نسخه آزمایشی

آیین زرتشت ۱۳۹۷/۹/۴ - ۸۵ بازدید

آیا زرتشت یک مذهب است یا فرقه؟میخواهم درباره ی فرقه ها و مذاهب زرتشتیان و هم چنین زرتشتیان ایران بدانم؟
زرتشت فرقه ای کوچک از مجوس و از آینهای کهن ایرانی است که بنیانگذار آن شخصی به نام زرتشت بوده است. مجوسی ها به چهار فرقه تقسیم می شدند:
۱. کیومرثیه؛ ۲. زروانیه؛ ۳. مسخیه؛ ۴. زردشتیه.
اختلاف نظرهای جدّی بین تاریخدانان وجود دارد. در اینکه زرتشت در چه زمانی می زیسته؟و اهل کجا بوده؟و آیا پیامبر بوده یا نه؟ نیز معلوم نیست که آنچه امروزه آیین زرتشت نامیده می شود آیا حقیقتاً همان چیزی است که از زبان زرتشت برآمده یا اندیشه های او نیز مثل ادیان انبیای گذشته تحریف شده اند؟ و البته شکّ نیست که بخشی از آیین او در طول زمان از بین رفته است؛ چون خود زرتشتیان اعتقاد دارند که کتاب اوستای کنونی بیش از این بوده که اکنون وجود دارد. پس یقیناً بخشی از این کتاب در طول تاریخ مفقود شده است. مقاله ای در باب آیین زرتشت۱. نظر محققین امور ادیان قبل از ظهور زردشت، یعنى پیش از پادشاهى مادها، بومیان غیر آریایى ایران دینى داشتند که آیین مغان نامیده مى شد. کلمه مغ (مگوش ) در زبان قدیم ایران به معناى خادم بوده است. به نظر مى رسد مغان سکنه بومى ایران بوده اند و مانند دراویدیان هندوستان، پس از ورود آریاییان سرزمین خود را تسلیم آنان کرده اند. واژه المجوس که در زبان عربى به زردشتیان اطلاق مى شود، از همین کلمه مگوش گرفته شده است.
هنگامى که چند قرن بر ورود آریاییان به ایران گذشت این قوم اندک اندک به شهر نشینى روى آوردند و این مساله در جهان بینى ایشان تاثیر گذاشت.
در آن روزگار شخصی بر خاست و آریاییان را به آیین تازه اى دعوت کرد و آیین مغان را برانداخت. این شخص که خود را فرستاده خداى خوبى و روشنایى معرفى مى کرد، زردشت نام داشت. وى مدعى بود آیین خود را از اهورمزدا دریافت کرده تا جهان را از تیرگیها پاک کند و آن را به سوى نیکى و روشنایى رهنمون شود.
بنابراین کلمه مجوس در اصل اسم دین زرتشتیان نبوده است بلکه آیین مجوس قبل از آیین زرتشت وجود داشته است؛ لکن از آن جهت که پیروان آیین مجوس به زرتشت گرویدند و عملاً آیین مجوس در آیین زرتشت منحلّ شد، در میان اعراب و در روایات اهل بیت(ع) نیز از آیین زرتشت با نام آیین مجوس یاد شده است. البته این آیین بعد از زرتشت نیز دچار تحوّلات زیادی شده است. برخی محققین گفته اند: واژه زرتشت قبل از ظهور آیین زرتشت به عدّه ای از پیامبران اطاق می شده است؛ لکن بعد از ظهور زرتشت معروف، این اسم برای او عَلَم شده است.
امروزه زردشتیان به نامهایى چون گبر، مجوسى و پارسى خوانده مى شوند. کلمه «گبر» در زبان سریانى به معناى کافر بوده از جانب دیگران به آنان اطلاق گردیده.
آیین زردشت حدود یک قرن قبل از میلاد تحول یافت و آن صورت تحول یافته را آیین مزدَیسنى مى نامند. مزدیسنا در لغت به معناى ستایش مزداست.
سرگذشت زردشت:
دانشمندان در مورد وجود تاریخى زرتشت شک دارند، اما بیشتر آنان وجود وى را نفى نمى کنند. زردشت، زرتشت، زرادشت، زراتشت، زردهشت و کلماتى از این قبیل از واژه «زرثوشتر»(Zarathushtra) در گاتها (بخشى از کتاب آسمانى زردشت ) مى آید که طبق نظریه صحیحتر معادل زرد اشتر یعنى دارنده شتر زرد است. نام پدرش پوروشسب یعنى دارنده اسب پیر، نام مادرش دغدو یعنى دوشنده گاو ماده و نام خاندان وى سپیتمه یعنى سپید نژاد بود.
طبرى مورخ مشهور اسلامی و پیروان او، اصل زردشت را از فلسطین مى دانند و مى گویند وى از آنجا به ایران آمده است، اما قول صحیح و معروف آن است که وى ایرانى و اهل آذربایجان بوده است و محل برانگیختگى او را کوهى نزدیک دریاچه ارومیه مى دانند.
درباره زمان زردشت نیز اختلاف است و زمان وى حتى به ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد نیز برده شده است. امّا بر اساس نظریه مشهور، وى در سال ۶۶۰ قبل از میلاد به دنیا آمد و در ۶۳۰ قبل از میلاد (در سن ۳۰ سالگى ) دعوی نبوّت نمود.
گفته شده که وى در سال ۵۸۳ ق .م . در سنن ۷۷ سالگى در آتشکده اى در بلخ (افغانستان ) توسط لشکر قومى مهاجم کشته شد است.
بعثت زردشت به نبوّت در شاهنامه فردوسى آمده است، اما این جریان در قسمت افسانه اى شاهنامه مذکور است، نه در قسمت تاریخی آن.
تعالیم زردشت:
در آیین زردشت سه اصل عملى گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک وجود دارد که مانند آن را در ادیان مختلف مى یابیم. احترام به آتش به عنوان یکى از مظاهر خداى روشنایى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در معابدى به نام آتشکده مشخصترین ویژگى این آیین است. همچنین آبادانى، کشاورزى دامدارى و شهرنشینى مورد ستایش قرار گرفته است. احترام به حیوانات، مخصوصا سگ و گاو، همچنین خوش رفتارى با مردم نیز جایگاهى ویژه دارد. برخى از آداب و رسوم سرزمین ایران از قبیل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنایى چراغ و چیزهاى دیگر با تعالیم زردشتى ارتباط دارد. همچنین برخى زندیقان قرون نخست اسلام گرایشهاى زردشتى داشتند.
اوستا:
کتاب آسمانى زردشتیان اوستا نام دارد که به معناى اساس و بنیان و متن است. این کتاب به خط و زبان اوستایى نوشته شده است که به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسکریت همریشه است. به عقیده بسیارى از محققان، خط اوستایى در دوره ساسانیان (۲۲۶ - ۶۴۱ م .) پدید آمد و اوستا که قبلا در سینه ها بود، به آن خط کتابت شد و به قولى این کار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است. زردشتیان و پژوهشگران بر این مساله اتفاق دارند که اوستا در اصل بسیار بزرگتر بوده است که به عقیده برخى روى ۱۲۰۰۰ پوست گاو نوشته بود. اوستاى کنونى داراى ۸۳۰۰۰ کلمه است و احتمالا اصل آن داراى ۳۴۵۷۰۰ کلمه (یعنى چهار برابر) بوده است. اوستاى اصلى به ۲۱ نسک (کتاب یا بخش ) تقسیم مى شد و اوستاى کنونى نیز ۲۱ نسک است.
اوستا ۵ بخش دارد:
۱. یسنا (یعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از این بخش گاتها نامیده مى شود (به معناى سرود). این بخش که مشتمل بر ادعیه و معارف دینى و معروفترین قسمت اوستاست، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى که سایر قسمتهاى اوستا را به پیشوایان دین زردشت نسبت مى دهند؛
۲. ویسپرد (یعنى همه سروران ) مشتمل بر نیایش؛
۳. وندیداد (یعنى قانون ضد دیو) درباره حلال و حرام و نجس و پاک؛
۴. یشتها (یعنى نیایش سرود و تسبیح )؛
۵. خرده اوستا (یعنى اوستاى کوچک ) درباره اعیاد و مراسم مذهبى و تعیین سرودهاى آنها زردشتیان ، علاوه بر اوستا، تفسیرى به نام زنداوستا و کتب مقدس دیگرى به زبان پهلوى دارند.
داستان خلقت و دو گانه پرستى کسى نمى داند گرایش زردشتیان به خدایان دو گانه (خداى نیکى و خداى بدى یا خداى روشنایى و خداى تاریکى ) در چه عصرى آغاز شده است. در قسمت گاتها (از یسناى اوستا) که به خود زردشت نسبت داده مى شود، اهریمن در برابر خرد مقدس صف آرایى مى کند و نه در برابر آهورمزدا که خداى واحد و فوق پروردگاران روشنایى و تاریکى است. همچنین گروهى از زردشتیان به نام زروانیان در عصر ساسانى پدید آمدند که معتقد به خداى یکتا به نام زروان بودند و او را از خداى روشنایى و تاریکى برتر مى شمردند. این فرقه پیروان بسیارى در ایران آن روز داشته است.
در آیین زردشت، آهور مزدا ۶ دستیار دارد که به منزله فرشتگان ادیان ابراهیمى هستند. آن دستیاران را امشاسپندان یعنى جاویدان مقدس‍ مى نامند. آنها رهبرى دارند به نام سپنتامئنیو یعنى خرد مقدس و نامهاى خودشان از این قرار است:۱. وهومن (Vohuman)؛۲. اشه وهیشته (vahishta-Asha)؛۳. خشتره وائیریه (vairya-Xshathra)؛۴. سپنته ارمئیتى (armaiti-Spenta)؛۵. هئورتات (Haurvartat)؛۶. امرتات (Ameretat). پس از آنها یزتها قرار دارند که ۳۰ عدد از آنها معروفند. اینها تشکیلات خرد مقدس هستند. در مقابل، اهریمن هم تشکیلاتى دارد.
طبق آیین زردشت دوره کهن کنونى جهان ۱۲۰۰۰ سال است. خداى نیکى مدت ۳۰۰۰ سال بر جهان حکمرانى مى کرد و در این مدت خداى بدى در تاریکى به سر مى برد. پس از این مدت خداى بدى از تاریکى بیرون آمد و با خداى نیکى روبرو شد. خداى نیکى به وى ۹۰۰۰سال مهلت داد که با او مقابله کند. وى اطمینان داشت که سرانجام خود او به پیروزى خواهد رسید. در این زمان هر دو به آفریدن نیک و بد آغاز کردند و بدین گونه با یکدیگر به مبارزه برخاستند. پس از ۳۰۰۰ سال زردشت آفریده شد و از این زمان به بعد توازن قوا به نفع خداى نیکى گرایید و به سیر صعودى خود ادامه داد.آخر الزماندر هزاره گرایى زردشتى (Millennialism Zoroastrean)انتظار ظهور سه منجى از نسل زردشت مطرح است . این منجیان یکى پس از دیگرى جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد.۱. هوشیدر، ۱۰۰۰ سال پیش از زردشت ؛۲. هوشیدرماه ، ۲۰۰۰ سال پس از زردشت ؛۳. سوشیانس (یا سوشیانت )، ۳۰۰۰ سال پس از زردشت که با ظهور او جهان پایان مى یابد.
بقاى روح:
زردشتیان به جاودانگى روح عقیده دارند. آنان مى گویند روان پس ‍ از ترک جسم تا روز رستاخیز در عالم برزخ مى ماند. همچنین آنان به صراط، میزان اعمال ، بهشت و دوزخ معتقدند. بهشت آیین زردشت چیزى مانند بهشت اسلام است، ولى به خاطر مقدس بودن آتش، دوزخ زردشتى جایى بسیار سرد و کثیف است که انواع جانوران در آن، گناهکاران را آزار مى دهند.
وضع کنونى زرتشتیان:
بیش از هزار سال است که زردشتیان ایران به بمبئى هندوستان کوچیده اند و اکنون حدود صد و پنجاه هزار نفر از آنان در آن سامان زندگى می کنند و پارسى نامیده مى شوند. حدود پنجاه هزار نفر از ایشان نیز در یزد، کرمان و تهران سکونت دارند. (ر.ک: آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی)
۲. تحقیقی در آیات و روایات اهل بیت(ع):
خداوند متعال در آیه ۱۷ سوره حج می فرماید:« إنِ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ الصَّابِئینَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ شَهید؛ مسلّماً کسانى که ایمان آورده اند، و یهود و صابئان و نصارى و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داورى مى کند؛ خداوند بر هر چیز گواه(و از همه چیز آگاه) است.» بسیاری از فقها و مفسّرین و از جمله علامه طباطبایی در المیزان از این آیه شریفه استفاده نموده اند که مجوسیان اهل کتابند. در روایات معصومین (ع) نیز تصریح شده که مجوسیان دارای پیامبر الهی و کتاب آسمانی بوده اند؛ ولی دینشان به اصالت خود باقی نمانده است.( ر.ک: إرشاد القلوب إلى الصواب؛ ج ۲، ص۳۷۵ و الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ۲، ص۳۴۶ ) امّا در مورد نام پیامبر و کتاب مجوسیان در روایات اهل بیت(ع) سخنی گفته نشده است.
لکن در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که شخصی به نام زرتشت در میان مجوسیان ادّعای نبوّت نمود و عدّه ای را به دین خود درآورد ولی عدّه ای دیگر منکر او شده و وی را از شهر بیرون نمودند و درندگان بیابان او را خوردند. « ... قَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنِ الْمَجُوسِ أَ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِمْ نَبِیّاً فَإِنِّی أَجِدُ لَهُمْ کُتُباً مُحْکَمَةً وَ مَوَاعِظَ بَلِیغَةً وَ أَمْثَالًا شَافِیَةً یُقِرُّونَ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ لَهُمْ شَرَائِعُ یَعْمَلُونَ بِهَا قَالَ ع مَا مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ- وَ قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِمْ نَبِیٌّ بِکِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَأَنْکَرُوهُ وَ جَحَدُوا کِتَابَهُ قَالَ وَ مَنْ هُوَ؟ فَإِنَّ النَّاسَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُ خَالِدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ ع إِنَّ خَالِداً کَانَ عَرَبِیّاً بَدَوِیّاً مَا کَانَ نَبِیّاً وَ إِنَّمَا ذَلِکَ شَیْ ءٌ یَقُولُهُ النَّاسُ قَالَ أَ فَزَرْدُشْتُ؟ قَالَ إِنَّ زَرْدُشْتَ أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ فَآمَنَ مِنْهُمْ قَوْمٌ وَ جَحَدَهُ قَوْمٌ فَأَخْرَجُوهُ فَأَکَلَتْهُ السِّبَاعُ فِی بَرِّیَّةٍ مِنَ الْأَرْض .؛ ... [سائل از امام صادق(ع)]پرسید: از مجوس بفرمایید که آیا خداوند بر ایشان پیامبرى مبعوث فرمود؟ زیرا من در ایشان کتابى محکم و مواعظى رسا و مثالهایى شافى یافته ام، و نیز آنان به ثواب و عقاب معتقد و برخوردار از دستوراتى دینى بوده و همه آن را رعایت مى کنند. امام(ع) فرمودند: هیچ امّتى نیست مگر اینکه در میانشان انذار دهنده اى بوده است ؛ در میان مجوس نیز پیامبرى با کتاب مبعوث شده ، ولى هر دو (آن پیامبر و کتابش) مورد انکار قوم واقع شدند. سائل پرسید: آن پیامبر چه کسی بود؟ زیرا مردم فکر مى کنند او خالد بن سنان بوده. امام(ع) فرمودند: خالد ، عربى بدوى بوده ، نه پیامبر، این چیزى است که مردم مى گویند. سائل پرسید: آیا آن پیامبر زردشت بوده است؟ امام فرمودند: زردشت با زمزمه (کلامى نامفهوم) نزد ایشان آمد و ادّعاى نبوّت کرد، گروهى به او ایمان آورده ، و گروهى منکرش شدند و او را از شهر بیرون کردند و در همان جا خوراک درندگان صحرا شد. ... »( الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج ۲ ،ص۳۴۶)
در این روایت گرچه به نبوّت یا عدم نبوّت زرتشت تصریح نشده است، ولی از ظاهر کلام چنین بر می آید که پیامبر حقیقی مجوسیان زرتشت معروف نبوده است و زرتشت به دروغ دعوی نبوّت داشته است. شاهد این استنباط تعبیر «أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ » و« فَأَکَلَتْهُ السِّبَاعُ » است. چون اوّلاً نفرمود از جانب خدا ارسال شد بلکه فرمود پیش آنان آمد و ثانیاً فرمود: با زمزمه ای پیش آنان آمد ؛ و زمزمه در لغت صدای نهان غیر قابل فهم را گویند. در حالی که انبیاء (ع) ، همواره با سخن بیّن و روشن مبعوث می شوند. ثالثاً فرمود: زرتشت را درندگان خوردند. در حالی که طبق برخی روایات ، درندگان به اولیای (ع) آسیب نمی رسانند.
جهت مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید.
ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری (ره).
ـ ادیان و مذاهب، حمید رضا شاکرین، از مجموعه پرسشها و پاسخهای دانشجویی نهاد نمایندگی ولیّ فقیه در دانشگاهها، شماره ۱۲.
ـ آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی.
ـ تاریخ ادیان، علی اصغر حکمت.
ـ طلوع و غروب زردشتی گری، آر. سی زنر، مترجم: تیمور قادری.
ـ تاریخ کیش زرتشت، مری بویس، ترجمه: همایون صنعتی زاده.
ـ اسطوره زندگی زرتشت، احمد آموزگار.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.