آفرینش اجباری-زندگی اجباری ۱۳۸۷/۰۸/۰۳ - ۴۴۳ بازدید

خداوند به انسان قدرت اختیار داده ولی چرا انسان قبل از تولد از این ویژگی نمی تواند استفاده کند تا در صورت عدم تمایل به زندگی در دنیا، به دنیا نیاید؟

چنین چیزی از محالات است زیرا اختیار وصف است و بدون موصوف محال است. از طرف دیگراگر انسان به حقیقت، مقام و منزلت خود واقف شود، شکایت و احساس عدم رضایت نمى کند. در این باره توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. انسان گل سرسبد هستى، تاج و جوهره اصلى آن و اشرف تمامى مخلوقات است و در واقع همه جهان براى او آفریده شده است اسراء (17)، آیه 70؛ میزان الحکمة، ج 1، ص 360 و 361..
تاج «کرّمنا»ست بر فرق سرت طوق «اعطیناک» آویز برت
جوهر است انسان و چرخ او را عرض جمله فرع و پایه اند و او غرض
اى غلامت عقل و تدبیر است و هوش!چون چنینى خویش ارزان مفروش
مثنوى معنوى، دفتر 5، ابیات 3576 - 3574.
دوم. از این حقیقت نباید غفلت کرد که خاصیت نور باطنى، از فطرت انسان پرتو افشان مى شود و اگر این منبع الهى (فطرت)، زنده به گور نشود و غبار آلودگى ها و هواهاى نفسانى آن را نپوشاند، همواره پر فروغ خواهد بود. امّا اگر در پشت ظلمت «گناه» پنهان گردد، انسان گنه کار حقیقت خود را نمى بیند و از آنجا که نورى ندارد، خود را گم نموده، پس از مدتى خویشتن را به کلى فراموش خواهد کرد. تنها با علم و محبّت است که فطرت انسان، پر فروغ خواهد ماند؛ زیرا علم، مبدأ فاعل آدمى (خدا) را به انسان مى نمایاند و دوّمى انسان را به مبدأ اصلى خویش؛ (خداوند متعال) مى رساند: «العلم یدل علیه و الوجد یدّل له»؛ شرح کلمات باباطاهر به نقل از: آیةاللَّه جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن کریم، ج 14، ص 134، قم: اسراء، چاپ اول، 1379..
انسان ها باید در شناخت خویش بکوشند تا خویش را ارزان نفروشند و از وجود خود در این جهان احساس نارضایتى نکنند؛ بلکه با حضور خود در این جهان از بیشترین لذت هاى مادى و معنوى بهره مند گردند و سعادت و آسایش جاودانه در سراى آخرت را براى خود به ارمغان آورند.
خویشتن نشناخت مسکین آدمى از فزونى آمد و شد در کمى
خویشتن را آدمى ارزان فروخت بود اطلس خویش بر دلفى بدوخت
مثنوى معنوى، دفتر 3، بیت 1000 و 1001.

اهمیت امید


خداوند متعال ناامیدى از رحمت خویش را گناهى بزرگ مى شمارد و خطاب به پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) مى فرماید: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ زمر (39)، آیه 54.؛ «بگو: اى بندگانى که به خود ستم کرده اید! از رحمت و آمرزش الهى ناامید نشوید؛ زیرا خدا آمرزنده و مهربان است و اگر توبه کنید هر گناهى را مى آمرزد».
فضل حق با اینکه او کژ مى تندعاقبت زین جمله پاکش مى کند
سبق برده رحمتش وان غدر راداده نورى که نباشد بدر را
آب بهر این ببارید از سماک تا پلیدان را کند از خبث پاک
مثنوى معنوى، دفتر 5، ابیات 195، 196 و 199.
در این صورت نه جایى براى ناخشنودى وجود دارد و نه جایى براى یأس و ناامیدى. پس دیگر شکوه براى چه؟!

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.