آسیب شناسی نرم افزار انقلاب اسلامی ۱۳۹۱/۱۱/۶

انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک موجود زنده و به عنوان یک جریان بالنده و پویا در معرض انواع تهدیدات و آسیب ها قرار دارد و تاریخ سه دهه گذشته نشان از این واقعیت دارد که انقلاب، هم از درون در معرض آسیب بوده و هم از ناحیه دشمنان خارجی و نظام سلطه در معرض انواع تهدیدات قرار داشته و دارد. هیچ انقلابی از این اصل مستثنی نبوده و تاریخ بیان کننده آسیب ها و تهدیدات انقلاب های معاصر است.
20130113202917t200-88.jpgانقلاب اسلامی ایران به مثابه یک موجود زنده و به عنوان یک جریان بالنده و پویا در معرض انواع تهدیدات و آسیب ها قرار دارد و تاریخ سه دهه گذشته نشان از این واقعیت دارد که انقلاب، هم از درون در معرض آسیب بوده و هم از ناحیه دشمنان خارجی و نظام سلطه در معرض انواع تهدیدات قرار داشته و دارد. هیچ انقلابی از این اصل مستثنی نبوده و تاریخ بیان کننده آسیب ها و تهدیدات انقلاب های معاصر است.

شاید در بدو امر، انتخاب عنوان قدری مبهم و تعجب آور باشد. اما با لختی درنگ و با ورود به محتوای بحث روشن خواهد شد که انتخاب عنوان مذکور با هدفی مشخص و همراه با آگاهی و جهت گیری راهبردی همراه بوده است. واقعیت این است که انقلاب اسلامی یکی از اعجاب انگیزترین حوادث و پدیده های واپسین دهه های هزاره دوم میلادی در سال ۱۹۷۹ میلادی بود، انقلابی که با تکیه بر جهان بینی توحیدی، دو جهان بینی لیبرالیستی و ماتریالیستی را به چالش کشید و با طرد دو نظام لیبرال دموکراسی و سوسیالیستی و به هم زدن نظام دو قطبی حاکم بر بافت سیاسی جهان، راه و الگوی دیگری از حکومت و نظام سیاسی را فراروی بشریت قرار داد.انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر اصول و مبانی دینی و آرمان های الهی چهره اصیل دین و مکتب توحیدی اسلام را به جهانیان معرفی کرد و با کشیدن خط بطلان بر شعار (افیونی بودن دین) بنیانگذار مارکسیسم، قدرت الهی دین را در ایجاد انگیزه وتحرک در جامعه و نقش آن را به عنوان بزرگ ترین عامل انقلاب به رخ جهانیان کشید.

انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر اصل استکبارستیزی با تمام قدرت در برابر نظام سلطه و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا ایستاد و قدرت های استکبار را به چالش کشید و زمینه ساز تزلزل در اردوگاه کفر و استکبار و ضعف و سستی در قدرت هژمونی آمریکا گردید. انقلاب اسلامی ایران با الگوگیری از حکومت پیامبر اعظم(ص) و تکیه بر اصول حاکم بر گفتمان نبوی و علوی پس از قرن ها که حتی تصور حاکمیت دینی بر ذهن برخی از بزرگان متقدم دور از انتظار بود، توانست نظامی متکی بر اسلام را بنا نهاده و زمینه عملیاتی سازی بعثت و اجرای احکام الهی را فراهم کند؛ نظامی که با دستاوردها و تحولات شگفت انگیز خود در عرصه های داخلی، منطقه ای و بین المللی حیرت و تعجب جهانیان را برانگیخت و توانست اسباب تکریم و تمجید بشریت و انسان های آزاده و منصف را در برابر مکتب حیاتبخش اسلام و رهبری مقتدر و هوشمند ایران فراهم کند.



ضرورت آسیب شناسی انقلاب

انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک موجود زنده و به عنوان یک جریان بالنده و پویا در معرض انواع تهدیدات و آسیب ها قرار دارد و تاریخ سه دهه گذشته نشان از این واقعیت دارد که انقلاب، هم از درون در معرض آسیب بوده و هم از ناحیه دشمنان خارجی و نظام سلطه در معرض انواع تهدیدات قرار داشته و دارد. هیچ انقلابی از این اصل مستثنی نبوده و تاریخ بیان کننده آسیب ها و تهدیدات انقلاب های معاصر است.آسیب یابی و تهدیدشناسی انقلاب تضمین کننده اصالت محتوا و ارکان و صیانت آن در مسیر حرکت آن است و غفلت از این امر به منزله انحراف در مسیر حرکت انقلاب و خروج از چارچوب اصلی آن خواهد بود. همانطور که بنی اسرائیل در برهه ای از تاریخ درخشیدند و انقلاب الهی را با رهبری حضرت موسی(ع) شکل دادند و مدال « فضلتکم علی العالمین» را دریافت کردند، اما به علت غفلت از آسیب ها آنچنان در ورطه انحراف قرار گرفتند که مدال حاکمیت الهی از آنها گرفته شد و به تعبیر حضرت علی(ع) در خطبه قاصعه خداوند لباس کرامتش را از تن بنی اسرائیل درآورد. همین طور امت پیامبر اعظم(ص) به جهت پایداری بر اصول، به درخشش حیرت آوری دست یافتند و تمدن بزرگی را پایه گذاری کردند، اما پس از یک دهه به علت عدم توجه به آسیب های اساسی از مسیر اصلی خارج شدند و حکومت الهی نبوی به حکومت سلطنتی ضد دینی اموی تبدیل گردید.



نکته حائز اهمیت در مقوله آسیب شناسی، قرارنگرفتن در دام و تورآسیب های سطحی و مقطعی و عنایت ویژه به آسیب اساسی و زیربنایی و تفکیک بین آسیب های زیربنایی و روبنایی و پی جویی راهبردها و راه کارهای مقابله است. توجه به آسیب های زیربنایی مدتی است ذهن اینجانب را به خود مشغول کرده و روی این موضوع بررسی هایی انجام شده، مناسب دیدم که مباحث را فهرست وار تنظیم و برای استحضار فرزندان عزیز اسلام و دلسوزان انقلاب در هفته نامه صبح صادق ارائه نمایم. در این مبحث، هدف مقایسه بین انقلاب اسلامی پیامبر اعظم(ص) و بررسی اصول حاکم بر نرم افزار بعثت و متغیرهای دهه های بعد و پیامدهای آن و ارزیابی انقلاب اسلامی ایران و بررسی اصول حاکم بر نرم افزار اندیشه امام و آسیب های متوجه این نرم افزار و نقش رهبری انقلاب در مقابله با آسیب ها است، باشد که مورد قبول حضرت رب العالمین قرار گیرد.



رهبری و قانون مطلوب

از دیرباز این سوال فراروی هر انسانی وجود داشت و دارد که چه کسی حق حاکمیت بر انسان دارد و چه مرجعی حق قانونگذاری و وضع مقررات دارد،به عبارت دیگر منشأ مشروعیت حاکمیت و قانون چیست؟ و با چه توجیه عقلانی و منطقی حاکم حق فرمان دارد و قانونگذار مجوز قانونگذاری دارد و چرا مردم باید از حاکم پیروی و به قانون عمل کنند. از گذشته و حال همه مکتب ها و نظام ها در صدد پاسخگویی به این پرسش اصلی و دیگر پرسش ها در این زمینه بوده و به تکاپو افتادند تا راهکار و شیوه مناسبی به بشریت ارائه کنند. مهم ترین مسئله ای که فلاسفه یونان، مکتب های شرقی و غربی را به خود مشغول کرده و در صدد حل آن بوده اند، همین مسئله بوده و یکی از زیربنایی ترین مسائلی که مکتب حیاتبخش اسلام به آن پاسخ همه جانبه داده، همین مسئله است. واکاوی نظریه و راهکار مکتب های مادی و اسلام و مقایسه راهبردها و راهکارهای این مکاتب، حقایقی را در مورد اسرار بعثت نمایان می سازد.



توافق همگانی بشر

از جمله اموری که مورد توافق و پذیرش بشریت بوده و هست، نیاز انسان به رهبری و قانون است. اینکه تداوم زندگی اجتماعی انسان نیاز به دو رکن اساسی مدیریت و مقررات دارد مورد قبول همه مردم است. به جز آنارشیست ها و گروه خوارج که این مسئله بدیهی را انکار کرده اند. فلسفه این توافق همگانی هم این است که زندگی بشر اجتماعی است، منابع محدود است. تضاد منافع زمینه ساز درگیری، اختلاف و تنازع و در نتیجه بروز هرج ومرج در جامعه بشر گردیده و زندگی بشر به خطر خواهد افتاد، از این رو تنها راه جلوگیری از درگیری و هرج ومرج تن دادن به مدیریت و قانون است که در پرتو آن منافع مردم تأمین خواهد شد. سخن علی(ع) در پاسخ به خوارج در این مقوله مبین این حقیقت است، آنجا که فرمود: «لابد للناس من امیر بر او فاجر» (نهج البلاغه، خطبه ۴۰) مردم ناچار بر داشتن حاکم هستند، خواه نیکوکار و یا بدکار. حضرت امیر در این بیان لزوم برخورداری بشر از حاکم را آنقدر مهم می شمارند که وجود حاکم ولو بدکار را بر فقدان آن ترجیح می دهند.


نکته حائز اهمیت این است که، خواست بشر دستیابی به رهبری و قانون مطلوب و پاسخگو به همه نیازها و توجه به همه مصالح است. همان طور که تداوم حیات بشر به آب وهوای سالم و مطمئن نیاز دارد دستیابی به همه مصالح بشر و تأمین نظم و امنیت برای زندگی انسان مستلزم برخورداری از رهبری و قانون مطلوب است که رهبری فاقد شرایط لازم و قانون ناقص و تک بعدی نه تنها تأمین کننده مصالح انسان نخواهد بود بلکه باعث انحراف و سقوط انسان خواهد شد. حال باید دید دستیابی به رهبری و قانون مطلوب امکان پذیر هست یا نه؟


ویژگی ها و شرایط رهبری و قانون مطلوب

از مجموعه شرایط و ویژگی های قانون مطلوب دو ویژگی رکن و شرط اصلی است. نخست، جامعیت و فرازمانی بودن و تحت پوشش قرار دادن همه مصالح و همه مقاطع زندگی بشر. از آنجا که انسان دارای ابعاد مادی و معنوی، روحانی و جسمانی است باید قانون بتواند همه نیازها و مصالح آدمی را تأمین کند و از سوی دیگر انسان ابدی و فناناپذیر بوده و ایستگاه ها و قرارگاه های متعددی همچون جنین، دنیا و برزخ را طی می کند تا به عالم ابدی برسد. قانون و مقررات متعلق به انسان بایستی همه مقاطع زندگی او را مورد توجه قرار داده و مصالح قبل و بعد از اقامت او در این عالم و منافع آینده و ابدیت او را در نظر بگیرد.شرط دیگر برای قانون مطلوب، تضمین سلامت و مصونیت از خطاست. مصونیت کامل یا حداکثری اعتبار، ثبات و انگیزه اجرایی قانون را در جامعه بالا می برد.در مورد رهبری مطلوب هم در بین شرایط و ویژگی ها دو ویژگی نقش زیربنایی داشته و اساسی است. نخست آگاهی و قابلیت دستیابی به قوانین فرازمانی. به عبارت دیگر رهبری امکان دستیابی به منابع قانون فرازمانی را داشته باشد که بتواند با آن ظرفیت، مقررات مورد نیاز بشر را در هر عصری ارائه کند. دومین شرط رهبری مطلوب، مصونیت از خطا و اشتباه است. چه مصونیت کامل و یا حداکثر. وجود این دو شرط در رهبری، تضمینی برای سلامت مدیریت و هدایت جامعه و تکامل انسان خواهد بود.


حال باید پرسید آیا دستیابی به رهبری و قانون با این دو ویژگی و خصوصیت امکان پذیر است و آیا تا به حال مشاهده شده است یا نه ؟ پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی مکاتب مدعی مدیریت و قانونگذاری و ارزیابی میزان صحت ادعاها است.



راهبرد دستیابی به رهبری و قانون مطلوب

مکتب ها، نظام ها، فلاسفه و بسیاری از دانشمندان درصدد ارائه بهترین راهبردها و راهکارها برای دستیابی به رهبری و قانون برآمدند که پرداختن به همه دیدگاه ها و نظریه ها در این مختصر نمی گنجد، اما برخی راهکارها که بشر آنها را تجربه کرده و قابل مقایسه است مورد اشاره و ارزیابی قرار می گیرد.


راهبرد مرجعیت اکثریت آرا

از جمله راهبردهای فراروی بشر، مرجعیت اکثریت آرا است. این راهبرد پس از رنسانس با تکیه بر جهان بینی اومانیستی توسط دانشمندانی همچون «ژان ژاک روسو»، «منتسکیو» و «هابز » مطرح و در قالب قرارداد اجتماعی تئوریزه و به شکل نظام لیبرال دموکراسی جامه عمل پوشید. مبنای قرارداد اجتماعی این است که هر انسانی به دنبال جلب منافع است؛ منافع هم محدود است، تضاد منافع زمینه هرج و مرج ونزاع را در جامعه فراهم می کند. تنها راه جلوگیری از هرج و مرج و تنازع، تن دادن به قانون و مدیریت است، لذا مردم برای پرهیز از نزاع و تأمین منافع، فردی را به عنوان رهبری و مدیر جامعه انتخاب کرده و افرادی را به عنوان قانونگذار برمی گزینند.


این نظریه به این پرسش که با چه مجوزی رهبری حق فرمان و قانونگذار حق وضع قانون دارد و مردم برچه اساس از رهبری و قانون تبعیت می کنند، اینگونه پاسخ می دهد که؛ چون خود مردم رهبر و قانونگذار را انتخاب کرده اند، خویشتن را موظف به رعایت قانون و تبعیت از رهبری می دانند. ملاک این نظر هم نصاب رأی پنجاه درصدی همراه با یک رأی است و معتقد است؛ چنانچه اکثریت پنجاه درصدی به شخصی به عنوان رهبر یا اشخاصی به عنوان قانونگذار رأی داده، آن شخص رهبر مطلوب و قانونی که قانونگذاران منتخب اکثریت مردم وضع کرده اند، قانون مطلوب خواهد بود.پس از گذر ســه قرن از اجرای الگوی قرارداد اجتماعی و حاکمیت لیبرال دموکراسی در بسیاری از کشورها، پرسش هایی فراروی ماست که آیا این شیوه و راهکار در دستیابی به رهبری و قانون مطلوب موفق بوده و آیا گذر زمان میزان موفقیت این نظریه را افزون و افزون تر کرده است؟ و یا اصولاً برای بشر امکان دستیابی به این ایده مطلوب وجود دارد؟ و یا اینکه این راهبرد اساساً نمی تواند بشر را به مقصد برساند؟ پاسخ به پرسش هایی از این دست نیازمند به استدلال علمی ندارد؛ کافی است کارکرد این راهبرد و راهکار انتخابات و مراجعه به آرای مردم در دستیابی به رهبری و قانون مطلوب در طول ســه قرن مورد ارزیابی قرار گیرد.


واقعیت تلخ پیش روی بشر این است که پس از عبور بشر از عصر سنتی و گذر از مدرنیته و ورود به دوره پست مدرنیسم بن بست بشریت و بحران مدیریت به روشنی به صورت کابوسی قابل مشاهده است. آیا دستیابی به رهبرانی همچون بوش، اوباما، برلوسکنی، سارکوزی، فرانسوا اولاند و دیگر رهبرانی از این دست که بر اساس فرمول قرارداد اجتماعی به عرصه قدرت رسیدند، رهبران مطلوبی هستند؟ آیا کوچک ترین شاخص های مطلوبیت را دارند و آیا قوانینی که آخرین منتخبان مردم آمریکا در کنگره وضع می کنند، قوانین مطلوب است. آیا قانونی کردن همجنس بازی و مواردی از این دست جزء قوانین مطلوب به شمار می آید؟ مضاف بر اینکه اولاً؛ دایره علم بشر بسیار محدود است و امکان دستیابی به بسیاری از اسرار آفرینش و مصالح زندگی دنیا را ندارد تا به مصالح فرادنیایی دست یابد، ثانیاً انسان اسیر امیال نفسانی و خواسته های درونی است و تحت تأثیر عوامل زیادی قرار می گیرد و امکان دستیابی به مصالح واقعی بشر را ندارد، لذا امکانات و ظرفیت های محدود انسان مانع از دستیابی به رهبری و قانون مطلوب است. اشکال دیگری که بر این نظریه وارد است این است، تکلیف ۹۴ درصدی که رأی منفی دادند، چه می شود و مبنای حکمرانی حاکم و معیار تبعیت آنان که مخالفند، چه می شود؟


بنابراین، این راهبرد و راهکارهای اجرای آن پس از سـه قرن تجربه نشان داد که تنها مراجعه به آرای مردم و نصاب اکثریت نمی تواند زمینه ساز تأمین خواسته های مردم و راهکار مناسبی برای تأمین مصالح باشد. نکته قابل توجه این است که اگرچه برای دستیابی به قانون و رهبری مطلوب مراجعه به آرای مردم کافی و وافی نیست، اما راهکار مناسبی برای مشارکت مردم در شکل دهی قوای مقننه و مجریه و ایفای نقش آنان در اداره کشور است.مشکل امروز و بن بست فعلی بشریت و قرارگرفتن در چنبره نظام های مادی و سرمایه داری و اسارت انسان بین دو لبه تیغ قیچی احزابی همچون دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا و محافظه کار و کارگر در انگلیس و دیگر احزاب از این دست، از روزی آغاز شد که اندیشمندان و روشنفکران عصر قرون وسطا با نگاه بر عملکرد منفی اربابان کلیسا و نارسایی های آیین تحریف شده حضرت مسیح(ع) با اتکای انحصاری به منابع حسانی و محدود کردن دایره عقل بر فراورده هایی که قابلیت تجربه را داشته باشند، به طور کلی دین و منبع وحی را انکار کرده و به ناچار به تئوری ها و فرضیه هایی روی آوردند که امروز جامعه غربی و بسیاری دیگر از جوامع درگرداب بحران هایی همچون بحران هویت، بحران معنویت، بحران مقبولیت و مشروعیت که ناشی از بحران مدیریت است، دست و پا می زنند.


حال باید دید راهبرد و راهکار دیگری که بتواند مطلوبیت را برای بشر تأمین کند، وجود دارد یا نه؟


راهبرد آفریننده هستی و انسان

مناسب ترین و پاسخگوترین شیوه و راهکار این خواهد بود که خالق و آفریننده هستی و انسان برای آدمی چاره اندیشی کند و برای اداره بهینه زندگی انسان، رهبری و قوانین مورد نیاز را در چارچوب معیارهای اصلی پیش بینی کند که او عالم به اسرار و همه خصوصیات انسانی است و بر همه مصالح و مفاسد بشر اشراف دارد.وقتی کارخانه ای محصول الکترونیکی پیچیده ای خلق می کند، همان کارخانه است که باید تکنیسین و کتاب راهنمای محصول را ارائه کند. به یقین می توان گفت پیچیده ترین موجود هستی و شاهکار شگفت انگیز خداوند متعال، انسان است و تأمین مصالح این اعجوبه خلقت، اقتضا داشت که باریتعالی برای تکامل آدمی چاره اندیشی کند.پرسش فراروی ما این است که آیا برای تأمین نیاز انسان به رهبری و قانون، راهبرد و سازوکاری را پیش بینی کرده است؟ و آیا رهبری و قانون مطلوب در دسترس بشر قرار داشته است یا نه؟


بعثت بزرگ ترین ارمغان الهی به بشر

در نگرش توحیدی و در جهان بینی وحیانی، جهان، هستی و همه موجودات عالم از جماد تا نبات، حیوان و انسان، مخلوق خداوند است و پروردگار حی و قادر و توانا موجودات عالم را آفریده و اداره بهینه هستی در دست او است.خالق هستی در انسان دو برنامه نرم افزاری طراحی فرموده که یکی برای مجموعه عالم پیش بینی شده که به آن «ربوبیت تکوینی» گفته می شود. نظم حیرت انگیز و نظام پیچیده حاکم بر هستی برآیند همان نرم افزار حاکم بر هستی است. چرخش الکترون و پروتون به دور نوترون و تشکیل یک منظومه در درون هسته اتم و کهکشان های گسترده که هر کدام میلیون ها کره را در درون خود جای داده و حرکت منظم ماه و زمین به دور خورشید و شکل دهی منظومه شمسی و نظام شگفت انگیز حاکم بر دیگر موجودات، همه و همه در پرتو همان نرم افزاری است که خداوند متعال برای اداره و مدیریت عالم پیش بینی کرده است.نرم افزار دوم برنامه ای است که ویژه انسان در نظر گرفته شده که به آن «ربوبیت تشریعی» گفته می شود. ربوبیت تشریعی ویژه انسان است.


ارکان ربوبیت تشریعی

ربوبیت تشریعی ویژه انسان است و در قالب «بعثت» تئوریزه و نهادینه شده است. ربوبیت تشریعی و بعثت دربرگیرنده دو رکن است: یکی رهبری مطلوب و دیگری قانون مطلوب، یعنی تأمین و پاسخگویی به نیاز و خواست طبیعی همه انسان ها. انبیا رهبران مطلوب برای اداره بهینه زندگی و تکامل بشر در نظر گرفته شده اند و آیین و شریعت الهی، قوانین و مقررات برای اداره زندگی بشر پیش بینی شده است.در عصر نبوت، انبیای الهی از آدم تا خاتم الانبیا (ص) با برخورداری از عالی ترین مراتب انسانی و ویژگی های خاص به عنوان رهبر از طرف خدا مبعوث شدند و آیین و شریعت ارائه شده از سوی انبیا، قوانین و احکام اداره زندگی آدمیان به شمار می آید. با بعثت پیامبر اعظم(ص) کامل ترین رهبر و با نزول قرآن، جامع ترین احکام و مقررات و اصول مربوط برای بشر به ارمغان آورده شد که بزرگ ترین هدیه الهی به بشر به شمار می آید. در عصر امامت، ائمه معصومین (علیهم السلام) عهده دار مسئولیت امامت و رهبری بودند که آنها هم از ویژگی هایی همچون علم به مخزن الهی و مصونیت از گناه و خطا برخوردار بودند.سخن و کلام زیبای پیامبر اعظم(ص) در واپسین لحظات زندگی خود که فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» و تأکید روی قرآن و عترت به عنوان دو امانت بزرگ یعنی قانون مطلوب و مدیریت مطلوب، مبین ابدی و جاودانگی نرم افزار بعثت است.در عصر غیبت هم که بنا به عللی، بشریت از درک حضور فیزیکی امام معصوم(ع) محروم است، بنا به حکم عقل و نقل، وجود ولی فقیه و شریعت اسلام به عنوان دو رکن تحقق بخش رهبری و قانون مطلوب، تداوم بخش حاکمیت نرم افزار بعثت برای اداره بهینه انسان به شمار می آید.


نرم افزار بعثت با توجه به اتکای آن به مبدأ وحی از ویژگی هایی برخوردار است که تضمین کننده زندگی زیبا و سالم برای بشریت در این عالم و سعادت و لذت ابدی در جهان دیگر است. ویژگی ها و خصوصیات مورد اشاره یعنی مصونیت و فرازمانی بودن در ارکان بعثت پیش بینی شده است. پیامبر اعظم(ص) و ائمه (علیهم السلام) پس از پیامبر از مصونیت ذاتی یعنی عصمت برخوردار بودند و رهبران در عصر غیبت باید دارای عدالت یعنی مصونیت حداکثری باشند و قرآن دارای مصونیت ذاتی و سنت دارای مصونیت حداکثری است. از سوی دیگر پیامبر(ص) از طریق وحی و ائمه از طریق علم غیب با منبع دانش الهی مرتبط بوده و ولی فقیه با تکیه و اشراف بر منابع وحیانی و تخصص اجتهاد، ظرفیت پاسخگویی به نیاز بشر در زمینه وضع مقررات را دارند.


با مقایسه بین راهبرد مبدأ و آفریننده انسان با راهبردهای برخاسته از اندیشه های بشر، میزان تفاوت آنان در میزان تأمین مصالح و پاسخگویی به نیاز انسان، مشخص می شود.



اصول حاکم بر نرم افزار بعثت

بعثت انبیا بزرگ ترین و مهم ترین ارمغان ذات باریتعالی برای هدایت، ساماندهی، مدیریت و اداره امور بشر بوده است و بعثت پیامبر اعظم(ص) با قرآن این مخلوق حیاتبخش بشر، در حقیقت منشور کامل اداره مجموعه انسان های روی زمین و ایجاد زمینه دستیابی بشر به حیات طیبه در این عالم و لذت و کمال ابدی در سرای دیگر است. نرم افزار بعثت در برگیرنده اصول و پایه هایی است که پیوستگی و وابستگی شدیدی بین این اصول است و هماهنگی و همه جانبه نگری به این اصول تضمین کننده سعادت و خوشبختی بشر بوده و خدشه به هر یک از اصول به معنای نقصان در محصول و خروجی این نرم افزار است.این بخش از این یادداشت درصدد تبیین اصول به شکل فهرست وار است.


خدامحوری و خدامداری

اساسی ترین و زیربنایی ترین اصل حاکم بر نرم افزار بعثت که نشئت گرفته از ربوبیت الهی است، اعتقاد و باور به ذات باریتعالی به عنوان خالق و مبدأ هستی و انسان و ایمان به اینکه، تدبیر امور هستی و انسان با اراده خداوند متعال بوده و آغاز و پایان عالم در دست قدرت لایزال او است.اندیشه توحیدی و خدامحوری از ویژگی های مکاتب و رهبران الهی بوده و دیدگاه جامع و کاملی در برابر دو اندیشه اصالت انسان و اصالت ماده است.اومانیسم یا اصالت انسان ره آورد رنسانس است که در پی نارسایی های موجود در آیین مسیحیت امروز و رفتار اربابان کلیسا و تحقیر انسان در برابر حاکمیت مطلق کلیسا بر جامعه و انسان بدون توجه به مکتب اسلام و دیدگاه های دیگر در مورد دین و انسان مطرح شد و انسان را قائم بالذات معرفی کرده و این پدیده و مخلوق خدا را جایگزین خدا و مبدأ هستی نمود.اومانیسم که برای دفاع از انسان و با شعار اصالت انسان پا به عرصه وجود گذاشت به علت اتکا به حس و عقل معطوف به تجربه و انکار منابع وحیانی، بزرگ ترین ضربه را به انسانیت وارد کرد.


اومانیسم منشأ پیدایش دو مکتب لیبرالیسم و ماتریالیسم شد که یکی با تکیه بر آزادی فردی، در صدد برآمد انسان را از همه قیود متافیزیکی به ویژه از تعهدات اخلاقی و دینی رها سازد و دیگری، با حذف همه آزادی ها، به ویژه عرفی ترین حقوق انسان یعنی حذف حق مالکیت، بنا را بر این گذاشت تا با قطع تعلق انسان به زمین و مالکیت، زمینه آسایش آدمی را فراهم سازد.یکی انسان را قائم بالذات و به جای خدا قرار داده و دیگری ماده را قائم بالذات دانسته و این پدیده بی جان و فاقد حیات را جایگزین خدای قادر و توانا قرار داده است. سرانجام این دو مکتب این است که پس ازگذر از قرن ها و دهه ها، به علت بطلان جهان بینی آنها، یکی از نظام های مبتنی بر اومانیسم فروپاشید و دیگری هم در بحران های خودساخته دست و پا می زند و دوره پایان حیات خود را سپری می کند.


پیوستگی بین خالقیت و شارعیت

دومین اصل حاکم بر نرم افزار بعثت، ملازمه و پیوستگی بین خالقیت و شارعیت است. مفهوم این اصل این است که خدای خالق خدای شارع هم هست. همان قدرتی که خلقت انسان و هستی را رقم زده، شارعیت و تدبیر امور انسان را هم باید او رقم بزند. درمکتب توحیدی اسلام، ربوبیت تکوینی از ربوبیت تشریعی قابل تفکیک نیست. چطور می شود خالقیت و ربوبیت تکوینی را از خدا دانست و شارعیت و تدبیرامور انسان را خارج از اراده و خواست خدا در نظر گرفت. مشکل اصلی بشر در همین مسئله، یعنی تفکیک بین خالقیت و شارعیت نهفته است. بسیاری از مکاتب و فلاسفه و پیروان آنان خالقیت خدا را پذیرفته و باور دارند، اما در مسئله شارعیت دچار تردید شده و آن را انکار می کنند و انسان را جایگزین خدا می کنند.


از جمله پیامدهای منفی اومانیسم که درپی پدیده لیبرالیسم در جامعه اروپا در درون پیروان حضرت مسیح(ع) شکل گرفت، مسئله سکولاریسم بود و سکولاریسم برآیند تفکیک شارعیت از خالقیت و حذف دین و آیین الهی از حقوق، سیاست، فرهنگ و اقتصاد و به طور کلی حذف دین از زندگی بشر بود و با کمال تأسف به علت عدم شناخت اصول و مبانی اسلام ناب محمدی شاهد بروز و ظهور سکولاریسم و تفکیک شارعیت از خالقیت در جغرافیای جهان اسلام به ویژه غرب آسیا (خاورمیانه) و جایگزینی ایدئولوژی های ناسیونالیستی و یا لیبرالیستی به جای ایدئولوژی الهی بوده ایم. این پدیده وارداتی حتی در ایران هم نفوذ کرد و شاهد شکل گیری سکولاریسم در تاریخ معاصر ایران و حتی پس از انقلاب بوده ایم.بنابراین، توحید دارای ابعاد گوناگون همچون فاعلیت، خالقیت، توحید در عبادت و استعانت می باشد و یکی از ابعاد آن توحید در شارعیت است و تفکیک خالقیت از شارعیت، هم اخلال در نظام اعتقادی بود و هم در زمینه نقصان در نظام اجرایی خواهد بود.



منبع:
آسیب شناسی نرم افزار انقلاب اسلامی، على سعیدى شاهرودى ،بصیرت

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.