نسخه آزمایشی

آراستگی و مدگرایی (دفتر ۴۶ پرسش ها و پاسخ ها) ۱۳۹۲/۴/۲۹ - ۴۲۹۰ بازدید

آراستگی و مدگرایی (دفتر ۴۶ پرسش ها و پاسخ ها)



 
 


 

 


پرسش  ها و پاسخ ها - دفتر چهل و ششم

 


آراستگى و مدگرایى

 

 

 

تنظیم و نظارت:
···  نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات
راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ···  سیدحسن
موسوى

تایپ و صفحه
آرایى: ···  طالب بخشایش

ناشر: ···  دفتر
نشر معارف

نوبت چاپ: ··· 
اول، زمستان ۱۳۹۱

تیراژ: ···  ۲۰۰۰
جلد

قیمت: ···  ۳۴۰۰
تومان

شابک: ···
۰-۴۵۵-۵۳۱ - ۹۶۴-۹۷۸

«همه حقوق براى
ناشر محفوظ است»

مراکز پخش:

مدیریت پخش دفتر
نشر معارف: قم، خ شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۰۰۰۴

فروشگاه ۱ (پاتوق
کتاب): قم، خ شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱

فروشگاه ۲ (پاتوق
کتاب): تهران، خ انقلاب، چهار راه کالج، پ ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲

فروشگاه ۳ (فرهنگ
و اندیشه): قم، بلوار امین، بلوار جمهورى، نهاد رهبرى در دانشگاه ها، تلفن
۲۹۰۴۰۴۰

نشانى اینترنت:
www.ketabroom.ir - www.porseman.ir

پست الکترونیک:info@ketabroom.ir- info@porseman.org

 

 

 


فهرست مطالب

مقدمه··· ۱۳

پیش درآمد··· ۱۳

فصل اول ـ آراستگى

آراستگى

پرسش ۱ . آیا
شیک پوشى و خودآرایى اشکال دارد؟ چرا برخى با آن مخالفت مى کنند؟ آیا این نظر
شخصى آنان است و یا قانون اسلام است؟··· ۱۱

آراستگى در سیره
پیشوایان

پرسش ۲ . آراستگى
در سیره معصومان (علیهماالسلام)  چه جایگاهى داشت ؛ آیا آنان هم به عنوان مثال
به سر و روى خود مى رسیدند؟!··· ۱۶

اصول آراستگى

پرسش ۳ . آیا در
نوع پوشش و آرایش، اصول ثابت و مشخصى وجود دارد و یا در هر زمان باید متناسب با
شرایط آن روز باشیم؟··· ۱۸

تغییر یا
یکنواختگى آراستگى

پرسش ۴ . آیا ما
در انتخاب نوع و شیوه پوشش و آرایش آزاد هستیم؟ تا چه مقدار مى توانیم به سلیقه
خودمان نوع پوشش و آرایش را انتخاب کنیم؟··· ۲۶

حیا و آراستگى

پرسش ۵ . آیا
مى توان هر دختر و پسرى را که به ظاهر خود مى رسد متهم کرد؟ چرا بعضى ها در
دانشگاه و یا در بیرون دانشگاه در این مسئله حساس و سخت گیرند؟··· ۳۳

آرایش مو

پرسش ۶ .
شنیده ایم که موهاى سر پیامبر (صلی الله علیه وآله)  بلند بوده است و یا ایشان
براى موى سر خود فرق باز مى کردند؛ آیا این موضوع صحت دارد؟ در صورتى که جواب
مثبت است پس چرا بعضى ها به جوانى که موى سرش بلند باشد و فرق سر بگذارد، نگاه
حقارت آمیز مى کنند؟··· ۳۵

آرایش صورت

 پرسش ۷ . بعضى از
اهل سنت موى سبیل خود را خیلى کوتاه مى کنند، آیا این سنت پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  است؟··· ۳۸

آرایش و پیرایش
ریش

پرسش ۸ . چرا
تراشیدن ریش توسط مراجع حرام شده است؟ با آن که بسیارى به این توصیه عمل
نمى کنند؟··· ۳۹

آرایش بانوان

پرسش ۹ . چرا زنان
بیرون از خانه نباید آرایش کنند؟ دلایل آن از نظر منطقى چیست؟ آیه مربوط به
آرایش بانوان در کدام سوره از قرآن کریم مى باشد و در چه منابعى حدود آن مشخص
شده است؟··· ۴۵

پوشش بانوان

پرسش ۱۰ . چرا
پوشش فقط براى خانم ها واجب شده است؟ آیا این مسئله و حکم در قرآن آمده است؟ در
واقع چرا خانم ها باید چادر بپوشند و مردها آزاد باشند؟··· ۵۰

پوشش مشکى

پرسش ۱۱ . اگر
پوشیدن لباس مشکى در دین اسلام مکروه است، چرا زنان چادر مشکى به سر مى کنند و
یا مردم در ایام عزادارى پیراهن مشکى مى پوشند؟··· ۵۳

ناخن بلند

پرسش ۱۲ . ناخن
بلند، زیبایى خاصى به دست مى دهد پس چرا برخى افراد مذهبى به این کار نگاه
بدبینانه اى دارند؟··· ۵۹

انگشتر داشتن

پرسش ۱۳ . آیا
انگشتر به دست چپ کردن اشکال دارد؟ و اصولاً به دست کردن چه انگشترهایى استحباب
داد و کدام انگشت ها براى این کار بهتر است؟··· ۶۱

انگشتر طلا

پرسش ۱۴ . چرا
انگشتر طلا براى مردان حرام است؟··· ۶۴

استعمال عطر

پرسش ۱۵ . آیا
درست است که پیامبر۹ حدود یک سوم از درآمدش را براى عطر هزینه مى کرده است؟ در
ضمن آداب و رسوم استفاده از عطر را نیز شرح دهید.··· ۶۵

عطر زنان

پرسش ۱۶ . با توجه
به این که پیامبر براى استعمال عطر اهمیت زیادى قائل بودند، پس چرا از نظر
شرعى، استفاده از بوى خوش براى زنان به هنگام بیرون رفتن از خانه ممنوع شده
است؟ سؤال من این است که اگر بوى خوش استعمال نکنیم، بوى بد عرق هم براى خود و
هم براى دیگران آزاردهنده است، راه حل چیست؟··· ۶۷

مدل کفش

پرسش ۱۷ . آیا
اسلام درباره مدل کفش هم نظر خاصى دارد؟··· ۶۹

فصل دوم ـ مدگرایى

ماهیت مدگرایى

پرسش ۱۸ .
مى خواستم در مورد تعریف مد و مدگرایى و نحوه شکل گیرى و شاید تاریخچه آن
بیش تر بدانم؟··· ۷۲

مدگرایى در ایران

پرسش ۱۹ . از چه
زمانى موضوع مدگرایى در ایران مطرح شد؟ آیا ما ایرانى ها در همه تاریخ به داشتن
مد غربى افتخار مى کردیم؟··· ۷۶

معیار مدگرایى

پرسش ۲۰ . مدگرا
بودن چه عیبى دارد؟ مگر نه آن است که انسان ذاتا تنوع طلب است و سرانجام باید
مد جدیدى بیاید وگرنه براى همیشه همه تقریباً مثل هم باقى مى مانند! آیا
مى توان از مد خوب و بد سخن گفت و یکى را انتخاب کرد؟··· ۸۲

محیط و مدگرایى

پرسش ۲۱ . با توجه
به اینکه ما نمى توانیم جدا از فضاى دانشگاه و دوستانمان زندگى کنیم و انواع
مدها پیش روى ماست، چطور ممکن است که با آنها هم رنگ نشویم؟··· ۸۷

انگیزه روانشناختى
مدگرایى

پرسش ۲۲ . بعضى از
دوستانم هر از گاهى تیپ عجیب و غریبى پیدا مى کنند، آیا این گرایش افراطى به مد
ارتباطى با حالات روحى و روانى آنان مى تواند داشته باشد؟ من چطور مى توانم
آنها را راهنمایى کنم؟··· ۹۱

انگیزه اجتماعى
مدگرایى

پرسش ۲۳ . آیا
انگیزه هاى اجتماعى مى تواند در گرایش جوان به مد و مدگرایى مؤثر باشد؛ راه
درمان آن چگونه است؟··· ۹۷

پیامدهاى منفى
مدگرایى

پرسش ۲۴ . در بعضى
از سخنرانى ها و نوشته ها، آن چنان درباره مدگرایى جوانان مى گویند که انگار
چنین کارى «خلاف» است!··· ۱۰۰

آسیب هاى جسمانى

پرسش ۲۵ . آیا
مدگرایى و تقلید از مدهاى پوششى و آرایشى، به جسم و بدن ما نیز لطمه مى زند؟···
۱۰۷

فصل سوم ـ احکام
آراستگى و مد

لباس رنگارنگ
مردان

پرسش ۲۶ . آیا
پوشیدن لباس هاى جذاب و رنگارنگ در برابر نامحرم، براى مردان جایز است؟··· ۱۱۲

آستین کوتاه

پرسش ۲۷ . پوشیدن
پیراهن آستین کوتاه توسط مردان در مقابل زن نامحرم، چه حکمى دارد؟··· ۱۱۲

کروات

پرسش ۲۸ . حکم
خریدن و استفاده کروات براى داماد چیست؟··· ۱۱۳

لباس ابریشم

پرسش ۲۹ . حکم
پوشیدن لباس ابریشم براى زن و مرد چیست؟··· ۱۱۴

پرسش ۳۰ . آیا
پوشیدن لباسى که آستر آن ابریشم است، براى مرد جایز است؟··· ۱۱۴

تعریف لباس شهرت

پرسش ۳۱ . منظور
از لباس شهرت چه نوع لباسى است؟··· ۱۱۴

حکم لباس شهرت

پرسش ۳۲ . حکم
پوشیدن لباس شهرت را بیان کنید؟··· ۱۱۵

لباس زنانه و
مردانه

پرسش ۳۳ . پوشیدن
لباس زنانه براى مردان و بالعکس چه حکمى دارد؟··· ۱۱۶

لباس مشترک زن و
مرد

پرسش ۳۴ . لباس
مشترک بین زن و مرد، چگونه مشخص مى شود؟··· ۱۱۷

پیراهن آستین
کوتاه

پرسش ۳۵ . پوشیدن
لباس آستین کوتاه براى مردان از نظر اسلام ایرادى دارد؟··· ۱۱۷

لباس تئاتر

پرسش ۳۶ . پوشیدن
لباس زنانه به وسیله مردان و بر عکس، براى بازى در تئاتر و سینما چه حکمى
دارد؟··· ۱۱۸

لباس زیر

پرسش ۳۷ . آیا در
حرمت پوشیدن لباس جنس مخالف، بین لباس زیر و غیر آن فرقى وجود دارد؟··· ۱۱۹

لباس موقت

پرسش ۳۸ . گاهى به
مدت کوتاهى و به طور موقت لباس شوهر را در منزل مى پوشم، آیا این کار جایز
است؟··· ۱۲۰

لباس هاى تنگ

پرسش ۳۹ . پوشیدن
مانتوهایى که برجستگى هاى بدن (مانند سینه و پشت) را نمایان مى کند، چگونه
است؟··· ۱۲۱

پرسش ۴۰ . پوشیدن
لباس هاى تنگ و تحریک کننده که برجستگى هاى بدن زن در آن پیدا است، چه حکمى
دارد؟··· ۱۲۱

جوراب نازک

پرسش ۴۱ . پوشیدن
جوراب نازک چه حکمى دارد؟··· ۱۲۱

رنگ مو

پرسش ۴۲ . آیا رنگ
مو و حنا و رنگ پوست میوه ها، مانع وضو است؟··· ۱۲۲

موانع وضو

پرسش ۴۳ . اگر بعد
از وضو، در اعضا مانعى ببینیم، چه کنیم؟··· ۱۲۲

مداد چشم

پرسش ۴۴ . مداد
چشم و ریمل، در هنگام وضو چه حکمى دارد؟··· ۱۲۲

کرم پوست

پرسش ۴۵ . آیا
مالیدن کرم به دست و صورت مانع وضو مى شود؟··· ۱۲۳

ژل مو

پرسش ۴۶ . مسح سر
بر موهاى روغن زده شده، چگونه است؟··· ۱۲۳

زیورآلات زنان

پرسش ۴۷ .
زیورآلات زن، اگر در معرض دید نامحرم باشد، چه حکمى دارد؟··· ۱۲۴

پوشش آرایش صورت

پرسش ۴۸ . آیا
باید سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ کرده را از نامحرم پوشاند؟··· ۱۲۴

حکم پلاتین

پرسش ۴۹ . آیا در
دست کردن و استفاده از پلاتین براى مرد اشکال دارد؟··· ۱۲۵

ریش تراشى

پرسش ۵۰ . تراشیدن
ریش تمام صورت، با ماشین یا تیغ چه حکمى دارد؟··· ۱۲۵

ریش نوجوان

پرسش ۵۱ . آیا
تراشیدن موهاى کمِ صورت، به منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشکال دارد؟··· ۱۲۶

سخره دیگران

پرسش ۵۲ . اگر
انسان براى اینکه توهین مردم را نشنود، ریشش را بزند؛ چه حکمى دارد؟··· ۱۲۶

ریش پروفسورى

پرسش ۵۳ . آیا
گذاشتن ریش پروفسورى کفایت مى کند؟··· ۱۲۷

پوشش حجم مو

پرسش ۵۴ . مشخص
شدن حجم موى زن از زیر چادر چه حکمى دارد؟··· ۱۲۷

کفش صدادار

پرسش ۵۵ . آیا
پوشیدن کفش هاى صدادار براى بانوان اشکال دارد؟··· ۱۲۷

عطر زن

پرسش ۵۶ . آیا
براى زن جایز است که عطر بزند و از منزل بیرون رود؟··· ۱۲۸

بوى خوش نرم
کننده ها

پرسش ۵۷ . استفاده
از مواد نرم کننده که لباس را کمى خوشبو و لطیف مى کند، براى بانوان چه حکمى
دارد و مى توانند [ با آن] بیرون بروند؟··· ۱۲۸

آرایش چهره

پرسش ۵۸ . آیا زن
باید چهره آرایش کرده خود را از نامحرم بپوشاند؟··· ۱۲۸

اسامى معصومین

پرسش ۵۹ . لمس
کردن نام نبى اکرم (صلی الله علیه وآله) ، امامان (علیهماالسلام)  و حضرت زهرا
(علیهاالسلام)  روى پلاک ها و انگشترها بدون وضو چگونه است؟··· ۱۲۹

طلاى مردان

پرسش ۶۰ . آیا
استفاده از طلا براى مردان بدون قصد زینت به طورى که دیگران نبینند، اشکال
دارد؟··· ۱۲۹

طلاى زرد

پرسش ۶۱ . زینت
مردان با طلاى زرد چه حکمى دارد؟··· ۱۳۰

طلاى سفید

پرسش ۶۲ . طلاى
سفید براى مردان چه حکمى دارد؟··· ۱۳۰

زینت زن

پرسش ۶۳ . مفهوم
زینت در زنان چیست و چه چیزهایى را شامل مى شود؟··· ۱۳۱

کتابنامه··· ۱۳۱

 

 

 

 


مقدمه

«پرسش گرى» از
آغاز آفرینش انسان، رخ نمایى کرده، بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر
برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است.
آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ
السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».


هم سؤال از علم
خیزد هم جواب

همچنان که خار و
گُل از خاک و آب


آرى، هر که
سؤال هایش آسمانى است، دانش و بینش، پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه»
و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقیقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.

از افتخارات ایران
اسلامى، آن است که از سویى، سرشار از جوانانى پاک دل، کمال خواه و پرسش گر
مى باشد و از دیگر سوى، از مکتبى غنى برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش
دل هاى عطشناک پرسش گر و دانش جوست.

اداره مشاوره و
پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت»
پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر
بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود
خواهیم بالید.

شایان ذکر است در
راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى
در دانشگاه ها، تاکنون بیش از دویست هزار پرسش دانشجویى را در موضوعات مختلف
اندیشه دینى، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است.

این اداره داراى
گروه هاى علمى و تخصصى، به شرح زیر است:


ـ قرآن و حدیث؛

ـ احکام؛

ـ فلسفه، کلام
و دین پژوهى؛

ـ حقوق و فلسفه
احکام؛

ـ اخلاق و
عرفان؛

ـ تربیتى و
روان شناسى؛

ـ اندیشه
سیاسى؛

ـ فرهنگى و
اجتماعى؛

ـ تاریخ و
سیره؛

ـ ادیان و
مذاهب.

آنچه پیش رو دارید،
مجموعه اى از پرسش ها و پاسخ هاى مربوط به آراستگى و مدگرایى است که توسط حجة
الاسلام والمسلمین سیدحسن موسوى(زیدعزّه) نگاشته شده و توسط حجه الاسلام محمدباقر
پورامینى(زیدعزّه) بازنگرى و ارزیابى شده است.

در پایان، از تلاش هاى
مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجة الاسلام
والمسلمین صالح قنادى(زیدعزّه ) که در بازخوانى و آماده سازى این اثر تلاش
کرده اند، تشکر و قدردانى مى شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیش تر
به مکتب اهل بیت (علیهم السلام)  و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه - به ویژه دانشگاهیان -
از خداوند متعال مسئلت داریم.

پیشنهادها و انتقادهاى
سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه هایى از این دست خواهد
بود.

 

 

پیش
درآمد

انسان همواره، به ویژه
در دوران نوجوانى و جوانى، تنوع طلب، نوگرا و لذت خواه است. یکى از حیطه ها و
قلمروهاى این تنوع طلبى، تنوع طلبى در پوشش و زینت است که به برکت آن، افزون بر
این که زمینه آراستگى ظاهرى فراهم مى شود، انگیزه تعالى معنوى و تداوم زندگى
اجتماعى و روابط صحیح انسانى نیز تقویت مى گردد. با این همه اگر میل و گرایش به
تنوع طلبى و خودآرایى، حالت افراطى به خود بگیرد و به شکل مدپرستى درآید، حالتى
ناهنجار مى شود.

دین مبین اسلام به
عنوان دینى جامع و جاودان نه تنها با گرایش هاى ذاتى آدمى مخالفت نکرده؛ بلکه با
بیان چارچوب ها و ایجاد بینش و ارائه الگوى عملى، به این گرایش هاى درونى جهت و عمق
بخشیده است؛ از این رو در معارف دینى و سیره ائمه (علیهماالسلام) براى پوشش و
آرایش، حدود و مرزهایى تعیین شده تا از افراط و تفریط جلوگیرى شود.

کتاب حاضر نیز بر همین
مبنا در دو بخش تنظیم گردیده و به پاسخ گویى دغدغه هاى ذهنى ـ دینى دانشجویان
پیرامون مقوله «مد» و «مدگرایى» و تبیین دیدگاه اسلام پیرامون آراستگى پرداخته است.

 پیرامون مبنا و
محتواى این کتاب نکاتى شایسته یادآورى است:

۱. رویکرد کلى کتاب بر
این اساس بنا نهاده شده که دانشجوى دختر و پسر و بلکه همه جوانان به واسطه دست یابى
به بینش و اصولى که در این کتاب ارائه مى شود؛ بتوانند رفتار صحیحى در برابر فضاى
مدگرایى غربى از خود نشان دهند.

۲. «مد» یک بحث میان
رشته اى است که به جامعه شناسى، روان شناسى، انسان شناسى، فقه، اخلاق، مربوط
مى شود. لذا با مطالعه و بررسى ده ها عنوان مقاله مندرج در مجلات و روزنامه ها و
هم چنین کتب متعدد، سعى شده بنا به اقتضاى موضوع، تمامى این جنبه ها مورد توجه قرار
گیرد. هم چنین در بخش دوم این کتاب تقریباً تمامى مباحث آراستگى مورد نظر اسلام به
طور اجمال طرح گردیده تا دانشجویان عزیز با این بخش از فرهنگ ناب اسلامى شناخت
بیش ترى پیدا نمایند.

۳. با آن که مدگرایى
در حوزه پوشش و آرایش از مباحث مطرح و جدى جامعه جوان و جوانان جامعه ماست، با کمال
تأسف آثار منتشره در این عرصه اندک و انگشت شمار است و امید است نوشته حاضر توانسته
باشد به سهم خود از خلاء موجود بکاهد و بر آگاهى دانشجویان بیفزاید.

 

اللهم تقبل منا

سید حسن موسوى ـ
تیرماه ۱۳۹۰

 
 
 

 


فصل اول : آراستگى

 


آراستگى

پرسش ۱ . آیا شیک پوشى
و خودآرایى اشکال دارد؟ چرا برخى با آن مخالفت مى کنند؟ آیا این نظر شخصى آنان است
و یا قانون اسلام است؟

نخست باید دانست؛
گرایش به «آراستگى» از ویژگى هاى ممتاز انسان به ویژه در دوران جوانى است و اهمیت
ندادن به آن پیامدهاى نگران کننده اى دارد؛ زیرا تجربه نشان داده است آن دسته از
جوانانى که به زیبایى و آراستگى خود اهمیت نمى دهند، گرفتار احساس حقارت و افسردگى
مى شوند.

خداوند متعال با نزول
این آیه، به عنوان یک قانون همگاهى و همگانى، مى فرماید:
«یا بَنى آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ»
[۱]؛
«اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید».

هم چنین در آیه بعد،
با لحن تندترى در پاسخ آنان که گمان مى برند تحریم زینت ها و پرهیز از غذاها و
روزى هاى پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایى و مایه قرب به پروردگار است و مى گوید:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتى أَخْرَجَ
لِعِبادِهِ وَ الطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ»
[۲]؛
«[ اى پیامبر!] بگو چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و هم چنین
مواهب و روزى هاى پاک و پاکیزه را تحریم کرده است؟»

سپس براى تأکید اضافه
مى کند: «قُلْ هِى لِلَّذینَ آمَنُوا فِى الْحَیاةِ
الدُّنْیا خالِصَةً یوْمَ الْقِیامَةِ»
[۳]؛
«به آنها بگو که این نعمت ها و موهبت ها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان
آورده اند و روز قیامت نیز خاصّ آن مى باشد».

بنابراین اسلام نه
تنها با جمال و زیبایى مخالفتى ندارد؛ بلکه همگان را به آراستگى تشویق مى نماید؛
اسلام یادگار پیامبرى است که نظافت و آراستگى، بوى خوش و لبخند را از نشانه هاى
ایمان مى داند.

روایات اسلامى از
توصیه و تشویق مسلمانان به پوشش مناسب و آراستگى سرشار است.

پیامبر گرامى اسلام
(صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «خداوند متعال زیباست و زیبایى را دوست دارد و
خواستار آن است که اثر نعمت خود را در بنده اش ببیند»[۴].

امام على
(علیه السلام)  نیز مى فرماید: «خودآرایى از ویژگى هاى خاص انسان مؤمن است»[۵].

البته آراستگى بیرونى
را باید با زیبایى درونى پیوند داد؛ یعنى هم درون را باید آراست و هم به زیبایى
ظاهر پرداخت؛ چون ظاهر، آینه درون است.

امام جعفر صادق
(علیه السلام)  فرموده است: «خداوند زیبایى و خودآرایى را دوست دارد و بینوایى و
قیافه فقرآلود را ناخوش مى شمرد. هرگاه خداوند به بنده اى نعمتى دهد، دوست دارد اثر
آن را در او ببیند»[۶].
در این هنگام یکى از یاران حضرت سؤال نمود: چگونه؟ و حضرت این موارد را یادآور شد:

۱. لباس تمیز پوشیدن؛

۲. خوشبو نمودن خود و
استعمال عطر؛

۳. نیکو و زیبا ساختن
خانه و کاشانه؛

۴. جارو نمودن جلوى در
خانه؛

۵. چراغ روشن نمودن
پیش از غروب (که موجب رفع فقر و زیادى روزى مى شود).

سه نشانه مهم آراستگى
:

الف. پوشیدن لباس مرتب
و تمیز

خوش لباسى یک میل
درونى است و جوانان در آراستگى، بیش تر به نوع لباس خود اهمیت مى دهند که پسندیده و
جالب توجه باشد. با این همه آراستگى لباس از پوشیدن نوع لباس مهم تر است.

خداوند به پیامبر
مى فرماید: «وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ »[۷]؛
«و لباس خویشتن را پاک کن». زیرا جامه پاکیزه غم و اندوه را مى زداید.[۸]

پیامبر گرامى اسلام
(صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «لباس خوب بپوشید و خانه هایتان را آباد کنید تا
در میان مردم مانند خال رخساره باشید»[۹].

امام صادق
(علیه السلام)  فرمود: «لباس زیبا بپوش؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد،
اما باید حلال باشد»[۱۰].

پیامبر اکرم
(صلی الله علیه وآله)  به پوشیدن لباس سفید رنگ توصیه مى فرمود؛ چون سبب آرامش و
پاکیزگى است. رنگ هاى زرد و سبز نیز از رنگ هاى برگزیده است.[۱۱]

ب. رسیدگى به آرایش سر
و صورت

پیراستن و آراستن
موهاى سر و صورت و تمیز نگاه داشتن و مرتب کردن آن بر آراستگى آدمى مى افزاید.
پیامبر (صلی الله علیه وآله)  مى فرمود: «موى خوب از پوشش هاى الهى است که خداوند
بر انسان ارزانى داشته است پس آن را عزیز بدارید».[۱۲]

شانه کردن مو،
آسان ترین روش آراستگى است. به فرموده پیامبرخدا (صلی الله علیه وآله) ، «هر که موى
سر را بگذارد مى باید آن را به شانه کردن، تربیت نیکو کند، در غیر این صورت آن را
بتراشد»[۱۳].

براى اصلاح صورت، ضمن
مرتب کردن و کوتاه کردن ریش و شارب (سبیل) باید از رها کردن آن براى بلند شدن
بى قواره پرهیز نمود.

هم چنین شایسته است به
هنگام هر نماز و براى آراسته بودن، سر و صورت با شانه مرتب شود.[۱۴]

ج. بوى خوش و عطر

بوى خوش از اخلاق
پیغمبران است.[۱۵]
رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  معتقد بود که در بوى خوش اسراف نیست. ایشان
هزینه اى را که در بوى خوش صرف مى نمودند، بیش تر از هزینه اى بود که در غذاى خود
مصرف مى کردند.

سیسرون، سخنور رومى،
گفته است: «چهره، تصویر روح است»؛ یعنى احساسات و هیجانات انسان، غالباً در چهره وى
منعکس مى شود. خشم، ترس، شادى، غم، تعجّب، تنفّر و رضایت به سادگى در چهره نمایان
مى گردد و به راحتى قابل تشخیص است. بنابراین احساسات ما نسبت به دیگران، به صورتى
غیراختیارى خود را نشان مى دهد و قابل پنهان کردن هم نیست. نوع آرایش سر و صورت،
عینک داشتن یا نداشتن و زیبایى ظاهرى، مى تواند برداشت هاى اوّلیه را در مخاطب ما
ایجاد کند.[۱۶]

 


آراستگى در سیره پیشوایان

پرسش ۲ . آراستگى در
سیره معصومان (علیهماالسلام)  چه جایگاهى داشت ؛ آیا آنان هم به عنوان مثال به سر و
روى خود مى رسیدند؟!

پیشوایان ما
ساده زیستى را با آراستگى جمع کرده بودند که به نمونه هایى از آن اشاره مى شود:

الف. تن پوش پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  با لباس هاى متعارف مردم عصر خویش تفاوتى نداشت و هر نوع
لباسى را که در دسترس وى قرار مى گرفت مى پوشید[۱۷].
او به راحتى لباس خود را انتخاب مى کرد و سخت گیر و سخت پسند نبودند البته این ساده
زیستى او به معناى بى انضباتى نبود؛ بلکه پیامبر (صلی الله علیه وآله)  در پوشیدن
لباس بسیار منظم بود. هنگامى که هیأتى بر او وارد مى شد، زیباترین لباسش را
مى پوشید[۱۸].

ایشان بیش تر لباس
پنبه یا کتان مى پوشید و بیش ترین لباس هایش به رنگ سفید بود و لباس مخصوصى براى
نماز جمعه داشت[۱۹].

پیامبر
(صلی الله علیه وآله) به نظافت و بوى خوش، علاقه داشت[۲۰]؛
ایشان توجه بسیارى به استفاده از بوى خوش داشت و به آینه یا آب مى نگریست و موهایش
را شانه مى زد و خود را براى یاران مى آراست.[۲۱]
همواره لباسش پاکیزه بود و مى فرمود: از عوامل ارجمندى مؤمن نزد خداى والا، پاکیزگى
لباس اوست[۲۲].

ب. حضرت رضا
(علیه السلام) نیز ساده زیستى را با آراستگى جمع کرده بود و پاکیزگى را از اخلاق
پیامبران مى شمرد.[۲۳]
او درباره لباس زیبا مى فرمود: «حسن (علیه السلام)  لباس هاى زیبا مى پوشید، و جعفر
ابن محمد (علیهم السلام) لباس هاى تازه مى خرید و در آب فرو مى برد و سپس در بر
مى کرد، و به من مى گفت تو هم [این چنین لباس] بپوش و خود را نو کن؛ زیرا على بن
الحسین (علیهم السلام)  جبّه هاى خز را پانصد درهم مى خرید و زمستان مى پوشید و بعد
آن را مى فروخت و به فقراء انفاق مى نمود و مى فرمود:[۲۴]«مَنْ
حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیباتِ مِنَ
الرِّزْقِ»
[۲۵]؛
«بگو: چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگان خود آفرید و روزى هاى پاکیزه را حرام
کرده است؟!».[۲۶]

یاسر، خادم امام رضا
(علیه السلام)  مى گوید: حضرت به من فرمود: «براى خود یک جبّه خز بخرید و اگر
خواستید پارچه هاى نقش دار تهیه کنید. عرض کردم هر پارچه نقش دارى را بخرم؟ فرمود
مگر پارچه نقش دار چیست؟ گفتم: پارچه هاى نقش دارى که در آن پنبه نباشد مى گویند
حرام است، فرمود: تو از آن پارچه هایى که در آن پنبه هست بپوش»[۲۷].

امام رضا
(علیه السلام)  محاسن خود را با خضاب سیاه مى کرد[۲۸]
و موهاى سر و صورت خود شانه مى زد[۲۹].
امام مقید به استفاده از عطر بود؛ روایت شده است که امام از عود هندى و چینى بخور
مى کرد، و مشک و گلاب استعمال مى نمود[۳۰].
حضرت رضا (علیه السلام)  عطر زدن را از اخلاق پیامبران مى شمرد[۳۱]
و در روایتى، به سیره جدشان اشاره مى نمایند و مى فرمایند: «حضرت زین العابدین
مشکدانى داشت از قلع که در آن مشک نهاده بود و وقت لباس پوشیدن و بیرون رفتن از آن
مشک به خود مى مالید»[۳۲].

امام همگان را به عطر
زدن سفارش مى کرد: «بر هیچ کس روا نیست که از به کار بردن عطر در هر روز خوددارى
کند، و اگر قدرت نداشت یک روز در میان خود را خوشبو کند، و اگر باز هم نتوانست در
روز جمعه حتماً بوى خوش استعمال نماید».[۳۳]

 


اصول آراستگى

پرسش ۳ . آیا در نوع
پوشش و آرایش، اصول ثابت و مشخصى وجود دارد و یا در هر زمان باید متناسب با شرایط
آن روز باشیم؟

اسلام در کنار آزادى
انتخاب در نوع آرایش و پوشش، اصول ثابتى را نیز تعیین نموده است که با تمسک بدان در
همه زمان ها مى توان ضمن مصونیت نسبت به از دست دادن هویت ملى و دینى، از پیامدهاى
منفى افراط و تفریط در خودآرایى و مدگرایى در امان بود.

اصول پوشش و آرایش در
نگاه اسلام را مى توان در موارد ذیل جستجو کرد:

۱. پاکیزگى و نظافت

رعایت پاکیزگى و نظافت
در پوشش و آراستگى یکى از اصول ثابتى است که اسلام بر آن تأکید دارد. به گونه اى که
خداوند متعال در قرآن به پاک نمودن لباس توصیه نموده و بیان داشته است: «وَ
ثِیابَکَ فَطَهِّر»[۳۴]؛
«و لباست را پاک کن».

آیه فوق در حقیقت خطاب
به مردم است که پاکیزگى لباس ظاهر از مهم ترین نشانه هاى شخصیت و تربیت فرهنگ انسان
است.[۳۵]

پیامبر اکرم
(صلی الله علیه وآله)  نیز بر نظافت اصرار داشته و آن را جزو ایمان برشمرده و
فرموده اند: «پاکیزگى جزئى از ایمان است»[۳۶]
و یا فرموده اند: «هر کس لباسى مى پوشد، باید آن را نظیف نگه دارد»[۳۷].

بنابراین هرگونه پوشش
و آرایش ـ چه سنتى باشد و چه در قالب مد ـ که در قالب مد ارائه گردد اگر با اصل
پاکیزگى و نظافت منافات داشته باشد از سوى اسلام مردود است.

۲. آراستگى و مرتب
بودن

دین اسلام افزون بر
تکیه و تأکیدى که به مسئله نظافت و پاکیزگى دارد، به آراستگى ظاهر و مرتب بودن نیز
به عنوان یک اصل مهم توجه نشان داده است.

در حدیثى از قول
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)  در مورد شخصى ژولیده چنین آمده: «خداوند متعال
شخص آلوده و ژولیده را دشمن مى دارد»[۳۸].

در سیره پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  نیز چنین نقل شده که هنگام بیرون رفتن از خانه در آینه و یا
آب مى نگریست و خود را مرتب مى کرد. امام صادق (علیه السلام)  در این زمینه چنین
مى فرماید: «مردى به در خانه پیامبر ایستاده بود و اجازه مى خواست که آن حضرت را
ببیند. پیامبر (صلی الله علیه وآله)  از اتاق خارج شد و کنار ظرفى که در آن آب بود،
ایستاد و محاسن خود را صاف و نظرى به آب  کرد و سپس به داخل خانه بازگشت. عایشه (با
تعجّب) گفت: اى رسول خدا! تو سیّد فرزندان آدم و رسول خدایى. در کنار آن ظرف آب
ایستادى و خویش را آراستى! پیامبر به او فرمود: «اى عایشه! خداوند دوست دارد وقتى
بنده مؤمن براى ملاقات برادرش از خانه خارج مى شود، خود را آراسته و آماده کند».[۳۹]

براساس این اصل نیز
مدهایى که نتیجه اى جز ژولیدگى و پلشتى ندارد، از سوى اسلام مورد قبول واقع نخواهد
بود.

۳. رعایت عرف جامعه

رعایت هویت ملى و دینى
در پوشش و آرایش یکى از اصول مهم حقوق اجتماعى است؛ امام صادق (علیه السلام)  در
توصیه به یکى از یاران خود به نام عُبَیدِ بْنِ زِیادٍ فرمودند: «خداوند آشکار کردن
نعمت را بیش از پنهان نگاه داشتن آن دوست مى دارد، پس جز این مباد که با بهترین شکل
آرایش مرسوم قوم خویش خود را بیارایى».[۴۰]

از همین رو در اسلام
پوشیدن لباس هایى که به جهت جنس پارچه، رنگ و کیفیت دوخت، معمول نبوده، خلاف شأن
افراد بوده و موجب جلب توجه و انگشت نما شدن شود، ممنوع شده است. براساس تعالیم
اسلامى استفاده از این گونه لباس ها که در بیان روایات «لباس شهرت» نام دارد، به
دلیل اینکه موجب خود بزرگ بینى یا حقارت، یا ایجاد ضعف شخصیت  و یا هتک حرمت و
خوارى مسلمان مى گردد ممنوع است.

امام صادق
(علیه السلام)  فرمود: «براى انسان از نشانه هاى خفت و خوارى همین بس که لباسى
بپوشد که به آن مشهور شود»[۴۱].

۴. رعایت جنسیت

نوع لباس و آرایش
افراد، باید با جنسیت آنها نیز تناسب داشته باشد. به همین دلیل باید بین لباس و
آراستگى مردان و زنان تفاوت وجود داشته باشد و هر یک از این دو جنس از لباس و آرایش
مخصوص خود استفاده کرده، از پوشیدن لباس جنس مخالف خوددارى نمایید. امیر مؤمنان
(علیه السلام)  شخصى را دیدند که جامه اش را (همچون زنان آن وقت) بر زمین مى کشید!
حضرت فرمود: مرا خوش نمى آید که مردى شبیه به زنان باشد.[۴۲]

در متون دینى مردانى
که لباس زنان و زنانى که لباس مردان را بپوشند، از رحمت خدا به دور مى خواند و در
روایات متعددى از تشبه زنان به مردان و مردان به زنان نهى شده است. در چندین روایت
اشخاصى که در رفتار و لباس پوشیدن خود را مانند جنس مخالف کنند، مورد لعن خدا و
رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  قرار گرفته اند.

امام باقر
(علیه السلام)  فرموده اند: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  به مردانى که خود را
همانند زنان بیارایند و رفتار زنانه اى داشته باشند، و زنانى که خود را به شکل
مردان  درآورند، لعنت فرستاد»[۴۳].

در روایتى از نبى مکرم
اسلام (صلی الله علیه وآله)  آمده است که: «خداوند چهار گروه را از رحمت خویش دور
کرده است و خدا و رسولش و ملائکه بر آنان لعن مى فرستند... یکى از این گروه ها
زنانى هستند که خود را شبیه مردان مى کنند»[۴۴].
از این رو مراجع تقلید نیز آرایش زنانه را براى مردان جایز نمى دانند.[۴۵]

در پایان باید گفت
دختران و پسرانى که ویژگى هاى جنس مخالف را از خود بروز مى دهند، کمتر مى توانند با
نقش خود سازگار باشند؛ چنین افرادى از نقشى که ایفا مى نمایند احساس رضایت نمى کنند
و از نگاه روان شناسانه دچار اختلال در هویت جنسى خوانده شده اند[۴۶].

۵. رعایت عفاف و حیاء

حیاء سرچشمه همه
زیبایى هاست[۴۷]
و اسلام براى آراستگى، رعایت حیاء و عفت را به عنوان یک اصل ثابت قرار داده است.
براساس این اصل هرگونه پوشش و آرایش، از هر نوع، شکل، رنگ و مُدى که مخالف عفت و
حیاء بوده، باعث تهییج و برانگیختن احساسات دیگران در جامعه شود،  ممنوع است؛ زیرا
زنان و مردان مسلمان در فعالیت هاى اجتماعى و به هنگام مواجهه با نامحرمان، باید با
جنبه هاى انسانى خود حضور یابند، نه با جنبه هاى تحریک آمیز که نتیجه اى جز انحطاط
فرد، خانواده و جامعه به دنبال نخواهد داشت.

۶. پرهیز از خودنمایى
و فخرفروشى

گاه آراستگى راهى براى
فخرفروشى و احساس تفاخر است، از این رو اسلام به شدت آن را نفى مى نماید. احادیث
معصومین (علیهماالسلام) بیانگر آن است که حتى در پوشیدن لباس باید نیت انسان پاک و
زیبا باشد از همین رو اسلام مبناى خود را در پوشش، پرهیز از خودنمایى، مباهات و
فخرفروشى قرار داده و کسانى را که بدین منظور لباس مى پوشند مورد نکوهش قرار داده
است.

پیامبر خدا
(صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «هر کس لباس بپوشد که بدان برترى جوید و مردم به
او بنگرند خدا به او ننگرد تا آن لباس را از تن به در کند»[۴۸].

در روایت دیگرى
فرموده اند: «بپرهیز که براى بزرگ منشى و خودنمایى جامه بلند بپوشى، که خداوند
خودخواهى را دوست ندارد و در قیامت به او نظر ننماید»[۴۹].

۷. پرهیز از تشبه به
کفار

 باید از لباس ها و
آرایش هایى که نشانه وابستگى به فرهنگ بیگانه و خرده فرهنگ هاى انحرافى است، اجتناب
کرد، از این رو در متون دینى آمده است: «خداوند به پیامبرى فرمود: به قومت بگو،
لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا نخورند و خود را به شکل دشمنان من در
نیاورند و اگر این کار را بکنند، آنها هم دشمنان من هستند. همان طورى که آن کفار و
مشرکین دشمن من هستند»[۵۰].
این است که «تشبّه به کفار» و خود را در ظاهر به شکل غیرمسلمان ها درآوردن، حرام
است.

دلیل ممنوعیت این
ناهنجارى آن است که رفته رفته «از خودبیگانگى» به دوگانگى در رفتار فردى و اجتماعى
منجر مى شود و با گذشت زمان به طور طبیعى زمینه براى همرنگى هاى دیگر در سایر شئون
زندگى فراهم مى شود تا آنجا که به تدریج موجودیت دینى و ایمانى و هویت اصیل از دست
مى رود.[۵۱]
چنان که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «هر که به گروهى تشبه جوید،
از آنهاست»[۵۲].

شهید مطهرى درباره این
اصل اسلامى مى گوید: «از نظر اسلام زبان انگلیسى و ژاپنى و فارسى یکى است... اما
اسلام یک چیز دیگر گفته است. گفته شخصیت باختن حرام است. مرعوب دیگران شدن حرام
است. تقلید کورکورانه کردن حرام است، هضم شدن و محو شدن در دیگران حرام  است.
طفیلى گرى حرام است. افسون شدن در مقابل بیگانه مانند خرگوشى که در مقابل مار افسون
مى شود حرام است... انحرافات و بدبختى هاى آنها را به نام پدیده قرن جذب کردن حرام
است، اعتقاد به اینکه ایرانى باید جسماً و روحاً و ظاهراً و باطنا فرنگى بشود حرام
است»[۵۳].

۸. اعتدال و میانه روى

اسلام در استفاده از
انواع پوشش ها و زینت ها حد اعتدال و میانه روى را به عنوان یک اصل، برگزیده و
هرگونه افراط و تفریط را مردود شمرده است. براساس همین اصل در صورتى که پیروى از مد
و مدگرایى به حد تجمل پرستى و افراط برسد مطرود است؛ زیرا این کار یکى از مصادیق
اسراف است و اسراف از جمله گناهان کبیره مى باشد و خداوند متعال نیز به اسراف کاران
وعده دوزخ داده و فرموده: «و مسرفان اهل آتشند»[۵۴].

 


تغییر یا یکنواختگى آراستگى

پرسش ۴ . آیا ما در
انتخاب نوع و شیوه پوشش و آرایش آزاد هستیم؟ تا چه مقدار مى توانیم به سلیقه خودمان
نوع پوشش و آرایش را انتخاب کنیم؟

 دین اسلام براى
نیازهاى ثابت بشر، قوانین ثابت و براى احتیاجات متغیر وى وضع متغیرى در نظر گرفته
است. در زمینه پوشش و آرایش نیز در تعالیم اسلامى، از یک سو متغیرهایى براى
برخوردارى مسلمانان از منافع و جنبه هاى مختلف پوشش و آرایش معرفى گردیده و از سویى
براى مصونیت مسلمانان نسبت به از دست دادن هویت ملى و دینى و هم چنین در امان ماندن
از پیامدهاى منفى افراط و تفریط در خودآرایى، اصول ثابتى براى تمامى افراد مشخص
کرده است[۵۵].

دین اسلام با در نظر
گرفتن متغییرهایى همچون: مقتضیات زمانى، موقعیت خاص فردى، وضعیت معیشتى و جایگاه
اجتماعى افراد و هم چنین در نظر گرفتن سلایق شخصى، مقتضیات سنى افراد، مسلمانان را
در انتخاب پوشش و آرایش دلخواه آزاد گذاشته است.

براى روشن شدن این
مسئله ابتدا به متغییرهایى که اسلام معرفى نموده، اشاره مى شود:

۱. مقتضیات زمانى

به طور طبیعى در گذر
زمان عوامل متعددى همچون بهبود شرایط اقتصادى ـ فرهنگى جامعه، ورود طرح هاى نو و یا
ورود فن آورى هاى جدید در عرصه بافت پارچه و ساخت لوازم آرایشى دست به دست هم داده
و در نوع پوشش و آرایش افراد تأثیر مستقیم مى گذارند؛ به گونه اى که  هر دورانى
پوشش و آرایش خاص خود را اقتضا مى نماید.

پیشوایان معصوم
(علیهماالسلام)  به عنوان الگوهاى رفتارى ما مسلمانان در عمل خود نیز نوع پوشش و
آراستگى خویش را متناسب با مقتضیات زمان تنظیم مى نمودند، که در اینجا به نمونه اى
از این موارد اشاره مى نماییم:

نمونه اول:

امیرالمؤمنین على
(علیه السلام)  با اینکه موهاى شان سپید شده بود رنگ نمى بست. شخصى به آن حضرت گفت:
مگر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله)  دستور نداد که: «موى سپید را با رنگ
بپوشانید؟» آن حضرت فرمود: چرا. آن شخص گفت: پس چرا شما رنگ نمى بندى؟ حضرت فرمود:
در آن وقت که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) این دستور را داد مسلمانان از لحاظ
عدد اندک بودند، در میان آنها عدّه اى پیرمرد وجود داشت که در جنگ ها شرکت
مى کردند، دشمن که به صف سربازان مسلمان نظر مى افکند و آن پیرمردان سپید مو را
مى دید اطمینان روحى پیدا مى کرد که با عدّه اى پیرمرد طرف است و روحیه اش قوى
مى شد؛ پیغمبر اکرم دستور داد که رنگ ببندند تا دشمن به پیرى آنها پى نبرد. آنگاه
على (علیه السلام) فرمود: این دستور را پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در وقتى
صادر کرد که عدد مسلمانان کم بود و لازم بود از این گونه وسائل نیز استفاده شود.
اما امروز که اسلام سراسر جهان را فراگرفته است نیازى به این کار نیست. هر کسى آزاد
است که رنگ ببندد یا رنگ نبندد.

نمونه دوم:

فردى به نام سفیان
ثورى در انتقاد به نوع پوشش امام صادق (علیه السلام) : به  ایشان عرضه داشت: شما
روایت مى کنید که على (علیه السلام)  لباس خشن مى پوشید، و حال آن که خودتان لباس
قوهى و مروى (دو پارچه قیمتى منسوب به قهستان و مرو) مى پوشید؟! حضرت فرمود: واى بر
تو، على (علیه السلام)  در زمان تنگدستى مردم زندگى مى کرد، ولى چون روزگار فراخى
رسید، نیکان زمانه به آن شایسته ترند.[۵۶]

در روایت دیگرى آن
حضرت با تأکید بر نقش مقتضیات زمانه بر نوع پوشش فرموده اند: شیعیان ضعیف الایمان
دوست دارند که من بر پلاس بنشینم، و لباس خشن بپوشم، ولى زمانه اقتضا ندارد.[۵۷]

با توجه به آنچه گفته
شد معلوم مى شود یکى از متغییرهاى مهمى که اسلام در نوع پوشش و آرایش مسلمانان در
نظر گرفته، مقتضیات زمان است و نوع پوشش و آرایش افراد براساس زمان قابل تغییر
مى باشد. چنان که امام صادق (علیه السلام)  فرموده اند:
«خَیرُ لِباسِ کُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ اَهلِهِ»
[۵۸]؛
«بهترین لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است».
 

۲. موقعیت فردى و
خانوادگى

از دیگر متغیرهایى که
اسلام براى مسلمانان در پوشش و آرایش لحاظ نموده، موقعیت هاى خاصى است که افراد در
آن قرار مى گیرند که در اینجا  به سه نمونه اشاره مى نماییم:

یکم: موقعیت هاى
زناشویى؛ آیات، روایات و سیره عملى معصومین (علیهماالسلام)  گویاى آن است که اسلام
محدودیتى نسبت به نوع آرایش و پوشش زن و شوهر به هنگام قرار گرفتن در کنار یکدیگر
قائل نشده است؛ بلکه به آنها توصیه نموده به هنگام حضور در کنار یکدیگر از بهترین
لباس و لوازم زینتى و آرایشى خود استفاده نمایند همان گونه که رسول خدا
(صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «بر زن لازم است خود را خوشبو کند، بهترین
لباس هایش را بپوشد، به بهترین وجه زینت کند و با چنین وضعى صبح و شب با شوهرش
ملاقات نماید»[۵۹].

از سوى دیگر دین اسلام
از زنان مؤمن خواسته تا در موقعیت هاى اجتماعى و یا حضور در میان نامحرمان از به
نمایش گذاشتن خود و زینت هایشان به شدت پرهیز نمایند. قرآن مى فرماید: «و به زنان
با ایمان بگو دیدگان خود را [ از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى
خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه
خویش [ فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان و... آشکار نسازند... و
پاهاى خود را [ به گونه اى بر زمین ]نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند،
معلوم گردد. اى مؤمنان همگى [ از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار
شوید»[۶۰].

دوم. موقعیت هاى شغلى
و کارى؛ اقتضاى کار و تلاش آن است که لباس مخصوص خود را داشته باشد از همین رو
هنگامى که از امام کاظم (علیه السلام) سؤال شد: اگر انسان ده دست جامه داشته باشد
اسراف است؟ فرمود: نه، بلکه براى حفظ جامه ها بهتر است و اسراف آن است که لباس
بیرون را وقت کار بپوشى.[۶۱]

سوم. حضور در جمع
دوستان و دیدارهاى خانوادگى؛ یکى از موقعیت هاى خاصى که هر انسان در زندگى خود
بارها تجربه نموده و متناسب با آن، نوع پوشش و آرایش خود را تغییر مى دهد، حضور در
جمع دوستان و آشنایان مى باشد که در قالب دیدارهاى خانوادگى و مهمانى ها و مجالس
مختلف صورت مى پذیرد. اسلام این موضوع را نیز لحاظ نموده و بر استفاده از نوع پوشش
و آرایش مناسب با این موقعیت تأکید کرده است.

پیامبرخدا
(صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «خداوند دوست دارد وقتى بنده اى به سوى دوستان
مى رود، آماده و آراسته شود»[۶۲].

و یا در روایت دیگرى
مى خوانیم: «باید هر یک از شما، براى [ خودى ها] برادر مسلمان خود، خویش را
بیاراید؛ چنانکه از براى بیگانه [ و کسانى که فامیل نیستند] زینت مى کند و دوست
دارد که او را به  نیکوترین شکل ببیند»[۶۳].

 

۳. وضعیت اقتصادى و
جایگاه اجتماعى

از دیگر متغیرهاى
تأثیرگذار در نوع پوشش و آرایش افراد که دین اسلام آن را لحاظ نموده، شرایط معیشتى
خود افراد و هم چنین جایگاه و شأن آنها در جامعه است. به گونه اى که داشتن لباس هاى
متعدد و مناسب که در شأن و جایگاه اجتماعى افراد باشد، مجاز دانسته شده است.

شخصى از امام صادق
(علیه السلام)  درباره فرد ثروتمندى پرسید که لباس متعدد و مرغوب و چندین پیراهن
تهیه مى کند؛ آیا با پوشیدن آنها، اسراف گر است؟ حضرت فرمود: «خیر، چون خداوند
مى فرماید: «لِینْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ
قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»
[۶۴]؛
«آنان که امکانات وسیعى دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق (خرج) کنند و آنها
که تنگ دست اند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق (خرج) نمایند»[۶۵].[۶۶]

این بیان شریف امام
صادق (علیه السلام)  گویاى آن است که در مکتب اسلام مسلمانان مى توانند متناسب با
وضعیت معیشتى خود لباس مناسب تهیه و استفاده نماید.

 

 ۴. سلایق شخصى

سلایق شخصى نیز از
دیگر متغیرهایى است که اسلام براى آن احترام قائل شده و پارچه، مدل و حتى جنس و رنگ
خاصى براى لباس واجب ننموده و مسلمانان را نسبت به نوع خاصى از آرایش الزام نکرده
تا تمام مسلمانان در انتخاب این موارد آزاد باشند.

البته اسلام در راستاى
حفظ بهتر سلامتى روحى و جسمى مسلمانان در این زمینه توصیه هایى در قالب مستحب و
مکروه ذکر نموده است؛ مثلاً بر لباس هاى روشن به ویژه لباس سفید تأکید کرده و لباس
سیاه را به دلیل تأثیر منفى که بر نشاط روحى و سلامتى افراد دارد مکروه اعلام نموده
است. مگر در مورد عبا [ و چادر] و عمامه و کفش که کراهت ندارد.

 

۵. شرایط سنى

بدون تردید، میل به
خودآرایى و زیبایى که میل ذاتى آدمى است، در سنین مختلف تغییر مى نماید، به گونه اى
که ارضاى این میل در دوران نوجوانى و جوانى به اوج خود رسیده و به شکفتن احساسات
کمک کرده و به سوى تعالى روحى و پیشرفت هاى عاطفى سوق مى دهد.

پیشوایان اسلام نیز در
سیره عملیشان به تمایل جوانان به خودآرایى و تجمّل دوستى توجه مى نمودند. به همین
جهت، على (علیه السلام) ، به هنگام خرید لباس، جامه بهتر را به قنبر (غلام جوان
خود) داد تا او را با پوشاندن آن لباس، شادمان و مسرور کند، و خطاب به وى فرمود: تو
جوانى و مانند سایر  جوانان به آراستگى و زیبایى رغبت بسیار دارى.[۶۷]

 


حیا و آراستگى

پرسش ۵ . آیا مى توان
هر دختر و پسرى را که به ظاهر خود مى رسد متهم کرد؟ چرا بعضى ها در دانشگاه و یا در
بیرون دانشگاه در این مسئله حساس و سخت گیرند؟

آراسته بودن همیشه
پسندیده است. البته باید دقت داشت که نوع لباس و آرایش به حیا و عفت عمومى آسیب
نزند؛ زیرا «بدون عفت و حیا، هیچ کار زیبایى انجام نمى شود و هیچ کار زشتى ترک
نمى گردد»[۶۸].

رعایت حیا و عفت یک
اصل دائمى در آراستگى مرد و زن است و اسلام درباره پوشش و آرایش در برابر نامحرمان
و به هنگام حضور در اجتماع خواستار رعایت حریم ها و مرزبندى ها مى باشد.

در قرآن آمده است؛ «اى
فرزندان آدم ! براى شما لباسى فرو فرستادیم (و زمینه تهیه آن را فراهم کردیم)، که
بدن شما را مى پوشاند و جامه زینت است»[۶۹].

بدیهى است کسانى که
مرز حیا و عفت را رعایت نکنند و نگاه هاى  دیگران را به خود جلب نمایند به طور
طبیعى آتش شهوت در دیگران تحریک شده و زمینه مفاسد اخلاقى را در جامعه افزایش
مى دهد.

در منابع اسلامى نیز
از لباس نازک که نقش مؤثرى در تحریک امیال جنسى دارد، منع شده است.

امام على
(علیه السلام)  فرمود: «لباس نازک بدن نما نپوشید؛ زیرا نشانه سستى در دین است».

در روایت دیگرى از
عایشه نقل گردیده: خواهرش اسماء در حالى که لباس نازکى بر تن داشت، نزد رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)  آمد، حضرت روى از وى برتافت و فرمود: «اى اسماء، زن هنگامى
که به بلوغ مى رسد، صحیح نیست که غیر از این قسمت و این قسمت از بدنش پیدا باشد» و
به صورت و کفین خویش اشاره کرد[۷۰].

هم چنین امام صادق
(علیه السلام)  در این باره فرموده اند: «زیبنده زن مسلمان نیست که روسرى یا
پیراهنى بپوشد که بدن از زیر آن دیده شود»[۷۱].

گفتنى است، در میان
زنان و دختران دو ویژگى بیش از مردان و پسران نمایان است: یکى خودآرایى و تمایل به
آرایش و دیگرى روحیه خجالت و حیا که این دو ویژگى در دختران و زنان بسیار پسندیده و
با اهمیت است و لازم است جایگاه ابراز آن مدیریت شود. در فرهنگ ادیان الهى و به
ویژه در اسلام بسیار تأکید شده است که خودآرایى و آرایش زن در چارچوب  خانواده
نمایان شود که زمینه لذت و مهر و محبت را هرچه بیش تر به طور سالم فراهم کند و
خجالت و حیا در بیرون خانواده هرچه بیش تر رعایت گردد تا زمینه احتیاط و دورى از
سوء استفاده ناهنجاران بیش تر فراهم شود. از این رو پیامبر خدا
(صلی الله علیه وآله)  نهى فرمود که زن براى غیرشوهرش زینت کند و اگر چنین کند حقّ
خدا است که او را به آتش بسوزاند.[۷۲]

در روایت دیگرى نیز
امام باقر (علیه السلام)  در خصوص لباس هاى کوتاه چنین بیان داشته اند: «براى زن
مسلمان شایسته نیست که روسرى و پیراهنى بر تن کند که او را نپوشاند و بدن نما باشد»[۷۳].

از دیگر لباس هایى که
با عفت و حیا منافات دارد و از سوى اسلام ممنوع شده است، لباس هاى تنگ و چسبان است
که برجستگى هاى اندام بدن را نمایان ساخته، تحریک جنسى را به دنبال دارد.

 


آرایش مو

 پرسش ۶ .شنیده ایم که
موهاى سر پیامبر (صلی الله علیه وآله)  بلند بوده است و یا ایشان براى موى سر خود
فرق باز مى کردند؛ آیا این موضوع صحت دارد؟ در صورتى که جواب مثبت است پس چرا
بعضى ها به جوانى که موى سرش بلند باشد و فرق سر بگذارد، نگاه حقارت آمیز مى کنند؟

 برخلاف آنچه که شهرت
یافته است، در منابع شیعى روایتى مبنى بر اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله)  موهاى
خود را بلند مى نمود به گونه اى که موهایشان از بلندى بر روى شانه هاى آن حضرت
بیفتد و یا اینکه به دلیل بلندى موها فرق بازمى کرد، وجود ندارد، بلکه گاه
توصیه هایى برخلاف آن مطرح است.

از امام صادق
(علیه السلام)  پرسیدند آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  براى موى سر خود فرق
مى گذاشتند؟ حضرت فرمودند: «خیر! زیرا که موى سر آن حضرت وقتى که بلند مى شد [
حداکثر] تا نرمه گوش آن حضرت مى رسید».[۷۴]

در حدیث دیگرى از امام
صادق (علیه السلام)  پیرامون بلند کردن مو پرسیده شد ایشان در پاسخ فرمودند: «یاران
رسول خدا همواره موى سر خود را کوتاه مى کردند»[۷۵].

با توجه به روایات
فوق، بلند کردن موى سر براى مردان به مقدارى که بر روى شانه ها بیفتد و یا اینکه
انسان مجبور به فرق بازکردن شود، توصیه نشده است و اگر هم در برخى نقل هاى تاریخى
ذکر شده که موى سر پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا ائمه (علیهماالسلام)  بلند بوده،
به این معنا نیست که چنان موهاى خود را بلند مى نمودند که بر روى شانه هایشان بیفتد
و مجبور به بازکردن فرق سر باشد. البته بلند شدن موى پیامبر در شرایط خاص و
استثنایى اتفاق افتاده است مانند موقعیت صلح حدیبیه که مدتى پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  و یاران ایشان منتظر ورود به  مکه شدند که در مراسم حج موى
خود را بتراشند؛ اما مشرکان مخالفت کردند و مانع ورود حضرت و دیگر مسلمانان شدند.
در آن مدت موى سر حضرت بلند ماند.[۷۶]

بنابراین موى بلند از
سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله)  نبوده است؛ بلکه به طور استثنایى رخ داده است. در
هر صورت فرق گذاشتن براى موى بلند، نوعى سلیقه شخصى است و اگر کسى موى سر خود را
بلند گذاشت باید به خوبى آن را مرتب کند[۷۷]
اما نمى توان آن را به روش پیامبر (صلی الله علیه وآله)  مستند ساخت.

درباره آرایش موى سر
چند نکته شایسته یادآورى است:

الف. بهترین وضعیت
براى موى سر مردان کوتاه بودن آن است

امام صادق
(علیه السلام)  فرمود: «موى سرت را کوتاه کن؛ زیرا (با کوتاه کردن مو) آلودگى هاى
آن را کم، و گردنت را استوار و نور چشمت را افزون مى کند»[۷۸].

امام کاظم
(علیه السلام)  نیز در زیان هاى بلند بودن موى سر فرموده اند: «چون موى سر دراز شود
چشم ضعیف گردد و دیدش برود، و کوتاه کردن موى سر چشم را روشن کند و دیدش را
بیفزاید»[۷۹].

ب. بلند بودن مو نباید
از حد متعارف خارج گردد

براساس روایات نقل شده
از سیره عملى و گفتارى پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دیگر معصومین (علیهماالسلام) 
به دست مى آید که نهایت بلندى موى آن بزگواران به مقدارى بوده که از نرمه گوش فراتر
نمى رفته لذا اگر کسى موهاى خود را بلند نماید و قصد دارد طبق سیره معصومین
(علیهماالسلام)  عمل کند باید بلندى موى او از حد متعارف خارج نگردد به گونه اى که
موهاى وى بر روى شانه بیفتد تا مجبور شود پشت مو را ببندد.

از امیرالمؤمنین
(علیه السلام)  نقل گردیده که ایشان فرموده است: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) 
به ما مى فرمود موهاى پشت سرتان را کوتاه کنید»[۸۰].

ج. در صورت بلند نمودن
موى سر باید نظافت و آراستگى را مراعات نمود

اگر کسى به هر دلیلى
موهاى خود را بلند نمود بر اساس همین آموزه ها باید نسبت به نظافت و آراستگى آن
کوشا باشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «هر کس موى سرش را بلند
مى گذارد، خوب نگهدارى یا کوتاهش کند»[۸۱].

 


آرایش صورت

پرسش ۷ . بعضى از اهل
سنت موى سبیل خود را خیلى کوتاه مى کنند،  آیا این سنت پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  است؟

سنّت پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  و معصومین (علیهماالسلام)  درباره موهاى پشت لب این بوده که
از بلند شدن آن جلوگیرى نموده و آن را کوتاه مى نمودند. رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)  فرمود: «مجوس ریش خود را مى تراشند و سبیل را بلند
مى گذارند، و ما سبیل خود را مى زنیم و ریش خود را بلند مى گذاریم»[۸۲].

در حدیث دیگرى چنین
آمده: «گرفتن از موى پشت لب به طورى که لب آشکار شود از سنت است»[۸۳].

در سیره امام صادق
(علیه السلام)  از برخى یارانشان چنین نقل گردیده است: «دیدم حضرت صادق شارب هاى
خود را گرفته به طورى که نزدیک بود به پوست برسد»[۸۴].

گفتنى است به طور
معمول دستورات و توصیه هاى اسلامى حداقل به دو منظور است:

۱. رعایت بهداشت فردى
که با کوتاه کردن موى پشت لب و سبیل در هنگام خوردن و آشامیدن از آلودگى غذاها و
نوشیدنى ها جلوگیرى مى شود.

۲. حفظ هویت فرهنگى و
اجتماعى؛ به طورى که فرد مسلمان دنباله رو سلیقه ها و آشفتگى هاى گوناگون از سوى
دیگران نباشد. به ویژه کسانى که  بلند گذاشتن سبیل را براى خود آرم و آرمان قرار
مى دهند و هویت فرقه اى خودشان را در بلند گذاشتن سبیل به نمایش مى گذارند.

بنابراین آنچه مهم است
کوتاه کردن سبیل به مقدارى است که امکان رعایت بهداشت انجام گیرد و از نظر ظاهر به
گروه یا فرقه خاصى مشابهت پیدا نشود. چنان که رهبران و بزرگان دینى با ملاحظه این
دو اصل اضافات موى پشت لب و سبیل را کوتاه مى کنند اگرچه آن را نیز نمى تراشند.

 


آرایش و پیرایش ریش

پرسش ۸ . چرا تراشیدن
ریش توسط مراجع حرام شده است؟ با آن که بسیارى به این توصیه عمل نمى کنند؟

در ابتدا باید داسنت؛
احکام الهى بر اساس حکمت و مصلحت انسان از سوى خداوند متعال تنظیم گردیده، نه بر
اساس مقبولیت و عدم مقبولیت برخى مردم و اگر مراجع تقلید نیز حکمى از احکام الهى را
بیان نمایند، این حکم براساس وظیفه آنها مبنى بر استنباط احکام الهى از آیات و
روایات است، لذا عدم رعایت احکام تراشیدن ریش از سوى برخى مردم مجوزى براى تغییر
احکام الهى نمى شود.

اما در پاسخ این سؤال
اشاره به چند موضوع شایان توجه است؛

فلسفه تحریم ریش تراشى

عمده ترین علت حرمت
ریش تراشى از سوى مراجع، روایات و سیره  قطعى معصومان (علیهماالسلام)  است؛ زیرا
روایات فراوانى در مورد فضیلت حفظ محاسن و نهى از تراشیدن آن وارد شده، در بین
مراجع نیز کسى حکم به جواز تراشیدن تمام محاسن نداده و اغلب یا فتوا به حرمت
داده اند یا بنابر احتیاط واجب تراشیدن آن را جایز نمى دانند و برخى نیز تنها
تراشیدن ریش در صورتى که از اطراف آن باشد یعنى یک چهارم صورت تراشیده نشود، و صدق
ریش کند، جایز دانسته اند.[۸۵]

در اینجا به برخى از
ادله حرمت ریش تراشى اشاره مى شود:

الف. سنت پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  و اولیا

سیره رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)  و ائمه معصومین (علیهماالسلام)  و حتّى پیامبران پیشین و
انسان هاى بزرگ و وارسته در ادیان گذشته همواره بر داشتن ریش و حفظ محاسن بوده است.

رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)  در هنگام رویارویى با کسانى که ریش خود را تراشیده و سبیل
خود را بلند گذاشته بودند فرمود: «اما پروردگار من دستور به گذاشتن ریش و کوتاه
کردن سبیل داده است»[۸۶].

ب. حفظ هویت اسلامى

اسلام براى حفظ هویت
فرهنگى، به مسلمانان دستور داد ضمن عمل به احکام اسلام، ظاهر خود را شبیه بیگانگان
نکنند. بر همین اساس رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «سبیل هایتان
را کوتاه نمایید و محاسن (ریش ها) را  بلند نگه دارید و خود را شبیه یهودیان
مگردانید»[۸۷].

و در جاى دیگر نیز
فرمود: «شارب خود را بچینید و ریش خود را بگذارید و شبیه مجوس نشوید»[۸۸].

گفتنى است؛ گاهى
تراشیدن ریش همانند بستن کراوات و پاپیون حکایت از آرم ها و آرمان هاى فرهنگى
غیرمسلمانان دارد و مشابهت با آنان به نوعى از خودباختگى و پذیرفتن فرهنگ بیگانه
است و از سوى دیگر بلند گذاشتن بیش از حد ریش نیز به نوعى مشابهت با خاخام هاى
یهودى است. بر این اساس بلند گذاشتن بیش از حد ریش نیز همانند تراشیدن ریش از نگاه
اسلام مورد نکوهش است.[۸۹]

بدیهى است اسلام تعامل
علمى و اقتصادى با دیگران را مى پذیرد امّا سلطه اقتصادى و تهاجم فرهنگى و فرهنگى
را نمى پذیرد.

ج. نزول عذاب

رسول گرامى
(صلی الله علیه وآله)  فرمود: «ده عمل زشت و گناه، باعث نابودى قوم لوط شد... تا
اینکه فرمود: و تراشیدن ریش و بلند کردن سبیل دو عمل و گناهى بود که سبب از بین
رفتن قوم لوط شد».[۹۰]

فواید حفظ محاسن:

الف. وقار و نشانه
مردانگى

روییدن مو در صورت
مردان یکى از صفات مردانگى آنان به حساب مى آید و داشتن ریش مرتب را مى توان از
جمله جلوه هاى وقار و ابهت مردان شمرد. به تعبیر امام صادق (علیه السلام) : «... مو
بر صورت مردان علامت مردانگى و موجب عزت ایشان است».[۹۱]

بر اساس آنچه که از
معصومین (علیهماالسلام)  نقل گردیده، خداوند متعال محاسن را وسیله اى براى زینت
مردان قرار داده است.

امام رضا
(علیه السلام)  نیز مى فرماید: «خدا ریش را زیور مردان نمود و آن را دلیل تمایز
مردان از زنان ساخت»[۹۲].

ب. سلامتى بدن

پیغمبر
(صلی الله علیه وآله)  فرمود: «شانه زدن به سر و [محاسن ]صورت درد را از بدن بیرون
مى کشد»[۹۳].

امام صادق
(علیه السلام)  در این باره فرموده اند: «شانه زدن ریش گونه هاى صورت و دندان ها را
سخت کند»[۹۴].

در حدیثى از امام صادق
(علیه السلام)  آمده است: «رسول خدا همواره ریش خود  را شانه مى زد و مى فرمود: هوش
را مى افزاید و بلغم را مى برد»[۹۵].

ج. آراستگى

پیغمبر
(صلی الله علیه وآله)  چشمش به مردى افتاد که ریش بلند و ژولیده داشت و فرمود: «چه
ضرر داشت اگر این مرد ریش خود را اصلاح مى کرد؟». آن مرد شنید و ریش خود را به طور
مرتب و معمولى اصلاح کرد و به نزد حضرت آمد، پیغمبر (صلی الله علیه وآله) چون او را
دید، فرمود این طور اصلاح کنید.[۹۶]

در اسلام نسبت به
نظافت محاسن و ریش نیز توصیه شده است امیرالمؤمنین على (علیه السلام)  از قول 
پیامبر (صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «ریش را پاکیزه نگه دارید و شانه بزنید»[۹۷].

درباره آراستگى و مرتب
نگه داشتن محاسن نیز توصیه هایى در روایات آمده است: سدیر مى گوید: حضرت باقر
(علیه السلام)  را دیدم که موى اطراف صورت را کوتاه مى کرد، و موى چانه را پر پشت
مى گذاشت»[۹۸].

در روایتى حضرت على
(علیه السلام)  در خصوص نحوه آراستگى موى سر و صورت توصیه فرموده اند تا موهاى گیج
گاه و اطراف محاسن و هم چنین در صورت بلند بودن محاسن طرف جلوى آن کوتاه و مرتب
گردد.[۹۹]

در پایان ذکر این نکته
شایسته یادآورى است که در موضوع تراشیدن ریش نباید گرفتار افراط و تفریط شد و کسانى
که این مسئله را رعایت نکنند، آنان را از جرگه مسلمانى به دور شمرد! ممکن است
بسیارى به دلیل عدم اطلاع از احکام شرعى مرتکب این گناه شوند و در صورت اطلاع رسانى
صحیح و بیان روایات معصومین (علیهماالسلام)  از آن خوددارى کنند، لذا لازم است با
حوصله در جامعه فرهنگ سازى شود.

 


آرایش بانوان

پرسش ۹ . چرا زنان
بیرون از خانه نباید آرایش کنند؟ دلایل آن از نظر منطقى چیست؟ آیه مربوط به آرایش
بانوان در کدام سوره از قرآن کریم مى باشد و در چه منابعى حدود آن مشخص شده است؟

هرچند آرایش و زیبایى
از نظر اسلام مطلوب و پسندیده است و منعى بر آن وجود ندارد؛ بلکه توصیه به آرایش و
آراستن شده و حتى نسبت به آرایش زنان براى همسران از سوى اسلام تأکید فراوانى صورت
پذیرفته است، با این همه آرایش هاى زننده و ناهنجار در برابر نامحرمان از نگاه دین
مورد نکوهش قرار گرفته است.

خداوند متعال به زنان
مؤمن دستور مى دهد: «زینت و آرایش خود را آشکار نکنند جز آن مقدارى که آشکار است
(صورت و دست ها تا مچ)  مگر براى شوهران و دیگر محارم». و در ادامه به زنان مؤمن
سفارش مى کند: «هنگام راه رفتن پاهایشان را به زمین نکوبند تا زینت مخفى آنان [که
همان خلخال پا است] آشکار نشود و یا صداى آن شنیده نشود و موجب جلب توجه نامحرمان
نگردد».[۱۰۰]

آسیب ها و پیامدهاى
منفى و گاهى غیرقابل جبران به واسطه حضور تحریک کننده زنان در بین نامحرمان دامنگیر
فرد، خانواده و جامعه مى گردد و در اینجا به گوشه اى از این آسیب ها اشاره
مى نماییم:

۱. پیامدهاى فردى

به طور طبیعى آرایش
چهره به نوعى توجه و نگاه نامحرمان را به خود جلب مى کند، بدیهى است که این کار
زمینه برخى از تحریکات را براى طمع ورزى ایجاد مى نماید، در حالى که حفظ شخصیت زن و
کرامت انسانى او مى طلبد که با وقار لازم از منزل بیرون شود و از هر چیزى که توجه و
رغبت دیگران را به او جلب مى کند پرهیز نماید.[۱۰۱]
بنابراین خود زنان آرایش کرده اولین کسانى هستند که در معرض آسیب قرار مى گیرند.

از سویى شخصیت زن به
خاطر حضور آرایش کرده او در جامعه، او را تا حد یک عروسک، یا یک کالاى بى ارزش به
سقوط مى کشاند و  ارزش هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و
تنها به عنوان وسیله اى براى کامیابى هاى جسمى مورد توجه قرار مى گیرد.[۱۰۲]

۲. پیامدهاى خانوادگى

بنیان خانواده،
مقدس ترین پیوند اجتماعى است. براى ثبات این بنیان، عفت و حجاب مهم ترین عامل به
شمار مى آید. اگر زنان آرایش ها و خودنمایى ها را به بیرون منزل بکشانند، و مورد
نگاه هاى هوس آلود نامحرمان قرار بگیرند، ناخواسته عامل پیامدهاى منفى خواهند شد که
در اینجا به برخى از آنها اشاره مى شود:

الف. سستى نظام
خانواده و تأخیر در ازدواج

حضور دختران آرایش
کرده در جامعه موجب تنوع طلبى پسران در انتخاب همسرشان مى شود و در آرزوى رسیدن به
دخترى که همه زیبایى ها را داشته باشد، ازدواج را به تأخیر مى اندازند.

برخى دختران تصور
مى نمایند اگر آرایش کرده در جامعه رفت و آمد کنند، زمینه ازدواج آنها بیش تر فراهم
مى گردد؛ اما واقعیت آمارها خلاف آن را اثبات نموده است؛ زیرا بیش از این که مورد
«توجه» باشند «طعمه هجوم نگاه هاى سمّى» هستند و شرایط ازدواج آنان سخت تر مى شود.

ب. کاهش جذابیت همسران
و افزایش طلاق

اگر مردان به راحتى و
به آسانى در تمام صحنه هاى اجتماعى به زنان آرایش کرده و متنوع دسترسى داشته باشند،
ضمانتى براى پایدارى محبت و دلبستگى آنان به همسرانشان نخواهد بود؛ زیرا تحریک هوى
و هوس آنان را از زن خود دلسرد مى کند و در کانون گرم خانواده اختلاف و اختلال پیش
خواهد آمد.

این است که وقتى زن
بزک کرده و بدحجاب در جامعه ظاهر مى شود، چشم ها، به سوى او نشانه مى روند و چه بسا
فریفته و فریب خورده شده و سرانجام به جدایى از همسر منجر شود.

۳. پیامدهاى اجتماعى

الف. سقوط ایمانى و
اخلاقى جامعه

حضور آرایش کرده زنان
در جامعه علاوه بر اینکه نشانه پاى بند نبودن و بى مبالاتى فرد به احکام و اعتقادات
اسلامى است؛ نگاه هاى آلوده مردان هوس باز را به خود جلب مى کند و آتش شهوت را در
دل آنان شعله ور مى سازد و هنگامى که این وضعیت در جامعه شیوع پیدا کند همه حدّ و
مرزها به تدریج شکسته مى شود و حریم عفاف خدشه دار مى گردد و گناه و آلودگى همه
جامعه را فرامى گیرد و سرانجام با از بین رفتن سرمایه هاى معنوى، پایه هاى ایمانى
مردم سست گردیده، جامعه در سقوط اخلاقى و فساد قرار مى گیرد.[۱۰۳]

ب. افزایش التهاب و
آرامش اجتماعى

اگر زنان به صورت
تحریک آمیز در اجتماع ظاهر شوند، التهاب و هیجان روحى بینندگان هر لحظه با دیدن
صحنه اى تازه افزایش مى یابد و از آن جا که ارضاى غریزه جنسى در تمامى موارد
دلخواه، ممکن نیست، باعث برهم خوردن تعادل روحى بینندگان مى گردد.

ج. کم رنگ شدن حضور
مثبت زنان در جامعه

زنى که تن و اندام خود
را در معرض دید همگان مى گذارد، در حقیقت ویژگى هاى «جنسیتى» خود را ابزارى براى
ارتباط ناسالم جنسى قرار مى دهد و اصطلاحاً کوچه و بازارى مى شود. به عبارت دیگر او
مى خواهد با تکیه بر فریبندگى جنسى خویش، جاى خود را در جامعه باز کند، نه با تکیه
بر انسانیت خود و بدین ترتیب اعلام مى کند که آن چه براى او مهم است، جاذبه هاى زن
بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و نه لیاقت و کارآیى او و حال آن که اسلام با
ممنوع نمودن آرایش زنان در جامعه خواهان آن است که زنان و مردان مسلمان با جنبه هاى
انسانى خود در اجتماع حاضر گردند.

د. گسترش فساد اجتماعى

در جامعه اى که حجاب،
متانت، عفت و حیا ارزش تلقى مى شود، زن پایه هاى این ارزش را از رفتار و کردار خود،
به بینش و باور خویش سرایت  مى دهد و از طرفى نه تنها زنان دیگر بلکه مردان را نیز
متوجه ارزش هاى جامعه مى سازد و جامعه را به سلامت و ارزش هاى واقعى سوق مى دهد.
اما اگر زن، روش ها و منش هاى خود را تغییر دهد و به خودنمایى و آرایش هاى ظاهرى
بپردازد، ارزش هایى چون حجاب و حیا و وقار را خدشه دار مى کند و خود و اجتماع را به
تباهى و فساد و در نهایت به ضدارزش ها مى کشاند.[۱۰۴]

 


پوشش بانوان

پرسش ۱۰ . چرا پوشش
فقط براى خانم ها واجب شده است؟ آیا این مسئله و حکم در قرآن آمده است؟ در واقع چرا
خانم ها باید چادر بپوشند و مردها آزاد باشند؟

در پوشش دختران و
زنان، ظرافت و دقتى نهفته است که با شخصیت و تکریم جایگاه آنان پیوند خورده است.
پوشش زن سبب مى شود که زن در هنگام حضور در جامعه و روبرو شدن با مردان بیگانه،
تنها به مسئولیت هاى اجتماعى خود رسیدگى کند و از رهزنى هاى شیطانى به دور باشد که
در این صورت هم به بهداشت روانى جامعه کمک مى کند و هم نظام خانه و خانواده پایدار
مى ماند؛ زیرا اسلام مى خواهد لذت هاى جنسى و حتى  دیدارى و شنیدارى در محیط
خانوادگى و زیر چتر ازدواج قانونى قرار بگیرد و حضور در اجتماع براى درس و کار و
فعالیت بوده، هر کدام از این دو محیط کارکرد ویژه خود را داشته باشد. از این رو
مى توان حجاب زنان را نوعى آراستگى جهت حفظ حریم و مسئولیت پذیرى برشمرد که رعایت
آن بر ایشان ضرورى و شایسته است.

پیامبر اسلام بر پوشش
زن در مقابل نامحرم و دورى از خودنمایى و تبرج اصرار مى ورزید[۱۰۵].
قرآن نیز زنان را به حفظ حریم و رعایت پوشش و حجاب مؤکداً توصیه کرده است که
استشهاد به دو آیه آشکارا این تأکید را نشان مى دهد:

آیه نخست: «اى پیامبر!
به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو پوشش هاى بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو
افکنند».[۱۰۶]

آیه دوم: «به زنان
مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان
بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند؛ مگر آنچه پیدا
است و روسرى هاى (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و
گوش ها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا [مبادا] آنچه از زینت پنهان
مى کنند معلوم شود».[۱۰۷]

درباره این دو آیه، به
چند نکته توجه کنید:

الف. جلباب، پوششى است
گشاد و پارچه اى (مانند چادر) که با روسرى کوچک و خمار متفاوت است. جلباب همچون
مقنعه ها و روسرى هاى بزرگ، سر و همه بدن را مى پوشانیده است[۱۰۸]
و خداوند در آیه نخست با بیان جلباب، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب. خُمُر، جمع خمار و
به معناى روسرى و سرپوش است[۱۰۹]
و خداوند در آیه دوم از دختران و زنان مؤمن خواسته است که با خمار، سینه و گریبان
(جیب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسى درباره این آیه مى نویسد: زنان مدینه، اطراف
روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سینه، گردن و گوش هاى آنان آشکار مى شد و
براساس این آیه موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان ها بیندازند تا این مواضع
نیز پوشیده باشد. ابن عباس نیز در باره تفسیر این آیه مى گوید: یعنى زن، مو، سینه،
دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند.[۱۱۰]

ج. قرآن در پاسخ به
ضرورت پوشش نیز چنین مى فرماید که «ذلِکَ أَدْنى أَنْ
یُعْرَفْنَ فَلا یُؤذَیْنَ »
[۱۱۱]؛
«بدین وسیله شناخته مى شوند (که داراى اصالت خانوادگى اند) پس با آزار و تعقیب
(هوس رانان) رو به رو نمى شوند».

د. پیامبر به اسماء
فرمود: «اسماء! وقتى زن بالغ شد، شایسته نیست که [در برابر نامحرم] جز صورت و
دست هایش دیده شوند».[۱۱۲]

در پایان این نکته
قابل یادآورى است که: «پوشش اسلامى به معناى زندانى کردن و قرار دادن خانم ها پشت
پرده و در نتیجه عدم مشارکت در فعالیت هاى اجتماعى نیست؛ بلکه پوشش بدان معناست که
به عنوان دختران و زنان مؤمن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشانند و به خودنمایى
نپردازند و مشارکتشان در فعالیت ها، براساس اصول انسانى و اسلامى استوار باشد».[۱۱۳]

 


پوشش مشکى

پرسش ۱۱ . اگر پوشیدن
لباس مشکى در دین اسلام مکروه است، چرا زنان چادر مشکى به سر مى کنند و یا مردم در
ایام عزادارى پیراهن مشکى مى پوشند؟

در ابتدا باید گفت رنگ
برگزیده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفید است که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) 
مى فرماید: «هیچ لباسى بهتر از لباس سفید نیست، پس لباس سفید بپوشید»[۱۱۴].

در مقابل رنگ سفید،
رنگ سیاه قرار دارد که، نگاه آغازین اسلام به این رنگ، یک نگاه منفى است و هرگز آن
را در حالات عادى و عرصه روزمره زندگى، به عنوان یک رنگ مطلوب برنمى گزیند.

البته پوشش لباس مشکى
در دو مورد کراهت نداشته، بلکه بدان توصیه شده و امرى پسندیده است: یکى در پوشش
زنان و دیگر در عزاى سالار شهیدان (علیه السلام) .

۱. پوشش مشکى زنان

هدف از حکم حجاب حفظ
پاکى و طهارت قلب انسان از هرگونه هیجانات و توجهات شهوت آلود است چنان که در آیات
حجاب آمده است:


«ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ»
[۱۱۵]؛
«این براى آنان پاکیزه تر است».


«ذلِکَ أَدْنى أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤذَینَ»
[۱۱۶]؛
«این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است».


«أَنْ یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَهُنَّ»
[۱۱۷]؛
«اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است».


«ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن»
[۱۱۸]؛
«این کار براى پاکى دل هاى شما (مردان) و زن ها بهتر است».

 لذا اگر دستوراتى در
مورد نوع پوشش یا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است، همه تأمین کننده سلامتى قلبى
و طهارت باطنى زنان و مردان و در نهایت سلامت و سعادت جامعه است.

با توجه به حکمت و
فلسفه این حکم الهى که در آیات یاد شده آمده است، آنچه منطقى و معقول به نظر
مى رسد، آن است که رنگ پوشش حجاب به گونه اى باید باشد تا اثرات تحریک کنندگى و
شهوت برانگیزى نداشته باشد.[۱۱۹]

از همین رو مى بینیم
پس از نزول آیه حجاب، زنان انصار نیز رنگ مشکى را براى پوشش خود انتخاب نمودند و
این اقدام زنان نه تنها از سوى پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  رد نشد؛ بلکه مورد
تأیید ضمنى ایشان نیز قرار گرفت.

وقتى آیه جلباب نازل
شد[۱۲۰]
زنان انصار از خانه هایشان خارج شدند، در حالى که پوشش هاى مشکى بر تن داشتند.[۱۲۱]

بعضى از تفاسیر مهم،
مانند تفسیر الدرالمنثور سیوطى، روح المعانى و تفسیر المیزان[۱۲۲]
نیز در ذیل آیه جلباب جریان تاریخى پیش گفته را نقل کرده اند که سکوت پیامبر اکرم
(صلی الله علیه وآله)  در مقابل رنگ مشکى پوشش زنان  انصار، دلیل بر تقریر و تأیید
آن است.

علاوه بر آنچه گفته شد
شواهد لغوى فراوانى نیز براى اثبات این مدعا وجود دارد که اساساً در ریشه لغوى
جلباب رنگ مشکى اخذ شده است.

هم چنین در برخى از
کتاب هایى که درباره انواع لباس هاى اسلامى نوشته شده، جلباب به پوشش گسترده و گشاد
مشکى مانند چادر که زن روى لباس هاى دیگر مى پوشد، معنا شده است.[۱۲۳]

در نتیجه مى توان از
مجموع شواهد لغوى، تفسیرى و تاریخى مذکور، به روشنى استفاده نمود که رنگ جلباب و
چادر زنان هنگام نزول آیه شریفه، مشکى بوده است؛ و رنگ مشکى چادر منشأ و ریشه ى
قرآنى دارد.

در کنار شواهد قرآنى و
تاریخى؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  سه چیز را از کراهت لباس هاى مشکى
استثناء نموده اند که شامل عمامه و چکمه و عبا مى گردید[۱۲۴].
چادر مشکى نیز همچون عباى مشکى از موارد استثناء شده از کراهت لباس مى باشد.

بر همین اساس در احکام
شرعى نیز چادر مشکى از لباس هاى مشکى استثناء شده است. از همین رو صاحب جواهر
روایات مربوط به کراهت سیاه پوشى را شامل زنان ندانسته و مى فرماید: «طبق تصریح
کتاب هاى متعددى از علماى امامیه، کراهت پوشش سیاه مختص مردان است؛ زیرا  شارع مقدس
پوشش غلیظ تر و بیش ترى براى زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است، و رنگ
مشکى در مقایسه با رنگ هاى دیگر به نحو بهترى پوشش غلیظ تر و بیش تر را تأمین
مى کند»[۱۲۵].

هم اکنون تمامى مراجع
تقلید نیز بر عدم کراهت چادر مشکى در اسلام تصریح نموده، در پاسخ به این سؤال چنین
بیان داشته اند:

آیات عظام امام، بهجت،
تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: پوشیدن لباس سیاه مکروه است؛ ولى عبا از آن
استثناء شده و چادر مشکى نیز داخل عنوان عبا است و مکروه نیست.

آیات عظام سیستانى و
مکارم: به طور کلى پوشیدن لباس سیاه مکروه نیست؛ افزون بر آن که چادر مشکى داخل
عنوان عبا است و عبا استثناء شده است.[۱۲۶]

گذشته از آنچه که
تاکنون گفته شد، امروزه در روان شناسى رنگ ها، این که رنگ مشکى رنگى صامت و غیرفعال
است و باعث تحریک و جلب توجه نمى شود یک واقعیت مسلم است[۱۲۷].

بنابراین چادر سیاه که
امروزه مورد استفاده بانوان مسلمان واقع شده است، در عمل تناقضى با احکام شرع (از
نظر کراهت) و اثرات روانى رنگ  سیاه (از لحاظ علمى) ندارد.[۱۲۸]

۲. پوشش مشکى در
عزادارى ها

از برخى روایات
استفاده مى شود که ائمه (علیهماالسلام)  خود نیز در عزادارى ها لباس مشکى
مى پوشیده اند.

بنابر نقل ابن
ابى الحدید، امام حسن (علیه السلام)  در سوگ امیرالمؤمنان على (علیه السلام)  جامه
سیاه بر تن کرد و با همین جامه به میان مردم آمد و براى آنان خطبه خواند.[۱۲۹]
در باب پوشیدن لباس سیاه در عزاى ابا عبداللّه الحسین (علیه السلام) نیز روایت شده
است: «وقتى امام حسین (علیه السلام)  شهید شد، زنان بنى هاشم لباس سیاه پوشیدند و
امام زین العابدین (علیه السلام)  براى آن ها طعام تهیه مى کردند»[۱۳۰]
و شاید از آن تاریخ به بعد این کار به صورت یک سنت و رسم بین شیعه در ایام عزاى
ائمه شهرت یافت.

از همین روست که
شیعیان و ارادتمندان به اهل بیت (علیهماالسلام)  در دهه اول محرم، آخر صفر، ایام
شهادت امیرمؤمنان (علیه السلام)  و فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  و نظایر آن، جامه
مشکى مى پوشند و در و دیوار و کوى و برزن را سیاه پوش مى کنند.

 


ناخن بلند

پرسش ۱۲ . ناخن بلند،
زیبایى خاصى به دست مى دهد پس چرا برخى افراد مذهبى به این کار نگاه بدبینانه اى
دارند؟

کوتاه کردن ناخن براى
مردان به عنوان یک امر مستحب تلقى مى شود.

امام صادق
(علیه السلام)  در توصیه اى به یکى از یاران خود فرمود: «در هر جمعه... ناخن هایت
را بگیر»[۱۳۱].

در روایت دیگرى از آن
حضرت آمده است: «یکى از سنت هاى اسلامى گرفتن ناخن ها مى باشد»[۱۳۲].

اما از آنجا که بلندى
ناخن در زنان، خود یکى از عوامل افزایش زیبایى است، دین مبین اسلام این موضوع را
نادیده نگرفته، به زنان به عنوان یک عمل مستحب توصیه نموده که براى حفظ زیبایى
ناخن هایشان را بلند نگه دارند.

در این باره از رسول
خدا (صلی الله علیه وآله)  نقل شده است که: به مردان فرمود: «ناخن خود را کوتاه
کنید» و به زنان فرمود: «ناخن هاى خود را بلند نگه دارید که براى شما زیباتر است»[۱۳۳].

ناگفته نماند که لازمه
بلند نگاه داشتن ناخن از سوى زنان نیز منوط به رعایت مسائلى همچون موارد ذیل
مى باشد:

 ۱. نظافت ناخن ها و
بهداشت فردى مؤکدا مراعات شود.

۲. چنانچه بلند نگاه
داشتن ناخن از سوى زنان زینت محسوب شود، باید آن را از نامحرم بپوشاند.

۳. اگر ناخن بیش از حد
معمول بلند شد و زیر آن چرک یا مانعى پدید آمد، براى وضو و غسل باید برطرف شود تا
آب را به زیر آن برساند.

 


انگشتر داشتن

پرسش ۱۳ . آیا انگشتر
به دست چپ کردن اشکال دارد؟ و اصولاً به دست کردن چه انگشترهایى استحباب داد و کدام
انگشت ها براى این کار بهتر است؟

انگشترى از زینت هایى
است که به آراستگى و زیبایى دست مى افزاید و از زبان معصومین (علیهماالسلام)  هم بر
این کار توصیه هاى فراوانى شده است.

امام صادق
(علیه السلام)  فرموده است: «دوست مى دارم که مؤمن نگین انگشترش از پنج چیز باشد:
یاقوت که از همه فاخرتر است. عقیق که از هر نگین دیگر براى خدا و ما خالصانه تر
است. فیروزه... و حدید صینى (آهن چینى) و سنگ ها و درهاى سپید ناحیه نجف».[۱۳۴]

در احادیث براى هر یک
از این انگشترها فوائد و آثار متعددى ذکر گردیده که در اینجا تنها به گوشه هایى از
آن اشاره مى شود:

حضرت على
(علیه السلام)  در فضیلت به دست کردن انگشتر عقیق مى فرماید:
«صَلاَةُ رَکْعَتَینِ بِفَصِّ عَقِیقٍ تَعْدِلُ أَلْفَ رَکْعَةٍ بِغَیرِهِ»[۱۳۵]؛
«کسى که انگشتر عقیق در دست کند و دو رکعت نماز با آن بخواند، ثواب آن دو رکعت،
برابر با هزار رکعت نمازى است که بدون انگشتر عقیق بخواند».

در روایتى از قول حضرت
فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  و به نقل از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  آمده است:
«کسى که انگشتر عقیق به دست کند، همیشه خیر مى بیند»[۱۳۶].

امام صادق
(علیه السلام)  در خاصیت انگشتر یاقوت فرموده اند:
«تَخَتَّمُوا بِالْیوَاقِیتِ فَإِنَّهُ ینْفِى الْفَقْرَ»
[۱۳۷]؛
«انگشتر یاقوت در دست کنید؛ زیرا که تنگدستى را از بین مى برد».

امام صادق
(علیه السلام)  پیرامون فضیلت انگشتر فیروزه نیز مى فرماید: «فیروزه مایه مسرت خاطر
زنان و مردان مؤمن مى شود و نور چشم را تقویت مى کند و سینه را گشاده مى سازد و بر
نیروى دل مى افزاید».[۱۳۸]

ایشان در پاسخ به
سؤالى در خصوص فضیلت دُرّ نجف چنین بیان داشته اند: «هر کس به آن بنگرد، خداوند به
هر نظر، اجر پیامبران و صالحان  را مى نویسد و اگر لطف و رحمت خداوند بر شیعیان ما
نبود، هر نگین از آن چنان گران مى شد که به هیچ قیمت پیدا نشود؛ ولى خداوند آن را
براى ایشان فراوان و ارزان قرار داده است که توانگر و مستمند ایشان بتوانند از آن
نگین انگشتر بسازند».[۱۳۹]

بنابر احادیث منقول،
انگشتر باید در دو انگشت آخر یعنى انگشت کوچک و انگشت پهلوى آن قرار داده شود و
براى انگشترى کردن در انگشت کوچک بسیار سفارش شده است و از انگشترى کردن در انگشت
وسط و سبابه نهى کرده اند.[۱۴۰]

امام صادق
(علیه السلام)  به نقل از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  فرموده اند: «امت من از
اینکه انگشتر را به انگشت وسط و سبابه کنند، نهى شده اند».[۱۴۱]

اما انگشتر به دست
راست کردن ریشه در سیره معصومان (علیهماالسلام) دارد و یکى از نشانه هاى ایمان
شمرده شده است[۱۴۲].
آن بزرگواران، همیشه انگشتر در دست راستشان نموده و علاوه بر اینکه خود به این
موضوع اهمیت مى دادند، شیعیان را نیز به این عمل سفارش کرده و آن را از علائم
پیروان  امیرمومنان (علیه السلام)  بر مى شمردند.

امام رضا
(علیه السلام)  در حدیثى به این موضوع اشاره نموده و فرموده اند: «پیامبرخدا
(صلی الله علیه وآله)  امیرالمؤمنین (علیه السلام)  و دیگر امامان معصوم
(علیهماالسلام)  همواره انگشتر را بر دست راست مى نمودند»[۱۴۳].

از همین رو، انگشتر به
دست راست نمودن به عنوان یک عمل مستحب از فضیلت بسیار برخوردار است.

از مجموع روایات که تا
حدّ ممکن باید از خالى گذاردن دست راست از انگشترى و استعمال آن در دست چپ پرهیز
کرد؛ زیرا انگشتر در دست راست کردن نشانه شیعه بودن است و ائمه اطهار
(علیهماالسلام)  نیز بر انجام این عمل و زنده نگه داشتن این سنت بسیار تأکید
داشته اند. البته اگر کسى خواست مى تواند علاوه بر استفاده انگشتر در دست راست آن
را در دست چپ نیز استعمال نماید.

 


انگشتر طلا

پرسش ۱۴ . چرا انگشتر
طلا براى مردان حرام است؟

استفاده از طلا براى
مردان به طور مطلق چه در نماز و چه در غیرنماز، چه به صورت انگشتر و چه غیر انگشتر
حرام است و استفاده از آن در نماز  موجب بطلان است. اما اینکه چرا اسلام استفاده از
طلا براى مردان را حرام گردانیده، حکمت هاى متعددى دارد که ضمن تأکید بر جنبه تعبد
نسبت به احکام، به برخى از آن حکمت ها اشاره مى نماییم:

۱. وجود ویژگى هاى
جسمى و روانى مردان

ویژگى هاى جسمى و
روانى مرد، تفاوت هایى با زن دارد و اسلام با توجه به این تفاوت هاى طبیعى، احکام و
مقررات ویژه اى را براى هر یک وضع کرده است و از مرد انتظار دارد که از تجملاتى
مانند تزیین به طلا پرهیز کند. در مقابل براى زنان که طبیعتى احساسى تر و عاطفى تر
دارند، اجازه داده از برخى زینت ها که با روحیه ایشان سازگارتر است و به زندگى مرد
نیز لطافت و شیرینى بیش ترى مى بخشد، استفاده کنند. لذا امام صادق
(علیه السلام) مى فرماید: «خداوند چون طلا را در دنیا زینت زنان قرار داده است،
پوشیدن آن براى مردان و نماز خواندن با آن حرام شده است».[۱۴۴]

۲. بروز مشکلات خونى

تحقیقات جدید نشان
مى دهد گلبول هاى سفید در خون مرد بیش تر از زن است. از طرف دیگر طلا در افزایش این
گلبول ها مؤثر است. از این رو وجود آن براى زن که معمولاً به دلیل عادت هاى ماهانه
دچار کم خونى مى شوند، مفید است ولى براى مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب
برهم زدن تعادل گلبول هاى سرخ و سفید گردد.[۱۴۵]

 


استعمال عطر

پرسش ۱۵ . آیا درست
است که پیامبر (صلی الله علیه وآله)  حدود یک سوم از درآمدش را براى عطر هزینه
مى کرده است؟ در ضمن آداب و رسوم استفاده از عطر را نیز شرح دهید.

بوى خوش یکى از مهم
ترین عوامل آراستگى است و سیره عملى پیامبران به ویژه پیامبر اسلام گواه این مسئله
است.[۱۴۶]

رسول گرامى اسلام
(صلی الله علیه وآله)  آن چه را که براى بوى خوش هزینه مى نمودند، بیش تر از آن بود
که در غذاى خود هزینه مى کردند.[۱۴۷]

ایشان مشکدانى خوشبو
داشتند که چون وضو مى ساختند با دست تر از آن مشک استفاده مى کردند و چون از منزل
بیرون مى آمدند، همه کس از آن بو مى دانستند که حضرت تشریف مى آورند.[۱۴۸]

ائمه اطهار
(علیهماالسلام)  نیز در معطر کردن خود اهتمام داشتند، امام صادق (علیه السلام) 
چنان از عطر استفاده مى نمود که مکان نمازگزاردن وى در مسجد از بوى  خوش عطر ایشان
قابل تشخیص بود.[۱۴۹]

در احادیث مى خوانیم
پیغمبر (صلی الله علیه وآله)  با «مشک» خود را خوشبو مى فرمود، چندان که «مشک» بر
فرق سر حضرت برق مى زد و خود را به «مشک» و «عنبر» معطر مى فرمود و در شب تاریک پیش
از آن که دیده شود، از بوى خوشش شناخته مى شد.[۱۵۰]

در سیره امام رضا
(علیه السلام)  آمده است که ایشان از «گلاب» و «مشک» استفاده مى کردند.[۱۵۱]

پیشوایان معصوم بر
بهره گیرى از عطر تاکید فراوانى داشتند؛ پیامبر (صلی الله علیه وآله)  گاه به برخى
از عطرها نیز اشاره مى فرمود از جمله توصیه مى نمود: «با بنفشه عطر بزنید که در
تابستان خنک و در زمستان گرم است».[۱۵۲]

در خصوص آداب و رسوم
استعمال عطر نیز مى توان به این موارد اشاره نمود:

۱. عطر زدن به هنگام
نماز موجب فضیلت یافتن نماز است و به کمال آن مى افزاید. امام صادق (علیه السلام) 
در این باره مى فرماید: «نماز انسان معطر، بر هفتاد نمازى که بدون عطر باشد، برترى
دارد».[۱۵۳]

۲. از امام صادق
(علیه السلام)  نقل گردیده: هرگاه مى خواهى عطر استعمال کنى، بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ الزِّینَةَ وَ الدِّینَ-
وَ أَعُوذُ بِکَ مِنَ الشَّینِ وَ الشَّنَآن»
[۱۵۴]؛
«بار خدایا من از تو زینت و دین مى خواهم و از زشتى و دشمنى بر تو پناه مى برم».

۳. نیز شایسته است
هنگام استعمال عطر بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله) درود فرستاده شود.

البته آداب دیگرى
مانند عطر به شارب و موى روى لب، عطر در اول صبح و هنگام رفتن به مسجد و اهداى عطر
به دیگران وارد شده است.[۱۵۵]

 


عطر زنان

پرسش ۱۶ . با توجه به
این که پیامبر براى استعمال عطر اهمیت زیادى قائل بودند، پس چرا از نظر شرعى،
استفاده از بوى خوش براى زنان به هنگام بیرون رفتن از خانه ممنوع شده است؟ سؤال من
این است که اگر بوى خوش استعمال نکنیم، بوى بد عرق هم براى خود و هم براى دیگران
آزاردهنده است، راه حل چیست؟

آنچه که از فواید و
فضایل استعمال عطر در روایات ذکر گردیده منحصر در مردان نیست؛ بلکه معطر بودن، هم
براى زنان و هم براى مردان مطلوب و پسندیده است؛ به ویژه در آداب همسردارى و
خانواده، استعمال بوى خوش از سوى زنان مورد تأکید فراوان دین اسلام قرار گرفته است.

پیامبر خدا
(صلی الله علیه وآله)  فرموده اند: «بر زن لازم است خود را به بهترین عطرش خوشبو
کند، بهترین لباس هایش را بپوشد، به بهترین وجه زینت کند و با چنین وضعى صبح و شب
با شوهرش ملاقات نماید»[۱۵۶].

این کار علاوه بر
اینکه ارضاى غرایز جنسى را در مسیر صحیح خود و در کانون خانواده قرار مى دهد موجب
تحکیم روابط خانوادگى مى گردد؛ اما گاهى برخى عوامل، غرایز جنسى را خارج از چارچوب
خانواده تحریک و تشدید مى کنند. یکى از آن عوامل، استعمال عطر توسط بانوان در بیرون
منزل و در برخورد با نامحرم است.[۱۵۷]
از همین رو در برخى احادیث از استعمال عطر از سوى زنان براى نامحرمان شدیدا نهى شده
است.

رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)  مى فرمایند: «هر زنى که خود را معطّر کند و از خانه بیرون
رود، تا زمانى که به خانه اش باز گردد، مورد لعنت و نفرین قرار مى گیرد».[۱۵۸]

بنابراین آنچه که از
سوى اسلام حرام اعلام گردیده و مراجع تقلید نیز بر  آن تأکید نموده اند، این است که
استعمال عطر و ادکلن باعث خوشایندى و جلب توجه و استشمام نامحرم گردد.[۱۵۹]

از سوى دیگر استحمام
یک روز در میان عمل مستحب شمرده شده[۱۶۰]
و با آن ضمن حفظ نشاط و شادابى و تقویت بدن، بوى عرق کاهش مى یابد و براى از بین
بردن آن نیاز به عطر و ادکلن تند نیست.

 


مدل کفش

پرسش ۱۷ . آیا اسلام
درباره مدل کفش هم نظر خاصى دارد؟

در تعالیم اسلامى به
انتخاب کفش راحت و مناسب اهمیت داده شده و حتى آن را یکى از عوامل مؤثر در سلامتى
بدن برشمرده است. از همین رو رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  به خرید کفش مناسب
تأکید نموده و فرموده است: «هر کس کفشى مى خرد، باید کفش خوب بخرد»[۱۶۱].

براساس همین رویکرد در
تعالیم اسلام راجع به کفش مناسب توصیه ظریف و زیبایى ذکر گردیده است و آن تاکید بر
راحت بودن کفش است؛ زیرا استفاده از کفش هاى تنگ که امروزه به حسب مد در کشور ما
نیز رواج  یافته و افراد زیادى از آن استفاده مى نمایند. از نظر سلامت و بهداشت به
هیچ عنوان مناسب نیست؛ زیرا موجب فشردگى انگشتان پا گردیده و در نتیجه باعث فرو
رفتن ناخن در گوشت و ایجاد عفونت و عوارض دیگرى مى گردد. حتّى ممکن است انگشتان پا
به مرور زمان و در نتیجه فشار وارده روى هم قرار گرفته و از حالت طبیعى خارج شود.[۱۶۲]

پوشیدن کفش هاى راحت
از سنت هاى ثابت معصومین (علیهماالسلام)  بوده است. یکى از یاران امام صادق
(علیه السلام)  که به کفش دوزى اشتغال داشته، نقل مى کند: «براى امام صادق
(علیه السلام)  نعلینى دوختم مطابق نمونه اى که فرستاده بود، و آن نمونه ظریف و
کم رویه بود»[۱۶۳].

نیز در خصوص سیره
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)  در مورد استفاده از کفش آمده است: «نعلین
پیغمبر (صلی الله علیه وآله)  دو بند داشت که بین انگشتان قرار مى گرفت، و کمر
نعلین باریک بود که به طرف پاشنه به طورى زیبا باریک مى شد و نوک تیز نبود»[۱۶۴].

 

 
 

 


فصل دوم : مدگرایى

 


ماهیت مدگرایى

پرسش ۱۸ . مى خواستم
در مورد تعریف مد و مدگرایى و نحوه شکل گیرى و شاید تاریخچه آن بیش تر بدانم؟

واژه «مد» واژه اى
فرانسوى است و به معناى طرز، اسلوب، عادت، شیوه، سلیقه، روش، رسم، و باب روز آمده
است.[۱۶۵]

modeاز ریشه لاتین
 modusگرفته شده است. این واژه پس از جنگ جهانى اول، به
دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسى شد.[۱۶۶]
در زبان انگلیسى اصطلاح fashionبراى مد به کار مى رود.

مد یک پدیده اجتماعى و
الگوى فرهنگى رایجى است که به دلایل مختلف در یک زمان معین توسط بخشى از جامعه
پذیرفته مى شود و داراى دوره اى نسبتاً کوتاه است و سپس فراموش مى شود؛ و مدگرایى
آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق برخى الگوها  تنظیم
و به محض آن که الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى کند.[۱۶۷]

درباره نحوه شکل گیرى
مد و شکل امروزى این پدیده، به دو نکته اشاره مى شود:

الف. شکل گیرى پدیده
مد

در جامعه ابتدایى که
هنوز طبقه هاى اجتماعى شکل نگرفته بود و رقابت اقتصادى وجود نداشت، زنان و مردان،
بدن شان را رنگ آمیزى و زینت مى کردند اما نه براى زیبایى. در آن زمان لازم بود همه
افرادى که به دلیل قرابت، متعلق به گروه مشخصى بودند، خود را به شکل خاصى
«نشانه گذارى» کنند.

با گذشت زمان و
شکل گیرى جامعه طبقاتى، این نشانه ها دگرگون گردید و به مد ـ که نابرابرى اجتماعى
را نشان مى داد ـ تبدیل شد؛ به گونه اى که در آن دوران، مد نشانه تمایز طبقاتى زنان
و مردان طبقه حاکم بود و آنان را از طبقات دیگر باز مى شناساند.

این نوع مدگرایى در
دربار فرانسه و پیش از انقلاب کبیر فرانسه به اوج خود رسید به گونه اى که شاهان،
شاهزادگان و اشراف زمین دار و مردان و زنان آنها طبق مد روز به بهترین شکل لباس
مى پوشیدند، صورت هایشان را پودر مى زدند و موهایشان را رنگ مى کردند، از والان هاى
توردار، زینت  آلات، طلا و نظایر آن استفاده مى کردند.[۱۶۸]

شکل دیگرى از مدگرایى
نیز در دهه ۱۹۲۰م به چشم مى خورد که هنرمندان از طریق پوشش، رنگ ها و زیورآلات و
یراق هایى با رنگ هاى فلاشى، هم شکل نبودن خود را ابراز مى داشتند. هم چنین عصبانیت
جوانان اروپایى از بزرگ ترها و از قیود و نظم هاى اجتماعى در این دوران به تشکیل
گروه هایى منجر شد که لباس هاى تیره مى پوشیدند و روى بلوزهاى سیاه، جملاتى
خشم آلود مى نوشتند و شلوارهاى افتاده و گشاد به تن مى کردند. نمونه هایى از این
دست در سایر کشورها هم دیده شده است.[۱۶۹]

ب. آغاز مدگرایى به
شکل امروزى

مدگرایى به شکل کنونى،
از قدمت چندانى برخوردار نیست و سرآغاز آن به ۱۹۶۰ میلادى برمى گردد.

یکى از مهم ترین
تحولات دهه ۶۰، شکل گیرى جنبش هاى ضدجنگ در ایالات متحده آمریکا بود.در همین سال ها
بود که دو گروه معروف هیپى ها (hippie) و بیتل ها  (beetele)ظهور
کردند و با روى کار آمدن پانک ها  (punk)در دهه ۷۰ میلادى
یک مثلث اعتراضى ساخته شد. اعضاى این گروه ها براى اعتراض به اوضاع اجتماعى آمریکا
با پرداختن به نوع  لباس خاص، آرایش موى عجیب و رفتارهاى اجتماعى هنجارشکنانه، تلاش
کردند تا اعتراضات اجتماعى خود را بیان کنند. این گروه ها نخستین گروه هایى بودند
که شکل ظاهرى و ایده هایشان در دنیا به عنوان مد، مورد تقلید قرار گرفت.[۱۷۰]

در ابتداى دهه ۱۹۸۰
عدّه اى از متفکران و اندیشمندان سیاه پوست آمریکایى، گروهى را تشکیل دادند که یکى
از اهداف آن ایجاد صلح و آرامش در آمریکا و فرو نشاندن آتش دشمنى بین سیاه و سفید
بود؛ به همین دلیل این گروه خود را جمهور صلح امریکایى (republic american
 peace)یا به اختصار  rapنامید. آنان با
شعار آزادى و صلح، به ترویج موسیقى تند جاز اقدام نمودند که به همین نام نیز مشهور
شد. این گروه در تداوم حیات و فعالیت خود و به مرور زمان از ماهیت اصلى تفکر خود در
زمان شکل گیرى فاصله گرفت و به سرنوشت گروه پانک دچار شد. در این راستا مى توان از
گروه هاى دیگرى مانند متالیکا  (metalica)هوى متال
 (heavymetal)راک  (rock)و مارداک
 (mardock)نیز نام برد.[۱۷۱]

نکته جالب توجه اینکه
این گونه رفتارها و موج هاى اجتماعى به آسانى به جوامع دیگر سرایت مى کند و بدون
توجه به هدف و فلسفه پیدایش آنها، از سوى جوانان مورد تقلید قرار مى گیرد.

در شکل گیرى روند
مدهاى امروزى علاوه بر جریان هاى اجتماعى، دو جریان دیگر نیز تأثیرگذار بوده اند:

۱. مدهایى که از سوى
گروه هاى منحرف اعتقادى و اخلاقى - همچون شیطان پرست ها - شکل گرفته و با پشتیبانى
سرمایه گذاران و سودجویان گسترش مى یابد.

۲. مدهایى که براساس
الگوگیرى از افراد خاص شکل گرفته و در یک مقطع زمانى مورد تقلید قرار مى گیرد؛
مانند موج هاى ایجاد شده توسط برخى فیلم هاى سینمایى و یا برخى بازیکنان فوتبال
و...

 


مدگرایى در ایران

پرسش ۱۹ . از چه زمانى
موضوع مدگرایى در ایران مطرح شد؟ آیا ما ایرانى ها در همه تاریخ به داشتن مد غربى
افتخار مى کردیم؟

مدگرایى در ایران،
مقاطع تاریخى پر فراز و فرودى را سپرى نموده است که در نگاهى گذرا مى توان آن را به
شش دوره متفاوت تقسیم بندى نمود.

۱. ثبات فرهنگ ایرانى،
اسلامى و انتقال مد توسط ایرانیان

ایران به لحاظ واقع
شدن بر سر راه ابریشم و منطقه خاورمیانه همواره گذرگاه تردد اقوام مختلف بوده، ولى
غناى فرهنگ اسلامى ـ ایرانى این  سرزمین در ادوار مختلف مانع تقلیدپذیرى از
بیگانگان بوده و حتى بر کسانى که با این فرهنگ آشنا مى شدند، تأثیر مى گذاشت؛ این
خودباورى و تأثیرگذارى به نحوى بود که در دوره صفویه، هم شاه و هم مردم نسبت به طرز
لباس پوشیدن اروپایى ها، نگاه مسخره آمیز داشتند.

پولاک مستشرق نوشته
است که «کلاه گرد اروپایى از آن نظر به دیده ایرانیان مسخره جلوه مى کند که به دیگى
که در آن چلو مى پزند، شباهت دارد».[۱۷۲]

در این دوره نه تنها
به لباس غربیان توجهى نمى شد؛ بلکه کسانى همچون تاورنیه[۱۷۳]
و شاردن[۱۷۴]
و رابرت شرلى[۱۷۵]
و پادشاه سیام (تایلند) و... لباس ایرانى به تن مى کردند.

۲. سرآغاز مدگرایى
غربى در ایران

تاریخ ورود اولین مد
غربى به ایران به دوران فتحعلى شاه قاجار برمى گردد. پس از انعقاد قرارداد فین کن
اشتاین بین ایران و فرانسه در سال  ۱۸۰۷م ناپلئون، «ژنرال گاردان» و کارشناسان
نظامى فرانسه را به ایران فرستاد تا به تجدید سازمان ارتش ایران بپردازند.
فرانسوى ها موفق شدند در مدت کوتاهى چهارهزار سرباز پیاده نظام با لباس متحدالشکل و
به طرز اروپایى تربیت کنند.[۱۷۶]
در این زمان، علاوه بر نظامیان، افرادى از طبقات دیگر نیز از نظامیان ایرانى و
اروپایى در پوشیدن لباس تقلید کردند و بدین ترتیب اولین مد غربى به نام «رخت نظامى»
از سوى ایرانیان مورد تقلید قرار گرفت.

معاشرت شاهزادگان و
اعیان با سفراى خارجى و هم چنین تحصیل ایرانیان در فرنگ در انتقال و روایج مد غربى
مؤثر بود[۱۷۷]؛
پس از انعقاد موافقت نامه دوجانبه بین عباس میرزا و «سرهارد فورد جونز»، گروه هاى
متعددى از جوانان اعیان براى کسب علم، روانه انگلستان شدند که این اقدام خواه
ناخواه گامى براى انتقال و سرایت آداب و رسوم اروپایى به جامعه ایرانى بود، چنانکه
این افراد پس از بازگشت از اروپا و طبق عنوان روشنفکر، آداب و رسوم و فرهنگ غربى و
حتى تفکر اروپایى را در ایران تبلیغ مى کردند.[۱۷۸]

۳. نهادینه شدن
مدگرایى غربى در ایران

 دوران پادشاهى
ناصرالدین شاه قاجار را مى توان عصر پذیرش فرهنگ اروپایى و نهادینه شدن مدگرایى در
ایران نامید. ناصرالدین شاه قاجار اولین پادشاه ایران بود که رسماً از اروپا دیدن
کرد[۱۷۹]
که سوغات مسافرت هاى او، فروش ثروت هاى ملى به ارزش ناچیز، تأثیرپذیرى از فرهنگ غرب
و ترویج آن در ایران بود. یکى از آثار آشکار سفر ناصرالدین شاه به اروپا دستور او
به تغییر و تحول در لباس زنان دربار بود و به دنبال آن لباس هاى درباریان نیز کم و
بیش طبق مدهاى اروپایى گردید.[۱۸۰]
و به تدریج به سطح جامعه سرایت کرد.

با تأسیس مدارس جدید
به سبک اروپایى و ورود دختران و پسران ایرانى به این مدارس که بیش تر از طبقه
فرادست و از اعیان زادگان، درباریان و خان زادگان بودند، پوشاک آنها نیز متحول شد.
در واقع مدارس جدید اولین پایگاه نشر فرهنگ نوین پوشاکى (به مدل اروپایى) بود و
اولین دختر مسلمان ایرانى که در زمان ناصرالدین شاه، چادر را از سر خود برداشت،
دخترى بود که در مدرسه آمریکایى تربیت یافته بود.[۱۸۱]

مطبوعات تازه تأسیس
نیز در تشویق و ترویج مدگرایى غربى مؤثر بودند؛ زیرا غالب مؤسان و بنیانگذاران و
نویسندگان این نشریات، کسانى بودند که به مدرنیزه کردن ایران و نوسازى و بازسازى
فرهنگى جامعه  گرایش نشان مى دادند و در روزنامه ها و نشریات خود به نحوى لباس سنتى
را به مسخره گرفته، مردم را این گونه به استفاده از لباس هاى مدل اروپایى ترغیب و
تشویق مى کردند.[۱۸۲]

از سویى دیگر نیز برخى
از تجار با واردات برخى لباس ها، مدهایى را رواج مى دادند. با افزایش جمعیت
اروپایى ها در ایران و رسوخ فرهنگ اروپا بین مردم پایتخت و شهرهاى بزرگ دیگر و میان
طبقه فرادست و بالا، برخى از خیاط ها، انواع لباس را بر طبق مدل اروپایى مى دوختند
و این گونه مدگرایى غربى در بین تمامى طبقات جامعه ایران رسوخ پیدا کرد و نهادینه
گردید.

۴. اوج گیرى مدگرایى
غربى در دوران سلطنت پهلوى

در نخستین سال هاى
حکومت رضاخان، اولین حرکت منسجم براى تغییر در لباس ایرانیان، از سوى مجلس شوراى
ملى آغاز شد. پارلمان در ۲۹بهمن ۱۳۰۱ش. تصویب کرد که همه کارکنان شهرى، اعضاى
کابینه و نمایندگان مجلس، در طول ساعات کارى، باید لباسى شامل کت و شلوار آبى رنگ و
کلاهى لبه دار موسوم به کلاه پهلوى را بر سر کنند.[۱۸۳]

در سال ۱۳۰۷ش قانون
لباس یکسان شامل کت و شلوار اروپایى و کلاه  لبه دار موسوم به کلاه پهلوى براى همه
طبقات مردم به تصویب رسید و به اجرا درآمد.

در سال ۱۳۰۹ش زمانى که
دیکتاتورى رضاخان تثبیت شده بود، دولت ورود کلاه هاى زنانه را آزاد اعلام کرد[۱۸۴]
که این اقدام توانست نقش مؤثرى در ترویج مدهاى غربى ایفا نماید.

رضاشاه در سال ۱۳۱۳ش
پس از مسافرت به ترکیه و ملاقات با آتاترک و مشاهده مظاهر غرب بر این باور شد که
حجاب سبب عقب افتادگى ایران زمین است! از همین رو با فراهم نمودن مقدماتى در نهایت
در دى ماه سال ۱۳۱۴ش پوششى غربى و فاقد پوشش موى سر براى زنان را اجبارى نمود[۱۸۵]
که با این اقدام یکى از بزرگ ترین موانع حضور مدهاى غربى در ایران از میان برداشته
شد.[۱۸۶]

انحراف در الگوبردارى
از مظاهر پیشرفت که با سلطنت رضا شاه اوج گرفته بود، در دوران محمدرضا پهلوى سرعت
بیش ترى گرفت. لذا در دوره رضاخان که شروع تسرى تجدد و مدگرایى به مردم عادى بود،
با  ایجاد مغازه هاى خیابان جمهورى و شکل گیرى طبقه متوسط ایرانى در سال هاى بعد
بحث مد داغ تر شده و «هیپى گرى» به عنوان اولین مد توسط جوانان ایرانى از غرب
اقتباس شد.[۱۸۷]

۵. مدگرایى پس از
انقلاب اسلامى

با پیروزى انقلاب
اسلامى و تحولات بنیادین فرهنگى در طبقات مختلف جامعه، بسیارى از مدهاى غربى به
فراموشى سپرده شد و جاى خود را به مدهاى بومى برخاسته از ارزش هاى والاى انسانى
داد؛ این امر به ویژه در دوران جنگ تحمیلى نمود بیش ترى پیدا کرد. در این دوره پوشش
بسیجى هاى زمان جنگ و بعد از جنگ در قالب افراد حزب اللهى از نوع آرایش موها، نوع
محاسن و هم چنین نوع لباسى که مى پوشیدند، در قالب یک مد در جامعه رایج گردید.[۱۸۸]

پس از اتمام جنگ
تحمیلى و آغاز جنگ نرم، کشورهاى غربى به ویژه آمریکا، تهاجم جدیدى را نسبت به
جوانان این مرز و بوم آغاز نمودند. در این تهاجم گسترده که از سوى مقام معظم
رهبرى(دام ظله) تهاجم فرهنگى و شبیخون فرهنگى نام گذارى شد، روند جدیدى در ترویج
مدگرایى غربى در کشور پدیدار شد.

در این مقطع زمانى به
دلیل رواج تکنولوژى ارتباطات و راه یافتن رایانه، اینترنت و امواج ماهواره اى به
منازل، مجدداً آهنگ پیروى از مدهاى غربى به ویژه در میان جوانان دختر و پسر روندى
صعودى یافته و تا امروز نیز این روند با شتابى روز افزون سیر صعودى خود را طى
مى نماید.

 


معیار مدگرایى

پرسش ۲۰ . مدگرا بودن
چه عیبى دارد؟ مگر نه آن است که انسان ذاتا تنوع طلب است و سرانجام باید مد جدیدى
بیاید وگرنه براى همیشه همه تقریباً مثل هم باقى مى مانند! این سؤال براى من مطرح
است که آیا مى توان از مد خوب و بد سخن گفت و یکى را انتخاب کرد؟

انسان به طور فطرى،
زیبایى را دوست دارد و از مشاهده زیبایى لذت مى برد. تغییر لباس، لوازم زینتى و
آرایش افراد نیز در همین راستا قرار دارد. به همین دلیل است که خودآرایى و زینت
دادن از سنت هاى ثابت و دایمى است و به موازات ترقى و تنزل فرهنگ و مدنیت، ترقى و
تنزل مى نماید، به طورى که از کهن ترین روزگاران نیز در هر ملت و اجتماعى، «مد» به
نوعى مرسوم بوده است.

بنابراین مدگرایى نه
به طور مطلق قابل رد است و نه پذیرش کامل و بى چون و چرایى آن عاقلانه به شمار
مى آید؛ بلکه میانه روى در مدگرایى و  مراقبت بر هماهنگى آن با فرهنگ و مذهب و ملیت
خویش، مناسبت ترین راه مواجهه با مد و مدگرایى است.

گستره مد به اندازه
گستره زندگى انسان است و تمامى شئون آن را در بر مى گیرد. با وجود آن که مد و
مدگرایى همه قلمرو زندگى اجتماعى را در بر مى گیرد، پوشاک و سبک و شیوه آرایش،
شاخص ترین قلمرو مدگرایى محسوب مى شوند.

از آن جا که مدگرایى
به همراه خود شیوه هاى رفتارى، هنجارى، ارزش هاى خاصى را بین جوانان و بلکه همه
جامعه به دنبال دارد، از این رو لازم است جوانان با توجه به آسیب هاى پیش رو، با
هوشیارى نسبت به این موضوع برخورد نموده، براساس ضوابط شناخته شده، مد مورد نظر خود
را انتخاب نمایند. در اینجا به پاره اى از این ضوابط اشاره مى نماییم:

۱. عدم خودباختگى

در هر جامعه اى، نوع
لباس افراد، علاوه بر آن که تابع شرایط اقتصادى، اجتماعى و اقلیمى آن جامعه است،
تابع جهان بینى، ارزش ها و باورهاى حاکم بر فرهنگ آن جامعه نیز مى باشد. لذا همراهى
و تقلید کورکورانه یک کشور با فرهنگ بیگانه، به معناى از دست دادن استقلال فکرى،
فرهنگى، اقتصادى و سیاسى است به بیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) : «این امّت تا
هنگامى که لباس عجم (کفّار و بیگانگان) را نپوشند و غذاى آنان را نخورند، در خیر و
سعادت اند. هرگاه چنین کنند خداوند آنان را سرافکنده خواهد کرد».[۱۸۹]

متأسفانه امروزه
بسیارى از رفتارها و هنجارهایى که به عنوان مُد در جامعه ما مطرح است، برگرفته از
الگوهاى بیگانه و غیرخودى است و تقلید کورکورانه از فرهنگ غربى را القا مى کند.

مقام معظم رهبرى نیز
با توجه به همین امر نسبت به تقلید کورکورانه از مدهاى غربى هشدار داده و
فرموده اند: «... تقلید فرهنگى خطر خیلى بزرگى است؛ اما این حرف اشتباه نشود با
اینکه بنده با مُد و تنوع و تحول در روش هاى زندگى مخالفم؛ نه خیر. مُدگرایى و
نوگرایى اگر افراطى نباشد، اگر روى چشم و هم چشمى رقابت هاى کودکانه نباشد، عیبى
ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا مى کند، مانعى هم ندارد؛ اما مواظب باشید
قبله نماى این مُدگرایى، به سمت اروپا نباشد؛ این بد است! اگر مدیست هاى اروپا و
امریکا در مجلاتى که مُدها را مطرح مى کنند، فلان طور لباس را براى مردان یا زنانِ
خودشان ترسیم کردند، آیا ما باید اینجا در همدان یا تهران یا در مشهد آن را تقلید
کنیم!؟ این بد است».[۱۹۰]

۲. عدم معارضه با دین

اگر مد، متناسب با
هویت ملى و تاریخى و هماهنگ با حفظ اصول و معیارهاى ارزشى و اخلاقى جامعه باشد،
مورد قبول شرع خواهد بود. اما  مدگرایى گاهى در تعارض مستقیم با دستورات دین و به
تجمّل گرایى، اشرافى گرى، اسراف، تکبّر، فساد، خودنمایى افراطى، شهوت رانى و
فخرفروشى و گناه مبدل مى شود.

برخى از مدها در ظاهر
هیچ گونه تعارضى با دستورات دین ندارند؛ اما محتوا و پیامى که آن مد به همراه دارد
کاملاً در تعارض با دستورات دین مى باشد؛ مانند برخى از نمادهاى گروه هاى
شیطان پرستى.

۳. حفظ سلامتى

بسیارى از مدهاى
امروزى مانند لباس هاى تنگ و چسبان، آرایش غلیظ، تاتو، پیرسینگ، کاهش وزن افراطى
(جهت حفظ تناسب اندام براى مدل هاى مانکنى) و جراحى هاى زیبایى (مانند جراحى بینى)،
مشکلات فراوان جسمانى را براى افراد مدگرا به دنبال آورده است. متأسفانه از امورى
که بسیارى از جوانان و نوجوانانى مدگرا نسبت به آن کم توجهى مى نمایند، از دست دادن
سلامتى است.

۴. حفظ استقلال شخصیت

مدگرایى بدون تفکر و
منطق و احساسى و لجام گسیخته که از بین برنده هویت است، امرى خطا و خطرناک است.
پیروى از الگوها و مدهاى غربى و پوشیدن لباس هایى با برندهاى خارجى و یا تقلید از
مدل موى سر فلان فوتبالیست و یا هنرپیشه و خواننده نمى تواند به انسان شخصیت ببخشد
و  این گونه مدگرایى ها، انسان را از رشد علمى و معنوى بازمى دارد و استقلال شخصیت
او را خدشه دار مى سازد.

۵. حفظ اصالت بومى

اگر مد تقلیدى از
گزاره هاى مربوط به مبانى فکرى یک جامعه دیگر باشد، جعلى است و نوعى حرکت تقلیدى
شمرده مى شود. مثل تقلید از نوع پوشش جنبش هاى اعتراضى کشورهاى دیگر که در آنجا یک
مسأله اصیل براى آن جامعه است؛ ولى وقتى وارد جامعه غریبه اى مثل جامعه ما مى شود،
طبیعى است که جعلى جلوه نماید. از این منظر وقتى ما نگاه مى کنیم، مى بینیم که
کارکردها و ارزیابى ها و چارچوب ها تفاوت دارد.[۱۹۱]

مدى که از سوى افراد
مورد استفاده قرار مى گیرد، باید ریشه در باورهاى دینى، فرهنگى و ملى داشته باشد تا
سبب تقویت فضایل و منشأ پیامدهاى مثبتى گردد.[۱۹۲]
در غیر این صورت همچون حبابى بر سطح آب، مدت کوتاهى مى درخشد؛ اما پس از آن مد و
شخصیت کاذب مدگرا در جامعه گم و محو مى شود.[۱۹۳]

 


محیط و مدگرایى

پرسش ۲۱ . با توجه به
اینکه ما نمى توانیم جدا از فضاى دانشگاه و دوستانمان زندگى کنیم و انواع مدها پیش
روى ماست، چطور ممکن است که با آنها هم رنگ نشویم؟

محیط زندگى جوان به ۴
حوزه عمده قابل تقسیم بندى است که هر یک به تناسب جایگاه و اهمیت خود مى تواند در
بحران مدگرایى وى تأثیرگذار باشد این ۴ حوزه و محیط عبارتند از:

الف. محیط دوستى و
معاشرت

محیط دوستان و معاشران
نقشى جدّى در رفتار جوانان مى گذارد. این نقش ممکن است مثبت یا منفى باشد.

هر فرد به اندازه
میزان دوستى و رفاقت خویش مى تواند در امور مادى و معنوى فرد دیگر و بر عقاید،
اخلاق، رفتار و گفتار او تأثیر بگذارد. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)  فرمود:
«آدمى بر دین رفیق و قرین خویش است».[۱۹۴]

در روایت دیگرى امام
على (علیه السلام)  فرمود: «بدانید که همنشینى هواپرستان، فراموش خانه ایمان و جاى
شیطان است».[۱۹۵]

بنابراین اگر جوان
گرفتار مدگرایى افراطى و انحرافى شده باشد و این رفتار مورد تشویق و تأیید و اعتماد
دوستانش قرار گیرد، روند انحرافى ادامه  پیدا خواهد نمود؛ اما اگر با عکس العمل
منفى آنها مواجه گردد زمینه مساعدترى براى اصلاح به وجود خواهد آمد.

ب. محیط تحصیل

فضاى دانشگاه و
خوابگاه با عناصر گوناگونى مانند استاد و همکلاسى ها و هم اتاقى ها مى تواند براى
دانشجویان، تأثیرگذار باشد.

به عنوان نمونه نقش
استاد در سازندگى یا ویرانى اخلاقى جوانان بسیار مهم است. استاد به سبب نفوذ معنوى
خود، با تمام رفتارش، الگوها و سرمشق هایى در اختیار شاگردان قرار مى دهد و آنان از
تمام حرکات و سکنات و اشارات او و حتى واژه هایى که از آنها استفاده مى کند، به
شدّت تأثیر پذیرفته و از این رو پوشش استادان مى تواند در حفظ روحیه اعتدال
دانشجویان در مدگرایى تأثیرگذار باشد.

ج. محیط اجتماع

محیط اجتماعى نیز
افراد را تحت تأثیر قرار مى دهد. به تعبیر شهید مطهرى «هر انسانى پاک و پاکیزه به
دنیا مى آید، یعنى مجهز به یک تقواى ذاتى است، ولى ممکن است که به تدریج در اثر
آلودگى هاى محیط از مسیر فطرت خارج شده تا آنجا که به کلى مسخ گردد».[۱۹۶]
لذا در صورتى که جوان و یا نوجوانى در محیطى زندگى نماید که هسته اعمال اجتماعى و 
ارزش هاى فرهنگى آن، بیش تر با شاخص هاى مصرف گرایى و مدگرایى هماهنگ است گرایش
جوانان و نوجوانان نیز خواسته یا ناخواسته به این سمت سوق پیدا نموده، انحرافات
مدگرایى وى تشدید مى گردد.

د. محیط خانواده

خانواده به عنوان
اولین نهاد اجتماعى در گرایش جوانان به مدگرایى افراطى یا پرهیز از مدگرایى انحرافى
نقش برجسته اى دارد. این نقش هم نقش نظرى است و هم نقش عینى و عملى؛ یعنى والدین هم
در پوشش و آرایش خود دقت لازم داشته و در صورت نقص و یا انحراف، به بازبینى
بپردازند تا به عنوان الگوى قابل قبول فرزندانشان مطرح شوند.

از سویى نوع نگرش
والدین در شکل گیرى تصور مغالطه آمیز جوانان نسبت به مد مؤثر است؛ به عنوان نمونه
برخى از جوانان و نوجوانان در اندیشه تشخص طلبى مى باشند و تعریف تشخص طلبى را در
برخى رفتارهاى هنجار شکنانه جست و جو مى کنند. در واقع باید این تصور غلط را از ذهن
جوان و نوجوان پاک کرد که راه رسیدن به شخصیت مستقل و متمایز رفتارهاى هنجارشکنانه
و پوشیدن لباس هاى جلف نمى باشد؛ بلکه راه صحیح براى رسیدن به این هدف آراسته شدن
افراد به کمالات انسانى است.

خانواده مى تواند با
راهکارهایى که ارائه مى شود، از مواجهه مرگبار و هویت ستیز جوانان با مد و مدگرایى
جلوگیرى نماید.

۱. پر کردن اوقات
فراغت فرزندان؛

۲. کمک به فرزندان در
یافتن دوستان خوب؛

۳. نظارت و راهنماى
مستمر در نحوه پوشش و آرایش فرزندان؛

۴. ارائه الگوهاى
مناسب؛

۵. پرهیز دادن از
محیط هاى ناسالمى که جوانان را به سوى مدگرایى غلط سوق مى دهد؛

۶. آموزش اصول و
معیارهاى آراستگى اسلامى[۱۹۷]؛

۷. تعمیق باورها و
ارزش هاى دینى، اخلاقى و پایبندى به اجراى حدود و احکام الهى؛

۸. بالا بردن عزت نفس،
خویشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندان؛

۹. تقویت کنترل درونى
و پرورش پاک دامنى با توسعه آموزش هاى دینى؛

۱۰. اطلاع رسانى به
موقع و همه جانبه نسبت به آثار و پیامدهاى منفى مدگرایى[۱۹۸]؛

۱۱. ایجاد مقررات، جهت
تضمین سلامت و سعادت فرزندان؛

۱۲. آموزش کنار آمدن
با فشار همسالان جهت مقابله فرزندان با تشویق آنها جهت گرایش به مدگرایى.

 


انگیزه روانشناختى مدگرایى

پرسش ۲۲ . بعضى از
دوستانم هر از گاهى تیپ عجیب و غریبى پیدا مى کنند، آیا این گرایش افراطى به مد
ارتباطى با حالات روحى و روانى آنان مى تواند داشته باشد؟ من چطور مى توانم آنها را
راهنمایى کنم؟

یکى از علل مهم گرایش
به مد، انگیزه هاى روانشناختى است که با شناخت آن مى توانید براى راهنمایى
دوستانتان از راهکارهاى ارایه شده بهره بگیرید.

الف. شناخت
انگیزه ها

غالبا جوانان با
انگیزه هاى روانشناختى ذیل به مد گرایش پیدا مى کنند:

۱. تنوع طلبى و
نوگرایى

تمایل به امروزى شدن و
نوگرایى در روحیه و رویه جوانان وجود دارد. این تمایل ممکن است شدید یا ضعیف باشد و
نشانگر نیاز جوان به شکستن قالب هاى موجود، فاصله گرفتن از هنجارهاى پیشین و رسیدن
به هویتى متمایز و هم چنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانى که
نمود بیرونى به خود مى گیرد و در رفتار جوان منعکس مى شود، به صورت مدگرایى ظاهر
مى گردد.[۱۹۹]

۲. همانندسازى

همانندسازى به فرایندى
اطلاق مى شود که براساس آن؛ افراد، نگرش ها و الگوهاى رفتارى شخص دیگرى را براى خود
سرمشق قرار مى دهند و با تقلید از نگره ها و ویژگى رفتارى وى احساس مى کنند که بخشى
از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. در دوران جوانى که فرد از والدینش
فاصله مى گیرد، الگوهایى که خود را با آنها شبیه کرده است از دست مى دهد و در درون
او خلأیى به وجود مى آید. چنین خلأیى مى باید از طریق یافتن الگوهاى دیگر، یعنى از
طریق همانندسازى هاى جدید پر شود. این شخصیت ها ممکن است چهره هاى محبوب و معروف یا
گروه خاصى (مانند رپ ها) باشند و جوان خود را از نظر ظاهرى شبیه آنها ساخته، در
شیوه لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازى مى کند[۲۰۰].

۳. رقابت و چشم و
هم چشمى با دیگران

انگیزه رقابت و چشم و
هم چشمى با دیگران، ممکن است در همه افراد وجود داشته باشد و به گونه هاى مختلف
بروز مى کند. اگر جهت گیرى رقابت در زمینه هاى مثبت باشد، باعث پیشرفت و رشد و
تکامل معنوى فرد مى شود؛ اما اگر جهت گیرى آن به سوى امور مادّى و مُدپرستى سوق
پیدا کند و فرد، سعى کند از لحاظ ظاهرى (و مثلاً در سبک و شیوه لباس پوشیدن) از
دیگران عقب نماند، سرانجامِ خوبى نخواهد داشت.[۲۰۱]

۴. انگیزه همسان سازى

علاوه بر اینکه تمایل
شدید به همسان سازى با گروه هاى همسال و الگوپذیرى از دوستان در مدگرایى جوانان نقش
اساسى دارد؛ ترس و نگرانى از سرزنش ها از سوى دوستان در گرایش جوانان و نوجوانان به
انتخاب نوع پوشش و آرایش آنها نقش بسزایى ایفا مى نماید. لذا از آنجا که عدم هم رنگ
شدن با دیگران ممکن است به تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان منجر
شود، همین امر انگیزه اى مى شود تا جوانان و نوجوانان خود را شبیه اطرافیان نموده،
از مدهاى رایج پیروى کنند.[۲۰۲]

۵. تشخُّص طلبى

«مد» صورتى از تقلید و
بنابراین صورتى از تشخیص اجتماعى است. برخى بر اساس همسان سازى تمایل دارند از
دیگران تقلید کنند و در واقع به متحدالشکل شدن و وفق دادن خود با دیگران اهمیت
فراوانى مى دهند. اما در مقابل برخى نیز دوست دارند از بقیه افراد متمایز باشند و
به عبارتى مایلند با دیگران تطابق نداشته، مجزا از سایرین به حساب بیایند. لذا برخى
بر اساس همین انگیزه به مدهاى خاص رو مى آورند.

مد تنها یک حرکت نیست؛
بلکه عبارت از دو حرکت میان طبقات بالا و طبقات پایین جامعه است. به عبارت دیگر
طبقات پایین دست سعى دارد که هر چه بیش تر شبیه افراد طبقات بالاست باشد، در سوى
دیگر نیز افراد  طبقه بالا وقتى بین خود و طبقات پایین تفاوتى نمى بینند، سعى
مى کنند وضع گذشته را رها سازند و با خرید اشیاء گران قیمت و لباس هاى گران بها
مانع از رسیدن طبقات پایین به سطح خود شوند. این است که از مد براى تشخص طلبى و
برتر نشان دادن خود استفاده مى کنند.

۶. خودنمایى

طبق گفته آبراهام
مازلو «ارزش و منزلت» یکى از نیازهاى مهم انسان مى باشد. جوانان نیز بر حسب مقتضیات
سنى و جنسى مى خواهند از ارزش و احترام نزد دیگران برخوردار باشند و براى رسیدن به
این هدف از روش ها و شیوهاى مختلف استفاده مى کنند: یکى از طریق درس خواندن، دیگرى
از طریق زیبایى، عدّه اى با ورزش و هنر و عدّه اى نیز بامدگرایى اظهار وجود
مى نمایند. بنابراین «مد» از لحاظ روانى با نوعى خودنمایى و نیاز به جلب توجه
دیگران بستگى دارد.

برخى افراد نیروى
متراکم آزاد نشده اى در درونشان احساس مى کنند که از آن براى نفوذ در دل ها و بروز
قدرت و استعداد خود استفاده مى نمایند. آنان با تعویض و تغییر هر روزه لباس و آرایش
خود و خریدن لباس هاى گران قیمت و مُدِ روز، در صدد جلب توجه دیگران برآمده،
نگاه ها را به خود معطوف مى دارند.[۲۰۳]

۷. استقلال طلبى

دوره جوانى دوره گذار
بلوغ و شکل گیرى حس استقلال طلبى فرد است. از همین رو جوان سعى دارد با روش هاى
مختلف، استقلال و هویت خود را به دیگران نشان دهد. به عنوان نمونه دختران در سن
جوانى و گاهى در نوجوانى دست به آزمون «آرایش» مى زنند تا از گروه سنى خود پیش تر
باشند.

۸. عقده حقارت

یکى از مشکلات روحى ـ
روانى در حیات آدمى، عقده هایى است که بر اثر تحقیر یا ارضا نشدن برخى امیال و
خواسته ها، انباشته مى شود و با ایجاد یک زمینه (مد غربى و زینت کردن و...) خود را
نمایان مى کند؛ عقده هایى که فرد را نسبت به خود بى اعتماد، و اراده را از او سلب
مى سازد و فرد براى جبران آن به رفتار نابهنجار مدگرایى گرایش مى یابد.[۲۰۴]

ب. راه هایى
براى راهنمایى

اما براى راهنمایى
افراد مبتلا به مدگرایى افراطى و انحرافى قبل از هر چیز باید ریشه این گرایش را
شناخت؛ یعنى این که بروز این رفتار در حس استقلال طلبى ریشه دارد یا در عقده حقارت
و... ثانیا، نباید با موضع گیرى هاى تند و تخریبى، آنها را به لجاجت و مقابله وا
داشت؛ به گونه اى که به بهاى تحمل آسیب ها بر روش اشتباه خود پافشارى نمایند.

در این حالت ابتدا
باید از چنین افرادى دلجویى کرد و به آنها تفهیم  نمود که هیچ گاه مراعات ضوابط
صحیح دینى و اجتماعى در نحوه پوشش و آرایش مناسب، به معناى محرومیت و محدودیت و سلب
آزادى و انتخاب نیست. بدیهى است در مسیر راهنمایى و ارشاد افراد مدگرا، نکات ذیل در
خور توجه و سزاوار پیگیرى است:

۱. اعتماد دوست و فرد
مدگرا را به سمت خود جلب کنید تا او با شما به عنوان دلسوز و امین مواجه شود.

۲. از او بخواهید در
مسیر خودشناسى گام نهاده، ارزش وجودى خویش را به خوبى ارزیابى و سنجش نماید.

۳. آنها را در انتخاب
دوست خوب راهنمایى نمایید و با هشدار نسبت به پیامدهاى دوستان ناباب این نکته را
یادآورى کنید که معمولاً این دوره زودگذر است؛ ولى اگر فرد در همین ایام کوتاه با
دوستان ناباب معاشرت داشته باشد، ممکن است انحراف تازه اى را براى فرد پدید آورد.

۴. خاطرنشان نمایید که
زیبایى ظاهرى یک امتیاز محسوب مى شود؛ اما علت موفقیت، سعادت و خوشبختى انسان نیست.
افراد فراوانى هستند که وضعیت ظاهرى چندان مناسبى ندارند، ولى هیچ گاه احساس
بى ارزشى نمى کنند، بلکه احساس خوشبختى و موفقیت دارند و با آرامش زندگى مى کنند.

۵. از کسانى که به
دلیل عقده هاى حقارت و خود کم بینى به مدگرایى گرایش پیدا کرده اند، بخواهید تا
توانایى ها و استعدادهاى خود را شناسایى کرده، آنها را بر روى کاغذى یادداشت کند.

۶. به چنین افرادى
ارزش هاى واقعى را معرفى نموده و از آنها بخواهید این ارزش ها را ملاک رفتار خود
قرار دهند. در این صورت به طور طبیعى کسانى که به دلیل رقابت و همسان سازى به
مدگرایى رو آورده اند، دیگر واکنش ها و بازخوردهاى اطرافیان را ملاک رفتارهاى خود
قرار نمى دهند.

۷. کسانى که بر اساس
انگیزه هاى روانشناختى به مدگرایى گرایش پیدا کرده اند باید بدانند، تنها راه نشان
دادن برترى خود و جلب توجه دیگران پوشش و آرایش عجیب و غریب نیست؛ بلکه بسیارى از
کمالات دیگر در عرصه هاى علم، هنر و ورزش وجود دارد که افراد مى توانند برترى خود
را از آن طریق اثبات نمایند.

۸. آسیب هاى فردى،
اجتماعى، سیاسى و حتى اقتصادى رفتارهاى مدگرایانه را به این گروه یادآور شوید.

 


انگیزه اجتماعى مدگرایى

پرسش ۲۳ . آیا
انگیزه هاى اجتماعى مى تواند در گرایش جوان به مد و مدگرایى مؤثر باشد؛ راه درمان
آن چگونه است؟

برخى از جامعه شناسان
ریشه مد، مدسازى و مدگرایى را در نابرابرى هاى اجتماعى مى دانند. اسپنسر معتقد است:
مد برعکس تشریفات موجب رقابت بین اشخاص طبقات بالاتر مى شود و در واقع نوعى تقلید
ناشى از رقابت است، نه تقلید ناشى از پسند و ستایش.

در جامعه اى که جایگاه
افراد بر اساس میزان ثروت آنها ارزیابى مى شود، هر فرد تا زمانى که در مقایسه با
دیگران احساس کمبود کند، پیوسته از وضعیت موجود در ناخشنودى شدید به سر خواهد برد.
در چنین شرایطى هر طبقه اى تا آنجا که مى تواند، سبک زندگى طبقه بالاتر را الگو
قرار مى دهد. و با همه توان مى کوشد تا مطابق این سرمشق زندگى کند و بدین وسیله به
ترقى اجتماعى خود تظاهر نماید.

همچنین فشارهاى
اجتماعى مى تواند یکى از عوامل مؤثر در گرایش به مد تلقى گردد. به عنوان نمونه در
جوامع سرمایه دارى که در آن بازار رقابت جنسى شدید است، زنان ناگزیرند با همجنس خود
رقابت کنند. بر مبناى این رویکرد زنان از روى هوى و هوس به لوازم آرایش روى
نمى آورند، بلکه به علت فشار اجتماعى است که از لوازم آرایشى استفاده مى کنند.[۲۰۵]

از این نکته نیز نباید
غافل شد که گاه رفتارهاى اجتماعى یک فرد یا گروه مدگرا مى تواند مقابله ستیزه
جویانه با فضاى سیاسى و اجتماعى حاکم بر جامعه باشد. از همین روست که مى بینیم
اولین مدهایى که در جهان شکل گرفت (بیتل ها beetele،
هیپى ها  hippieو پانک ها punk) با
همین انگیزه به وجود آمد.

براى راهنمایى آن دسته
از افرادى که با انگیزه هاى اجتماعى به سوى مد گرایش پیدا کرده اند، به نکات ذیل
مى توان تکیه کرد تا به تغییر رویه آنان  کمک نمود:

۱. ارزش هاى واقعى
زندگى به آنها معرفى گردد. این دسته از افراد باید بدانند که پول و ثروت به عنوان
یکى از امتیازات اجتماعى مطرح مى شود؛ اما ارزش واقعى انسان با پول و ثروت ارزیابى
نمى شود؛ بلکه تقوا، سخاوت، فروتنى، قناعت، دستگیرى از نیازمندان و... معیارهاى
حقیقى ارزش انسانى است. خداوند متعال نیز افراد را بر همین اساس ارزیابى کرده و
فرموده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ
أَتْقاکُمْ»
[۲۰۶]؛
«گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست».

۲. باید دیدگاه این
افراد را نسبت به فلسفه درست زندگى تغییر داد، زیرا کسانى که نسبت به فلسفه زندگى
بینش درستى ندارند به راحتى تحت تأثیر فشارهاى اجتماعى قرار گرفته، به آسانى به هر
سویى سوق داده مى شوند.

۳. باید به کسانى که
تلاش مى نمایند ظاهر زندگى خود را شبیه طبقات مرفه اجتماعى جلوه دهند، یادآورى شود
که با این ظاهرسازى ها نمى توانند واقعیت زندگى خود را تغییر دهند. امام رضا
(علیه السلام)  به یکى از یاران خود فرمود: «اگر در دست راست تو یک مروارید باشد و
مردم بگویند یک بعره[۲۰۷]
در دست گرفته اى، و اگر یک بعره در دست داشته باشى و مردم بگویند یک دُرّ در دست
توست، آیا از این سخنان چیزى به تو سود مى رساند»[۲۰۸].

بنابراین اگر کسى به
جاى کوشش در ارتقاى وضعیت زندگى تنها به فکر این باشد که خود را از نظر ظاهر شبیه
طبقات مرفه جامعه نماید، در حقیقت واقعیت زندگى خود را تغییر نداده و هیچ سودى عاید
او نگردیده است.

۴. از دیگر اقداماتى
که مى توان براى راهنمایى و ارشاد کسانى که تلاش مى نمایند تا به هر نحو ممکن خود
را از لحاظ ظاهرى شبیه طبقات مرفه جامعه نمایند، تذکر این موضوع است که، هر انسانى
باید توقع از خویش را متناسب با واقعیات و توانایى هاى خود تنظیم نموده و بى جهت
مشغول آرمان هاى دست نیافتنى نباشد و در غیر این صورت، پیامدها و تبعات منفى از
جمله بالا رفتن هزینه هاى زندگى، تحمل بیش از توان فشار اقتصادى، از دست دادن
فرصت ها، از دست دادن روحیه قناعت، اسراف گرایى و... دامن گیر وى مى شود.

۵. در مواجهه با
افرادى که مدل مو و لباس را به عنوان شیوه اى براى اظهار نارضایتى سیاسى خود انتخاب
مى نمایند، تبیین تاریخى بى نتیجه بودن این گونه روش ها، در به ثمر نشاندن اعتراضات
اجتماعى و گاه سیاسى مفید و نتیجه بخش خواهد بود؛ زیرا تجربه تاریخى گروه هاى
مختلفى همچون بیتل ها و پانک ها و... نشان داده که این روش ها در به ثمر رسیدن
اهداف آنان بلافایده بوده و بهترین راه براى تحقق مطالبات همان پیگیرى هاى قانونى
مى باشد.

 


پیامدهاى منفى مدگرایى

پرسش ۲۴ . در بعضى از
سخنرانى ها و نوشته ها، آن چنان درباره مدگرایى جوانان مى گویند که انگار چنین کارى
«خلاف» است! در حالى که بسیارى از ما به دلیل چند روز جوانى این طور مى گردیم اما
تصمیم دارم پس از ادامه تحصیل به تیپ عادى برگردم. آیا بهتر نیست حالا این قدر به
ما گیر ندهند؟

در پاسخ به این سؤال
باید گفت: پیروى از مدهاى بیگانه و مدگرایى، از ابعاد مختلف روان شناختى، اجتماعى،
اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و... آسیب ها و پیامدهاى منفى به دنبال دارد که به تشریح
آنها خواهیم پرداخت.

الف. انحراف اعتقادى

برخى از گروه هاى
منحرف اعتقادى با استفاده ابزارى از پوشش، آرایش و موسیقى، تفکرات انحرافى خود را
منتشر و تبلیغ مى نمایند و اگر افراد جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان نسبت به این
موضوع آگاهى لازم را نداشته باشند، به راحتى با پیروى از نوع پوشش و آرایش این
گروه ها، جذب آنها شده و به مرور زمان از تفکرات و باورهاى آنها نیز پیروى خواهند
کرد و نتیجه همان مى شود که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «هر که به
گروهى تشبه جوید، از آنهاست»[۲۰۹].

یکى از بهترین مصادیق
امروزى این نوع آسیب، گروه هاى شیطان پرستى است. بنا به اعتقاد این فرقه، شیطان به
عنوان قدرت غالب در جهان مى باشد و اگر کسى بخواهد در جهان خوب زندگى کند، باید با
شیطان باشد! آنان حتى معتقدند راه خدا از طریق ارتباط با شیطان مى گذرد!!

ب. آسیب هاى اخلاقى

برخى از آسیب هاى
اخلاقى که افراد به واسطه مدگرایى، دچار آن مى شوند عبارت است از:

۱. در معرض اتهام
دیگران قرار گرفتن

یکى از آموزه هاى
اخلاقى پیشوایان معصوم (علیهماالسلام)  آن است که انسان خود را در معرض اتهام قرار
ندهد. اگر عملکرد افراد در انتخاب نوع لباس، آرایش و مد، برخاسته از باورها، نیازها
و شرایط فرهنگى و بومى نباشد، از منظر دیگران به منزله سستى فرد در حفظ اعتقاد و
منش اخلاقى تلقى مى گردد. به عبارت دیگر چنین شخصى، به طور دائم خود را در معرض
نوعى اتهام قرار داده است.

۲. گرفتار شدن به
رذایل اخلاقى

پیروى از مدها و
مدل هاى مخرّب فرهنگى که با خارج شدن فرایند نوخواهى و زیبایى دوستى از حالت طبیعى
و معقول به سوى افراط و  تفریط مى باشد، انسان را به رذایل اخلاقى دچار نموده، موجب
انحطاط اخلاقى و معنوى افراد مى گردد.

بدیهى است که انحراف
در این فرایند به دلیل نداشتن نقطه اتکاى معنوى، موجب آلوده شدن افراد به رذایلى
همچون فخرفروشى، زیاده خواهى، خودنمایى، اسراف، تجمل گرایى، حرص، طمع، خودپرستى
و... خواهد شد.

۳. اتلاف وقت

یکى از مهم ترین
آسیب هاى مدگرایى که متأسفانه از سوى جوانان و نوجوانان کمتر مورد توجه قرار
مى گیرد؛ از دست دادن سرمایه عمرى است که در مسیر مدگرایى از دست مى رود. سوگمندانه
باید گفت که براى انتخاب مد، تهیه لباس و حضور در فروشگاه ها و آرایشگاه ها و
وب گردى ها چه زمان زیاد و برگشت ناپذیرى از این افراد هزینه و هدر مى شود.

ج. انحرافات جنسى

به طور طبیعى آرایش
دختران و پسران و جلوه گرى در جامعه، جاذبه جنسى ایجاد مى کند و از آنجا که رقابت
در مدگرایى امرى طبیعى است. نتیجه اى که به دنبال دارد، افزایش گرایش جنس مخالف به
یکدیگر و با کمال تأسف گرایش گروه هاى هم جنس به همدیگر است.

مى دانیم که ویژگى
غالب پوشاکى که با نام مد و مدگرایى به جوانان ارائه  مى شود تنگ، چسبان و یا کوتاه
بودن آنها مى باشد. پوشاک هاى تنگ و چسبان در آستانه بلوغ و نوجوانى (و سنین بعد)
در هر دو گروه پسر و دختر از نظر تحریک امیال غریزى و تقویت و افزایش هوس شهوانى دو
نقش متفاوت درونى و بیرونى دارد. از نظر درونى، پوشاک تنگ (مخصوصاً در نواحى کمر و
شکم) یک اثر تحریک موضعى از خود برجاى مى گذارد که به تحریک اعضاى تناسلى منجر
گشته، تمایلات شهوانى را در نوجوان بیدار و تقویت مى نماید.

سالیان درازى است که
تحقیقات و مطالعات روانشناسى در شناخت و تشخیص علل بروز و ابتلاى نوجوانان و جوانان
به عارضه غیرطبیعى استمناء همه علل و عوامل مؤثر در ایجاد چنین میل و اثرات محرک
عمومى و موضعى غریزه جنسى را کاویده و در میان منشأ پیدایش این ابتلاء نقش و اثرات
«تنگى پوشاک» را جستجو کرده است.[۲۱۰]

از نظر بیرونى نیز
پوشاک هاى تنگ، چسبان و یا کوتاه در سنین بلوغ و نوجوانى مى تواند نظرها را به سوى
خود جلب کرده، زمینه تحریک شهوت و انحرافات جنسى را در بیننده فراهم نماید.

د. پیامدهاى روحى و
روانى

۱. احساس شکست و
ناکامى

رشد سریع مدهاى غربى و
رواج آن در بازار، خود عاملى براى شکست  روحى افرادى است که به دنبال مدهاى
تازه اند[۲۱۱]؛
زیرا از یک سو امکانات و فراغت مردم براى دست یابى به آخرین مدها محدود است و از
سوى دیگر کاروان مدگرایى با شتابى وقفه ناپذیر در حرکت است و وقتى مدگرایان در بن
بست این سرعت و آن محدودیت مى مانند، احساس ناکامیابى و ناتوانى مى کنند.

۲. فردگرایى و
جمع گریزى

با مدپرستى و نوگرایى
افراطى، انسان خود را تافته اى جدابافته از جامعه دانسته و برترى را در داشتن ظاهرى
جدید مى داند و کسانى را شایسته دوستى و احترام مى داند که از نظر ظاهرى هم شأن او
باشد. به همین دلیل بسیارى از روابط اجتماعى و معاشرت ها را که در اسلام به آن
توصیه شده است، کنار مى گذارد و دایره ارتباطات اجتماعى اش تنگ تر و محدودتر
مى شود.

۳. تضییع انرژى عاطفى،
روانى و ذهنى

بى تردید هر فرد افزون
بر داشتن محدودیت زمانى و اقتصادى داراى محدودیت عاطفى، ذهنى، روانى و... نیز است.
این محدودیت ها ایجاب مى کند که ما با مدیریت صحیح، آن را در اولویت هاى مهم تر
زندگى، مانند تحصیل، روابط زناشویى و خانوادگى و شغلى و... صرف نماییم. به کارگیرى
افراطى این سرمایه ها در یک بُعد خاص، باعث نارسایى عاطفى، ذهنى، روانى و... در
ابعاد مهم زندگى مى گردد که این خود باعث افت  تحصیلى، کاهش مهرورزى، ناسازگارى در
روابط بین فردى و کاهش خلاقیت مى شود که به نوبه خود موجب پایین آمدن احساس حرمت
نفس و ارزشمندى و عدم موفقیت فرد در حیطه هاى مختلف زندگى مى گردد. به تعبیر دقیق
علمى، بین موفقیت (در ابعاد مختلف زندگى) و احساس ارزشمندى، رابطه معنادارى وجود
دارد.[۲۱۲]

۴. اضطراب و استرس

افرادى که به شدت
دنبال مدگرایى هستند به توجه دیگران اهمیت زیادى مى دهند. این افراد در زندگى خویش
براى این که در نظر دیگران ارزشمند جلوه کنند، حاضرند به هر قید و شرطى که از طرف
جامعه به آنها تحمیل مى شود تن در دهند. آنها براى جلب توجه دیگران، تجربه خویش را
نادیده مى گیرند و ارزش ها و عقاید دیگران را مى پذیرند و در واقع با این عمل به
شروط آنها تن داده، به همین دلیل دچار اضطراب دایمى مى شوند.

۵. بحران هویت

به مجموع باورها،
ارزش ها و رفتارها، هویت گفته مى شود. بحران هویت وقتى رخ مى دهد که فرد نتواند به
باورهایى جدا از باورهاى دیگران برسد و براى خود نقش ثابتى پیدا کند.

اگر انسان ـ به خصوص
در دوره نوجوانى و جوانى ـ هر روز خود را به شکلى تازه درآورد و سبک زندگى اش را به
روش جدید و متأثر از مدگرایى تغییر دهد، هیچ گاه هویت ثابت خویش را نخواهد یافت؛
زیرا  یکى از نشانه هاى هویت و شخصیت سالم، ثبات است.

۶. از دست دادن اراده
و اختیار خود

هر چند ممکن است افراد
مدگرا در ظاهر با اختیار خود مدى را انتخاب نمایند؛ اما در واقع، اختیارى در انتخاب
نوع پوشش و مد ندارند و کاملاً مطیع مد و مدسازانند و هر چیزى که تبدیل به مد شد -
زشت یا زیبا - آنان را در بند خود مى سازد. بهترین دلیل بر این سخن آن است که اگر
لباس و یا مدل مویى تغییر کرد و مد جدیدى وارد بازار شد، این افراد حاضر نیستند از
مدهاى گذشته استفاده نمایند، هرچند مدهاى قبلى انتخاب خودشان باشد.[۲۱۳]

۷. اختلال در حس
زیباشناختى

از آفت هاى مدگرایى آن
است که مدگرایان همان چیزى را که طراحان مد القاء و ترویج مى نمایند به عنوان مد
مى شناسند، از این رو به مرور زمان ملاک تشخیص زیبایى واقعى از مدگرایان گرفته
مى شود. این است که برخى لباس هاى مُد روز اگر این عنوان را با خود یدک نمى کشیدند،
چیز دندان گیر و جالب توجهى به نظر نمى رسیدند.

 


آسیب هاى جسمانى

پرسش ۲۵ . آیا مدگرایى
و تقلید از مدهاى پوششى و آرایشى، به جسم و بدن ما نیز لطمه مى زند؟

متأسفانه غالب مدهاى
جارى و آرایش ها، پیامدهاى منفى جسمانى در پى دارد که بر اساس اطلاعات کارشناسان،
به آن اشاره مى شود:

۱. لباس هاى الیاف
مصنوعى

امروزه مدسازان با
ترفندهاى گوناگون تولید و استفاده از کتان و پنبه و منسوجات به دست آمده آن را از
چرخه تولید خارج کرده اند.

لباس هایى که از الیاف
مصنوعى تهیه شده اند، مانع تبادل و تهویه هوا مى شوند و این محصولات که غالبا از
ترکیبات پتروشیمى به وجود آمده اند، به دلیل افزایش بار الکتریکى بدن و نقش حیاتى
پوست زیان آور بوده، به هیچ روى نمى توانند جاى پوشاک طبیعى را بگیرند.[۲۱۴]

نمونه دیگر، لباس هاى
تولیدى مدسازان در جنس هاى چرمى، جیر، پلاستیک و مشتقات آن است که؛ تعریق، تنفس و
دفع سموم از بدن را با مشکل رو به رو و انسان را بیمار مى کند.[۲۱۵]

۲. لباس هاى تنگ و
چسبان

انواع مدهاى ابداعى
لباس در قرن بیستم به جز پاره اى انگشت شمار از آن همیشه تنگ و چسبان بوده است.

تنفس پوستى، یکى از
مهم ترین عملکردهاى طبیعى بدن است، به هر میزان لباس تنگ باشد رابطه پوست با هواى
آزاد کم تر شده، شادابى و  سلامتى پوست بیش تر در معرض خطر قرار خواهد گرفت[۲۱۶].
در فعالیت هاى عضلانى بدن نیز، به جهت در تنگنا قرار گرفتن عضلات و ماهیچه ها، یک
نوع محدودیت حرکتى ایجاد مى شود. این موضوع را به هنگام نشست و برخاست، راه رفتن،
خم شدن و سایر حرکات بدنى کسانى که از لباس هاى تنگ استفاده مى نمایند، به وضوح
مى توان ملاحظه نمود.[۲۱۷]

۳. آسیب هاى لوازم
آرایشى

در سال هاى اخیر،
گرایش به استفاده بى رویه از لوازم آرایشى به مرز بحران رسیده، نگرانى عمیقى در سطح
جامعه برانگیخته است. بیش تر این مواد به دلیل تقلبى و غیراستاندارد بودن،
زمینه ساز شیوع انواع بیمارى هاى پوستى همچون پیرى زودرس پوست، حساسیت هاى پوستى،
عفونت هاى پوستى و... مى باشد.[۲۱۸]

یکى از مواد آرایشى که
امروزه مورد استفاده قرار مى گیرد، فر دهنده هاى مو است. این مواد قادرند موهاى صاف
را حالت دار و مجعد کنند. این فرایند باعث آسیب رساندن به موها مى شود. از این رو
فاصله زمانى مصرف مواد فر کننده موى سر نباید کم تر از ۳ماه باشد. اگر محلول فر
کننده به مدت طولانى روى مو بماند و بسیار قوى باشد یا روى موهاى آسیب دیده استفاده
شود، باعث شکستگى و آسیب جبران ناپذیر موها  مى شود؛ حتى پوست سر نیز از آسیب این
گونه محلول ها در امان نیست.[۲۱۹]

ریزش مو در اثر
استفاده از رنگ هاى غیرمجاز تقریباً پدیده اى رایج است و در برخى موارد گزارش شده
که فرد استفاده کننده به سبب مصرف این مواد پیاز موى سرش سوخته، سلامتى آن غیرقابل
بازگشت شده است.[۲۲۰]

۴. کفش هاى نوک باریک
و پاشنه بلند

از آن جهت که تمام وزن
بدن بر پاهاى انسان وارد مى شود، کفش راحت نقش مهمى در سلامتى انسان دارد. استفاده
از کفش هاى تنگ، نوک باریک و یا پاشنه بلند از نظر سلامت و بهداشت به هیچ عنوان
مناسب نبوده و آسیب هاى متعددى را به همراه دارد که کج شدن انگشتان پا، ایجاد عفونت
به دلیل فرورفتگى ناخن پا، عدم حفظ تعادل، کمر درد و...[۲۲۱]
پاره اى از این آسیب ها و عوارض است.

۵. تاتو (خالکوبى)

خالکوبى (تاتو) که
تزریق جوهرهاى مخصوص به لایه هاى پوست است، در بخش هاى مختلف بدن ایجاد عوارض
مى کند که از آن جمله مى توان به بیمارى هاى خونى، بیمارى هاى پوستى، حساسیت هاى
پوست و... اشاره کرد.[۲۲۲]

۶. پیرسینگ

پیرسینگ
 (piercing)در لغت به معناى سوراخ کردن پوست و نصب اشیاى تزئینى در
این سوراخ است. «حساسیت»، شایع ترین عارضه پیرسینگ است که بیش تر در هنگام استفاده
از فلزات بدلى به ویژه کروم و نیکل به وجود مى آید.

۷. برنزه کردن پوست

استفاده از دستگاه
سولاریوم براى برنزه کردن پوست، عوارضى را به دنبال دارد: بالا رفتن ضریب ابتلا به
سرطان پوستى بر اثر مواجه شدن با شدت بالاى اشعه که در دستگاه هاى سولاریوم به کار
مى رود و هم چنین پیرى پوست، افزایش چین و چروک هاى پوست و شلى و افتادگى پوست از
عوارض استفاده از سولاریوم است.

گذشته بر عوارض پوستى،
استفاده از دستگاه سولاریوم زمینه ساز ابتلا به عوارض چشمى متعددى همچون آسیب
قرنیه، شبکیه، ملتحمه یا آسیب توأم قرنیه و شبکیه است. این در حالى است که بیش تر
مشتریان سولاریوم از عینک هاى ایمنى استفاده مى کنند اما باز هم گرفتار عوارض آن
مى شوند.[۲۲۳]

 

 

 


فصل سوم : احکام آراستگى و مد

 


کروات

پرسش ۲۶ . حکم خریدن و
استفاده کروات براى داماد چیست؟

آیات عظام امام،
خامنه اى، مکارم و نورى: اگر باعث ترویج فرهنگ غرب شود، جایز نیست.[۲۲۴]

آیات عظام بهجت و
صافى: بنابر احتیاط، استفاده نکنند.[۲۲۵]

آیات عظام تبریزى،
سیستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى که باعث تشبه به غیرمسلمانان شود،
اجتناب کند.[۲۲۶]

آیه اللّه  وحید: آنچه
که باعث تشبه به غیرمسلمانان شود، جایز نیست.[۲۲۷]

تبصره. اگر بر پوشیدن
کروات مفسده اى مترتب شود، پوشیدن آن حرام مى شود.

 


لباس ابریشم

پرسش ۲۷ . حکم پوشیدن
لباس ابریشم براى زن و مرد چیست؟

همه مراجع: اگر ابریشم
خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام است؛ ولى براى زن اشکال ندارد.[۲۲۸]

 

پرسش ۲۸ . آیا پوشیدن
لباسى که آستر آن ابریشم است، براى مرد جایز است؟

همه مراجع (به جز
بهجت): خیر، جایز نیست.[۲۲۹]

آیه اللّه  بهجت:
بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۲۳۰]

 


تعریف لباس شهرت

پرسش ۲۹ . منظور از
لباس شهرت چه نوع لباسى است؟

همه مراجع (به جز
سیستانى و مکارم): لباس شهرت، لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، به جهت جنس پارچه
یا رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودنش و مانند آن، معمول نبوده و خلاف شأن او به
حساب آید؛ به طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب کرده
و انگشت نما شود.[۲۳۱]

آیه اللّه  سیستانى:
منظور لباسى است که مؤمن را به صورتى زشت و نامناسب در آورد.[۲۳۲]

آیه اللّه  مکارم:
لباس شهرت، لباسى است که جنبه ریاکارى دارد و شخص مى خواهد به وسیله آن مثلاً به
زهد و ترک دنیا مشهور شود، خواه از جهت پارچه یا رنگ آن باشد و یا دوخت آن. امّا
اگر واقعاً قصدش ساده پوشیدن است و جنبه ریاکارى ندارد، نه تنها جایز است؛ بلکه
عملى شایسته است.[۲۳۳]

 


حکم لباس شهرت

پرسش ۳۰ . حکم پوشیدن
لباس شهرت را بیان کنید؟

آیات عظام امام،
خامنه اى، فاضل و نورى: پوشیدن لباسى که موجب شهرت و انگشت نمایى شود، بنابر احتیاط
واجب حرام است.[۲۳۴]

آیات عظام بهجت، صافى
و وحید: پوشیدن لباسى که موجب شهرت و انگشت نمایى شود، حرام است.[۲۳۵]

آیات عظام تبریزى و
سیستانى: پوشیدن آن حرام نیست؛ مگر آن که موجب هتک حرمت و خوارى شخص شود.[۲۳۶]

آیه اللّه  مکارم:
پوشیدن لباسى که جنبه ریاکارى دارد و شخص مى خواهد  به وسیله آن مثلاً به زهد و ترک
دنیا مشهور شود، بنابر احتیاط واجب حرام است؛ خواه از جهت پارچه یا رنگ آن باشد و
یا دوخت آن اما اگر واقعاً قصدش ساده پوشیدن است و جنبه ریاکارى ندارد، نه تنها
جایز است؛ بلکه عملى شایسته است.[۲۳۷]

تبصره. پوشیدن هر
لباسى که موجب هتک حرمت و خوارى شخص شود، به فتواى همه مراجع حرام است.

 


لباس زنانه و مردانه

پرسش ۳۱ . پوشیدن لباس
زنانه براى مردان و بالعکس چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام و
بهجت: بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف جایز نیست.[۲۳۸]

آیات عظام تبریزى،
خامنه اى، صافى، فاضل و وحید: بنابر احتیاط واجب پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، در
صورتى که آن را زى و پوشش خود قرار دهد، جایز نیست.[۲۳۹]

آیه اللّه  سیستانى:
بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، اگر او را به صورت جنس مخالف در
بیاورد، جایز نیست.[۲۴۰]

آیه اللّه  مکارم:
پوشیدن لباس جنس مخالف، اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، اشکال ندارد.[۲۴۱]

آیه اللّه  نورى:
بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف جایز نیست؛ مگر آن که انگیزه
عقلایى و مصلحت مهم ترى در بین باشد.[۲۴۲]

 


لباس مشترک زن و مرد

پرسش ۳۲ . لباس مشترک
بین زن و مرد، چگونه مشخص مى شود؟

همه مراجع: تشخیص آن
به نظر عرف است؛ مانند شلوارها و برخى اقسام بلوز و کفش هاى مشترک.[۲۴۳]

 


پیراهن آستین کوتاه

پرسش ۳۳ . پوشیدن لباس
آستین کوتاه براى مردان از نظر اسلام ایرادى دارد؟

پوشیدن لباس آستین
کوتاه براى مردان از چند جهت قابل بررسى است؛

۱. پوشیدن لباس آستین
کوتاه بدون حضور نامحرم و در شرایط عادى شخصى اشکال ندارد.

۲. پوشیدن لباس آستین
کوتاه در برابر نامحرمان بنا بر نظر برخى از مراجع بزرگوار تقلید، حرام و به نظر
برخى دیگر بدون اشکال است و هرکس باید به فتواى مرجع تقلید خود عمل کند.

البته بنا بر نظر همه
مراجع تقلید اگر در جایى پوشیدن لباس آستین کوتاه، باعث مفسده خاص گردد، اجتناب از
آن واجب است.[۲۴۴]

اما طرف دیگر این
مسئله، زنان مى باشند و مراجع تقلید درباره نگاه زنان به دست و بازوان مردانى که از
لباس آستین کوتاه استفاده مى نمایند، چنین بیان داشته اند:

آیات عظام امام خمینى،
خامنه اى، صافى: جایز نیست.[۲۴۵]

آیه اللّه  بهجت:
بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۲۴۶].

آیات عظام تبریزى،
مکارم، سیستانى، نورى، فاضل و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد،
اشکالى ندارد[۲۴۷].[۲۴۸]

 


لباس تئاتر

پرسش ۳۴ . پوشیدن لباس
زنانه به وسیله مردان و بر عکس، براى بازى در تئاتر و سینما چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت
و فاضل: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۴۹]

آیات عظام خامنه اى،
سیستانى، صافى، مکارم و وحید: پوشیدن لباس جنس مخالف، هنگام بازیگرى و بیان خصوصیات
یک شخص حقیقى [ اگر باعث فساد نشود] اشکال ندارد.[۲۵۰]

آیه اللّه  نورى:
پوشیدن لباس جنس مخالف، تنها در موقع ضرورت؛ یعنى، زمانى که مصلحت اهم و انگیزه
عقلایى در کار باشد، جایز مى شود و اگر پوشیدن لباس جنس مخالف در بازى تئاتر و
سینما، تا این حد از ضرورت و مصلحت رسیده، ارتکاب به آن اشکال ندارد.[۲۵۱]

تبصره. طبق فتواى آیات
عظام: خامنه اى، سیستانى، تبریزى، وحید و صافى، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، در
صورتى حرام است که آن را زى خود براى زندگى روزمره و پوشش خویش قرار دهد و تردیدى
نیست که زنان و مردان بازیگر، لباس جنس مخالف را به عنوان زى خود قرار نمى دهند؛
بلکه به طور موقت و براى بازیگرى آن را به تن مى کنند.

 


لباس زیر

پرسش ۳۵ . آیا در حرمت
پوشیدن لباس جنس مخالف، بین لباس زیر و غیر آن فرقى وجود دارد؟

آیات عظام امام، بهجت
و فاضل: تفاوتى بین لباس زیر و غیر آن در حکم نمى کند.[۲۵۲]

آیات عظام تبریزى،
خامنه اى، صافى و وحید: اگر آن را زى و پوشش خود قرار دهد، بنابر احتیاط واجب
پوشیدن آن جایز نیست.[۲۵۳]

آیه اللّه  سیستانى:
اگر او را به صورت جنس مخالف در بیاورد، بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن جایز نیست.[۲۵۴]

آیه اللّه  مکارم: اگر
مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، پوشیدن آن اشکال ندارد.[۲۵۵]

آیه اللّه  نورى: اگر
از پوشیدن آن انگیزه عقلایى دارد و مصلحت مهم ترى در بین است، اشکال ندارد.[۲۵۶]

 


لباس موقت

پرسش ۳۶ . گاهى به مدت
کوتاهى و به طور موقت لباس شوهر را در  منزل مى پوشم، آیا این کار جایز است؟

همه مراجع (به جز امام
و بهجت): خیر، اشکالى ندارد.[۲۵۷]

آیات عظام امام و
بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۵۸]

 


لباس هاى تنگ

پرسش ۳۷ . پوشیدن
مانتوهایى که برجستگى هاى بدن (مانند سینه و پشت) را نمایان مى کند، چگونه است؟

همه مراجع: اگر باعث
تهییج شهوت باشد، جایز نیست.[۲۵۹]

 

پرسش ۳۸ . پوشیدن
لباس هاى تنگ و تحریک کننده که برجستگى هاى بدن زن در آن پیدا است، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: پوشیدن این
نوع لباس ها [ در فرض مذکور] جایز نیست و باید آنان را با چادر یا مانتوى مناسب و
گشاد بپوشاند.[۲۶۰]

 


جوراب نازک

پرسش ۳۹ . پوشیدن
جوراب نازک چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر ظاهر
پا در آن پیدا باشد، پوشیدن آن جایز نیست.[۲۶۱]

 


رنگ مو

پرسش ۴۰ . آیا رنگ مو
و حنا و رنگ پوست میوه ها، مانع وضو است؟

همه مراجع: رنگ بدون
جِرم، مانع نیست.[۲۶۲]

 


موانع وضو

پرسش ۴۱ . اگر بعد از
وضو، در اعضا مانعى ببینیم، چه کنیم؟

همه مراجع: اگر ندانید
موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضویتان صحیح است؛ ولى اگر در وقت وضو، مانع وجود
داشته، باید دوباره وضو بگیرید.[۲۶۳]

 


مداد چشم

پرسش ۴۲ . مداد چشم و
ریمل، در هنگام وضو چه حکمى دارد؟

همه مراجع: براى وضو،
ریمل و مداد بیرون چشم اگر جرم داشته باشد باید برطرف شود؛ ولى مقدارى که داخل چشم
است، برطرف کردن آن لازم نیست.[۲۶۴]

تبصره. بعد از برطرف
کردن جرم مواد آرایشى، باقى ماندن رنگ آن مانع وضو نیست.

 


کرم پوست

پرسش ۴۳ . آیا مالیدن
کرم به دست و صورت مانع وضو مى شود؟

همه مراجع: اگر به حدى
باشد که مانع رسیدن آب به پوست نباشد، اشکال ندارد.[۲۶۵]

تبصره. تشخیص این امر
به عهده عرف است.

 


ژل مو

پرسش ۴۴ . مسح سر بر
موهاى روغن زده شده، چگونه است؟

همه مراجع: اگر روغن
به قدرى زیاد نباشد که مانع از رسیدن آب وضو در حال مسح، به پوست یا بیخ موهاى جلوى
سر یا موها باشد، اشکال ندارد.[۲۶۶]

تبصره. مى توانید به
مقدار طول و عرض یک انگشت از وسط سر را ژل نزنید و بر روى آن مسح کنید؛ زیرا مسح به
قدر طول و عرض یک انگشت کفایت مى کند.

 


زیورآلات زنان

پرسش ۴۵ . زیورآلات
زن، اگر در معرض دید نامحرم باشد، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت،
صافى، خامنه اى، فاضل و وحید: باید از دید مرد نامحرم پوشانده شود.[۲۶۷]

آیات عظام سیستانى،
مکارم و نورى: پوشاندن گردن بند از دید نامحرم واجب است؛ ولى پوشاندن حلقه ازدواج و
انگشتر واجب نیست.[۲۶۸]

 


پوشش آرایش صورت

پرسش ۴۶ . آیا باید
سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ کرده را از نامحرم پوشاند؟

امام: پوشاندن اصلاح
صورت واجب نیست؛ ولى پوشاندن سرمه چشم و رنگ ابرو اگر نزد عرف زینت محسوب شود واجب
است.[۲۶۹]

آیات عظام بهجت و
صافى: باید آن را از نامحرم پوشاند.[۲۷۰]

آیات عظام سیستانى،
مکارم و نورى: پوشاندن آن از نامحرم واجب نیست.[۲۷۱]

آیات عظام خامنه اى،
فاضل و وحید: اگر زینت محسوب مى شود، باید آن را از نامحرم پوشاند.[۲۷۲]

تبصره. اگر موارد یاد
شده به گونه اى باشد که باعث مفسده و جلب توجه مرد نامحرم شود، پوشاندنش واجب است.

 


حکم پلاتین

پرسش ۴۷ . آیا در دست
کردن و استفاده از پلاتین براى مرد اشکال دارد؟

همه مراجع: استفاده از
پلاتین اشکال ندارد.[۲۷۳]

تبصره. پلاتین طلا
نیست و فلز دیگرى است.

 


ریش تراشى

پرسش ۴۸ . تراشیدن ریش
تمام صورت، با ماشین یا تیغ چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت
و صافى): تراشیدن ریش خواه با تیغ باشد یا ماشین بنابر احتیاط واجب حرام است.[۲۷۴]

آیات عظام بهجت و
صافى: تراشیدن ریش حرام است.[۲۷۵]

 


ریش نوجوان

پرسش ۴۹ . آیا تراشیدن
موهاى کمِ صورت، به منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشکال دارد؟

همه مراجع: اگر موهاى
صورت کم باشد و صدق ریش بر آن نکند، تراشیدن آن مانعى ندارد.[۲۷۶]

 


سخره دیگران

پرسش ۵۰ . اگر انسان
براى اینکه توهین مردم را نشنود، ریشش را بزند؛ چه حکمى دارد؟

همه مراجع: گذاشتن ریش
براى مسلمانى که به دینش اهمیت مى دهد، باعث خوارى و سرشکستگى نیست و با مسخره کردن
دیگران، احکام الهى عوض نمى شود؛ مگر آن که باعث حرج بشود و تحمل آن غیرممکن باشد.[۲۷۷]

 


ریش پروفسورى

پرسش ۵۱ . آیا گذاشتن
ریش پروفسورى کفایت مى کند؟

همه مراجع (به جز
تبریزى و مکارم): خیر، کفایت نمى کند و حکم تراشیدن تمام آن را دارد.[۲۷۸]

آیات عظام تبریزى و
مکارم: اگر چانه و اطراف آن (یک چهارم  صورت) تراشیده نشود، به طورى که در وقت
مواجهه صدق ریش کند، کفایت مى کند.[۲۷۹]

 


پوشش حجم مو

پرسش ۵۲ . مشخص شدن
حجم موى زن از زیر چادر چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر باعث
تهییج شهوت دیگران نشود، اشکال ندارد.[۲۸۰]

 


کفش صدادار

پرسش ۵۳ . آیا پوشیدن
کفش هاى صدادار براى بانوان اشکال دارد؟

همه مراجع: اگر باعث
جلب توجه مرد نامحرم و مفسده شود، پوشیدن آن اشکال دارد.[۲۸۱]

 


عطر زن

پرسش ۵۴ . آیا براى زن
جایز است که عطر بزند و از منزل بیرون رود؟

همه مراجع: اگر باعث
جلب توجه نامحرم شود، جایز نیست.[۲۸۲]

 


بوى خوش نرم کننده ها

پرسش ۵۵ . استفاده از
مواد نرم کننده که لباس را کمى خوشبو و لطیف مى کند، براى بانوان چه حکمى دارد و
مى توانند [با آن ]بیرون بروند؟

همه مراجع: اگر باعث
جلب مرد نامحرم بشود جایز نیست.[۲۸۳]

 


آرایش چهره

پرسش ۵۶ . آیا زن باید
چهره آرایش کرده خود را از نامحرم بپوشاند؟

همه مراجع (به جز
مکارم): آرى، باید از نامحرم بپوشاند.[۲۸۴]

آیه اللّه  مکارم:
بنابر احتیاط واجب، باید از نامحرم بپوشاند.[۲۸۵]

 


اسامى معصومین

پرسش ۵۷ . لمس کردن
نام نبى اکرم (صلی الله علیه وآله) ، امامان (علیهماالسلام)  و حضرت زهرا
(علیهاالسلام)  روى پلاک ها و انگشترها بدون وضو چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت،
خامنه اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: بنابر احتیاط واجب اسماى آنان را بدون وضو مس
نکند.[۲۸۶]

آیات عظام تبریزى،
سیستانى و وحید: بهتر (احتیاط مستحب) است اسماى آنان را بدون وضو مس نکند.[۲۸۷]

 


طلاى مردان

پرسش ۵۸ . آیا استفاده
از طلا براى مردان بدون قصد زینت به طورى که دیگران نبینند، اشکال دارد؟

همه مراجع (به جز
مکارم): پوشیدن طلا براى مرد حرام است؛ هر چند به قصد زینت نباشد و از نگاه دیگران
پنهان بماند.[۲۸۸]

آیه اللّه  مکارم: اگر
پنهان باشد، اشکال ندارد.[۲۸۹]

 


طلاى زرد

پرسش ۵۹ . زینت مردان
با طلاى زرد چه حکمى دارد؟

همه مراجع: پوشیدن طلا
مانند آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر و ساعت مچى طلا براى مرد حرام
است.[۲۹۰]

 


طلاى سفید

پرسش ۶۰ . طلاى سفید
براى مردان چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز
مکارم و فاضل): اگر از جنس طلا باشد، جایز نیست؛ هر چند به رنگ سفید باشد.[۲۹۱]

آیات عظام مکارم و
فاضل: استفاده از طلاى سفید، براى مردان جایز نیست.[۲۹۲]

تبصره. هیچ گونه
اختلافى بین فقیهان در مسأله یاد شده نیست و همگى معتقدند: اگر طلاى سفید از جنس
همان طلاى متعارف بین مردم باشد (ذهب) استفاده از آن جایز نیست؛ ولى برخى مانند
آیات عظام مکارم و فاضل با بررسى موضوع و کسب آگاهى از اهل خبره به این نتیجه قطعى
دست یافته اند که طلاى سفید، همان طلاى متعارف است که تنها رنگ آن تغییر کرده است.

 


زینت زن

پرسش ۶۱ . مفهوم زینت
در زنان چیست و چه چیزهایى را شامل  مى شود؟

«زینت» در زبان عربى
معنایى گسترده تر از لفظ «زیور» دارد. زیور، فقط به زینت هایى گفته مى شود که جزء
بدن شخص به شمار نمى رود، (مانند انواع زیورهاى طلا و جواهر)، ولى کلمه «زینت» هم
در چنین زیورهایى به کار مى رود و هم به آرایش هایى گفته مى شود که به بدن شخص متصل
بوده و گویى جزئى از اوست؛ (همانند سرمه و خضاب). علاوه بر این، خود زیبایى هاى
طبیعى هم زینت به شمار مى رود، بنابراین شامل اندام زیباى او نیز مى گردد.

حال از دیدگاه شرع
مقدس اسلام، آشکار کردن کدام یک از اقسام زینت براى زنان حرام شمرده شده است؟ از
آیه ۳۱ سوره «نور» به دست مى آید که زینت دو نوع هست: زینت پنهان و زینت نمایان که
آشکار کردن اولى براى بانوان ممنوع و دیگرى جایز شمرده شده است. تمامى فقیهان اتفاق
دارند که زینت به معناى اندام و زیبایى هاى بدن، جزء زینت پنهان محسوب مى شود و
بانوان باید آنها را در برابر مرد نامحرم بپوشانند. در زینت به معناى زیورآلات و
آرایش میان آنان اختلاف نظر وجود دارد که آیا جزء زینت پنهان محسوب مى شود یا از
زینت نمایان به حساب مى آید؛ براى مثال در مورد حلقه ازدواج و النگو، برخى معتقدند:
پوشاندن آن واجب است، ولى عدّه اى بر این باورند که پوشاندن آن لازم نیست.

 

 

 


کتابنامه

قرآن کریم.

۱. احمد صبور
اردوبادى، آیین بهزیستى در اسلام، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، اول، ۱۳۶۷ش.

۲. اکبر نوراللهى،
مدگرایى (تمدن یا خودباختگى)، قم، نسیم حیات، ۱۳۸۹ش، دوم.

۳. پاینده، ابوالقاسم،
نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) ، تهران، دنیاى
دانش، ۱۳۸۲ش، چهارم.

۴. جولیوس گولد -
ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعى، گروه مترجمان، تهران، مازیار، ۱۳۷۶، اول.

۵. حرانى ابن شعبه،
تحف العقول عن آل الرسول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، دوم.

۶. حسن بن ابى الحسن
دیلمى، أعلام الدین، قم، مؤسسه آل البیت (علیهماالسلام) ، ۱۴۰۸ق، اول.

۷. بهاءالدین خرمشاهى
و مسعود انصارى، پیام پیامبر، تهران، منفرد، ۱۳۷۶ش، اول.

 ۸. سید حسام الدین
شریعت پناهى، اروپایى ها و لباس ایرانیان، تهران، قومس، ۱۳۷۲ش.

۹. سید مجتبى حسینى،
پرسش و پاسخ دانشجویى دفتر هجدهم (احکام نگاه و پوشش)، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۶ش،
هفتم.

۱۰. شیخ حر عاملى،
وسائل الشیعة، قم، موسسه آل البیت، اول.

۱۱. شیخ طوسى، الأمالى
(للشیخ الطوسى)، قم، انتشارات دارالثقافة، ۱۴۱۴ق، اول.

۱۲. شیخ صدوق و شیخ
مفید، اعتقادات الإمامیة و تصحیح الاعتقاد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ ق، دوم.

۱۳. شیخ صدوق، الخصال،
قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش، اول.

۱۴. شیخ طبرسى فضل بن
حسن حفید، مشکاه الأنوار فى غرر الأخبار، نجف، حیدریه، ۱۳۸۵ ق، دوم.

۱۵. شیخ کلینى،
الکافى، تهران، اسلامیه، ۱۳۶۲ش، دوم.

۱۶. طبرسى، شیخ حسن،
مکارم الأخلاق، ترجمه میرباقرى، تهران، فرهانى.

۱۷. طریحى، فخرالدین،
مجمع البحرین، تهران، کتابفروشى مرتضوى، ۱۳۷۵ش، سوم.

۱۸. عبدالواحد تمیمى
آمدى، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶ش، اول.

۱۹. عزیز الله عطاردى،
مسند الإمام الرضا (علیه السلام) ، مشهد، آستان قدس (کنگره)، ۱۴۰۶ق، اول.

۲۰. علامه مجلسى،
بحارالأنوار، تهران، اسلامیه، مکرر.

۲۱. على اکبر دهخدا،
لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۲ش.

۲۲. محدث عاملى،
الجواهر السنیة-کلیات حدیث قدسى، زین العابدین کاظمى خلخالى، تهران، انتشارات
دهقان، ۱۳۸۰ش، سوم.

۲۳. محدث نورى،
مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۴۰۸ق، اول.

۲۴. مراد على توانا،
زن در تاریخ معاصر ایران، تهران، برگ زیتون، ۱۳۸۰ش، اول.

۲۵. ابوالعباس
مستغفرى، طب النبى (صلی الله علیه وآله) ، قم، انتشارات رضى، ۱۳۶۲ش، اول.

۲۶. موسى خسروى، مواعظ
امامان (علیهماالسلام) ، ترجمه جلد هفدهم بحارالانوار، تهران، اسلامیه، ۱۳۶۴ش، اول.

۲۷. لوامع صاحبقرانى،


 

 

 





پی نوشت ها :



[۱]
.
اعراف ۷، آیه ۳۱.




[۲]
.
اعراف ۷، آیه ۳۲.




[۳]
.
همان.




[۴]
.
الخصال، ج۲، ص۶۱۳.




[۵]
.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۴۳۵.




[۶]
.
إرشاد القلوب إلى الصواب، ج۱، ص ۱۹۵.




[۷]
. مدثر
۷۴، آیه ۴.




[۸]
.
الکافى، ج۶، ص ۴۴۴.




[۹]
.
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله) )، ص ۴۴۴.




[۱۰]
.
بحارالأنوار، ج۶۲، ص ۱۲۵.




[۱۱]
.
الکافى، ج ۳، ص ۳۴۲.




[۱۲]
.
دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۲۵.



[۱۳]
.
الکافى، ج۶، ص ۴۸۵.




[۱۴]
.
وسایل الشیعه، ج۸، ص ۱۶۹.




[۱۵]
.
الکافى، ج۶، ص ۵۱۱.




[۱۶]
.
حدیث زندگى، شماره ۱، ص ۷ آذربایجانى، بررسى نقش آراستگى در روابط میانْ
فردى.



[۱۷]
. سنن
النبى، طباطبایى، ص۶۹.




[۱۸]
.
کنزالعمال، متقى هندى، ج۷، ص ۱۲۲.




[۱۹]
. سنن
النبى، ص ۱۷۳.




[۲۰]
.
مکارم الاخلاق، ابونصر طبرسى، ج۱، ص ۸۲ - ۸۰.




[۲۱]
.
مکارم الاخلاق، ج۱، ص ۸۵.




[۲۲]
.
مجمع الزوائد، هیثمى، ج۵، ص ۱۳۲؛ ر.ک: پیامبر
(صلی الله علیه وآله)  و جوان امروز، محمدباقر
پورامینى.




[۲۳]
.
تحف العقول، ص ۴۵۱.




[۲۴]
.
الکافى، ج۶، ص ۴۵۱.




[۲۵]
.
اعراف ۷، آیه ۳۲.




[۲۶]
.
مسند الامام الرضا (علیه السلام) ،
عطاردى، ج۲، ص ۳۶۰.




[۲۷]
.
الکافى، ج۶، ص ۴۵۲.




[۲۸]
.
بحارالانوار، ج۷۳، ص ۱۰۰.




[۲۹]
.
بحارالانوار، ج ۷۳، ص  ۱۱۵.




[۳۰]
.
عیون اخبارالرضا (علیه السلام) ،
ج۲، ص ۱۷۹.




[۳۱]
.
الکافى، ج۶، ص ۵۱۲.




[۳۲]
.
مکارم الاخلاق، ص۴۲.




[۳۳]
.
خصال، ج۲، ص ۳۹۲.




[۳۴]
.
مدثر ۷۴، آیه ۴.




[۳۵]
.
تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ش، اول، ج ۲۵،
ص۲۱۲.




[۳۶]
. طب
النبى (صلی الله علیه وآله) ،
ابوالعباس مستغفرى، قم، انتشارات رضى، اول، ۱۳۶۲ش، ص ۲۱.




[۳۷]
.
مشکاة الأنوار فى غرر الأخبار، ص ۲۶۳.




[۳۸]
.
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله) )، ص ۳۰۴.




[۳۹]
.
مکارم الأخلاق، ص۳۴.




[۴۰]
.
الکافى، ج ۶، ص ۴۴۰.




[۴۱]
.
وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۲۴.




[۴۲]
.
لوامع صاحبقرانى، ج۲، ص ۹۲.




[۴۳]
.
مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۴۶.




[۴۴]
.
همان، ج۱۳، ص۲۰۳.




[۴۵]
. جهت
کسب اطلاع بیش تر به نظر مرجع تقلید خود مراجعه نمایید.




[۴۶]
. جهت
اطلاع بیش تر به کتاب هایى که در زمینه هویت و درمان جنسى نگاشته شده،
مراجعه کنید.



[۴۷]
.
تحف العقول، ص ۸۴.




[۴۸]
.
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله) )، ص ۷۰۴.




[۴۹]
.
مکارم الأخلاق، ص ۱۰۹.



[۵۰]
.
الجواهر السنیة کلیات حدیث قدسى، ص ۶۸۰.




[۵۱]
.
آیین بهزیستى در اسلام، ج ۴، ص ۲۳.



[۵۲]
.
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله) )، ص ۷۳۷.




[۵۳]
.
ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، ص ۱۳۰ - ۱۳۵.




[۵۴]
.
غافر ۴۰، آیه ۴۳.




[۵۵]
.
ر.ک: اسلام و مقتضیات زمان، شهید مطهرى. 




[۵۶]
.
مکارم الأخلاق، ص ۹۷.




[۵۷]
.
همان، ص ۹۸.




[۵۸]
.
الکافى، ج۱، ص ۴۱۱.




[۵۹]
.
همان، ج ۵، ص ۵۰۸.




[۶۰]
. نور
۲۴، آیه ۳۱.




[۶۱]
.
همان، ص ۹۸.




[۶۲]
.
همان، ص ۹۷.




[۶۳]
.
تحف العقول عن آل الرسول، ص۱۰۲.




[۶۴]
.
طلاق ۶۵، آیه ۷.




[۶۵]
.
الکافى، ج۶، ص ۴۴۳.




[۶۶]
.
مکارم الأخلاق، ص ۱۱۴.




[۶۷]
.
مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۵۶.




[۶۸]
.
بحارالانوار، ج۳، ص ۸۱.



[۶۹]
.
اعراف ۷، آیه ۲۶.




[۷۰]
.
پیام پیامبر (صلی الله علیه وآله) ،
بهاءالدین خرمشاهى و مسعود انصارى، تهران، منفرد، اول، ۱۳۷۶ش، ص ۴۲۲.




[۷۱]
.
مکارم الأخلاق، ص ۹۳.




[۷۲]
.
مکارم الأخلاق، ص ۴۲۴.




[۷۳]
.
همان، ص ۹۴.




[۷۴]
.
لوامع صاحبقرانى، ج۲، ص ۹۲.




[۷۵]
.
همان، ج۷۳، ص ۱۱۲.




[۷۶]
.
ر.ک: الکافى، ج ۶، ص ۴۸۶، ح ۵.




[۷۷]
.
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۰۲.




[۷۸]
.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۲۳.




[۷۹]
.
بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۸۵.




[۸۰]
.
«عَنْ عَلِى بْنِ أَبِى طَالِبٍ (علیه السلام) 
قَالَ قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) احْلِقُوا شَعْرَ
الْقَفَا»، مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۰۱.




[۸۱]
.
مکارم الأخلاق، ص ۷۰.




[۸۲]
. سنن
النبى (صلی الله علیه وآله) 
با ترجمه، ج۱، ص۹۲.




[۸۳]
.
وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۱۱۴. 




[۸۴]
.
وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۱۱۵.




[۸۵]
.
ر.ک: فصل سوم همین کتاب.




[۸۶]
.
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۰۷.



[۸۷]
. من
لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۱۳۰.




[۸۸]
.
وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۱۱۶.




[۸۹]
.
الکافى، ج ۱، ص ۴۸۶.




[۹۰]
.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  فرموده اند:
«عَشْرُ خِصَالٍ عَمِلَهَا قَوْمُ لُوطٍ بِهَا أُهْلِکُوا وَ تَزِیدُهَا
أُمَّتِى بِخَلَّةٍ إِتْیانُ الرِّجَالِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَصُّ
اللِّحْیةِ وَ طُولُ الشَّارِبِ»، مستدرک الوسائل،
ج ۱، ص۴۰۷.




[۹۱]
.
توحید المفضل، ص ۴۹.




[۹۲]
.
همان، ج ۵۸، ص ۳۱۶.




[۹۳]
.
همان، الفصل الثالث فى تسریح الرأس و اللحیة، ص۷۲.




[۹۴]
.
همان.




[۹۵]
.
همان، ج۷۳، ص ۱۱۶.




[۹۶]
.
مکارم الأخلاق، ص ۶۷.




[۹۷]
.
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۰۴.




[۹۸]
.
مکارم الأخلاق، ص ۶۸.




[۹۹]
.
«خُذُوا مِنْ شَعْرِ الصُّدْغَینِ وَ مِنْ عَارِضِ اللِّحْیةِ وَ مَا
جَاوَزَ الْعَنْفَقَةَ مِنْ مُقَدَّمِهَا»، مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۰۴.




[۱۰۰]
.
نور ۲۴، آیه ۳۱.




[۱۰۱]
.
براى آگاهى بیش تر ر.ک: نظام حقوقى زن در اسلام، مرتضى مطهرى.




[۱۰۲]
.
برگزیده تفسیر نمونه، ج۳، ص: ۲۹۲.




[۱۰۳]
.
ر.ک: آثار و پیامدهاى فرهنگى اجتماعى گسترش بدحجابى، محمدحسین درافشان،
پیام زن، شماره ۱۸۴ و ۱۸۵.




[۱۰۴]
.
همان.




[۱۰۵]
.
تبرج همان خودنمایى زنان در برابر مردان، براى جذب و فتنه انگیزى است.




[۱۰۶]
.
احزاب ۳۳، آیه ۵۹.




[۱۰۷]
.
نور ۲۴، آیه ۳۱.




[۱۰۸]
.
التبیان، شیخ طوسى، ج۸، ص ۳۶۱.




[۱۰۹]
.
المفردات، راغب اصفهانى، ص ۱۵۹.




[۱۱۰]
.
مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۲۱۷.




[۱۱۱]
.
احزاب ۳۳، آیه ۵۹.




[۱۱۲]
.
سنن، ابى داود، ج۴، ص ۶۲.




[۱۱۳]
.
تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ج۱۷، ص ۴۰۱.




[۱۱۴]
.
مکارم الأخلاق، ص۱۰۴، فى لبس الثیاب البیض.




[۱۱۵]
.
نور ۲۴، آیه ۳۰.




[۱۱۶]
.
احزاب ۳۳، آیه ۵۹.




[۱۱۷]
.
نور ۲۴، آیه ۶۰.




[۱۱۸]
.
احزاب ۳۳؛ آیه ۵۳.




[۱۱۹]
.
داور، ناجیه، بشارت، قم، ۱۳۸۳، ص ۳۲-۳۷، دفتر تبلیغات.




[۱۲۰]
.
«یا أَیهَا النَّبِى قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ
بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ 
»؛ «اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب هاى پوشش هاى
بلند خود را بر خویش فروافکنند» (احزاب (۳۳)، آیه ۵۹).




[۱۲۱]
.
سنن، ابى داود، ج ۲، ص ۱۸۲؛ عون المعبود، شرح سنن ابى داود، ج ۱۱، ص ۱۵۹.




[۱۲۲]
.
ترجمه المیزان، ج۱۶، ص: ۵۱۷.




[۱۲۳]
.
الجلباب: کساء اسود تلبسه المرأة فوق ثیابها، الخطیب العدنانى، الملابس و
الزینة فى الاسلام، فى اسماء و انواع الملابس القدیمه و الحدیثه، ص ۱۹۰.




[۱۲۴]
.
الخصال، ج۱، ص ۱۴۸.




[۱۲۵]
.
جواهر، ج۸، ص ۲۳۵.




[۱۲۶]
.
پرسش و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر ۱۸، احکام نگاه و پوشش، سیدمجتبى حسینى،
قم: نشر معارف.




[۱۲۷]
.
ر.ک: روانشناسى رنگ ها، دکتر ماکس لوتر، ترجمه ویدا ابى زاده، ص ۹۷.




[۱۲۸]
.
آیین بهزیستى در اسلام،، احمد صبور اردوبادى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى،
۱۳۶۷ش، اول، ج۳، ص۳۱.




[۱۲۹]
.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج۱۶، ص۲۲.




[۱۳۰]
.
وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۸۹۰.




[۱۳۱]
.
بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۱۲۲.




[۱۳۲]
.
الکافى، ج ۶، ص ۴۹۰.




[۱۳۳]
.
الکافى، ج ۶، ص ۴۹۱.




[۱۳۴]
.
جامع الأخبار، ص ۱۳۵؛ علاوه بر این پنج انگشتر، برخى دیگر از انگشترها
همچون زمرد و جزع یمانى نیز از سوى اسلام توصیه گردیده است.

براى
مطالعه بیش تر ر.ک: سنگ و خواص اعجاب انگیز،
سیدمحمد صدرا موحد ابطحى، نشر عطر عترت.




[۱۳۵]
.
أعلام الدین، ص ۳۹۳.



[۱۳۶]
.
الأمالى، طوسى، ص ۳۱۱.




[۱۳۷]
.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۷۶.




[۱۳۸]
.
جامع الأخبار، ص ۱۳۵.




[۱۳۹]
.
جامع الأخبار، ص ۱۳۵، الفصل الثالث و التسعون فى التختم بالعقیق. خاطرنشان
مى شود علاوه بر خواص و فضیلت هایى که براى هر یک از این انگشترها ذکر شده
از سوى معصومین (علیهماالسلام) حک نمودن اذکار
خاصى  نیز براى انگشترها ذکر گردیده که این امر موجب مى شود تا هر یک از
انگشترها داراى خواص و ویژگى هاى دیگرى نیز گردند.

براى
مطالعه بیش تر ر.ک: سنگ و خواص اعجاب انگیز،
سیدمحمد صدرا موحد ابطحى، نشر عطر عترت.




[۱۴۰]
. از
لحاظ فقهى این نهى حکایت از کراهت آن دارد و در آن فرقى بین زن و مرد نیست.




[۱۴۱]
.
مکارم الأخلاق، ص۹۳، فى کیفیة التختم.




[۱۴۲]
.
مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۸۸.




[۱۴۳]
.
وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۸۳.




[۱۴۴]
.
همان، ج ۴، ص ۴۱۴.




[۱۴۵]
.
ر.ک: تجلى حکمت در فلسفه پزشکى احکام، محمد عزیز حسامى، ص ۲۹.




[۱۴۶]
.
الإمام الصّادق (علیه السلام) : «العطر من سنن
المرسلین»، الکافى، ج۶، ص ۵۱۱.




[۱۴۷]
.
«کَانَ رَسُولُ اللّه (صلی الله علیه وآله) 
ینْفِقُ عَلَى الطِّیبِ، أکْثَر مِمّا ینْفِقُ عَلى الطَّعامِ»؛ «پیامبر
اکرم براى بوى خوش، بیش تر از غذاى خود هزینه مى کرد».




[۱۴۸]
.
لوامع صاحبقرانى، ج۲، ص ۹۷.




[۱۴۹]
.
«عَنِ الرِّضَا (علیه السلام)  کَانَ یعْرَفُ
مَوْضِعُ جَعْفَرٍ (علیه السلام)  فِى الْمَسْجِدِ بِطِیبِ رِیحِهِ وَ
مَوْضِعِ سُجُودِِهِ»، مسند الإمام الرضا
(علیه السلام) ، ج۲، ص: ۳۷۴.




[۱۵۰]
.
مکارم الأخلاق، ص ۳۳.




[۱۵۱]
.
بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۱۴۲.




[۱۵۲]
.
همان، ج۷۳، ص ۱۴۵.




[۱۵۳]
.
الکافى، ج ۶، ص ۵۱۰.




[۱۵۴]
.
بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۱۴۵.




[۱۵۵]
.
ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۲، ص۱۴۱ باب اسْتِحْبَابِ التَّطَیبِ.




[۱۵۶]
.
الکافى، ج ۵، ص ۵۰۸.




[۱۵۷]
.
براساس دستورات اسلامى این موضوع اختصاص به بیرون از خانه ندارد و حتى اگر
زنى در خانه اش خود را براى نامحرمى معطر نماید فعل حرام انجام داده است.




[۱۵۸]
.
وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۱.




[۱۵۹]
.
ر.ک: پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر ۱۸، احکام نگاه و پوشش، سید مجتبى
حسینى، قم، دفتر نشر معارف، هفتم، ۱۳۸۶ش، ص ۱۱۱ و هم چنین استفتائاتى که در
این زمینه از سوى مراجع صورت پذیرفته است.




[۱۶۰]
.
وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۳۱.




[۱۶۱]
.
مشکاة الأنوار فى غرر الأخبار، ص ۲۶۳.




[۱۶۲]
.
آیین بهزیستى در اسلام، ج۴، ص ۱۱۴.




[۱۶۳]
.
مکارم الأخلاق، ص۱۲۲.




[۱۶۴]
.
همان، ص ۳۷.




[۱۶۵]
.
ر.ک: لغت نامه دهخدا، على اکبر دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،
۱۳۵۲، ص۴۱.




[۱۶۶]
.
آیین بهزیستى در اسلام، احمد صبور اردوبادى، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى،
۱۳۶۷ ش، اول، ج۴، صص۱۵ - ۱۶.




[۱۶۷]
.
ر.ک: نگاهى به پدیده مدگرایى، حسین بافکار، طوبى، شماره ۲۱، شهریور ۱۳۸۶.




[۱۶۸]
.
برگرفته از: آرایش، مد و بهره کشى از زنان، جوزف هنسن، ایولین رید، مارى
آلیس واترز، مترجم: افشنگ مقصودى، تهران، نشر گل آذین، ۱۳۸۱ش، اول، صص ۱۰۳
- ۱۰۲.




[۱۶۹]
.
ر.ک: مد و لباس، این بار در مجلس، یدالله آزرمى، مجله سروش، شماره ۱۲۳۳،
سال ۱۳۸۳.




[۱۷۰]
.
ر.ک: بررسى پدیده مد و مدگرایى در جامعه، عمار عطاپور، امید انقلاب، شماره
۳۶۲، دى ۱۳۸۴.




[۱۷۱]
.
هویت انسانى زن در چالش آرایش و مد، مریم رفعت جاه، فصلنامه «کتاب زنان»،
شماره ۳۸، ص ۱۳۵.




[۱۷۲]
.
اروپایى ها و لباس ایرانیان، ص ۱۱۷، به نقل از کتاب: ایران و ایرانیان و
مردم آن، پولاک، ۱۰۴.




[۱۷۳]
.
ژان باتیست تاوِرْنیه ۱۱۰۰-۱۰۱۴ق/۱۶۸۹-۱۶۰۵م، جهانگرد و بازرگان معروف
فرانسوى است که در عصر صفوى بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد. سفرنامه
او در شرح وقایع دوره صفویه و وقایع دربار صفوى داراى اهمیت بسیار است.




[۱۷۴]
.
ژان شاردن ۱۶ نوامبر ۵ - ۱۶۴۳ ژانویه ۱۷۱۳ جواهرفروش و سیاح فرانسوى بود که
کتاب ۱۰ جلدى «سفرهاى سِر ژان شاردن» به عنوان یکى از بهترینِ کارهاى
پژوهشگران غربى درباره ایران و شرق نزدیک برشمرده مى شود.




[۱۷۵]
.
رابرت شرلى ۱۳-۱۵۸۱ ژولاى ۱۶۲۸ یک جهانگرد و ماجراجوى انگلیسى بود که
مأموریت داشت ارتش صفویان را تعلیم دهد. 




[۱۷۶]
.
همان، صص ۷۶ - ۷۴، به نقل از کتاب: تاریخ روابط خارجى ایران، مهدوى، ص ۲۱۲.




[۱۷۷]
.
همان، ص ۷۸، به نقل از: کنت دوسرس ایران در ۱۸۳۹ -۴۰، ص ۱۴۶.




[۱۷۸]
.
همان، صص ۸۸ - ۷۸.




[۱۷۹]
.
ناصرالدین شاه سه مسافرت به اروپا کرد که به ترتیب در سال هاى ۱۸۷۳، ۱۸۷۸ و
۱۸۸۹م بود. اروپایى ها و لباس ایرانیان، ص ۱۰۹.




[۱۸۰]
.
اروپایى ها و لباس ایرانیان، ص ۱۰۹.




[۱۸۱]
.
همان، ص ۱۲۰.




[۱۸۲]
.
همان، ص ۱۲۱.




[۱۸۳]
.
لباس ملى، تلاش براى تحمیل سنت یا احیاى تمدن ایرانى، علیرضا قاسمى،
پرسمان، شماره ۳۰،اسفند ۱۳۸۳.




[۱۸۴]
.
همان، ج ۱، ص ۲۵۶.




[۱۸۵]
.
همان، ج ۱، صص ۲۷۰ - ۲۶۰.




[۱۸۶]
.
ناگفته نماند رضا شاه با اجبارى نمودن رفع حجاب بهترین خدمت را به اقتصاد
اروپاییها نمود؛ زیرا هنگامى که اروپایى ها به ایران آمدند، اکثرا لباس
زنان ایرانى را پسندیدند؛ از مهم ترین دلایل آن این بود که نوع خاص پوشش
بیرونى زنان باعث مى شد نتوانند لباس هاى آماده بخش مهمى از جمعیت ایران را
نیز صادر کنند، حال آن که چادر زنان و لباس هاى سنتى آنان مانع و سد بزرگى
جهت منابع کارخانه هاى تولیدى لباس آماده بود. اروپایى ها و لباس ایرانیان،
ص ۱۴۸ و رضا شاه با این اقدام خود این سد بزرگ را درهم شکست و زمینه مساعد
را براى کسب درآمد کلان از سوى اروپایى ها فراهم نمود.




[۱۸۷]
.
روزنامه همشهرى، شماره ۳۴۵۷، پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۳.



[۱۸۸]
.
ر.ک: مدگرایى در واقع نوعى نوگرایى است، در گفت و گویى با دکتر حسن عباسى،
پرسمان شماره ۱۰، تیر ۱۳۸۲.




[۱۸۹]
.
بحارالأنوار، ج۶۳، ص ۳۲۳.




[۱۹۰]
.
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان
دانشگاه هاى استان همدان، ۱۷/۴/۱۳۸۳.




[۱۹۱]
.
مدگرایى در واقع نوعى نوگرایى است، گفت و گویى با دکتر حسن عباسى، پرسمان،
شماره ۱۰، تیر ۱۳۸۲.




[۱۹۲]
.
مُدگرایى، جواد همتى، صباح، شماره ۱۷ و ۱۸، پاییز و زمستان ۱۳۸۴.




[۱۹۳]
.
احسان لطیفى، سامانه تحقیقات فرهنگى راهبردى فاحص،  http://fahes.ir.




[۱۹۴]
.
بحارالأنوار، ج۷۱، ص ۲۰۱.




[۱۹۵]
.
نهج البلاغة، ص ۱۱۷.




[۱۹۶]
.
آشنایى با قرآن، مرتضى مطهرى، تهران، صدرا، ۱۳۷۰ش.، پنجم، ج ۱و۲، ص ۱۳۱.




[۱۹۷]
. در
بخش دوم کتاب به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است.




[۱۹۸]
.
پیامدهاى مدگرایى از مباحث مهمى است که در این کتاب بدان پرداخته شده.




[۱۹۹]
.
جوانان و مدگرایى، محمدصادق شجاعى، حدیث زندگى: مهر و آبان ۱۳۸۲، شماره ۱۳.




[۲۰۰]
.
مد؛ نوآورى یا هنجارشکنى؟!، على ترکاشوند، روزنامه رسالت، شماره ۶۵۳۸، ص
۲۰.




[۲۰۱]
.
همان.




[۲۰۲]
.
همان.




[۲۰۳]
.
ر.ک: اخلاق و رفتارهاى جنسى، یوسف غلامى، قم، دفتر نشر معارف، بهار ۱۳۸۶،
سوم، صص ۲۱۴ - ۱۸۶.




[۲۰۴]
.
ر.ک: مدگرایى، سیدمحمدتقى قاضوى، صباح، بهار و تابستان ۱۳۸۴، شماره ۱۵ و
۱۶.




[۲۰۵]
.
هویت انسانى زن در چالش آرایش و مد، مریم رفعت جاه، فصلنامه «کتاب زنان»،
شماره ۳۸، زمستان ۱۳۸۶، ص ۱۳۵.




[۲۰۶]
.
حجرات ۴۹، آیه ۱۳.




[۲۰۷]
. در
لغت نامه فرهنگ ابجدى «بعره» این گونه معنا شده: پشکل جانوران سَپَل دار و
سم دار.




[۲۰۸]
.
بحارالأنوار، ج۲، ص ۶۶.




[۲۰۹]
.
نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله) )، ص ۷۳۷، ح ۲۸۲.




[۲۱۰]
.
آیین بهزیستى در اسلام، ج۴، ص ۲۵۶.




[۲۱۱]
.
همان.




[۲۱۲]
.
همان.




[۲۱۳]
.
ر.ک: واقعیت مد و مدگرایى، سرور اسفندیار، ماهنامه پیام زن، شماره ۱۹۶، ص
۲۲.




[۲۱۴]
.
مدگرایى در لباس آفت هویت و دیانت، غلامرضا گلى زواره، دیدار آشنا، شماره
۷۵، صص۱۸ - ۲۰.




[۲۱۵]
.
ر.ک: نگاهى به پدیده مدگرایى، حسین بافکار، طوبى، شماره ۲۱.




[۲۱۶]
.
ر.ک: آیین بهزیستى در اسلام، ج۴، صص ۳۹ - ۹۷.




[۲۱۷]
.
همان.




[۲۱۸]
.
وقتى صورت ها شبیه یک ماسک نقاشى مى شوند، بیتا مهدوى، روزنامه جام جم،
۲۴/۵/۱۳۸۵.




[۲۱۹]
.
همان.




[۲۲۰]
.
همان.




[۲۲۱]
.
ر.ک: آیین بهزیستى در اسلام، ج۴، ص ۱۱۴-۱۲۳، خبرگزارى جمهورى اسلامى ایرنا،
۱۶/۱۲/۱۳۸۹، کد خبر ۳۰۲۸۵۴۱.




[۲۲۲]
.
ر.ک: سایت تابناک  www.tabnak.comکد خبر: ۲۵۷۷۳،
۳۰/۱۰/۸۸.




[۲۲۳]
.
روزنامه جام جم، شماره ۲۸۷۶، ۳۱/۳/۸۹، صفحه ۱۶ سلامت.




[۲۲۴]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۳۷۹؛نورى، استفتائات، ج ۱، س ۴۶۹ و دفتر:
امام و مکارم.




[۲۲۵]
.
صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۳۱ و دفتر: بهجت.




[۲۲۶]
.
فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۲۲۳۸؛ تبریزى، استفتائات، س ۲۲۲۵ و ۲۲۲۸ و
۲۲۲۹.




[۲۲۷]
.
دفتر: وحید.




[۲۲۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۴ و ۸۳۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۸۴۰ و ۸۴۴ و
دفتر: خامنه اى.




[۲۲۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۸۴۱ و دفتر: خامنه اى.




[۲۳۰]
.
بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۵.




[۲۳۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵؛ نورى، توضیح المسائل، م۸۴۶؛ بهجت،
توضیح المسائل، م۷۱۱؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۳۶۱؛ وحید،
توضیح المسائل، م۸۵۱.




[۲۳۲]
.
دفتر: سیستانى.




[۲۳۳]
.
مکارم، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵.




[۲۳۴]
.
امام، نورى و فاضل، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵؛ خامنه اى، استفتاء، س ۵۵۰.




[۲۳۵]
.
صافى، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵؛ بهجت، توضیح المسائل، م۷۱۱؛ وحید،
توضیح المسائل، م۸۵۱.




[۲۳۶]
.
تبریزى و سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵.




[۲۳۷]
.
مکارم، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۵.




[۲۳۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶.




[۲۳۹]
.
فاضل، توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶. وحید، توضیح المسائل، م ۸۵۲؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س۱۳۷۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۸؛ تبریزى،
صراط النجاة، ج۳، س۷۸۱.




[۲۴۰]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶.




[۲۴۱]
.
مکارم، استفتائات، ج۱ س۱۳۸.




[۲۴۲]
.
نورى، توضیح المسائل، م ۸۴۷.




[۲۴۳]
.
العروه الوثقى، ج۱، التقلید، م۶۷.




[۲۴۴]
.
ر.ک: پرسش و پاسخ دانشجویى دفتر هجدهم احکام نگاه و پوشش، سید مجتبى حسینى،
قم، دفتر نشر معارف، هفتم، ۱۳۸۶ش.




[۲۴۵]
.
آیه اللّه  خامنه اى، استفتاء، س ۴۸۷؛ آیه اللّه  صافى، جامع الاحکام، ج۲،
س۱۷۱۲، امام خمینى، استفتائات، ج۳، نظر، س۶ و ۳۹.




[۲۴۶]
.
آیه اللّه  بهجت، توضیح المسائل م، ۱۹۳۳.




[۲۴۷]
.
آیه اللّه  مکارم، استفتائات، ج۲، م۱۰۴۳؛ آیه اللّه  تبریزى، استفتائات،
س۱۵۹۱؛ آیه اللّه  وحید، توضیح المسائل، م۲۴۴۲، دفتر آیه اللّه  فاضل؛ دفتر
آیه اللّه  سیستانى.




[۲۴۸]
.
ر.ک: پرسش و پاسخ دانشجویى دفتر هجدهم احکام نگاه و پوشش، سید مجتبى حسینى،
قم، دفتر نشر معارف، هفتم، ۱۳۸۶ش.




[۲۴۹]
.
امام، استفتائات، ج۳، سؤالات متفرقه، س۱۷۴؛ فاضل و بهجت، توضیح المسائل
مراجع، م۸۴۶.




[۲۵۰]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۲۱۹؛ مکارم، استفتائات، ج۱، س۱۳۲ و ۱۳۸؛
سیستانى،  sistani.orgزینت، ش۳۴ و توضیح المسائل
مراجع، م۸۴۶؛ وحید، توضیح المسائل، م۸۵۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۸؛
تبریزى، صراط النجاة، ج۳، س۷۸۱.




[۲۵۱]
.
نورى، استفتائات، ج۲، س۵۶۹ و توضیح المسائل، م ۸۴۷.




[۲۵۲]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶.




[۲۵۳]
.
وحید، توضیح المسائل، م ۸۵۲؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۳۷۲؛ صافى،
جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۸؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۳، س۷۸۱.




[۲۵۴]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶.




[۲۵۵]
.
مکارم، استفتائات، ج۱ س۱۳۸.




[۲۵۶]
.
نورى، توضیح المسائل، م ۸۴۷.




[۲۵۷]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۲۱۹؛ مکارم، استفتائات، ج۱، س۱۳۲ و ۱۳۸؛
سیستانى،  sistani.orgزینت، س۳۴ و توضیح المسائل
مراجع، م۸۴۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۸؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۳،
س۷۸۱؛ وحید، توضیح المسائل، م۸۵۲؛ نورى، استفتائات، ج۲، س۵۶۹ و
توضیح المسائل، م۸۴۷.




[۲۵۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۴۶؛ امام، استفتائات، ج۳، سؤالات متفرقه، س۱۷۴.




[۲۵۹]
.
امام، استفتائات، ج۳، احکام حجاب، س۲۷؛ سیستانى،  sistani.orgحجاب،
س۵؛ فاضل، جامع المسائل،ج۱، س۱۷۰۸؛ مکارم، استفتائات، ج۲، س ۱۵۳ و ۱۰۲۳؛
نورى، استفتائات، ج۲، س۶۷۹؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۱، س۹۰۷؛ صافى،
جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۹۴ و ۱۷۲۹؛ خامنه اى، استفتاء، س ۶۱۸ و دفتر: وحید و
بهجت.




[۲۶۰]
.
مکارم، استفتائات، ج۲، س۱۵۳ و ۱۵۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۷۲۹؛
سیستانى،  sistani.orgحجاب، س۵؛ امام، استفتائات،
ج۳، احکام حجاب، س۲۷؛ نورى، استفتائات، ج۱، س۴۸۵؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱،
س۱۷۰۸؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۳۶۴ و ۱۳۶۷؛ تبریزى، استفتائات،
س۱۵۹۰؛ دفتر: وحید و بهجت.




[۲۶۱]
.
امام، استفتائات، ج۱، لباس نمازگزار، س۳۴؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۵، س۱۲۴۸؛
مکارم، استفتائات، ج۲، س۱۵۴؛ سیستانى،  sistani.orgحجاب،
س۲؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س۱۷۱۲؛ همه مراجع، العروة الوثقى، ج۱، الستر،
الثانى و ۱۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۹۲؛ نورى، استفتائات، ج۲، س۶۸۲.




[۲۶۲]
.
امام، استفتائات، ج ۱، س ۴۲؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۷؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۱۴۰؛ تبریزى، استفتائات، س ۱۷۶؛ دفتر: سیستانى، بهجت،
صافى، نورى، مکارم و وحید.




[۲۶۳]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲۹۷؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۹۸؛ دفتر: خامنه اى.




[۲۶۴]
.
همان، م ۲۴۲؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۳؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸،
دفتر: خامنه اى.




[۲۶۵]
.
تبریزى، استفتائات، س ۱۵۲؛ سیستانى،  sistani.orgوضو؛
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۰۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۵؛
امام، استفتائات، ج ۱، وضو، س ۴۰؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س۹۱ و ۱۰۶؛
دفتر: نورى، وحید، مکارم و بهجت.




[۲۶۶]
.
تبریزى، استفتائات، س ۱۵۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۰۶؛ فاضل،
جامع المسائل، ج۱، س ۱۲۵ و ۱۲۷؛ امام، استفتائات، ج ۱ وضو، س ۴۲ و
۴۳خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س۱۰۴ و ۱۱۴ و ۱۴۰؛ مکارم، استفتائات، ج ۱،
س ۶۹؛ سیستانى،  sistani.orgوضو: دفتر: نورى، بهجت
و وحید.




[۲۶۷]
.
امام، تعلیقات على العروة، الستر، م۱ و استفتائات، ج۳، احکام حجاب، س ۳۶؛
خامنه اى، استفتاء، س ۵۴۳؛ فاضل، توضیح المسائل، م۷۹۶ و جامع المسائل، ج۱،
۱۷۰۷؛ دفتر: صافى، بهجت و وحید.




[۲۶۸]
.
سیستانى، تعلیقات على العروة، الستر، م۱.




[۲۶۹]
.
دفتر: امام و استفتائات، ج ۳، احکام حجاب، س۳۴.




[۲۷۰]
.
صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۳ و دفتر: بهجت و صافى.




[۲۷۱]
.
سیستانى،  sistani.orgزینت؛ مکارم، استفتائات، ج۲،
س۱۰۳۴ و ۱۵۱ و ج۱، س۸۰۲ و نورى، استفتائات، ج۱، س۴۹۱ و ۵۴۲ و ۵۰۰.




[۲۷۲]
.
خامنه اى، استفتاء، س ۴۷۷ و ۵۶۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س۱۷۰۷ و دفتر:
وحید.




[۲۷۳]
.
مکارم، استفتائات، ج۱، س۸۱۱؛ تبریزى، استفتائات، س۲۱۹۳؛ امام، استفتائات،
ج۱، س۵۰ لباس نمازگزار؛ سیستانى،  sistani.orgزینت،
س۳۳؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س۹۶۹؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س۴۴۳؛
صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۷۳۹؛ دفتر: وحید، بهجت، نورى.




[۲۷۴]
.
امام، استفتائات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۷۹؛ نورى، استفتائات، ج ۱، س ۴۹۲ و
۴۹۳؛ مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۷۵۰ و ۷۵۳؛ تبریزى، استفتائات، س ۱۰۸۹ و
۱۰۹۶؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۵۷ و ۹۵۵؛ سیستانى،  sistani.orgریش
تراشى، س ۱ و ۳؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س ۱۴۲۱ و ۱۴۱۶؛ دفتر: وحید.




[۲۷۵]
.
صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۴۰ و ۱۷۴۲؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م
۴.




[۲۷۶]
.
امام، استفتائات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۸۰؛ مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۷۵۳ و
ج ۱، س ۵۷۰؛تبریزى، استفتائات، س ۱۰۹۶؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۵۶ و
۹۶۰ و ۹۵۸؛ سیستانى،  sistani.orgریش تراشى، س ۱۴؛
دفتر: وحید، بهجت، نورى و صافى.




[۲۷۷]
.
خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س ۱۴۱۸؛ مکارم، استفتائات، ج ۲ س ۷۵۳؛
تبریزى، صراط النجاة، ج ۲، س ۹۰۵ و التعلیقه على منهاج الصاحین، م ۴۳؛
وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۴۶؛
دفتر: صافى، بهجت، وحید، فاضل و امام.




[۲۷۸]
.
امام، استفتائات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۸۴؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۴۳؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س ۱۴۱۳؛ سیستانى؛  sistani.orgریش
تراش، س ۱ و ۳؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۴۳؛ بهجت، توضیح المسائل،
متفرقه، س ۴؛ نورى، استفتائات، ج ۱، س ۴۹۲ و ۴۹۳ و فاضل، جامع المسائل، ج
۱، س ۹۵۷ و ۹۵۵.




[۲۷۹]
.
مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۷۵۱ و تبریزى، استفتائات، س ۱۰۸۷.




[۲۸۰]
.
العروة الوثقى، ج۱، الستر، الثانى.




[۲۸۱]
.
امام، استفتائات، ج۳، نظر، س۶۶؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۳۶۲؛
مکارم، استفتائات، ج۲، س۱۰۲۳ و دفتر: همه مراجع.




[۲۸۲]
.
خامنه اى، استفتاء، س ۶۶۷؛ مکارم، استفتائات، ج۱، س۷۹۷؛ تبریزى، استفتائات،
س۱۶۱۶؛ نورى، استفتائات، ج۱، س۱۰۳۳؛ دفتر: وحید، صافى، بهجت، امام و فاضل.




[۲۸۳]
.
همان.




[۲۸۴]
.
نورى، استفتائات، ج۱، س۴۹۰؛ فاضل، جامع المسائل، ج۲، س۱۳۲۸؛ صافى،
جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۲؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۲۲۰؛ تبریزى،
استفتائات، س۱۵۹۰ و ۱۵۸۶؛ سیستانى،  sistani.orgزینت،
س۲۸؛ امام، استفتائات، ج۲، احکام حجاب، س۳۲؛ دفتر: بهجت.




[۲۸۵]
.
استفتائات، ج۱، س۸۰۱.




[۲۸۶]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹؛ مکارم، استفتائات، ج ۳، س ۱۲۶؛ نورى،
توضیح المسائل، م ۳۲۰خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۶۴.




[۲۸۷]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹ و وحید، توضیح المسائل، م ۳۲۵.




[۲۸۸]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۴۴۴؛ تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین،
ج۱، الخامس و م۳۱؛ امام، نورى، فاضل، تعلیقات على العروة، لباس المصلى،
م۲۴؛ بهجت، وسیله النجاة، ج۱، م۶۳۹؛ صافى، هدایه العباد، ج۱، م۶۷۸.




[۲۸۹]
.
دفتر: مکارم.




[۲۹۰]
.
توضیح المسائل مراجع، م۸۳۲؛ نورى، توضیح المسائل، م۸۳۳؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س۴۴۴؛ وحید، توضیح المسائل، م۸۳۸.




[۲۹۱]
.
تبریزى، استفتائات، س۲۱۹۴؛ نورى، استفتائات، ج۲، س۵۱۷؛ امام، استفتائات،
ج۱، لباس نمازگزار، س۵۲؛ سیستانى،  sistani.orgزینت،
س۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۷۳۷؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۴۴۳؛
دفتر: بهجت، وحید.




[۲۹۲]
.
مکارم، استفتائات، ج۱، س۸۱۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س۹۶۹.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

maryammr25...
خیلى عالى بود ممنون

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.