آفات و تقویت ایمان ۱۴۰۰/۱۰/۰۵

سلام و خسته نباشید دلیل راکد بودن ایمان افراد چیست؟ گاهی پیش می اید که سعی به بالا تر بردن ایمان داریم اما این موضوع همیشگی نیست و این احساس درونی ایمان کم و زیاد میشود

پرسشگر گرامی ،
جواب مختصر
همانطور که هر چیزی آفتی دارد و آن آفت موجب عدم رشد او می شود ، ایمان هم دارای آفاتی است که موجب راکد ماندن می شود ؛ بنابراین انسان مومن همیشه باید در سعی و تلاش باشد که این آفات را از خود دور و به تقویت ایمان خود بپردازد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «تباهی دین، دنیا پرستی است». جواب تفصیلی
الف ) آفات ایمان
پیامبر اکرم(ص) در تعریف ایمان شخصی افراد فرموده‌اند: «ایمان، شناختن به دل و اقرار به زبان و عمل با اعضاء و جوارح است».[1]
این وجوه؛ یعنی اندیشه، باور و ایمان دینی و نیز اقرار، کردار، رفتار و سلوک دینی همه در معرض آسیب و آفت قرار می‌گیرند. آسیب یا آفت در این مباحث، به مفهوم ظهور عیب و نقص و خارج شدن از وضع طبیعی و پیدایش تباهی است. در بیانات پیامبر اکرم(ص) و امیر مؤمنان علی(ع) و دیگر ائمه معصومین(ع) امور متعددی به عنوان آفات و آسیب‌های دین معرفی شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
1. هوی پرستی: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هوی، آفت است».[2]
2. دنیا پرستی: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «تباهی دین، دنیا پرستی است».[3]
3. سوء ظن: حضرت علی(ع) فرمودند: «آفت دین‌داری، بدگمانی (به خدای تعالی) است».[4]
4. دروغ: حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «بسیاری دروغ، دین را تباه می‌کند».[5]
5 ـ. حسد و کینه: حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «حسد، دروغ‌گویی و کینه را واگذار که به یقین آنها سه خصلتند که دین را معیوب می‌کنند».[6]
6. عجب و فخر: امام صادق(ع) فرموده‌اند: «آفت دین، حسد، عجب و فخر است».[7]
روشن است که این روایات با هم منافاتی ندارند و مواردی که در این احادیث به عنوان آفت دین برشمرده شده انحصاری نیست؛ یعنی منظور امام چنین نبوده که فقط سوء ظن یا حسد یا عجب یا فخر فروشی و ... از آفت دین است و چیز دیگری نیست، بلکه آنچه در این روایات ذکر شده است نمونه‌هایی از آفات است و در واقع باید گفت هر چیزی که به نوعی دین را در معرض خطر و نابودی قرار دهد آفت دین است و در احادیث به مهم‌ترین موارد آن اشاره شده است.
آفاتی که در عرصه‌ی اجتماع، دین را به خطر می‌اندازد و چهره‌ای غیر واقعی از دین به نمایش می‌گذارد. به عنوان نمونه، فهم نادرست از زهد در دین، موجب خارج شدن انسان از وضع طبیعی زندگی و فرو افتادن در دام افراط یا تفریط در زندگی می‌شود ... همچنین است فهم نادرست از قضا و قدر، توکّل، انتظار فرج، صبر، شفاعت، تقیّه و امور دیگر که سبب آسیب به دین و دین‌داری شده است. آسیب به معنای یادشده دارای وجوه مختلف و مراتب گوناگون و شدّت و ضعف است به طوری‌که می‌توان صورت‌های زبر و مانند آن را با در نظر گرفتن مراتب و شدّت و ضعف لحاظ نمود:
عدم فهم عمیق دین و سلوک دینی، دریافت نادرست از مفاهیم دینی، ضعیف شدن باورها و رفتارهای دینی، سست شدن بنیادهای اخلاقی، بی‌ارزش شدن ارزش‌های دینی، بی‌اعتقاد شدن به دین و امور مذهبی، اباحه‌گری مذهبی، گریز از هر امر دینی و مذهبی.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «آفات دین سه چیز است: 1. دانشمند بد عمل، فاسق و فاجر، 2. رهبر و پیشوای ستمکار، 3. شخص مقدّس نادان».[8] همچنین وارد کردن خرافات و بدعت‌ها در دین، تنگ نظری‌ها، عدم تحمّل نظرات فرق دیگر اسلامی و متّهم کردن آنان به انحراف و شرک و کفر، نمایش چهره‌ای خشن و غیر واقعی از دین و... از آفات و آسیب‌های بسیار خطرناک ابقاء و گسترش و توسعه دین در جوامع بشری است.
همین آسیب‌ها و آفت‌های دین و دین‌داری را می‌توان به یک اعتبار دیگر نیز به آسیب‌های درون دینی، و آسیب‌های برون دینی تقسیم کرد. مراد از آسیب‌های درون دینی، آنهایی است که به نحوۀ رویکرد به دین و فهم و تلقّی از دین و نوع معرفت دینی و شیوۀ دین‌داری مربوط می‌شود؛ مانند: اکراه و اجبار در دین، بد فهمیدن دین، عدم تدرّج و تمکّن در هدایت و تربیت و مانند اینها و مراد از آسیب‌های برون دینی، آنهایی هستند که به عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیوند خورده با دین مربوط می‌شوند. ب ) تقویت ایمان
تقویت ایمان نیاز به تلاش در سه زمینه است :
الف) تقویت شناخت خویش ب ) توبه وترک گناه ج ) انجام کارهاى شایسته( عمل صالح ) الف) قویت شناخت خویش
روشن است که راه هاى کسب علم از درون انسان شروع مى شود . از طرق زیر این مهم دست یافتنی است :
1. تفکر و اندیشه در کتاب تکوین (طبیعت و جهان آفرینش) .
تفکر پیرامون آیات و نشانه های خداوند در گستره هستی: توجه به این نشانه ها، یاد خدا را در دل ها زنده می کند و لطف و رحمت او را به ما یادآور می شود و در نهایت بر دوستی و محبت ما به خدا می افزاید. (ر.ک: سوره یس، آیات 23 تا 40).
2. تفکر و تدبر در خلقت خود انسان(مبدأشناسى).
3 . تفکر و تأمل در پایان زندگى انسان (معادشناسى).
4 . مراجعه به کتاب تشریع (قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام)
ب ) توبه وترک گناه
خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش.
ابتدا متذکر می شویم که خداوند هر گناهی ( صغیره و کبیره ) را می بخشد «ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ خداوند همه گناهان را می آمرزد».
پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد، (میزان الحکمه ج، 1 باب التوبه ر، 2116). حقیقت توبه
توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است . توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. به عبارت دیگر مشکل و نگرانی ای که در زمینه قبول توبه وجود دارد، از طرف خداوند- یعنی پذیرنده توبه- نیست؛ بلکه مشکل از جانب خود توبه کننده است که آیا موفق می شود راه خود را به سوی خداوند تغیر دهد یا نه.
البته هر گناهی علاوه بر شرایط عمومی توبه راهکار خاص خود را نیز می طلبد. ترک گناه
برای ترک گناه باید مبدا میل را عوض کرد و به جای محبت گناه، محبت تقوا و خدای متعال را جایگزین آن کرد و نیز فرار از گناه قبل از آن که به وسیله ذکری ممکن باشد ، نیاز به اراده انسان دارد. ارائه هر راهکاری برای گناه متوقف بر خواست و اراده قطعی انسان است . بهترین اذکار و قوی ترین راهکارها بدون خواست واقعی انسان روی کاغذ باقی می‌ماند.
لذا مقدماتى باید طى شود تا کمی شیرینى گناه از صفحه دل محو گردد زیرا محو کامل آن زمان مى طلبد چرا که وقتى کاملا محو مى گردد که محور شیرینى در دل دگرگون شود؛ یعنى، شیرینى حب الهى دل را پر کند و محبت به اهل بیت عصمت (ع) جان را فرا گیرد اگر این شد جایى براى شیرینى گناه در دل نمى ماند. اما مقدمات:
1- پرهیز از زمینه گناه: فراهم شدن زمینه گناه باعث رغبت و میل باطنى به سمت گناه مى شود هر تشنه اى با دیدن آب رغبت و کشش به آب را در خود به مراتب بیشتر احساس مى کند پس با پرهیز از زمینه گناه رغبت دل و میل باطنى به گناه حداقل کم مى شود و این خود گامى است براى کم کردن شیرینى گناه.
برای از بین بردن زمینه های گناه باید به چند مسئله دقت کنید:-
کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر آنچه که شهوت انگیز است، نگاه شود. عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (سفینةالبحار ، شیخ عباسى قمى، ماده نظر)
تا حد امکان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نمایید. -
کنترل گوش: باید از شنیدنى هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوت انگیز نامحرم و...
اجتناب از دوستان ناباب: دوستانى که با رفتار و گفتارشان باعث مى شوند که انسان گناه را در دل مزمزه کند در واقع دشمن هستند و پرهیز از آنها گامى موثر در کم کردن شیرینى دل از گناه مى شود. از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طریق و هم الکذاب والفاسق والبخیل والاحمق والقاطع لرحمه - حضرت از همراهى و سخن
گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است»،( سفینةالبحار، شیخ عباسى قمى، ماده صحب).
البته اینها از مهمترین زمینه هاى گناه هستند که باید ترک شوند ولى کلًا هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى کندباید ترک شود. 2- روزه گرفتن:
روزه گرفتن آن قواى حیوانى انسان را که خاستگاه گناه است در هم مى شکند. عن ابى جعفر (ع): «اذا شبع البطن طغى امام باقر (ع) مى فرمایند: هرگاه شکم سیر گردد طغیان مى کند»( المحجةالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج 5، ص 150).
بنابراین قواى حیوانى انسان که خاستگاه گناه است، خود از سیرى شکم برمى خیزد. با روزه گرفتن، این ریشه اصلى که سیرى شکم است کنده مى شود به شرط این که روزه با شرایطش باشد مثل این که اعضاى بدن چون چشم، زبان و... هیچ یک گناه نکند. تذکر بسیار مهم این است اولاً: روزه وقتى توصیه مى شود که هیچگونه ضررى براى بدن نداشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: اگر براى بدن هم ضرر ندارد به هیچ وجه مخل درس، تحقیق، تعلیم و تعلم و کار نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه گرفته
شود ولى اگر شرایط روزه گرفتن نیست باید مقدمه سوم که می آید دوبرابر شود.
خلاصه روزه چون خاستگاه گناه را تضعیف مى کند و نیروهاى طغیان گر بدنى را سست مى گرداند. شیرینى بسیارى از گناهان را در دل مى کاهد و انسان را به سمت و سوى تجرد و ملکوت مى کشاند و روح را از چشیدن طعم شیرین گناه منصرف مى سازد. 3- ورزش: ورزش به نوبه خود علاوه بر آن که آثار بدنى دارد روح را در جهت ترک گناه تقویت مى کند دل را از توجه به گناه به سهم خود بازمى دارد مشروط بر این که با همین هدف و جهت خدایى انجام گیرد؛ یعنى، ورزش کند تا بتواند دل را از فکر گناه باز دارد و این خود به مرور زمان مى تواند شیرینى گناه را در دل کم کند اگر روزه گرفتن میسر نبود ورزش را از
جهت زمانى دو برابر کند مثلا بیست دقیقه را چهل دقیقه کند. 4 - اشتغال به برنامه شبانه روزى:
حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى کشاند. سعی کنید در طول شبانه روز و مخصوصاً هنگام خواب از تنهایی برهیزید و از افکار بیهوده و تخیلات نابجا جداً خودداری کنید.
امیرالمؤمنین على (ع) می فرمایند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم » براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند»،(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4). 5- یاد مرگ:
فکرکردن پیرامون مرگ به انسان هشدار مى دهد و دل را از هر شیرینى گناه مى زداید. عن امیرالمؤمنین (ع): «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات » یاد آورید (مرگ را) منهدم کننده لذت ها را، تیره کننده شهوات را، خواننده جدایى ها را، یاد مرگ هم لذت ها را در دل انسان در هم مى کوبد و هم مشتهیات نفسانى و خواهش هاى بى جاى دل را از درخشش مى اندازد و هم بانگ از یکدیگر جدا شدن را به صدا در مى آورد»،( غرر و درر، باب موت به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 2، ص 159) در حدیثى دیگر از امام صادق (ع) نقل شده است:» ذکر الموت یمیت الشهوات فى النفس؛ یاد مرگ شهوات را در نفس مى میراند «،( المحجه البیضاء، ملامحسن فیض کاشانى، ج 8، ص 242))
یعنى خواسته هاى غریزى حیوانى دل انسان را مى کشد و آن شیرینى هاى حیوانى انسان را که مصداق بارزش گناه است، از بین مى برد. کیفیت فکر در مرگ مى تواند گوناگون باشد هر کس هر گونه که بیشتر منقلب مى گردد و از دنیا و شیرینى گناهان دنیا بیشتر متنفر و بى زار مى شود، همان گونه در فکر مرگ فرو رود. مهم آن است که این فکر اولا هر روز باشد و ثانیا سعی شود به مدت نیم ساعت در مکانى خلوت باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت قبرستان باشد تأثیر بیشتری خواهد داشت. باید فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد تا تأثیر مطلوب داشته باشد. مثلًا یکى از کیفیت هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى سازد و از تمام تلخ و شیرینى ها وداع مى کند و همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزد و چشم بگرید. روش ترک گناه در فرمایشات ائمه(ع):
مردى خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت: مى خواهم گناه نکنم ولى نمى توانم. موعظه اى کن (تا مانع صدور گناه از من شود).
امام (ع) فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستى گناه کن (وگرنه دست از گناه بکش). 1 . روزى خدا را نخور و هر چه خواستى گناه کن. 2 . از ولایت و سیطره خداوند خارج شو و هر چه خواستى گناه کن. 3 . جایى پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستى گناه کن. 4 . آن گاه که ملک الموت براى قبض روح تو مى آید اگر توانایى دفع او را دارى و مى توانى از دست وى نجات پیدا کنى، هر چه مى خواهى گناه کن. 5 . وقتى مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر مى توانى داخل نشو و هر چه مى خواهى گناه کن. آیا با این وجود که خداوند ناظر بر اعمال و افکار ماست جایی برای گناه کردن می ماند؟
با توسل به اهل بیت (ع) از آنها بخواهید که شما را در این مسیری که قدم برداشته اید یاری کنند و لحظاتی از روز را حتماً به این کار اختصاص دهید.دوست عزیز، چنانچه در رابطه با گناه مدّنظر توضیح می دادید، ما نیز بهتر می توانستیم شما را یاری نماییم ولی چنانچه نکات بالا را رعایت نمایید مطمئن باشید که خواهید توانست در برابر گناه ایستادگی کرده و پشت شیطان را به خاک بمالید.
بعضی از کتبی که در این زمینه می توان دبه شما کمک کند عبارتند از:
- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آیت الله بهاءالدینى)، تدوین و ویرایش: اکبر اسدى. - سلوک معنوى، تدوین و ویرایش: آقاى اکبر اسدى. - خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح یزدى.
ج ) انجام کارهاى شایسته ( عمل صالح )
گفته شد که ایمان مقتضى عمل صالح است، این واقعیت را در آیه آیه قرآن شریف مى توانیم به دست آوریم: «والّذین آمنوا و عمِلوا الصّالحاتِ سنُدخِلِهُم جنّاتٍ...» (نساء، آیه ى 57 و 122)ایمان و عمل در دیدگاه قرآن دو جزء جدانشدنى از هم هستند، در واقع ایمان، شخص را به انجام عمل شایسته وا مى دارد، امّا در همین جا یک نکته دقیقى وجود دارد و آن این که ایمان، در صورتى مى تواند منشأ عمل صالح (تقوا) بشود که زنده و فعّال باشد. به عبارتى آگاهى و تنبه همواره باید زنده باشد تا منشأ اثر شود. توصیه شده در این مرحله براى تشخیص کار «خوب» از کار «بد» تا آن چه که عقل مى فهمد از عقل، و آن چه را نمى فهمد از شرع دریافت کنیم و بدانیم چه کارى را باید انجام دهیم و چه کارى را باید ترک کنیم. لذا موضوع انجام واجبات و ترک محرّمات مطرح مى شود.نکته ى دیگر در سیر عملى آن است که مؤمن پیوسته به عمل صالح و کردار شایسته اهتمام بورزد، هر عمل شایسته، در تقویت ایمان و تقوا نقشى اساسى دارد و متقابلاً ایمان به دست آمده خود منشأ عمل شایسته تر مى شود و این ارتباط ایمان و عمل صالح به صورت صعودى تحقق مى یابد. «والذین اهتَدوا زادهُم هُدى» کسانى که هدایت الهى را بپذیرند خداوند هدایت آن ها را زیادتر مى کند (محمد، آیه ى 17)نکته بعد این که مى بایست مؤمن ارتباطى تنگاتنگ با عالمان دینى داشته باشد تا با استفاده از سیره علمى و عملى ایشان بیش از پیش در مسیر هدایت قرار گیرد و از آسیب ها و شبهات برکنار و مصون باشد.

پی نوشتها :
[1]. «... عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ »؛ شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 1، ص 178، ح 239، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش.
[2]. کنزالعمال، خبر 44121.
[3]. مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ج 10، ص 287، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1404ق.
[4]. «آفَةُ الدِّینِ سُوءُ الظَّن »؛ آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، محقق و مصحح: حسینى ارموى محدث، جلال الدین، ج 3، ص 101، دانشگاه تهران، تهران، چاپ چهارم، 1366ش.
[5]. «کَثْرَةُ الْکَذِبِ تُفْسِدُ الدِّینَ وَ یُعْظِمُ الْوِزْرَ»؛ تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق و مصحح: درایتى، مصطفى، ص 221، ح 4421، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1366ش.
[6]. «دَعِ الْحَسَدَ وَ الْکَذِبَ وَ الْحِقْدَ فَإِنَّهُنَّ ثَلَاثَةٌ تَشِینُ الدِّینَ وَ تُهْلِکُ الرَّجُلَ»؛ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 299، ح 6780.
[7]. «آفَةُ الدِّینِ: الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْر»؛ کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 3، ص 748، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1429ق.
[8]. کنزالعمال، خبر 28954.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.