آشنا پنداری و عالم ذر ۱۴۰۰/۱۰/۰۶

سلام بسیار تجربه شده که افراد با صحنه ای مواجه میشوند که قبلا آن صحنه را دیده اند یعنی یک اتفاق را قبل از اتفاق افتادن آن دقیقا دیده اند. چگونه ممکن است انسان بعضی از صحنه های آینده را دقیقا ببیند؟؟

پاسخ اجمالی:در روان شناسی به این پدیده «پیش از این دیده شده» یا «آشنا پنداری» گفته می شود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار می شویم و تصور می کنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم. تقریبا دو سوم مردم جهان با چنین تجربه ای رو به رو می شوند و
بسیاری از روان شناسان اعتقاد دارند که آن خاطره رویاهایی است که می بینیم.
برخی از فیلسوفان معتقدند انسان در عالم قبل (عالم ذر) یکبار زندگی خود را در عالم فیزیکی، با کیفیتی متفاوت پشت سر گذاشته است و تمامی اتفاقاتی که در زندگی وی رخ می دهد را قبلا تجربه کرده است، اما آنچه در آموزه های دینی آمده است، نشان می دهد در عالم ذر پیمان احدیت و معارف دینی و شوق به حیات ابدی است. در حقیقت عالم ذر عالم فطرت انسانی ما است و چیزی است که ما به آن انسانیت می گوییم.
پاسخ تفصیلی:
در روان شناسی به این پدیده می گوییم دژا- وو (Deja vu ) معنی تحت اللفظی این کلمه فرانسه «قبلا دیده شده» است. دژاوو (Déj vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای «پیش از این دیده شده» است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف می شود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار می شویم و تصور می کنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم.
تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولا چنین حسی به یک رویا و خواب ربط داده می شود اما گاهی این حس به قدری قدرتمند است که شخص اطمینان دارد واقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است. گاهی دژاوو با عبارت «به خاطر آوردن آینده» توصیف می شود.
به نظر می رسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد، در تحقیقات رسمی، بیش از ۷۰% جمعیت جهان لا اقل یک مرتبه چنین حالتی را تجربه کرده اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده می شود و این نشان می دهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.
بسیاری از روان شناسان اعتقاد دارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که می بینیم. هرچند بخش بزرگی از رویاها معمولا به یاد نمی ماند، مغز شخص در حالت خواب دیدن در بخش هایی فعالیت نشان می دهد که کار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام میگیرد.
چنین تصور می شود که رویاها با نادیده گرفتن بخش حافظه کوتاه مدت، مستقیما وارد حافظه دراز مدت می شوند. در این مورد، دژاوو می تواند خاطره رویایی فراموش شده باشد که با واقعه در حال وقوع، عناصری مشترک داشته باشد. این حالت مشابه حالتی است که دژا ریوه ( déj rêvé) یا «قبل از این در رویا دیده شده» نام دارد.
توضیح رایج امروزین روان شناسان درباره این پدیده، بروز اشتباه در فرایند حافظه انسان است، به این معنی که وقتی صحنه ای را می بینیم این صحنه به حافظه کوتاه مدت ما سپرده می شود و در هر لحظه ذهن ما چند ثانیه پیش تر را از روی حافظه کوتاه مدت به خاطر می آورد ( وگرنه نمی توانستیم آن صحنه را لحظه به لحظه دنبال کنیم ) اما گاهی اوقات این عملکرد به نحوی انجام می شود که گویی تصاویر چند لحظه پیش از حافظه طولانی مدت بازخوانی می شود و بنابراین تصور می کنیم اتفاقی که چند لحظه پیش تر افتاده در گذشته ای دور رخ داده و ما مشغول به خاطر آوردن آن از روی حافظه طولانی مدتمان هستیم.
به همین دلیل هست که همیشه حس جست و جو برای خاطره ای دور دست در چنین لحظاتی بسیار قوی است و مدام داریم با خودمان می گوییم « این صحنه را قبلا کجا دیده بودم؟ ». هر چند هرگز نمی توانیم زمان و مکان دقیق بروز این خاطره ی قدیمی دروغین را دقیقا به خاطر بیاوریم. درباره نحوه دقیق عملکرد مغز ( مثلا اینکه مغز ما پیش از درک هر لحظه آن را از حافظه کوتاه مدت بازخوانی می کند یا اینکه پیش از بازخوانی از حافظه کوتاه مدت جریان زمان را به عنوان یک خاطره در جریان درک می کند) بحث های زیادی وجود دارد، اما چیزی که فعلا روشن است، این است که دژا-وو ربطی به روشن بینی و آینده نگری ندارد.
تقریبا دو سوم مردم جهان با چنین تجربه ای رو به رو می شوند، پس نباید نگران باشید.
برخی از دانشمندان متافیزیک معتقدند انسان در عالم قبل (عالم ذر) یکبار زندگی خود را در عالم فیزیکی، با کیفیتی متفاوت پشت سر گذاشته است و تمامی اتفاقاتی که در زندگی وی رخ می دهد را قبلا تجربه کرده است ولی پس از تولد در اثر انتقال به عالم فیزیکی و محدود شدن حواس، آن خاطرات را فراموش کرده است. در مواقعی که برخی شرایط فراهم شود این خاطرات از سطوح ناخودآگاه به ذهن انسان راه پیدا می کند و دژاوو اتفاق می افتد .
نظر کسانی که به تناسخ –تجدید تجسم- اعتقاد دارند، که البته تناسخ از نظر اسلام صراحتا مردود است، درباره دژاوو این است که این خاطرات، بخش هایی از خاطرات زندگی گذشته فرد هستند که هنگام قرار گرفتن در محیطی آشنا، به سطح ذهن فراخوانده می شوند. عده دیگری میگویند که این پدیده به خاطر تجربیات خروج روح از بدن ایجاد می شود، به این ترتیب بدن اثیری شخص می تواند هنگام خواب، از مکان ها و موقعیت هایی دیدن کند که بدن خاکی او هرگز آنجا نبوده است.
در پایان دقت به این نکته قابل توجه است که خود عالم ذر عالمی بالاتر از عالم خیال است. عالم خیال طبقه ای از وجود است که رؤیا بینی در آن عالم واقع می شود. بنابراین منافاتی نخواهد داشت که امور فرازمانی و غیبی در ابتدا در عالمی بالاتر قابل مشاهده باشد، سپس به عالم خیال تنزل پیدا کند (رؤیا) و بعد در عالم واقع با اراده فرد محقق شود. پس می توان این نوع وقایع را در مرتبه ای بالاتر حاصل مشاهدات نا خود آگاه روح در عالم ذر دانست و در مرتبه ای پایین تر حاصل مشاهداتی در رؤیا؛ چرا که خود رؤیای صادقه تنزل یافته حقایقی از عوالم بالاتر است که به صورت مثالی تمثل پیدا می کند. (برای توضیح بیشتر در این مورد ر. ک. به: https://soall.ir/)
در مورد عالم ذر نیز این حقیقت را باید دانست که عالم ذر، درک انسانیت ما است. بدانیم انسانیم، فطرت انسانی داریم و برگزیده خداوند هستیم. یعنی در حقیقت قبول جنبه های انسانی ما از قبیل عقلانیت و اخلاق و اختیار و ... بوده است.
آنچه در آموزه های دینی آمده است، نشان می دهد در عالم ذر پیمان احدیت و معارف دینی و شوق به حیات ابدی است.
در حقیقت عالم ذر عالم فطرت انسانی ما است و چیزی است که ما به آن انسانیت میگوییم و حاوی عقلانیت و اخلاق ما است و ما را از دیگر جانداران متفاوت ساخته است. و نه سرنوشت و آینده از پیش نوشته شده ما!
عالَم ذَرّ یا عالم اَلَسْت یا عالم قالوا بَلی یکی از جهان‌های آفرینش که در قرآن و روایات به آن اشاره شده است. بنا بر عقیده اندیشمندان اسلامی، این عالم مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست. در عالم ذر تمام انسان‌هایی که قرار بوده تا روز قیامت به دنیا بیایند، به صورت «ذرّه» و به تعبیر بعضی از روایات به شکل مورچه در آنجا ظاهر شدند.
در عالم ذر، از همه «ذرات» پیمانی بر توحید و ربوبیت خدا و نبوت پیامبران از جمله پیامبر اسلام(ص) و ولایت اوصیا، از جمله ولایت امیرالمومنین(ع) گرفته شد و سپس آن افراد که به صورت ذره بوده از بین رفتند و یا به جایگاه اولی خود بازگشتند. و کافران در این دنیا آگاهانه و بر اساس تمایلات نفسانی از آن عدول کرده اند.
یعنی همه ما در انسانیت مشترکیم. یعنی داشتن عقل و شعور و قدرت انتخاب. مومنان و کافران در این دنیا از این قدرت انتخاب استفاده کردند و آزادانه راه خودشان را رفتند. یعنی همه یک انتخاب نداشتند. بلکه هرکس انتخاب خود را داشت. بنابراین هر کس وجود خود را با استفاده از آن عقل و شعور و اراده آزادی که خداوند به انسان داده است انتخاب و خلق کرده است. یکی کافر و یکی مومن، یکی عادل و یکی ظالم، یکی سیدالشهدا ع و یکی یزید. من و شما و همه انسان ها نیز در همین شرایط قرار داریم.
این انتخاب پس از خلقت و در جهان ما است نه عالم ذر. یعنی در جهان من و شما و واقعیت عینی آن. من و شما به هیچ وجه انتخاب های یکسانی نداریم. و نیز همه انسان ها. ما فطرت مشترک انسانی داریم؛ چگونه بودنمان را خود در این دنیا انتخاب می کنیم.
یعنی در ذات هر آدمی ویژگی هایی خدا دادی بوده که با اختیار خود این ویژگی ها را یا استفاده و یا تباه می کند. انسان با فطرت توحیدی اش همه شروط خداوند را پذیرفته است که این فطرت به او داده شده است، البته بعد این استعداد ذاتی با اختیار انسان می تواند به به کمال برسد یا نه.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.