آزادی بیان اخلاق اجتماعی ۱۳۹۵/۲/۱۸ - ۳۳۶ بازدید


آیا آزادی بیان و عقیده موجب تقویت اخلاق اجتماعی میشود؟

با سلام و احترام و تشکر از مکاتبه شما با این مرکز
پرسشگر ارجمند باید توجه داشت که واژه آزادی، بسته به این که در چه حوزه­ای مورد استفاده قرار بگیرد دارای معنایی خاص خواهد بود و عدم توجه به این مطلب و مشخص نکردن اصطلاح مورد نظر، باعث خلط در مبحث آزادی عقیده و روشن نبودن زوایای بحث خواهد شد. لذا باید منظور خود از آزادی را در مبحث آزادی عقیده روشن کنیم. برخی از معانی اصطلاحی آزادی از این قرار است؛
۱. آزادی فلسفی: این نوع آزادی به معنای اختیار و در برابر جبر است.
۲. آزادی اخلاقی: به معنای رهایی عقل از سلطه غرایز و شهوات، و یا به معنای آزاد منشی و داشتن اخلاق آزاد مردان است.
۳. آزادی عرفانی: این نوع آزادی به معنای وارستگی از هر چیزی جز خداوند است.
۴. آزادی حقوقی: در این معنا از آزادی، بحث از این است که آیا هیئت حاکم یا قانون و اجرا کننده آن می­تواند برای افراد جامعه محدودیت ایجاد بکند یا نه؟ و اگر می­تواند، تا چه حد این اختیار را دارد تا افراد را به مراعات مقرراتی در روابط اجتماعی خود موظف کند؟ یا آنها را به انجام اوامر و خواست­های دولت متعهد سازد؟
آزادی بیان و عقیده در صورتی موحب تقویت اخلاق اجتماعی می شود که بایدها و نبایدهای اخلاق اسلامی و رفتار اجتماعی مورد تاکید دین مقدس اسلام در آن رعایت شود. اساسا در اسلام اصل بر آزادی - از جمله آزادی ابراز عقیده - است مگر دلیلی، خلاف آن را اثبات کند. حدود آزادی ابراز عقیده در مجامع علمی با مجامع عمومی متفاوت است.
الف) در مجامع علمی، در چارچوب ضوابط علمی (عرف رایج اهل علم) ابراز عقیده آزاد است و هیچ منع دینی ندارد. به این معنا که ابراز عقیده غیراسلامی و نقد آرای اسلامی در مجامع علمی و در حضور عالمان دین آزاد است. این آزادی ابراز عقیده در مجامع علمی حاکی از قوت، متانت و استحکام اندیشه اسلامی در مواجهه با دیگر آرا و اندیشه هاست. در مجامع علمی تنها محدودیت آزادی ابراز عقیده، ضوابط علمی است.
ب) در مجامع عمومی، ابراز عقیده آزاد است با رعایت قیودی. دو قید ابراز عقیده در مجامع عمومی عبارتند از:
۱ـ عدم ترویج، تبلیغ و اشاعه آرای منافی اسلام.
۲ـ عدم تمسخر و تحریف آرای اسلامی.
واضح است که قیود یاد شده متناسب با میزان بلوغ جوامع دینی از سوی عالمان بصیر دین در شرایط خاص زمانی و مکانی تعیین می شوند. ابراز عقاید مغایر (نه منافی) اسلام - بدون تبلیغ و تمسخر و تحریف - با رعایت ضوابط در جامعه اسلامی آزاد است؛ به عنوان مثال اهل کتاب همواره در ابراز عقاید خود در جوامع اسلامی آزاد بوده اند.
انسان همان گونه که از نظر اجتماعی ممکن است اسیر قدرت مندان و زورگویان باشد و در زندان مستبدان نتواند اندیشه خود را شکوفا کند، سخن حق را بگوید یا اراده خود را اعمال کند، ممکن است اسیر شهوت، خشم، آز و کینه درونی هم باشد. در حالی که، آزادی های اجتماعی، انسان را از دیگران رهایی می بخشد و او رابه اختیار کامل می رساند و موانع رشد و تکامل بیرونی را از سر راه او بر می دارد، آزادی درونی هم موانع درونی همان هدف را برطرف می کند. فیلسوفان و اندیشمندان اجتماعی، عموما به آزادی اجتماعی و آزادی بیرونی اهمیت داده اند و از آزادی انسان از بند قدرت های درونی کمتر سخن گفته اند. صاحب نظران غربی نیز همواره بر آزادی انسان از موانع بیرونی تأکیدکرده اند، در حالی که اگر آزادی درونی نباشد، آزادی بیرونی هم به معنای صحیح و کامل آن هیچ گاه تحقق نخواهد یافت. شهید مرتضی مطهری دراین باره می نویسد:
آزادی اجتماعی، بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست. درد امروز جامعه بشری از آن جهت است که بدون آزادی معنوی، به سراغ آزادی اجتماعی می رود. تا آزادی معنوی را در جامعه کمال ندهیم، آزادی اجتماعی تضمین بخش نیست. آزادی معنوی تنها از طریق نبوت انبیا، دین، ایمان و ارزش های اخلاقی حاصل می گردد. انبیا معتقد به هر دو آزادی بودند. این جمله قرآن شریف در سوره آل عمران آیه ۶۶ که می فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضًا أَرْبابًا مِنْ دُونِ اللّهِ؛ بگو ای اهل کتاب بیایید بر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد»، ناظر به هر دو جهت است؛ زیرا اول، پرستش خدای یگانه را مطرح می سازد و دوم، قبول نکردن اربابی و آقایی هر کس جز خدا را تأکید می کند.
بنابراین، آزادی بیان در حقیقت زیر مجموعه آزادی اجتماعی و سیاسی است. این آزادی در اسلام ارزش ها و مبانی خاصی دارد، که ساختار آن را روشن می سازد. مقام معظم رهبری می گویند:
«همین آزادی اجتماعی که این قدر در اسلام ارزش دارد، اگر در خدمت ضایع کردن فراورده های ارزشمند معنوی یا مادی یک ملت به کار گرفته شود مضر است... ارزشها و حقایق ثابت مسلم این آزادی را محدود می کند.»
در مقابل، روسو متفکر فرانسوی می گوید:
همه افراد بشر مساوی آفریده شده اند... کسی که از آزادی صرف نظر کند از مقام آدمیت، از حقوق و حتی از وظایف بشری صرف نظر نموده و هیچ چیزی نمی تواند این خسارت را جبران نماید... طبیعت، انسان را آزاد آفریده، ولی جامعه او را بنده گردانیده است. طبیعت، انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او را بدبخت و بیچاره نموده است.
اما آزادی اجتماعی و آزادی که در ارتباط با جامعه است، طبعاً رعایت حقوق دیگران نسبت به این ازادی مطرح است. این آزادی نامحدود است تا آنجایی که به دیگران آسیب نرساند. به همین دلیل آزادی انسان‌ها در اجتماع، حقوق یک‌طرفی نیست، بلکه طرفینی است. عمل فرد نباید خلاف سنت حسنه و حقوق دیگران باشد.
با توجه به متن و مطالب فوق، روشن می‌شود که چه‌قدر پیوستگی و ارتباط تنگاتنگ بین اخلاق و آزادی انسان وجود دارد. آزادی چه فردی که موهبت الهی است و چه آزادی اجتماعی، هر دو با اخلاق انسانی و اسلامی پیوند ناگسستنی دارند. همان‌طوری که اخلاق قرآنی به انسان اجازه نمی‌دهد حقوق دیگران و حقوق جامعه را پایمال کند آزادی فردی هم حق انسان است و انسان را در میدان آزادی اجتماعی وادار می‌کند که به حقوق انسانی و اجتماعی احترام بگذارد.
بنابراین «آزادی» حتی در جوامع لیبرالیستی، هم محدود است و به معنای افسارگسیختگی نیامده است. لیبراترین افراد هم در یک جایی به اخلاق انسانی احترام می‌گذارند و قائل به خط قرمز در زندگی اجتماعی هستند. اخلاق و آزادی، برادر مهربان یک‌دیگر هستند و هیچ وقت از هم‌دیگر فاصله نمی‌گیرند. رعایت ظرافت‌های اخلاقی در صورتی ارزشمند است که از انسان آزاد سر زند؛ مثلاً انفاق کردن، صدقه دادن، قرض‌ الحسنه و... در صورتی پسندیده است که از روی اختیار و آزادی صورت پذیرد، نه از روی اجبار و تهدید. آزادی انسانی هم در صورتی پسندیده و نیکو است که در محدوده اخلاقی باشد و حقوق همگان رعایت شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.