آزادی- انتقاد- قطع برنامه - آزادی در غرب ۱۳۹۹/۰۱/۲۰ - ۲۰۰ بازدید

سلام.ما و شما که انقدر از عدالت و.. حرف میزنیم و مدام کشورهای غربی رو هدف حملات خودمون قرار میدیم که ازادی بیان در کشور اونها وجود نداره.چرا دقیقا توی کشور خودمون مدام با سانسور مواجه میشیم،سانسور حرف ها،ادمها،چرا وقتی یه شخصی در مورد مساله ای انتقاد میکنه وسط صحبتهاش برنامش قطع میشه.چرا حتما همه باید از شرایط جامعه و جو حاکم بر اون تعریف کنن و در غیر اینصورت توبیخ میشن.این دیگه چیزی نیست که من بدونم و شما ندونید.

۱.در کشور ما، شاهد نقدهای تند و صریح در رسانه ها و مطبوعات و برنامه های رسانه ملی نسبت به مسائل مختلف کشور و عملکرد مسئولان بوده و هستیم، اما این دلیل نمی شود که به اسم آزادی انتقاد و با سوء استفاده از آزادی، در شرایطی که رسانه های معاند و وابسته به نظام سلطه شدیدترین تبلیغات منفی را علیه نظام را دنبال می کنند، ادعاهای بدون مدرک و مستند را مطرح نموده و اذهان عمومی را دچار اضطراب و تشویش نماییم. آیا بهتر نبود، ابتدا در مورد این اظهارات ، قدری تأمل و تحقیق می شد، بعد در یک برنامه عمومی مطرح می شد. وقتی مهمان یک برنامه، در یک برنامه زنده اصرار بر طرح ادعاها و اتهامات بدون مدرک دارند، چاره ای جز قطع برنامه باقی می گذارد؟ گرچه مناسب تر این بود که به جای قطع برنامه در همان برنامه با مسئولان وزارت بهداشت تماس برقرار می شد و پاسخ سؤالهای مهمان برنامه داده می شد تا هر گونه ابهامی در این خصوص برطرف گردد . در عین حال پس از این برنامه ، در برنامه ای دیگر آقای دکتر ملک زاده به پرسش های مطرح شده توسط بازیگر مهمان برنامه، پاسخ داد و وزیر بهداشت نیز به وی نامه نوشت و به سوالاتش پاسخ داد. پس از این اتفاقات وی با انتشار یک ویدئو از همه مردم به ویژه کادر پزشکی که در خطر مقدم مبارزه با کرونا هستند عذرخواهی کرد.
(www.yjc.ir/fa/news/۷۲۸۷۸۴۹)
کسی مدعی نیست که وضعیت جامعه، وضعیت مناسب و بدون اشکالی است، به یقین نقاط ضعف و کاستیهایی در حوزه های مختلف وجود دارد و نقدهایی به آن وارد است، اما مرز میان انتقاد سازنده و تخریب و اتهام زنی باید مشخص شود و به بهانه آزادی و انتقاد نمی توان اجازه تخریب و تضعیف به افراد داد.
۲. آزادی در همه نظام های سیاسی ، آزادی مشروط و محدود به حدود مشخصی است زیرا آزادی مطلق به هرج و مرج و اختلال نظم اجتماعی می انجامد ، بنابر این، در محدود بودن و مشروط بودن آزادی هیچ تردیدی وجود دارد و حدود آزادی در هر جامعه ای بر اساس مبانی و اصول فرهنگی و ارزشی حاکم بر آن جامعه ترسیم می گردد . جریان رسانه ای و تبلیغاتی غرب چنین القاء می کند که در غرب آزادی در حد کامل وجود دارد و غربی ها می توانند حتی علیه مسئولین مملکتی خود صحبت کنند و یا علیه سیستم سیاسی کشور خود فیلم بسازند ، درحالی که در کشورهای ما چنین امکانی وجود ندارد و از این موارد نتیجه گیری می شود که در آنجا آزادی حاکم است و در کشورهای ما چنین آزادی وجود ندارد این درحالی است که اولاً؛ در تدوین و ایجاد این قبیل برنامه ها به ویژه در زمینه تهیه فیلم های حاکی از انتقاد به نظام حاکم بر کشور انگیزه هایی وجود دارد که نیات خیر خواهانه و واقع نگرانه طراحان را زیر سوال می برد از جمله این انگیزه ها می توان به امور زیر اشاره کرد :
بازسازی چهره غرب در اذهان جهانیان این مساله به ویژه در زمینه فیلم هایی که در غرب و در انتقاد به سیاستهای این کشور ساخته میشود حائز اهمیت می باشد همچون فیلم هایی که در دهه ۸۰ میلادی در انتقاد از جنگ ویتنام در این کشور ساخته شد در حالی که ساخت این فیلم ها در دوران جنگ ویتنام ممنوع بود و در دهه ۸۰ نیز صرفا برای بازسازی چهره جنگ طلبانه و خشونت بار ناشی از جنایات آمریکا در غرب چنین فیلمهایی ساخته شد که عملا فایده ای هم نداشت چرا که صرفا بر بازنمایی برخی حقایق مربوط به جنایات آمریکا در ویتنام اشاره می کرد بدون اینکه بر لزوم محاکمه عاملان جنگ و جلوگیری از تکرار دوباره آن تاکیدی داشته باشد. این درحالی بود که در دوران جنگ ویتنام که هر گونه مخالفت با جنگ با سیاسیتهای کاخ سفید در تعارض بود هر گونه انتقادی از سوی دولتمردان آمریکا ممنوع بود و پلیس با هر گونه مخالفتی به شدید ترین وجهی بر خورد می کرد که جریان کشتار دانشجویان دانشگاه کنت استیت آمریکا توسط پلیس در ماه مه ۱۹۷۰از جمله شدیدترین وخشونت بار ترین این برخوردها بود که همواره تلاش شده است تا با بازسازی چهره آمریکا از طریق این فیلم ها چنین صحنه هایی به فراموشی سپرده شود و یا چنین القا شود که تاریخ این قبیل اقدامات تمام شده است .
القای وجود آزادی کامل در غرب به مخاطبان ساده اندیش وغافل در جهان سوم در باره این که غربی ها تا جایی آزادند که می توانند حتی به نظام سیاسی این کشور انتقاد کنند و یا یا مسئولین عالی رتبه نظام را به زیر تیغ نقد خود بکشانند و این درحالی است که این قبیل اقدامات نمایشی تنها تا جایی مجاز است که در راستای منافع آنان باشد وگر نه آنجا که منافع آنان به خطر بیفتد بیرحمانه جلوی هر گونه انتقادی گرفته می شود و با عاملان و مسببان برخورد جدی می شود به عنوان مثال در اخبار بارها درباره دستگیر و زندانی شدن افراد معترض به سخنرانی مقامات و مسئولین مختلف کشورهای غربی سخن به میان آمده است.
وجود برخی رقابت های درون گروهی در جامعه غربی میان بخشهای مختلف به گونه ای که بر اساس این رقابتها گاه برخی واقعیات افشا می شود.
این درحالی است که وجود واقعیات فراوانی از نقض حقوق و آزادیهای اولیه غربی ها حاکی از فقدان آزادی در بزرگترین کشور های مدعی آزادی می باشد که نمونه های آن را در ذیل اشاره کرده و آنگاه شما را به قضاوت در باره وجود یا عدم وجود آزادی در کشورهای غربی فرا می خوانیم :
آزادی بیان : در حال حاضر در غرب هر گونه اهانت به مقدسات آزاد است و با بهانه دفاع از آزادی بیان از آن دفاع هم صورت می گیرد در حالی که هر گونه انتقادی از صهیونیستها و حتی هر گونه تحقیقی درباره واقعیت داشتن یا عدم واقعیت ماجرای هولوکاست که بنیان تشکیل رژیم صهیونیستی می باشد ممنوع می باشد و دراین راه افرادی همچون روژه گارودی به محاکمه کشیده شدند .اقدامات غربی ها حتی تا جایی پیش رفت که در جریان برگزاری کنفرانس هولوکاست در تهران دولت های غربی تهدید کردند کسانی که در این کنفرانس شرکت کنند دستگیر و ومحاکمه خواهندشد.
آزادی پوشش : در حال حاضر هیچ گونه محدودیتی برای نوع پوشش به ویژه پوشش های مغایر با شئونات انسانی در جوامع غربی وجود ندارد این درحالی است که در کشورهای مختلف غربی که داعیه آزادی دارند طرحهایی به تصویب رسیده است که حجاب زنان مسلمان را ممنوع کرده است بر همین اساس ورود زنان محجبه در کشوری که بزرگترین داعیه دار حقوق فردی و آزادی می باشد یعنی فرانسه به دانشگاهها و مدارس ممنوع است.
آزادی های فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی : با وجود اینکه کشورهای غربی بزرگترین داعیه داران حقوق شهروندی در جهان هستند اما امروزه و به بهانه های مختلف حقوق شهروندی و آزادیهای فردی در این کشورها نقض می شود به عنوان مثال بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ پارلمان بریتانیا قانون ضدتروریسم را تصویب نمودکه در فصل ۴ این قانون آیینی برای بازداشت مظنونان تروریست غیرانگلیسی، بدون اینکه حکم محکومیتی علیه آنها صادر شده باشد یا در واقع اتهاماتی علیه آنها مطرح شده باشد، در نظر گرفته شده است و به این بهانه دهها شهروند که عمدتا مسلمان بودند در بازداشتگاهها ماهها زندانی شدند و یا همانگونه که خبرگزاری شین هوا در گزارشی درباره نقض حقوق بشر در آمریکا آورده است : دولت آمریکا، با آنکه ادعای دفاع از آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی اینترنتی را سر می‌دهد، هنگامی که پای منافع و نیازهای خودش در میان باشد، بی پروا حق آزادی شهروندانش را کنترل و آنها را محدود می‌کند. حق آزادی شهروندان آمریکایی به دستیابی و توزیع اطلاعات تحت نظارت شدید قرار دارد. طبق گزارش رسانه‌ها، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) از سال ۲۰۰۱ در سراسر این کشور تجهیزات استراق سمع نصب کرده تا تماس‌ها، فکس‌ها و ایمیل‌های شهروندان آمریکایی را کنترل کند و به ارتباط‌های داخلی این کشور دسترسی داشته باشد. این برنامه‌های شنود در ابتدا شهروندان عرب-آمریکایی را هدف قرار می‌داد ولی با گذشت مدت کوتاهی در مورد همه شهروندان آمریکایی اعمال شد. سازمان امنیت ملی بیش از ۲۵ پایگاه شنود در شهرهای سن خوزه، سن دیه‌گو، سیاتل، لس‌آنجلس، شیکاگو و سایر شهرهای آمریکا دایر کرده است. که همه این امور با اولیه ترین حقوق شهروندی و آزادیهای فردی مغایرت دارد .
آزادی در مشارکت سیاسی : در واقع کشورهای غربی علیرغم ادعاهای خود درباره دمکراسی و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن نظام بسته سیاسی را در کشورهای خود ایجاد نموده اند که هیچ گونه امکانی برای وارد شدن افراد خارج از حلقه بسته سیاسی در سیستم سیاسی این کشور را فراهم نمی کند به همین دلیل می توان ادعا نمود غربیها هیچ گونه آزادی در مشارکت سیاسی و حاکمیت سیاسی کشورشان ندارند .
آزادی مذهبی : علیرغم اینکه کشورهای غربی کشورهای دیگر دنیا به ویژه ایران را به نقض آزادی مذهبی متهم می کنند در این کشور ها روز به روز آزادی های مذهبی محدود تر می شود این کشورها از سویی با ایجاد پروژه اسلام هراسی تلاش می کنند تا با ایجاد ناامنی برای زندگی مسلمانان از گرایش دیگران به دین اسلام جلوگیری کرده و مسلمانان را هم در فشار برای ترک اعتقادات خود قرار دهند و از طرفی دیگر زمینه را برای زندگی مسلمانان و حفظ اعتقاداتشان سخت تر نمایند که نمونه آن مبارزه با حجاب اسلامی ویا اقدام دولت سوئیس در برگزاری رفراندوم خنده دار جهت بر پا کردن مناره در این کشور مشاهده می نماییم .
آزادی اقتصادی : در کشورهای غربی باتوجه به مبانی اقتصادی این کشورها که بر اساس لیبرالیسم بنیان نهاده شده است اصل بر آزادی تجارت با هر کس و به هر شکل ممکن است به گونه ای که تجارت سلاح به ویژه به کشورهایی مثل رژیم صهیونیستی بر اساس اصل تجارت بازار آزاد توجیه می شود اما دولتهای این کشور ها با اعمال تحریم ها بر علیه شرکت هایی که به نوعی با جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای مغایر با منافع غرب وارد تجارت می شوند آزادی اقتصادی آنان را زیر سوال می برند و در واقع تیشه به ریشه های ایدئولوژی اقتصادی خود می زنند .
آزادی سیاسی : اگر چه کشورهای غربی خود را بزرگترین مدافعان حقوق ملتها می دانند اما این دفاع تا جایی است که حقوق ملتها با منافع آنان در تضاد نباشد وگر نه هیچ گونه حرمتی برای حقوق ملتها در تعیین سرنوشت خویش قائل نیستند نمونه این امر مخالفت این کشورها با نتایج انتخاباتهایی است که در کشورهای مختلف باعث روی کار آمدن مخالفین غرب می شود از جمله بر علیه جمهوری اسلامی ایران که بزرگترین در صد شرکت کنندگان در انتخابات ها را داشته و کم حضور ترین انتخابات آن از پر حضورترین انتخاباتهای غربی پرشکوهتر بوده است توطئه می کند و یا انتخابات فلسطین که در آن گروه حماس به پیروزی رسید را به رسمیت نمی شناسد.
بنابر این درباره آزادی، تعارضی در ادعا و عمل در غرب وجود دارد که از سویی بر آزادی های گسترده تاکید می کنند و از سویی عمل آنان خلاف این امر را اثبات می کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.