اتهامات یهود به حضرت مریم(س) ۱۳۹۰/۰۴/۰۷ - ۱۰۱ بازدید

سخن باطل یهود در باره حضرت مریم چه بود؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید : ۱- سخن باطلی که یهود در مورد حضرت مریم –ع- داشت همان اتهامی است که در مورد فرزند دار شدن به او نسبت دادند و فرزند او را نامشروع دانستند . ۲- این مطلب به طور مشروح در آیات سوره مریم بیان شده که توجه شما را به آن جلب می نماییم : و فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا (۲۷) یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا (۲۸)
فَأَشارَتْ إِلَیْهِ قالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹)
قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا (۳۰)
ترجمه:
۲۷- (مریم) او را در آغوش گرفته به سوى قومش آمد، گفتند: اى مریم! کار بسیار عجیب و بدى انجام دادى!
۲۸- اى خواهر هارون! نه پدر تو مرد بدى بود، و نه مادرت زن بدکاره اى!
۲۹- (مریم) اشاره به او کرد، گفتند ما چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوئیم؟!
۳۰- (ناگهان عیسى زبان به سخن گشود) گفت من بنده خدایم به من کتاب (آسمانى) داده و مرا پیامبر قرار داده است.
تفسیر: مسیح در گاهواره سخن مى گوید:
سرانجام مریم در حالى که کودکش را در آغوش داشت از بیابان به آبادى بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد (فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ).
هنگامى که آنها کودکى نوزاد را در آغوش او دیدند، دهانشان از تعجب باز ماند، آنها که سابقه پاکدامنى مریم را داشتند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند سخت نگران شدند، تا آنجا که بعضى به شک و تردید افتادند، و بعضى دیگر هم که در قضاوت و داورى، عجول بودند زبان به ملامت و سرزنش او گشودند، و گفتند: حیف از آن سابقه درخشان، با این آلودگى! و صد حیف از آن دودمان پاکى که این گونه بدنام شد. گفتند: اى مریم! تو مسلما کار بسیار عجیب و بدى انجام دادى! (قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا) .
بعضى به او رو کردند و گفتند اى خواهر هارون! پدر تو آدم بدى نبود، مادرت نیز هرگز آلودگى نداشت (یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا).
با وجود چنین پدر و مادر پاکى این چه وضعى است که در تو مى بینیم؟ چه بدى در طریقه پدر و روش مادر دیدى که از آن روى برگرداندى؟! اینکه آنها به مریم گفتند: اى خواهر هارون موجب تفسیرهاى مختلفى در میان مفسران شده است، اما آنچه صحیحتر به نظر مى رسد این است که هارون مرد پاک و صالحى بود، آن چنان که در میان بنى اسرائیل ضرب المثل شده بود، هر کس را مى خواستند به پاکى معرفى کنند مى گفتند: او برادر یا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البیان این معنى را در حدیث کوتاهى از پیامبر ص نقل کرده است .
در این هنگام، مریم به فرمان خدا سکوت کرد، تنها کارى که انجام داد این بود که اشاره به نوزادش عیسى کرد (فَأَشارَتْ إِلَیْهِ).
اما این کار بیشتر تعجب آنها را برانگیخت و شاید جمعى آن را حمل بر سخریه کردند و خشمناک شدند گفتند: مریم با چنین کارى که انجام داده اى قوم خود را مسخره نیز مى کنى.
به هر حال به او گفتند ما چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوئیم؟! (قالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا).
مفسران در مورد کلمه کان که دلالت بر ماضى دارد. در اینجا گفتگو بسیار کرده اند ولى ظاهر این است این کلمه در اینجا اشاره به ثبوت و لزوم وصف موجود است، و به تعبیر روشنتر آنها به مریم گفتند: ما چگونه با بچه اى که در گهواره بوده و هست سخن بگوئیم.
شاهد این معنى آیات دیگر قرآن است مانند: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ: شما بهترین امتى بودید که به سود جامعه انسانى به وجود آمدید (سوره آل عمران- ۱۱۰).
مسلما جمله کنتم (بودید) در اینجا به معنى ماضى نیست بلکه بیان استمرار و ثبوت این صفات براى جامعه اسلامى است.
و نیز در باره مهد (گهواره) بحث کرده اند که عیسى هنوز به گهواره نرسیده بود بلکه ظاهر آیات این است به محض ورود مریم در میان جمعیت، در حالى که عیسى در آغوشش بود، این سخن در میان او و مردم رد و بدل شد.
ولى با توجه به معنى کلمه مهد در لغت عرب، پاسخ این سؤال روشن مى شود.
واژه مهد- چنان که راغب در مفردات مى گوید- به معنى جایگاهى است که براى کودک آماده مى کنند، خواه گهواره باشد یا دامان مادر و یا بستر، و مهد و مهاد هر دو در لغت به معنى المکان الممهد الموطا: محل آماده شده و گسترده (براى استراحت و خواب) آمده است.
به هر حال، جمعیت از شنیدن این گفتار مریم نگران و حتى شاید عصبانى شدند آن چنان که طبق بعضى از روایات به یکدیگر گفتند: مسخره و استهزاء او، از انحرافش از جاده عفت، بر ما سخت تر و سنگینتر است!.
ولى این حالت چندان به طول نیانجامید چرا که آن کودک نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: من بنده خدایم (قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ).
او کتاب آسمانى به من مرحمت کرده (آتانِیَ الْکِتابَ).
و مرا پیامبر قرار داده است (وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا).
تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص: ۵۰

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.