آداب و موانع ذکر ۱۳۹۸/۰۳/۲۳ - ۳۸۶ بازدید

. در چه صورت ذکر اثار خودشو روی روح و جسم و عالم ملک وملکوت میزاره؟

پرسشگر گرامی ، به نکات زیر توجه نمایید :
ذکر دارای آداب و شرایط و موانعی است که با انجام آدب و دوری از موانع تاثیر خود را بر روح و جسم انسان می گذارد .
الف ) آداب و شرایط ذکر
برای ذکر آداب زیادی گفته اند که مقدمترین و مهمترین آن­ها از این قرارند که لازم است رعایت شوند:
۱- خشوع یعنی توجه و خضوع قلبی و توجه به معانی موردنظر تا آنجا که این معانی در شخص اثر بگذارد و مقاصد و منظورهای ذکر را در نظر بگیرد.
۲- کوتاهی صدا تا آنجا که ممکن است با بیداری تمام و همت کامل تا جائی که باعث تشویق حواس دیگران نشود و این موضوع را آیه ی کریمه در آداب ذکر اشاره فرموده و می فرماید:
( وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَکُن مِّنَ الْغَافِلِینَ ) [ اعراف:۲۰۵ ]
یعنی: « پروردگارت را در دل خود ، با فروتنی ( در برابر خدا ) و هراس ( از او ) و آهسته و آرام ، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن ، و از زمره غافلان مباش . »
۳- اگر ذکر خدا به صورت جمعی باشد خود را از جمع پیش نیندازد و سعی کند عقب هم نماند، قرائت را شروع نکند و صبر کند آن­ها شروع کنند. سپس از اولین کلمه با آن­ها هماهنگی کند [اگر در حین خواندن دعا از جماعت عقب افتاد، آنچه را از دست داده، خود بخواند و خود را به قرائت جماعت برساند و شروع دعایش را بر قرائت جماعت قرار ندهد] .
برای اینکه قرائت تحریف می­شود و صیغه ها تغییر می­کند و به اتفاق همه عقیده دارند که این کار سزاوار نیست.
در احادیث وارد شده است که ذکر دسته جمعی مستحب است. از جمله ی این روایات، حدیثی است که مسلم آن را روایت کرده و گفته است هنگامی که گروهی دور هم می­نشینند و ذکر خدای عزّو جل را می­گویند ملائکه آن گروه را در بر می­گیرند و رحمت خدای تعالی بر آن گروه سایه می­افکند و بر آن گروه آرامش نازل می­شود و خداوند آن­ها را به ملائکه مقربش معرفی می­کند.
و در این باره احادیث زیادی است که از آن جمله اینکه پیامبر اکرم (ص) بر جماعتی وارد شدند که در مسجد ذکر خدا را می­گفتند و ایشان علاوه بر اینکه کار آن­ها را تأیید فرمودند به آن­ها بشارت دادند.[۲] ۴- پاکیزگی لباس و مکان و همچنین است مراعات اماکن متبرکه و روزها و شب­های متبرک، تا اینکه جماعت را به سوی صفای قلب و همت عالیه و خلوص نیت دعوت نماید.
۵- از سخن گفتن بیهوده بپرهیزد و از لغو و شوخی اجتناب نماید و ادب خشوع خود را حفظ کند که لهو و سرگرمی­­های بیهوده فایده ی ذکر و اثر آن را از بین می­برد.
پس چون رعایت این آداب در نظر گرفته شود، آنچه که خوانده شده است منفعت می­بخشد و شخص اثر دعا را به صورت شیرینی در قلب خود احساس می­کند و نوری در روحش می­درخشد و شرح صدر و بلند نظری پیدا می کند و فیض الهی درباره ی او جاری می­شود ان شاء الله. ب ) موانع ذکر
بعضی از موانع ذکر عبارتند :
۱. رفاه زدگى و توجه افراطى به دنیا
از جمله موانع ذکر(یاد خدا)، رفاه زدگى و توجه افراطى به دنیا است . خداى متعال در این باره مى فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکمْ أَمْوَالُکمْ وَلَا أَوْلَادُکمْ عَن ذِکرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْخَاسِرُونَ ؛[سوره اعراف / ۳ ] اى کسانى که ایمان آورده اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.
گرایش به توحید، خدا پرستى و توجه به پروردگار، امرى فطرى است . از آغاز شکفتگى نیروى عقل ، یکى از اندیشه هایى که فکر انسان را به خود مشغول مى دارد همین است که آفریدگار خود را بشناسد و با این حال و با همه کوشش هاى پیامبران الهى ، گروه اندکى راه فطرت و عقل سلیم را بر مى گزینند و در هر عصرى معمولا تعداد گمراهان بیشتر است . خداوند با اشاره به همین حقیقت مى فرماید: قلیلا ما تذکرون ؛ [سوره منافقون آیه / ۹ ] چه اندک پند مى گیرند.
بر این اساس ، خداوند تأثیر گرایش هاى مادى و دنیوى را در جلوگیرى از توجه بیش از حد به اموال و اولاد، روح انسان را آلوده مى سازد و صفا و جلاى آن را از بین مى برد. غفلت از یاد خدا باعث مى گردد که انسان از هدف اصلى حیات باز بماند و به مسایلى که به همین حیات محدود و چند روزه دنیوى مربوط مى شود و تباهى جاودان را در پى دارد مشغول گردد.
براى رسیدن به مقام ذکر واقعى ، انسان باید سعى کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسى را شایسته تر از خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود. ۲. ظاهر بینى و جدى نگرفتن حیات است .
قرآن کریم در این باره مى فرماید .
یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ ؛ [ سوره روم / ۷ ] از زندگى دنیا ظاهرى مى شناسند، و حال آن که از آخرت غافلند.
انسان مؤ من جهان هستى را مخلوق خدایى حکیم و آگاه مى داند و بر این اساس از کنار هیچ موضوعى ، هر چند کوچک ، به سادگى نمى گذرد و در مواجهه با هر چیزى به یاد آفریدگار حکیم مى افتد. اما فرد بى ایمان حیات را پدیده اى اتفاقى و حوادث جهان را امورى تصادفى مى بیند و مرگ را نهایت این جهان مى نگرد. او تنها به ظواهر زندگى دنیا توجه دارد و از سرانجام کار غافل است . ۳. دوستان گمراه
«یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا» [سوره فرقان/ ۲۸و ۲۹ ]؛ واى بر من ، کاش فلانى را دوست خود نگرفته بودم . او بود که مرا به گمراهى کشانید پس از آن که نزد قرآن به من رسیده بود، و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است .
بدون شک یکى از عوامل مؤ ثر در شکل گیرى شخصیت انسان هم نشینان و دوستان او هستند. معاشرت با افراد منحرف ، و رفتار و سخنان آنان در ذهن و روح و رفتار فرد اثر مى گذارد و معمولا این تغییر چنان آرام و تدریجى است که شخص متوجه آن نمى شود. ۴. تسلط شیطان بر انسان
خداوند در این باره مى فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ ...»[سوره مجادله / ۱۹ ]؛ شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است .
کلمه استحوذ به معناى تسلط کامل شیطان بر شخص است ، به گونه اى که گویا اختیار از او سلب شود. این حالت وقتى براى کسى پیش مى آید که با آگاهى و اراده خود مدت ها در گناه و انحراف غرق گردد. ۵. آرزوهاى دراز
یکى هم آرزوهاى دراز است ، قرآن در این باره مى فرماید: «نذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ »[سوره حجر / ۳] بگذارشان تا بخورند و بر خوردار شوند و آرزوها سرگرمشان کند، پس به زودى خواهند دانست
خداوند براى بشر مواهب و نیروهایى قرار داده که اگر به جا و درست مورد استفاده قرار گیرند، مى توانند در راه تأمین رفاه مادى و تکامل معنوى و روحى انسان به کار آیند و دنیا و آخرت او را آباد سازند. اما متأسفانه بشر غالبا از این امکانات استفاده نا به جا مى کند و با افراط و تفریط ها آنچه را باید در خدمت تعالى خویش قرار دهد، در مسیر سقوط مادى و معنوى خود به کار مى گیرد. از جمله این ویژگى ها آرزو کردن است که اگر به نحو معقول و منطقى و با آینده نگرى باشد، نه تنها مفید، بلکه لازم است . اما وقتى این عامل از حد بگذرد و به صورت آرزوهاى دور و دراز در آید، عامل بدبختى و غفلت مى گردد.
یکى از عوامل مؤ ثر در شکل گیرى شخصیت انسان هم نشینان و دوستان او هستند. معاشرت با افراد منحرف ، و رفتار و سخنان آنان در ذهن و روح و رفتار فرد اثر مى گذارد و معمولا این تغییر چنان آرام و تدریجى است که شخص متوجه آن نمى شود. ۶. هواپرستى
خداوند در این باره مى فرماید: وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا[کهف / ۲۸ ] و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس ] کارش بر زیاده روى است، اطاعت مکن .
اگر گفته مى شود که دنیا پرستى با خدا پرستى در تضاد است و دل بستگى به دنیا باعث غفلت از یاد خدا مى گردد. بدان معنا نیست که انسان دست از کار و تلاش و فعالیت بکشد و به وظایف شخصى و اجتماعى خود نپردازد و لذایذ و نعمت هاى دنیا را بر خود حرام کند. آنچه مورد نکوهش و موجب غفلت است محبت و دل بستگى به دنیا است . انجام وظایف و تأمین نیازهاى مادى و دنیوى و کار و تلاش ، با دل بستگى ، عشق و شیفتگى به دنیا متفاوت است . تأمین نیازمندى ها و روزى حلال و اداره زندگى و کار و تلاش ‍ از وظایفى است که خداوند براى انسان واجب کرده است . از این رو به عنوان اطاعت و امتثال امر خداوند، در آن زمینه ها نیز باید تلاش کنیم.
به علاوه ، کار و تلاش موجب حفظ عزت و کرامت جامعه اسلامى در برابر کفار، و استقلال و عدم وابستگى به بیگانگان مى گردد. مگر امیر مؤ منان علیه السلام کار نمى کرد؟ آن حضرت به دست خود قنات ها، چاه هاى آب و نخلستان هاى فراوانى احیا کردند و آنها را وقف فقرا نمودند.
براى رسیدن به مقام ذکر واقعى ، انسان باید سعى کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسى را شایسته تر از خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود.
موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.