آداب و دعاهای وضو ۱۳۹۰/۰۲/۲۶ - ۸۸۷ بازدید


دعاهای وضو :

و سزاوار آن است که در حالت وضو رو به قبله بنشینی و در حین نظر کردن به آب بگویی :
امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودندکه : هر گاه از برای وضو ساختن دست در آب وارد کردی، بگو:


دعاهای وضو :

و سزاوار آن است که در حالت وضو رو به قبله بنشینی و در حین نظر کردن به آب بگویی :
امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودندکه : هر گاه از برای وضو ساختن دست در آب وارد کردی، بگو:
بسم الله و بالله ، اللهم اجعلنى من التوابین ، و اجعلنى من المتطهرین .
بنام خدا، و به یاری خدا، خداوندا مرا از توبه کنندگان و از پاکیزه گان قرار ده .

دعای هنگام وضو :
روایت شده است از امام جعفر صادق علیه السّلام که فرمودند :
روزی امیرالمؤمنین علیه السّلام با فرزند خود محمّد حنفیّه - رضی الله عنه - نشسته بود که گفت : ای محمّد برای من ظرفی از آب بیاور تا برای نماز وضو سازم. پس محمّد حنفیّه امتثال امر پدر بزرگوار نمود و برای وضوی آن حضرت آب آورد. پس حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام از آن آب به دست راست خود برداشتند و بر دست چپ ریختند و در آن حین این دعا را خواندند:
بسم الله و الحمدلله الّذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا ؛
تبرّک می جویم در ابتدای این فعل به نام پروردگار خود، و سپاس و ستایش خدایی را که آب را پاک و پاک کننده گردانید (تا به آن خود را از آلودگی ها پاک سازیم)، و آن را نجس نگردانید ( که ما نتوانیم خود را به آن پاک سازیم). گفت : بعد از آن، حضرت استنجا فرمودند، یعنی در مقام تطهیر عورتین در آمدند و در آن حین این دعا را می خواندند:
اللّهمّ حصن فرجی ، و اعفه ، و استر عورتی ، و حرّمنی علی النّار ؛
خدایا نگاه دار عورت مرا از ملامست به بدن نامحرم ، و نظر افتادن غیر بر آن ، و بپوشان عورت مرا از چشم مردم ، و مرا بر آتش دوزخ حرام گردان . گفت : بعد از آن مضمضه کردند یعنی سه مرتبه به دست مبارک آب در دهان کردند، و در آن حین مبادرت به خواندن این دعا فرمودند:
اللّهم لقّنی حجّتی یوم القاک ، و اطلق لسانی بذکراک ؛
خدایا مرا تفهیم کن و حجت مرا به زبان من ده روزی که به موقف لقای تو در آیم ( تا به آن توسّل جویم به جواب آنچه از من پرسند)، و گویائی ده زبان مرا به ذکر خود تا همیشه به آن مشتغل باشم. گفت : بعد از آن استنشاق کردند یعنی سه مرتبه به دست مبارک آب در بینی کردند و در آن حین این دعا را خواندند :
اللّهمّ لا تحرّم علی ریح الجنّه ، و اجعلنی ممّن یشمّ ریحها و روحها و طیبها ؛
خدایا بر من نسیم بهشت را حرام مگردان، و مرا از جمله ی آن کسانی که استشمام آن می کنند و از نکهت و بوی خوش آن دِماغ جان را معطّر می سازند قرار بده . گفت : بعد از آن روی مبارک را شستند و در حال شستن این دعا را خواندند:
اللّهمّ بیّض وجهی یوم تسودّ فیه الوجوه و لا تسوّد وجهی یوم تبیضّ فیه الوجوه ؛
خدایا مرا روزی که بندگان گناهکار تو از خجلت بسیاری گناه خود سیاه رو می شوند، سفید رو گردان و مرا روزی که بندگان نیکو کردار تو در جزای حسن کردار سفید رو می باشند، سیاه رو مگردان . بعد از آن دست راست را شستند، و این دعا را خواندند :
اللّهمّ اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسیرا ؛
خدایا در موقف عرصات نامه ی اعمال مرا به دست راست من بده ، (و از تقصیرات من که مقتض نامه به دست چپ دادن باشد در گذر) و خلود بهشت عنبر سرشت را به آسانی به من ارزانی دار، و چون مرا در معرض حساب آری حساب مرا به آسانی و سهولت انجام ده. بعد از آن دست چپ را شستند و این دعا را خواندند:
اللّهمّ لا تعطنی کتابی بشمالی و لا تجعلها مغلوله الی عنقی و اعوذبک من مقطّعات النّیران ؛
خدایا در موقف عرصات نامه ی اعمال مرا به دست چپ من مده، و آن را طوق گردن من مگردان، و پناه می برم به رحمت و مغفرت تو از جامه هائی که از قطعه قطعه ی آتش فراهم شده است . و بعد از آن مسح سر کردند و این دعا را خواندند:
اللّهمّ غشّنی رحمتک و برکاتک ؛
خدایا رحمت و برکات نعمت خود را شامل من ساز. بعد از آن پاها را مسح کردند و این دعا را خواندند:
اللّهمّ ثبّتنی علی الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام و اجعل سعیی فیما یرضیک عنّی ؛
خدایا مرا بر پل صراط بر پای دار، و قدم های مرا از لغزیدن بر آن نگاه دار و همه ی سعی مرا بر امری که متضمّن رضای تو از من باشد، مصروف بدار. بعد از آن سر مبارک بالا کردند و به جانب محمّد حنفیّه نظر افکنده، فرمودند که : ای محمّد، هر بنده از بندگان مؤمن که وضو سازد مثل این وضویی که من گرفتم و بگوید مثل آنچه من گفتم در هر وقت، هر آینه خداوند در جزای عمل او به ازاء هر قطره از قطرات آبی که در آن وضو صرف کرده است، تا روز قیامت ملکی که تقدیس و تسبیح و تکبیر او می کرده باشد، بیافریند ، و ثواب عمل او را تا روز قیامت در نامه ی اعمال آن بنده ی مؤمن ثبت گردانند، و ذلک فضل الله یوتیه من یشاء ( مفتاح الفلاح . ص ۴۱ – ۴۴(

کتاب شریف (( مفتاح الفلاح )) تألیف محمّد عامِلی ( شیخ بهایی ) رحمه الله می باشد.
* اندکی از کلمات و عبارات کتاب مفتاح الفلاح، با ادبیات روان تری نوشته شده است و با متن اصلی کتاب تفاوت ناچیزی دارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.