمنان تو را پیروز گردانید، و دلهاى مؤمنان را به یک دیگر مهربان ساخت.»

۹- ایّوب بن نوح گوید: امام علىّ النقى (ع) به بعضى از دوستان ما نوشت، فلانى را عتاب کن و به او بگو: وقتى که خدا براى بنده اى خیر و خوبى مى خواهد اگر او را مورد عتاب قرار دهد وى عتاب را مى پذیرد و متنبّه مى گردد.
۸- باب استحباب همنشینى با خردمند بخشنده و دورى از نادان فرومایه
۱ - از امام صادق (ع) نقل شده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: اشکالى ندارد که با خردمند معاشرت کنى اگر چه بخشنده نباشد، از عقلش بهره مند شو، و از اخلاق بدش خود را حفظ کن، و همدمى بخشنده را ترک مکن گرچه از عقلش سود نبرى، ولى با خردمندى خود از کرمش بهره مند شو، و حتما از فرومایه نادان بگریز.
۹- باب استحباب مشورت با عاقل
۱- ابو هریره گوید: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى فرمود: از خردمند راهنمایى بخواهید، و از او نافرمانى نکنید که پشیمان مى شوید.
۱۰- باب استحباب دیدار و گفتگو با دوستان
۱- در کتاب الاخوان آمده است که امام صادق (ع) (به یکى از شیعیان) فرمود: آیا (شما دوستان و شیعیان) با یک دیگر همنشینى و گفتگو دارید؟ عرض کردم: بلى، فرمود: این مجلسها را دوست مى دارم، پس فضایل و سخنان ما را (در مورد احکام دین یا مصایب ما) زنده نگه دارید. کسى که فضایل ما را هر چه بیشتر زنده نگه دارد خداى رحمتش کند. هر که ما را یاد کند یا نزد او ذکرى از ما بشود و به اندازه پر مگسى اشک از چشمش خارج شود خدا گناهانش را مى آمرزد گرچه از کف دریا بیشتر باشد.
۲- میسر گوید: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آیا با یک دیگر خلوت مى کنید و به گفتگو مى پردازید؟ عرض کردم: بلى، سوگند به خدا فرمود: به خدا قسم دوست دارم در بعضى از این جلسات با شما شرکت داشته باشم.
۳- امام باقر (ع) فرمود: خدا بیامرزد بنده اى را که یاد ما را زنده نگه دارد.
شخص شنونده سؤال مى کند زنده نگه داشتن یاد شما چگونه است؟ فرمود: به ملاقات یک دیگر رفتن (مؤمنین) و با هم به گفتگو پرداختن در نزد آنان که ثابت قدم هستند.
۴- امام صادق (ع) نقل مى کند که حضرت على (ع) مى فرمود: دیدار دوستان غنیمتى ارزنده است.
۵- فضیل بن یسار گوید: امام باقر (ع) فرمود: آیا با یک دیگر مجالست دارید؟ عرض کردم: بلى، فرمود: چه نیکوست این مجالس.
۶- خیثمه گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: به دوستان ما سلام برسان، و آنها را به تقواى الهى سفارش کن، ثروتمندشان از فقیر، و نیرومندشان از ضعیف دیدار کند، و زنده آنها در تشییع جنازه مردگان حاضر و به خانه هاى یک دیگر رفت و آمد نمایند، زیرا ملاقات کردنشان باعث زنده ماندن فضایل ما، و امور دین است. سپس فرمود: خدا رحمت کند بنده اى را که فضایل ما و احکام مربوط به دین را زنده نگه دارد.
۷- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند که: پیامبر (ص) فرمود: سه چیز آسایش مؤمن است: بیدار بودن آخر شب، دیدار دوستان و افطار کردن روزه.
۸- شعیب عقرقوفى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که به دوستانش مى فرمود: تقواى الهى پیشه کنید، و براى رضاى خدا برادرانى نیکوکار و دوستدار یک دیگر، و بهم پیوسته و مهربان باشید، یک دیگر را زیارت و ملاقات کنید، و فضایل ما را ذکر کنید و آن را زنده نگه دارید.
۹- امام باقر (ع) فرمود: گرد هم آیید، و با یک دیگر (در امر دین) گفتگو کنید که (در این حال) ملائکه دور شما جمع مى شوند، خداى بیامرزد کسى را که فضایل ما (و مسائل مربوط به دین را) زنده نگه دارد.
۱۱- باب استحباب معاشرت با مردم خوب و دوستان قدیمى و اجتناب از معاشرت با بدان
۱- در اصول کافى از حضرت على (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود:
در باره کسانى که با آنها به گفتگو مى پردازید (و مجالست مى کنید) دقت کنید، زیرا هر کس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر مى شوند، اگر آنها نیک باشند او نیک است، و اگر بد باشند [ معلوم مى شود ] او نیز بد است. هیچ کس نمى میرد مگر این که در هنگام مردن دوستانش در برابر او مجسّم مى شوند.
۲- ابو الحسن امام موسى کاظم (ع) فرموده است: حضرت عیسى (ع) گفته است: یار بد به دوستش ستم مى کند، و همنشین سوء او را به هلاکت مى اندازد، پس نگاه کن با چه کسى همنشینى.
۳- امام صادق (ع) به یکى از دوستانش فرمود: بر تو باد به انتخاب دوست قدیمى، و بپرهیز از هر دوست جدیدى که وفادار، امانتدار، متعهد و پاى بند به پیمان نباشد، و حتّى با مطمئن ترین دوستانت با احتیاط رفتار کن.
۴- ابن عبّاس گوید: از رسول خدا (ص) سؤال شد: بهترین همنشین کیست؟ فرمود: کسى که دیدار او شما را به یاد خدا، و گفتار او عمل شما را زیاد، و عمل او شما را به یاد آخرت بیندازد.
۵- امام صادق (ع) فرمود: به کسى که منفعت دینى تو را در نظر نمى گیرد نزدیک مشو، و علاقه اى به همنشینى با او نشان مده، زیرا هر چیزى بجز خداوند از بین رفتنى و پایانش بس خطرناک است.
۱۲- باب استحباب پذیرفتن نصیحت و معاشرت با کسى که انسان عیب او را مى داند به منظور نصیحت کردن او
۱- ابو العدیس گوید امام باقر (ع) فرمود: اى صالح از آن که دلش براى تو بسوزد و تو را نصیحت کند پیروى کن، و از کسى که تو را بخنداند ولى با تو حیله و نیرنگ نماید پیروى مکن. بزودى همه به سوى خداى خویش بازمى گردید. آن وقت آگاه مى شوید [ که چه کسى خیرخواه و چه کسى بد خواه شما بوده است. ]
۲- امام صادق (ع) فرمود: گرامى ترین دوستانم کسى است که عیبهاى مرا به من تذکر دهد.
۳- در کتاب (محاسن) برقى از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است: از جمله خصلتهایى که مؤمن به آن نیازمند مى باشد سه چیز است: ۱- توفیق از جانب خداى عزّ و جل ۲- خود واعظ خویش بودن ۳- پذیرفتن نصیحت.
۱۳- باب استحباب دوستى با کسى که رعایت دوستى را مى کند و او را در موقع گرفتارى تنها نمى گذارد
۱- امام صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرایطى است، کسى که تمام یا بعضى از این شرایط را رعایت کند مى توان او را دوست دانست، و کسى که این شرایط در او نباشد نمى توان او را دوست به حساب آورد. آن شرایط عبارتند از:
۱- باطن و ظاهرش یکى باشد. ۲- عزت تو را عزت خود و عیب تو را عیب خویش بداند. ۳- اگر به مقام یا مالى رسید تغییرى در او ایجاد نشود. ۴- قدرت و توانایى او تو را از رسیدن به چیزى باز ندارد. ۵- کسى داراى این خصلتهاست که در موقع گرفتارى تو را رها نکند.
۲- سیّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت على (ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمود: دوست حقیقى آن است که برادرش را در سه موضع حفظ کند: در گرفتارى، در غیاب، و در مرگش.
۱۴- باب استحباب کمک و یارى دادن دوستان به یک دیگر
۱- وصّافى گوید: امام محمّد باقر (ع) به من فرمود: آیا مى شناسى کسى را که لباسى نداشته باشد و برادرش لباس خود را به او ببخشد یا لباسى که اضافه دارد موقتا به او بدهد تا وقتى که لباسى براى خویش تهیّه کند؟ عرض کردم خیر، امام به عنوان تأسف دست بر زانویش زد و فرمود: چنین کسانى برادر نیستند.
۲- اسحاق بن عمّار گوید: نزد امام صادق (ع) بودم، سخن از کمک برادران و وظایف آنها نسبت به یک دیگر به میان آمد. امام مطلبى فرمود که من تعجب کردم. امام فرمود: زمانى که قائم ما ظهور کند بر مؤمنین واجب است که نیاز برادرانشان را برطرف کنند و در شادى آنها بکوشند.
۳- خلّاد سندى (در حدیث مرفوعه اى) گوید: مردى دیر به خدمت پیامبر (ص) رسید، پیامبر به او فرمود: چه باعث شده است که تو را کم ملاقات مى کنم؟
پاسخ داد: اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود، پیامبر فرمود: آیا همسایه ات دو جامه نداشت که یکى را به تو عاریه دهد؟ پاسخ داد چرا [ داشت. ] حضرت فرمود: او برادر تو نیست.
۴- امام صادق (ع) فرمود: از آنچه به دست مى آورى به برادرانت بده، زیرا خداوند مى فرماید: «نیکیها بدیها را از بین مى برند» .
۵- ابن اعین گوید: از امام صادق (ع) در باره حقّ مسلمان نسبت به برادر مسلمانش سؤال کردم، امام پاسخ نداد، چون خواستم با حضرت خداحافظى کنم عرض کردم: به من پاسخ ندادید، فرمود: اگر پاسخ بدهم (و شما بدان عمل نکنید) مى ترسم کافر شوید، مسلما از مهمترین چیزهایى که خدا بر بندگانش واجب کرده سه چیز است: ۱- رعایت عدالت در باره دیگران و آنچه را براى خود نمى پسندد براى برادر مؤمنش نیز روا ندارد. ۲- کمک مالى به برادران مؤمن براى خدا. ۳- به یاد خدا بودن در هر حال و یاد خدا تنها به گفتن «سبحان اللّه و الحمد للّه» نیست، بلکه عبارت است از ترک آنچه خدا حرام کرده است.
۱۵- باب کراهت دوستى با بد کار و نادان و دروغگو
۱- امام صادق (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) وقتى به منبر مى رفت مى فرمود:
شایسته است مسلمان از دوستى با سه گروه اجتناب کند: از بى حیاى تبهکار، نادان، و دروغگو. امّا بى حیاى تبهکار کارش را برایت خوب جلوه مى دهد و دوست دارد تو مانند او باشى، و در امر دین و آخرت به تو کمک نمى کند، و نزدیک شدن به او ستم و باعث سختدلى، و رفت و آمد با او براى تو مایه بى آبرویى است.
امّا نادان، امید خیرى از او برایت نیست و ضررى از تو دفع نمى کند اگر چه خودش را به زحمت افکند، و چه بسا که بخواهد به تو سود برساند ولى زیان مى رساند، پس مرگ او بهتر از زندگى، و سکوت او بهتر از سخن گفتنش، و دورى او بهتر از نزدیک بودن اوست.
امّا دروغگو، زندگى تو با او گوارا نیست، زیرا خبرى را از تو براى دیگران و از دیگران براى تو نقل مى کند، و هر گاه خبرى به پایان رسید خبر دیگرى پیش مى کشد که وانمود کند راست مى گوید در صورتى که راست نمى گوید، و با ایجاد عداوت بین مردم تفرقه مى اندازد و بذر کینه در دلها مى کارد، پس از خدا بترسید و در باره خود بیندیشید.
۲- کلینى (در کافى) از امام صادق (ع) نقل کرده است که:
امیر المؤمنین (ع) فرمود: شایسته نیست که مسلمان با بد کار دوست شود زیرا او کارش را نیکو جلوه مى دهد و دوست دارد دیگران مانند او باشند، دوستش را در امر دنیا و آخرت کمک نمى کند و رفت و آمد با او باعث بى آبرویى و خوارى است.
۳- امام صادق (ع) فرموده: براى مسلمان شایسته نیست که با بد کار، و نادان و دروغگو دوست شود.
۴- زرارة گوید: امام صادق (ع) فرمود: از دوستى با نادان بپرهیز، زیرا هر چه از جانب او شاد باشى او به بدى رساندن به تو نزدیکتر است. (هر چه به دوستى او خوشحالتر باشى، خطر زیان رساندن او به واسطه حماقتش به تو نزدیکتر مى باشد).
۵- امام صادق (ع) فرمود: حضرت علىّ (ع) بالاى منبر مى فرمود: براى مسلمان شایسته است که از دوستى با دروغگو دورى جوید، زیرا خبرى از تو براى دیگران، و از دیگران براى تو نقل مى کند زندگى را بر تو تلخ و ناگوار مى سازد، هر گاه خبرى کسب کند آن را به خبر دیگرى پیوند مى دهد تا ثابت کند راست مى گوید در صورتى که راست نمى گوید، پس خبرها را از گروهى براى گروهى دیگر نقل مى کند تا بین آنها دشمنى ایجاد کند و بذر کینه در دلها بکارد.
۱۶- باب کراهت شرکت دادن افراد فرومایه و گنهکار در امور
۱- عمّار بن موسى گوید: امام صادق (ع) فرمود: اى عمّار اگر دوست دارى که نعمت براى تو دوام داشته، و مروّت تو کامل و بى عیب باشد و زندگى ات روبراه شود بردگان و افراد فرومایه را در کار خود دخالت نده، زیرا اگر آنها را امین دانستى به تو خیانت کنند و اگر خبرى به تو دهند دروغ گویند، اگر مصیبتى برایت پیش آید تو را خوار کنند، و اگر وعده کنند خلف وعده نمایند.
عمّار گفت، از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: نیکان که یک دیگر را دوست بدارند براى آنان ثواب، و بدان که افراد نیک را دوست بدارند براى نیکان فضیلت، و دشمنى بدکاران با نیکان زینت و افتخار براى نیکوکاران، و دشمنى نیکوکاران با بدان ذلّت و خوارى بدکاران است.
۲- در کتاب کافى نقل شده است که: لقمان به پسرش گفت: اى پسرم، زیاد با مردم نزدیک مشو که موجب دورى از دلهاى آنان مى شوى و یکسره از آنها دورى مکن که خوار و بى مقدار گردى. هر جنبنده اى همنوع خود را دوست دارد، انسان نیز همنوع خود را دوست مى دارد، کارهاى پسندیده ات را نزد مخالفین آن کارها بازگو مکن، زیرا همان طور که بین گرگ و گوسفند دوستى برقرار نمى شود بین نیکو کار و بد کار دوستى به وجود نمى آید، کسى که به قیر نزدیک شود مقدارى به او مى چسبد، همچنین کسى که با تبهکار (در زندگى) شریک شود روشهاى او را مى آموزد، کسى که ستیزه و جدال کردن را دوست داشته باشد ملامت مى شود و آن که در جاهاى تهمت آمیز وارد شود متهم مى گردد، و هر که همنشین بد انتخاب کند سالم نمى ماند، و هر کس جلو زبانش را نگیرد پشیمان مى شود. ۳- عمّار ساباطى گوید: امام جعفر صادق (ع) به من فرمود: اى عمّار اگر مى خواهى نعمت براى تو دوام داشته باشد و دوستى مردم نسبت به تو کامل شود و زندگى ات راحت باشد با بردگان و افراد پست در کار خویش مشورت مکن، زیرا اگر به آنها اعتماد کردى به تو خیانت مى کنند و اگر به تو خبرى بدهند دروغ مى گویند و اگر مصیبتى براى تو پیش آید تو را خوار سازند، و اگر وعده کنند به تو راست نگویند.
۴- امام صادق (ع) فرمود: از پدرم شنیدم که مى فرمود: به حق قیام کن، و براى آنچه از دست تو رفته است افسوس مخور، و از آنچه به تو مربوط نیست دورى کن، و از دشمن بپرهیز، و با دوستان با احتیاط رفتار نما، مگر افراد امین، و امین کسى است که از خدا بترسد، با بد کار همنشینى مکن و او را بر اسرار خویش آگاه مگردان و امانت به او مسپار، و با آنان که از خداى خویش مى ترسند در کارهایت مشورت کن.
۱۷- باب تحریم همنشینى با دروغگو و گنهکار و بخیل و نادان و قاطع رحم و ...
۱- امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مى کند که: پدرم علىّ بن الحسین (ع) به من فرمود: اى پسر عزیزم با پنج گروه دوستى و گفتگو و مسافرت مکن؛ امام باقر (ع) سؤال مى کنند آن پنج گروه را معرّفى فرمایید، امام سجّاد (ع) فرمود: ۱- از دوستى با دروغگو بپرهیز زیرا دروغگو مانند سراب است که دور را نزدیک و نزدیک را دور مى نمایاند. ۲- از دوستى با فاسق اجتناب کن زیرا تو را به یک وعده غذا و به کمتر از آن مى فروشد. ۳- از دوستى با بخیل بپرهیز زیرا وقتى که خیلى به کمک او نیازمند باشى (کمک نمى کند) و تو را خوار مى گرداند. ۴- از دوستى با کسى که از بستگان بریده و قطع رحم نموده است بپرهیز، زیرا در سه جا از قرآن نفرین شده است.
الف: (شما (منافقان) اگر (از فرمان خدا و طاعت قرآن) روى بگردانید یا در زمین فساد و قطع رحم کنید باز هم امید (نجات) دارید؟
ب: (آنان که پس از پیمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را شکستند و نیز آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده بریدند، و در روى زمین فساد و فتنه برانگیختند، براى آنهاست لعنت خدا، و منزلگاهشان دوزخ است».
ج: و در سوره بقره فرموده است: «کسانى که عهد خدا را پس از پیمان بستن مى شکنند و آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده مى برند، و در روى زمین فساد مى کنند به حقیقت زیانکارند.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: از دوستى با نادان بپرهیز زیرا هر چه به او نزدیکتر شوى به بدى نزدیک شده اى [ و از جانب او جز بدى به تو نمى رسد. ]
۳- سیّد رضى (در نهج البلاغه) گوید: پیشواى مؤمنان على (ع) فرمود: اى فرزندم از دوستى با نادان بپرهیز، زیرا او مى خواهد به تو سود برساند ولى زیان مى رساند، از دوستى با بخیل اجتناب کن زیرا هنگام شدیدترین حاجت تو را رها مى سازد، و از دوستى با بد کار بر حذر باش زیرا تو را به چیز کمى مى فروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهیز زیرا او مانند سراب است، دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور مى نمایاند.
۴- امام محمّد باقر (ع) فرمود: به چهار شخص نزدیک مشو و دوستى مکن:
نادان، بخیل، ترسو و دروغگو، امّا نادان مى خواهد به تو سود برساند ولى ضرر مى زند، امّا بخیل چیزى از تو مى گیرد ولى چیزى به تو نمى دهد، امّا ترسو از تو و از پدر و مادر خویش مى گریزد، امّا دروغگو راست مى گوید ولى کسى سخن او را تصدیق نمى کند. ۵- امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مى کند که امام باقر (ع) فرمود:
خواستم به سفر بروم، پدرم علىّ بن الحسین (ع) به من سفارش کرد: اى پسرم از دوستى و معاشرت با احمق بپرهیز و با او معاشرت نکن زیرا احمق در حضور و غیاب به دنبال عیبجویى است.
اگر سخن بگوید نادانى اش او را رسوا گرداند، و اگر سکوت کند ناتوانى در گفتار او را کوچک مى کند و اگر کارى انجام دهد آن را تباه سازد، و اگر مسئولیتى به عهده گیرد آن را ضایع مى کند، دانش او باعث بى نیازى او نیست و دانش دیگران هم به وى سود نمى رساند، نصیحت ناصحان را نمى پذیرد، دوستش از او آسایشى نمى یابد، مادرش دوست دارد در عزایش بنشیند، و همسرش مى خواهد او را از دست بدهد، همسایه اش مى خواهد از او دور باشد، و دوست وى تنهایى را بر مجالسش ترجیح مى دهد، اگر در مجلسى از دیگران کوچکتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند، و اگر بزرگتر از دیگران باشد آنان را به فساد مى کشاند.
۱۸- باب کراهت همنشینى با فرومایگان و ثروتمندان و گفتگو با زنان
۱- امام جعفر صادق (ع) از اجدادش نقل مى کند که: رسول خدا (ص) فرمود: همنشینى با سه گروه دل را مى میراند: ۱- همنشینى با فرومایگان.
۲- گفتگو با زنان. ۳- همنشینى با ثروتمندان.
۲- امام محمد باقر (ع) به شخصى فرمود: با ثروتمندان معاشرت نکن زیرا انسان وقتى که با آنها معاشرت مى کند از نعمتى که خدا به خودش داده است قدردانى نمى کند و به مرحله اى مى رسد که تصوّر مى کند خدا به وى نعمتى نداده است.
۱۹- باب کراهت وارد شدن به مکانهاى تهمت آمیز
۱- امام جعفر صادق (ع) گوید: امیر مؤمنان علىّ (ع) فرمود: اگر کسى خود را در معرض تهمت قرار دهد کسانى که به او بد گمان مى شوند نباید ملامت کند، و کسى که رازش را پنهان دارد اختیار در دست خودش مى باشد [ و رازش آشکار نمى شود .]

۲- امام صادق (ع) فرمود: کسى که به جاهاى تهمت آمیز برود و متهم گردد باید خودش را ملامت کند.
۳- امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش نقل کرده است که حضرت امیر (ع) فرمود:
شخصى که خودش را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسانى را که به او بد گمان مى شوند ملامت کند.
۴- حضرت على (ع) در وصیّت به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: از مکانهاى تهمت آمیز، و جاهایى که مردم به آن بدگمانند بپرهیز، زیرا همنشین بد انسان را گول مى زند. ۵- امام موسى کاظم (ع) گوید: امام صادق (ع) فرمود: از جاهاى مشکوک [ و تهمت آمیز ] بپرهیزید، و حتّى نباید کسى با مادرش راه برود زیرا همه مردم نمى دانند که وى مادر اوست.
۶- سیّد رضى (در نهج البلاغه) از امیر المؤمنان (ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمود: شخصى که خود را در معرض تهمت قرار دهد کسانى را که به او بد گمان مى شوند نباید ملامت کند.
۷- و نیز آن حضرت فرمود: کسى که شمشیر تجاوز و ستم بروى مردم بکشد با آن شمشیر کشته مى شود، و کسى که مکر و حیله ورزد هلاک شود، و هر که بى باکى پیشه سازد غرق گردد، و شخصى که وارد مکانهاى تهمت آمیز شود متهم گردد.
۲۰- باب استحباب پرهیز و ترس از زیرکى مؤمن
۱- امام باقر (ع) در تفسیر آیه «إِنّ فِی ذلِکَ لآَیاتٍ لِلْمُتَوَسّمِینَ» فرمود: منظور از «متوسّمین» ائمّه هستند (چون) رسول خدا (ص) فرمود: از زیرکى مؤمن بپرهیزید زیرا او در گفتارش از نور الهى استفاده مى کند.
۲- سلیمان جعفرى گوید: عدّه اى در نزد امام موسى کاظم (ع) بودیم که فرمود: از زیرکى مؤمن بترسید زیرا او با نور الهى به امور مى نگرد.
۳- سیّد رضى (در نهج البلاغه) گوید: علىّ (ع) فرمود: از گمانهایى که مؤمنان نسبت به شما مى برند بر حذر باشید زیرا خدا حقّ را بر زبان آنها جارى مى سازد.
۲۱- باب استحباب مشورت با اشخاص صاحب نظر
۱- امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل کرده که به پیامبر اکرم (ص) گفته شد: اى رسول خدا، هوشیارى و دوراندیشى در چیست؟ فرمود: مشورت کردن با صاحب نظران و پیروى از آنها.
۲- امام صادق (ع) فرمود: رسول اکرم (ص) در وصیّت به حضرت على (ع) فرمود: هیچ کمک و پشتیبانى محکمتر از مشورت، و هیچ خردى بهتر از تدبیر و چاره اندیشى نیست.
۳- امام باقر (ع) فرمود: در تورات چهار عبارت نوشته شده است: ۱- کسى که مشورت نکند پشیمان مى شود. ۲- فقر و تنگدستى بزرگترین مرگ است.
۳- هر گونه رفتار کنى با تو رفتار مى کنند. ۴- کسى که چیزى را مالک شود منافع خود را بر منافع دیگران ترجیح مى دهد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هرگز انسان با مشورت کردن هلاک نمى شود.
۵- سیّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت امیر (ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمود: هیچ ثروتى مانند عقل، و هیچ فقرى مانند نادانى، و هیچ میراثى مانند ادب، و هیچ پشتیبانى مانند مشورت کردن نیست.
۶- و آن حضرت فرموده است: کسى که خود رأى باشد نابود مى شود، و هر که با بزرگان مشورت کند در عقل آنها شریک است.
۷- و آن حضرت فرمود: مشورت راهیابى است.
۸- و نیز آن حضرت فرمود: کسى که به رأى و فکر خود اکتفا کند خود را به خطر افکنده است.
۲۲- باب استحباب مشورت با شخص پرهیزگار خردمند و اطاعت از او و کراهت مخالفت با وى
۱- امام جعفر صادق (ع) فرمود: کسى که نصیحت کننده اى از باطن، و بازدارنده اى از درون، و همنشین راهنما نداشته باشد دشمن را بر خود چیره کرده است.
۲- امام هادى از پدرانش نقل کرده است که حضرت على (ع) فرمود: کسى که به رأى و فکر خود اکتفا کند خود را به خطر افکنده است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: در کار خود با کسانى مشورت کن که از پروردگارشان مى ترسند.
۴- امام صادق (ع) نقل کرده است که حضرت على (ع) فرمود: در کارى که براى تو پیش مى آید با کسانى که از خدا مى ترسند مشورت کن.
۵- سلیمان بن خالد گوید: از امام جعفر صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
با مردم خردمند با تقوا مشورت کن زیرا آنها جز به نیکى راهنمایى نمى کنند، و بپرهیز از مخالفت با آنان زیرا مخالفت با شخص پرهیزگار خردمند باعث تباهى دین و دنیاست. ۶- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: مشورت با خردمند اندرزگو باعث پیشرفت و برکت و موفقیّت از جانب خداست، وقتى که شخص دلسوز عاقل تو را راهنمایى کند از مخالفت با او بپرهیز، زیرا این مخالفت باعث هلاکت مى شود.
۷- امام جعفر صادق (ع) فرمود: چرا وقتى کار مهمّى براى شما پیش مى آید و خود قادر به حلّ آن نیستید با افراد خردمند متدیّن و پارسا مشورت نمى کنید؟
سپس امام صادق (ع) فرمود: آگاه باشید هر کس این کار را انجام دهد خدا او را خوار نمى گرداند بلکه مقام او را بالا مى برد و به بهترین کارها و نزدیکترین آنها به خداوند هدایتش مى کند.
۸- امام صادق (ع) فرمود: مشورت داراى حدودى است که اگر آن حدود شناخته و رعایت نشود ضررش براى مشورت کننده از نفعش بیشتر است.
آن حدود عبارتند از: کسى که با او مشورت مى شود: ۱- عاقل باشد. ۲- آزاده دیندار باشد. ۳- دوست مهربان و مانند برادر باشد. ۴- اگر از راز تو آگاه شد مثل این که خودت به آن آگاهى و آن را مکتوم و پوشیده مى دارد. زیرا تو زمانى از راهنمایى مشاور سود مى برى که او عاقل باشد، و وقتى که وى آزاد مرد متدیّن بود نهایت کوشش را براى نصیحت کردن تو به کار مى برد، وقتى که دوست مهربان و مانند برادر باشد و او را از راز خویش آگاه کردى راز تو را پوشیده نگاه مى دارد، و آگاهى او مانند این است که خودت به آن آگاهى، [ اگر این شرایط رعایت شود ] مشورت جامع و نصیحت کامل مى گردد.
۲۳- باب وجوب راهنمایى کسى که تقاضاى مشورت مى کند
۱- امام جعفر صادق (ع) فرمود: مردى به نزد امیر المؤمنین (ع) آمد و عرض کرد براى مشورت به خدمت شما آمده ام.
حسن و حسین [ دو فرزند شما ] و عبد اللّه بن جعفر از دخترم خواستگارى کرده اند (کدامیک را قبول کنم)؟ حضرت علىّ (ع) فرمود: کسى که با او مشورت کند مورد اعتماد است، [ فرزندم ] حسن زنان را طلاق مى دهد، دخترت را به همسرى حسین درآور که او براى دخترت مناسبتر است.
۲- امام صادق (ع) فرمود: کسى که با برادر مؤمنش مشورت کند و او نظرش را خالصانه بازگو ننماید خداى عزّ و جلّ قدرت فکر و اندیشه را از وى مى گیرد.
۲۴- باب جواز مشورت کردن با کسى که مرتبه او پایین تر است
۱- معمّر بن خلّاد گوید: یکى از غلامان امام رضا (ع) به نام سعد وفات یافت؛ امام به معمّر فرمود: شخصى با فضیلت و امانتدار به من معرّفى کن، در پاسخ گفتم: من کسى را به شما معرّفى کنم؟ حضرت با حالت شبیه شخص غضبناکى فرمود: پیامبر خدا با یارانش مشورت مى کرد و بعد در باره آنچه که مى خواست تصمیم مى گرفت.
۲- فضیل بن یسار گوید: امام صادق (ع) در باره کارى با من مشورت کرد، به امام گفتم: خدا شما را یارى دهد، کسى مانند من مشاور شما باشد؟ امام فرمود: آرى هر زمانى که با تو مشورت کنم.
۳- حسن بن جهم گوید: جمعى در خدمت امام رضا (ع) بودیم. ایشان یادى از پدر بزرگوارش نمود و فرمود: هیچ عقلى با عقل او برابرى نمى کرد، در عین حال در بسیارى اوقات با یکى از غلامان سیاه پوست خود مشورت مى کرد، به آن حضرت گفته شد آیا با چنین کسى مشورت مى فرمایى؟ در پاسخ فرمود: چه بسا خداى تبارک و تعالى مشکل را به زبان چنین شخصى برطرف کند، بسیارى اوقات در باره مزرعه یا باغ آن حضرت را راهنمائى مى کردند و آن حضرت به آن عمل مى فرمود.
۴- سیّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت علىّ (ع) نقل کرده است که عبد اللّه بن عبّاس نظر خود را به عنوان یک مشاور براى امام على (ع) بیان کرد، امّا امام با عقیده او موافق نبود؛ فرمود: تو باید نظر مشورتى خود را به من بگویى، امّا اگر بر خلاف نظر تو تصمیم بگیرم باید نظر مرا بپذیرى.
۵- علىّ بن مهزیار گوید: امام جواد (ع) به من نوشت به فلانى بگو با ما مشورت کند و پس از مشورت آنچه نظر خودش است انتخاب کند زیرا او از آنچه در سرزمینش [ اهواز ] مى گذرد و از این که چگونه با سلاطین رفتار کند آگاهتر است. مشورت باعث برکت و خوشبختى است، خدا به پیامبرش در قرآن کریم مى فرماید: «در کارها با مردم مشورت کن، لیکن آن چه خودت تصمیم گرفتى با توکّل به خدا انجام ده» (حضرت فرمود) پس هر چه مى گذرد به من گزارش دهد بهترین نظر را برایش مى نویسم و اگر رأى و نظر من بهتر نباشد امیدوارم او را به راه روشن حقّ راهنمایى کرده باشم ان شاء اللّه «در کارها با مردم مشورت کن» منظور طلب خیر از مردم است.
۲۵- باب کراهت مشورت با زنان و نیکو بودن مشورت با مردان
۱- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیامبر (ص) در وصیّتش به حضرت علىّ (ع) فرمود: یا على بر زنان، نماز جمعه و مسئولیت قضاوت، و طرف مشورت قرار گرفتن نیست.
یا على، تندخویى ناپسند و اطاعت از زن موجب پشیمانى است. یا على، از جمله چیزهایى که نامبارک است زبان زنان است. [ زنانى که رعایت شؤون اسلامى را نمى نمایند .]
۲- امیر المؤمنین (ع) در وصیّت به فرزندانشان محمّد بن حنفیّه فرموده است:
آراى مردان را جمع کن، سپس آن رأیى را که به حقّ نزدیکتر است انتخاب کن و آرائى را که شک دارى رها کن ... تا این که فرمود: کسى که به رأى خود عمل کند خودش را به خطر مى افکند و هر که آراى مختلف را مورد توجّه قرار دهد به راههاى خطا و اشتباه پى مى برد.
۲۶- باب کراهت مشورت با شخص ترسو، بخیل، آزمند، برده، فرومایه و بدکار
۱- امام رضا (ع) از پدرانش از حضرت علىّ (ع) نقل کرده است که پیامبر (ص) فرموده است: یا علىّ با شخص ترسو مشورت نکن زیرا او راه خروج [ از گرفتاریها ] را براى تو سخت جلوه مى دهد و حتما با بخیل مشورت نکن، زیرا تو را از هدف بازمى دارد، با حریص مشورت نکن زیرا او کار بد را زیبا جلوه مى دهد، و بدان که ترس و بخل و آزمندى غریزه اى است که از سوء ظنّ ناشى مى شود.
۲- عمّار ساباطى گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: اى عمّار اگر مى خواهى نعمت برایت با دوام، و مردانگى ات کامل، و زندگى ات اصلاح گردد در کار خویش با بردگان و اشخاص فرومایه مشورت مکن، زیرا اگر به آنها اعتماد کنى به تو خیانت مى کنند، و اگر خبرى به تو بدهند دروغ مى گویند و اگر گرفتار شوى تو را خوار مى سازند و اگر به تو وعده اى دهند به آن وفا نمى کنند.
۳- امام جعفر صادق (ع) فرمود: از پدرم شنیدم که مى فرمود: حق را بپادار و براى آنچه از تو فوت شده افسوس مخور و از آنچه به تو مربوط نیست کناره گیر، از دشمن دورى کن، و از دوست خویش بر حذر باش، (با احتیاط با او برخورد کن) و با مردم امین همنشین و دوست باش، و امین کسى است که از خدا بترسد، و با بد کار همنشینى مکن، و او را بر راز خویش آگاه مگردان، و امانت خود را به او مسپار، و در کارهایت با کسانى که از پروردگار خویش مى ترسند مشورت نما.
۲۷- باب تحریم همنشینى و دوستى با اهل بدعت
۱- امام صادق (ع) فرمود: با کسانى که در دین بدعت مى گذارند دوستى و همنشینى نکنید زیرا در نظر مردم یکى از آنان به شمار مى آیید.
و پیامبر (ص) فرمود: انسان بر دین دوست و همنشین خود مى باشد.
۲۸- باب کسانى که معاشرت و سلام کردن بر آنها شایسته نیست
۱- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده که در وصیّت حضرت رسول (ص) به على علیه السلام آمده است: یا على کسى که از دین و دنیایش توشه اى بر نگیرد براى تو خیرى در همنشینى با او نیست، و کسى که خواسته تو را اجابت نکند تو نیز خواسته او را اجابت نکن، زیرا او شایسته تکریم نیست.
۲- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که در حدیث منهیّات پیامبر (ص) فرمود: سخن گفتن با شخص جذامى مکروه است مگر این که بین آنها به اندازه یک ذراع [ تقریبا نیم متر ] فاصله باشد.
و آن حضرت فرمود: از جذامى فرار کن مانند گریختن از شیر.
۳- در کتاب خصال شیخ صدوق از امیر المؤمنین (ع) نقل شده است که آن حضرت فرمود: پیامبر (ص) [ مردم را ] از سلام کردن بر چهار گروه نهى کرده است: ۱- شخص باده گسار در حال مستى. ۲- کسى که مجسمه مى سازد. ۳- آن که با نرد بازى مى کند. ۴- کسى که دوز بازى مى کند. و من گروه پنجمى را اضافه مى کنم، نهى مى کنم شما را از سلام کردن بر شطرنج باز.
۴- رسول خدا (ص) فرمود: از پنج گروه در هر حال باید دورى کرد:
جذامى، پیس، دیوانه، زنازاده، و عرب بیابانگرد.
۵- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است که بر شش گروه نباید سلام کرد: یهودى، مسیحى، و کسى که براى رفع حاجت نشسته است و آن که بر سر سفره اى مى نشیند که در آن مشروبات الکلى است و شاعرى که به زنان عفیف تهمت مى زند و کسانى که فحش دادن به مادران اشخاص را وسیله شوخى قرار مى دهند.
۶- حضرت علىّ (ع) در حدیثى فرمود: بر شش گروه سلام کردن شایسته نیست: ۱- یهودى و مسیحى ۲- افرادى که با نرد و با شطرنج بازى مى کنند. ۳- باده گسار. ۴- اهل ساز و طنبور. ۵- کسانى که فحش دادن به مادران اشخاص را وسیله
شوخى قرار مى دهند ۶- شاعران [ دربارى و چاپلوس
۷- امام جعفر صادق (ع) از پدرش امام محمّد باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: بر یهود، و نصارى و زردشتى، و بت پرست، و باده گسار و کسانى که کارشان بازى شطرنج و نرد است، و مرد زن صفت [ مردى که خود را در اختیار مردان دیگر مى گذارد ] و شاعرى که زنان عفیف را متّهم مى کند، و کسى که در حال نماز است سلام نکنید. بر نمازگزار بدین سبب که نمى تواند پاسخ سلام را بدهد، با توجّه به این که سلام براى مسلمان امرى مستحب و پاسخ آن واجب است، و بر رباخوار و کسى که براى رفع حاجت نشسته است، و در حمّام، و هر فاسقى که آشکارا مرتکب معصیت مى شود.
۲۹- باب استحباب اظهار دوستى و محبّت نسبت به مردم
۱- امام محمّد باقر (ع) فرمود: عربى بادیه نشین از بنى تمیم به نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: مرا نصیحت فرمایید. از جمله مطالبى که پیامبر (ص) به او فرمودند این بود: نسبت به مردم اظهار دوستى کن تا تو را دوست بدارند.
۲- امام موسى کاظم (ع) فرمود: اظهار محبّت و دوستى نسبت به مردم نیمى از عقل است.
۳- ابن ادریس در کتاب سرائر مشابه این حدیث را نقل کرده است با این تفاوت: و مدارا کردن با دیگران نیمى از وسیله زندگى است، و کسى که میانه روى کند فقیر نمى شود.
۴- امام صادق (ع) از امام حسن مجتبى (ع) نقل فرموده است: خویشاوند کسى است که از لحاظ دوستى به انسان نزدیک باشد اگر چه از لحاظ نسب دور باشد و بیگانه کسى است که از جهت محبّت و دوستى بیگانه باشد گرچه از لحاظ نسب نزدیک باشد، هیچ چیز نزدیکتر به چیزى از دست به بدن نیست، و دست خیانت مى کند و قطع مى شود، و پس از قطع درمان مى گردد. [ یعنى اعتماد به نزدیکى خویشاوند نیست، اگر دوست نباشد، و گاهى عملا از انسان دور و بیگانه است. یا منظور این است که دست دزد به صاحبش خیانت مى کند و در عین نهایت نزدیکى قطع مى گردد. یا انسان دشمن دستش هست و باعث قطعش مى گردد. یا این که اعتمادى به قرب جسمانى نیست و نفع حقیقى و پایدار قرب معنوى است .]
۵- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: اظهار دوستى نسبت به مردم نصف عقل است.

۳۰- باب استحباب خوشرفتارى و گشاده رویى و احترام به مردم و خوددارى از مزاحمت آنان
۱- امام صادق (ع) فرمود: خوشرویى با مردم یک سوّم عقل است.
۲- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است که سه چیز دوستى انسان را براى برادر مسلمانش خالص مى گرداند: ۱- با خوشرویى او را ملاقات کند. ۲- در مجلس به او جا دهد. ۳- او را با بهترین نامها بخواند.
۳- حذیفة بن منصور گوید: از امام جعفر صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
کسى که از مزاحمت مردم دست بردارد، گرچه او یک نفر است که از مزاحمت آنان دست برداشته لکن در مقابل افراد زیادى از مزاحمت او دست برمى دارند.
۳۱- مستحبّ است براى کسى که مؤمنى را دوست دارد او را از دوستى خود با خبر کند
۱- امام صادق (ع) فرمود: زمانى که کسى را دوست دارى او را از این امر با خبر کن، زیرا باعث استوارى محبّت بین شما مى گردد.
۲- نصر بن قابوس گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: زمانى که یکى از برادرانت را دوست مى دارى او را از این دوستى آگاه کن، همان طور که حضرت ابراهیم (ع) گفت: «پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده مى کنى، خدا فرمود: آیا به [ زنده شدن مردگان ] اطمینان ندارى؟ ابراهیم پاسخ داد: ایمان دارم اما مى خواهم قلبم مطمئن شود»
۳- شخصى به امام باقر (ع) عرض کرد: من این مرد را دوست دارم، امام به او فرمود: او را از این امر با خبر کن، زیرا دوستى را پایدارتر و مهربانى را نیکوتر مى سازد.
۴- امام جعفر صادق (ع) فرمود: زمانى که کسى را دوست مى دارى به او بگو.
۵- امام صادق (ع) از پیامبر خدا (ص) نقل فرموده است: هر گاه یکى از شما همصحبت یا برادر ایمانى اش را دوست مى دارد او را آگاه سازد.
۳۲- باب استحباب آغاز کردن سلام قبل از سخن گفتن و استحباب پاسخ ندادن قبل از سلام
۱- امام صادق (ع) فرمود: آغازکننده به سلام به خدا و رسولش نزدیکتر است.
۲- علىّ بن الحسین (ع) فرمود: از صفات مؤمن انفاق کردن به اندازه توانایى و وسعت دادن [ به اهل و عیال ] در حدّ قدرت، و با عدالت و انصاف رفتار کردن با مردم، و آغاز به سلام نمودن بر آنان مى باشد.
۳- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمود: شایسته ترین مردم نزد خدا و رسولش کسى است که سلام را آغاز کند.
۴- با همین اسناد نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: کسى که قبل از سلام سخن آغاز کند به او پاسخ ندهید. و نیز فرمود: قبل از سخن گفتن سلام کنید، اگر کسى قبل از سلام گفتن سخن گوید به او پاسخ ندهید.
۵- امام صادق (ع) فرمود: فرشته اى مردى را بر در خانه اى دید، فرشته به او گفت چرا بر در این خانه ایستاده اى؟ پاسخ داد یکى از برادرانم در این خانه است مى خواهم بر او سلام کنم، فرشته به او گفت: آیا بین شما خویشاوندى است یا حاجتى به او دارى؟ پاسخ داد: قرابتى بین ما نیست، و نیازى جز اخوّت اسلامى و احترام آن مرا به اینجا نکشانده بلکه براى پروردگار جهان به او سلام و محافظتش مى کنم، فرشته به او گفت: من فرستاده خدایم به سوى تو، پروردگارت تو را سلام مى رساند و مى فرماید: مرا زیارت کردى، و براى من تعهّد نمودى، حتما بهشت را بر تو واجب کردم و تو را از خشم خویش معاف داشتم، و از آتش نجات دادم.
۶- امام صادق (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: کسى که قبل از سلام کردن سخن آغاز کند به او پاسخ ندهید.
و نیز امام صادق (ع) فرمود: هیچ کس را به طعام خویش دعوت نکنید مگر این که سلام کند.
۳۳- باب لزوم سلام و کراهت ترک آن و وجوب پاسخ سلام
۱- امام صادق (ع) فرمود: جواب دادن به نامه مانند پاسخ سلام واجب است و آغازکننده به سلام [ از جواب دهنده ] نزد خدا و رسولش شایسته تر است.
۲- امام صادق (ع) نقل کرده: خداى عزّ و جلّ فرمود: بخیل کسى است که از سلام کردن بخل ورزد.
۳- امام جعفر صادق (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: سلام کردن مستحب، و پاسخ آن واجب است.
۳۴- باب استحباب بلند گفتن سلام و سخن نیکو گفتن
۱- امام محمّد باقر (ع) فرمود: خداى عزّ و جلّ بلند سلام کردن را دوست مى دارد.
۲- امام باقر (ع) فرموده: سلمان (که رحمت خدا بر او باد) مى گفت: سلام خدا را آشکارا بگویید، زیرا درود خدا به ستمکاران نمى رسد.
۳- امام جعفر صادق (ع) در حدیثى نقل فرموده است که حضرت علىّ (ع) مى فرمود: خشمگین نشوید، و [ کارى نکنید که ] مورد خشم قرار گیرید، آشکارا سلام کنید، و سخن نیکو بگویید، نماز شب بخوانید در حالى که مردم در خوابند، تا به سلامتى به بهشت روید، سپس این گفتار خداى عزّ و جلّ را براى آنان خواند:
«خدایى که سالم از هر گونه عیب و نقص، و امان دهنده و نگهبان است»
۴- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى فروتنى این است که کسى را که ملاقات مى کنى بر او سلام نمایى.
۵- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است که در وصیّت پیامبر (ص) به حضرت على (ع) آمده است: سه چیز باعث پوشاندن گناهان است، آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالى که مردم خوابند.
۶- امام صادق (ع) فرمود: بخیل کسى است که از سلام کردن بخل ورزد.
۷- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: در بهشت خانه هایى است که بیرون آنها از داخل، و داخل آنها از خارج دیده مى شود، کسانى از امّت من در آن سکونت مى کنند که سخن نیکو گویند، و مردم را اطعام کنند، و بلند سلام کنند و روزه را ادامه دهند، نماز شب بخوانند در حالى که مردم در خوابند. حضرت علىّ (ع) سؤال کرد: اى رسول خدا چه کسى از امّت شما توانایى انجام این اعمال را دارد؟
پیامبر (ص) فرمود: یا على میدانى نیکویى سخن چیست؟ کسى که صبح و شام ده مرتبه بگوید:
«سبحان الله، و الحمد للّه، و لا اله الّا اللّه، و اللّه اکبر»
، و اطعام کردن عبارت است از انفاق کردن مرد به خانواده اش، امّا منظور از ادامه روزه آن است که شخص ماه رمضان و از هر ماه دیگر سه روز روزه بگیرد، روزه عمر براى او نوشته مى شود. امّا منظور از نماز شب در حالى که مردم خوابند، هر کس نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد با جماعت بخواند مانند آن است که تمام شب را به عبادت مشغول باشد و مقصود از افشاى سلام آن است که از سلام کردن بر هیچ مسلمانى بخل نورزد.
۸- امام محمّد باقر (ع) فرمود: سه چیز باعث قرب و منزلت است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، و نماز شب خواندن در حالى که مردم در خوابند.
۹- امام جعفر صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى تواضع سلام کردن به هر کسى است که او را ملاقات کنى.
۱۰- پیامبر خدا (ص) فرمود: ناتوانترین مردم کسى است که از دعا کردن عاجز باشد، و بخیلترین مردم آن است که از سلام کردن بخل ورزد.
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: هر کس چهار چیز براى من تعهّد کند من چهار خانه در بهشت براى او تضمین مى کنم، ۱- انفاق کردن و نترسیدن از فقر و تنگدستى. ۲- رعایت عدالت در باره مردم در مقابل منافع خویش. ۳- آشکارا سلام کردن در همه جا. ۴- ترک مجادله و نزاع اگر چه حقّ با او باشد.
۳۵- باب استحباب سلام کردن بر کودکان
۱- امام رضا (ع) از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: پنج چیز را تا آخر عمر رها نخواهم کرد: ۱- غذا خوردن با بردگان بر روى زمین.
۲- سوار شدن بر الاغ بى پالان. ۳- دوشیدن شیر از پستان بز با دست خودم.
۴- پوشیدن لباس پشمین. ۵- سلام کردن بر کودکان تا بعد از من سنّت [ رسم ] باشد.
۲- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: پنج چیز را تا لحظه مرگ ترک نخواهم کرد: ۱- پوشیدن لباس پشمین. ۲- سوار شدن بر الاغ بى پالان. ۳- غذا خوردن با بردگان. ۴- وصله کردن کفش با دست خودم.
۵- سلام کردن بر کودکان تا این که بعد از من سنت [ رسم ] باشد.
۳۶- باب حرمت تبعیض بین فقیر و ثروتمند در نحوه سلام کردن و وجوب رعایت مساوات بین آن دو
۱- امام رضا (ع) فرمود: هر کس فقیر مسلمانى را ملاقات کند و به گونه اى بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قیامت خدا را درحالى ملاقات مى کند که خدا بر وى خشمگین است.
۲- حجّال گوید: به جمیل بن درّاج گفتم آیا پیامبر خدا (ص) فرمود:
زمانى که بزرگ قومى نزد شما آمد او را احترام کنید؟ جمیل گفت: آرى، پیامبر فرموده است. از جمیل پرسیدم: [ در این حدیث ] منظور از شریف کیست؟ پاسخ داد:
از امام صادق (ع) در این باره پرسیده ام، آن حضرت فرمود: منظور از شریف در این حدیث شخص ثروتمند است.
۳۷- باب استحباب شکرگزارى خدا براى نعمت اسلام و تندرستى
۱- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است: پیامبر (ص) فرمود: هر کس یهودى یا مسیحى یا زردشتى یا یکى از غیر مسلمانان را ببیند بگوید:
«سپاس خدایى را که مرا بر تو فضیلت داد و اسلام را دین من و قرآن را کتابم و محمّد (ص) را پیامبر، و حضرت على (ع) را امام و پیشواى من، و مؤمنین را
برادرانم، و کعبه را قبله من قرار داده است» خدا بین آن مؤمن و غیر مسلمان در دوزخ هرگز جمع نکند.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: هر کس آفت زده اى (مانند جذامى و امثال آن) یا مثله شده یا گرفتارى را ببیند مخفیانه بطورى که او نشنود سه مرتبه بگوید:
«سپاس خدایى را که مرا سلامت داشت از آن چه تو را بدان مبتلا ساخته است، و اگر خدا مى خواست مى توانست مرا نیز گرفتار سازد» هرگز آن بلا به او نرسد.
۳۸- باب لزوم بلند سلام کردن و پاسخ دادن به نحوى که مخاطب بشنود
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر گاه کسى سلام مى کند بلند سلام کند و نگوید سلام کردم اما پاسخ ندادند، شاید نشنیده باشند، جواب سلام را نیز باید بلند گفت تا آن مسلمان سلام کننده نگوید: پاسخ سلام مرا نگفتند.
۳۹- باب نحوه سلام گفتن و استحباب انتخاب کلمات مناسب
۱- حسن بن منذر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: کسى که بگوید:
«السلام علیکم» براى او ده حسنه، و کسى که بگوید:
«سلام علیکم و رحمة اللّه » برایش بیست حسنه، و هر که بگوید:
«سلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» برایش سى حسنه است.
۲- امام صادق (ع) نقل کرده است که امیر المؤمنین (ع) فرمود: کراهت دارد انسان بگوید:
«حیّاک اللّه» (خدا تو را زنده بدارد) سپس ساکت شود مگر آن که پس از آن، سلام کند.
۳- عمّار ساباطى در باره نحوه سلام کردن زنان از امام صادق (ع) سؤال کرد و امام فرمود: زن بگوید:
«علیکم السّلام» و مرد پاسخ دهد: «السّلام علیکم» .
۴- وهب یمانى در حدیثى نقل کرده است که: خدا به آدم فرمود: به جانب این گروه از فرشتگان برو و به آنان بگو «السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته»
(سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد). حضرت آدم بر آنان سلام کرد، ملائکه پاسخ دادند:
«و علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته» . چون به حضور پروردگار خویش برگشت، پروردگار تبارک و تعالى به او فرمود: این درود تو و فرزندانت تا روز قیامت در بین آنها باقى مى ماند.

۴۰- باب استحباب تکرار سلام تا سه مرتبه در صورت عدم دریافت پاسخ و اجازه ورود
۱- امام محمد باقر (ع) فرموده است که: امیر المؤمنین (ع) به مردى از طایفه بنى سعد فرمود: آیا در باره خود و فاطمه برایت سخن نگویم؟ تا این که فرمود: یک روز صبح زود در حالى که هنوز در رختخواب بودیم پیامبر به نزد ما آمد و فرمود:
«السلام علیکم» ما سکوت کردیم و حیا نمودیم از جایمان بلند شویم، سپس فرمود:
«السلام علیکم » باز هم سکوت کردیم، مجددا فرمود:
«السلام علیکم» ترسیدیم اگر پاسخ سلام حضرت را ندهیم برگردد، و این عادت آن حضرت بود که سه مرتبه سلام مى کرد و اگر اجازه ورود به وى داده نمى شد برمى گشت، پس گفتیم «و علیک السّلام» یا رسول اللّه ، داخل خانه شوید، حضرت داخل شدند، سپس تسبیح حضرت فاطمه را پیامبر براى آن دو در موقع خوابیدن مانند تعقیبات نماز بیان فرمود.
۲- امام صادق (ع) در حدیث دوازده درهمى که (حضرت رسول (ص) به علىّ (ع) دادند تا براى آن حضرت پیراهن بخرد) فرمود که پیامبر خدا (ص) به کنیزى که (چهار درهم صاحبش را گم کرده بود) فرمود: جلو من حرکت کن و مرا به سوى خانواده ات راهنمایى کن، پیامبر چون به در خانه رسید، فرمود:
«السلام علیکم» پاسخ ندادند، دو مرتبه سلام کرد، پاسخ ندادند، براى سوّمین بار که سلام کرد گفتند: «اى رسول خدا سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد». پیامبر (ص) سؤال فرمود: چرا بار اوّل و دوّم جواب سلام را ندادید، گفتند: اى رسول خدا ما سلام شما را شنیدیم ولى دوست داشتیم بیشتر بشنویم ...
۴۱- باب استحباب مورد خطاب قرار دادن یک مؤمن با ضمیر جمع در موقع سلام کردن و دعا براى او در هنگام عطسه و غیر آن
۱- امام صادق (ع) فرمود: در سه مورد فرد به صورت جمع خطاب مى شود:
۱- در موقع عطسه که مى گویى «یرحمکم اللّه» اگر چه کسى با وى نباشد. ۲- در سلام کردن مى گویى «السّلام علیکم» . ۳- هنگام دعا براى دیگران مى گویى:
«عافاکم اللّه» . ۲- مانند این حدیث در خصال نیز نقل شده است.
۴۲- عدم استحباب سلام بر کسى که همراه جنازه است یا به نماز جمعه مى رود یا در حمّام است
۱- امام صادق (ع) فرمود: بر سه کس سلام لازم نیست ۱- بر کسى که با جنازه همراه است ۲- بر آن که به نماز جمعه مى رود ۳- بر کسى که داخل حمّام باشد.
۴۳- باب چگونگى پاسخ سلام دادن به حاضر و غایب
۱- امام باقر (ع) فرمود که: امیر المؤمنین علیه السلام بر قومى گذشت و بر آنان سلام کرد، آنها پاسخ دادند «سلام و رحمت و برکات و مغفرت و خشنودى خدا بر تو باد». حضرت به آنان فرمود: بر ما بدان گونه که فرشتگان به پدر ما ابراهیم (ع) سلام کرده اند سلام کنید. آنان به حضرت ابراهیم (ع) گفتند «رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت».
۲- حکم بن عیینه گوید: روزى در خدمت امام باقر (ع) بودم و خانه پر از جمعیّت بود که پیرمردى آمد و بر در خانه ایستاد و گفت: «السّلام علیک یا ابن رسول اللّه و رحمة اللّه و برکاته» (اى پسر رسول خدا سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو باد) و ساکت شد. امام باقر (ع) فرمود:
«و علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته» . سپس به مردم سلام کرد و همه جواب سلام او را دادند.
۳- ابو کهمش گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم عبد الله بن ابى یعفور شما را سلام رساند، امام فرمود:
«و علیک و علیه السّلام» (بر تو و بر او سلام باد)، هر گاه عبد اللّه را دیدى به او سلام برسان.
۴- امام محمد باقر (ع) فرمود: فرشته اى از خدا درخواست کرد که قدرت شنوایى دعاى بندگان خویش را به او ببخشد، خدا دعاى وى را مستجاب کرد و از آن زمان هر مؤمنى که مى گوید:
«صلى اللّه على محمّد و آله و سلّم» (درود و سلام خدا بر محمّد و آل او)، آن فرشته در پاسخ مى گوید:
«و علیک السّلام» سپس آن فرشته به پیامبر (ص) عرض مى کند فلانى بر شما درود فرستاد، رسول خدا در جواب مى فرماید «و درود بر او باد».
۵- امام باقر (ع) فرمود: روزى حضرت على (ع) در رحبة (محله اى در کوفه) نشسته بود و مردم دور او جمع بودند که مردى بلند شد و گفت: «السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمة اللّه و برکاته» (سلام و رحمت و برکات خدا بر تو اى پیشواى مؤمنان) حضرت به او نگاه کرد و فرمود:
«و علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته» ، تو کیستى؟ آن مرد خود را معرّفى کرد سپس سؤالات خود را مطرح کرد که از جمله آنها ده سؤال بود که هر کدام از دیگرى دشوارتر بود.
۶- پیامبر (ص) فرمود: ناقص کردن نماز یا سلام جایز نیست، امّا نقصان نماز ناتمام گذاشتن رکوع یا سجود و نقصان توقّف در رکعت دیگر مى باشد، و نقصان در سلام آن است که در سلام کردن بگوید «السّلام علیک»
و یا در پاسخ سلام بگوید «و علیک» و نگوید «و علیکم السّلام» .
۷- علىّ بن ابراهیم در تفسیرش در ذیل قول خداى تعالى که (یا محمّد) «اهلت را به نماز امر کن و بر آن شکیبا باش» گوید: رسول خدا (ص) هر روز هنگام نماز صبح به در خانه حضرت على و فاطمه و حسن و حسین (ع) مى آمد و مى فرمود:
«السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» (سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد). آنها مى گفتند:
«و علیکم السّلام یا رسول اللّه و رحمة الله و برکاته» سپس پیامبر مى فرمود: وقت نماز است خدا شما را رحمت کند.
۴۴- باب استحباب مصافحه با مقیم و در آغوش گرفتن مسافر
۱- امام صادق (ع) فرمود: کامل شدن سلام و تحیّت براى مقیم، دست دادن و براى مسافر، یک دیگر را در آغوش گرفتن است.
۴۵- باب استحباب سلام کردن کوچک بر بزرگ و جمعیّت کم بر جمعیّت زیاد و عابر بر نشسته و ...
۱- امام جعفر صادق (ع) فرمود: باید کوچک بر بزرگ، و عابر بر نشسته، و جمعیّت کم بر جمعیّت زیاد سلام کند.
۲- امام صادق (ع) فرمود: وقتى گروهى در مجلسى باشند آنها که وارد مى شوند باید سلام کنند.
۳- امام صادق (ع) فرمود: عدّه کم بر عدّه زیاد، و سواره بر پیاده، و کسانى که بر استر سوار هستند بر الاغ سوار، و اسب سواران بر استر سواران سلام کنند.
۴- ابن بکیر از یکى از دوستانش نقل مى کند که شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: سواره بر پیاده، و پیاده بر نشسته سلام کند و زمانى که دو گروه یک دیگر را ملاقات نمایند گروه کمتر بر گروه بیشتر، و فرد بر جماعت سلام کند.
۵- امام صادق (ع) فرمود: سواره بر پیاده و ایستاده بر نشسته سلام کند.
۴۶- اگر یک نفر از گروهى سلام کند از همه آنها کفایت مى کند و نیز کافى است که یک نفر پاسخ دهد
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر گاه یک نفر از جماعتى سلام کند براى همه آنها کفایت مى کند.
۲- امام صادق فرمود: اگر یک نفر از گروهى سلام کند براى همه آنها کافى است و نیز اگر یکى پاسخ دهد از دیگران ساقط است.
۳- ابن بکیر از یکى از یارانش نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: اگر عدّه اى بر جماعتى بگذرند کافى است یکى از آن عدّه بر جماعت سلام کند، و نیز اگر یک نفر جواب دهد کافى است.
۴- زید بن اسلم گوید: رسول خدا (ص) فرمود: باید سواره بر پیاده سلام کند، و اگر یک نفر از بین گروهى سلام کند از همه ساقط است.
۴۷- کراهت ترک سلام بر مؤمن حتّى در حال تقیّه
۱- اسحاق بن عمّار گوید: به سبب تقیّه در مسجد کوفه بر دوستانم سلام نمى کردم، چون به خدمت امام صادق (ع) رسیدم به من فرمود: چرا بر دوستانت ستم مى کنى و در موقع ملاقات بر آنها سلام نمى کنى؟ پاسخ دادم این امر بخاطر تقیّه است، فرمود: وظیفه ندارى بخاطر تقیّه سلام را ترک کنى، بلکه وظیفه تو نشر سلام است، مؤمن وقتى مردم با ایمان را مى بیند و بر آنها سلام مى کند ملائکه پاسخ مى دهند:
«سلام علیک و رحمة اللّه و برکاته ابدا» .
۴۸- باب جواز سلام کردن مرد بر زن
۱- ربعى بن عبد اللّه از قول امام صادق (ع) گوید: پیامبر خدا (ص) بر زنان
سلام مى کرد و آنان پاسخ سلام وى را مى دادند، امیر المؤمنین (ع) نیز بر زنان سلام مى کرد ولى کراهت داشت از این که بر زنان جوان سلام کند، و مى فرمود:
مى ترسم از این که از صداى آنها مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود.
۴۹- باب تحریم سلام کردن بر کفّار و اهل لهو و لعب و امثال آن مگر در حال ضرورت و چگونگى پاسخ دادن به سلام آنان
۱- امام صادق (ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل فرموده است: شما اوّل بر اهل کتاب سلام نکنید، و اگر آنان بر شما سلام کنند بگویید:
«و علیکم»
۲- امام صادق (ع) فرمود: در پاسخ سلام یهودى و نصرانى مى گویى، سلام.
۳- امام جعفر صادق (ع) مى فرماید: هر گاه یهودى یا مسیحى یا مشرک بر تو سلام کند بگو «علیک»
۴- امام محمّد باقر (ع) فرمود: مردى یهودى بر پیامبر (ص) وارد شد و عایشه آنجا بود، یهودى گفت «السّام علیکم» (که معنایش «مرگ بر تو» است).
پیامبر (ص) فرمود:
«علیکم» ، یهودى دیگرى وارد شد و مانند اوّلى سلام کرد، حضرت همان پاسخ را به او دادند، یهودى سوّم وارد شد و مانند دو نفر اوّل سلام کرد، پیامبر همان جواب را به او دادند، عایشه خشمگین شد و گفت: مرگ و غضب و لعنت بر شما باد اى گروه یهود، اى برادران میمونها و خوکها، رسول خدا (ص) به عایشه فرمود: اگر فحش به صورتى مجسّم مى شد بد صورتى داشت، نرمش و مدارا بر هیچ چیز نهاده نشده جز این که آن را آراسته، و از هیچ چیز برداشته نشده مگر این که آن را زشت کرده است، عایشه گفت: اى رسول خدا مگر سخن آنها را نشنیدى که گفتند «السّام علیکم» (یعنى مرگ بر شما). پیامبر فرمود: چرا شنیدم، آیا تو نشنیدى پاسخى را که به آنها دادم، گفتم
«علیکم» (یعنى مرگ بر خودتان).
سپس پیامبر فرمود: هر گاه مسلمانى بر شما سلام کند بگویید:
«سلام علیکم» . و اگر کافرى سلام کند، بگویید:
«علیک»
۵- امام جعفر صادق (ع) فرمود: شخصى یهودى به نزد پیامبر (ص) آمد و گفت:
«السّام علیکم» ، پیامبر (ص) فرمود «علیک» یاران پیامبر گفتند: او گفت مرگ بر تو، پیامبر (ص) فرمودند: همچنان پاسخ دادم.
۶- سماعه گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم اگر مسلمانى نشسته باشد و یهودى یا مسیحى یا مشرکى بر وى سلام کند چگونه باید پاسخ دهد؟ حضرت فرمود: بگوید
«علیکم»
۷- امام باقر (ع) فرمود: ابو جهل و عدّه اى از قریش به نزد ابو طالب آمدند و گفتند: پسر برادر تو [ حضرت محمّد (ص) ] ما را اذیّت مى کند، از او بخواه که از خدایان ما دست بردارد، ما نیز به خداى او کارى نداریم، ابو طالب پیامبر (ص) را خواست، چون پیامبر (ص) وارد شد و دید مشرکین در آن جلسه هستند فرمود:
«السّلامُ عَلى مَنِ اتّبَعَ الْهُدى » [ و صیغه مخصوص سلام را به کار نبرد .]
۸- اصبغ بن نباته گوید: از علىّ (ع) شنیدم که مى فرمود: شش گروه شایسته سلام نیستند: ۱- یهود، ۲- نصارى، ۳- اهل نرد و شطرنج، ۴- اهل مشروبات الکلى و موسیقى، ۵- کسانى که فحش دادن به مادران را وسیله شوخى خود قرار مى دهند، ۶- شاعران [ شاعرانى که افراد نالایق را مدح مى کنند .]
۹- امام صادق (ع) نقل مى کند که پیامبر (ص) فرمود: شما بر اهل کتاب
یعنى یهود و نصارا سلام را آغاز نکنید، و اگر آنها بر شما سلام کنند بگویی
«علیکم» و با آنان مصافحه نکنید و با کنیه آنها را صدا نزنید مگر این که مجبور باشید.
۵۰- باب عدم جواز ورود به خانه غیر بدون اجازه و خبر دادن و سلام کردن و ...
۱- عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه گوید: از امام صادق (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ: «به خانه هایى غیر از خانه هاى خودتان وارد نشوید مگر این که مأنوس شوید و بر اهل خانه سلام کنید» پرسیدم، امام فرمود: منظور از استیناس در موقع ورود به خانه صدا را بلند کردن و سلام نمودن است.
۲- ابو الصباح گوید از امام محمّد باقر (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ که «چون به خانه هایى وارد شوید بر خودتان سلام کنید» پرسیدم، امام فرمود: منظور سلام کردن بر اهل خانه است و آنها که پاسخ سلام او را مى دهند، پس این سلام بر او مى باشد.
۳- امام باقر (ع) فرمود: هر گاه وارد خانه خویش مى شوید اگر کسى در خانه باشد بر او سلام کنید، و چنانچه کسى نباشد بگویید
«السّلام علینا من عند ربّنا»
(سلام بر ما از جانب پروردگار ما) چرا که خداى عزّ و جلّ فرمود: «تحیتى با برکت و پاکیزه از نزد خدا است.»
۵۱- باب کسانى که رفت و آمد به خانه آنها شایسته است
۱- امیر المؤمنین (ع) فرمود: حکماى روزگاران گذشته گفته اند: لازم است انسان از روى ده انگیزه رفت و آمد داشته باشد: اوّل خانه خدا براى انجام عبادت و اداى حقّ و واجبات. دوّم- خانه فرمانروایانى که اطاعت آنها در ارتباط با اطاعت خداست، و رعایت حقّشان واجب و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگین است. سوّم- خانه دانشمندانى که علمشان نفع دینى و دنیوى دارد. چهارم- خانه اهل جود و بخشش که اموالشان را براى شکرگزارى خدا و اجر آخرت انفاق مى کنند. پنجم- افرادى که از خرد بهره زیادى ندارند و در حوادث و پیش آمدها به آنها نیاز هست و براى رفع گرفتاریها از آنها کمک گرفته مى شود. ششم- خانه اشراف و بزرگان که داراى بخشش و مردانگى و حاجت برآورنده هستند. هفتم- کسانى که فکر و اندیشه شان و نیز مشورت با آنها باعث رشد فکرى انسان است.
هشتم- برادران ایمانى که پیوند و رعایت حقوقشان واجب است. نهم- دشمنانى که شرّ و دشمنى آنها با مدارا و نرمى کردن و مهربانى نسبت به آنها برطرف مى شود. دهم- کسانى که دیدار و گفتگوى با آنها بر ادب و فرهنگ انسان مى افزاید.
۵۲- باب استحباب سلام کردن هنگام بلند شدن از مجلس
۱- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است که هر کس از مجلسى
بلند شود و در حال جدا شدن از برادرانش به آنها سلام کند اگر آنها در امر خیرى مشغول بحث و گفتگو باشند او در آن امر خیر شریک است و اگر در امر باطلى مشغول بحث باشند به او گناهى نمى رسد.
۲- در مکارم الاخلاق از رسول خدا (ص) نقل شده است که هر گاه یکى از شما بخواهد از مجلس خارج شود، سلام کند زیرا سلام اوّل مجلس اولویّتى نسبت به سلام آخر مجلس ندارد.
۵۳- باب جواز سلام و دعا کردن بر ذمّى در صورت نیاز داشتن به او
۱- عبد الرّحمان بن حجّاج گوید: به ابو الحسن امام موسى کاظم (ع) عرض کردم: نظر شما در باره مراجعه به پزشکى مسیحى که به او احتیاج دارم چیست، آیا مى توانم بر او سلام کنم و برایش دعا نمایم؟ فرمود: آرى ولى دعاى تو به او سود نمى رساند.
۲- امام رضا (ع) فرمود: به امام صادق (ع) گفته شد چگونه به یهودى و مسیحى دعا کنم؟ امام فرمود: بگو خدا در امور دنیایت برکت دهد.
۵۴- باب جواز مکاتبه مسلمان با اهل ذمّه
۱- عبد اللّه بن سنان گوید: از امام صادق (ع) سؤال شد: مردى به یکى از
کارگزاران مهمّ زردشتى نامه مى نویسد، آیا جایز است نام او را قبل از اسم خویش بنویسد؟ امام فرمود: به منظور جلب منفعت اشکالى ندارد.
۲- ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع) سؤال شد: شخصى به فردى زردشتى یا یهودى یا مسیحى یا به کسى که کارگزار و از بزرگان ایالتى از سرزمین اوست نیازى دارد وى با توجّه به احتیاجى که دارد ناچار است به او نامه بنویسد، آیا در نامه اش نام آن کافر را بنویسد و براى برآوردن حاجتش بر او سلام کند.
امام فرمود: نوشتن نام او در اوّل نامه جایز نیست ولى در نامه ات بر او سلام کن، پیامبر خدا (ص) به پادشاه ایران و روم نامه مى نوشت.
۵۵- باب استحباب سلام کردن بر خضر (ع) هر گاه نام وى برده شود
۱- حسن بن على بن فضّال گوید: از ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا (ع) شنیدم که مى فرمود: خضر آب حیات نوشیده و تا نفخه صور نمى میرد، او به نزد ما مى آید و بر ما سلام مى کند، و صداى او را مى شنویم امّا خودش را نمى بینیم، هر جا نام او برده شود حاضر است، هر کس از شما نام او را ببرد بر او سلام کند.
۵۶- باب استحباب چشم پوشى و گذشت نسبت به دوستان
۱- ثعلبة بن میمون گوید: عدّه اى در خدمت امام صادق (ع) بودند و امام
بر ایشان حدیث مى فرمود، یکى از آنان نام شخصى را ذکر کرد و به او بد گفت و نزد امام شکایت کرد، امام فرمود: کجا مى توانى کسى را پیدا کنى که در دوستى کامل باشد، و کو مردان کاملا وارسته؟
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: در باره [ باطن و جزئیات روحى ] اشخاص زیاد تحقیق نکن که بى دوست باقى خواهى ماند.
۳- ضحّاک بن مخلّد گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که: انصاف نیست که از دوستان عدالت کامل را انتظار داشته باشید.
۵۷- باب استحباب دعا براى عطسه کننده مسلمان
۱- امام صادق (ع) فرموده: فرد مسلمان نسبت به برادر مسلمان خود داراى حقوقى است. ۱- وقتى او را ملاقات مى کند سلام کند. ۲- در موقع بیمارى از او عیادت کند. ۳- در غیاب او دوستى خالص باشد. ۴- هنگام عطسه کردن برایش دعا کند، عطسه کننده بگوید «الحمد للّه ربّ العالمین، لا شریک له» . و برادر مسلمانش بگوید: «یرحمک اللّه» و او در پاسخ بگوید «یهدیکم اللّه و یصلح بالکم» (خدا شما را هدایت کند و زندگى شما را بهبود بخشد). ۵- دعوتش را بپذیرد. ۶- وقتى بمیرد جنازه اش را تشییع کند.
۲- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: هر گاه شخصى عطسه کرد به او دعا کنید و لو از پشت جزیره [ از راه دور ] باشد.
۳- در روایت دیگرى آمده است: اگر چه از آن طرف دریا باشد.
۴- اسحاق بن یزید و معمّر بن أبى زیاد و ابن رئاب گویند: در نزد امام صادق (ع) نشسته بودیم که مردى عطسه کرد هیچ کس دعا نکرد، حضرت برایش دعا کرد و فرمود: «سبحان اللّه» چرا دعا نکردید؟ از حقوق مسلمان بر برادرش این است که ۱- وقتى مریض شود از او عیادت کند. ۲- دعوت او را بپذیرد. ۳- در تشییع جنازه اش حاضر شود. ۴- موقع عطسه کردن به او دعا کند.
۵- داود بن حصین گوید: با چهارده نفر نزد امام صادق (ع) بودیم امام (ع) عطسه کرد هیچ کس سخن نگفت، امام فرمود: چرا دعا نکردید؟ از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن آن است که ۱- هر گاه مریض شود از او عیادت کند. ۲- وقت مرگ در تشییع جنازه اش شرکت نماید. ۳- موقع عطسه کردن به او دعا کند. ۴- دعوت او را بپذیرد.
۵۸- باب نحوه دعا کردن براى عطسه و پاسخ دادن
۱- سعد بن ابى خلف گوید: امام باقر (ع) عطسه کرد به آن حضرت گفته شد «یرحمک اللّه» (رحمت خدا بر تو باد). امام در پاسخ فرمود: « یغفر اللّه لکم و یرحمکم » (خدا شما را بیامرزد و رحمت کند). هر گاه شخصى در نزد او عطسه مى کرد مى فرمود:
«یرحمک اللّه عزّ و جلّ»
۲- امام محمّد باقر (ع) فرمود: هر گاه شخصى عطسه کند باید بگوید:
«الحمد للّه لا شریک له» (سپاس خدایى را که شریکى براى او نیست) و کسى که براى او دعا مى کند باید بگوید:
«یرحمک اللّه» (خدا تو را رحمت کند). و عطسه کننده در پاسخ بگوید:
«یغفر اللّه لک و لنا» (خدا تو و ما را بیامرزد). (و آن حضرت فرمود) از رسول خدا در باره آیه اى از قرآن یا چیزى که در آن نام خدا باشد سؤال شد، فرمود: هر چه نام خدا و یاد خداى عزّ و جلّ در آن باشد نیکوست.
۳- در کتاب خصال شیخ صدوق از حضرت على (ع) نقل شده است: هر گاه کسى از شما عطسه کرد پس برایش دعا کنید و بگویید:
«یرحمکم اللّه» (خدا شما را بیامرزد). و او بگوید:
«یغفر الله لکم و یرحمکم» (خدا شما را بیامرزد و رحمت کند). زیرا خداوند فرموده است: «چون کسى به شما تحیّت گفت، پس تحیّت دهید به خوبتر از آن یا ردّ کنید همان را»
۵۹- باب جواز دعاى کودک براى زن وقتى که عطسه کند
۱- نسیم خادم امام حسن عسکرى (ع) گوید: یک شب بعد از تولّد صاحب الزّمان (ع) بر آن حضرت وارد شدم و در حضورش عطسه کردم، فرمود:
«یرحمک اللّه» از این سخن خوشحال شدم. سپس فرمود: تو را در باره اثر عطسه بشارت مى دهم که عطسه سه روز امان از مرگ است.
۶۰- باب استحباب عطسه کردن و کراهت عطسه هاى زشت
۱- احمد بن محمّد بن ابى نصر گوید: از امام رضا (ع) شنیدم که مى فرمود:
خمیازه و دهن درّه از شیطان [ زشت ] و عطسه از خداى عزّ و جلّ است. (خیر است).
۲- امام صادق (ع) فرمود: عطسه براى تمام بدن مفید است در صورتى که از سه مرتبه تجاوز نکند و اگر تجاوز کرد نشانه درد و بیمارى است.
۳- ابو بکر حضر مى گوید: در باره قول خداى عزّ و جلّ که «إِنّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ» از امام صادق (ع) سؤال کردم، فرمود: منظور عطسه زشت است.
۴- مردى از اهل سنّت از امام صادق (ع) نقل مى کند که حضرت فرمود:
عطسه مانند نطفه از تمام بدن خارج مى شود گرچه نطفه از آلت مردى خارج مى گردد، دیده اى که وقتى انسان عطسه مى کند تمام اعضایش تکان مى خورد؟ و کسى که عطسه مى کند تا هفت روز از مرگ در امان است.
۶۱- باب استحباب تکرار دعاى عطسه هاى پى در پى تا سه مرتبه
۱- امام باقر (ع) فرمود: هر گاه شخصى تا سه مرتبه عطسه کند به او دعا کن و اگر بیشتر شد دعا لازم نیست.
۲- امام جعفر صادق (ع) نقل کرده است که حضرت على (ع) فرمود: براى عطسه کننده تا سه مرتبه «یرحمکم اللّه» بگو و اگر از سه مرتبه تجاوز کند نیازى به دعا نیست.
۳- در حدیث دیگرى آن حضرت فرموده است: اگر از سه عطسه تجاوز کند
به او گفته شود «شفاک اللّه» (خدا تو را شفا دهد) زیرا آن عطسه در اثر بیمارى است.
۶۲- باب استحباب «الحمد للّه» گفتن در موقع عطسه
۱- صالح بن ابى حمّاد گوید: از عالم آل محمّد امام موسى کاظم (ع) در باره عطسه و علّت «الحمد للّه» گفتن پرسیدم، فرمود: سلامتى بدن و اعضا و جوارح نعمتى است از جانب خدا براى بنده اش، که ممکن است بنده این نعمت را فراموش کند لذا خدا بادى را امر مى کند که از بدنش به صورت عطسه از بینى او خارج شود و بنده در موقع عطسه خدا را ستایش کند؛ بنا بر این گفتن «الحمد للّه» در موقع عطسه شکر و سپاسى است براى نعمتى که فراموش کرده بود.
۲- امام صادق (ع) فرموده: نوجوانى که به حدّ بلوغ نرسیده بود در نزد پیامبر (ص) عطسه زد و گفت «الحمد للّه» پیامبر (ص) به او فرمود:
«بارک اللّه فیک» خدا مبارک کند بر تو.
۳- مسمع بن عبد الملک گوید: امام صادق (ع) عطسه کرد، پس فرمود:
«الحمد للّه ربّ العالمین»
سپس انگشت روى بینى گذاشت و گفت: بینى من با تواضع و فروتنى در مقابل خدا بر خاک است.
۴- امام صادق (ع) فرمود: وقتى عطسه کسى را بشنوید اول به او دعا کنید [ یرحمکم اللّه بگویید سپس با او سخن بگویید.
۵- امیر المؤمنین (ع) فرمود: هر کس موقع عطسه زدن بگوید:
«الحمد للّه ربّ العالمین على کلّ حال»
(در هر حال سپاس و ستایش خداى را که پروردگار
جهانیان است)، به درد گوش و دندان مبتلا نخواهد شد.
۶- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا نقل فرموده است: هر گاه شخص مسلمان عطسه کند و به واسطه دردى که دارد سکوت کند
[ الحمد للّه نگوید ] فرشتگان از جانب او مى گویند «الحمد للّه ربّ العالمین» ، و اگرخودش گفت «الحمد للّه ربّ العالمین» ملائکه مى گویند «یغفر اللّه لک» خدا تو را بیامرزد. و نیز امام از پیامبر (ص) نقل کرده که: عطسه براى مریض نشانه سلامتى و راحتى بدن است.
۶۳- باب استحباب صلوات بر محمّد و خاندانش براى کسى که عطسه مى کند یا مى شنود
۱- ابن ابى عمیر از یکى از دوستانش نقل کرده است: مردى نزد امام باقر (ع) عطسه کرد و گفت «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبّ الْعالَمِینَ» امام (ع) به او دعا نکرد و فرمود: «از حقّ ما کاست». سپس گفت هر گاه کسى از شما عطسه کند بگوید:
«الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّى اللّه على محمد و اهل بیته» . آن مرد این دعا را گفت و امام براى او دعا کرد.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر که عطسه اى بشنود و
«الحمد للّه» بگوید و صلوات بفرستد به درد چشم و درد دندان گرفتار نخواهد شد؛ سپس فرمود: اگر عطسه اى بشنوى این دعا را بگو اگر چه بین تو و او دریایى فاصله باشد.
۳- جابر گوید: امام باقر (ع) فرمود: عطسه نیکوست، به جسم فایده مى رساند و خداى عزّ و جلّ را به یاد مى آورد، به امام گفتم در نزد ما گروهى هستند که مى گویند: براى پیامبر نصیبى از دعاى عطسه نیست، امام فرمود: اگر دروغ
بگویند شفاعت محمّد (ص) به آنها نخواهد رسید.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هر کس عطسه کند و دستش را بر تیغه بینى بگذارد و بگوید
«الحمد للّه ربّ العالمین، حمدا کثیرا کما هو اهله، و صلّى اللّه على محمّد النبىّ و آله و سلّم» سپاس و ستایش فراوان خداى را که پروردگار جهانیان و شایسته حمد است، و درود خدا بر پیامبر و خاندانش، پرنده کوچکى از بینى او خارج شده تا زیر عرش پرواز مى کند و تا روز قیامت براى او طلب آمرزش مى نماید.
۶۴- درود بر محمّد (ص) و خاندانش هنگام عطسه، و ذبح حیوانات و جماع مکروه نیست بلکه مستحب است
۱- فضیل بن یسار گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: مردم در سه مورد صلوات بر محمّد و خاندانش را نمى پسندند: ۱- هنگام عطسه ۲- در موقع سر بریدن حیوانات. ۳- هنگام جماع. امام فرمود: چه شده است آنها را؟ واى بر آنان، منافق شده اند، لعنت خدا بر آنان باد.
۲- در کتاب عیون اخبار الرضا نقل شده است: در نامه اى که امام رضا (ع) به مأمون نوشت، فرمود: صلوات بر پیامبر (ص) در هر جا لازم است از جمله هنگام عطسه کردن و سر بریدن حیوانات و غیر آن.
۶۵- باب جواز دعاى عطسه براى ذمّى و دعا براى هدایت وى
۱- ابن ابى نجران از بعضى از دوستانش نقل کرده است که: مردى مسیحى در نزد امام صادق (ع) عطسه کرد، مردم به او گفتند «هداک اللّه» خدا تو را هدایت کند، امام فرمود:
«یرحمک اللّه» خدا تو را بیامرزد، اصحاب گفتند: او مسیحى است، امام پاسخ داد: تا خدا او را نیامرزد هدایت نمى کند.
۶۶- اگر گفتارى با عطسه مقارن باشد جایز است آن عطسه را دلیل بر راستى سخن گوینده دانست
۱- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: عطسه دلیل بر راستى گفتار گوینده است.
۲- و نیز آن حضرت از پیامبر (ص) نقل فرموده است: اگر کسى سخن بگوید و در همان حال فردى عطسه بزند گواه بر درستى گفتار اوست.
۶۷- باب استحباب احترام و بزرگداشت شخص مسنّ مؤمن
۱- عبد اللّه بن سنان گوید: امام جعفر صادق (ع) به من فرمود: تجلیل از پیر مرد تجلیل از خداى عزّ و جلّ است.
۲- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى تجلیل از خداى عزّ و جلّ تجلیل و بزرگداشت مسلمانى است که [ در اثر پیرى ] داراى موى سفید باشد.
۳- امام جعفر صادق (ع) فرمود: کسى که به بزرگ ما احترام و به کوچک ما رحم نکند از ما نیست.
۴- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى تجلیل از خداى عزّ و جلّ تجلیل از مؤمنى است که [ در اثر پیرى ] موى او سفید شده، و هر کس مؤمنى را گرامى بدارد خدا را احترام کرده است و، کسى که به مؤمن پیر اهانت کند خدا قبل از مرگش کسى را مى فرستد که به او توهین نماید.
۵- امام جعفر صادق (ع) فرمود: سه کس حقّشان ناشناخته نمى ماند مگر از جانب منافقى که به نفاق شناخته شده باشد [ در حدّ اعلاى نفاق باشد -۱ .] کسى که مویش را در اسلام سفید کرده باشد. ۲- حافظ قرآن. ۳- پیشواى عادل.
۶- امام صادق (ع) فرمود: بزرگان خویش را احترام کنید و صله رحم نمایید.
۷- با اسنادى مانند این حدیث از آن حضرت نقل شده و در آن اضافه شده است: بهترین صله رحم خوددارى از آزار و اذیّت نزدیکان است.
۸- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمود: تجلیل از مسلمان پیر تجلیل از خداست.
۹- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: هر کس شخص مسنّى را بخاطر پیرى او احترام کند خدا او را از ترس و وحشت روز قیامت در امان خواهد داشت.
۱۰- و نیز آن حضرت فرموده است: هر کس پیرى را که مویش را در اسلام سفید کرده است احترام کند خدا او را از وحشت روز قیامت در امان دارد.
۱۱- پیامبر (ص) فرموده: کسى که نسبت به فضیلت شخص مسن شناخت داشته باشد و او را احترام کند خدا او را از وحشت روز قیامت در امان مى دارد.
و نیز فرمود: تجلیل از پیرمرد مؤمن احترام به خداست.
۱۲- امام صادق (ع) فرمود: کسى که براى اشخاص فضیلتى قائل نباشد از بابت اندیشه خویش مغرور است.
۱۳- رسول خدا (ص) فرمود: پیران را تجلیل کنید زیرا احترام به بزرگسالان تجلیل از خداست.
۶۸- باب استحباب احترام کریم و شریف
۱- حجّال گوید: از جمیل بن درّاج سؤال کردم درست است که رسول خدا (ص) فرموده است: هر گاه شرافتمند قومى به نزد شما بیاید او را احترام کنید؟
گفت: بلى، پرسیدم شریف کیست؟ گفت از امام صادق (ع) در این باره پرسیدم، امام فرمود: شریف کسى است که داراى مال باشد، از امام پرسیدم حسب چیست؟ فرمود: آن که به وسیله مال و غیر آن کارهاى پسندیده انجام دهد، سؤال کردم کرم چیست؟ فرمود: پرهیزگارى.
۲- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده: وقتى سخاوتمندى به نزد شما بیاید او را احترام کنید.
۳- امام جعفر صادق (ع) از پیامبر نقل فرمود: هر گاه سخاوتمند قومى به نزد شما بیاید او را گرامى بدارید.
۴- عبد اللّه علوى از جدش نقل کرده است که امیر المؤمنین (ع) فرمود:
وقتى که عدىّ پسر حاتم به خدمت پیامبر (ص) رسید پیامبر او را به خانه خویش برد و تنها حصیر و بالشى از پوست که در خانه داشت برایش پهن کرد و او را روى آن نشاند.
۶۹- باب کراهت نپذیرفتن تکریم و احترام مانند نپذیرفتن متکا و بوى خوش
۱- امام صادق (ع) فرمود: دو نفر بر حضرت علىّ (ع) وارد شدند، حضرت براى هر کدام تشکى گذاشت، یکى روى آن نشست و دیگرى امتناع کرد، حضرت به او فرمود: روى آن بنشین زیرا هیچ کس از پذیرفتن احترام خوددارى نمى کند مگر الاغ.
۲- ابو الحسن امام موسى کاظم (ع) فرمود: امیر مؤمنان علیه السّلام مى فرمود:
از پذیرفتن احترام خوددارى نمى کند مگر الاغ، پرسیدم مقصود از احترام چیست؟
فرمود: جا دادن به شخص در مجلس، و بوى خوش که به او تعارف مى شود.
۳- علىّ بن جهم گوید: از ابو الحسن امام کاظم (ع) شنیده ام که مى فرمود:
از پذیرفتن احترام خوددارى نمى کند مگر الاغ، سؤال کردم منظور از احترام چیست؟
فرمود: چیزى مانند بوى خوش و هر چه انسان بدان احترام مى شود. ۴- ابو زید مکّى گوید: از امام موسى کاظم (ع) شنیدم که مى فرمود: از پذیرفتن احترام خوددارى نمى کند مگر الاغ، و منظور امام از آن بوى خوش و متّکا بود.
۵- بزنطى از ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) نقل کرده است که حضرت علىّ (ع) فرمود: از پذیرفتن احترام خوددارى نمى کند مگر الاغ، از امام رضا (ع) پرسیدم: منظور چیست؟ فرمود: آن کرامت [ احترام ] شامل بوى خوش و جا دادن در مجلس مى شود که هر کس این دو را نپذیرد چنان است که گفته شد.
۶- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم اگر کسى عطرى را که به او تعارف مى شود ردّ کند چگونه است؟ فرمود: شایسته نیست کرامت و احترام را ردّ نماید.
۷- در کتاب قرب الاسناد از حضرت على (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه کرامتى بر شما عرضه شد آن را رد نکنید زیرا الاغ است که احترام را رد مى کند.
۷۰- باب استحباب استقبال و بدرقه از مهمان و اطاعت مهمان از صاحب خانه
۱- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: از جمله حقوق مهمان بر
صاحب خانه آن است که: صاحب خانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمى با وى برود.
و نیز آن حضرت از رسول خدا (ص) نقل فرموده است هنگامى که کسى به خانه برادر مسلمانش وارد مى شود تا زمانى که از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست.
۷۱- کسى که دوستش را براى مطلبى امین دانسته است جایز نیست آن مطلب را بدون اجازه اش بازگو کند مگر به عنوان ذکر خیر یا شهادت براى کار حرامى که انجام شده است
۱- امام باقر (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: مجلسها امانت است [ یعنى سخنى که در مجلسى گفته مى شود حکم امانت دارد و نباید براى دیگران گفته شود .]
۲- ابن ابى عوف گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: مجلسها امانت است.
۳- امام جعفر صادق (ع) فرمود: مجلسها امانت است، و جایز نیست سخن کسى را که مى خواهد پوشیده بماند براى دیگران نقل کنند مگر با اجازه او، یا براى فرد مورد اطمینان، یا براى ذکر خیر او.
۴- جابر بن عبد اللّه انصارى گوید: پیامبر خدا (ص) فرمود: مجلسها امانت است مگر در سه مورد: ۱- مجلسى که در آن خونى به ناحقّ ریخته شده باشد.
۲- جایى که در آن مرتکب زنا شده اند. ۳- مجلسى که در آن به ناحق مال حرامى را حلال کنند.
۷۲- هر گاه سه نفر با هم باشند کراهت دارد دو نفر از آنها در گوشى صحبت کنند
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر گاه سه نفر با هم باشند نباید دو نفر از آنان با یک دیگر در گوشى صحبت کنند زیرا این کار نفر سوّم را اندوهگین و آزرده خاطر مى کند.
۲- امام کاظم (ع) فرمود: هر گاه سه نفر در خانه اى باشند نباید دو نفر از آنان با هم در گوشى صحبت کنند زیرا این کار دوستشان را غمگین مى سازد.
۷۳- باب کراهت قطع کردن سخن مسلمان
۱- امام جعفر صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: کسى که سخن برادر مسلمانش را قطع کند مانند آن است که صورت او را بخراشد.

۷۴- باب استحباب یا کراهت کیفیّت نشستن
۱- عبد العظیم بن عبد اللّه علوى (در حدیث مرفوعه) گوید: پیامبر سه جور مى نشست: ۱- سر پا به این ترتیب که ساقهاى پا را بلند مى کرد و دو زانو را در میان دو دست خویش حلقه وار مى گرفت [ و رانها را به شکم مى چسباند -۲ .] دو زانو مى نشست. ۳- یک پا را خم مى کرد و پاى دیگر را روى آن مى انداخت، و هرگز دیده نشد که آن حضرت چهار زانو بنشیند.
۲- ابو حمزه ثمالى گوید: علىّ بن الحسین (ع) را در حالى نشسته دیدم که یک پایش را روى ران دیگر گذاشته بود؛ عرض کردم مردم [ قوم یهود به استناد حدیث بعد ] این گونه نشستن را نمى پسندند و مى گویند مانند نشستن پروردگار است، امام فرمود: این نحوه نشستن من در اثر خستگى است، در صورتى که پروردگار خسته نمى شود و چرتش نمى گیرد و در خواب نمى رود.
۳- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق (ع) نشسته بود در حالى که پاى راست آن حضرت روى ران چپ بود، شخصى عرض کرد: فدایت شوم این گونه نشستن مکروه است، امام فرمود: نه، این سخن یهود است که مى گویند وقتى خدا از خلقت آسمانها و زمین فارغ شد بر عرش جاى گرفت و این گونه نشست تا استراحت کند، پس خدا این آیه را نازل کرد: «خدا نیست خدایى جز او که زنده و قائم به ذات خویش است، او را چرت و خواب نمى گیرد» . و امام صادق (ع) همان طور که نشسته بود باقى ماند.
۴- در کتاب مکارم الاخلاق آمده است که رسول خدا هر گاه مى نشست ساقهاى پا را از زمین بلند مى کرد و زانوها را در میان دو دست خود حلقه وار مى گرفت.
۷۵- مستحبّ است در مجلس انسان به عنوان تواضع جایى پایین تر از شأن خود بنشیند
۱- امام صادق (ع) فرمود: کسى که راضى شود در پایین مجلس بنشیند تا وقتى که از جایش بلند شود ملائکه بر او درود مى فرستند.
۲- امام جعفر صادق (ع) نقل فرموده است که پیامبر (ص) هر گاه وارد منزلى مى شد در پایین مجلس مى نشست.
۳- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى تواضع این است که انسان در جایى پایین تر از شأن خود بنشیند.
۴- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى تواضع آن است که ۱- به نشستن در پایین مجلس خوشنود باشى. ۲- به کسى که او را ملاقات مى کنى سلام نمایى.
۳- مجادله و بگو و مگو را رها کنى اگر چه حق با تو باشد. ۴- دوست نداشته باشى به خاطر تقوایى که داراى ستایش شوى.
۵- ابن عبّاس گوید: رسول خدا (ص) روى زمین مى نشست، روى زمین غذا مى خورد، و با دست خویش گوسفندان را مى بست، و دعوت بردگان را حتّى براى نان جو مى پذیرفت.
۶- مصعب بن شیبه گوید: پیامبر خدا (ص) فرمود: وقتى گروهى در مجلسى نشسته اند و کسى وارد مى شود اگر به وى جا دهند باید بپذیرد زیرا بدین
وسیله به او احترام گذاشته اند، و اگر به او جا ندهند در هر جا خالى هست بنشیند.
۷۶- باب استحباب رو به قبله نشستن
۱- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق (ع) را مى دیدم که در خانه اش رو به قبله مى نشیند.
۲- امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص) اکثرا رو به قبله مى نشست.
۳- شیخ بهایى در کتاب «مفتاح الفلاح» روایت کرده که از ائمّه علیهم السّلام روایت شده است: بهترین نوع نشستن آن است که رو به قبله باشد.
۷۷- باب کراهت نشستن روبروى خورشید
۱- سهل بن زیاد در حدیثى که سند آن به حضرت على (ع) مى رسد از آن حضرت نقل کرده است روبروى خورشید ننشینید زیرا آن آتشدانى است که باعث رنگ پریدگى و کهنه شدن لباس، و آشکار شدن دردهاى پنهانى مى گردد.
۲- امام موسى کاظم از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: در خورشید چهار خصلت است:
۱- رنگ را تغییر مى دهد. ۲- باد را گندیده مى کند. ۳- لباس را کهنه
مى سازد. ۴- ایجاد درد مى کند.
۳- حضرت على (ع) «در حدیث اربعمائة» فرموده است: پشت به آفتاب بنشینید زیرا خورشید دردهاى پنهانى را آشکار مى سازد.
۷۸- باب استحباب نشستن در خانه غیر در هر جایى که صاحب خانه بخواهد
۱- امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است: هر گاه کسى وارد خانه برادر مؤمنش شود هرجا صاحب خانه امر کند بنشیند زیرا صاحب خانه آشناتر است به خانه و محرم بودن آن.
۷۹- باب استحباب نشستن روى دو پا و در بغل گرفتن زانوها
۱- ابو الحسن امام کاظم (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: روى پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن به منزله دیوار عربهاست.
۲- سماعة گوید: از امام صادق (ع) در باره مردى که خودش را با یک جامه بپوشاند سؤال کردم، امام فرمود: اگر لباس عورتش را بپوشاند اشکال ندارد.
۸۰- باب استحباب شوخى و خنده کم
۱- معمّر بن خلّاد گوید: به ابو الحسن امام کاظم (ع) عرض کردم فدایت شوم عدّه اى با هم هستند و شوخى مى کنند و مى خندند، امام فرمود: اشکال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهمیدم منظور امام این است که در آن شوخى، فحش و هرزه گویى نباشد. سپس فرمود: عرب صحرانشینى هدیه اى براى پیامبر (ص) آورد، و به پیامبر (ص) عرض کرد: پول هدیه مرا بدهید، رسول خدا (ص) خندید، و هنگامى که غمگین مى شد مى فرمود: آن عرب چه شد؟ اى کاش به نزد ما مى آمد.
۲- ابو الحسن اول امام موسى کاظم (ع) فرمود: یحیى بن زکریّا گریه مى کرد و نمى خندید، امّا عیسى بن مریم مى خندید و گریه هم مى کرد و عمل حضرت عیسى (ع) بهتر از عمل حضرت یحیى (ع) بود.
۳- فضل بن ابى قرّة گوید: امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى داراى دعابه است، پرسیدم دعابه چیست؟ فرمود: شوخى.
۴- یونس بن شیبانى گوید: امام صادق (ع) سؤال کرد: چگونه است وضع شوخى کردن شما مؤمنین با یک دیگر؟ عرض کردم کم است فرمود: شوخى را ترک نکنید زیرا شوخى نشانه خوش خلقى است، و بدین وسیله برادرت را خوشحال مى کنى، رسول خدا (ص) با مردم شوخى مى کرد و مى خواست آنها را خوشحال کند.
۵- عبد اللّه بن محمّد جعفى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
کسى را که در بین مردم شوخى مى کند خدا دوست دارد در صورتى که به فحش نینجامد. ۶- حمران بن اعین گوید: به خدمت امام محمّد باقر (ع) رسیدم و عرض کردم مرا نصیحت کنید، فرمود: تو را به تقواى الهى سفارش مى کنم، از شوخى بپرهیز زیرا احترام و آبروى شخص را مى برد.
۷- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش (ع) نقل فرموده است که پیامبر (ص) (در وصیّتش به علىّ (ع» فرمود: یا على شوخى نکن زیرا آبرویت را مى برد و دروغ مگو که نورانیّت را از تو مى گیرد. (مرحوم علّامه مى فرمایند منظور در این احادیث شوخى زیاد است).
۸۱- باب کراهت قهقهه زدن و استحباب تبسّم
۱- امام صادق (ع) فرمود: قهقهه زدن از شیطان است.
۲- امام محمد باقر (ع) فرمود: اگر قهقهه زدى پس از آن بگو «خدایا مرا دشمن مدار».
۳- امام صادق (ع) فرمود: خنده مؤمن تبسّم است.
۸۲- باب کراهت خنده بدون علّت
۱- امام صادق (ع) فرمود: خنده بدون سبب نشانه نادانى است. و مى فرمود:
در موقع خنده نباید دندانهاى جلو دهان دیده شود، که در این صورت عمل ناپسندى انجام داده اى، کسى که بدى مرتکب مى شود از شبیخون در امان نمى ماند.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: چه بسیارند کسانى که خنده بیهوده مى کنند و گریه آنها در روز قیامت زیاد است، و چه بسیارند کسانى که از خوف خدا زیاد گریه مى کنند و در روز قیامت در بهشت خنده و شادى آنان زیاد است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: سه چیز مورد غضب شدید خداست: ۱- خوابیدن بدون شب زنده دارى. ۲- خنده بدون علّت. ۳- غذا خوردن از روى سیرى.
۴- امام صادق (ع) فرمود: در مدینه مردى بیکاره مردم را مى خندانید و مى گفت علىّ بن الحسین (ع) مرا خسته کرد چرا که نتوانستم او را بخندانم در همین حدیث آمده است که امام زین العابدین (ع) فرمود: به او بگویید: «مسلّم براى خدا روزى است که بیکاره ها در آن روز [ قیامت ] زیان مى کنند.
۸۳- باب کراهت شوخى و خنده زیاد
۱- امام صادق (ع) فرمود: از شوخى بپرهیزید زیرا آبرو را مى برد.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: خنده زیاد قلب را مى میراند.
و نیز فرمود: خنده زیاد دین را ذوب مى کند همچنان که آب نمک را در خود حلّ مى نماید.
۳- امام صادق (ع) فرمود با کسى که او را دوست دارى شوخى و مجادله مکن.
۴- عنبسه عابد گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: خنده زیاد آبرو را مى برد.
۵- عنبسه نیز مى گوید: از آن حضرت شنیدم که فرمود: شوخى دشنام کوچک است.
۶- امام صادق (ع) فرمود: مجادله نکن، زیرا آبروى تو مى رود، و شوخى نکن که نسبت به تو گستاخ مى شوند.
۷- امام باقر (ع) فرمود: شوخى زیاد آبرو را مى برد، و خنده زیاد ایمان را به یک سو پرتاب مى کند [ از بین مى برد ]
۸- ابو الحسن امام موسى کاظم (ع) در وصیّت به بعضى از فرزندانش فرموده است: از شوخى بپرهیز زیرا نور ایمان را از تو مى برد و مروّت و مردانگى تو را سبک مى سازد.
۹- امام صادق (ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل فرموده است: از شوخى بپرهیز زیرا شوخى باعث کینه و دشمنى شده و فحش کوچک است.
۱۰- امام جعفر صادق (ع) فرمود: از شوخى بپرهیز زیرا آبرو و شکوه و عظمت اشخاص را از بین مى برد.
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: شوخى نکن چون نسبت به تو گستاخ مى شوند.
۱۲- امام صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است: که پیامبر خدا (ص) فرموده: شوخى زیاد آبرو را مى برد، و خنده زیاد ایمان را نابود مى کند، و دروغ زیاد نور ایمان را مى برد.
۱۳- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که حضرت على (ع) فرموده است: خنده پیامبر (ص) تبسّم بود، روزى بر گروهى از انصار گذشت و دید با
یک دیگر صحبت مى کنند و دهانشان پر از خنده است فرمود: اى گروه دست بازدارید. اگر کسى را آرزویش مغرور کند و او را از عمل خیر بازدارد به گورستان سرى بزند، و رستاخیز را به یاد آورد، مرگ را به یاد آورد زیرا مرگ درهم شکننده لذّتهاست.
۱۴- عبد اللّه بن جعفى گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: خدا کسى را که در حضور جمعى شوخى مى کند دوست دارد مشروط بر این که شوخى به فحش کشانده نشود، و کسى را که در تنهایى بیندیشد، و در خلوت پند و اندرز گیرد، و به نماز خواندن افتخار ورزد دوست دارد.
۱۵- امام صادق (ع) از پدرش نقل فرموده است که داود به سلیمان (ع) گفت: پسرم از خنده زیاد بپرهیز، زیرا خنده زیاد انسان را در روز قیامت تهیدست رها مى کند.
۱۶- سید رضى در نهج البلاغه از امیر المؤمنین (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: شخص شوخى نمى کند مگر این که چیزى از عقلش پریده باشد.
۸۴- باب استحباب تبسّم بر چهره مؤمن
۱- در کتاب «الاخوان» از حضرت رضا (ع) نقل شده است: هر کس بر صورت خود گلاب بپاشد و براى حاجتى از خانه خارج شود دچار تنگدستى و خوارى نگردد، و هر کس از بقیّه آبى که برادر مؤمنش آشامیده به منظور تواضع بنوشد خدا حتما او را وارد بهشت مى کند، و کسى که بر چهره برادر مؤمنش تبسّم زند خدا برایش حسنه مى نویسد، و کسى که خدا برایش حسنه بنویسد او را عذاب نخواهد کرد.
۲- امام باقر (ع) فرمود: تبسّم مؤمن بر چهره برادرش حسنه است، و پاک کردن گرد و غبار از چهره مؤمن نیز حسنه مى باشد، و هیچ عبادتى مانند خوشحال کردن مؤمن نیست.
۳- امام صادق (ع) فرمود: هر که از چهره برادر مؤمنش گرد و غبار غم بزداید خدا براى او ده حسنه مى نویسد، و کسى که بر چهره برادرش تبسّم زند براى او حسنه اى است.

۸۵- باب استحباب صبر کردن بر اذیّت همسایه و دیگران
۱- عمرو بن عکرمة گوید: به خدمت امام صادق (ع) رسیدم و عرض کردم همسایه اى دارم که مرا اذیّت مى کند، امام فرمود: با او مهربان باش گفتم: خدا به او رحم نکند، آن حضرت صورتش را از من برگرداند، من نخواستم با آن وضع از امام جدا شوم، لذا توضیح دادم که وى به صورتهاى مختلف مرا اذیّت مى کند، فرمود: گمان مى کنى اگر آشکارا با او دشمنى کنى مى توانى از او انتقام بگیرى؟
گفتم او را به اطاعت خود وامى دارم، فرمود این همسایه تو از اشخاصى است که نسبت به کسانى که خدا به آنها چیزى بخشیده حسد مى ورزد، پس هر گاه نعمتى براى کسى دید اگر اهل و عیالى داشته باشد آنها را اذیّت مى کند و اگر اهل و عیالى ندارد به خدمتگزارش اعتراض مى نماید و اگر خدمتگزار نداشته باشد شبها را به بیدارى و روزها را به جوش و خروش به سر مى برد.
۲- عبد صالح (امام موسى کاظم (ع» فرمود: تنها خوشرفتارى با همسایه خوددارى از اذیّت او نیست، بلکه تحمّل اذیت و آزار اوست.
۳- امام صادق (ع) فرمود: مؤمن از یکى از سه چیز خلاصى ندارد و گاهى هر سه در او جمع مى شود، یا بعضى از افراد خانه در را به رویش مى بندند و بدین وسیله او را اذیّت مى کنند، یا همسایه او را اذیّت مى کند، یا کسى در راه برآوردن نیازمندیهایش به او آزار مى رساند، و اگر مؤمن بر قلّه کوهى باشد خداى عزّ و جلّ شیطانى را مى فرستد تا او را اذیّت کند و در عین حال او را با ایمانش مأنوس مى کند که از هیچ کس وحشت نداشته باشد.
۴- امام جعفر صادق (ع) فرمود: در عالم نبوده و نمى باشد و نخواهد بود مؤمنى مگر این که داراى همسایه اى باشد که او را اذیّت کند و اگر مؤمن در جزیره اى از جزیره هاى دریا باشد خدا کسى را مى فرستد که او را اذیّت نماید.
۵- امام صادق (ع) فرمود: در گذشته و در آینده و زمانى که شما در آن به سر مى برید مؤمنى نبوده و نمى باشد مگر این که داراى همسایه اى است که او را اذیّت مى کند.
۶- معاویّة بن عمّار گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: مؤمنى نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که داراى همسایه اى باشد که به او آزار رساند.
۷- امام محمّد باقر (ع) فرمود: مردى به نزد پیامبر (ص) آمد و شکایت کرد که همسایه اش او را اذیّت مى کند، رسول خدا (ص) به او فرمود: صبر کن، مجدّدا آمد و از همسایه اش شکایت کرد، باز هم پیغمبر فرمود: صبر کن ...
۸- امام صادق (ع) فرمود: خوشرفتارى با همسایه روزى را زیاد مى کند.
۹- امام جعفر صادق (ع) فرمود: اگر مؤمن در قلّه کوهى ساکن باشد خدا کسى را براى آزار او مى فرستد تا از این طریق پاداشى از جانب خدا به او برسد.
۱۰- علىّ بن الحسین (ع) از پدر بزرگوارش امام حسین (ع) نقل کرده است که پیامبر خدا (ص) فرمود: من و پیامبران قبل از من پیوسته گرفتار کسانى بودیم که ما را اذیّت مى کردند، و اگر مؤمن بر سر کوهى باشد خداى عزّ و جلّ کسى را مى رساند که او را آزار رساند و بدین طریق اجرى به او برسد. و امیر المؤمنین (ع) فرمود: از زمانى که مادر مرا زاد پیوسته مظلوم بودم تا آنجا که عقیل [ برادرم ] مبتلا به درد چشم شد و مى گفت مرا به دوش نکشید مگر این که على را بر دوش حمل کنید در صورتى که چشم من درد نمى کرد.
۱۱- حضرت رضا (ع) از پدرانش نقل فرموده است که رسول خدا (ص) فرمود: هیچ مؤمنى نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که داراى همسایه اى باشد که او را اذیّت نماید.
۱۲- امام على النّقى (ع) از پدرانش نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمود: هیچ مؤمنى نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که همسایه اى خواهد داشت تا او را اذیّت کند. (و نیز) از امام صادق (ع) نقل فرموده است که هر کس دنیایش گوارا و بدون گرفتارى باشد در دین او شک کنید. (و نیز امام على النّقى (ع» گوید: امام صادق (ع) فرمود: هر گاه دوستى از تو به امارت و ریاستى برسد و یکدهم قبل از ریاستش به تو توجّه کند دوست بدى نیست. و امام باقر (ع) فرمود: بپرهیزید از فراست و زیرکى مؤمن، زیرا با نور الهى [ حقایق را ] مى نگرد.
سپس این آیه را تلاوت فرمود «به تحقیق در این نشانه هاست براى صاحبان فراست»
۱۳- امام صادق (ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل فرموده است: سه چیز از کارهاى نیک است: سخاوتمندى، نیکویى در گفتار، و صبر بر اذیّت و آزار.
۸۶- باب وجوب خوددارى از آزار همسایه
۱- امام صادق (ع) (در حدیثى) فرموده است: مردى از انصار به نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: از شخصى خانه اى خریده ام و نزدیکترین همسایه ام کسى است که امیدى به خیر او ندارم و از شرّش در امان نیستم، رسول خدا (ص) به على و سلمان و ابا ذر و یک نفر دیگر که گمان مى کنم مقداد بود دستور داد در مسجد با صداى بلند اعلان کنند: ایمان ندارد کسى که همسایه اش از ظلم او در امان نباشد، آنها به مسجد رفته سه مرتبه با صداى بلند گفتند، سپس پیامبر (ص) با دستش به چهل منزل از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ اشاره کرد.
۲- امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است که در کتاب علىّ (ع) خواندم که رسول خدا (ص) بین مهاجرین و انصار و کسانى از مردم یثرب [ مدینه ] که ملحق به انصار هستند نوشت: همسایه به منزله خود انسان است که نباید زیان و گناهى به او برسد، و احترام همسایه نسبت به همسایه مانند احترام نسبت به مادر است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: حضرت فاطمه (س) به نزد پیامبر (ص) آمد تا در باره بعضى امور شکایت کند، پیامبر لوحى به وى داد و فرمود: آنچه را که در آن نوشته شده است یاد بگیر. در آن لوح نوشته شده بود: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه اش را اذیّت نکند، هر که به خدا و روز قیامت ایمان دارد مهمانش را احترام کند، و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد یا باید سخن خیر بگوید یا سکوت کند.
۴- ابو حمزه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: مؤمن کسى است که همسایه اش از بوائق او در امان باشد، پرسیدم «بوائق» چیست فرمود: ظلم و ستم او.
۵- امام صادق (ع) از پدرانش، از حضرت علىّ (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس همسایه اش را اذیّت کند خدا بوى بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش دوزخ است، و بد جایگاهى است، و هر کس حقّ همسایه اش را ضایع کند از ما نیست، جبرئیل پیوسته مرا نسبت به همسایه سفارش مى کرد به طورى که گمان کردم همسایه ارث مى برد، و پیوسته مرا نسبت به بردگان سفارش مى کرد تا این که گمان کردم زمانى براى آن در نظر گرفته شده که چون آن زمان فرا رسد آزاد شوند، و نیز مرا به مسواک کردن سفارش مى کرد تا آنجا که گمان کردم واجب است، و به اندازه اى مرا به شب زنده دارى سفارش مى کرد که گمان بردم نیکان امّت من هرگز نمى خوابند. ۶- امام رضا (ع) فرمود: از صفات مؤمن این است که وقتى نیکى کند خوشحال مى شود، و زمانى که دست به کار بدى بزند استغفار مى کند، و مسلمان [ حقیقى ] کسى است که سایر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند، و آن
که همسایه اش از ظلم او در امان نباشد از ما نیست.
۷- امام جعفر صادق (ع) فرمود: هر که از اذیّت و آزار همسایه اش خوددارى کند خدا در روز قیامت از لغزش وى صرف نظر مى کند، و کسى که شکم و فرجش را پاک نگه دارد بهشت را براى او زینت مى کنند، و هر کس بنده مؤمنى را آزاد کند خدا در بهشت برایش خانه اى بنا مى کند.
۸۷- باب استحباب خوشرفتارى با همسایه
۱- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: خوشرفتارى با همسایه خانه ها را آباد و مرگ را به تأخیر مى اندازد.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: خوشرفتارى با همسایه روزى را زیاد مى کند.
۳- ابو مسعود گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: خوشرفتارى با همسایه باعث زیادى عمر و آبادى سرزمین گردد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: خوشرفتارى با همسایه خانه ها را آباد و عمرها را زیاد مى کند.
۵- ابو ربیع شامى گوید: امام صادق (ع) در حالى که خانه اش پر از جمعیّت بود فرمود: آگاه باشید از ما نیست کسى که با همسایه اش خوشرفتارى نکند.
۸۸- باب استحباب طعام دادن به همسایگان و وجوب آن در صورت ضرورت
۱- امام باقر (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: کسى که شب را سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است.
و نیز فرمود: اگر در منطقه اى یک نفر شبى را گرسنه بخوابد خدا در روز قیامت به اهل آن منطقه نظر نمى کند.
۲- کاهلى [ یکى از اصحاب امام صادق (ع) ] گوید: از آن حضرت شنیدم که مى فرمود: زمانى که بنیامین از نزد یعقوب رفت، یعقوب ندا کرد خدایا به من رحم نمى کنى؟ بینایى مرا گرفتى، و دو فرزندم [ یوسف و بنیامین ] را بردى، خدا به یعقوب وحى کرد: اگر روح آن دو را گرفته بودم برایت زنده شان مى کرد تا به سوى تو بازگردند، امّا به یاد آور گوسفندى را که کشتى و بریان نمودى و خوردى و همسایه تو روزه دار بود و از آن گوسفند هیچ به او ندادى.
۳- در روایت دیگرى فرموده است: پس از آن هر روز صبح کسى از طرف حضرت یعقوب تا فاصله یک فرسخ از خانه آن حضرت ندا مى داد هر کس صبحانه یا نهار مى خواهد به خانه یعقوب بیاید، و چون شب مى شد اعلان مى کرد هر که شام مى خواهد به نزد یعقوب بیاید.
۸۹- باب کراهت همسایگى با اشخاص بد
۱- امام محمّد باقر (ع) فرمود: از بلاهایى که پشت انسان را مى شکند
همسایه بد است که اگر خوبى ببیند آن را پنهان مى کند و اگر کار بدى مشاهده نماید آن را پخش مى کند.
۲- امام جعفر صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: به خدا پناه مى برم از همسایه بدى که در خانه اى زندگى مى کند با چشمانش تو را زیر نظر دارد و با دلش به تو توجّه دارد، اگر تو را در خوشى ببیند ناراحت شود و اگر در بدى مشاهده کند خوشحال گردد.
۳- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است که: پیامبر (ص) در وصیّتش به على (ع) فرمود: یا على چهار چیز کمر شکن است: ۱- پیشوایى که مردم امرش را اطاعت کنند امّا خود نافرمانى خدا کند. ۲- زنى که شوهر در عفّت و پاکدامنى او بکوشد ولى به شوهرش خیانت کند. ۳- فقرى که صاحب آن دستگیر و یاورى نیابد. ۴- همسایه بدى که در خانه اى ساکن باشد.
۹۰- باب استحباب رعایت حدّ همسایگى که از هر طرف چهل خانه است
۱- امام باقر (ع) فرمود: حدّ همسایگى چهل خانه است از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ.
۲- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: هر چهل خانه از روبرو، و پشت سر و سمت راست و سمت چپ همسایه است.
۳- معاویة بن عمّار گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: فدایت شوم
حدود همسایگى چقدر است؟ فرمود: از هر طرف چهل خانه.
۴- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که امیر المؤمنین (ع) فرمود:
حریم مسجد چهل ذراع [ تقریبا ۲۰ متر ] و حریم همسایگى چهل خانه از چهار جانب است.
۹۱- استحباب مدارا کردن با همسفر
۱- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: از جمله حقوق مسافر بر همراهانش این است که اگر مریض شود سه روز براى او توقّف کنند.
۲- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: دو نفر که با یک دیگر معاشرت مى کنند آن که نسبت به دوستش بیشتر مدارا مى کند اجرش بیشتر و در نزد خدا گرامى تر است.
۳- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: هر گاه در سفر یکى از همراهان شما مریض شود سه روز بخاطر او توقّف کنید.
۴- امام صادق (ع) فرمود: رساندن سخن به گوش شخص ناشنوا در حدّى که باعث ملال و خستگى نگردد صدقه پسندیده اى است.
۹۲- باب استحباب بدرقه همسفر هنگام جدا شدن هر چند ذمّى باشد
۱- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که امیر المؤمنین (ع) با مردى ذمّى همسفر شد، ذمّى به آن حضرت گفت: قصد کجا دارى؟ حضرت فرمود:
مى خواهم به کوفه بروم، چون ذمّى جدا شد و به راه خود رفت امیر المؤمنین (ع) نیز با او رفت تا این که ذمى پرسید چرا مسیر خود را به جانب من تغییر دادید؟
حضرت گفتند: این نشانه کمال حسن رفاقت است که انسان هنگام جدا شدن چند قدمى همراهش را بدرقه کند، این دستور پیامبر ماست. در دنباله همین مطلب آمده است که آن ذمى به همین جهت اسلام آورد.
۹۳- باب استحباب نامه نوشتن در سفر و وجوب پاسخ دادن به نامه
۱- امام صادق (ع) فرمود: پاسخ دادن به نامه مانند جواب دادن به سلام واجب است.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: پیوند بین دوستان، در حضر به دیدن یک دیگر رفتن و در سفر نامه نوشتن به یک دیگر است.
۳- در کتاب الاخوان از امام صادق (ع) نقل شده است: پیوند بین دوستان، به دیدن یک دیگر رفتن، و در سفر، نامه نوشتن است.
۹۴- باب استحباب شروع نامه با بسم اللّه و نوشتن آن به بهترین خط
۱- امام صادق (ع) فرمود: در نوشتن [ نامه ] «بسم اللّه الرحمن الرحیم» را فراموش مکن اگر چه بعد از آن شعر باشد.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» را (در اوّل نامه) با نیکوترین خط بنویس، و حرف «ب» را کشیده ننویس مگر زمانى که «سین» را با دندانه نوشته باشى.
۳- علىّ بن موسى الرّضا (ع) از پدرانش در حدیثى نقل فرموده است که از امیر المؤمنین (ع) سؤال شد چرا تبع، تبع نامیده شده؟ امام فرمود: او جوانى کاتب بود که براى ملک قبل از خود نامه مى نوشت، و در اوّل نامه ها مى نوشت به نام خدایى که رعد و باد را آفرید، ملک به او گفت: در آغاز نامه بنویس بنام فرشته رعد، جوان گفت جز به نام خداى خویش آغاز نمى کنم، سپس فرمانهاى تو را مى نویسم، خدا بدین جهت از او سپاسگزارى کرد و حکومت آن سرزمین را به او داد، و مردم از او اطاعت کردند، بدین سبب تبّع نامیده شد.
۹۵- باب چگونگى نوشتن عنوان نامه
۱- امام صادق (ع) فرمود: [ در مکاتبات ] بعد از
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بلافاصله ننویس «براى فلانى» ولى اشکال ندارد که بر پشت پاکت بنویسى «براى فلانى».
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: داخل نامه ننویس: «براى ابى فلان» بلکه بنویس «به سوى ابى فلان» و بر پشت نامه بنویس «براى فلان».

۹۶- باب استحباب آغاز نامه به نام کسى که نامه برایش فرستاده مى شود
۱- امام صادق (ع) فرمود: اشکال ندارد که شخص نام دوستش را در آغاز نامه قبل از اسم خود بنویسد.
۲- سماعه گوید: از امام صادق (ع) در باره کسى که نام شخص را در آغاز نامه بنویسد پرسیدم، فرمود: اشکال ندارد، این فضیلتى است که شخص به وسیله آن به دوستش احترام مى گذارد.
۹۷- باب استحباب نوشتن «ان شاء اللّه» در نامه هر جا که مناسب باشد
۱- مرازم بن حکیم گوید: امام صادق (ع) دستور داد براى کارى نامه بنویسند، نامه را نوشتند و به نظر آن حضرت رساندند و در آن کلمه «ان شاء اللّه» نبود، امام فرمود: چگونه امید دارید این نامه به نتیجه برسددر صورتى که «ان شاء اللّه» در آن نیست؟ دقّت کنید هر جا لازم است بنویسید.
۹۸- باب استحباب خشک کردن خطهاى نامه
۱- احمد بن محمّد بن ابى نصر گوید: ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) روى نامه [ براى خشک شدن ] خاک مى پاشید، و مى فرمود: اشکال ندارد.
۲- علىّ بن عطیّه [ از اصحاب امام موسى کاظم (ع) ] گوید: نامه هایى را از امام کاظم (ع) دیده است که خاک بر آن پاشیده بوده است.
۳- احمد بن محمّد بن ابى نصر گوید: امام رضا (ع) روى نامه خاک مى پاشید.
۴- امام رضا (ع) از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود:
براى حاجات خود صبح زود از خانه بیرون روید تا آن حاجتها انجام شود، و روى نامه خاک بپاشید [ براى خشک شدن نامه و مخدوش نشدن خطوط آن ] که در برآوردن حاجت مؤثر است، و خیر را در نزد خوشرویان جستجو کنید.
۹۹- باب عدم جواز سوزاندن کاغذهایى که در آن آیات قرآن یا نام خدا باشد
۱- عبد الملک بن عتبه گوید: از ابو الحسن اوّل امام موسى کاظم (ع) در باره
کاغذهایى که جمع مى شود و در آن نام خدا هست پرسیدم که آیا مى شود آنها را سوزاند؟
امام فرمود: نه، اوّل آنها را با آب بشویید سپس بسوزانید.
۲- عبد اللّه بن سنان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: کاغذها را نسوزانید بلکه خطوط آنها را محو و سپس پاره کنید.
۳- زراره گوید: از امام صادق (ع) در باره نامى از نامهاى خدا که به وسیله آب دهان محو شود سؤال شد، امام فرمود: با پاکترین چیزى که به آن دسترسى دارید از بین ببرید.
۴- محمّد بن اسحاق بن عمّار گوید: از ابو الحسن، موسى بن جعفر (ع) در باره نامه هایى که در آن نام خداى عزّ و جلّ نوشته شده است سؤال شد، امام فرمود:
آنها را بشویید.
۵- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: آیات قرآن و نام خدا را با پاکترین چیزى که دسترسى دارید محو کنید، (و نیز فرمود) پیامبر مسلمانان را از سوزاندن و از بین بردن آنها با لگدمال کردن یا قلم کشیدن روى آنها نهى فرموده است.
۶- جعفر بن محمد (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیامبر (ص) [ مسلمانان را ] از محو کردن یا نوشتن آیات قرآن با آب دهان نهى فرموده است.
۷- حسن بن علىّ وشّاء گوید: عبّاس بن جعفر بن اشعث از من خواست که از امام رضا (ع) در باره سوختن نامه هایش بعد از این که آنها را مى خواند از ترس این که به دست دیگران نیفتد سؤال کنم، وشّاء گوید: قبل از این که بپرسم حضرت نامه اى به من نوشت و فرمود: به دوست خود بگو: من وقتى که نامه هایش را مى خوانم آنها را مى سوزانم. (شیخ حرّ عاملى فرماید: این حمل بر جواز یا
ضرورت است، یا به نامه هائى مربوط مى شود که [ آیات ] قرآن یا نام خدا در آن نیست) ۸- علىّ بن جعفر گوید: از برادرم امام موسى کاظم (ع) در باره سوزاندن کاغذى که در آن چیزى نوشته باشد سؤال کردم، امام فرمود: اگر بترسى که در آن چیزى باشد [ و به دست دشمن بیفتد ] سوزاندنش اشکال ندارد.
۱۰۰- استحباب تقسیم وقت بین دوستان به طور مساوى
۱- امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) وقتش را بین دوستانش تقسیم مى کرد، و به این و آن به یک چشم نگاه مى کرد، و نیز فرمود: پیامبر (ص) هرگز پاهایش را در مقابل یارانش دراز نمى کرد، و وقتى مصافحه مى نمود دستش را از دست طرف نمى کشید تا او دست پیامبر را رها نماید، چون اصحاب این مطلب را دانستند وقتى که به آن حضرت دست مى دادند آنها دستشان را مى کشیدند.
۲- امام جعفر صادق (ع) فرمود: از زمانى که خدا پیامبر (ص) را مبعوث کرد تا آخر عمر در حال تکیه کردن غذا نخورد، و هرگز پیش همنشین خویش پا روى پا نمى انداخت، و در موقع مصافحه هرگز دستش را پس نمى کشید تا طرف دستش را پس بکشد، و هیچ وقت سائل را رد نمى کرد اگر چیزى داشت به او مى داد و اگر نمى داشت مى فرمود: خدا مى دهد.
۳- امام باقر (ع) فرمود: وقتى که شخص با دوستش مصافحه مى کند آن که دست دادن را ادامه مى دهد اجرش بیشتر است و گناهان آنها آمرزیده مى شود تا حدّى که هیچ گناهى باقى نمى ماند.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هرگز رسول خدا با کسى مصافحه نکرد که دستش را از دست آن شخص بکشد تا این که شخص دستش را از دست پیامبر (ص) مى کشید.
۱۰۱- باب استحباب سؤال کردن از نام و نام خانوادگى و نسب و حال دوست و همنشین
۱- علىّ بن الحسین (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) روزى به دوستانش فرمود: مى دانید ناتوانى چیست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، فرمود:
سه چیز نشانه ناتوانى است: اوّل این که کسى دوستش را دعوت کند، غذایى تهیّه نماید امّا آن دوست خلف وعده کند و نیاید، دوّم این که: یکى دوست یا همنشین کسى باشد و علاقمند باشد بداند او کیست و از کجاست، امّا از وى جدا شود و سؤال نکند، سوّم: در باره زنهاست که کسى به زن خود نزدیک شود و از وى لذت برد امّا زن بهره اش را از همسرش نبرد. عبد الله پسر عمر و عاص عرض کرد: چه باید کرد؟ فرمود: یک دیگر را تحریک نمایند تا هر دو لذّت ببرند.
۲- علىّ بن الحسین (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: ناتوانترین افراد کسى است که شخصى را ملاقات کند و از رفتار او خوشش آید امّا از نام و نسب و محلّ زندگى او نپرسد.
۳- امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: اگر کسى از شما برادر
مسلمانش را دوست دارد از نام او و نام پدر و نام قبیله و خاندانش سؤال کند، این از حقوق واجب و صدق و صفاى در دوستى است، و الّا شناختى نادرست مى باشد.
۴- امام جعفر صادق (ع) از پدرش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: سه چیز جور و ستم است: ۱- شخصى با کسى معاشرت کند و از نام و نام خانوادگى او نپرسد. ۲- کسى او را براى صرف غذا دعوت کند و او نپذیرد یا دعوت را بپذیرد ولى غذا نخورد ۳- قبل از این که با همسرش شوخى و بازى کند جماع نماید.
۱۰۲- باب کراهت از بین رفتن شرم و حیا بین دوستان
۱- امام جعفر صادق (ع) فرمود: به برادر مسلمانت کاملا اطمینان مکن، زیرا به زمین خوردن در اثر اطمینان و انس زیاد جبران پذیر نیست.
۲- سماعه گوید: از ابو الحسن امام موسى (ع) شنیدم که مى فرمود: از بین تو و برادر مسلمانت احترام برداشته نشود، احترام یک دیگر را نگه دارید زیرا رعایت نکردن احترام حیا را از بین مى برد.
۳- امام جعفر صادق (ع) فرمود: دوستى داراى شرایطى است هر کس آن شرایط را رعایت نکند او را دوست کامل به حساب نیاورد، و هر کس هیچ کدام از آن شرایط را ندارد دوستش مخوان. (آن شرایط عبارتند از) ۱- نهان و آشکارش یکى باشد. ۲- خوبى تو را خوبى خود و بدى تو را بدى خود بداند. ۳- دارایى و پست و مقام او را نسبت به تو دگرگون نسازد. ۴- هر چه در توان و قدرت اوست از تو
باز ندارد. ۵- در گرفتاریها تو را رها نکند.
۴- امام صادق (ع) به بعضى از یارانش فرمود: به دوست خود اطمینان کامل نداشته باشید زیرا به زمین خوردن از راه اطمینان و زیاد انس گرفتن جبران پذیر نیست.
۵- و نیز امام صادق (ع) به بعضى از دوستانش فرمود: هر کس سه مرتبه از تو خشمگین شود و در باره تو بدى نگوید او را براى خود دوست انتخاب کن.
۶- امام صادق (ع) فرمود: دوستت را از راز خود آگاه مکن مگر تا حدّى که اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود نتواند به تو زیان رساند، چون ممکن است دوست روزى دشمن گردد.
۷- علىّ بن موسى الرضا (ع) از پدرانش از امیر المؤمنین (ع) نقل فرموده است: با دوست خویش در دوستى زیاده روى مکن، زیرا شاید روزى دشمن تو شود و با دشمنت در دشمنى میانه روى کن چون ممکن است روزى دوست تو گردد.
۸- طبرسى در تفسیر مجمع البیان در باره قول خداى متعال: «در محفلتان ناپسند وارد مى شوید» فرموده است: در آن وجوهى است، یکى این است که اعراب وقتى دور هم مى نشستند بدون این که از یک دیگر شرم کنند از خود باد خارج مى کردند.
۱۰۳- باب انتخاب دوستانى که نمازشان را بموقع مى خوانند و نسبت به دوستان نیکى مى کنند
۱- امام صادق (ع) فرمود: دوستانتان را به دو خصلت آزمایش کنید، اگر داراى آن دو خصلت نباشند از آنها دورى گزینید، دورى گزینید، دورى گزینید، آن دو خصلت عبارتند از: خواندن نماز در وقتش، و نیکى به دوستان در سختى و رفاه.
۱۰۴- باب استحباب خوشخویى با مردم
۱- امام محمّد باقر (ع) فرمود: باایمانترین مردم خوشخوترین آنهاست.
۲- امام صادق (ع) فرمود: چهار چیز در هر کس باشد ایمانش کامل است و اگر از سر تا پا گناه باشد آسیبى به او نرساند، آنها عبارتند از: راستگویى، اداى امانت، شرم، و خوشخویى.
۳- امام صادق از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: براى شخص خوشخو اجرى مانند اجر روزه دار شب زنده دار است.
۴- امام صادق (ع) فرمود: خوشخویى به صاحبش اجر روزه دار شب زنده دار را مى رساند.
۵- از امام صادق (ع) نقل شده است: نیکى و خوشخویى باعث آبادى
خانه ها و زیادى عمر مى شود. ۶- امام صادق (ع) فرمود: خوشخویى گناهان را ذوب مى کند همچنان که آفتاب یخ را آب مى کند.
۷- امام صادق (ع) فرمود: تا مى توانى با کسانى معاشرت کن که نفع تو به آنها برسد، زیرا گاهى بنده در عبادت کوتاهى مى کند ولى اخلاقش نیکوست و خدا به سبب حسن خلقش او را به درجه روزه دار شب زنده دار مى رساند.
۸- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: بیشترین چیزى که امّت مرا وارد بهشت مى کند تقواى الهى و خوشخویى است.
۹- امام جعفر صادق (ع) فرمود: عاقلترین مردم خوشخوترین آنهاست.
۱۰- عنبسه عابد گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: مؤمن بعد از انجام واجبات پیش خداى عزّ و جلّ چیزى محبوبتر از این ندارد که مردم را از لحاظ خلقش در وسعت گذارد.
۱۱- بحر (بن کثیر) سقّاء گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: اى بحر سقّاء خوش خلقى مایه آسانى امور است. سپس حضرت حدیثى نقل فرمود که: پیامبر (ص) خوش خلق بود. ۱۲- امام صادق (ع) فرمود: خداى تبارک و تعالى به بعضى از پیامبرانش وحى فرمود: خوى نیکو خطاها را از بین مى برد همان طور که آفتاب یخ را ذوب مى کند.
۱۳- علىّ بن الحسین (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: در روز قیامت چیزى بهتر از خوشخویى در میزان اعمال انسان گذاشته نمى شود.
۱۴- امام صادق (ع) فرمود: خلق و خوى بخششى است که خدا به مخلوقش عطا مى کند، برخى از آن فطرى و برخى مربوط به نیّت وارده مى باشد [ شخص از
راه اراده و قصد مى تواند آن را به دست آورد ،] عرض کردم: کدام بهتر است؟
فرمود: آنچه فطرى است انسان بر آن سرشته شده و جز آن نمى تواند انجام دهد و آنچه مربوط به نیّت و اراده مى باشد باید براى تحقّق آن صبر و سختى را تحمّل کند، پس این بهتر است. ۱۵- امام صادق (ع) فرمود: خداى تبارک و تعالى مانند ثواب کسى را که صبح و شام در راه خدا جهاد کند به بنده خوش خلق مى بخشد.
۱۶- امام رضا (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل از جانب پروردگار عالم بر من نازل شد و گفت: اى محمّد بر تو باد به خوشخویى، چون باعث خیر دنیا و آخرت مى شود، آگاه باشید شبیه ترین شما به من خوشخوترین شماست.
۱۷- امام رضا (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: بر شما باد به خوشخویى، زیرا خوشخو ناگزیر جایش در بهشت است، و بپرهیزید از بد خویى چون بدخو ناگزیر در آتش است.
۱۸- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: خوى بد عمل را فاسد مى کند همچنان که سرکه عسل را فاسد مى نماید.
۱۹- امام رضا (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است: بنده به واسطه خوشخویى پاداش روزه دار شب زنده دار را دریافت مى کند.
۲۰- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: در میزان اعمال هیچ چیز سنگین تر از خوشخویى نیست.
۲۱- امام رضا (ع) از حضرت علىّ (ع) نقل فرموده است: کاملترین شما از
حیث ایمان خوشخوترین شماست.

۲۲- حضرت رضا (ع) از علىّ بن ابى طالب نقل فرموده است: خوشخویى بهترین همنشین است.
۲۳- حضرت رضا (ع) از حضرت على (ع) نقل فرموده است: از رسول خدا (ص) سؤال شد: بهترین وسیله براى ورود به بهشت چیست؟ فرمود:
پرهیزگارى و خوشخویى.
۲۴- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:
در روز قیامت نزدیکترین شما به من خوشخوترین و مهربانترین شما نسبت به خانواده اش مى باشد.
۲۵- نیز آن حضرت از پیامبر (ص) نقل فرموده است: بهترین مردم از لحاظ ایمان خوشخوترین آنها، و مهربانترین شان به خانواده خویش مى باشد، و من مهربانترین شما به خانواده ام هستم.
۲۶- امام حسن (ع) فرمود: بهترین خوبیها خوى نیکو است.
۲۷- پیامبر (ص) فرمود: خوشخویى نصف دین است.
۲۸- زیاد بن علاقه بن شریک گوید: از رسول خدا (ص) سؤال شد: بهترین چیزى که به مسلمان عطا شده چیست؟ فرمود: خوش خلقى. ۲۹- امام جعفر صادق (ع) فرمود: خدا اسلام را به عنوان دین شما پسندید، شما با سخاوت و خوشخویى آن را زینت بخشید.
۳۰- امّ سلمه به پیامبر (ص) عرض کرد: پدر و مادرم فداى تو، اگر زنى دو
شوهر داشته باشد که هر دو اهل بهشت باشند، زن در بهشت به کدام یک تعلق خواهد داشت؟ پیامبر فرمود: آن را که خوشخوتر و براى خانواده اش بهتر است انتخاب کند، اى امّ سلمه خوشخویى باعث خیر دنیا و آخرت است.
۳۱- موسى بن ابراهیم گوید: از ابو الحسن اول [ امام موسى کاظم (ع) ] شنیدم که مى فرمود: خدا بنده اش را به بهترین صورت و بهترین خلق و خوى آفریده است و حیا مى کند از این که گوشت او را در روز قیامت طعمه آتش قرار دهد. ۳۲- علىّ بن میمون صائغ گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: هر کس مى خواهد رحمت خدا شامل حال او شود و او را در بهشت ساکن گرداند باید خلقش را نیکو، و عدالت را رعایت کند، و به یتیم رحم، و به ضعیف کمک، و به بندگان خدا تواضع نماید.
۳۳- در کتاب معانى الاخبار نقل شده که: لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم با صد نفر دوست باش و با یک نفر دشمن مباش، پسرم هر چه هست خلاق و خلق توست، خلاق تو همان دینت و خلق تو همان خوى و نحوه برخورد تو با مردم است، مردم را با خود دشمن نکن، و اخلاق پسندیده را بیاموز، پسرم بنده نیکان باش و فرزند بدان مباش، پسرم امانت را به صاحبانش برگردان تا دنیا و آخرت تو سالم باشد، امین باش تا بى نیاز گردى.
۳۴- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است: کاملترین مؤمنین از لحاظ ایمان خوشخوترین آنهاست.
۳۵- پیامبر (ص) فرمود: کاملترین مؤمنین از جهت ایمان خوشخوترین
آنهاست، و بهترین شما کسى است که با همسرش بهترین رفتار را داشته باشد.
۳۶- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: در روز قیامت اوّلین چیزى که در میزان اعمال بنده گذاشته مى شود حسن خلق است.
۱۰۵- باب استحباب انس و الفت با مردم
۱- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است برترین شما خوشخوترین و بخشنده ترین شماست و آنان که با مردم انس مى گیرند، و دیگران با آنان مأنوس مى شوند و با مردم رفت و آمد دارند (کنایه از مردم دارى و خوشرویى با مردم است).
۲- امام صادق (ع) فرمود: مؤمن انس پذیر است. کسى که با دیگران انس نگیرد، و دیگران با او مأنوس نشوند خیرى ندارد.
۳- على (ع) فرمود: دلهاى مردم رمنده است هر که به آنها محبّت کند، به او رو آورند.
۱۰۶- باب استحباب خوشرفتارى با مردم
۱- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است آیا خبر ندهم شما را از کسى که فردا (روز قیامت) آتش دوزخ بر او حرام مى شود؟ گفتند چرا یا
رسول الله، فرمود: کسى که خوشخو و خوشرفتار باشد.
۲- ابو البخترى در حدیث مرفوعه اى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: مؤمنان خوشرفتار، و نرمخویند. همچون شتر رام، اگر مهار شود فرمان بردار است، و اگر بر روى سنگ خوابانده شود مى خوابد.
۳- امام صادق (ع) فرمود: از نشانه هاى ایمان آگاهى در دین است، و از علایم آگاهى در دین بردبارى، و از نشانه هاى بردبارى مدارا نمودن با مردم است، و از نشانه هاى مردم داراى نرمخویى، و از نشانه هاى نرمخویى آسان گیرى و ملایمت است.
۴- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مى کند، که على (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: مؤمن نرمخو، خوشرفتار، با سخاوت، و خوش اخلاق است. و کافر خشن، تندخو، بد اخلاق و متکبّر است.
۱۰۷- باب استحباب خوشرویى و خوش برخوردى
۱- امام صادق (ع) فرمود: نیکى به دیگران، و خوشرویى محبت مى آورد و آدمى را به بهشت داخل مى کند بخل و ترشرویى انسان را از خدا دور وارد دوزخ مى نماید.
۲- امام باقر (ع) فرمود: شخصى نزد پیغمبر (ص) آمد و عرض کرد یا رسول الله مرا سفارشى فرمایید. از جمله سفارشات حضرت به آن شخص این بود:
برادرت را با چهره باز دیدار و ملاقات کن.
۳- یکى از یاران امام صادق (ع) نقل مى کند که به آن حضرت عرض کردم:
میزان و معیار خوش اخلاقى چیست؟ فرمود: این که فروتنى نشان دهى، خوش سخن باشى، و با برادرت با چهره باز برخورد کنى.
۴- حسن بن حسین گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
پیغمبر (ص) خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود: اى فرزندان عبد المطلب، شما هرگز نمى توانید یا اموالتان در زندگى مردم گشایشى حاصل کنید. پس با چهره باز و خوشرویى با آنها برخورد کنید (حدیث ۵ مانند حدیث ۴ است).
۵- امام صادق (ع) فرمود: سه چیز است که اگر کسى براى خدا یکى از آنها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند:
۱- انفاق در حال فقر و تنگدستى، ۲- خوشرویى با همه مردم، ۳- رعایت انصاف نسبت به دیگران.
۶- موسى بن جعفر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: خوشرویى کینه را از بین مى برد.
۷- امام جواد (ع) از پدرانش نقل مى کند: که حضرت على (ع) فرمود: شما که نمى توانید با مالتان به مردم کمک کنید پس با چهره باز و دیدار خوش آنان را خشنود سازید، زیرا از پیغمبر (ص) شنیدم که مى فرمود: شما که هرگز نمى توانید در زندگى مردم با اموالتان گشایشى حاصل کنید، پس با اخلاقتان آنان را خوشنود سازید.
۱۰۸- باب وجوب راستگویى
۱- امام صادق (ع) فرمود: مردم را به نیکى دعوت کنید به غیر زبانتان (یعنى با عمل و کردارتان) تا این که آنان کوشش در عبادت، و راستگویى و پرهیزکارى را از شما ببینند.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر که زبانش راست باشد عملش پاک است.
۳- ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: بنده خدا راست مى گوید تا این که نزد خداوند جزء راستگویان محسوب گردد، و دروغ مى گوید تا این که نزد خدا از دروغگویان نوشته شود، پس هر گاه راست گوید خداى عزّ و جلّ فرماید: این بنده راست گفت و نیکوکار است، و هنگامى که دروغ بگوید خداوند مى فرماید: این بنده دروغ گفت، و بدکار است.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هر که زبانش راست باشد عملش پاک است، و هر که نیّتش خوب باشد روزى اش زیاد شود، و هر که به خانواده اش نیکى کند عمرش طولانى گردد.
۵- عمرو بن ابى مقدام گوید: نخستین بار که خدمت امام باقر (ع) رسیدم آن حضرت فرمود: پیش از سخن گفتن راستگویى بیاموزید.
۶- امام صادق (ع) فرمود: اى فضیل نخستین کسى که راستگو را تصدیق
مى کند خداى عزّ و جلّ است، که مى داند او راستگو است. و خود شخص نیز خویشتن را تصدیق مى کند، زیرا مى داند که صادق است. ۷- ربیع بن سعد گوید: که امام باقر (ع) به من فرمود: اى ربیع شخص راست مى گوید، تا آن جا که خداوند او را صدّیق (بسیار راستگو) مى نویسد ۸- پیغمبر (ص) فرمود: فرداى قیامت آن که از همه شما به من نزدیکتر، و شفاعتش بر من واجبتر است، کسى است که در سخنانش راستگوتر و در ردّ امانت درستکارتر و خوش اخلاق تر، و به مردم نزدیکتر باشد.
۹- در حدیث مرفوعه اى امام صادق (ع): از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود: اى على تو را به چند خصلت سفارش مى کنم، خداوندا على را در داشتن این خصال یارى ده، نخستین آنها راستگویى است، هرگز از دهانت دروغى خارج نشود.
۱۰۹- باب استحباب صدق وعده، گرچه یک سال طول بکشد
۱- امام صادق (ع) فرمود: اسماعیل (ع) را صادق الوعد گفتند براى این که به شخصى در محلّى وعده داد، و یک سال برایش منتظر ماند، در نتیجه خداوند او را صادق الوعد نامید، و پس از یک سال آن شخص پیش اسماعیل آمد، اسماعیل به او گفت من پیوسته منتظر تو بودم.
۲- امام صادق (ع) فرمود پیغمبر (ص) فرموده است که کسى که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعده اى که مى دهد وفا کند.
۳- هشام بن سالم گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: وعده دادن مؤمن به برادر دینى نذرى است که کفّاره ندارد. کسى که خلف وعده کند خلف وعده با خدا را شروع کرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. و همین است معناى آیه شریفه، که مى فرماید: «اى کسانى که به زبان ایمان آورده اید، چرا به زبان چیزى مى گویید که عمل نمى کنید، دشمنى بزرگى است در نزد خدا این که بگویید آنچه را عمل نکنید .
۴- سلیمان جعفرى گوید: امام رضا (ع) فرمود: آیا مى دانى که چرا اسماعیل (ع) صادق الوعد نامیده شد عرض کردم نه، حضرت فرمود: اسماعیل به شخصى وعده داد. و یک سال به انتظارش نشست.
۵- عبد اللّه بن سنان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
پیغمبر (ص) کنار تخته سنگى به مردى وعده داد، فرمود: من این جا منتظر تو هستم تا برگردى، امام مى فرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شدید شد، یارانش عرض کردند: یا رسول اللّه چه خوب است که به مکانى سایه دار تشریف ببرید، فرمود:
من در همین جا به آن شخص وعده داده ام و اگر نیاید در روز رستاخیز باید پاسخگو باشد.
۱۱۰- باب مستحب بودن حیا
۱- امام صادق (ع) یا امام باقر (ع) فرمود: حیا و ایمان هر دو به یک رشته
بسته شده اند، هر گاه یکى از آنها برود دیگرى نیز در پى آن مى رود.
۲- امام صادق (ع) فرمود: حیا بخشى از ایمان، و ایمان وسیله رفتن به بهشت است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: کسى که حیا ندارد، ایمان ندارد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: حیا، و پاکدامنى، و کند زبانى (کم گویى) نه کند دلى، از نشانه هاى ایمان است.
۵- پیغمبر (ص) فرمود: هر که چهار خصلت داشته باشد، اگر از سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. ۱- راستگویى، ۲- داشتن حیا، ۳- خوش خلقى، ۴- سپاسگزارى. ۶- علىّ (ع) فرمود: جامه حیا هر که را بپوشاند مردم عیب او را نمى بینند.
۷- پیغمبر (ص) فرمود: فخر در هر چیزى که باشد از مقام و منزلت صاحبش مى کاهد، و حیا در هر چیزى که باشد زینت بخش صاحبش است.
۸- از کلمات قصار پیغمبر (ص) است: حیا همه اش خیر و نیکى است.
۹- از جمله سفارشهاى على (ع) به فرزندش محمّد حنفیّه است:
جامه حیا هر که را بپوشاند، عیبش از نظرها پنهان مى ماند.
۱۰- پیغمبر (ص) فرمود: حیا و شرم همه اش خیر و نیکى است. یعنى حیا دیندار و بى دین را از کارهاى زشت باز مى دارد، شرم و حیا جامع همه زیباییها است.
۱۱- پیغمبر (ص) فرمود: حیا و ایمان هر دو بسته به یک رشته اند، اگر یکى از بین برود، دیگرى نیز از بین خواهد رفت.
۱۲- پیغمبر (ص) فرمود: اگر خداوند حیا را از بنده اش بگیرد در آن صورت بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار مى گیرد، پس کسى که حیا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشته اسلام نیز از او گسسته مى شود، و چنین بنده مبدّل به شیطانى مى گردد که دور از رحمت خداست.
۱۱۱- باب جایز نبودن شرم و حیا داشتن از پرسش کردن در باره احکام دین
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر که در پرسیدن از چیزى خجالت کشد، در علمش سستى پدید آید.
۲- در حدیث مرفوعه اى هست که پیغمبر (ص) فرمود:
حیا دو گونه است، ۱. حیاى عقل ۲. حیاى حماقت، حیاى عقل دانش و حیاى حماقت نادانى است.
۱۱۲- باب استحباب عفو و گذشت
۱- ابن فضال گوید: از امام موسى بن جعفر (ع) شنیدم که مى فرمود:
هیچ گاه دو گروه با هم ملاقات نکردند (به جنگ یک دیگر برنخاستند)، مگر این که هر کدام گذشتش بیشتر بود، پیروز شد.
۲- پیغمبر (ص) فرمود:
بر شما باد به گذشت و عفو، زیرا گذشت بر عزّت بنده مى افزاید، پس همدیگر را عفو کنید. تا خداوند شما را عزیز گرداند.
۳- امام باقر (ع) فرمود: آن زن یهودى را که گوشت گوسفندى زهر آلود کرده بود تا پیامبر بخورد به نزد آن حضرت آوردند، فرمود: انگیزه تو از این کار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پیغمبر باشد زهر به او ضررى نمى رساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت مى کنم- راوى گوید: پیغمبر (ص) او را بخشید.
۴- امام باقر (ع) فرمود: پشیمانى بعد از عفو برتر و آسانتر است از پشیمانى بعد از کیفر.
۵- از کلمات قصار رسول اللّه (ص) است: گذشت سلطان حکومت او را بیشتر دوام مى بخشد.
۶- امام رضا (ع) در توضیح آیه فَاصْفَحِ الصّفْحَ الْجَمِیلَ (با خوى خوش آنان را به حقّ دعوت کن» فرمود: عفو کردن بدون نکوهش و سرزنش.
(حدیث ۷ مانند حدیث ۶ مى باشد).
۸- على (ع) فرمود: چون بر دشمنت پیروز شدى گذشت از او را شکرانه پیروزى ات قرار بده.
۹- على (ع) فرمود: سزاوارترین مردم به گذشت کسى است که بر کیفر توانمندتر باشد.
۱۰- امام باقر (ع) در حدیثى از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر (ص) فرمود چون روز رستاخیز شود منادى اعلان مى کند طورى که همه مردم مى شنوند، وى مى گوید: صاحبان فضیلت کجایند؟ گروهى از مردم برمى خیزند، آنگاه فرشتگان از آنان استقبال مى کنند و مى پرسند، فضیلت و برترى شما چیست که به سبب آن شما را خواستند؟ آنان مى گویند، در دنیا ما را نادان خواندند تحمّل کردیم، به ما بدى نمودند عفو کردیم، آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گویند، راهشان را باز کنید تا بدون حساب به بهشت درآیند.
۱۱۳- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نیکى ...
۱- امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) در خطبه اى فرموده است. آیا بهترین اخلاق دنیا و آخرت را به شما خبر ندهم، عفو از کسى که به تو ستم کرده پیوستن با کسى که از تو بریده، نیکى با کسى که به تو بدى کرده، عطا و بخشش به کسى که تو را محروم ساخته است.
۲- ابو حمزه ثمالى گوید از علىّ بن حسین (ع) شنیدم که فرمود: چون روز رستاخیز شود خداوند اوّلین و آخرین را در یک سرزمین گردآورد منادى فریاد کشد صاحبان فضیلت کجایند؟ گروهى از مردم برمى خیزند، فرشتگان آنها را ملاقات مى کنند و مى پرسند فضیلت شما چه بوده است؟ پاسخ مى دهند، به کسى که از ما مى برید مى پیوستیم، و به کسى که ما را محروم مى ساخت بخشش مى نمودیم، و کسى که به ما ستم روا مى داشت درمى گذشتیم، به آنان گفته مى شود: راست گفتید وارد بهشت شوید.
۳- امام صادق (ع) فرمود: سه چیز از صفات خوب دنیا و آخرت است. عفو از کسى که به تو ستم روا داشته، پیوستن به کسى که از تو بریده، خویشتن دارى زمانى که با تو نادانى کنند.
۴- امام باقر (ع) فرمود: سه چیز است که خدا به وسیله آنها بر عزّت مسلمان مى افزاید، عفو کسى که به او ستم کرده است، و بخشش بر کسى که وى را محروم ساخته است، پیوستن با کسى که از او بریده است.
۵- پیغمبر (ص) فرمود: آیا شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایى نکنم؟ پیوستن به کسى که از تو بریده، بخشیدن کسى که محرومت ساخته گذشتن از کسى که به تو ستم کرده است.
۶- على بن موسى الرضا (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر (ص) فرمود: شما را به صفات خوب سفارش مى کنم، چون خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله صفات خوب آن است. که انسان عفو کند کسى را که به او ستم روا داشته، و ببخشد کسى را که وى را محروم نموده، و بپیوندد با کسى که از او بریده، و دیدن کند از کسى که به دیدن وى نیامده است.
۷- على (ع) در وصیّت به فرزندش محمد حنفیّه فرمود: بریدن برادرت از تو از پیوستن تو با او، و بدى کردنش از نیکى تو نباید افزونتر باشد.
۸- زراره گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: ما خاندانى هستیم که جوانمردى ما گذشت از کسى است که به ما ستم کرده است. ۹- علىّ بن جعفر بن محمد گوید: هنگامى که محمد بن اسماعیل مى خواست به عراق مسافرت کند از عمویش امام موسى کاظم (ع) اجازه خواست حضرت اجازه فرمود: محمد برخاست و گفت اى عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصیحت فرمایى، حضرت فرمود: سفارش مى کنم ترا به این که در ریختن خون من از خدا پروا کنى، محمد گفت خدا لعنت کند کسى را که در ریختن خون تو کوشش نماید، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصیحت بفرما، حضرت مجددا فرمود: سفارشت مى کنم به این که در ریختن خون من از خدا پروا داشته باشى، راوى گوید: آنگاه حضرت کیسه پولى را که در آن صد و پنجاه دینار بود به وى داد، محمد آن را گرفت، سپس حضرت کیسه دیگرى را که صد و پنجاه دینار داشت به او عطا فرمود. محمد آن را نیز گرفت، براى سوّمین بار کیسه دیگرى را که صد و پنجاه دینار داشت به او عطا فرمود، سپس هزار و پانصد درهم را که نزد محمد بود نیز به او بخشید. راوى گوید: عرض کردم پول زیادى به او بخشیدى، حضرت فرمود: اینها مطمئن ترین دلیل و حجّت من باشد بر او وقتى که او از من قطع رحم کند و من نسبت به او صله رحم کنم. آنگاه راوى مى گوید: محمد پیش هارون الرشید از عمویش موسى بن جعفر (ع) سعایت کرد که وى ادعاى خلافت دارد، برایش خراج مى رسد، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت. کلینى عین همین روایت را نقل کرده با این تفاوت گفته است در آن کیسه صد دینار و در آخر روایت گفته است که در کیسه سه هزار درهم بوده است.
۱۱۴- باب استحباب فروخوردن خشم
۱- امام صادق (ع) فرمود: چه خوب جرعه اى است خشم براى کسى که بر آن صبر کند، زیرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است، چون خداوند هر گروهى را که دوست دارد گرفتارشان مى کند.
۲- امام سجّاد (ع) فرمود: دوست ندارم که به جاى نرمخویى و فروتنى شتران سرخ مویى داشته باشم، و هیچ جرعه اى نیاشامیدم که برایم محبوبتر باشد از جرعه
خشمى که طرف را به آن کیفر ندهم. [ یعنى چنین صفت خوبى را با مال دنیا معاوضه نمى کنم و هرگز راضى نمى شوم که تندخو باشم و بهترین چهار پایان و زیور دنیا داشته باشم
۳- امام باقر (ع) فرموده که پدرم به من فرموده: هیچ چیزى بهتر از فرو خوردن خشمى که عاقبتش صبر و شکیبایى است روشنى بخش چشم پدرت نیست، و داشتن شتران سرخ مو با ذلّت نفس مرا شاد نمى کند.
۴- پیغمبر (ص) فرمود:
محبوبترین راه بنده به سوى خداى عزّ و جل نوشیدن دو جرعه است جرعه خشمى که با خویشتن دارى از آن جلوگیرى کنى ۲- جرعه مصیبتى که با شکیبایى خود برگردانى.
۵- امام صادق (ع) فرمود: هیچ بنده اى خشمى فرو نخورد مگر این که خداوند در دنیا و آخرت بر عزّت او بیفزاید، چون خداى عزّ و جل در قرآن فرموده:
«آنان که خشمشان را فرو مى خورند و مردم را عفو مى کنند، خداوند نیکوکاران را دوست مى دارد خداوند در عوض فرو خوردن خشم این پاداش به وى عطا مى فرماید، (او را دوست بدارد).»
۶- امام صادق (ع) فرمود: بنده خدا هیچ جرعه اى ننوشد که در نزد خدا محبوبتر باشد از جرعه خشمى که وقتى در دلش به گردش درآمد با صبر و خویشتن دارى آن را بنوشد. «منظور از گردش جرعه در دل، هیجان و جوششى است که براى شخص خشمگین دست مى دهد و در کیفر کردن و بخشیدن مردّد است».
۷- برقى در کتاب محاسن از وشّاء مثل روایت فوق را نقل کرده جز این که در اوّل آن چنین آمده است: هیچ قطره اى نزد خداوند محبوبتر نیست از قطره اشکى که بنده اى در سیاهى شب فقط از ترس خدا فرو مى ریزد.
۸- امام صادق (ع) مى فرمود: هر کس خشمى را فرو خورد که قدرت دارد آن را اعمال کند خداوند روز قیامت قلب او را از رضاى خود پر مى کند.
۹- امام باقر (ع) فرمود: هر که خشمى را فرو خورد که بتواند آن را به کار برد خداوند در روز قیامت دل او را از آرامش و ایمان پر مى کند.
۱۰- از فرمایشات رسول اللّه (ص) است: هر که خشمش را فرو خورد خدا پاداشش دهد، و هر که بر مصیبتى صبر نماید خداوند عوضش دهد.
۱۱- در وصایاى پیغمبر (ص) به على (ع) آمده است. که آن حضرت فرمود:
یا على ترا سفارشى مى کنم آن را به خاطر بسپار و تا وقتى که وصیّت مرا عمل کنى در خیر هستى، یا على هر که خشمى را فروخورد که قادر بر اعمال آن هست، خداوند پاداشى از آرامش و ایمان به او عطا فرماید که مزه اش را دریابد.
۱۲- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مى کند. که در حدیث مناهى رسول اللّه (ص) آمده است: آن حضرت فرمود:
هر که خشمى را فروخورد که قادر بر اعمال آن است و خویشتن دارى کند.
که گفتنش روا نیست خداوند اجر شهید به او عطا فرماید.
۱۳- ربیع بن عبد الرحمن گوید: به خدا سوگند موسى بن جعفر (ع) از فراست
و هوشیارى برخوردار بود و کسانى را که بر علیه او ایستادگى و رهبرى امام بعد از او را انکار مى کنند مى شناخت با این حال خشمش را نسبت به آنها فرو مى خورد و آنچه را که در باره آنها مى دانست بر آنان اظهار نمى کرد، بنا بر این کاظم نامیده شد.
۱۴- پیغمبر (ص) در آخر یکى از خطبه هایش فرمود: هر که خشمش را فرو خورد و از برادر مسلمانش گذشت کند، خداوند اجر شهید به او عطا فرماید.
۱۵- امام صادق (ع) فرمود: هر که داراى سه خصلت باشد خداوند برایش حور العین تزویج مى کند هر طور که دلش بخواهد، آن سه خصلت عبارتند از: ۱- فروخوردن خشم، ۲- صبر بر شمشیرها در راه خدا، ۳- کسى که بر مال حرام دست یابد ولى براى خدا از آن درگذرد.
۱۱۵- باب استحباب فروخوردن خشم از دشمنان دین در زمان حکومتشان
۱- امام صادق (ع) فرمود: فروخوردن خشم از دشمن زمان حکومت و اقتدار آنان تقیه و احتیاط است براى کسى که دوراندیشى کند، و در معرض بلاى دنیا در نیاید، و خصومت و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدارشان بدون رعایت تقیّه ترک کردن دستور خداى عزّ و جل است، پس با مردم مدارا کنید. تا کردار شما نزد آنان بزرگ جلوه گر شود.- و از شما به نیکى یاد کنند- و با آنان عداوت و دشمنى نورزید، که برگردنتان سوارشان کنید و خوار و زبون گردید.
۱۱۶- باب استحباب صبر در برابر حسودان و مانند آن
۱- امام صادق (ع) فرمود: در برابر دشمنان نعمت (حسودان) صبر پیشه کن.
زیرا کسى را که نسبت به تو خدا را نافرمانى کرده هرگز نتوانى بهتر از فرمانبردارى خدا نسبت به او جبران کنى.
۲- پیغمبر (ص) فرمود: خداوند در مورد چهار بلا از مؤمن پیمان گرفته که سخت ترین آنها بر مؤمن این است که مؤمنى ظاهرا با او هم عقیده است ولى بر او رشک برد، یا این که منافقى در صدد کشف نقطه ضعفهاى او باشد یا شیطان گمراهش کند، یا کافرى به جنگ با او برخیزد، براى مؤمن با اینها بقایى نیست.
(یعنى با این گرفتاریها مؤمن چقدر مى تواند تحمل داشته باشد) ۳- داود بن سرحان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: چهار چیز است که مؤمن از آن چهار چیز یا یکى از آنها بر کنار نیست، مؤمنى که مؤمن دیگر بر او رشک برد و این از همه گرفتاریها سخت تر است، منافقى که مؤمن را دنبال کند، تا نقطه ضعفى از او پیدا کند، یا دشمنى که با او در ستیز باشد، یا شیطانى که او را گمراه نماید.
توضیح این که حدیث ۴ مانند حدیث یک است و از امام موسى کاظم (ع) نقل شده، و حدیث ۵ نیز مانند حدیث یک است، به اضافه جملاتى در ذیل حدیث به این شرح که امام (ع) خطاب به زید شحّام مى فرماید: اى زید خداوند اسلام را انتخاب فرموده، پس همنشینى و مصاحبت او را با خوشرویى و سخاوت نیکو بدارید.
۱۱۷- باب استحباب سکوت، مگر در امور خیر
۱- امام رضا (ع) فرمود: دانش، سکوت، و بردبارى از نشانه هاى دانایى است. همانا سکوت یکى از درهاى حکمت است، محققا سکوت محبّت مى آورد و راهنماى هر امر خیرى است.
۲- امام رضا (ع) فرمود: سکوت و بردبارى از علایم دانایى است.
۳- ابو حمزه گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: همانا پیروان ما بى زبانند. (کم گوى گزیده گو هستند)
۴- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) به مردى که خدمتش آمده بود فرمود: نمى خواهى ترا به امرى راهنمایى کنم که خدا به وسیله آن ترا به بهشت برد، عرض کرد چرا، یا رسول اللّه، حضرت فرمود: از آنچه که خدا به تو عطا فرموده بده، گفت: اگر خودم از آن که به او دهم نیازمندتر باشم چه کنم؟ فرمود:
ستمدیده را یارى کن، گفت: اگر خودم ناتوانتر از او باشم چه کنم؟ فرمود:
کارى براى نادان بکن. یعنى او را راهنمایى کن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه کنم؟ فرمود: زبانت را جز از خیر خاموش دار، آیا شادمان نیستى که یکى از این خصلت ها را داشته باشى که ترا به بهشت ببرد.
۵- امام صادق (ع) فرمود: لقمان حکیم به پسرش گفت: پسر جان اگر گمان مى کنى که سخن گفتن نقره است، بدان که خاموشى طلاست.
۶- وشّاء گوید: از امام رضا (ع) شنیدم که مى فرمود: هر گاه مردى از بنى اسرائیل مى خواست عبادت نماید. ده سال قبل از آن سکوت اختیار مى کرد.
(یعنى سخن بیهوده نمى گفت)
۷- امام صادق (ع) در نصایحش به یاران خود فرمود: از این که زبانتان به ذکر سخن دروغ و ناحق و بهتان، و گناه و دشمنى مشغول باشد بپرهیزید. زیرا اگر زبانتان را از آنچه که خدا زشت دانسته و نهى فرموده است نگه دارید، این کار برایتان بهتر خواهد بود از این که زبانتان به ذکر سخنان زشت مشغول باشد، چون چیرگى زبان به پلیدیهایى که خدا نهى کرده است دلیل پستى شخص در نزد خدا و دشمنى با پروردگار است، و هم چنین نوعى کرى و کورى است که خداوند در روز قیامت نصیبش گرداند.
۸- در حدیث مرفوعه اى. پیغمبر (ص) فرمود: زبانت را نگهدار، زیرا نگهدارى زبان صدقه اى است که به خود بخشیده اى، سپس فرمود: هیچ بنده اى حقیقت ایمان را نمى شناسد، تا این که زبانش را حفظ کند (یعنى آنچه را که سود دنیا و آخرت دارد بگوید و زبان را از بقیه باز دارد.
۹- امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن تا زمانى که خاموش است از نیکوکاران نوشته مى شود، و چون لب به سخن گشاید، نیکوکار یا بدکار نوشته شود (- یعنى نیکى و بدى او بسته به کلامش است-
۱۰- امام صادق (ع) فرمود: سخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سکوت بر باطل.
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: سکوت گنجى وسیع است که براى بردبار زینت، و براى نادان پرده و پوشش است.
۱۲- امام صادق (ع) فرمود: با هیچ چیز همانند سکوت، و رفتن به زیارت خانه خدا نمى توان خدا را عبادت کرد.
۱۳- در حدیث مرفوعه اى پیغمبر (ص) فرمود: زمانى براى مردم پیش مى آید، که در آن زمان سلامتى داراى ده جزء است، نه جزء آن در کناره گیرى از مردم، و جزء دیگرش در خاموشى است. و در خصال از محمد بن حسن از صفّار از عباس بن معروف نظیر همین روایت نقل شده است.
۱۴- حدیث ۱۴ مانند حدیث شماره یک است از امام رضا (ع)
۱۵- امام صادق (ع) فرمود: خواب، راحتى بدن، سخن گفتن، راحتى روح، و سکوت، راحتى براى عقل است.
۱۶- علىّ بن حسین (ع) فرمود: گفتار نیک ثروت را زیاد و روزى را افزون مى کند، و اجل را به تأخیر مى اندازد، و محبت خاندان را جلب، و انسان را داخل بهشت مى کند.
۱۷- امام صادق (ع) به نقل از اجدادش فرمود: حضرت داود (ع) به سلیمان (ع) گفت: «پسرم، بر تو باد به سکوت طولانى، زیرا یک بار پشیمانى بر سکوت دراز مدت، بهتر از پشیمانى متعدّد بر گفتار زیاد است، فرزندم، اگر سخن گفتن نقره است سزاوار است که خاموشى طلا باشد.»
۱۸- علىّ (ع) فرمود: خاموشى از اندرز دادن خیرى ندارد. چنان که در سخن گفتن از روى نادانى بهره اى نیست.
۱۹- على (ع) فرمود: سکوت زیاد، شکوه و بزرگى مى آورد.
۲۰- على (ع) فرمود: هر که گفتارش زیاد شود، لغزشش بیشتر است، و هر که لغزشش بیشتر باشد، از حیاى او کاسته شود، و هر که حیایش کم شود، پارسایى اش کاهش یابد، و هر که پارسایى اش کم گردد، دلش مى میرد، هر که دلش بمیرد، در آتش داخل مى شود.
۲۱- على (ع) فرمود: تا سخن نگفته اى گفتارت گروگان توست، و چون سخن گفتى کلامت را در موضعش قرار دادى، (چه خوب یا بد) زبانت را نگهدار چنان که طلا و سکّه ات را نگاه مى دارى، اى بسا سخنى نعمتى را از تو بازگیرد.
۱۱۸- باب استحباب سخن گفتن در جایى که سکوت روا نیست
۱- پیغمبر (ص) در نصیحتش به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر! کسى که در میان جمعى غافل و بى خبر یاد خدا مى کند، همانند کسى است که در میان گروهى که از جنگ مى گریزند به نبرد ادامه مى دهد.
اى ابا ذر، همنشین خوب بهتر از تنهایى، و تنهایى بهتر از همنشین بد است.
گفتن سخن خیر بهتر از خاموشى، و خاموشى بهتر از گفتار شرّ است.
اى ابا ذر، سخنان زاید را ترک کن، و سخن به مقدارى که نیازت را برآورد ترا بس است.
اى ابا ذر، در دروغگویى شخص همین بس که هر چه را بشنود نقل کند.
اى ابا ذر، هیچ چیز براى حبس کردن طولانى در زندان سزاوارتر از زبان نیست.
اى ابا ذر، خدا نزد زبان هر گوینده حاضر است، پس شخص باید از خدا پروا داشته باشد، و بداند که چه مى گوید.
۲- در احتجاج طبرسى است که از علىّ بن حسین (ع) سؤال شد، سکوت بهتر است یا سخن گفتن، فرمود، براى هر یک از آنها آفتابى است، اگر سالم از آفت باشند سخن گفتن بهتر از خاموشى است، عرض شد یا ابن رسول اللّه چگونه است آن؟ فرمود: براى این که خداى عزّ و جلّ هیچ یک از پیغمبران و اوصیا را براى سکوت مبعوث نفرموده، بلکه براى سخن گفتن فرستاده است. و استحقاق بهشت با سکوت امکان پذیر نیست، و دوستى خدا با سکوت میسّر نمى شود، دورى از آتش غضب پروردگار با سکوت ممکن نیست، بلکه همه اینها با سخن گفتن و تکلّم به دست مى آید، من نمى توانم ماه را با خورشید یکسان بدانم. راوى گوید:
یا ابن رسول اللّه شما برترى سکوت بر کلام را بیان فرمودى، ولى فضیلت کلام را بر سکوت توصیف نفرمودى.
۱۱۹- باب وجوب نگهدارى زبان از آنچه که گفتنش روا نیست
۱- امام سجّاد (ع) فرمود: هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زیر نظر گرفته، و مى گوید: چگونه هستید؟ شب را چگونه به صبح رساندید؟ پاسخ مى دهند اگر تو ما را رها کنى خوب هستیم، و مى گویند، خدا را، خدا را نسبت به ما یاد بیاور، سوگندش دهند و گویند ما به وسیله تو پاداش و کیفر مى بینیم.
۲- ابو على جوانى گوید: امام صادق (ع) را دیدم که انگشت بر لبهاى مبارکش گذاشته و به غلامش سالم مى فرماید: اى سالم زبانت را نگهدار تا سلامت بمانى، و مردم را بر دوش ما سوار مکن (از فضایل ما آنچه خلاف تقیّه است مگو تا بر ما نشورند) ۳- شخصى به امام موسى بن جعفر (ع) عرض کرد: یا ابن رسول اللّه مرا نصیحت فرمایید، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزیز شوى، اختیارت را به دست مردم نده، تا خوار و زبون نگردى.
۴- امام صادق (ع) در مورد آیه شریفه «مگر کسانى را ندیدى که به آنها گفته شد دستهاى خود را نگه دارید.» فرمود: مراد از کُفّوا أَیْدِیَکُمْ، یعنى زبانتان را نگه دارید.
۵- امام صادق (ع) به مردى که زیاد حرف مى زد، فرمود: سخن را کوچک
و خوار مى شمارى همانا خدا هیچ پیغمبرى را همراه با طلا و نقره مبعوث نفرموده بلکه آنها را با کلام به سوى مردم فرستاده، خداوند خودش را نیز به وسیله کلام و براهین و ادلّه به مردم معرفى کرده است. ۶- در حدیث مرفوعه اى پیغمبر (ص) فرمود: نجات مؤمن در نگه داشتن زبانش باشد.
۷- ابو بصیر گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: ابو ذر رحمه الله علیه مى گفت: اى آن که دانش مى طلبى همانا این زبان کلید خیر و شر است، پس چنان که بر طلا و نقره ات (براى محفوظ ماندن) مهر مى زنى، بر زبانت نیز مهر بزن.
۸- در حدیث مرفوعه آمده است که مردى خدمت پیغمبر (ص) آمد و عرض کرد:
یا رسول اللّه مرا نصیحتى فرما، فرمود: زبانت را نگه دار، عرض کرد: یا رسول اللّه مرا نصیحتى فرما، فرمود: زبانت را نگه دار، عرض کرد: یا رسول اللّه به من نصیحتى فرما، فرمود زبانت را نگه دار، واى بر تو، آیا مردم را بجز نتیجه گفتار زبانشان به رو در آتش اندازند؟
۹- امام صادق (ع) فرمود: در حکمت آل داود است (کتاب زبور) که بر عاقل لازم است به وضع زمانش آشنا باشد، سرگرم کار خود بوده، و زبانش را نگه دارد.
۱۰- امام صادق (ع) فرمود: روزى نیست جز آن که هر عضوى از اعضاى بدن در برابر زبان فروتنى کرده و مى گویند: ترا بخدا مبادا به وسیله تو ما عذاب ببینیم.
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است، اگر در چیزى نحسى و شومى باشد، آن شومى در زبان است.
۱۲- علىّ (ع) فرمود: زبان درنده اى گزنده است اگر به خود واگذار شود مى گزد.
۱۳- على (ع) فرمود: چون خرد به مرتبه کمال رسد گفتار کاهش مى یابد.
۱۴- امام صادق (ع) فرمود: در حکمت آل داود (کتاب زبور) است که براى خردمند سزاوار است سرگرم کار خود باشد، زبانش را نگه دارد، و وضع اهل زمانش را بشناسد.
۱۵- على (ع) در وصیّت به فرزندش محمد حنفیّه فرمود: خداى عزّ و جلّ چیزى نیکوتر از سخن و زشت تر از آن نیافریده است، به سبب سخن چهره ها سیاه و سفید مى شوند، آگاه باش تا وقتى که سخن نگفته اى کلامت در اختیار توست، و چون سخن گفتى آن را در جایش قرار دادى، «خوب یا بد» همچنان که طلا و نقره ات را نگاه مى دارى، زبانت را نیز نگه دار، زیرا زبان سگ گزنده است اگر آزادش گذارى مى گزد اى بسا سخنى نعمتى را برباید. هر که افسار گسیخته باشد به سوى زشتیها و پلیدیها کشیده مى شود، آنگاه از روزگار رهایى ندارد. مگر با مذمّت مردم و دشمنى با خدا.
۱۶- على (ع) فرمود: هیچ چیزى براى این که مدتى دراز زندانى شود سزاوارتر از زبان نیست.
۱۷- امام رضا (ع) از پدرش نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمود: نجات مؤمن در نگهدارى زبانش است، و نیز على (ع) فرمود: هر که زبانش را نگه دارد،
خداوند عیبهاى او را مى پوشاند.
۱۸- سلیمان بن مهران گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم، عده اى از شیعیان در خدمتش بودند، شنیدم که مى فرمود: اى گروه شیعیان زینت ما باشید، و سبب ننگ ما نشوید، به مردم سخنان خوب بگویید، زبانتان را حفظ کنید، و آن را از گفتن سخنان زشت و بى فایده بازدارید.
۱۹- پیغمبر (ص) فرمود: در غیر ذکر خدا زیاد سخن نگویید زیرا سخن گفتن زیاد در غیر ذکر خدا قساوت قلب مى آورد، و دورترین مردم از خدا کسانى هستند که قساوت قلب دارند.
۲۰- امام صادق (ع) به یارانش فرمود: کلامى را از من بشنوید که از پول پس انداز شده برایتان بهتر است، و آن عبارت است از این که هیچ کدام از شما سخنى را که سودمند نیست نگویید، و سخنى را که سود دارد زیادى اش را ترک کنید، تا این که براى گفتنش موقعیت مناسبى یافت شود، اى بسا گوینده اى که با گفتار بى مورد خویشتن را به اشتباه انداخته، هیچ یک از شما نباید با بردبار، و احمق مجادله کند، زیرا هر که با بردبار مجادله نماید محکوم مى شود، و هر که با سفیه مجادله کند خوار و زبون شود، برادرانتان را در غیابشان بهتر از آنچه که مى خواهید آنان شما را در غیاب یاد نمایند یاد کنید، اعمالتان را مانند کسى انجام دهید که از پاداش کار نیک و عذاب گناهان آگاه است.
۲۱- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که علىّ (ع) فرمود: سه چیز باعث نجات است ۱- نگهدارى زبان، ۲- گریه بر گناهان، ۳- توسعه دادن زندگى اهل و عیال.
۲۲- فضیل بن یسار گوید: امام باقر (ع) فرمود: اى فضیل، به دوستان ما سلام برسان و به آنان بگو که من چنین مى گویم: من از آنان به هیچ چیز مثل تقوا براى خدا بى نیاز نمى شوم، زبانهایتان را حفظ کنید، دستهایتان را «از کارهاى بد» بازدارید، نماز خواندن، و صبر کردن پیشه نمایید، زیرا خداوند با صابران است.
۲۳- امام صادق (ع) از اجدادش نقل کرده است که پیغمبر (ص) فرمود:
بر زبان هر گوینده نگهبانى مراقب است، شخص باید از خدا پروا داشته باشد، و بنگرد که چه مى گوید.
۲۴- امام صادق (ع) از جدّش نقل فرماید: از نشانه هاى کمال اسلام شخص، ترک سخن بیهوده است.
۱۲۰- باب کراهت گفتار زیاد در غیر ذکر خدا
۱- امام صادق (ع) فرمود: حضرت عیسى (ع) مى گفت در غیر ذکر خدا زیاد سخن نگویید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد سخن گویند، قساوت قلب دارند امّا خودشان نمى دانند.
۲- امام صادق (ع) فرموده که پیغمبر (ص) فرمود: هر که گفته هاى خود را جزء اعمالش نشمارد لغزشهایش زیاد شود، و عذابش فرا رسد.
۳- جعفر بن ابراهیم گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: پیغمبر (ص) فرموده است: هر که موقعیّت گفتارش را در کردار خود بنگرد، از سخنش کاسته شود، مگر در باره آنچه که براى او سودمند باشد.
۴- در نامه امام صادق (ع) به یارانش آمده است: از خدا پروا کنید، زبانتان را نگه دارید مگر از خیر و نیکى، تا این که فرمود: بر شما باد به سکوت مگر در آنچه که براى آخرتتان نفعى داشته باشد، و خداوند پاداشتان دهد، و کلمه لا اله الا اللّه و سبحان اللّه را بیشتر بگویید، خدا را زیاد حمد و ثنا گفته و تضرع و زارى نمایید، و به خیرى که نزد خداوند است و مقدار و کنهش براى کسى بجز خدا معلوم نیست رغبت نشان دهید و با آن کلمات (اذکار یاد شده) زبانتان را از گفتار باطلى که خدا نهى فرموده و گوینده اش اگر توبه نکرده بمیرد در آتش همیشگى معذّب مى شود، نگه دارید.
۵- امیر المؤمنین (ع) از جایى مى گذشت؛ شخصى را دید که حرفهاى لغو و بیهوده مى زند؛ حضرت ایستاد، سپس فرمود: اى مرد تو براى خدا نامه اى را بر محافظانت دیکته مى کنى. آنچه که براى تو اهمیّت دارد بگو و آنچه که مهمّ نیست رها کن.
۶- على (ع) فرمود: همه نیکیها در سه خصلت جمع شده، ۱- فکر کردن ۲- خاموشى ۳- کلام، هر اندیشه اى که در او پندآموزى نباشد بیجا و مهمل است. و هر کلامى که در آن یاد خدا نباشد بیهوده، و هر سکوتى که در آن اندیشیدن نباشد غفلت و نادانى است. پس خوشا به حال کسى که نگاهش عبرت، سکوتش تفکّر، و کلامش یاد خدا باشد، و بر گناهانش اشک ریزد، و مردم از شرّ او آسوده باشند.
۷- جعفر بن ابراهیم گوید از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: هر که موقعیّت گفتارش را با عقلش تمیز دهد سخنش در چیزهایى که سودى ندارد کاسته مى شود.
۸- پیغمبر (ص) فرمود: از مجادله با فتنه گران بپرهیزید زیرا هر که گرفتار فتنه شود، پذیرش عذرش مدّت زمانى لازم دارد، هنگامى که مدتش به سر رسید، فتنه اش وى را در آتش مى سوزاند.
۹- ابو اراکه گوید: از على (ع) شنیدم که مى فرمود: خداوند را بندگانى است که دلهایشان را خوف خدا شکسته است. با این که فصیح، و عاقل و نجیبند از سخن گفتن خوددارى مى کنند، با انجام کارهاى خوب در نزدیک شدن به خدا بر هم پیشى گیرند، و کار بسیارى را که براى خدا انجام مى دهند زیاد نمى شمارند و به کار اندکى که براى او انجام مى دهند راضى نمى شوند نفس خود را شرور مى بینند در صورتى که زیرکترین نیکانند.
۱۰- على (ع) به نقل از پیغمبر (ص) فرمود: صاحبان سخن بر سه گونه اند رابح، سالم، شاجب. رابح کسى است که ذکر خدا گوید، سالم کسى است که مى گوید، خدا را دوست دارم، و اما شاجب کسى است که به مردم دروغ گوید و آنان را مسخره کند.
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: از پدرم شنیدم که مى فرمود: ترک کردن امورى که براى شخص سودى ندارد از نشانه نیکویى اسلام اوست.
۱۲۱- باب استحباب مدارا کردن با مردم
۱- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است، خداوند مرا به
سازگارى با مردم دستور داد همان طور که به انجام واجبات امر فرمود.
۲- امام باقر (ع) فرمود: در تورات نوشته شده است: از جمله سخنان خدا با موسى بن عمران (ع) این بود: اى موسى اسرار مرا در باطن خویش نهفته دار، ولى در ظاهرت مدارا کردن با دشمن خود و من را از جانب من آشکار کن، و با اظهار اسرار من در نزد مردم باعث ناسزاگویى آنان به من نشوى، و در دشنام دادن به من شریک دشمن خود و دشمن من گردى.
۳- حسین بن حسن گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
جبرئیل (ع) بر پیغمبر (ص) نازل شد و گفت: اى محمّد خداوند به تو سلام مى رساند، و مى گوید: با خلق من مدارا کن.
۴- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است سه خصلت است که هر کس نداشته باشد هیچ یک از اعمالش کامل نیست، تقوایى که وى را از نافرمانى خدا باز دارد، اخلاقى که با آن با مردم مدار کند، حلمى که جهالت شخصى نادان را با آن ردّ نماید.
۵- امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) فرموده است: مدارا کردن با مردم نصف ایمان، و لطف کردن به آنها نصف زندگى است. سپس امام (ع) فرمود: با نیکان به طور پنهانى و با بدان آشکارا معاشرت داشته باشید، و به بدان رغبت زیاد نشان ندهید که بر شما ستم کنند، زیرا بزودى روزگارى برایتان پیش آید که در آن روزگار مردم متدیّن رهایى ندارند مگر کسى که وى را ابله پندارند، و خودش نیز تحمل کند که به او نسبت ابله و بى عقلى بدهند.
۶- حذیفة بن منصور گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: گروهى از قریش مدارا کردنشان با مردم کم شد تا از قریش رانده شدند، به خدا قسم از نظر خانوادگى عیبى نداشتند، و گروه دیگر از غیر قریش سازگارى شان با مردم بهتر شد به خاندان عالى پیوستند. سپس فرمود: کسى که دست نیکى خود را از مردم دریغ دارد، فقط دستى از آنها بازداشته، در صورتى که مردم دستهاى زیاد از او باز مى دارند. ۷- امام صادق (ع) خطاب به اسحاق بن عمّار فرمود: اى اسحاق، منافق را با زبانت اصلاح کن، دوستى خویش را با مؤمن خالص گردان، و اگر فرد یهودى همنشین تو شد، حقّ همنشینى وى را نیکو بدار
۸- على (ع) در وصیت خود به فرزندش محمد حنفیّه فرمود: به همه مردم نیکى کن آن چنان که مى خواهى به تو نیکى کنند، آنچه را که براى خودت مى پسندى براى آنان نیز بپسند، و آنچه که براى خویشتن نمى پسندى براى دیگران نیز مپسند، اخلاقت را با مردم نیکو کن تا در غیابت به تو محبّت ورزند، و اگر مردى برایت اشک ریزند، و إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ گویند، و از کسانى مباش که در مرگش بگویند: الحمد للّه رب العالمین، بدان که مدارا کردن با مردم پس از ایمان به خداى عزّ و جل سرآمد عقل است، کسى که با همنشینانش خوب معاشرت نکند، خیرى در او نیست. و آنان که ناچارند با وى معاشرت نمایند، خداوند براى رهایى از شرّ او راه نجاتى قرار مى دهد.- آنگاه فرمود:- من تمام زندگى و معاشرت مردم با یک دیگر را به منزله پیمانه پر مى پندارم که دو جزء آن جلب محبّت و نیکى کردن، و یک جزء دیگرش در غفلت به سر بردن است. ۹- در حدیث مرفوعه اى آمده است. که على (ع) به فرزندانش فرمود: فرزندانم از دشمنى با مردم بپرهیزید، زیرا آنها از دو صنف خارج نیستند، عاقلى که با شما مجادله کند، و نادانى که با شما به جهالت رفتار نماید. و کلام به منزله مرد است، و پاسخش زن، هنگامى که زن و مرد به هم پیوندند ناچار ثمره اى خواهد داشت، سپس این شعر را خواند.
هر که از پاسخ بپرهیزد آبرویش سلامت ماند.
و کسى که با مردم مدارا کند کار خوبى کرده است* کسى که مردم را بزرگ شمارد مردم نیز او را بزرگ دانند* و هر که مردم را تحقیر نماید هرگز مردم بزرگش نشمارند ۱۰- سفیان بن عیینه گوید به زهرى گفتم: با على بن حسین (ع) ملاقات کردى؟ گفت آرى. و تا حال با کسى برتر از او ملاقات نکرده ام. من براى او دوستى در نهان و دشمنى آشکارا نمى شناسم گفتند چگونه؟ گفت چون کسى را ندیدم که آن حضرت را دوست دارد، ولى از شدّت معرفت به فضلش به او رشک نبرد، و کسى را ندیدم که با آن حضرت دشمن باشد ولى از شدّت مداراى او با وى مدارا نکند.
۱۲۲- باب وجوب ادا کردن حقوق واجب و مستحبّ مؤمن
۱- امام صادق (ع) فرمود: خدا به چیزى بهتر از اداى حقّ مؤمن عبادت نشود.
۲- امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمى کند، او را خوار نمى دارد، به وى خیانت نمى کند، سزاوار است که مسلمانان در برقرارى
پیوند با یک دیگر بکوشند، و در کمک کردن بر مهربانى دو جانبه و مواسات با نیازمندان با یک دیگر سعى کنند. آن چنان باشید که خدا دستور داده «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» با همدیگر مهربان باشید، و نسبت به امور دیگران که نتوانسته اید به یارى آنان بشتابید. اندوهگین باشید، مانند انصار که در زمان رسول اللّه (ص) غمخوار یک دیگر و مهاجرین بودند.
۳- امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) فرموده است: شش خصلت است که در هر کس باشد در برابر خدا و نزدیک او باشد. ابن ابى یعفور گفت: قربانت گردم آنها کدامند؟ فرمود: مسلمان آنچه را که براى عزیزترین افراد خانواده اش دوست مى دارد، براى برادر مسلمانش نیز دوست بدارد، و آنچه را که براى آنان نمى پسندد، براى برادر مسلمان نیز نپسندد، و با او دوستى صمیمانه داشته باشد، تا این که فرمود: وقتى در دوستى به این حدّ برسد آنچه که در دل دارد برایش توضیح دهد، و با شادى او شاد و با اندوه وى غمناک شود، و اگر توانایى انجام کارى را براى او دارد انجام دهد، و گر نه برایش دعا کند، تا این که گفت:
پیغمبر (ص) فرمود: خدا را جانب راست عرش بندگانى در برابرش دارد که رخسارشان سفیدتر از برف و روشنتر از آفتاب است، شخصى مى پرسد آنها کیستند؟ گفته مى شود، آنها کسانى هستند که براى عظمت خدا همدیگر را دوست داشتند. ۴- امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان، و چشم، و آینه و راهنماى اوست، نسبت به او خیانت نمى کند، نیرنگ نمى زند، و ستم روا نمى دارد، به او دروغ نمى گوید، و غیبتش نمى کند.
۵- امام باقر (ع) فرمود: از جمله حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که در وقت گرسنگى او را سیر کند، عورتش را بپوشاند، از گرفتاریها نجاتش دهد، قرضش را ادا نماید، و چون بمیرد نسبت به خانواده و فرزندانش از طرف او جانشینى کند، (یعنى نسبت به آنها محبّت نماید)
۶- امام صادق (ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنماى اوست، نسبت به او خیانت نمى کند، ستم روا نمى دارد، و گولش نمى زند، و اگر وعده داد خلف وعده نمى کند.
۷- معلىّ بن خنیس گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: حقّ مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: براى او هفت حقّ واجب است که همه آنها بر عهده برادرش است و اگر برخى از آنها را ضایع کند از دوستى و اطاعت خدا خارج مى شود، و براى او (در اطاعت و بندگى خدا) بهره اى نیست، عرض کردم: فدایت شوم.
آنها کدامند؟ فرمود: اى معلّى، ترا دوست دارم، و مى ترسم که نتوانى حفظ و مراعات کنى، و بدانى ولى عمل نکنى، گفتم «لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ» نیرویى جز از خدا نیست، فرمود: آسانترین حقوق این است که آنچه را براى خودت دوست مى دارى براى او هم دوست داشته باش، و آنچه براى خود نمى پسندى براى او نیز نپسندى. و حقّ دوّم: این که از غضب او دورى و از رضایتش پیروى کنى و فرمانبردار امر او باشى.
سوم: این که با جان، مال، زبان، و دست و قدمت او را یارى کنى.
چهارم: این که چشم، و راهنما و آینه او باشى.
پنجم: این که تو سیر نباشى و او گرسنه، تو سیراب نباشى و او تشنه، تو پوشیده نباشى و او برهنه.
ششم: این که اگر خدمتگزار دارى و برادرت ندارد، بر تو واجب است خدمتگزارت را بفرستى تا لباسهاى او را بشوید، و غذایش را آماده کند، و بسترش را
مرتّب نماید. هفتم: این که سوگندش را تصدیق کنى، دعوتش را بپذیرى، در وقت بیمارى از او عیادت کنى، و بر جنازه اش حاضر شوى، و چون بدانى حاجتى دارد در انجام حاجتش پیشدستى کنى تا او را مجبور نکنى که از تو حاجت بخواهد بلکه خودت پیشدستى کنى چون اینها را انجام دادى دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پیوند داده اى.
۸- امام صادق (ع) فرمود: از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان این است که او سیر نباشد و برادرش گرسنه، و او سیراب و برادرش تشنه و او پوشیده و برادرش برهنه. چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش و فرمود: آنچه براى خود مى پسندى براى برادر مسلمانت نیز بپسند، اگر نیازمند شدى از او یارى بخواه، و اگر وى از تو چیزى خواست به او عطا کن، نسبت به خیرى نباید از او دلگیر شوى، و نه او از تو ملول گردد، تو پشتیبان او باش و او پشتیبان تو باشد، و چون غایب شود در غیبتش او را نگهدار، و چون حاضر شود از او دیدن کن و تجلیل و اکرامش نما، زیرا او از تو و تو از او هستى، اگر تو را نکوهش کرد از او جدا نشوى تا کینه از دلش بزدایى، اگر خیرى به او رسید خدا را شکر کن، و اگر گرفتارى برایش پیش آمد کمکش کن، و اگر فریبش دادند او را یارى کن، هر گاه مردى به برادرش «افّ» (واى بر تو) بگوید. دوستى بین آنها قطع مى شود، و چون بگوید تو دشمن منى، یکى از آن دو کافر مى شود، و چون برادرش را متّهم کند، ایمان در قلبش همانند نمک در آب ذوب مى شود.
۹- امام صادق (ع) فرمود: از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان این است. که چون او را ببیند سلامش کند، و چون بیمار شود عیادت نماید، چون غایب گردد خیرخواهش باشد، چون عطسه نماید دعایش کند (یرحمک اللّه) بگوید اگر دعوتش کرد قبول نماید و چون بمیرد او را تشییع کند.
۱۰- ابو میمون حارثى گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: حقّ مؤمن بر مؤمن چیست؟ فرمود: از جمله حقّ مؤمن بر مؤمن، دوستى قلبى و مواسات مالى است، و این که به جاى او از خانواده اش سرپرستى کند و این که در برابر ظالم وى را یارى نماید، و اگر در بین مسلمانان «از غنیمت و یا بخشش» نصیبى دارد و او غایب است سهمش را براى او دریافت کند، و چون بمیرد به زیارت قبرش رود، و به او ستم روا ندارد، فریبش ندهد، خیانت نکند، خوارش نسازد، تکذیبش ننماید، و به او «افّ» (واى بر تو) نگوید. و چون به او «افّ» گوید دوستى میان آنها نباشد، و چون بگوید تو دشمن منى، یکى از آنها کافر مى شود، و اگر او را متّهم کند، ایمان در قلبش آب مى شود همانند نمک که در آب حلّ مى شود.
۱۱- معلى بن خنیس مى گوید: از امام صادق (ع) در مورد حقّ مؤمن پرسیدم، فرمود: هفتاد حقّ است، فقط هفت حقّ را به تو مى گویم، زیرا به تو مهربانم، و مى ترسم نتوانى تحمّل کنى، عرض کردم: چرا؟ ان شاء اللّه، فرمود: از جمله حقوق مؤمن، این که تو سیر نباشى و او گرسنه، و پوشیده نباشى و او برهنه، و براى او راهنما باشى، و به منزله پیراهنى که عیوب او را مى پوشاند، زبان گویاى او باشى، آنچه که براى خودت دوست دارى براى او نیز بخواهى و اگر خدمتگزار دارى، براى مرتّب نمودن فرش و بسترش پیش او بفرستى، و در رفع نیاز او شب و روز کوشش نمایى، وقتى که این کارها را انجام دادى، دوستى خودت را به محبّت ما رسانیده اى و دوستى ما را به دوستى خدا پیوند دادى.
۱۲- على (ع) در وصیتش به محمد بن حنفیّه فرمود: هرگز حقّ برادرت را به خاطر اعتمادى که میان شما هست ضایع مکن، زیرا کسى که حقش را ضایع
کردى برادرت نیست.
۱۳- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: مؤمن براى خدا در ذمّه مؤمن هفت حق واجب دارد، محترم داشتن او در غیابش، دوستى با او از ژرفاى دل، و مواسات با او در مال خود، و این که غیبت او را حرام بداند، و هنگام بیمارى عیادتش کند، جنازه اش را تشییع کند، و پس از مرگ جز خوبى او را نگوید.
۱۴- ابراهیم بن عباس گوید: هرگز امام رضا (ع) را ندیدم کسى را با سخنى آزار دهد، و حرف کسى را پیش از تمام شدن سخنش قطع کند، و در صورت توانایى حاجت کسى را رد نمى نمود و در حضور همنشینانش هرگز پاى خود را دراز نمى کرد و به چیزى تکیه نمى داد، هیچ وقت ندیدم که به خدمه و غلامانش ناسزا گوید، هیچ گاه ندیدم که وى تنش را بخاراند و بلند بخندد، بلکه خنده اش تبسّم بود.
۱۵- داود بن حفص گوید: در حضور امام صادق (ع) بودیم: چون عطسه فرمود، اراده کردیم که او را دعا کنیم (یرحمک اللّه بگوئیم)، خودش فرمود: چرا «یرحمک اللّه» نگفتید؟ همانا از جمله حق مؤمن بر برادرش چهار خصلت است، چون عطسه کرد او را دعا کند «یرحمک اللّه» گوید، اگر دعوت کرد بپذیرد، و اگر بیمار شد عیادتش کند، و چون بمیرد جنازه اش را تشییع نماید.
۱۶- ابان بن تغلب گوید: با امام صادق (ع) طواف مى کردم، یکى از دوستانم را دیدم، و از من خواست همراه او بروم که حاجتى دارد. او به من اشاره کرد و امام صادق (ع) او را دید، و به من فرمود: اى ابان آن شخص ترا مى خواهد؟ گفتم: آرى، فرمود: او نیز عقیده ترا دارد، «یعنى شیعه است» گفتم:
آرى، فرمود: طوافت را قطع کن و با او برو، عرض کردم: اگر طواف واجب هم باشد، فرمود: بلى. ابان گوید: با دوستم رفتم. پس از آن به خدمت حضرت رسیدم، و از حقّ مؤمن پرسیدم، فرمود: این موضوع را کنار بگذار و از من مخواه سپس همواره تکرار کردم و به اصرار نمودم، تا فرمود: اى ابان نیمى از مالت را به او مى دهى، سپس به من نگریست، و چون دید چه حالى به من دست داده است فرمود: اى ابان آیا نمى دانى که خداوند از ایثارگران یاد نموده است؟ گفتم: چرا؟ فرمود: چون تو نیمى از مالت را به او دهى وى را بر خود ترجیح نداده اى زمانى او را بر خود ترجیح داده اى که از نصف دیگر هم به او بدهى.
۱۷- امام صادق (ع) فرمود: چه زشت است براى مرد که برادرش حقّ او را بشناسد- و رعایت نماید- ولى او حقّ برادرش را نشناسد.
۱۸- در حدیث مرفوعه اى، پیغمبر (ص) فرمود: مؤمن آینه برادر مؤمنش است، پلیدیها را از او دور مى کند.
۱۹- امام باقر (ع) فرمود: برادر مسلمانت را دوست بدار، آنچه براى خودت دوست دارى براى او نیز بخواه، و آنچه براى خود نمى پسندى براى او نیز مپسند، چون نیازمند شدى از او بخواه، و اگر او از تو چیزى درخواست کرد به او بده، هیچ خیرى را از او پنهان مدار که او نیز خیرى را از تو نهفته ندارد، پشتیبان او باش تا او نیز پشتیبان تو باشد، و چون غایب شد در غیبتش حقّ را رعایت کن، و اگر حاضر شود با او دیدار نموده و تجلیل و احترامش کن، زیرا تو از او و او از توست، و اگر بر تو نکوهش کرد، از او جدا نشوى تا این که از کینه دلش کاسته شود، اگر خیرى به او برسد، خدا را سپاسگزارى کن. چون گرفتار شد کمکش کن و حقّش را نیز به گردن گیر.
۲۰- امام صادق (ع) فرمود: هر که حقّ مؤمن را رعایت نکند، خداوند روز رستاخیز او را صد سال روى پا نگه مى دارد تا از عرقش سیلى در بیابان جارى گردد، سپس از طرف خداى عزّ و جل منادى فریاد زند، این همان ستمگرى است که حقّ خدا را نزد خود حبس نموده، سپس فرمود: پس از چهل سال توبیخ دستور داده مى شود که او را به سوى آتش دوزخ ببرند.
۲۱- على (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: پسندیده است که هر مسلمان شش کار را در حق برادرش انجام دهد:
۱- وقتى که او را دید سلام کند. ۲- چون مریض شد عیادتش نماید. ۳- وقتى عطسه کرد دعایش کند (یرحمک اللّه) بگوید. ۴- پس از مرگ بر جنازه اش حاضر شود. ۵- اگر او را دعوت کرد اجابت نماید. ۶- آنچه که براى خود مى پسندد براى او نیز بپسندد، و آنچه که براى خودش دوست ندارد براى او نیز روا ندارد.
۲۲- محمّد بن مسلم گوید: شخصى از جبل عامل پیش من آمد و با او به خدمت امام صادق (ع) رسیدیم در وقت خداحافظى از امام تقاضا کرد که او را نصیحت فرماید، حضرت فرمود: سفارش مى کنم ترا به تقواى الهى و نیکى به برادر مسلمانت، دوست بدار براى برادرت آنچه را که براى خودت دوست مى دارى، و آنچه که براى خود نمى پسندى براى او نیز مپسند، اگر از تو چیزى خواست به او بده، و اگر چیزى را از تو منع کرد تو از او بخواه، نسبت به خیرى از او دلگیر مباش، تا او نیز ترا ملول نسازد، یار و یاور او باش، تا او نیز یاور تو باشد، اگر بر تو خشمگین شد از او دورى مجوى تا کینه از دلش بیرون کنى، اگر غایب شد در غیابش حقّ او را رعایت، و چون حاضر شد کمکش کن و بازویش را بگیر،
و در حقّش مساعدت نموده و اکرامش کن، زیرا او از تو و تو از او مى باشى.
۲۳- على (ع) فرمود: شش خصلت است که در هر کس باشد در نزد خدا مقرّب و داراى منزلت است، خداوند مسلمانى را دوست دارد که آنچه را براى خودش دوست دارد براى برادرش نیز دوست بدارد، و هر چه که بر خود نمى پسندد بر او نیز نپسندد، دوستانه او را نصیحت کند. فضیلت و برترى مرا بشناسد، و از من پیروى کند، و نتیجه کار مرا در نظر داشته باشد.
۲۴- على (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: هر مسلمانى بر ذمّه برادر مسلمانش سى حق دارد، ذمّه اش از آنها برى نمى شود مگر این که آن حقوق را ادا کند یا برادرش از او درگذرد، (آن حقوق عبارتند) از لغزش او چشم بپوشد، به اشک چشمش شفقت آرد، عیبش را بپوشاند، لغزشش را نادیده بگیرد، عذرش را بپذیرد، اگر کسى غیبت او را کرد از او دفاع کند، همواره خیر خواهش باشد، دوستى و محبّت او را حفظ کند، عهد و پیمانش را مراعات نماید در موقع بیمارى عیادتش کند، در تشییع جنازه اش حاضر شود، دعوتش را بپذیرد، هدیه اش را قبول کند، و آن را جبران نماید، نعمتش را سپاسگزار باشد، با بهترین وجه او را یارى دهد، زن و بچه او را محافظت کند، حاجتش را روا کند، در انجام خواسته اش کوشش نماید، موقع عطسه کردن «یرحمک اللّه» بگوید، راهنماى گمشده اش باشد، و به سلامش پاسخ دهد، کلامش را خوب تلقى کند، بخشش او را ارج نهد، سوگندهایش را تصدیق نماید، دوست او را دوست داشته باشد و با وى دشمنى نکند، اگر ظالم و یا مظلوم واقع شد او را یارى کند، امّا یارى نمودن در حال ستمگرى او را از ستم کردن باز دارد، و اما یارى دادن در حال مظلومیت در باز پس گرفتن حقّش به او کمک نماید، گرفتارش نکند، خوارش ندارد، آنچه که از خیر براى خودش مى خواهد براى او نیز بخواهد، و آنچه که از بدیها براى خودش نمى پسندد براى او نیز نپسندد، سپس فرمود: از پیغمبر (ص) شنیدم که مى فرمود: هر یک از شما اگر چیزى از حقوق برادرش را به جا نیاورد، روز قیامت از او مطالبه و بر نفع و یا ضرر او حکم خواهد شد. ۲۵- امام صادق (ع) از اجدادش نقل کرده که پیغمبر (ص) آنها را بر انجام هفت چیز دستور داده و از انجام هفت چیز نهى فرموده است: آنها را به عیادت بیماران، تشییع جنازه، تصدیق و امضاى سوگند، دعا براى عطسه کننده، یارى مظلوم، آشکار کردن سلام، و اجابت دعوت امر فرموده است.
۱۲۳- باب تأکید استحباب رعایت حقّ عالم
۱- امام صادق (ع) فرمود: که على (ع) مى فرمود: از حقوق دانشمند است که بیش از حد از او سؤال نکنى براى پاسخ گرفتن از او از جامه اش نگیرى، چون بر او وارد شدى و گروهى در نزد او بودند به همه آنها سلام کن و بر او جداگانه سلام کن و در برابر او بنشین نه در پشت سرش، با دست و چشمت به او اشاره مکن، در مخالفت با گفتارش زیاد نگو که فلانى این طور گفته و فلانى این جور، و از بسیار نشستن با او خسته مشو، زیرا دانشمند مانند درخت خرماست، منتظر باش تا در موقعش از وجود او بهره مند گردى، چون اجر عالم بیشتر است از کسانى که روزها روزه دارند و شبها به عبادت بر پا ایستند و در راه خدا جهاد کنند.
۲- على (ع) فرمود: از جمله حقوق عالم است که زیاد از او سؤال نکنى و در پاسخ بر او پیشى نگیرى، و چون رو گرداند اصرار نورزى، چون خسته شد براى
پاسخ گرفتن از جامه اش نگیرى، با دست و چشم به او اشاره نکنى، در مجلس با او در گوشى صحبت نکنى، از عیوب او جستجو نکنى و نگویى که فلانى بر خلاف گفتار شما این طور گفته، راز او را آشکار نکنى، پیش او از کسى غیبت ننمایى، در غیاب و حضور احترام او را نگه دارى، چون به مجلس وارد شدى به همه سلام کن و به وى جداگانه سلام کن. موقع نشستن در پیش رویش بنشین. اگر نیازمند شد در برآوردن حاجتش از دیگران سبقت بگیر و از بسیار نشستن با او خسته مشو، زیرا دانشمند همانند درخت خرماست منتظر باش تا بموقع از میوه دانش او بهره مند گردى، عالم به منزله کسى است که روز روزه دار باشد و شب به عبادت قیام نماید و در راه خدا جهاد کند و چون عالمى بمیرد، در اسلام شکافى پدید آید که تا روز قیامت مسدود نمى گردد، و دانشجوى علوم دینى را هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّب عالم بالا بدرقه مى کنند.
۱۲۴- باب استحباب لطف و محبّت و به دیدار همدیگر رفتن
۱- شعیب عقرقوفى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که به یارانش مى فرمود:
از خدا پروا کنید، برادرانى خوشرفتار باشید، در راه خدا با یک دیگر دوستى ورزید، و با یک دیگر مهر ورزیده و رابطه داشته باشید، به ملاقات یک دیگر بروید، و در باره امر (ولایت) ما با هم مذاکره کنید و آن را زنده دارید.
۲- امام صادق (ع) فرمود: شایسته است مسلمانان در پیوستن به همدیگر، و یارى بر مهرورزیدن به هم، و مواسات با نیازمندان، و رأفت نسبت به یک دیگر کوشا باشند، تا چنان باشند که خداى عز و جل فرموده «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» مؤمنان
با یک دیگر مهر ورزند و نسبت به امرى که مربوط به آنهاست و از بین رفته اندوهگین باشند، همان گونه که گروه انصار در زمان رسول اللّه (ص) بودند.
۳- امام صادق (ع) فرمود: با یک دیگر پیوند خوشرفتارى و محبّت داشته باشید، و برادرانى نیکو کار باشید آن چنان که خداى عزّ و جلّ به شما امر فرموده است.
۴- عبد اللّه بن یحیى کاهلى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
با یک دیگر پیوند خوشرفتارى و مهربانى و عطوفت داشته باشید.
۵- امام باقر (ع) فرمود: خداوند بیامرزد کسى را که بین دو دوست ما الفت برقرار کند، اى گروه مؤمنان به یک دیگر مهر و محبّت ورزید.
۶- على (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: همانا خداى عزّ و جلّ مهربان است. و هر مهربانى را دوست مى دارد.
۱۲۵- باب استحباب پذیرش عذر
۱- امام صادق (ع) از اجدادش نقل کرده است که پیغمبر (ص) در وصیّتش به على (ع) فرموده: یا على هر که عذر عذرخواهى را نپذیرد چه راست یا دروغ، به شفاعت من نمى رسد.
۲- علىّ (ع) در وصیّتش به محمّد بن حنفیه فرمود: در اثر شکّ و گمان پیوندت را از برادر خود قطع نکن، و بدون رضایت وى از او قطع رابطه مکن، شاید عذرى دارد و تو وى را سرزنش مى کنى، هر که پوزش خواست عذرش را بپذیر، چه راست یا دروغ، تا به شفاعت نایل گردى،
۳- على بن حسین (ع) به فرزندش فرمود: اگر کسى در سمت راست تو بایستد و ترا دشنام دهد آنگاه به سمت چپ تو آید و عذرخواهى کند عذرش را بپذیر.
۱۲۶- باب استحباب سلام کردن و مصافحه در وقت ملاقات ...
۱- ابو عبیده گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خدا به آنها توجه کرده و گناهان از چهره آنها بریزد تا از یک دیگر جدا شوند.
۲- امام باقر (ع) فرمود: چون دو نفر مؤمن به هم برسند و مصافحه کنند، خداوند به آنها رو کند و گناهانشان مانند برگ درخت بریزد.
۳- زراره گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: مؤمن به وصف درنمى آید، زیرا مؤمن وقتى که با برادرش دیدار و مصافحه کند، خداوند همواره به آنها توجّه کند، و گناهان از رخسارشان مانند برگ درخت بریزد.
۴- رفاعه گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى فرمود: مصافحه کردن مؤمن از مصافحه ملائکه برتر است.
۵- امام صادق (ع) فرمود: مصافحه کنید، زیرا مصافحه کینه را از بین مى برد.
۶- امام باقر (ع) فرمود: چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه نمایند، خدا دستش را در میان دست آنها گذارد، و با آن که محبتش نسبت به رفیقش زیادتر است مصافحه کند.
حدیث ۷ مانند حدیث ۶ است و در ذیل حدیث ۷ (چنین آمده است): چون خداوند به آنان توجّه کند. گناهانشان مانند برگ درخت بریزد.
۸- امام باقر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: چون یکى از شما برادر خود را ملاقات کند، باید به او سلام کند و مصافحه نماید، زیرا خداى عز و جل بدین عمل فرشتگان را گرامى داشته است، پس شما نیز عمل فرشتگان را انجام دهید.
۹- امام باقر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: چون با یک دیگر ملاقات کردید با سلام و مصافحه ملاقات کنید، و چون از یک دیگر جدا شوید با طلب آمرزش جدا شوید.
۱۰- امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) با حذیفه ملاقات و دست مبارکش را براى مصافحه دراز کرد حذیفه دستش را عقب کشید، پیغمبر (ص) فرمود: اى حذیفه من دستم را به سوى تو دراز کردم و تو دست خود را عقب کشیدى؟ حذیفه عرض کرد: یا رسول اللّه به دست مبارکت رغبت دارم ولى من جنب بودم و دوست ندارم دستم با جنابت به دست شما برسد. حضرت فرمود: مگر نمیدانى که چون دو مسلمان با هم ملاقات و مصافحه کنند گناهانشان مانند برگ درخت مى ریزد.
۱۱- امام صادق (ع) در حدیثى فرمود: قدر و منزلت مؤمن اندازه ندارد، چون مؤمن هر گاه برادرش را ملاقات و با او مصافحه کند خداوند به آنان توجّه نماید و گناهان از چهره شان فرو مى ریزد، همچنان که باد شدید برگ را از درخت مى ریزد، تا این که از هم جدا شوند.

۱۲- امام صادق (ع) فرمود: پاداش شما در مصافحه کردن همانند پاداش جهادگران است.
۱۳- امام باقر (ع) فرمود: چون دو مؤمن با هم مصافحه کنند، از هم جدا مى شوند بى آنکه گناهى برایشان باقى بماند.
۱۴- امام صادق (ع) فرمود: در گفتگوى ابراهیم (ع) با شخصى چنین آمده است، که ابراهیم برخاست و با او معانقه کرد. وقتى خداوند پیغمبر (ص) را مبعوث فرمود، مصافحه را مستحبّ گردانید.
۱۵- امام باقر (ع) فرمود: نخستین دو نفرى که در روى زمین با هم مصافحه کردند ذو القرنین و ابراهیم خلیل بود، ابراهیم خلیل ذو القرنین را استقبال و با وى مصافحه نمود، و نخستین درخت در روى زمین درخت خرما بود.
(متن حدیث ۱۶- با حدیث ۹ یکى است به حدیث ۹ مراجعه شود.)
۱۷- مالک بن اعین جهنى گوید که امام صادق (ع) به من فرمود: به خدا سوگند شما پیروان ما هستید، تا آن جا که فرمود: کسى نمى تواند حق مؤمن را توصیف کند و حقوق واجب برادرش را ادا نماید. اى مالک، به خدا قسم وقتى که مؤمنان با یک دیگر ملاقات و مصافحه کنند، خداوند همواره به آنان نظر محبّت و آمرزش دارد، و پیش از آن که از هم جدا شوند گناهان از چهره ها و اعضایشان مى ریزد پس چه کسى مى تواند خدا و مؤمنى را که در پیشگاه خدا چنین مقامى دارد توصیف نماید؟
۱۸- امام صادق (ع) فرمود: مصافحه مؤمن هزار حسنه دارد.
۱۲۷- باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن
۱- هشام بن سالم گوید: از امام صادق (ع) حدّ مصافحه را پرسیدم: فرمود:
به اندازه گردش دور درخت خرماست (یعنى اگر به اندازه گردش دور درخت خرما از یک دیگر جدا شوند مستحب است که با یک دیگر مصافحه کنند).
۲- ابو عبیده گوید: من در یک کجاوه با امام صادق (ع) بودم، اوّل من سوار مرکب مى شدم سپس آن حضرت، وقتى که قرار مى گرفتیم، حضرت به من سلام مى کرد و مانند مردى که رفیق خود را بتازگى ندیده، احوال پرسى و مصافحه مى کرد، و در وقت پیاده شدن او پیش از من پیاده مى شد و چون بر زمین قرار مى گرفتیم، سلام مى کرد. و همانند کسى که رفیقش را بتازگى ندیده احوال پرسى مى نمود. عرض کردم یا ابن رسول اللّه شما کارى مى کنید که هیچ کس از مردم نزد ما نمى کند، و اگر یک بار هم انجام دهد زیاد است، فرمود: مگر ثواب مصافحه را نمى دانى؟ چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمایند، گناهانشان همواره مانند برگ درخت فرو مى ریزد، و خداوند به آنها توجّه مى کند تا از یک دیگر جدا شوند.
۳- ابو عبیده حذّاء گوید: از مدینه تا مکّه در یک طرف کجاوه همراه امام صادق (ع) بودم، حضرت در بین راه پیاده شد و کارش را انجام داد و برگشت فرمود: دستت را بده، دستم را دراز کردم، حضرت چنان فشرد که در انگشتانم فشار را احساس کردم، سپس فرمود: اى ابا عبیده، هر مسلمانى که برادر مسلمانش را ملاقات و با وى مصافحه کند و انگشتان خود را با انگشتان او درهم کند گناهانشان همانند برگ درختان در فصل زمستان بریزد.
۴- ابو حمزه گوید: هم کجاوه امام باقر (ع) بودم، چون بار به زمین گذاشتیم، حضرت کمى راه رفت و سپس آمد و دست مرا گرفت و به گرمى فشرد. عرض کردم فدایت شوم، مگر در کجاوه همراه شما نبودم، فرمود: مگر نمى دانى که چون مؤمن گردشى کند و سپس به برادرش دست دهد، خداوند همواره به آنان نظر مرحمت و توجّه نماید، و به گناهان فرماید از آنها فرو ریزید. اى ابا حمزه، سپس گناهان مانند برگ درخت فرو ریزد، و آنها پاک و بى گناه از یک دیگر جدا شوند.
۵- امام باقر (ع) فرمود: براى مؤمنان سزاوار است که چون یکى از آنها از رفیقش به فاصله درختى نهان و غایب شد و سپس به هم رسیدند مصافحه کنند.
۶- امام صادق (ع) فرمود: مسلمانان همراه رسول اللّه به جنگ مى رفتند، و از جایى که پر از درخت بود عبور کردند، چون به فضاى آزاد رسیدند، به یک دیگر نگریستند و مصافحه کردند.
۷- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر (ص) در حدیث مناهى، از مصافحه با ذمّى نهى فرموده است.
۸- در حدیث اربعمائة علىّ (ع) فرمود: چون با برادرانتان دیدار نمایید، مصافحه کنید، و خوشرویى نشان دهید، از یک دیگر که جدا مى شوید گناهى برایتان باقى نمى ماند. حتى با دشمنت مصافحه کن گر چه او نخواهد، زیرا مصافحه از کارهایى است که خدا بندگانش را به آن دستور داده، و مى فرماید:
«اى رسول ما، تو آزار و بدیهاى امّت را به وجه احسن پاسخ بده» .
۱۲۸- باب آداب استقبال و بدرقه مسافر
۱- امام حسن عسکرى (ع) فرمود: چون جعفر بن ابى طالب از حبشه برگشت پیغمبر (ص) به سویش شتافت و به اندازه دوازده قدم از او استقبال فرمود، او را در آغوش گرفت و پیشانى اش را بوسید و با دیدن او اشک شادى ریخت.
۲- پیغمبر (ص) فرمود: از جمله حقوق مهمان بر صاحب خانه این است که وى را تا در منزل همراهى و بدرقه کند.
۳- اسحق بن عمّار گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم کسى براى تعظیم دیگرى از جایش برمى خیزد، فرمود: مکروه است مگر براى مردى که به خاطر دینش برپا خیزد.
۴- طبرسى در مکارم الاخلاق ذکر نموده که مردى در مسجد بر پیغمبر (ص) وارد شد و او تنها نشسته بود، حضرت کنار رفت (برایش جا باز کرد) و فرمود: از جمله حقّ مسلمان بر مسلمان این است که چون قصد نشستن کند کنار رود (او را جاى دهد) ۵- در روایت هست که پیغمبر (ص) فرمود: هر که دوست داشته باشد که مردم باحترامش بر پا خیزند جایگاهش پر از آتش مى شود.
۶- حضرت [ صادق (ع) ] فرموده: مانند عجمها براى یک دیگر بر پا نخیزید، ولى براى احترام از جا تکان خوردن عیب ندارد. (جا دادن به او)
۱۲۹- باب حکم کرنش بر بزرگان از قبیل بوسیدن فرش، بر پا خاستن و جلوى آنها دویدن و غیره
۱- صفوان بن یحیى گوید که ابو قره رفیق جاثلیق از من تقاضا کرد که او را پیش حضرت رضا (ع) ببرم، از امام (ع) اجازه خواستم، فرمود: او را پیش من بیار، و چون ابو قرّه بر آن حضرت وارد شد فرشش را بوسید و گفت: وظیفه دینى ما این است که نسبت به بزرگان زمانمان این گونه تعظیم نماییم.
۲- سید رضى در نهج البلاغه گوید: در مسیر حضرت على (ع) به شام کدخدایان و بزرگان انبار (اسم محلى است) با آن حضرت دیدار کردند و به احترامش پیاده شدند (و در پیش رکابش) دویدند، فرمود: این چه کارى بود که شما کردید؟ گفتند این از آداب ماست که بدین وسیله فرماندهانمان را تعظیم مى کنیم، فرمود: سوگند به خدا حکمرانان شما از این کار سودى نمى برند، و شما هم با این کار به زحمت مى افتید و در آخرت هم باعث مشقّت شماست، چه زیان آور است رنجى که کیفر به دنبالش باشد، و چه سودمند است رها کردن کارى آنگاه که ایمنى از آتش را به دنبال داشته باشد.
۱۳۰- باب تحریم گماشتن دربان براى منع ورود شیعه
۱- ابو حمزه گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم فدایت شوم: چه مى فرمایى
در مورد مسلمانى که براى دیدن یا حاجتى نزد مسلمانى برود و او در خانه باشد و اجازه ورود بخواهد، او اجازه ندهد و از خانه هم بیرون نیاید؟ فرمود، اى ابا حمزه، هر مسلمانى که براى دیدار یا درخواست حاجتى نزد مسلمانى برود که در خانه است و اجازه ورود بخواهد و او بیرون نیاید، پیوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همدیگر را ملاقات نمایند، عرض کردم: فدایت شوم، در لعنت خداست تا یک دیگر را دیدار کنند؟ فرمود: آرى اى ابا حمزه.
۲- اسحاق بن عمّار گوید: خدمت امام صادق (ع) رسیدم، حضرت با ترشرویى به من نگاه کرد، عرض کردم (یا ابن رسول اللّه) چه چیز حالت شما را نسبت به من دگرگون نموده است؟ فرمود: آنچه که رفتار ترا نسبت به برادرانت دگرگون ساخته، اى اسحاق به من خبر رسیده که در خانه ات دربان گذاشته اى تا فقراى شیعه را راه ندهند، عرض کردم: فدایت شوم من از شهرت ترسیدم، فرمود:
آیا از بلا نترسیدى؟ آیا نمیدانى چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمایند خداى عزّ و جل بر آنها رحمت فرو مى فرستد که نود و نه درصد رحمت براى کسى است که محبّتش به رفیقش بیشتر باشد و اگر محبتشان یکسان باشد رحمت خدا پرده اى برایشان فرو کشد، و چون به مذاکره نشینند، برخى از فرشتگان محافظ آنها به بعضى دیگر مى گویند: از اینها دور شویم شاید رازى داشته باشند که خدا بر آنها پرده کشیده است، عرض کردم: مگر خداى عزّ و جل نمى فرماید «به گفتارى لب نگشاید جز آن که نزد او فرشته اى مراقب و آماده باشد (۳» فرمود: اى اسحاق اگر محافظان نشنوند، خداوند عالم به رازها مى شنود و مى بیند.
۳- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى که بین او و مؤمن
دیگر حجابى باشد، خداوند میان او و بهشت هفتاد هزار دیوار بلند مى کشد که فاصله بین دو دیوار هزار سال راه باشد.
۴- محمد بن سنان گوید: در خدمت امام رضا (ع) بودم حدیثى طولانى ذکر فرمود که مضمونش این بود؛ سه نفر از بنى اسرائیل مؤمنى را از وارد شدن بر خود منع کردند و به او اجازه ملاقات ندادند، ولى بعدا با او همراه شدند «چهار نفرى به باغى مى رفتند» پس آتشى از آسمان فرود آمد آن سه نفر را سوزاند و مؤمن زنده ماند.
۵- امام رضا (ع) فرمود: مؤمن به منزله برادر مؤمن است که از یک پدر و مادر باشند هر که برادرش را متّهم کند ملعون است، و هر که به او نیرنگ زند ملعون است. و هر که خیر خواه برادرش نباشد ملعون است، و هر که بین خود و برادرش مانعى ایجاد نماید و غیبت او کند ملعون است ملعون، ملعون.
۱۳۱- باب استحباب معانقه با مؤمن و همراهى و مذاکره با او.
۱- امام باقر و امام صادق (ع) فرمودند: هر مؤمنى که براى دیدن برادرش بیرون رود و حقّ او را بشناسد، در برابر هر قدمى که بردارد خدا حسنه اى به او دهد گناهى را از وى بزداید، و یک درجه او را بالا برد، و چون در خانه اش را بکوبد، درهاى آسمان برایش باز شود، و چون با هم دیدار و مصافحه و معانقه نمایند، خداوند به آنان توجّه فرماید و به وجود آنان نزد فرشتگانش فخر کند، و فرماید: دو بنده ام را بنگرید براى من یک دیگر ملاقات نمودند و با هم دوستى کردند، و بر من سزاست که پس از این دیدار و زیارت دیگر آنها را با آتش عذاب نکنم.
۲- امام صادق (ع) فرمود: چون دو مؤمن با یک دیگر معانقه کنند، رحمت خدا آنها را فراگیرد و چون یک دیگر را در آغوش کشند و از آن کار جز رضاى خدا نخواهند و غرض دنیوى نداشته باشند به آنها گفته شود شما آمرزیده شدید عمل را از سر بگیرید (یعنى گناهان سابق شما از بین رفت) و چون براى مذاکره با هم روبرو شوند، برخى از فرشتگان به برخى دیگر گویند. از اینها دور شوید، شاید رازى دارند که خدا براى آنها پوشیده نگه داشته است.
۳- اسحاق بن عمّار گوید: که امام صادق (ع) به او فرمود: اى اسحاق از دیدار برادرانت خسته نشو، زیرا هر گاه مؤمن به دیدار برادر مؤمنش برود و به او خوش آمد بگوید خداوند تا روز قیامت براى او مرحبا مى نویسد، و چون با او مصافحه کند خداوند براى آنان صد رحمت مى فرستد، نود و نه در صد رحمت براى کسى است که رفیقش را بیشتر دوست دارد، سپس پروردگار به آنان توّجه کند و به آن که محبّتش نسبت به رفیقش بیشتر باشد بیشتر توجّه نماید، و چون با هم معانقه کنند رحمت خداوند آنها را فرا گیرد.
۱۳۲- باب استحباب استفاده رساندن برادران به همدیگر در راه خدا
۱- محمد بن زید گوید: از امام رضا (ع) شنیدم که مى فرمود: هر که در راه خدا به برادرش نفعى برساند در بهشت خانه اى به دست مى آورد.
۲- امام صادق (ع) به نقل از اجدادش فرمود که پیغمبر (ص) فرمود: مسلمان از هیچ چیزى بعد از اسلام همانند بهره رساندن به برادر دینى در راه خدا بهره مند نمى شود آنگاه امام به فضل بن عبد الملک فرمود: اى فضل فقراى شیعیان ما را تحقیر نکنید، زیرا فقیر در روز قیامت همانند ربیعه و مضرّ شفاعت مى کند، سپس فرمود: اى فضل این که مؤمن را مؤمن گفته اند براى این است که او به خدا ایمان آورده و امان خدا را دریافت داشته، آنگاه فرمود: آیا نشنیده اى که خداوند در باره دشمنانتان مى فرماید: چون در روز قیامت شفاعت کردن یکى از شماها را براى دوستش ببینند، مى گویند: «براى ما شفاعت کننده و دوستى نزدیک و صمیمى نیست» .
۱۳۳- باب استحباب بوسیدن مؤمنان یک دیگر را، و محل بوسه
۱- امام موسى کاظم (ع) فرمود: هر که به خاطر خویشاوندى خویشاوندش را ببوسد عیبى ندارد و جاى بوسیدن برادر «نسبى یا ایمانى» گونه اوست و جاى بوسیدن امام پیشانى او.
۲- امام صادق (ع) فرمود: بوسیدن دهان کسى سزاوار نیست مگر دهان زن، و بچه کوچک.
۳- امام صادق (ع) فرمود: دست و سر کسى نباید بوسیده شود مگر پیغمبر (ص) یا کسى که منسوب به پیغمبر (ص) باشد (ائمه (ع)، سادات و علما) ۴- على بن مزید گوید: خدمت امام صادق (ع) رسیدم و دستش را گرفتم و بوسیدم، حضرت فرمود: به هوش باش که این کار جز نسبت به پیغمبر (ص) یا وصىّ پیغمبر شایسته نیست.
۵- یونس بن یعقوب گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم دستت را بده تا ببوسم. حضرت دستش را به من داد، پس عرض کردم قربانت گردم سر مبارکت را، حضرت جلو آورد بوسیدم، سپس عرض کردم قربانت گردم پاى مبارکت را، حضرت سه بار فرمود: سوگند دهم ترا که از بوسیدن پا بگذرى و سه بار فرمود: آیا چیزى باقى مانده است. (یعنى بعد از بوسیدن دست و سر عضو دیگرى شایسته بوسیدن نیست)
۶- امام صادق (ع) فرمود: شما شیعیان داراى نورى هستید که در جهان با آن شناخته مى شوید تا آن جا که هر گاه یکى از شما برادرش را ملاقات کند جاى نور را در پیشانى او مى بوسد.
۷- ابراهیم بن ادریس از پدرش نقل مى کند که پس از رحلت امام حسن عسکرى (ع)، صاحب الزمان (ع) را جوانى نورسته دیدم و دستها و سر مبارکش را بوسیدم.
۸- در نامه برادر علىّ بن جعفر است که از امام موسى کاظم (ع) پرسیدم آیا براى مرد سزاوار است که مردى یا زنى را ببوسد؟ فرمود: در بوسیدن برادر، پسر، خواهر، دختر و مانند اینها باکى نیست.
۱۳۴- باب کراهت کرنش براى مردم حتّى امام
۱- امام موسى کاظم (ع) فرمود: مردى براى آن حضرت در حالى که بر پا ایستاده بود قصه اى طولانى نقل کرد، و از طرف مرد کافرى به او سلام رسانید، سپس گفت سرورم، اگر اجازه فرمایید تعظیمتان کنم و بنشینم، فرمود: براى نشستن اجازه ات مى دهم ولى براى کرنش نه، آن مرد نشست و گفت سلام ترا به رفیقم برسانم یا نه؟ فرمود: خداوند ان شاء اللّه رفیقت را هدایت کند و اگر او بر دین ما باشد سلام ما بر او باد.
۱۳۵- باب کراهت مجادله و دشمنى با مردم
۱- امام صادق (ع) فرمود که حضرت علىّ (ع) فرموده است: از مجادله و ستیزه جویى بپرهیزید زیرا آنها دلهاى برادران را بیمار کنند و سبب نفاق شوند.
۲- پیغمبر (ص) فرمود: هر که خدا را با سه خصلت ملاقات کند (و با این سه خصلت از دنیا برود) از هر درى که بخواهد وارد بهشت شود.
۱- کسى که اخلاق نیکو داشته باشد، ۲- در حضور و غیاب مردم از خدا بترسد. ۳- مجادله را ترک نماید گر چه حق با او باشد.
۳- پیغمبر (ص) فرمود: کسى که خدا را هدف مجادلاتش قرار دهد به تحوّل بیشتر نزدیک مى شود (از رأیى به رأى دیگر منتقل گردد)
۴- امام صادق (ع) فرمود: با اشخاص بردبار، و نادان مجادله مکن، زیرا حلیم ترا دشمن دارد، و سفیه آزارت رساند.
۵- امام صادق (ع) فرمود: از دشمنى با یک دیگر بپرهیزید زیرا خصومت دل را مشغول کند و موجب نفاق شود و کینه ها پدید آورد.
۶- امام زین العابدین (ع) فرمود: واى بر کسانى که فاسقند و همیشه ریاکار، واى بر مردمى که به آسانى تن به گناه دهند و پیوسته دشمن همدیگرند، واى بر مردمى که گناهکارند و گفتارشان بیشتر در غیر ذات پروردگار است.
۷- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مى کند که پیغمبر (ص) فرموده است. من خانه اى در بالاترین نقطه بهشت و خانه اى در وسط آن و خانه اى در باغهاى بهشت را ضمانت مى کنم براى کسى که مجادله نکند، گرچه حق با او باشد. (و در روایت دیگر چنین آمده).
۸- براى کسى که دروغ نگوید گرچه به شوخى، و براى کسى که خلقش نیکو باشد.
۹- على (ع) فرمود: هر که آبروى خویش را دوست دارد باید مجادله و ستیزه جویى را رها کند.
۱۳۶- باب استحباب اجتناب از کینه و عداوت و دشمنى و بغض و ...
۱- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: هر وقت که جبرئیل پیش من مى آمد. مى گفت اى محمّد از بغض و دشمنى با مردم بپرهیز.
۲- ولید بن صبیح گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: پیغمبر (ص) فرموده است: جبرئیل در هیچ چیزى به اندازه پرهیز از دشمنى با مردم به من سفارش نکرده است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: جبرئیل به پیغمبر (ص) گفت: از مشاجره و ستیزه کردن با مردم بپرهیز.
۴- امام صادق (ع) فرمود: از خصومت با مردم بپرهیزید زیرا خصومت موجب آزار و غرامت است و عیب نهفته را آشکار سازد.
۵- امام صادق (ع) فرمود: هر که تخم عداوت بکارد کاشته خود را درو مى کند.

۶- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: هر وقت که جبرئیل پیش من مى آمد مرا موعظه مى کرد، و آخرین سخنش با من این بود که از خصومت با مردم بپرهیز، زیرا خصومت عیب نهفته را آشکار مى کند و عزّت را از بین مى برد.
۷- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: آگاه باشید در عداوت کردن با یک دیگر تراشیدن و از ریشه برکندن است، مقصودم تراشیدن و برکندن مو نیست، امّا ستردن و برکندن دین است.
۸- امام باقر (ع) به نقل از پدرانش مى گوید که پیغمبر (ص) فرمود: هر که زیاد غصّه خورد بیمار گردد، و هر که بد اخلاق باشد خودش در عذاب است، و هر که با مردم مشاجره کند جوانمردیش ساقط مى شود، سپس فرمود: همواره جبرئیل مرا از ستیزه کردن با مردم نهى مى کرد همچنان که از شراب خوارى و بت پرستى بازمى داشت.
۹- امام رضا (ع) به نقل از پدرانش فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است از خصومت با مردم دورى کنید، زیرا خصومت عیوب نهفته را آشکار مى سازد و عزّت را از بین مى برد.
۱۳۷- باب تحریم مکر، حسد، خیانت و نیرنگ
۱- امام رضا (ع) از اجدادش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) فرموده است هر که مسلمان باشد مکر و حیله نمى کند، از جبرئیل شنیدم که مى گفت مکر و فریب سبب ورود در آتشند سپس فرمود: کسى که مسلمانى را فریب دهد و به او خیانت ورزد از ما نیست. آنگاه فرمود: جبرئیل از طرف خدا بر من نازل شد و گفت: اى محمد بر تو باد به خوش خویى زیرا بدخویى خیر دنیا و آخرت را از بین مى برد، آگاه باشید شبیه ترین شما به من خوش خلقترین شماست.
۲- علىّ (ع) فرمود: مکر و فریب سبب ورود در آتشند.
۳- امام صادق (ع) از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر (ص) فرمود هر که با مسلمانى مکر نماید از ما نیست.
۴- على (ع) فرمود: اگر مکر و نیرنگ سبب ورود در آتش نبودند من مکر اندیش ترین مردم بودم.
۵- زاذان گوید: از على (ع) شنیدم که مى فرمود: اگر این فرمایش را از پیغمبر (ص) نشنیده بودم که مى فرمود مکر، نیرنگ، خیانت، سبب ورود در آتشند، مکر من از تمام اعراب بیشتر بود.
۶- عبد الرحمن بن ابى نجران گوید: از امام باقر (ع) در باره معناى آیه
وَ لا تَتَمَنّوْا ما فَضّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلى بَعْضٍ پرسیدم، آرزو مبرید بر آنچه که خداوند فزونى نهاد برخى از شما را بر بعضى دیگر، فرمود: هرگز کسى آرزوى تصاحب زن یا دختر شخص دیگر را نباید داشته باشد، ولى آرزوى داشتن مانند آنها عیبى ندارد.
آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام ۱۸۶ ۱۴۱ - باب جواز دروغ در اصلاح بین مردم و عدم جواز راستگویى در فساد
۱۳۸- باب تحریم دروغ
۱- امام باقر (ع) فرمود: نخستین کسى که دروغگو را تکذیب مى کند خداى عزّ و جلّ است، سپس دو فرشته اى که با خود شخص همراهند، سپس خود شخص نیز مى داند که دروغگوست.
۲- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: دروغگو با برهانهاى روشن هلاک مى گردد، و پیروانش به وسیله شبهات، (یعنى شبهاتى که به وسیله دروغ او به وجود آمده است) ۳- امام باقر (ع) فرمود: خداوند براى پلیدیها قفلهایى قرار داده و شراب را کلید آنها قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.
۴- امام باقر (ع) فرمود: دروغ ویرانگر ایمان است.
۵- امام صادق (ع) فرمود: که عیسى بن مریم چنین گفته است، هر که دروغش زیاد شود، آبرویش برود.
۶- على (ع) فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار است که از دوستى و رفاقت
دروغگو پرهیز کند، زیرا او آن قدر دروغ گوید که اگر راست هم بگوید کسى آن را باور نکند. ۷- زراره گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: از جمله چیزهایى که خداوند به وسیله آن به دروغگویان کمک کرده است فراموشى است (یعنى دروغگو فراموشکار است) ۸- ابو اسحاق خراسانى گوید علىّ (ع) مى فرمود: از دروغ بپرهیزید، چون هر شخص امیدوار، جوینده است، و هر بیمناکى گریزان «از واقعیّت» است.
۹- عبد الرحمن بن حجّاج گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: آیا دروغگو کسى است که در مورد موضوعى دروغ بگوید؟ فرمود: نه، زیرا کسى نیست که این عمل از او سر نزند، ولى مقصود آن شخصى است که به دروغگویى عادت کرده است.
۱۰- ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: همانا بنده خدا دروغ گوید تا آن جا که از دروغگویان به شمار آید، وقتى که دروغ گفت خداى عزّ و جل مى فرماید: دروغ گفت و از حق دور شد.
۱۱- امام رضا (ع) فرمود: از پیغمبر (ص) سؤال شد. ممکن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود: آرى، عرض شد آیا بخیل مى شود؟ فرمود: آرى. عرض شد ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه ۱۲- از کلمات رسول اللّه (ص) است. که بدترین نوع ربا دروغ گفتن است.
۱۳- على (ع) مى فرمود: راستگو باشید، زیرا خداوند با راستگویان است، و از دروغ اجتناب کنید، زیرا دروغ انسان را از ایمان دور مى کند، و بدانید که راستگو بر ساحل نجات و بزرگوارى قرار دارد، و دروغگو در پرتگاه ذلّت و هلاکت است، سخن نیک بگویید تا به آن شناخته شوید، عمل خیر انجام دهید تا از اهل خیر باشید، امانت کسى را که شما را امین دانسته به او برگردانید، و به خویشاوندانى که از شما بریده اند بپیوندید، و اگر کسى شما را از چیزى محروم ساخته است با فضل و احسان به سویش برگردید.
۱۴- امام باقر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: شیطان داراى سه وسیله است، سرمه، عسل، و داروى بینى، سرمه اش چرت است، عسلش دروغ است، داروى بینى یا انفیه اش تکبّر است.
۱۵- عبد اللّه بن عجلان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: بنده خدا چون راست گوید، نخستین کسى که او را تصدیق کند خداست و خودش هم مى داند که راستگوست. و هر گاه دروغ گوید اوّلین کسى که او را تکذیب کند خداست، و خود شخص هم مى داند که دروغگوست.
۱۳۹- باب تحریم دروغ بستن بر خدا، و پیغمبر و ائمه علیهم السلام
۱- ابو نعمان گوید: امام باقر (ع) مى فرمود: اى ابو نعمان. بر ما دروغى مبند
تا دین خود را به باد دهى، مبادا بخواهى که سر باشى «در جلو قرار بگیرى» تا دم شوى «عقب بمانى» و ما را وسیله روزى خوردنت از مردم قرار نده که فقیر مى شوى، زیرا ترا آزاد نمى گذارند و حتما از تو پرسش مى کنند، اگر راست بگویى تصدیقت مى کنیم، و اگر دروغ بگویى تکذیبت مى کنیم. ۲- در حدیثى مرفوع روایت شده که در محضر امام صادق (ع) گفته شد که بافنده از رحمت خدا دور است؟، حضرت فرمود: همانا این آن بافنده اى است که بر خدا و پیغمبرش دروغ ببافد.
۳- امام صادق (ع) فرمود: دروغ بستن بر خدا و پیغمبر (ص) از گناهان کبیره است.
۴- امام صادق (ع) در گفتگویى با مرد شامى فرمود: اى برادر شامى، سخن ما را گوش کن، و بر ما دروغ مبند، زیرا هر که در مورد چیزى بر ما دروغ بندد، بر پیغمبر (ص) دروغ بسته، و هر که بر پیغمبر (ص) دروغ ببندد، به خدا دروغ بسته و هر که به خدا نسبت دروغ بدهد خداى عزّ و جل وى را عذاب مى کند.
۵- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) در وصیتش به على (ع) فرمود: اى على هر که به من نسبت دروغ بدهد، حتما جایگاهش پر از آتش خواهد شد.
۶- امام صادق (ع) فرمود: دروغ بستن بر خدا و پیغمبر خدا و اوصیاى پیغمبر (ص) از گناهان کبیره است. سپس امام فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر کس چیزى را که من نگفته ام به من نسبت دهد نشیمنگاهش پر از آتش خواهد شد.
۱۴۰- باب تحریم دروغ، بزرگ و کوچک، شوخى و جدى و غیره
۱- امام باقر (ع) فرمود که پدرم على بن الحسین (ع) به فرزندانش مى فرمود: از دروغ گفتن بپرهیزید، چه بزرگ و چه کوچک، شوخى و یا جدّى باشد، زیرا شخص وقتى که در چیز کوچک دروغ بگوید به بزرگش نیز جرأت پیدا مى کند، مگر نمى دانید که پیغمبر (ص) فرمود: بنده خدا همواره راست گوید تا خداوند او را راستگو نویسد و پیوسته دروغ بگوید تا پروردگار او را دروغگو نویسد. ۲- على (ع) فرمود: هیچ بنده اى طعم ایمان را نچشد مگر این که دروغ را ترک کند چه شوخى باشد و چه جدّى. ۳- على (ع) فرمود: دروغ چه شوخى باشد چه جدى شایسته نیست و سزاوار نیست که یکى از شما به بچه اش وعده اى بدهد که بعدا بدان وفا نمى کند. زیرا دروغ به فساد مى کشاند، و فساد به سوى آتش، و مادامى که یکى از شما دروغ گوید، تا بگویند دروغ گفت و معصیت کرد، و مادامى که یکى از شما دروغ گوید تا به اندازه سر سوزن جاى راستگویى نماند، «در این صورت» در نزد خداوند هم کذّاب نامیده مى شود. ۴- ابو ذر گوید: که پیغمبر (ص) در مقام نصیحت به او فرمودند: اى ابا ذر، هر که بر زبان و عورتش تسلط داشته باشد، وارد بهشت شود، عرض کردم یا رسول اللّه آیا به گفتار زبانمان مؤاخذه مى شویم؟ فرمود: آیا مردم به غیر از نتایج زبانشان به سبب چیز دیگرى هم به رو به آتش افکنده مى شود. پیوسته در امانى تا سخن نگفته اى و چون سخن گفتى آن حرف به سود یا زیان تو نوشته مى شود.
اى ابا ذر، اگر شخصى سخنى بگوید که موجب رضاى خداست، روز قیامت بهشت برایش منظور گردد. و اگر در مجلسى سخن لغوى بگوید تا دیگران را با آن بخنداند، به جهنمى که بین آسمان و زمین است افکنده مى شود.
اى ابا ذر، واى بر کسى که در سخنانش دروغ بگوید تا گروهى را بخنداند، و سه بار فرمود واى بر او.
اى ابا ذر، هر که سکوت اختیار کرد نجات یافت، بر تو باد به سکوت هرگز دروغى از دهانت خارج نشود، عرض کردم: یا رسول اللّه، شخصى که عمدا دروغ گفته توبه اش چیست؟ فرمود: اداى نماز پنجگانه و طلب آمرزش از خدا گناه آن را مى شوید.
۱۴۱- باب جواز دروغ در اصلاح بین مردم و عدم جواز راستگویى در فساد
۱- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: در سفارشهاى پیغمبر (ص) به على (ع) هست: یا على، خداوند دروغ را براى اصلاح بین مردم دوست مى دارد و راستگویى را که سبب فساد شود نمى پسندد، تا آن جا که فرمود: یا على در سه مورد دروغ گفتن نیکوست، ۱- حیله کردن در جنگ، ۲- وعده دادن به همسر خود، ۳- اصلاح بین مردم.
۲- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) فرمود: در سه جا دروغ گفتن نیکوست، ۱- حیله در جنگ، ۲- وعده دادن به همسر خویش، ۳- اصلاح بین مردم. و در سه مورد راست گفتن زشت است، ۱- در سخن چینى بین مردم، ۲- آگاه کردن شخص از جریان خانواده اش به آنچه که دوست ندارد، ۳- تکذیب کردن شخصى را در خبرى که مى دهد، فرمود: همنشینى با سه گروه دل را مى میراند، ۱- همنشینى با فرومایگان، ۲- گفتگو با زنان، ۳- همنشینى با ثروتمندان.
۳- امام صادق (ع) فرمود: اصلاح کننده «بین دو نفر یا دو جمعیت» دروغگو نیست.
۴- حسن صیقل گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: از امام باقر (ع) در باره قول حضرت یوسف (ع) که فرمود: «اى کاروان شما دزد هستید» براى ما روایت شده که آن حضرت فرموده است: به خدا قسم آنها دزدى نکردند و یوسف هم دروغ نگفت، و همچنین در باره آنچه که ابراهیم (ع) فرمود «بلکه بزرگشان این کار را کرده بپرسید از آنها اگر حرف مى زنند» فرموده است سوگند به خدا آنها آن کار را نکرده اند و ابراهیم هم دروغ نگفت؟ امام صادق (ع) فرمود: اى صیقل نظرتان در این مورد چیست؟ عرض کردم جز تسلیم به رأى شما ما نظر دیگرى نداریم، راوى گوید: پس آن حضرت فرمود: خداوند دو چیز را دوست و دو چیز را دشمن دارد خرامیدن «با غرور راه رفتن» در بین دو صف (از لشکر اسلام و کفر را) دوست دارد و دروغ را در اصلاح بین مردم مى پسندد، و خرامیدن در راهها و کوچه ها، و دروغ را در غیر اصلاح مردم دشمن دارد، بنا بر این ابراهیم (ع) که فرمود: «بلکه این کار را بزرگشان کرده» قصد اصلاح داشت، و براى راهنمایى بر این که آنها چنین کارى نمى توانند انجام دهند، و یوسف هم قصد اصلاح داشت.
۵- عیسى بن حسان گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: گوینده هر دروغى روزى مورد سؤال قرار خواهد گرفت.
۱- شخصى که در جنگ حیله کند گناهى بر او نیست، ۲- کسى که قصد اصلاح بین دو نفر را دارد و به یکى از آنها غیر آنچه که به دیگرى گفته بگوید و با این دروغ اراده اصلاح بین آنها را داشته باشد، ۳- کسى که به همسرش وعده اى بدهد که بعدا قصد انجام آن را نداشته باشد.
۶- امام صادق (ع) فرمود: سخن بر سه گونه است، راست، دروغ، و اصلاح بین مردم «راوى گوید» عرض شد قربانت گردم، منظور از اصلاح بین مردم چیست؟ فرمود: از کسى در باره شخص دیگر سخنى مى شنوى که اگر آن سخن به او برسد رنجیده مى شود، پس تو او را دیدار کرده و بر خلاف آنچه که شنیده اى بگویى از فلانى در باره خوبى تو چنین و چنان شنیدم.
۷- امام صادق علیه السلام فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: شخص مصلح دروغگو نیست، سپس این آیه را خواند أَیّتُهَا الْعِیرُ إِنّکُمْ لَسارِقُونَ آنگاه فرمود: قسم به خدا آنان سرقت نکردند و یوسف هم دروغ نگفت، آنگاه این آیه را خواند بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ سپس فرمود: سوگند به خدا آنها آن کار را نکرده بودند و ابراهیم هم دروغ نگفت.
۸- امام صادق (ع) فرمود: در مورد شخصى که از او اجازه ورود خواستند و او به کنیزش گفته که بگو این جا نیست، فرمود: عیب ندارد این دروغ نیست.
۹- در حدیثى امام صادق (ع) فرمود: به اصحابم چنین چنان ابلاغ کن، و به ایشان چنین و چنان ابلاغ کن راوى گوید عرض کردم، نمى توانم این جملات را عینا حفظ کنم، آنچه که یاد گرفته ام مى گویم، و بهتر از آن نمى توانم حفظ کنم، فرمود: اشکال ندارد زیرا مصلح دروغگو نیست.
۱۰- امام رضا (ع) فرمود: همانا مرد به برادر دینى اش سخن راستى بگوید تا وى را برنجاند، چنین شخص نزد پروردگار کذاب به شمار آید، و همانا مرد به برادر دینى خود دروغ بگوید و قصدش از دروغ، سود رساندن به او باشد، وى نزد خدا راستگو به شمار آید.
۱۱- على (ع) فرمود: نشانه ایمان است که راستگویى را در جایى که به تو ضرر دارد بر دروغى که برایت سود دارد ترجیح بدهى، و بیش از علمت سخن نگویى، و در سخن گفتن در باره دیگران از خدا پروا داشته باشى.
۱۴۲- باب در احکام گمان
۱- عبد الاعلى مولى آل سام گوید: امام صادق (ع) برایم حدیثى بیان فرمود:
من به او عرض کردم: فدایت شوم، آیا هم اکنون براى من چنین و چنان نپنداشتى؟ فرمود: نه، و این سخن بر من گران آمد، عرض کردم آرى به خدا سوگند پنداشتى، فرمود: نه، به خدا قسم نپنداشتم، راوى گوید باز این حرف بر من گران آمد، عرض کردم: چرا به خدا سوگند آن را گفتى، فرمود: آرى آن را گفتم مگر نمى دانى در قرآن مجید هر گمانى دروغ به شمار آمده است.
۱۴۳- باب تحریم دو رو و دو زبان بودن
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر که با مسلمانان با دو رو و دو زبان برخورد کند، روز قیامت برانگیخته مى شود در حالى که در یک سر دو زبان آتشین دارد، و در روایت دیگر چنین نقل شده است که هر که با مردم حضورا با چهره اى و غیابا با چهره دیگر برخورد کند. روز قیامت ....
۲- امام باقر (ع) فرمود: چه بد بنده اى است آن بنده اى که داراى دو رو و دو زبان است برادر همکیش خود را در حضور ستایش و در غیابش از وى غیبت کند، اگر ثروتى یا موقعیّتى نصیب برادرش شود به او حسد برد، و چون گرفتار شود یارى اش نکند.
۳- در عقاب الاعمال به روایت فوق چنین اضافه: شده چه بد بنده اى است بنده اى که عیبجو و خرده گیر باشد، روبرو با چهره اى و پشت سر با چهره دیگر باشد.
۴- عبد الرحمن بن حمّاد در حدیثى «که آن را به معصوم رسانده» گوید:
که خداوند متعال به عیسى بن مریم (ع) فرمود: اى عیسى زبان و قلبت در نهان و آشکار یکى باشد، همانا ترا از نفس خودت بر حذر مى دارم، و این آگاهى براى تو کافى است که در یک دهن دو زبان نشاید. و در یک غلاف دو شمشیر نگنجد، و در یک سینه دو دل نباشد. و ذهن انسان نیز چنین است. «دو اعتقاد مخالف در یک ذهن جاى نگیرد» ۵- على (ع) فرمود: پیغمبر (ص) فرموده است کسى که دوروست، روز قیامت مى آید در حالى که یک زبانش از پشت سرش بیرون آمده است و زبان دیگر از پیش رویش و آتشى از آن دو برآید که بدنش را بسوزاند، آنگاه گفته مى شود این همان است که در دنیا داراى دو رو و دو زبان بود و با این وضع در روز رستاخیز معرفى مى شود.
۶- پیغمبر (ص) فرمود: بدترین مردم در روز قیامت نزد خداوند کسى است که در دنیا دو رو باشد.
۷- پیغمبر (ص) فرمود: هر که در دنیا دو رو باشد، در قیامت داراى دو زبان از آتش خواهد بود.
۸- پیغمبر (ص) در خطبه اى فرمود: هر که در دنیا داراى دو رو و دو زبان باشد، روز قیامت دو چهره و دو زبان از آتش خواهد داشت.
۹- عبد اللّه بن ابى یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: هر که با مردم با چهره اى دیدار نماید و با چهره دیگر از آنها عیب جویى کند، روز قیامت مى آید با حالتى که در سرش دو زبان از آتش دارد.
۱۰- على (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که برادر مؤمنش را در رو برو بستاید و پشت سر از وى غیبت کند، پیمان برادرى بین آنها گسسته مى شود.
۱۴۴- باب تحریم قهر کردن از مؤمن و استحباب سبقت در آشتى کردن
۱- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: بیش از سه روز قهر و جدایى جایز نیست.
۲- امام صادق (ع) فرمود: در قهر هیچ گونه خیرى نیست.
۳- مفضّل در ضمن سفارشى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم مى فرمود: چون دو نفر از یک دیگر با قهر جدا شوند یکى از آنها سزاوار برائت و لعنت است، و چه بسا هر دو سزاوار آن باشند، معتب «یکى از دوستان مخصوص آن حضرت» گفت:
قربانت گردم آن که ستمگر باشد سزایش همین است، امّا تقصیر مظلوم چیست؟

فرمود: چون او هم برادرش را به آشتى دعوت نکرده، و حرفهاى او را نادیده نگرفته است. از پدرم شنیدم که مى فرمود: چون دو نفر با هم ستیز کنند و یکى بر دیگرى غالب آید، باید مظلوم به نزد رفیق ظالم خود رود و به او بگوید: اى برادر من ستمگر هستم، تا قهر و جدایى بین آنها از میان برود، همانا خداوند حکیم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم مى ستاند.
۴- ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع) در باره مردى که با خویشاوندى خود به خاطر این که مذهب حقّ را نمى شناسد «شیعه نیست» قطع رابطه کند سؤال کردم فرمود: سزاوار نیست که خویشاوندى را قطع کند.
۵- داود بن کثیر گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود که پدرم فرمود:
پیغمبر (ص) فرموده است: هر گاه دو نفر مسلمان از همدیگر با قهر جدا شوند و سه روز در آن حال بمانند و آشتى نکنند، هر دو از اسلام خارج شوند و بین آنان دوستى دینى نمى ماند، پس هر کدام از آنها براى آشتى و سخن گفتن بر دیگرى سبقت جوید، در روز رستاخیز جلوتر از دیگرى به بهشت خواهد رفت. ۶- امام صادق (ع) فرمود: مادام که دو مسلمان با هم قهر هستند شیطان خشنود است، و چون آشتى کنند، زانوهاى شیطان بلرزد و بندهایش از هم گسیخته شود، و فریاد زند واى بر او «خود شیطان» از آنچه که بدو از هلاکت رسد.
۷- پیغمبر (ص) فرمود: براى هیچ مسلمانى جایز نیست که بیش از سه روز از برادر دینى خود قهر کند.
۸- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) در حدیث مناهى مسلمانان را از قهر و جدایى نهى فرموده است، پس اگر کسى ناچار از جدایى باشد، بیش از سه روز نباید از برادرش دورى جوید، و هر که بیش از سه روز از برادر دینى اش جدا شود، آتش براى او سزاوارتر است.
۹- پیغمبر (ص) فرمود: براى مسلمان جایز نیست که بیش از سه روز از برادر دینى اش قهر کند و از وى جدا شود.
۱۰- امام باقر (ع) فرمود: هر گاه دو نفر مؤمن از هم قهر کنند و بیش از سه روز از یک دیگر جدا شوند، من در روز سوم از آنها بیزارم، عرض شد، این سزاى ظالم است، جرم مظلوم چیست؟ فرمود: چرا مظلوم نزد ظالم نرفت تا بگوید من ستمکارم تا آشتى کنند.
۱۱- پیغمبر (ص) فرمود: براى هیچ مسلمانى جایز نیست که از برادر همکیش خود قهر کند و بیش از سه روز از وى دورى گزیند، و هر کدام از آنان که براى آشتى پیشقدم باشد در رفتن به بهشت مقدمتر است.
۱۲- ابو ذر گوید که پیغمبر (ص) در نصیحتى به او فرمود: اى ابا ذر، از جدایى و قهر با برادر دینى خود بپرهیز، زیرا هیچ عملى با قهر پذیرفته نیست. اى ابا ذر، من ترا از جدایى منع مى کنم و اگر ناچار شدى، نباید جدایى ات سه روز کامل باشد پس هر که در خلال سه روز جدایى از برادرش بمیرد، آتش براى او سزاوارتر است.
۱۴۵- باب تحریم آزار رساندن به مؤمن
۱- هشام بن سالم گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: خداى عزّ و جل فرماید: آن که بنده مؤمن مرا بیازارد به من اعلان جنگ دهد. و هر که بنده مؤمن مرا اکرام نماید از خشم و غضب من آسوده خاطر باشد.
۲- مفضّل بن عمر گوید که امام صادق (ع) فرمود: چون روز قیامت شود، منادى از جانب خدا فریاد زند، آنان که از دوستان من روگردانده بودند کجایند؟
گروهى بر مى خیزند که رخسارشان گوشت ندارد، پس گفته شود، اینها کسانى هستند که به مؤمنین آزار رسانده، و با آنان دشمنى کرده و عناد ورزیده اند و در امور دینى آنها را با تندى سرزنش کردند، سپس دستور داده شود که آنها را به دوزخ ببرند.
۳- روایت فوق با سند دیگر چنین بیان شده: به خدا سوگند اینها کسانى بودند که در گفتارشان با مؤمنین یکى بوده ولى حقوق آنان را منع کردند، و اسرار مؤمنین
را فاش نمودند.
۱۴۶- باب تحریم اهانت به مؤمن و خوار داشتن او
۱- امام باقر (ع) فرمود: چون پیغمبر (ص) را به معراج بردند، عرض کرد پروردگارا رتبه و منزلت مؤمن در پیش تو چگونه است؟ فرمود: اى محمد، هر که به یکى از دوستان من اهانت کند، آشکارا به جنگ من برخاسته و من به یارى دوستانم از همه شتابانترم.
۲- معلّى بن خنیس گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: خداوند تبارک و تعالى فرماید: هر که به یکى از دوستان من اهانت نماید در جنگ با من کمین کرده است، و من با سرعت تمام دوستانم را یارى مى کنم.
۳- امام صادق (ع) فرموده است که پیغمبر (ص) فرمود: خداى عز و جل فرموده است: هر که به یکى از دوستان من اهانت کند محققا در جنگ با من کمین کرده است.
۴- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) در حدیث مناهى فرموده است: هر که به فقیر مسلمانى بى اعتنایى کند، به حقوق الهى بى اعتنایى کرده و خداوند روز قیامت به او بى اعتنایى مى کند، مگر این که توبه کرده باشد.
۵- پیغمبر (ص) فرمود: هر که به فقیر مسلمانى اکرام کند، روز قیامت خداوند از او راضى خواهد بود. آگاه باشید هر که برادر مسلمانش را اکرام کند خداى عز و جل او را گرامى مى دارد.
۶- امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل مى کند: که پیغمبر (ص) فرمود:
هر که مؤمنى را به خاطر فقر و تنگدستى اش خوار شمارد و یا او را تحقیر کند، خداوند روز قیامت وى را رسوا و مفتضح مى کند.
(حدیث ۷ مانند حدیث ۶ مى باشد)
۸- ابو بصیر گوید امام صادق (ع) فرمود: هرگز مؤمن فقیرى را حقیر و ناچیز نشمارید، زیرا هر که مؤمنى را کوچک یا سبک و پست شمارد، خداوند او را کوچک شمارد و همواره نسبت به او خشمناک باشد، تا این که از کوچک شمردن مؤمنان دست بردارد و به آنها احترام کند، و یا این که توبه کند، و فرمود:
هر که مؤمنى را به سبب تنگدستى و فقرش پست شمارد و تحقیر کند، روز قیامت خداوند او را در برابر خلایق رسوا مى کند.
۹- ابراهیم بن عمر یمانى گوید: امام صادق (ع) فرمود: هر که توانایى کمک بر برادر دینى خود داشته باشد، ولى دست از یارى او کشیده و خوارش کند، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار گرداند،
۱۰- پیغمبر (ص) در یکى از خطبه هایش فرمود: هر که مسلمان فقیرى را به خاطر فقرش خوار و پست شمارد، خدا را کوچک شمرده است، و همواره مورد خشم و غضب خداوند است تا این که او را راضى کند، و هر که فقیر مسلمانى را گرامى بدارد، روز قیامت خداوند را شاد و خندان دیدار مى کند. سپس فرمود: هر که بر فقیرى ستم کند یا بر او تعدّى نماید، یا او را حقیر شمارد، خدا در روز قیامت وى را به شکل آدمکى به اندازه مورچه محشور گرداند تا این که داخل آتش دوزخ شود.
۱۱- پیغمبر (ص) از قول جبرئیل نقل فرمود که خداوند فرموده است: هر که به یکى از دوستان من اهانت کند، آشکارا به جنگ من برخاسته است.
۱۲- پیغمبر (ص) فرمود: اى بسا فرد ژولیده موى و غبار آلود که جامه هاى کهنه بر تن دارد و در خانه ها خاک نشین است. هر گاه مرا به خدا سوگند دهد، به او نیکى مى کنم و خواهش او را انجام مى دهم.
۱۴۷- باب تحریم ذلیل شمردن و تحقیر مؤمن
۱- معلى بن خنیس گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: خداى عزّ و جل فرموده است: آن که بنده مؤمن مرا ذلیل شمارد به من اعلان جنگ نموده است، و هر که بنده مؤمن مرا اکرام کند، از خشم و غضب من آسوده خاطر خواهد بود.
۲- امام صادق (ع) مى فرماید: که پیغمبر (ص) فرموده است: چون پروردگارم مرا به معراج برد از پشت پرده حجاب به من وحى فرمود و بدون واسطه با من سخن گفت و فرمود: اى محمد هر که یکى از دوستان مرا خوار نماید، در جنگ با من کمین کرده است، و هر که با من جنگ کند، با او بجنگم، گفتم:
خدایا این دوست تو کیست؟ زیرا مى دانم هر که با تو بجنگد با او مى جنگى خداوند به من فرمود: این دوست من کسى است که براى تو و وصى تو و فرزندانت به ولایت و دوستى از او پیمان گرفته ام.
۳- امام صادق (ع) مى فرماید که پیغمبر (ص) فرمود: خداى عز و جل فرموده است: هر که بنده مؤمن مرا خوار نماید آشکارا به جنگ با من برخاسته است.
۴- امام صادق (ع) مى فرماید: هر که مؤمنى را به خاطر تنگدستى و فقرش پست و کوچک بشمارد، خداوند روز قیامت او را در برابر مردم رسوا و مفتضح گرداند.
۵- امام صادق (ع) فرمود: هر که مؤمنى را خوار شمارد چه مستمند باشد یا غیر مستمند. خداى عز و جل پیوسته وى را خوار دارد و بر او خشمناک است تا آنگاه که از تحقیر کردن آن مؤمن بازگردد «و به او احترام نماید».
۶- امام صادق (ع) مى فرماید: که پیغمبر (ص) فرمود: خداى عزّ و جل فرموده است: آن که بنده مؤمن مرا خوار دارد به من اعلان جنگ داده است.
۷- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مى کند که علىّ (ع) فرمود: براى هیچ مسلمانى شایسته نیست که مسلمانى را به وحشت اندازد.
۸- امام صادق (ع) مى فرماید: که پیغمبر (ص) فرمود: خداى عز و جل فرموده است: با کسى که بنده مؤمن مرا به ذلّت کشاند در ستیزم و به یارى دوستانم از همه چیز شتابانترم.
۱۴۸- باب تحریم سبک شمردن مؤمن
۱- ابو هارون گوید: در حضور امام صادق (ع) بودم، خطاب به گروهى که حاضر بودند فرمود: شما چرا ما را سبک مى شمارید؟ مردى از اهل خراسان برخاست و گفت پناه مى بریم به خدا از این که شما و یا چیزى از اوامر شما را سبک بشماریم. حضرت فرمود: آرى تو یکى از آنهایى هستى که مرا سبک شمردى، آن شخص گفت به خدا پناه مى برم از این که شما را کوچک بشمارم، فرمود: واى بر تو آیا حرف فلانى را نشنیدى؟ وقتى که نزدیک جحفه بودیم و او خسته بود و از تو درخواست کرد که به اندازه یک میل راه او را با خود ببرى، به خدا سوگند سرت را به سوى او نگرداندى و او را سبک شمردى، هر که مؤمنى را سبک شمارد، ما را سبک شمرده و حرمت خدا را ضایع نموده است.
۱۴۹- باب تحریم قطع صله ارحام
۱- امام باقر (ع) فرمود: که على (ع) فرموده: وقتى که مردم پیوند خویشاوندى را قطع کنند ثروت در دست اشرار قرار مى گیرد.
۲- على (ع) فرمود: از جمله گناهانى که سبب مرگ زودرس مى شود، قطع رحم است.
۳- عنبسة بن عابد گوید: شخص پیش امام صادق (ع) آمد و از خویشاوندانش
شکایت کرد، حضرت به او فرمود: خشمت را فرونشان و این کار را بکن (همیشه خشمت را فرونشان) عرض کرد: آنها هر چه مى خواهند مى کنند، فرمود: آیا تو هم مى خواهى مثل آنها باشى؟ تا خداوند به شما توجه نکند.
۴- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است. «از خویشاوندت» قطع رحم نکن اگر چه از تو بریده باشد،
۱۵۰- باب تحریم جمع آورى موارد لغزشهاى مؤمن براى عیب گرفتن از او
۱- امام صادق (ع) فرمود: دورترین بنده از درگاه خداوند کسى است که در حال دوستى و برادرى با دیگرى لغزشهاى وى را به خاطر بسپارد تا روزى او را براى آن لغزشها سرزنش کند.
۲- امام باقر (ع) فرمود چیزى که بیش از همه بنده را به کیفر وادارد این است که شخص با دیگرى پیمان برادرى در دین بسته باشد ولى لغزشها و خطاهاى او را شمارش کند تا روزى وى را در مورد آنها نکوهش کند.
۳- اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
پیغمبر (ص) فرموده است: اى گروهى که به زبان ایمان آورده ولى ایمان به دلتان نرسیده است مسلمانان را مذمّت نکنید، و در جستجوى عیوب آنها نباشید زیرا هر که در جستجوى عیوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عیبهاى اوست.
و خداوند چنین فردى را رسوا گرداند گر چه در خانه اش باشد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: پست ترین چیزى که شخص به سبب آن از ایمان خارج مى شود آن است که مرد با همکیش خود دوستى کند و لغزشها و خطاهاى او را بشمارد تا روزى او را در مورد آنها نکوهش نماید.
۱۵۱- باب نهى از عیبجویى و سرزنش مؤمن
۱- امام صادق (ع) فرمود: هر که مؤمنى را به خاطر گناهى سرزنش کند نمى میرد تا این که خودش مرتکب همان گناه شود.
۲- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که عمل زشتى را فاش کند، مانند کسى است که آن را آغاز کرده و انجام داده است و هر که مؤمنى را به سبب چیزى سرزنش کند، نمى میرد تا این که خودش مرتکب آن شود.
۳- امام صادق (ع) فرمود: هر که مؤمنى را ملامت کند در دنیا و آخرت مورد نکوهش خدا قرار مى گیرد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هر که به منظور عیبجویى به دیدن برادرش برود، خدا در دنیا و آخرت او را نکوهش کند.
۵- امام صادق (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که عمل زشتى را فاش کند، مانند کسى است که آن را آغاز کرده و انجام داده است و هر که مسلمانى را به گناهى ملامت کند، نمى میرد مگر این که خودش مرتکب آن شود.
۱۵۲- باب تحریم غیبت کردن از مؤمن
۱- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است مؤمن کسى است که مؤمنین او را بر جان و مال خودشان امین دانند، و مسلمان کسى است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند؛ و مهاجر کسى است که از گناهان دورى جوید و آنچه را که خدا حرام نموده ترک نماید و همچنین ستم کردن، خوار داشتن، و غیبت نمودن، و طرد کردن مؤمن، بر مؤمن حرام است.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر که در داد و ستدش به مردم ستم نکند و در گفتارش به آنان دروغ نگوید، و در وعده اى که به مردم مى دهد خلف وعده ننماید، از کسانى است که غیبتش بر دیگران حرام، مروّتش کامل، و عدالتش ظاهر است، دوستى و برادرى چنین شخص بر دیگران واجب است.
۳- حرث بن مغیره گوید امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان، و چشم و آینه و راهنماى اوست. نسبت به او خیانت نمى کند، فریبش نمى دهد، بر او ستم روا نمى دارد وى را دروغگو نمى پندارد، و از او غیبت نمى کند.
۴- فضیل بن یسار گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمى کند، و او را خوار نمى دارد.
۵- امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمى کند، خوارش نمى دارد، غیبت او را نمى کند، وى را فریب نمى دهد، و از عطایا محرومش نمى کند.
۶- امام صادق (ع) فرمود: هر که در مورد مؤمنى آنچه را که دیده و یا شنیده براى دیگران بازگو کند، جزء کسانى است که خداى عز و جل در باره آنها فرموده است: «آنان که مى خواهند در باره مؤمنین عمل زشتى را اشاعه دهند براى آنان عذاب دردناک است» .
۷- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: تأثیر غیبت در نابودى دین شخص مسلمان از اثر مرض خوره در درونش سریعتر است.
- پیغمبر (ص) فرمود: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا وقتى که صحبت نکند، عرض کردند یا رسول اللّه، آن صحبت چه باشد؟ فرمود: غیبت کردن.
۹- ابو ذر گوید: پیغمبر (ص) در یکى از نصایحش به من فرمود: اى ابا ذر، از غیبت کردن بپرهیز زیرا غیبت بدتر از زناست. عرض کردم یا رسول اللّه چرا چنان است؟ فرمود: براى این که زناکار اگر توبه و استغفار نماید، خدا توبه اش را مى پذیرد. ولى گناه غیبت بخشوده نمى شود مگر این که صاحبش عفو نماید.
اى ابا ذر، دشنام دادن به مسلمان فسق، و جنگ با او کفر است، غیبت کردن از او سرپیچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است، عرض کردم یا رسول اللّه غیبت چیست؟ فرمود: در باره برادرت چیزى بگویى که او خوش ندارد. عرض کردم یا رسول اللّه اگر آنچه که گفته مى شود در او باشد چطور؟
فرمود بدان که هر گاه در باره او چیزى بگویى که در او هست از او غیبت کرده اى و اگر چیزى بگویى که در او نیست، به او بهتان بسته اى.
۱۰- پیغمبر (ص) فرمود: بهشت بر سه گروه حرام است، ۱- آنان که
بر دیگران منّت گذارند. ۲- کسانى که از دیگران غیبت کنند. ۳- آنان که دایم الخمر باشند.
۱۱- پیغمبر (ص) فرمود: آیا مردم در روز قیامت جز بر اثر نتیجه زبانشان براى چیز دیگر هم سرنگون به آتش انداخته مى شوند؟
۱۲- امام باقر (ع) فرمود که پیغمبر (ص) فرموده است: دشنام دادن به مؤمن فسق، و جنگ با او کفر است، غیبت کردن از او سرپیچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است.
۱۳- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: که در حدیث مناهى پیغمبر (ص) مردم را از غیبت کردن، و سخن چینى، و گوش دادن به آنها نهى نموده است، و فرمود: هیچ سخن چینى به بهشت نمى رود، و از غیبت کردن و گفت و شنودى که انسان را از خدا دور مى کند نیز نهى کرده است. آنگاه فرمود:
هر که غیبت مرد مسلمانى بکند روزه اش باطل و وضویش شکسته مى شود، و در روز قیامت بیاید در حالى که از دهن او بویى گندیده تر از مردار پخش مى گردد که سبب آزار اهل قیامت مى شود، و اگر قبل از توبه کردن بمیرد در حالى مرده که حرام خدا را حلال دانسته است. آگاه باش هر کس غیبت برادر دینى اش را در مجلسى بشنود و از او دفاع کند و غیبت را ردّ نماید خداوند هزار نوع شر را در دنیا و آخرت از او دفع مى کند و اگر قدرت دفع داشته باشد ولى از وى دفاع نکند، کیفر گناهش هفتاد برابر گناه غیبت کننده خواهد بود.
۱۴- امام صادق (ع) فرمود: غیبت عبارت است از گفتن چیزى در باره برادر دینى که خدا آن را بر او پوشیده نگهداشته است و اگر چیزى را که در او وجود ندارد به او
نسبت دهى بهتان به شمار مى آید.
۱۵- امام صادق (ع) فرمود: زنازاده را سه نشانه است: ۱- زشتى پیشگاهش (یعنى همنشینى با او زشت است) ۲- به زنا اشتیاق دارد. ۳- ما اهل بیت را دشمن مى دارد.
۱۶- نوف بکالى گوید: در صحن مسجد کوفه خدمت امیر مؤمنان (ع) رسیدم و سلام عرض کردم. حضرت جواب سلام را فرمود، گفتم: یا امیر المؤمنین مرا موعظه اى بفرما، فرمود: اى نوف نیکى کن تا به تو نیکى کنند، تا این که فرمود ... عرض کردم بیشتر موعظه فرما، فرمود: از غیبت اجتناب کن زیرا غیبت خورش سگهاى جهنم است سپس فرمود: اى نوف کسى که به وسیله غیبت کردن گوشت مردم را بخورد، به دروغ گمان کرده که حلال زاده است.
۱۷- امام رضا (ع) از پدرش نقل مى کند که امام صادق (ع) فرمود: خانه اى را که در آن گوشت باشد و گوشت چربى را خدا دوست ندارد، راوى گوید: عرض کردند یا ابن رسول اللّه ما گوشت را دوست داریم، و خانه ما خالى از گوشت نیست، فرمود آن طورى که شما فکر مى کنید نیست، بلکه مقصود از خانه اى که گوشت دارد، خانه اى است که در آن به وسیله غیبت کردن گوشت مردم را بخورند، و منظور از گوشت چربى کسى است که در راه رفتن تکبّر و خودنمایى و فخر از خود نشان دهد.
۱۸- پیغمبر (ص) فرمود: غیبت، کیفرش شدیدتر از زناست عرض کردند یا رسول اللّه چرا چنین است؟ فرمود: چون زناکار اگر توبه نماید خدا توبه اش را مى پذیرد، امّا غیبت کننده توبه مى کند ولى خداوند از او نمى پذیرد تا کسى که وى از او غیبت کرده است او را عفو نماید. و در جاى دیگر از جابر نقل شده که پیغمبر (ص) فرمود: از غیبت کردن بپرهیزید، زیرا غیبت از زنا هم بدتر است، و سپس دنباله حدیث را مانند حدیث بالا بیان فرمود:
۱۹- پیغمبر (ص) فرمود: آیا آگاه نکنم شما را به چیزى که از زنا هم بدتر است، و آن عبارت است از این که شخص از برادرش بد گویى کند (با غیبت کردن)
۲۰- امام صادق (ع) فرمود: کسى را که با چشم خود ندیده اى مرتکب گناه شود، و در نزد تو دو نفر علیه او گواهى نداده اند، چنین شخص عادل است و شهادتش پذیرفته مى شود گر چه در باطن گناهکار هم باشد، هر که از او غیبت بکند از دوستى خدا خارج و جزء دوستان شیطان است، سپس از اجدادش نقل مى کند که پیغمبر (ص) فرمود: هر که از مؤمنى با صفاتى که در او هست غیبت کند خداوند در بهشت هرگز آنها را یک جا جمع نمى کند و هر که از مؤمنى با صفاتى که در او نیست غیبت کند تعهدات دینى میان آنان منقطع و غیبت کننده در آتش همیشگى است و چه بدجایى است آن آتش.
۲۱- پیغمبر (ص) فرمود: هر که از برادر مسلمانش غیبت بکند، روزه اش باطل و وضویش شکسته مى شود، و اگر در آن حال بمیرد در حالى مرده که حرام خدا را حلال دانسته، تا این که فرمود: هر که براى یارى دادن و کمک رساندن به برادرش قدم بردارد، ثواب جهادگران در راه خدا را دارد. و هر که در جستجوى عیب و کشف اسرار برادرش گام بردارد، نخستین گامى که برمى دارد در جهنم خواهد گذاشت، و خداوند در پیش آفریدگان اسرار او را فاش مى کند. و هر که در انجام خواسته هاى خویشاوندانش قدم بردارد، خداوند پاداش صد شهید به او عطا فرماید.
و اگر از وى چیزى بخواهند و او با جان و مال خواسته خویشاوندان را برآورده کند براى هر قدمش چهل میلیون حسنه است و مقامش چهل میلیون درجه بالا رود، مثل این که صد سال خدا را عبادت کرده، و هر که براى فساد بین خویشاوندان و قطع رحم از آنها قدم بردارد، خداوند بر او غضبناک شود و در دنیا و آخرت بر او لعنت فرستد، و گناهش به اندازه معصیت کسى است که قطع رحم کرده باشد.
۲۲- امام صادق (ع) فرمود: غیبت عبارت است از این که در باره برادرت بگویى آنچه را که خداوند پنهان نگهداشته، و اگر صفاتى را که در او نیست بیان کنى، شامل فرمایش خداست «البته بهتان و گناه آشکار را متحمل گردید» .
۱۵۳- باب تحریم تهمت زدن بر مرد مؤمن و زن مؤمن
۱- ابن ابى یعفور گوید: امام صادق (ع) فرمود: هر کس بر مرد یا زن مؤمن به آنچه در آنها نیست بهتان ببندد، خداوند در روز رستاخیز او را در موضع طینت خبال برانگیخته و نگه دارد. تا از عهده آنچه گفته بیرون آید، راوى گوید عرض کردم «طینت خبال» چیست؟ فرمود: چرکى است که از فرج زنان بدکاره بیرون آید.
۲- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مى کند که پیغمبر (ص) فرمود: هر که بر مرد یا زن مؤمن تهمت بزند، و یا چیزى را که در آنها نیست به آنان نسبت دهد، در روز رستاخیز خدا او را بر تلّى از آتش بر پا نگه دارد تا از عهده آنچه گفته است بیرون آید.
۱۵۴- باب موارد جواز غیبت کردن
۱- داود بن سرحان گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: غیبت چیست؟ فرمود:
غیبت عبارت است از گفتن چیزى در مورد امور دینى برادرت که وى انجام نداده و انتشار چیزى بر علیه او که خداوند آن را برایش مخفى نگه داشته و حدّى اقامه نکرده است.
۲- عبد الرحمن بن سیابه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود:
غیبت آن است که در باره برادرت چیزى بگویى که خداوند بر او پوشانده است، امّا گفتن امور ظاهرى مانند صفات تند خویى، شتابزدگى و مانند آنها، غیبت نیست، ولى گفتن چیزى را که در او نیست بهتان و افتراست.
۳- یحیى ازرق گوید: که امام موسى کاظم (ع) به من فرمود: هر که پشت سر مردى چیزى را که در اوست و مردم هم مى دانند بگوید از او غیبت نکرده است، و اگر صفاتى را ذکر کند که در اوست ولى مردم نمى دانند از او غیبت کرده و اگر صفاتى را که در او نیست بگوید به او بهتان زده است.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هر گاه فاسق فسق خود را آشکار کند، در بین مردم آبرو ندارد، و غیبتش جایز است
۵- امام صادق (ع) از پدرش نقل مى کند که آن حضرت فرمود: سه شخص بین مردم آبرو ندارند ۱- بدعت گذار ۲- رهبر ستمگر، ۳- فاسقى که آشکارا فسق نماید.
۶- امام صادق (ع) در مورد آیه لا یُحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلّا مَنْ ظُلِمَ خداوند دوست نمى دارد بلند کردن صدا به بدى را مگر در مورد کسى که مورد ستم واقع شده باشد. فرمود: هر که گروهى را به مهمانى دعوت کند ولى از آنها خوب پذیرایى نکند جزء ستمگران است، و آنچه مهمانان از بدى پذیرایى او بازگو کنند، گناهى ندارد.
۷- در تفسیر مجمع البیان در تفسیر آیة: لا یُحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلّا مَنْ ظُلِمَ امام صادق (ع) فرمود: چون بر کسى مهمان وارد شود و او از مهمان خوب پذیرایى نکند. براى مهمان اشکال ندارد پذیرایى بد میزبان را بازگو کند، (یعنى غیبت محسوب نمى شود)
۱۵۵- باب وجوب جبران کیفر غیبت کردن با حلال طلبى و استغفار
۱- امام صادق (ع) فرمود: از پیغمبر (ص) پرسیدند: کفّاره غیبت چیست؟
فرمود: از خدا طلب آمرزش کنى براى کسى که از او غیبت کرده اى هر وقت او را به یاد آرى.
۱۵۶- باب وجوب ردّ غیبت مؤمن و تحریم شنیدن آن
۱- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مى کند: که در وصیّت پیغمبر (ص) به على (ع) است: اى على هر که در نزد او از برادر مسلمانى غیبت شود و او قادر بر یارى اش باشد (با ردّ غیبت) و یارى نکند، خدا در دنیا و آخرت او را خوار گرداند.
۲- امام باقر (ع) فرمود: هر که نزد وى از برادر مؤمنش غیبت شود و او به یارى و کمکش بشتابد و از او دفاع کند، خداوند در دنیا و آخرت وى را یارى کند و اگر به کمک و یارى اش نشتابد و از او دفاع نکند با این که قدرت کمک دارد، خداوند در دنیا و آخرت وى را حقیر و ناچیز گرداند.
۳- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که از آبروى برادر مسلمانش دفاع کند، بى شکّ بهشت برایش واجب مى شود.
۴- امام صادق (ع) فرمود: هر گاه مؤمنى به مؤمن ستمدیده اى کمک کند، ارزش این کارش از روزه یک ماه و اعتکاف در مسجد الحرام برتر است، اگر توانایى کمک دارد و برادر مؤمنش را یارى دهد خدا در دنیا و آخرت او را نصرت عطا فرماید. هر گاه در حال توانایى بر یارى او، او را یارى نکند و خوارش کند، خداوند در دنیا و آخرت وى را خوار گرداند.
۵- پیغمبر (ص) فرمود: هر کس غیبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع کند و جلو غیبت از او را بگیرد خدا هزار نوع شرّ را در دنیا و آخرت از او دور مى کند، و اگر جلو غیبت را نگیرد، بلکه خوشش هم بیاید، گناه و کیفرش به اندازه معصیت غیبت کننده خواهد بود.
۶- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که آبروى برادر مسلمانش را حفظ کند بى شک بهشت براى او نوشته شود کسى که برایش کار نیکى انجام داده اند باید جبران کند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشکر کند، اگر این کار را هم نکند کفران نعمت کرده است.
۷- ابو درداء از پدرش نقل مى کند که مردى نزد پیغمبر (ص) در باره شخص دیگر سخنى گفت. یکى از خویشاوندان آن شخص از او دفاع کرده و گفته آن مرد را ردّ کرد، آنگاه حضرت فرمود: هر که از آبرو و حیثیّت برادرش دفاع کند مصون از آتش دوزخ خواهد بود.
۸- پیغمبر (ص) در نصیحتى به ابو ذر فرمود: اى ابا ذر، هر که غیبتى را از برادر مؤمنش دفع کند، سزاوار آن است که خداوند او را از آتش دوزخ آزاد کند.
اى ابا ذر، هر که در نزد او از برادر مؤمنش غیبت شود و او توانایى یارى اش داشته باشد (با رد غیبت) او را یارى کند خداوند در دنیا و آخرت یارى اش فرماید، و هر گاه در حال قدرت بر یارى او، کمکش نکند و خوارش دارد، خداوند در دنیا و آخرت او را خوار گرداند.
۱۵۷- باب تحریم افشاى سرّ مؤمن و عیبجویى از او ...
۱- عبد اللّه بن سنان گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: آیا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آرى، عرض کردم: یعنى شرمگاهش؟ فرمود:
آن طورى که فکر مى کنى نیست، بلکه مراد از عورت، افشاى سرّ مؤمن است.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر که مطلبى را در مورد مؤمنى بازگو کند که قصدش رسوا کردن او و ریختن آبرویش باشد تا از نظر مردم بیفتد، خداوند او را از دوستى خود به دوستى شیطان خارج کند، و شیطان هم او را نپذیرد.
۳- امام صادق (ع) در مورد حدیث «عورة المؤمن على المؤمن حرام»
فرمود:
مراد از عورت آن نیست که مؤمن برهنه شود و تو عضوى از او را ببینى، بلکه عورت عبارت است از این که به ضرر مؤمن سخنى بگویى و یا از او عیبجویى نمایى.
۴- محمد بن فضیل گوید: به امام موسى کاظم (ع) عرض کردم: قربانت گردم، در باره یکى از برادرانم خبرى به من رسیده است که در شأن او نیست از خود وى پرسیدم انکار کرد، در صورتى که گروه موثّقى آن را به من اطلاع داده است. فرمود: اى محمد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تکذیب کن، اگر پنجاه نفر پیش تو قسم بخورند و علیه برادرت گواهى دهند، ولى برادرت خلاف آن را بگوید گفته وى را تصدیق و آنها را تکذیب کن و نباید چیزى را که باعث سرشکستگى اوست و به آبرو و حیثیّت او لطمه مى زند در مورد او منتشر کنى زیرا در این صورت جزء کسانى هستى که خدا در باره آنان فرموده است: «آنان که دوست دارند زشتکارى در باره مؤمنین فاش گردد براى آنها در دنیا و آخرت عذاب
دردناکى است» .
۵- پیغمبر (ص) فرمود: هر که کلام زشتى را بشنود و آن را انتشار دهد مانند کسى است که آن را انجام داده، و هم چنین افشاکننده کلام خوب مانند انجام دهنده آن است.
۶- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است. هر که عمل زشتى را منتشر کند کیفرش مانند شروع کننده آن است، و هر که مؤمنى را به سبب چیزى سرزنش کند، نمى میرد تا این که خودش مرتکب آن شود.
۷- فیض بن مختار گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: وقتى که به حضرت عیسى (ع) مائده نازل شد به حواریون گفت بدون اجازه من از مائده نخورید، ولى یکى از آنها از مائده خورد دیگران به عیسى گفتند یا روح الله فلانى از مائده خورد، عیسى از وى پرسید آیا تو از مائده خوردى؟ گفت: نه، حواریون گفتند چرا یا روح اللّه به خدا قسم وى از مائده خورد، حضرت عیسى فرمود:
برادرت را تصدیق، و چشمت را تکذیب کن.
۱۵۸- باب تحریم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او
۱- عبد الرحمن بن حجّاج گوید: موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر که به هم دشنام دهند فرمود: آن که به دشنام آغاز کرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه
رفیقش به گردن اوست تا زمانى که از مظلوم عذرخواهى نکرده است.
۲- امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبیله بنى تمیم خدمت پیغمبر (ص) آمد و عرض کرد: به من نصیحتى بفرما. از جمله نصایح آن حضرت این بود، که به مردم ناسزا نگویید زیرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مى شود.
۳- امام باقر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او کفر و خوردن گوشتش بوسیله غیبت کردن معصیت مى باشد و مال او مانند خونش محترم است.
۴- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: کسى که به مؤمن ناسزا بگوید همچون کسى است که در پرتگاه هلاکت باشد.
۵- امام باقر (ع) فرمود: هر که از ریختن آبروى مردم خوددارى کند، خداوند در روز قیامت او را عفو فرماید، و هر که خشم خود را از مردم منع کند و جلو خشم خود را بگیرد خداوند عذاب روز رستاخیز را از او باز دارد.
۱۵۹- باب تحریم بد نام کردن مؤمن و سوء نیت داشتن به او
۱- امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به کفر مرد دیگر گواهى نمى دهد، (بگوید تو کافرى یا اى کافر) جز این که به یکى از آن دو برگردد، اگر بر کفر کافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر کفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمى گردد بنا بر این از طعنه زدن به مؤمنان بپرهیزید.
۲- ابو حمزه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى فرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگوید اف (واى بر تو) از پیوند (دینى) با او خارج مى شود، و چون به او بگوید تو دشمن منى یکى از آنها کافر شوند، و خداوند از مؤمنى که نسبت به برادر مؤمنش نیّت بد در دل دارد هیچ عملى را نمى پذیرد.

۳- امام باقر (ع) فرمود: هر کس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام کند) با بدترین مرگها خواهد مرد و سزاوار است که به خیر و سعادت بازنگردد.
۴- امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شکوه و بزرگوارى خویش آفریده، و هر که آنان را طعنه زند و یا عقیده شان را مردود شمرد بى شکّ خدا را ردّ کرده و چنین شخص از فضل الهى بى بهره مى باشد و این کار یکى از دامهاى شیطان است.
۵- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خویش آفریده، بنا بر این هر که مؤمنى را طعن زند و یا سخن او را مردود شمرد، بى شک خدا را ردّ کرده است.
۱۶۰- باب تحریم لعن کردن کسى که نباید او را لعن کرد.
۱- امام صادق (ع) فرمود: هنگامى که لعن از دهن گوینده اش بیرون آید، بین گوینده و لعن شونده در هوا مردّد مى ماند، اگر لعن شونده را سزاوار یافت بر او
فرود مى آید، و الّا به گوینده اش باز مى گردد؛ و گوینده به آن سزاوارتر است، بنا بر این از لعن کردن مؤمن بپرهیزید زیرا به خودتان باز مى گردد.
۲- حدیث ۲ از امام باقر (ع) با اندک تفاوتى مانند حدیث ۱ نقل شده است.
۱۶۱- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او
۱- امام صادق (ع) فرمود: چون مؤمن به برادر دینى خود تهمت بزند ایمان در قلبش آب شود مانند نمک در آب.
۲- عمر بن یزید از پدرش نقل کرده: که شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود:
هر که به برادر دینى خود تهمت بزند احترام میان آنها از بین مى رود و هر که با برادر دینى خود مانند باقى مردم رفتار کند، از آنچه که خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بیزار و برکنار شده است.
۳- امام صادق (ع) فرمود: که على (ع) فرموده است: گفتار و کردار برادرت را حمل بر نیکى کن، مگر این که کارى از او سربزند که نتوانى توجیه کنى، و به گفتار او تا جایى که مى توان حمل بر نیکى کرد سوء ظن نبر،
۱۶۲- باب تحریم ترساندن مؤمن و لو با نگاه
۱- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: هر که به مؤمن طورى نگاه کند که وى را بترساند، خداى عزّ و جل در روزى که سایه اى جز سایه
«رحمت» نیست (روز قیامت) او را بترساند.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر که مؤمنى را از سلطانى بترساند به این که از طرف سلطان بدى به او مى رسد، و نرسد او در آتش دوزخ است و هر که مؤمنى را از آسیب سلطانى بترساند و آسیب به وى برسد، ترساننده با فرعون و خاندان او در آتش دوزخ خواهد بود.
۳- على (ع) فرمود: بر هیچ مسلمانى جایز نیست که مسلمانى را بترساند.
۱۶۳- باب تحریم کمک به قتل و اذیت مؤمن گر چه با کلمه اى باشد
۱- از امام صادق (ع) روایت شده است: در روز رستاخیز مردى نزد مرد دیگرى مى آید و او را به خونش آغشته مى کند و مردم سرگرم حسابند، آن مرد مى گوید با من چه کار دارى و چرا مرا خون آلود کردى؟ مى گوید چون تو در دنیا قاتل مرا علیه من یارى دادى و من کشته شدم.
۲- امام صادق (ع) فرمود: هر کس با کوچکترین کلمه اى بر ضرر مؤمن اقدام کند، روز قیامت خداى را دیدار کند در حالى که این جمله در پیشانى اش نوشته شده، این شخص از رحمت ناامید است.
۳- امام باقر (ع) فرمود: روز رستاخیز شخصى در عرصه محشر حاضر مى شود و یک شیشه خون به او مى دهند و مى گویند این سهم تو از خون فلانى است، مى گوید پروردگارا تو مى دانى که من خونى نریخته ام و مرا خودت قبض روح کردى، خداوند مى فرماید: آرى، ولى آیا تو از فلانى فرزند فلان چنین و چنان نشنیدى پس آن را بازگو کردى تا این که گفتارت به فلانى رسید و او به سبب گفته هاى تو آن مرد را کشت و این نصیب تو از خون اوست.
حدیث ۴ مانند حدیث ۲ است، فقط در جمله آخر: (نومید از رحمت من است) قید نشده است.
۱۶۴- باب تحریم سخن چینى و تفرقه افکنى
۱- امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) به اصحاب خود فرموده است: آیا شما را از شرورترینتان آگاه نکنم: عرض کردند: چرا، یا رسول اللّه، فرمود: آنان که براى سخن چینى قدم بردارند، و بین دوستان تفرقه اندازند و از کسانى که عیب ندارند عیب جویى کنند.
۲- امام باقر (ع) فرمود: بهشت بر دروغ پردازان و کار آگاهانى که سخن چینى کنند حرام است.
۳- علىّ (ع) فرمود: بدترین شما کسانى اند که سخن چینى کنند، و بین دوستان تفرقه اندازند، و از آنان که عیب ندارند عیبجوئى کنند.
۴- ابو ذر گوید: پیغمبر (ص) در نصیحتى به من فرموده است: اى ابا ذر، قتّات به بهشت نمى رود، عرض کردم: یا رسول اللّه، قتّات کیست؟ فرمود: سخن چین.
اى ابا ذر، سخن چین در آخرت از عذاب الهى آسوده نخواهد بود.
اى ابا ذر، هر که در دنیا، دو رو و دو زبان باشد، در آتش دوزخ داراى دو چهره خواهد بود اى ابا ذر، گفتار در انجمنها امانت است، انتشار دادن راز برادرت خیانت است پس از این کار دورى کن، و از حضور در مجلسى که سبب لغزش گردد نیز بپرهیز ۵- على (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: چهار گروهند که دوزخیان را با وجود گرفتاریهاى خودشان که از آب داغ دوزخ مى نوشند آزار مى دهند، و فریادشان به وا ویلا وا هلاکا بلند است. بعضى از دوزخیان از بعضى مى پرسند، گناه این چهار گروه چیست؟ که ما با وجود این همه گرفتارى از عذاب آنان نیز رنج مى بریم، یکى از آنها در تابوتى از آتش گداخته آویزان است، دیگرى احشاى درونى اش بیرون آمده و آنها را با خود مى کشد، آن یکى چرک و خون از دهنش جارى است، آن دیگرى گوشت بدنش را مى خورد.
از صاحب تابوت آتشین مى پرسند که جرم این دور از رحمت خدا چیست؟ که عذاب او ما را با همه بدبختى و عذاب که داریم نیز آزار مى دهد، مى گویند این دور از رحمت الهى موقع مرگ اموالى از مردم را با این که توانایى بازپرداخت نداشت بر ذمّه گرفته بود. سپس از آن که احشاى درونى اش کشیده مى شد پرسیدند، که جرم این ملعون چیست که وضع دلخراش او بر گرفتارى و شدت آزار ما افزوده است. مى گویند این محروم از رحمت الهى، کسى بود که ادرار به هر کجاى بدنش مى رسید باکى نداشت (رعایت نجاست و پاکى نمى کرد) آنگاه از آن که چرک و خون از دهنش مى آید مى پرسند، که این یکى چه کرده و گناهش چیست؟ که همچنان ما را با همه گرفتاریهاى خود به زحمت انداخته، مى گویند:
این یکى مسخرگى مى کرد و از کلمات زشت استفاده مى نمود و آنها را به کسى نسبت مى داد و آن را حکایت مى کرد. سپس از آن که گوشت بدنش را مى خورد سؤال کردند که این دور از رحمت الهى چه کرده است؟ با همه بدبختیها که از گناهان خود داریم از عذاب وى نیز در رنجیم، مى گویند: این محروم از رحمت الهى گوشت مردم را مى خورد (با غیبت کردن) و سخن چینى مى کرد. ۶- پیغمبر (ص) فرمود: هر که بین دو نفر دست به سخن چینى بزند، خداوند در قبر آتشى بر او مسلّط گرداند که تا قیامت او را بسوزاند و چون از قبر بیرون آید، خدا اژدهاى سیاهى را بر او مسلط کند که وى را نیش زند تا این که داخل آتش دوزخ گردد.
۷- امام صادق (ع) فرمود: سه نفر هرگز به بهشت نخواهند رفت: ۱- شخص بى باک در خونریزى، ۲- دایم الخمر (کسى که همیشه شراب مى نوشد) ۳- سخن چین.
۸- على (ع) فرمود: بهشت بر سه کس حرام است: ۱- آن که به دیگران منّت گذارد، ۲- آن که سخن چینى کند، ۳- آن که دایم الخمر باشد.
۹- امام موسى کاظم (ع) فرمود: بهشت بر سه کس حرام است: ۱- سخن چین، ۲- دایم الخمر، ۳- و آن که ناموسش را در اختیار دیگر گذارد و او فاجر و گنهکار است.
۱۰- امام صادق (ع) به منصور فرمود: از کسى که بهشت بر او حرام و جایگاهش آتش است هیچ سخنى را در باره خویشاوندان و خدمتکاران خانواده ات نپذیر، زیرا سخن چین دروغگوى آشکار، و در ایجاد دشمنى بین مردم شریک شیطان است. چون خداوند متعال فرمود: «اى کسانى که ایمان آورده اید اگر فاسقى خبرى براى شما آورد جستجو نمایید مبادا از روى نادانى به گروهى آسیب رسانید و سپس بر عمل خود پشیمان شوید» البتّه بر تو واجب است، نسبت به کسى که خویشاوندى اش از تو قطع کرده صله رحم کنى و به کسى که ترا محروم کرده عطا و بخشش کنى و کسى را که به تو ستم کرده عفو نمائى چون پاداش نیکى، صله رحم نیست، بلکه صله رحم آن است که اگر خویشاوندان از تو بریدند تو صله رحم بجاآورى
۱۱- امام صادق (ع) فرمود: چهار شخص به بهشت نخواهد رفت: ۱- پیشگو، ۲- منافق، ۳- دایم الخمر، ۴- سخن چین.
۱۲- امام صادق (ع) فرمود: حضرت موسى (ع) در مناجات با پروردگارش شخصى را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد خدایا، این شخص کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند فرمود: این کسى است که همواره به پدر و مادرش نیکى نموده، و هرگز سخن چینى نکرده است.
۱۳- امام صادق (ع) فرمود: خداوند تبارک و تعالى به موسى (ع) وحى کرد که یکى از یارانت علیه تو سخن چینى کرده، از او بپرهیز، عرض کرد خدایا من که او را نمى شناسم مرا آگاه کن تا او را بشناسم، خطاب شد اى موسى من سخن چینى را بر او عیب مى گیرم ولى تو مرا مکلّف به سخن چینى مى کنى، موسى گفت خدایا پس چه کنم؟ خطاب آمده اى موسى یارانت را به گروههاى ده نفرى تقسیم کن و بین آنها قرعه بکش، البته قرعه به نام گروهى اصابت خواهد کرد که سخن چین در بین آنهاست و به همین ترتیب قرعه کشى را ادامه بده تا قرعه به نام سخن چین اصابت کند، موسى (ع) گوید: وقتى که سخن چین قرعه کشى را دید از جا برخاست و گفت: اى پیغمبر خدا، سخن چین من بودم، و سوگند یاد مى کنم که هرگز آن را تکرار نکنم.
۱۴- حذیفه گوید: از پیغمبر (ص) شنیدم که مى فرمود: سخن چین هرگز داخل بهشت نمى شود.
۱۶۵- باب استحباب نگاه کردن به اولاد صالح پیغمبر (ص)
۱- امام رضا (ع) فرمود: نگاه کردن به فرزندان ما عبادت است. راوى گوید:
عرض کردم: یا ابن رسول اللّه، نگاه کردن به فرزندان شما، یا همه اولاد پیغمبر (ص)؟ حضرت فرمود: نگاه کردن به همه فرزندان پیغمبر (ص) تا جایى که از روش رسول اللّه جدا نشده و خویشتن را به گناه آلوده نکرده اند عبادت است.
۱۶۶- باب استحباب نگاه کردن به پدر و مادر و به قرآن و به روى عالم
۱- محمد بن علىّ بن حسین گوید: که در روایت آمده است: نگاه کردن به کعبه، و هم چنین به پدر و مادر، و به قرآن حتى بدون قرائت، و نگاه کردن به روى عالم، و به اولاد رسول اللّه (ص) عبادت است

برگرفته از پایگاه : books۱.blogfa.com

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.