اثبات برتری اسلام بر زرتشت ۱۳۹۰/۱۱/۶ - ۶۵۱ بازدید

شما میخواهید بگویید که دینتان از همه بهتر است و دین ما زرتشتیان نا چیز است؟

همان طور که خود شما به آن اشاره کردید باید به ادیان الهی معتقد بود و دین خداوند را پاس داشت حال سوال این است که زرتشتیان چرا به دین پیامبر قبل از زرتشت باقی نماندند و به زرتشت گرایش پیدا کردند مگر قبل او دین الهی و آسمانی با گزاره ها و آموزه های پاک وجود نداشت که به دین زرتشت گرایش پیدا کردند. همه ادیان الهی دارای آموزه های خوب و راهگشا است که در برخی به شکلی و در دیگران به شکل دیگر وجود دارد و نباید به آموزه های یک دین فقط نگاه کرد اگر ما ‍پیرو خداوند باید باشیم در هر زمان هر چه که به ما امر کرد و وحی نمود که دین حق در این زمان فلان دین است با این پیامبر و این کتاب ما باید پیرو آن باشیم و از آن پیروی کنیم. با دقت در این بیان روشن می شود که پیرو ادیان الهی در هر زمان باید به دین الهی و آسمانی زمان خودشان گرایش پیدا کند و نباید در دین قبلی باقی باشد، پیروان موسی(ع) به عیسی(ع) و آنها به اسلام. با تاملی در قرآن می بینیم که خداوند متعال ،مجوسیان را در مقابل مشرکین قرار داده است واگر آنان همان قومی باشند که به زرتشت گرویدن می توان فهمید که زرتشتیان دارای دین الهی بوده اند که به مرور زمان تحریف شده است.لفظ مجوس در قرآن تنها یک بار آمده و مراد از آن ایرانیان قدیم اند:( إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ حج: ۱۷).در این ایه «وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا» در مقابل چهار مذهب آمده که خود نشان میدهد مذهب مجوس در اصل مذهب شرک نبوده و در ردیف ادیان توحیدى بوده است.واژه مجوس در احادیث از حضرت امام صادق«علیه السلام» سؤال شد آیا مجوس پیامبرى داشتند؟ حضرت در پاسخ فرمود، آرى، آیا خبر نامه رسول خدا «صلی الله علیه وآله وسلم» به اهل مکه به تو نرسیده (که در آن نامه نوشت) اسلام آورید و گر نه در جنگ با خدا قرار مى گیرید و آنان در پاسخ نامه رسول خدا نوشتند، از ما جزیه بگیر و ما را به خود واگذار که «بت» ها را پرستش نماییم. پیامبر براى آنان نوشت من جزیه نمى پذیرم، مگر از اهل کتاب. آنها در جواب نامه رسول خدا نوشتند، گمان بردى که جزیه نمى گیرى مگر از اهل کتاب، با آن که از مجوس هجر جزیه گرفتى[۱].پیامبر در پاسخ نامه آنها فرمود: براى مجوس پیامبرى بود که او را کشتند و کتاب او را سوزانیدند، پیامبرشان کتابى براى آنها آورد که در ۱۲ هزار پوست گاو قرار داشت.از جمله احادیث، شیخ صدوق نقل کرد که پیامبر(صلی الله علیه و اله وسلم) فرمود:( سنوا بهم سنة اهل، الکتاب و کان لهم نبى اسمه (داماسب) فقتلوه و کتاب، یقال له جاماست کان یقع فى اثنى عشر الف جلد ثور فاحرقوه)[۲]، با آنها معامله اهل کتاب نمایید. اینان پیامبرى به نام داماسب داشتند که او را کشتند و داراى کتابى موسوم به جاماست که در دوازده هزار پوست گاو قرار مى گرفت و آن را سوزانیدند.در حدیث دیگرى از اصبغ بن نباته مى خوانیم که حضرت على علیه السلام بر فراز منبر فرمود:(سلونى قبل ان تفقدونى) از من سؤال کنید پیش از آنکه مرا نیابید. اشعث بن قیس (منافق معروف) برخاست و گفت: اى امیر مؤمنان چگونه از مجوس جزیه گرفته مى شود در حالى که کتاب آسمانى بر آنها نازل نشده و پیامبرى نداشته اند؟ امام على علیه السلام فرمودند: آرى اى اشعث؛(قد انزل اللَّه الیهم کتابا و بعث الیهم نبیا):خداوند کتابى بر آنها نازل کرده و پیامبرىبر آنها مبعوث نموده است[۳].و در حدیثى از امام سجاد على بن الحسین علیه السلام مى خوانیم که پیامبراکرم (صلی الله علیه واله وسلم )فرمودند:(سنوا بهم سنة اهل الکتاب، یعنى المجوس)[۴].با آنها طبق سنت اهل کتاب رفتار کنید، منظور پیامبر اسلام مجوس بود.ضمنا باید توجه داشت که واژه مجوس جمع است و مفرد آن مجوسى است.شیخ مفید رحمه الله نیز درکتاب المقنعه ۴۴روایت ازامیرمؤمنان على (علیه السلام) نقل نموده که حضرت فرمودند: مجوس در زمینه جزیه حکم یهود و نصارى را دارند و آنان در گذشته داراى کتاب بوده اند ( براى آگاهى بیشتر مى توانید به کتابهای توحید صدوق ۳۰۶،المقنعه،شیخ مفید،ص۲۷۰،وسائل الشیعه حر عاملى ج۱۵، ص۱۲۷، ج۷ص۲۶۶،ج۱۲ص۵۱،ج۱۵ص۱۲۶ مراجعه نمائید).تمامى این منابع اشاره به اهل کتاب بودن مجوس دارد، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) از مشرکان جزیه و مالیات نمى پذیرفت و آنان را بین اسلام و جنگ مخیر مى کرد، ولى روایات فراوانى داریم که رسول خدا از مجوس جزیه می گرفتند، به دلیل این که آنان داراى کتاب آسمانى و نبى بوده اند.در هر حال از مجموع روایات به دست مى آید که مجوس اهل کتابند و بر فرض که از نظر سند آنها و یا دلالت، مورد نقد و اشکال قرار گیرند داراى احکام اهل کتاب مى باشند.[۵]درتفسیرالمیزان ذیل آیه شریفه آمده:منظور از مجوس قوم معروفى هستند که به زرتشت گرویده، کتاب مقدسشان اوستا نام دارد. چیزى که هست تاریخ حیات زرتشت و زمان ظهور او بسیار مبهم است، به طورى که مى توان گفت به کلى منقطع است. این قوم کتاب مقدس خود را در داستان استیلاى اسکندر بر ایران به کلى از دست دادند، و حتى یک نسخه از آن نماند، تا آنکه در زمان ملوک ساسانى مجددا به رشته تحریر در آمد، و به همین جهت ممکن نیست بر واقعیت مذهب ایشان وقوف یافت. آنچه مسلم است، مجوسیان معتقد هستند که براى تدبیر عالم دو مبدأ وجود دارد، یکى مبدأ خیر، و دیگرى مبدأ شر. اولى نامش یزدان و دومى اهریمن و یا اولى نور، و دومى ظلمت است. و نیز مسلم است که ایشان ملائکه را مقدس دانسته، بدون اینکه مانند بت پرستان براى آنها بتى درست کنند، به آنها توسل و تقرب مى جویند. و نیز مسلم است که عناصر بسیطه- و مخصوصا آتش را- مقدس مى دارند. و در قدیم الایام مجوسیان در ایران و چین و هند و غیر آنها آتشکده هایى داشتند که وجود همه عالم را مستند به اهورامزدا دانسته، او را ایجاد کننده همه مى دانستند[۶] .در کتاب عدل الهى آمده است:دو گانه پرستى در ایران قدیم و اعتقادایرانیان به «اهورامزدا» و «اهریمن» که بعدها با تعبیر یزدان و اهریمن بیان شده است ... بروشنى معلوم نیست که آیا آئین زرتشت در اصل آئین توحیدى بوده است یا آئین دوگانگى؟اوستاى موجود، این ابهام را رفع نمیکند، زیرا قسمت هاى مختلف این کتاب تفاوت فاحشى با یکدیگر دارد، بخش «وندیداد» آن صراحت در ثنویّت دارد ولى از بخش «گاتاها» چندان دوگانگى فهمیده نمیشود بلکه بر حسب ادعاى برخى از محققین از این بخش یگانه پرستى استنباط میگردد ولى ما بر حسب اعتقاد اسلامى ای که درباره مجوس داریم میتوانیم چنین استنباط کنیم که دین زرتشت در اصل یک شریعت توحیدى بوده است زیرا بر حسب عقیده اکثر علماء اسلام، زرتشتیان از اهل کتاب محسوب میگردند. [۷]نظر امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه» در بارۀ زرتشتیان.س ۳۱۶: مقصود از اهل کتاب چه کسانى است؟ معیارى که حدود معاشرت با آنها را مشخص کند چیست؟ج: مقصود از اهل کتاب هر کسى است که اعتقاد به یکى از ادیان الهى داشته و خود را از پیروان پیامبرى از پیامبران الهى «على نبینا و آله و علیهم السلام» بداند و یکى از کتاب هاى الهى را که بر انبیاء علیهم السلام نازل شده، داشته باشند مانند یهود، نصارى، زرتشتى ها و هم چنین صابئین که بر اساس تحقیقات ما از اهل کتاب هستند و حکم آنها را دارند. معاشرت با پیروان این ادیان با رعایت ضوابط و اخلاق اسلامى اشکال ندارد[۸].منابع:[۱] . تهذیب الاحکام:شیخ طوسی،ج۴ص۱۱۳.کافی،کلینی ،ج۳ص۵۶۸.[۲] .من لایحضره الفقیه،شیخ صدوق،ج۲ص۵۴.وسائل الشیعه،شیخ حرعاملی ،ج۱۱ص۹۷،باب۴۹ح۵.[۳] .امالی،شیخ صدوق،ص۴۲۲.التوحید،شیخ صدوق ،ص۳۰۶.وسائل الشیعه،شیخ حر عاملی ،ج۱۵،ص۱۲۸.[۴] .امالی،شیخ طوسی،ص۳۶۵.۵.ادوارفقه و کیفیت بیان آن ،محمد ابراهیم جناتی،ص۱۳۲.[۶] .ترجمه تفسیر المیزان،ج۱۴ص۵۰۶.[۷] . قاموس قرآن، ج ۶، ص: ۲۴۰.[۸] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی) ج ۱ ،ص۱۴۸،س ۳۱۶.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.