آرزوی مرگ حضرت زهرا س ۱۳۹۲/۱/۱۵ - ۵۲۶ بازدید

آیا در روایات آمده است که حضرت زهرا آرزوی مرگ فرمودند؟ آیا این کار با این آموزه که آرزوی مرگ نکنید، ناسازگار نیست؟
پاسخ سوال شما را باید در دو مرحله ارائه نمود مرحله اول:
محدث اربلی، از علمای ارجمند قرن هفتم و صاحب «کشف الغمه فی معرفة الأئمه» در مورد آرزوی مرگ، در دل و جان دختر گرامی و با فضیلت پیامبر عالیقدر اسلام، بیانی دارند که شمه ای از آن گفتار به اختصار بیان می شود[۱] ؛ وی می گوید:
«طبیعت بشر بر حب ذات و علاقه به ادام ۀ حیات خویش نهاده شده است. عموما بشر از مرگ گریزان و عاشق و علاقمند حیات و زندگی خویش است.
انبیای الهی هم با آن همه عظمت و جلالت قدر و فضیلت، باز از این قاعده مستثنی نیستند، و در این علاقه با عموم مردم شریک و یکسان اند. داستان حضرت آدم (علیه السلام) با آن همه طول عمر و مدت زندگی اش باز هم آرزوی حیات و ادامه ی زندگی را داشت و همیشه از خداوند متعال آرزوی عمر طولانی و زندگی بیشتر می کرد، خود گواهی بر این حقیقت است.
حضرت نوح (علیه السلام) که از لحاظ سن و سال در حدی بود که به تصریح قرآن مجید، تنها ۹۵۰ سال در میان قوم خود به دعوت مردم و تبلیغ راه حق و توحید مشغول بود، وقتی اجلش فرارسید هنوز از زندگی سیر نبود. زیرا چون در لحظات آخر از او پرسیدند که دنیا را چگونه یافتی؟ پاسخ داد: «دنیا را خانه ای دیدم دارای دو در، که از یک در به اندرون آیند و از در دیگر بیرون روند»[۲] و مفهوم این جمله«شاید»، شدت علاقه به حیات و دشواری جدایی از دنیا را در نظر آن پیغمبر کهن سال و منادی توحید نشان می دهد.
و یا حضرت ابراهیم (علیه السلام) از حقتعالی خواسته بود که تا او خودش آرزوی مرگ نکرده است، او را از دنیا نبرد.
و یا حضرت موسی (علیه السلام) در مفارقت از دنیا و به هنگام فرارسیدن آخرین لحظات عمر، با ملک الموت محاجه و گفتگو داشت و دل از دنیا نمی برید.
آری اینها، فقط شمه ای از احوال انبیای عظام بود که با وجود علو درجه و رفعت شأن و عظمت مقام، به ترک حیات و قطع زندگی رغبت نداشتند...
ولی فاطمه ی زهرا (علیها السلام) با آن سن و سال اندک و در عنفوان جوانی، چنان با شور و شوق در انتظار مفارقت از دنیا و ترک حیات بود که دریافت خبر رحلت خویش از پدرش را جشن و سرور تلقی می کرد، و بسیار خوشحال و شادمان بود که زودتر بر پدر بزرگوارش نزول خواهند کرد. و این امر، یکی از اسرار عظمت روحی و معنوی اهل بیت (علیهم السلام) است که در آنان به ودیعت نهاده شده، و امری است که تنها به آنان اختصاص دارد».[۳]
همین معنی را فاطمه (علیها السلام) خود نیز ضمن همان خطبه ی شورانگیزی که در مسجد مدینه و در حضور جمع کثیری از مردم ایراد کرد، بیان فرموده است. بدین صورت که حضرتش در آن گفتار کوبنده و پرشور، پیرامون رحلت پدر بزرگوار خود می گوید:
«خداوند او را با رحمت و رأفت خویش به سوی جوار خود قبض روح فرمود، و از مشقت و رنج و درد این دنیاو تحمل وزر و بال آن آسوده ساخت و مشمول رضوان و خشنودی خود نمود».
این جملات عمیق، خود می تواند بازگوکننده دیدگاه کلی و عمومی زهرا (علیها السلام) نسبت به مرگ و انتقال از این جهان باشد. در واقع این سخنان پرمعنی، نگرش و جهان بینی زهرای اطهر (علیها السلام) را ترسیم می کند و نشان می دهد که در نظر او، رخت بربستن از این جهان و شتافتن به سوی باقی، عالی ترین راه رهایی از مشقات دنیا و رسیدن به جوار رحمت و رأفت حق است. لذا کسی که چنین دیدگاهی نسبت به مرگ دارد، طبیعی است که در مورد مرگ خود نیز از همین دیدگاه به مسأله می نگرد. آنچه از بیان زهرا (علیها السلام) در مورد رحلت پدر بزرگوارش استفاده می شود، در حقیقت تأییدی استوار، بر همان عامل روحی و معنوی در نهاد اوست که باعث می شود تا از شنیدن خبر رحلت خود نیز شادمان گردد.[۴]
مرحله دوم:
آرزوی مرگ نشانه اوج ظلم به اهل بیت«علیهم السلام» و انحراف از جاده حق است:
در روایت وارد است هنگامی که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) با تمام توان در دفاع از ولایت امیرالمؤمنین و حکومت اسلامی برآمد در این مسیر به مصیبتها و ناگواریهای گوناگون گرفتار شد. پس از آنکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را از حکومت کنار دید و حادثه ی غدیر را فراموش شده امت وقت دید و آن هنگام که فدک و حقوق اقتصادی خود را در دستان نامردان نااهل دید و در دفاع از حقوق خود ناامید گشت و پس از آنکه حریم و حرمت اهل بیت را توسط هتاکان منافق محل امنی نیافت، و آنگاه که حتی مردم را از صدای گریه های خود دلتنگ دید دست به دعا برداشت و آرزوی ملاقات با خدا و رسول خدا را نمود.
چنانچه درباره شکوه ها و غمهای جانکاه حضرت زهرا (علیهاالسلام) پیامبر گرامی اسلام به اصحاب خویش خبر داده و فرمود:دخترم آنچنان در امواج بلاها و مصیبتها، غمناک و نگران می شود که دست به دعا برداشته، از خدا آرزوی مرگ و شهادت کند، می گوید:
«یا رب انی قد سئمت الحیاة و تبرمت باهل الدنیا فالحقنی بأبی الهی عجل وفاتی سریعا».[۵] پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام و از دنیازدگان، بلاها و مصیبتهای ناگوار دیده ام، خدایا مرا به پدرم رسول خدا متصل گردان و مرگ مرا زود برسان.
پی نوشت ها:
[۱] . هرچند برخی از موارد قابل تامل است.
[۲] . بحارالانوار،ج۶۸،ص۳۲۶؛« وقال نوح ( علیه السلام ) : وجدت الدنیا کبیت له بابان : دخلت من أحدهما وخرجت من الاخر».
[۳] . کشف الغمه، ج ۲، ص ۸۲.«فی فضائل فاطمة علیها السلام»
[۴] . بحار الأنوار،ج ۲۹،۲۲۲«ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِیَارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ إِیْثَارٍ بمحمد فَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ فِی رَاحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِکَةِ الْأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِ الْغَفَّار».
[۵] . العوالم، ج ۱۱، ص ۴۸۷؛ احقاق الحق، ج ۱۹، ص ۱۶۰؛در نقل دیگر آمده است:«ثم یبتدى بها الوجع ، فتمرض فیبعث الله عز وجل إلیها مریم بنت عمران تمرضها وتؤنسها فی علتها ، فتقول عند ذلک : یا رب إنی قد سئمت الحیاة ، و تبرمت بأهل الدنیا فألحقنی بأبی ، فیلحقها الله عز وجل بی فتکون أول من یلحقنی من أهل بیتی ، فتقدم على محزونة مکروبة مغمومة مغصوبة مقتولة ، فأقول عند ذلک اللهم العن من ظلمها ، وعاقب من غصبها ، وذلل من أذلها ، وخلد فی نارک من ضرب جنبیها ، حتى ألقت ولدها فتقول الملائکة عند ذلک آمین» امالی صدوق،ص۱۷۶؛بحار الانوار ،ج۲۸ص۳۹.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.