ابواب هفتگانه جهنم ۱۳۹۰/۱۱/۶ - ۳۰ بازدید

پاسخ اول: ابواب بهشت و دوزخ:درآیات قرآن کریم اشاراتی به ابواب بهشت و جهنم دارد و مانند:«والملائکه یدخلون علیهم من کل باب» «جنات عدن مفتحه لهم الابواب» «ادخلو ابواب جهنم خالدین فیها» «لها سبعه ابواب لکل باب منهم جز مقسوم»مرحوم ملا صدرا در کتاب نفیس حکمت متعالی ج ۹ در فصل ۲۶ ص ۳۳۰ بحثی راجع به ابواب بهشت و جهنم دارد درآنجا می فرماید:(که ما با ترجمه روان وخلاصه بحث را مطر ح می کنیم) در این که ابواب بهشت و جهنم یعنی چه؟ و چیست؟

پاسخ اول:
ابواب بهشت و دوزخ:
درآیات قرآن کریم اشاراتی به ابواب بهشت و جهنم دارد و مانند:
«والملائکه یدخلون علیهم من کل باب» «جنات عدن مفتحه لهم الابواب» «ادخلو ابواب جهنم خالدین فیها» «لها سبعه ابواب لکل باب منهم جز مقسوم»
مرحوم ملا صدرا در کتاب نفیس حکمت متعالی ج ۹ در فصل ۲۶ ص ۳۳۰ بحثی راجع به ابواب بهشت و جهنم دارد درآنجا می فرماید:(که ما با ترجمه روان وخلاصه بحث را مطر ح می کنیم)
در این که ابواب بهشت و جهنم یعنی چه؟ و چیست؟ نظرات مختلفی وجوددارد و چند قول را بیان می کند و قول اول را ترجیح می دهد.
قول اول: این ابواب مربوط به خود انسان و ا درا کات هفت گانه اوست که شامل: حواس پنج گانه و دو حس باطنی، یعنی خیال و وهم،که یکی از آنها مدرک صورت و دیگری مدرک معانی جزتبه است.
این ابواب اگر در اطاعت و بندگی خدا به کار گرفته شود ابواب دخول به بهشتند و اگر در انقباد نفس و اطاعت شیطان باشد ابواب دخول به جهنمند.
بهشت اختصاصا باب هشتمی نیز دارد و آن باب قلب است.
قول دوم: آن هفت باب، اعضا هفت گانه ای از بدن هستند که تکلیف به واسطه آنها به شخص می دهند
قول سوم: هفت باب جهنم: اخلاق سیئه مانند حسد و بخل و تکبر وغیر آن. در مقابل هفت باب بهشت: اخلاق حسنه مانند حلم وکرم وشجاعت و غیر آن.
و بعید نیست که صفات واخلاق سیئه و یا حسنه ۷ رکن اصلی داشته باشد و هر کدام از این ارکان شعبه هایی داشته باشد (که البته برای اخلاق حسنه ۸ رکن اصلی وجود دارد)
از میان این اقوال قول اول صحیحتر است:
هر کدام از ادراکات هفت گانه انسان در طریق خیر باشد, درهایی برای ادراک حقایق و معارف وانجام و حسنات برای او باز می شود که به واسطه آنها می تواند به ملکوت صعود کرده و داخل بهشت شود
و بالعکس ممکن است هر کدام از ادراکات انسان دری از درهای شهوت دنیا باشد و انسان را به آتش در آخرت بکشاند
به طور خلاصه: برای هر کدام از ادراکات و مشاعر باطن و ظاهری است،ابواب ظاهر ادراکات به دوزخ و ابواب باطن ادراکات به بهشت و یا به جایی که استحقاق آن را داشته باشد باز می شود
زمانی که دری از درهای دوزخ بسته می شود دری از درهای بهشت باز می شود یعنی بسته شدن یکی از ابواب بهشت و یاجهنم باز شدن باب دیگری است.
باب قلب باب هشتم:
این باب برای اهل حجاب و کفر همیشه بسته است, و اختصاص به اهل بهشت دارد, از طریق قلب, ایمان و معرفت راه پیدا می کند و هیچگاه این طریق برای دوزخیان باز نمی شود.
به تصریح آیات توجه کنید«:ختم الله علی قلوبهم» «فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون» یعنی: بر قلوب اهل آتش مهر زده شده است.
اما شاخه ای از آتش بر دلها مسلط می شود نه اینکه داخل شود چون این درب بر روی آتش بسته است, همچنانکه درب بهشت بر روی کفار بسته است.
و آنچه که خداوند در قرآن راجع به ابواب هفتگانه فرموده, از ان ابواب انس و جن داخل می شوند مگر باب هشتم که اهل کفر از آن داخل نمی شوند.و باطن این درب ایمان و بندگی خداست.
و همچنانکه در حدیث شریف دارد:«حفت الجنه بالمکاره» یعنی بهشت توام و لابلای سختی هاست .قلب نیز توام و لابلای سختی هاست, باطنش رحمت و ظاهرش عذاب است.
درآ یه شریفه« نارالله الموقده تطلع علی الافئده »همزه ۶ و۷ ( آتش افروخته که بر دلها مسلط شودـ نه اینکه وارد شودـ(.
منازل جهنم و درکات آن چنان است که منازل بهشت و درجات آن است. شدت عذاب جهنم و منزلت آن عذابها, شعبه های کفر و فسق است
چنانکه درجات بهشت, میزان بهره وری از نعمت ها و منازل آن شعبه های ایمان و اطاعت است.
هر کس عمل خیری را انجام دهد همان عمل را در آخرت می بیند و هر عمل شری را انجام دهد (از لطف خداوند) گاهی آن را می بیند و گاه از او بخشیده می شود.
پاسخ دوم:
.می توان از منظر دیگری پاسخ را به گونه ای دیگر داد:
۱. جهنم مکانی است که هفت طبقه یا هفت در دارد. به این موضوع در سوره های حجر آیه ی ۴۴ و نحل آیه ی ۲۹ و زمر آیه ی ۷۱ - ۷۳ و موئمن آیه ی ۷۶ اشاره گردیده است . اما در هیچ کدام از آنها بیان نشده که مراد ازابواب چیست ؟ مفسران پیرامون تفسیر «ًًًًًًًًًًًابواب » چهار احتمال را مطرح نموده اند.
احتمال اول: این که ابواب به معنای طبقات و درکات مختلف است . گواه بر این مدعا آیه ی «ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار»و آیاتی دیگر است . علامه ی طباطبایی در تائیید این که مراد از ابواب , طبقات و تنوع عذاب های متفاوت است , می فرماید: «مؤید این احتمال فقره دوم آیه مورد بحث است که می فرماید »«لکل باب منهم جزئ مقسوم» «یعنی از ایشان برای هر دری قسمتی تقسیم شده است . چون ظاهر آن این است که خود جزئ, تقسیم شده بر درها است , و این وقتی معنای صحیح می دهد که، باب ، به معنای طبقه باشد نه در ورودی », (ر.ک : علامه طباطبایی , ترجمه تفسیر المیزان , ج ۱۲, ص ۲۵۱, دفتر انتشارات اسلامی )
فخر رازی هم در تفسیر «ان المنافقین فی ...» می فرماید: «ظاهر این تعبیر قرآنی این است که جهنم دارای طبقاتی است , و ظاهر این است سخت ترین طبقات جهنم همان طبقه ی پایین است , »(ر.ک. تفسیر فخررازی , ج ۱۱, ص ۸ شاهد بر این احتمال , حدیث منقول از علی (ع ) پیرامون تفسیر آیه ی «لها سبعه ابواب » است که می فرماید: «دوزخ دارای هفت باب , یعنی هفت طبقه است که هر طبقه ای بالای طبقه ی دیگری می باشد.»
بعدا آن بزرگوار دست خود را روی دست دیگر نهاد و بدین وسیله طبقه بندی دوزخ را برای بینندگان مجسم نمود. در حدیث دیگری از علی (ع ) می خوانیم که فرمود:
جهنم هفت در دارد; بعضی فوق بعضی دیگر قرار دارد وقتی اولی پر شد دومی را پر می کنند, آن گاه سومی را تا همه اش پر شود, (ر.ک : حویزی , تفسیر نور الثقلین , ج ۳, ص ۱۸ - ۱۹; سیوطی , الدر المنثور, ج ۴, ص ۹۹)
احتمال دوم: این است که ابواب , اشاره به درهای ورودی دوزخ است همانند درهای متعددی که در ساختمان های معمولی این جهان وجود دارد. و در واقع هفت در به کثرت وارد شوندگان اشاره می کند. اما این فرض با توجه به روایات متعددی که در تفسیر این آیات آمده است بعید به نظر می رسد.
احتمال سوم: را مفسرانی مانند صاحب تفسیر روح المعانی و تفسیر جامع الاحکام مطرح و نقل کرده اند بدین صورت که تعدد این درها به لحاظ تعدد گروه های مختلفی است که از آنها وارد می شوند. قائلین به این احتمال به حدیث ذیل تمسک و استشهاد نموده اند که : در اول، ویژه مسلمانان موحد گنهکار, و در دوم، از آن یهود, و در سوم، از آن مسیحیت , و در چهارم، مخصوص ستاره پرستان , و در پنجم، از آن مجوس , و در ششم، از آن مشرکان , و آخرین در ،مخصوص منافقان است , (ر.ک : روح المعانی , ج ۱۴, ص ۴۸; جامع الاحکام , ج ۵, ص ۳۶۴۶ به نقل از پیام قرآن )
احتمال چهارم: این است که این درها اشاره به اعمال و گناهان مختلفی است که انسان را به دوزخ می کشاند. گواه این احتمال هم اولا مقابله ای است که با درهای بهشت وجود دارد مثل باب المجاهدین که در بهشت است . ثانیا روایاتی است که نشان می دهد که از بعضی از درهای جهنم فرعون و هامان و قارون , و از بعضی مشرکان , و از بعضی دشمنان خاندان پیامبر(ص ) وارد می شوند. این ها نیز دلیل رابطه درهای جهنم با گناهان مختلف است , (ر.ک : آیت الله مکارم شیرازی و همکاران , پیام قرآن , ج ۶, ص ۲۱۸.)
قرآن می فرماید: «وَإِنَّ جَهنَّم لَمَوعِدهم أَجمَعین لَها سَبْعة أَبواب لِکُل باب مِنْهم جِزء مَقْسوم» (حجر/۴۳ – ۴۴ ) [و قطعا وعده گاه همه مردم گمراه آتش دوزخ است. آن دوزخ دارای هفت در و هر دری ویژه گروهی از گمراهان است.]
در برخی روایات این هفت در اشاره به هفت طبقه دوزخ است و گویا هر طبقه ای برای خود در ویژه ای دارد. از این رو در روایتی از حضرت باقر(ع) ذیل آیه فوق آمده است، حق تعالی جهنم را هفت طبقه آفریده و هر طبقه نام ویژه ای دارد:
۱ – جحیم: اهل این طبقه بر سنگی آتشین می ایستند و مغز سرشان چونان دیگ جوشان می جوشد.
۲ – لظی: «کَلّا إِنَّها لَظی نَزاعة لِلشَّوی تَدعوُا مَن أَدْبر وتَولّی وجَمع فَأَوعی»
معارج/۱۵ – ۱۸ . [آتش زبانه می کشد. پوست سر و اندام را می کند. هر که را در دنیا به حق پشت کرده و از آن روی برتافته و حرام را گردآورده جاسازی و ذخیره کرده است، فرا می خواند.]
۳ – سقر: «وَما أَدریک ما سَقَر لاتُبْقی ولاتَذَر لَوّاحَة لِلبَشر عَلَیها تِسْعَة عَشَر»
مدثر/۲۷ – ۳۰ ، [و تو چه دانی که آن سقر چیست؟ شراره سقر از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند، آن آتش بر آدمیان رو نماید و روی آنان را دگرگون کند. بر آن آتش نوزده تن گماره شده اند.]
۴ – الحطمة: در هم کوبنده و خرد کننده و شراره های آن چونان قصر است: «إِنَّما تَرمی بِشَرَر کَالقَصِر کَأَنّه جَمالتٌ صُفْرٌ»
مرسلات/۳۲ – ۳۳ . [دوزخ چون کاخی بلند شراره می افکند، گویی آن شراره شترانی زرد رنگ است.] این آتش واردشوندگان به آن را مانند سرمه در هم می کوبد و خرد می کند. اما جان انسان نمی میرد، و هر بار که بدن مانند سرمه گشت دوباره به حال اول باز می گردد تا به عذاب جدید معذب شود.
۵ – هاویة: آنگاه که در آتش سقوط کند گوید: ای مالک دوزخ به فریاد ما برس در این گاه ظرفی از جنس مس گداخته (ظر مسین در حرارت گزاری مؤثرتر از برخی فلزات است) پر از آتش و چرک و کثافت که از پوست بدن هاشان انباشته شده به آنان خواهد داد و چون بیاشامند گوشت صورت هایشان از شدت حرارت در آن خواهد ریخت.
۶ – السعیر: یعنی آتش فروزان. این طبقه دارای سیصد سرا پرده آتشین و در هر یک سیصد کاخ آتشین، و در هر یک سیصد اطاق آتش است که در هر یک از این اتاق ها سیصد گونه عذاب غیر آتش همچون مارهای آشتین، عقرب ها، غل و زنجیرهای آشتین وجود دارد. از این رو می فرماید: «إِنّا اَعْتَدنا لِلکافِرین سَلاسِلَا وأَغلالا وسَعیرا». انسان۴
۷ – جهنم: در این دوزخ چاهی است به نام فلق که وقتی باز شود جهنم شعله ور می گردد. در وسط جهنم کوهی است به نام «صعود» از جنس مس گداخته و آتشین. در دامنه این کوه بیابانی است از مس آب شده و اطراف این کوه جاری است و شدیدترین آتش را جهت عذاب داراست.
(بحار ۸/۲۸۹، نورالثقلین ۳/۱۷، ح ۶۰.)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.