آیا صحت دارد دجال از یهودیه اصفهان خروج خواهد کرد؟ ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ - ۶۵۱ بازدید

آیا صحت دارد دجال از یهودیه اصفهان خروج خواهد کرد؟

در مورد اصل دجال اختلافات زیادی وجود دارد. دجال در لغت دَجَل به معنای روکش نمودن یک شئ است که باطن آن کم‌ارزش باشد ولی روی‌ آن زرق و برق داده یا طلاکاری کنند بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار می‌برند یعنی‌ آن شخص منافق، دروغگو و فریبنده است[۱] البته معانی متعددی که گاه به ده معنا می‌رسد برای این واژه ذکر شده است، که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.

پیشینه دجال:

آیا صحت دارد دجال از یهودیه اصفهان خروج خواهد کرد؟

در مورد اصل دجال اختلافات زیادی وجود دارد. دجال در لغت دَجَل به معنای روکش نمودن یک شئ است که باطن آن کم‌ارزش باشد ولی روی‌ آن زرق و برق داده یا طلاکاری کنند بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار می‌برند یعنی‌ آن شخص منافق، دروغگو و فریبنده است[۱] البته معانی متعددی که گاه به ده معنا می‌رسد برای این واژه ذکر شده است، که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.

پیشینه دجال:

تاریخچه دجال به قبل از اسلام برمی‌گردد در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است از آیات انجیل استفاده می‌شود که دجال به معنای دروغگو و گمراه کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[۲] در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است و روایاتی در این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع شیعه موجود می‌باشد و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت می‌باشد.

مرحوم علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعه ارزشمند الامام المهدی با عنوان «تاریخ الغیبه الکبری» بحث مفصلی را به بررسی دجال اختصاص داده است ایشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول ضعف سندی دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌کننده واگذار نماید.

و بعضی از محققین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با دجال به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم رجال سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود.[۳]

به قول بعضی از محققین بزگوار[۴] روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است مخصوصاً روایات دجال که بعضی از آنها به شخص حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌رسد و متعین است که بگوییم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به یک سلسه معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.

اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد. و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.

در مجموع می‌توان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به دجال وجود دارد.

۱ . دجال شخصی: که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد.[۵]
و در روایت دیگر آمده است در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دجال موجود بوده است و نامش عبدالله یا صائد بن صیه است. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و اصحابش به قصد دیدار او به خانه اش رفتند او مدعی خدائی بود عمر خواست او را به قتل برساند ولی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مانع شدند.[۶]
قابل توجه است که محمد ابن یوسف گنجی در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل می‌کند که خود فرزند صائد دجال بودن خود را انکار می‌کند اشاره می‌نماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که می‌گوید: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم پیامبر فرمود دجال وارد بر مکه و مدینه نمی‌شود ولی من در مدینه به دنیا آمدم و اکنون می‌خواهم به مکه بروم.
۲ . دجال نوعی و سمبلیک: علامه سیدمحمد صدر در این باره می‌فرماید: مفهوم دجال سمبل پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهان‌بینی ماتریالیستی غرب است[۷] و عده‌ای دیگر از بزرگان نیز دجال را نماد و سمبل می‌دانند و این نکته را نیز باید توجه داشت جدا از اینکه روایات دجال قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه شیعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند یا نه و با چشم‌پوشی از اینکه دجال شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره دجال وجود دارد و آن اینکه دجال را بعضی جزء اشراط الساعه و علائم قیامت شمرده‌اند اگر این احتمال پذیرفته شود پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد خصوصاً که بعضی روایات این برداشت را تأیید می‌نمایند از جمله روایتی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ که ده نشانه قبل از وقوع قیامت را شمارش می‌فرمایند از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر این رایت نقل شده است.[۸]

نکته بعدی: محل خروج دجال است که در روایات مکآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت می‌رسد که در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌کنند بعضی قائلند که به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم.

۲. سفیانی:

در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم:

دسته اول اینکه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می کند که مردی است ظاهرالصلاح و به ذکر خدا مشغول ولی پلید و فریبکار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می کند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای کشتن آن حضرت می فرستد که در بیابان بین مکه و مدینه در زمین فرو می روند.

دسته دوم: اینکه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهند کرد.

اولا اگر دجال و سفیانی مصادیقی باشند از عناوین کلی دیگر بحث تقدم و تأخیر این دو را نمی توان مطرح نمود زیرا در این صورت این عناوین در فرد خاص و زمان جداگانه ای ظهور پیدا نمی کنند تا در مقام مقایسه زمانی براییم.
دوم: اگر پذیرفتیم که دجال فرد خاصی همچون سفیانی است در روایات نقل شده اشاره ای به تقدم و تأخر این دو نسبت به یکدیگر نشده است بلکه اشاره ای به زمان ظهور و آشکار شدن آنها نیز نشده است به جز یک سری علائم و نشانه که خصوصیات هر کدام از این دو را مشخص می سازد تا این موضوعات از یکدیگر تفکیک شده و خود به تنهایی علامتی باشند برای ظهور صاحب الزمان (عج).

نکته: در مثل این روایت که از حضرت امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ نقل می شود، که می فرمایند: "خروج سفیانی و یمانی و خراسانی (هاشمی) از نظر زمان در یک سال و در یک ماه و در یک روز خواهد بود و...[۹]" اشاره به مقارنه بعضی از علائم می شود لکن از مقارنه دجال و سفیانی یا تقدم و تأخیر یکی از دیگری صحبتی به میان نیامده است.

سوم: این روایات راجع به دجال و سفیانی و بیشتر در مورد دجال، از یک پراکندگی و آشفتگی برخوردار است که انسان را به این آشکار شدن و ظهور زمانی و نیز به کیفیت و نحوه مواجه با این علائم به درستی، رهنمون نمی سازد بلکه فقط علامتهائی از ظهور را مشخص می کنند تا به شیعیان پیرو مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ راه درست و نادرست را بنمایانند، تا در هنگام ظهور آن حضرت دچار سردرگمی و ابهام در یافتن مسیر صواب از ناصواب نگردند.

۳. سید حسنی

.بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست که از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد که به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری می‌کند. مردان از طالقان که شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند.[۱۰]

شیخ عباس قمی (ره) می‌فرماید: سید حسنی از اولاد حضرت امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ است. او دعوی باطل ندارد و ادعای مهدویت یا نیابت امام زمان بودن را ندارد و مردم را به نفس خود دعوت نمی‌کند و از شیعیان مخلص ائمه اثنی عشر و تابع دین حق است و در بین مردم مطاع و بزرگ است و در گفتار و کردار موافق با شریعت حقّه خاتم الانبیاء محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، در زمان او کفر و ظلم، عالم را فراگرفته است و مردم از دست ستمگران و فاسقان در اذیت و آزار به سر می‌برند. در چنین شرایطی سید حسنی برای نصرت دین استغاثه می‌کند و مردم او را اجابت نماید.[۱۱]

سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندکی پیش از ظهور به سوی عراق وکوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاک می‌کند و سرانجام کوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در کوفه اقامت می‌نمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.


--------------------------------------------------------------------------------

[۱] . نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدی، علی اکبر عارف، چاپ شریعت، ص ۱۸۱.

[۲] . دادگستر جهان، ابراهیم امینی. ص ۲۲۴، چاپ ۷۸.

[۳] . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص ۲۲۵، چاپ ۷۸.

[۴] . تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص ۶۴۳.

[۵] . صحیح مسلم، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷.

[۶] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۲، ص ۱۹۳، چاپ اسلامی.

[۷] . نشانه‌های یار و چکامه انتظار، مهدی علیزاده، ص ۶۷.

[۸] . اثبات الهداه، شیخ حرعاملی، ج ۷، ص ۴۰۵و مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۰۲ و الغیبه طوسی، ص ۴۲۶ و خصال شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳۱.

[۹] . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۲، روایت ۹۶، باب ۲۵، غیبت نعمانی، ص ۲۵۵، باب ۱۴، حدیث ۱۳.

[۱۰] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، موسسه الوفاء بیروت، ج ۵۳، ص ۱۵.

[۱۱] . شیخ عباس قمی، منتهی الامال، انتشارات فراروی، ۱۳۸۱، ص ۱۳۱۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
واقعا خوب بود.اما یکی از مهمترین نکته ها این بود که توبه قبول نمیشه ینی انسان باید فقط کار درست رو انجام بده نه اینکه وقتی شرایط دشوار رو دید(مثلا همون قحطی)بگه الان واقعا شرایط غیر قابل تحمله یکم خطا که اشکال نداره بعدا توبه میکنم!
میهمان
واقعا خوب بود.اما یکی از مهمترین نکته ها این بود که توبه قبول نمیشه ینی انسان باید فقط کار درست رو انجام بده نه اینکه وقتی شرایط دشوار رو دید(مثلا همون قحطی)بگه الان واقعا شرایط غیر قابل تحمله یکم خطا که اشکال نداره بعدا توبه میکنم!
میهمان
پس دجال از ایران و اصفهانی هستند ایول به این همه ارادت!
میهمان
Lost Blades Man:
دجال

شیخ صدوق درکمال الدین از((نزال بن سبره))روایت می کندکه گفت :علی بن ابیطالب (ع)برای ماخطبه خواند وپس از حمد وثنای الهی سه بارفرمود:سلونی ایها الناس قبل ان تفقدونی :ای مردم!پیش از آنکه مرا ازدست بدهید،هرچه می خواهید از من بپرسید!

دراین وقت صعصعه بن صوحان ازجای خود برخاست و

گفت:یا امیرالمومنین (ع)،دجال کی خواهد آمد؟فرمود:بنشین!

خداوندسخن توراشنیدودانست که مقصودت چیست.بخداقسم دراین باره سائل ومسئول(توومن)یکسان هستیم،(یعنی این از اسراری است که فقط خداوندمی داند).ولی این را بدان که آمدن دجال علاماتی دارد که متعاقب هم به وقوع می پیوندد.اگر خواسته باشی اطلاع می دهم .عرض کرد:یا امیرالمومنین (ع)بفرمایید.

فرمود:آنچه می گویم از حفظ کن!علامات آن این است:

دجال زمانی می آیدکه مردم نماز را بمیرانند،.امانت را ضایع کنند،دروغ گفتن را حلال شمارند و ربا بخورند و رشوه بگیرند،وساختمانها را محکم بسازند،دین را به دنیا بفروشند. وزمانی که سفیهان را بکار گماشتند،با زنان مشورت کردند،وپیوندخویشان را پاره نمودندوهوا پرستی پیشه ساختند وخون یکدیگر را بی ارزش دانستند.

حلم وبردباری در میان آنها نشانه ضعف وناتوانی باشد،وظلم وستم باعث فخر گردد،اُمرا،فاجر. وزراء ظالم، وسرکردگان دانا خائن .وقاریان قرآن،فاسق باشند.شهادت باطل،آشکار باشد.واعمال زشت وگفتار بهتان آمیز وگناه وطغیان وتجاوز علنی گردد.قرآنها زینت شود،ومسجدها نقاشی ورنگ آمیزی ومناره ها بلندگردد،واشرارمورد عنایت قرارگیرندوصفها درهم بسته شود.خواهش هامختلف باشدوپیمان ها نقض گردد،و وعده ای که داده شده نزدیک شود.زنها بواسطه میل شایانی که به امور دنیا دارنددرامر تجارت با شوهران خودشرکت جویند.صداهای فاسقان بلند گردد واز آنها شنیده شود.بزرگ قوم،رذل ترین آنهاست.ازشخص فاجر به ملاحظه شرش تقیه شود،دروغگوتصدیق وخائن امین گردد،زنان نوازنده،آلات طرب وموسیقی به دست گرفته،نوازندگی کنند.ومردم پیشینیان خودرا لعنت نمایند.زنها بر ،زینها سوارشوند وزنان به مردان ومردان به زنان شباهت پیداکنند.شاهدبدون اینکه از وی در خواست شود،شهادت می دهدودیگری به خاطر دوست خود برخلاف حق گواهی دهد.احکام دین را برای غیر دین بیاموزندوکار دنیا را برآخرت مقدم دارند.پوست میش را بردلهای گرگها بپوشند در حالیکه دلهای آنها از مردار، متعفن تر واز صبر،تلخ تر است.درآن موقع شتاب وتعجیل کنید.بهترین جاها در آن روز، بیت المقدس است. روزی خواهد آمد که هرکس آرزو کندکه از ساکنان آنجا باشد.در این وقت اصبغ بن نباته برخاست وعرض کرد:

یاامیرالمومنین (ع)دجال کیست؟

فرمود: بدان که دجال صائدبن صید است. شقی،کسی است که ادعای اوراتصدیق کند وسعادتمند کسی است که اوراتکذیب نماید.ازشهری که آن را اصفهان می گویند وقریه ای که معروف به یهودیه است بیرون می آید.چشم راست ندارد وچشم دیگردر پیشانی اوست ومانندستاره صبح می درخشد.چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است.درپیشانی وی نوشته است ((این کافراست))هر شخص با سواد وبی سواد آن را می خواند.داخل دریاها می شود وآفتاب با او می گردد.در جلو رویش کوهی از دود است وپشت سر او کوه سفیدی است که مردم آن را طعام می بینند.وی در یک قحطی سختی می آیدوبرالاغ سفیدی سوار است یک گام الاغش یک میل راه است!زمین درزیرپای اونوردیده می شود.ازهیچ آبی نمی گذرد مگر اینکه تا روز قیامت خشکیده می شود.با صدای بلندخود چنان ندا درمی دهدکه از مشرق تا مغرب جن وانس وشیاطین صدای او را می شنوند،می گوید:((ای دوستان من بیایید به سوی من،منم آن کسی که بشر را آفریدم واندام آنها را معتدل و متناسب نمودم وروزی هر کسی را تقدیر نموده و همه را به یافتن آن راهنمایی میکنم .من آن خدای بزرگ شما هستم )).دجال دشمن خدا ،دروغ می گوید،اویک چشم دارد.غذا می خورد.دربازارها راه می رود در صورتی که خداوندِ ،شما ،نه یک چشمی است ونه غذا می خورد ونه دربازارها راه می رود. وفناپذیرنیست.

غالب پیروان او در آن روز اولادزناهستند.خداوند او را در شام ،در تلی معروف به { تل افیق } سه ساعت از روز جمعه بر آمده به دست کسی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می گزارد،می کشد.

بدانیدکه بعد از آن ،حادثه بزرگی روی می دهد.

عرض کردیم :یا امیر المونین(ع)آن حادثه چیست؟

فرمود:آمدن{ دابه الارض }از سمت { صفا }است.انگشترسلیمان وعصای موسی با اوست آن انگشتر را بر روی هرمومنی که می گذارد در جای آن نوشته می شود:این مومن حقیقی است. وبروی هر کافری بگذاردنوشته می شود این کافرحقیقی است.تا جایی که مومن صدا می زند: ای کافر، وای برتو. وکافر صدا می زند:ای مومن خوش به حالت !دوست داشتم من هم امروز مثل توبودم وبه چنین سعادتی برسم.

سپس دابه الارض سر خود را بلندمی کند ومردمی که در بین مشرق و مغرب هستندبعدازطلوع خورشیداز جانب مغرب به اذن خدا اورا می بینند.

درآن وقت دیگرتوبه برداشته می شود،

نه توبه ای قبول و نه عملی به سوی

Lost Blades Man:
خدا بالامی رود.وایمان کسی که پیشترایمان نیاورده ،یا درحال ایمان،خیری کسب نکرده بود به حال صاحبش سودی ندارد.

آنگاه حضرت فرمود:از آنچه بعد از آن روی می دهد از من نپرسید.زیرا حبیبم رسول الله(ص)با عهد بسته که جز به عترت خود اطلاع ندهم.

میهمان
جاهای امن درزمان خروج دجال لعین لعن الله علیه مسجد الاقصی و مدینه النبی ومکه مکرمه است.
میهمان
اگر روایات مربوط به محل خروج دجال را در نظر بگیریم اکثر مکان ها در حدود عرض جغرافیایی ۳۳ درجه شمالی قرار دارند
میهمان
پس چرا میگویند دجال حکومت میکند ایا دجال همان شیطان نیست پس چرا ماسونها خود را برای حکومت او اماده میکنند اومیگوید من خدای شما هستم و جادوگری میکند هرم تک چشم به او مربوط نمیشود ایا؟
میهمان
ممنون مطالب مفید بود اما لطفا در مورد صحت تصویر پخش شده در دنیای مجازی در مورد دجال هم مطلب بگذارید .
میهمان
سلام.واقعا مفید بود.امیدوارم مطالبی هم درمورد ادعای یهود مبنی بر به دنیا آمدن دجال(پسری با یک چشم) نیز بگذارید.تشکر فراوان

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.