آداب و سبک غذا خوردن ۱۳۹۸/۴/۹ - ۱۴۹ بازدید

با سلام و عرض ارادت و احترام
حقیر به دلیل علاقه ای که به دین مبین اسلام و معصومین (ع) دارم ، خیلی دوست دارم که مطابق فرامین ان بزرگواران عمل نمایم ، لطفا یک برنامه غذایی مورد سفارش اسلام را برای حقیر تنظیم و ارسال نمایید . مخصوصا وعده ی صبحانه برایم خیلی مهم است چون به دلیل مشکل معده ای که دارم ، اغلب صبحانه نمیخورم و با معده خالی به سر کار می روم ، چون با خالی بودن معده تا حدودی راحت ترم ولی از یکجایی به بعد خالی بودن معده اذیت می کند اما اغلب خوردنی ها هم باعث اذیت شدن معده می شود . لازم به ذکر است که حقیر هم مشکل نفخ شکم و گاها ضعف در معده دارم و علاوه بر ان مشکل کبد چرب هم دارم . ضمنا اعتقاد چندانی هم طب مدرن ندارم ، چون داروهای ان ، یک جا را برای مدتی درست می کند و در عوض هشت جا را دچار مشکل می کند . لطفا از فرمایشات ایمه (ع) برنامه و رژیمی غذایی به حقیر ارایه کنید و ساعات مناسب خوردن و هر انچه برای سلامتی جسم و روح در این زمینه مفید است بیان نمایید . همچنین با توجه به اینکه حقیر ، معلم هستم و دانش اموزان زیادی دارم ، چنانچه صلاح بدانید ، نکات ارایه شده از طرف شما را برای استفاده دانش اموزان نیز در اختیارشان می گذارم .
با تشکر
التماس دعا

دوست گرامی. مطالبی را درباره تغذیه و آداب غذا خوردن برای شما درج کرده ایم که امیدواریم مفید باشد.
ملا صدرا فرموده است انسان جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است. یعنی همین جسم است که تبدیل به روح می شود و ادامه پیدا می کند. ماده به روح و مجرد تبدیل می شود. مجرد از ماده شروع شده و ادامه پیدا می کند. بدن چنین که در یک حالت اعتدالی مناسب قرار گرفت درچهار ماهگی کم کم زنده می شود و روح پیدا می کند و اینطور نیست که روح در خارج از بدن ما وجود داشته باشد و از خارج چیزی به جنین اضافه شود. خود بدن به روح تبدیل می شود و زنده می شود. روی این اصل ما باید به یک فرایند خیلی مهم توجه کنیم و آن این است که تمام سلوک معنوی و روحی انسان از تغذیه شروع می شود و این غذا است که به علم و معرفت و شهود و حیات و زنده بودن وجاودانه شدن تبدیل می شود. در اینجا اهمیت غذا روشن می شود. سلوک از غذا شروع می شود. غذای حرام و نجس و خبیث انرژی منفی دارد و مانع سلوک است چون نمی تواند به علم و فکر و دانش و معرفت تبدیل شود . این انرژی تنها در غذای حلال و پاک و طیب وجود دارد. پس سالک در غذا خوردن خود باید خیلی دقت داشته باشد و خوب بخورد و پاک بخورد و حلال بخورد و زیاد هم نخورد چون جسم و روح و عقل و دل را سنگین می کند و باز مانع حرکت می شود. به چند نکته مهم درباره تغذیه در خودسازی و سلوک اشاره می کنیم: ۱- چرا بخوریم: جسم‌ انسان‌، هم‌چون‌ مرکبى‌ است‌ که‌ روح‌ را حمل‌ مى‌کند واختلال‌ در کار این‌ مرکب‌، اختلال‌ در کار روح‌ پدید مى‌آورد. بنابراین خوردن‌ و آشامیدن‌ از لوازم‌ اصلى‌ استمرار حیات‌ مادى‌ انسان‌ است‌ و بدون‌ آن‌، هیچ‌ انسانى‌ قادر به‌ انجام‌ تکالیف‌اساسى‌ خویش‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌یابى‌ نخواهد شد. علت اصلی تغذیه از نگاه اسلام، قوت گرفتن برای بندگی خدا است. از آن روی در برخى‌ روایات‌ به‌ نقش‌ ابزارى‌ خوردن‌ در راستاى‌ عبادت‌ و انجام‌ فرائض‌ و تکالیف‌ اشاره‌ شده‌ است‌. درروایتى‌ از پیامبر اکرم‌…‌ چنین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌: خدایا در نان‌ به‌ ما برکت‌ عطا کن‌، و بین‌ ما و نان‌ جدایى‌ میفکن‌، چرا که‌ اگر نان‌ نباشد قادر به‌ اداى‌ نماز و گرفتن‌ روزه‌ و انجام‌ فرایض‌ پروردگارمان‌ نخواهیم‌ بود.۲از امام‌ صادق‌(ع) نیز روایت شده‌: بنیان‌ جسم‌ بر نان‌ نهاده‌ شده‌ است‌.۳ هنگامى‌ که‌ مردى‌ از ابوذر درباره‌ برترین‌ اعمال‌ پس‌ از ایمان‌ پرسش‌ کرد وى‌ پاسخ‌ داد: نماز وخوردن‌ نان‌! آن‌ مرد با شگفتى‌ به‌ ابوذر نگریست‌، وى‌ ادامه‌ داد: اگر نان‌ نباشد خداوند عبادت‌ نمى‌شود. مراد ابوذر این‌ بود که‌ انسان‌ براى‌ کسب‌ توانایى‌ انجام‌ عبادت‌ به خوردن نان و قوت بدن نیاز دارد. با توجه‌ به‌ این‌ گونه‌ روایات‌، هدف‌ انسان‌ مؤمن‌ از خوردن‌ غذا، آماده‌سازى‌ جسم‌ براى‌ انجام‌ تکالیف‌ عبادى‌ وفرایض‌ دینى‌ است‌ و این‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ خوردن‌، به‌ مراتب‌ والاتر از نگاه‌ طبیعى‌ به‌ آن‌ است، اینکه کسی بگوید غذا می خوریم تا سیر شویم. ۱- حلال بخوریم: پرهیز از حرام خواری و گناه دو پایه اصلی سلوک الی الله و از شرایط اصلی خودسازی است، به گونه ای که بدون آن امکان موفقیت در خودسازی وجود ندارد. مومن همیشه در تغذیه خود می اندیشد و مراقب است که چه می خورد، به خلاف کافر که برایش فرقی نمی کند غذایش حلال باشد یا حرام. قرآن کریم مورد کافران می فرماید: والّذیـن کـفـروا یـتمتعون و یاکلُون کَما تاکُل الانعام والنار مثوی لهم - کافران از متاع زودگذر دنیا بهره می‌گیرند و همچون چهارپایان می‌خورند و آتش جایگاه آنان است. (سوره محمد، آیه ۱۲) توضیح آنکه حیوانات علف می خورند بی آنکه بدانند از کجا آمده ، حلال است یا حرام ؟ غصبی است یا مباح ؟ کافران نیز غـذا مـی خـورنـد بـی آن کـه بـه رجـس و پـلیـدی و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابه ای دارند. مؤ منان که به تاثیر اخلاقی و معنوی غذا توجه دارند، مقید به رعایت غذای پاکیزه و حـلال مـی بـاشـند. مردی خدمت پیامبر(ص ) گفت : دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز. خدای متعال به مـؤمـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـای پـاکـیـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم ؛ ای مومنان ! از روزی پـاکـیـزه کـه بـه شـمـا دادیم بخورید.(بقره، ۱۷۲) و در برخی آیات ارتباط تنگاتنگی بین غذای پـاکـیزه و عمل صالح دیده می شود. کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا؛ از غذاهای پاکیزه بـخـوریـد و عـمـل صـالح انـجـام دهـیـد.(مومنون، ۵۱) زیـرا هـمـچـنـان کـه سـخـن پـاکـیـزه ، عـمـل صـالح را بـه آسـمـان عـروج مـی دهد، غذای پاکیزه نیز انسان را در جهت کسب کمالات مـعـنـوی و حـفـظ ارزش هـای اخـلاقـی یاری می بخشد و به مانند باران پاکیزه موجب رویش سبزه ها و گل های معطر در وجود آدمی می گردد. امام حسین (ع ) با اشـاره بـه یـکـی از عـلل رفتار پست و ناهنجار کوفیان در کربلا می فرماید: قد مُلئت بطونکم من الحرام؛ شکم های شما از حرام پر شده است. در قرآن کریم آمده: از تـو (ای پـیـامـبـر) مـی پـرسـنـد چـه چـیـز بـرای آنـان حلال است ؟ بگو: غذاهای پاکیزه برای شما حلال است. یسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطیبات. (مائده، ۴) از آیه زیر استفاده می شود که شرط بندگی خدا خوردن غذای حلال است. فـَکـلوا مـِمـّا رزقـکـم الله حـلالا طـیـّبـا و اشـکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون. پس ، از آنچه خدا روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر بنده او هستید. ( نحل، ۱۱۴) ۳- چه مقدار بخوریم: در باب تغذیه بعد از حلال خوری چیزی به مانند کم خوری برای اهل مراقبه و خودسازی مفید نیست. البته منظور از کم خوری حفظ تعادل و به اندازه خوری است، زیرا افـراط و تـفـریـط در رسـانـدن غـذا بـه بـدن هر دو ضرر و مفسده دارد. امام رضا(ع ) با تشبیه بدن به زمین می فرماید: بدن انسان ، بسان زمین پاک و آماده برای زراعت است که اگـر در آبـادانی و آبدهی بدان، مراقبت شود، به گونه ای که آب، نه فراوان تر از نیاز بدان برسد تا آن را غرقاب و باتلاق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به تـشـنـگـی گـرفـتـار سازد، آبادانی اش استمرار می یابد. اما اگر از آن غفلت شود، به تباهی می گراید و علف هرز در آن می روید؛ بدن چنین حکایتی دارد و تدبیر آن در خوراک و پوشاک چنین است. پـرخـوری و نـیز خوردن پس از سیری، بدن را باتلاق تجمع میکرب ها می سازد و موجب تباهی تن، قساوت قلب و کودنی می شود. پیامبر(ص ) فرمود: مؤ من در یک شکم چیز می خورد و کافر در هفت شکم. امام علی (ع ) فرمود: عادت به پرخوری انواع دردها را به همراه دارد. و همچنین فرمود: از پرخوری پرهیز کنید، چرا که مایه تباهی تن است. بهترین رمز سلامتی آن است که انسان با وجود اشتها به غذا از آن دست بکشد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فرمود: اگر می خواهی سالم بمانی و از پزشک بی نـیـاز شـوی ، چهار امر را رعایت کن:
۱. اگر میل به غذا نداری نخور.
۲. تا زمانی که سیر نـشـده ای و اشـتـهـا بـاقـی اسـت دسـت از غـذا بـکـش.
۳. غـذا را پـس از جـویـدن کامل در دهان، فرو بده.
۴. قبل از خواب قضای حاجت کن. رسـول خـدا(ص) فـرمـود: کـل وانـت تـشـتـهـی وامـسـک وانـت تـشـتـهـی؛ زمـانـی کـه مـیـل بـه غـذا داری غـذا بـخـور و در حـالی کـه هـنـوز میل و اشتها به خوردن داری، دست از خوردن بکش. مفهوم این روایت آن است که احساس گرسنگی برای مومن سازنده است و همیشه باید گرسنگی را به همراه داشته باشد. امـام رضـا(ع ) فـرمود: لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم؛ اگر مردم در خوردن غذا میانه رو باشند، بدن های آنان اعتدال پیدا می کند. ( وسائل الشیعه ، باب ۱ ، حدیث ۳۰۴۳۷) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: هیچ ظرفی را فرزند آدم پر نکرد که بدتر از ظرف شکم باشد در حالیکه برای ادامه زندگی او چند لقمه کافی است. ما ملاء آدمی وعاء شرا من بطن حسب الادمی لقیمات یقمن صلبه (سفینه البحار، اکل، ص۲۵) و همچنین پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: کسی که کمتر غذا بخورد بدنش سالم و قلبش با صفا است، افراد پر خور بدنی مریض و قلبی با قساوت دارند. من قل طعمه صح بدنه و صفا قلبه و من کثر طعمه سقم بدنه و قسی قلبه ( سفینه، اکل، ص۲۵) در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم: نزدیکترین حالات بنده به خدا وقتی است که گرسنه باشد و مبغوض ترین حالت او وقتی است که شکم خود را پر کرده باشد.... و اقرب ما یکون العبد من الله اذا جاع بطنه و ابغض ما یکون العبد الی الله اذا متلاء بطنه ( وسائل،ج۱۶، ص۴۰۷) ۴- چه موقع بخوریم: بـرخی روایات به دو وعده اشاره دارند. امام صادق فرمود: صبحانه و شام بخور و در فـاصـله مـیان آنها چیزی نخور، چرا که موجب تباهی تن است، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: و آنان (بهشتیان ) صبحگاهان و شامگاهان، روزی ویژه خویش را دارند. بـرخـی بـر یک وعده و آن هم صبحانه تاءکید دارند، امام صادق (ع) فرمود: مؤ من را بـایـسـتـه اسـت تـا غـذا نخورده، از خانه بیرون نرود، چرا که این کار به او استواری بیشتر می بخشد. بـرخـی دیـگـر بـه خـوردن شـام بـویـژه بـرای افـراد سـالخـورده سـفـارش مـی کند. رسـول خـدا(ص) می فرماید: خوردن شام را وامگذارید... من بر امت خویش از این بیمناکم که از واگذاردن شام، پیری به سراغشان آید، چرا که شام ، موجب نیرومندی پیر و جوان است. و برخی روایات به شام خوردن پیامبران اشاره دارد. امام علی (ع ) فرمود: شام خوردن پیامبران، پس از تاریکی شب بوده است. امام صادق (ع ) فرمود: شام پیامبران پس از نماز عشا می باشد. امـام رضـا(ع ) در روایـتـی هـر ۸ سـاعـت یـک بار وعده غذایی را توصیه می کند. از مجموع این چند دسته روایـات چـنـیـن اسـتـنـبـاط مـی شـود کـه دو وعـده غـذایـی، یـعـنـی اول روز و آخـر روز بـرای خـوردن غـذا کافی است و چنانچه در میان روز بسیار گرسنه شد از مـیان وعده های غذایی یا میوه و مغزها استفاده کند. آنچه در رساله های عملی درباره استحباب غذا خوردن در اول روز و اول شب و خودداری از غذا در بین روز و بین شب آمده، در تایید دو وعده تغذیه است. بنابراین نظریه غالب می بایست روایت امام رضا(ع ) را توجیه کرد. در کنار این روایات ، به روایاتی بر می خوریم که بحث گرسنگی و اشتها را ملاک می دانند و سلامتی انسان را در این می دانند که تا گرسنه نشده غذا نخورد. امـام عـلی (ع ) بـه امـام حـسـن (ع ) فـرمـود: بـر سر سفره نمی نشینی، مگر آن هنگام که گرسنه ای ... اگر این کار را کردی از طبیب بی نیاز می شوی. اسلام رژیم غذایی و تحریم برخی غذاها بر خود را تایید نمی کند. پیامبر(ص ) فرمود: اثنان علیلان ، صحیح محتم و عـلیـل مـخلط؛ دو کس همیشه بیماراند، انسان تندرستی که رژیم می گیرد و از برخی غذاها پرهیز دارد و انسان بیماری که همه چیز می خورد. آنـان کـه خـود را از بـرخـی غـذاهـا مـحـروم مـی کـنـنـد، هـمـیـشـه بـیـمـارانـد، چـون سـلول های اعضا و جوارح، مانند مغز، قلب، کلیه، شش، دست و پا، چشم، گوش، مـو، نـاخـن، پـوسـت و... هـر کـدام نـیازمند غذای خاص خود است که تامین اینها از یک گروه غذایی مشکل است. قـرآن انـسـان هـایـی را کـه بـرخـی غـذاهـا را بر خود حرام می کنند، سرزنش می کند و می فـرمـایـد: (قـل مـن حـرم زیـنه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق . (اعراف : ۳۲) بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده ، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است ؟!)
 
۵- چه بخوریم:

کیفیت و نوع غذا هم اهمیت دارد. گرم بخورد یا سرد. غذاهای سرد جلوی تحرک بدن را می گیرد و انرژی اش منفی است و نمی تواند حرکت ایجاد کند هم در بدن هم در روح و عقل پس باید غذای گرم بخورد.

غذاهای انرژی زا و گرم بهتر به روح و عقل و علم تبدیل می شود تا غذاهای سرد. سردی به مرگ نزدیک تر است از گرمی. مرده سرد است اما زنده گرم است. در میان گوشت ها گوشت گوسفند نر بهتر از همه است. گوشت گاو سرد است و خوب نیست گوشت گوسفند ماده خوب نیست. گوشت پرندگانی که گرم است بهتر است و باید در این زمینه سالک شناخت داشته باشد. غذاهای سبک و زود هضم بهتر از دیر هضم است و بدن را سنگین نمی کند. در میان میوه ها هم همینطور باید دقت کند چه میوه ای بهتر می تواند به روح و علم تبدیل شود و چه خاصیتی دارد از میوه های خیلی سرد خودداری کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.