اثر وضعی و تکوینی گناه ۱۳۹۰/۸/۲۱ - ۶۹ بازدید

باید گفت اساساً گناه داراى آثار وضعى است و بسیارى از گناهان مکافاتى در این جهان دارند.
باید گفت اساساً گناه داراى آثار وضعى است و بسیارى از گناهان مکافاتى در این جهان دارند. به تعبیر دیگر یکى از حکمت هاى الهى در نظام آفرینش این است که نظام هستى نسبت به کردارهاى انسان بى تفاوت نیست و در برابر نیک و بد اعمال آدمى واکنش مناسب نشان مى دهد. قرآن مجید مى فرماید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلْقُرى آمَنُوا وَ اِتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْض ؛ اگر آدمیان پارسایى پیشه مى ساختند، هماره نعمت ها و برکات را از آسمان و زمین برایشان فرو مى ریختیم (اعراف، آیه ۹۶). بنابراین در نظام علت و معلول کنش هاى نیک و بد آدمى در تعیین نیک بختى و نگون سارى انسان در همین دنیا نیز مؤثر است و بازگشت نتایج اعمال انسان به وى اختصاص به سراى آخرت ندارد.برخی کیفرها رابطة علّی و معلولی با جرم دارند؛ یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. بسیاری از گناهان، اثرات وضعی ناگواری در همین جهان برای ارتکاب کننده بوجود می آورد؛ مثلاً شرابخواری علاوه بر اینکه زیانهای اجتماعی ببار می آورد صدمه هایی بر روان و جسم شرابخوار وارد می سازد. شرابخواری موجب اختلال اعصاب و تصلّب شرائین و ناراحتی های کبدی می گردد. فحشاء ممکن است سوزاک و سفلیس تولید کند .
در حدیثی نورانی آمده است: ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للاولیاء درجه؛ گرفتاری و زیان ها برای ستمگر موجب ادب و مکافات عمل اوست و برای مؤمن امتحان و آزمایش است و برای اولیاء خدا موجب ترفیع مقام و درجه است...». از این حدیث شریف به خوبی فهمیده می شود برخی از مجازات ها در همین دنیا انجام می پذیرد. اما این گونه نیست که همه گرفتاری ها مکافات عمل انسان باشد. بلکه اگر انسان خطایی از او سر نزده این گرفتاری نشانه ظلم و ناهنجاری دیگران است و برای این مؤمن ثواب و ترفیع درجه خواهد داشت.
بخش معظمی از مجازات‌های تلخ و شیرینی که انسان با آن مواجه می‌شود، ریشه در تاریخ رفتاری ما درگذشته دارد. حال اگر این مجازات‌ها از قسم سختی‌ها ودشواری‌ها باشد، گاهی فقط صورت جزا دارد و بازتابی برای کرده‌های ناشایستی است که انسان در گذشته انجام داده است. و بیشتر نیز حالت تنبیه و آگاهی دادن به فرد دارد تا با نوعی گوشمالی او را از روند نادرستی که در زندگی برگزیده، برحذر دارد. و اگر این مجازات‌ها در لباس نعمت و خوشی ظاهر شود گاه صورت جزا و پاداش برای فرد دارد که به موجب رفتار خوبی (مثلا نیکی به پدر ومادر)، که او انجام داده، خداوند در این دنیا نیز او را بی‌نصیب نمی‌کند. وگاهی نیز نوعی مکر الهی است که با خوشی و رفاه، انسان به کلی از خود غفلت نموده و به رفتار شرورانه خود ادامه می‌دهد، تا به یکباره با قهر و خشم الهی مواجه می‌شود و خداوند او را از اوج منیت و آقایی به حضیض ذلت و پسشی فرو می‌کشد.
نکته دیگری که در این ارتباط باید به آن اشاره داشت این است که رابطه میان دنیا و آخرت رابطه‌ای تنگاتنگ است. بنابراین جزایی که در آخرت رخ می‌دهد، جزایی تازه نیست، بلکه آنچه درآخرت واقع می‌شود، کشف حقایق اعمالی انسان در این دنیا است. بنابراین حزاهای رفتاری انسان ابتدا در این دنیا واقع می‌شود، و آنگاه باطنش درآن دنیا که روز کشف اسرار و بواطن است، آشکار می‌شود. آنچه هست به موجب دید ظاهر بینی که ما انسان‌ها داریم، همواره جزای اعمالی را در ناحیه عذاب و شکنجه می‌دانیم، در حالی که اگر با نگاه معرفتی به مسایل نگاه شود، احساس تنگی و پوچی درزندگی، افسردگی روحی و روانی، حرص و ولع نسبت به امور دنیوی و نبود روحیه قناعت وسیری در دنیا، حسادت به بندگان دیگر خدا و احساس دشمنی نسبت به آنها، نبود حس محبت و دوستی نسبت به بندگان، همه وهمه عذابی است که باکرده‌های خود، گرفتار آن می‌شویم و حتی دراثر کثرت مشاغل دنیوی خود که همواره درگیر ظواهر و امور ناچیز هستیم، تلاش می‌کنیم که خود را از حس عذاب نیز فارغ کنیم.
نکته جالب اینکه برخی ازاعمال علاوه بر اثر روحی , تاثیرتکوینی انها با هم مختلف است مثلا بعضی اثر مستقیم روی سلامت انسان دارد ، به عنوان مثال رسول اکرم(ص) میفرمایند:روزه بگیرید تا سالم شوید.
امام سجاد(ع)نیز فرمودند:حج و عمره بجا اورید تا بدنهای شما سالم گردد.
برخی از عبادتها سبب گشایش در زندگی و روزی فراوان می شود.
مردی خدمت حضرت رسول رسید و احضار داشت:دوست دارم ثروتمند شوم و وسعتی در زندگیم پیدا شود،ان حضرت فرمود:همیشه با طهارت باش تا روزی ات زیاد شود.
برخی باعث طول عمر انسان می شود مثل صله رحم و صدقه .
ذکر این نکته لازم است که هرچند بعضی از اعمال هم اثر دنیوی دارند و هم اثر اخروی , اما باید دانست که بعضی از اعمال هم اثر انها فقط در جهان بعد از مرگ ظاهر می شود یعنی در عوالم برزخ و قیامت .
خلاصه این که:
۱. خداوند نظام هستى را به گونه اى خلق و تدبیر نموده است که نسبت به نیک و بد کردار انسان واکنش و عکس العمل نشان مى دهد. این اختصاص به آخرت ندارد؛ بلکه در همین دنیا نیز جارى است .
۲. بین پاداش و کیفر دنیوى واخروى اعمال، تفاوت هاى زیادى وجود دارد .
۳. این به معنای آن نیست که همه بدی های انسان در این دنیا پاسخ داده می شود و یا مکافات دنیوی پاسخ کامل بدی هاست. آنچه ما می دانیم این است که اجمالا در این جهان پاسخهایی در برابر اعمال ما وجود دارد ، ولی تمام خصوصیات و جزئیات دقیق آن شاید برای ما روشن نباشد ومسلما پاسخ کامل در قیامت است.
۴ اعمال نیک انسان می تواند نتایج سوء سیئات را خنثی کند. توبه، صدقه و بسیاری از رفتارهای خوب در این زمینه مؤثر است.

توضیح بیشتر:
اصولا مجازات بر سه گونه است:
۱. مجازات قراردادی (تنبیه و عبرت)
۲. مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد (مکافات دنیوی)
۳. مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست (عذاب اخروی)
نوع اول مجازات همان کیفرها و مقررات جزایی است که در جوامع بشری به وسیله تقنین الهی یا غیرالهی وضع گردیده است. فایده این گونه مجازات ها دو چیز است: یکی جلوگیری از تکرار جرم وبه وسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعبی که کیفر دادن ایجاد می کند و به همین جهت می توان این نوع مجازات را تنبیه نامید.
فایده دیگر تشفی و تسلی خاطر ستمدیده است و این در مواردی است که از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد.
نوع دوم، کیفرهایی است که رابطه علی و معلولی با جرم دارند، یعنی کیفر معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. این کیفرها را «مکافات عمل» یا «اثر وضعی گناه» می نامند. بسیاری از گناهان اثرات وضعی ناگواری در همین جهان برای گناهکار در پی دارد. مثلا شراب خواری علاوه بر زیان های اجتماعی، صدمات زیادی بر روان و جسم شراب خوار وارد می سازد. شرابخواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتی های کبدی می گردد. منظور از اثر وضعی همان اثر ذاتی است که با جرم و گناه پیوند ناگسستنی دارد و از ان جدا نمی گردد. مثلا اثر وضعی و ذاتی نوشیدن سم خطرناک، مردن است و مردن معلول این علت است و در نظام علت و معلول جهان هر چیزی موقعیت خاصی دارد و ممکن نیست علت واقعی، معلول واقعی را به دنبال خود نیاورد. هر چند دنیا محل کشت و آخرت فصل درو است ولی گاهی برخی از اعمال در همین دنیا، نتایج خود را نشان می دهد. این دریافت ثمره عمل و درو کردن کشته نوعی جزای الهی است ولی جزای کامل نیست چون محاسبه دقیق و مجازات کامل در آخرت انجام می گیرد. دنیا خانه عمل است و احیانا جزا هم در آن داده می شود ولی آخرت صددرصد خانه جزا و حساب است، در آنجا مجالی برای عمل نیست.
کارهایی که مربوط به مخلوق خدا است، خواه نیکی و احسان باشد یا بدی و آزار به مردم، غالبا در همین دنیا پاداش و کیفری دارد بی آن که چیزی از جزای اخروی آنها کم گردد. مثلا بدی کردن با پدر و مادر، در همین جهان کیفر دارد به ویژه اگر این بدی کشتن آنها باشد. حتی اگر پدر و مادر انسان کافر یا فاسق هم باشند باز هم بدی نسبت به آنها بدون عکس العمل نمی ماند. منتصر عباسی پدرش متوکل را که از پلیدترین خلفای عباسی بود کشت ولی پس از مدت کوتاهی خود نیز کشته شد. با این که متوکل در مجالس انس و عیش خود علی(علیه السلام) را مسخره می کرد و دلقک های او تقلید علی(ع) را کرده و مسخرگی می کردند و در اشعار خویش به او اهانت می کردند. زمانی که منتصر شنید پدرش حضرت فاطمه( علیها السلام) را دشنام می دهد از بزرگی پرسید مجازاتش چیست؟ او گفت: قتلش واجب است ولی بدان هر کس پدرش را بکشد عمرش کوتاه خواهد شد. منتصر گفت: من باکی ندارم در راه اطاعت خداوند عمرم کوتاه گردد. پدرش را کشت و پس از وی، هفت ماه بیشتر زنده نماند (سفینه البحار، مرحوم شیخ عباس قمی، ماده «وکل»)
مولانا در مورد عمل و عکس العمل می گوید:
این جهان کوه است و فعل ما ندا      باز آید سوی ما از که صدا
برای آگاهی بیشتر ر.ک : عدل الهی، شهید مرتضی مطهری.
و شاعر دیگری در این مورد می گوید:
به چشم خویش دیدم در گذرگاه      که زد بر جان موری مرغکی راه
هنوز از صید، منقارش نپرداخت      که مرغ دیگر آمد کار او ساخت
چو بد کردی مشو ایمن ز آفات      که واجب شد طبیعت را مکافات
نوع سوم از مجازات، مجازات های جهان دیگر است که رابطه تکوینی قوی تر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اول قراردادی است و نه مانند نوع دوم از نوع رابطه علت و معلول است بلکه از آن هم یک درجه بالاتر است. در اینجا رابطه عینیت و اتحاد حکمفرماست. یعنی آن چه در آخرت به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران و بدکاران داده می شود تجسم عمل خود آنها است. یعنی ان چه به آدمی در آن جهان می رسد، چه نعمت های بهشتی و چه عذاب دوزخی، همان چیزهایی است که آدمی خودش آماده و مهیا ساخته است. مجازات آخرت، تجسم یافتن عمل است. نعمت و عذاب آن جا همین اعمال نیک و بد است که وقتی پرده کنار رود تجسم و مثل پیدا می کند. تلاوت قرآن صورتی زیبا می شود و در کنار انسان قرار می گیرد. غیبت و رنجاندن مردم به صورت خورش سگان جهنم در می آید.
حال در مورد پرسش شما باید بدانید که عملی که از روی علم و عمد و توجه نباشد اگر عملی خلاف و ناپسند هم باشدگناه محسوب نمی شود چون معنای گناه چرم و عصیان و پرده دری و سرپیچی از فرمان مولا است و این در صورتی است که با علم و عمد و توجه باشد. در مثالی که آورده اید یعنی خوردن لقمه ای که در واقع حرام است ولی ما از حرمت آن بی خبریم این اصطلاحا جرم و عصیان و گناه شمرده نمی شود و در نتیجه کیفر و مجازات نوع اول را که کیفر قراردادی بود و هدف آن تنبیه فرد مجرم و عبرت گیری خود مجرم و دیگران بود در این مورد معنا ندارد چون اصلا گناهی نکرده تا مشمول این نوع کیفر باشد ولی کیفر نوع دوم که اثر وضعی آن است در اینجا مکن است شامل شود.
در مثالی روشن تر اگر فردی ظرف شرابی بنوشد و علم به شراب بودن و حرام بودن آن نداشته ، بدون شک استحقاق کیفر نوع اول را ندارد چون اصلا گناهی مرتکب نشده است ولی کیفر نوع دوم که اثر طبیعی شرب خمر و اثر وضعی و ذاتی آن است حتما وجود دارد و مست شدن و بی خبری و بی عقلی و صدمات جسمانی و روانی ناشی از نوشیدن شراب متوجه این فرد خواهد شد هر چند علم و عمدی در کار نبوده است. در همین مثال اگر این فرد شراب را آگاهانه و عمدا بنوشد، علاوه بر کیفر نوع دوم، مشمول کیفر نوع اول و سوم نیز خواهد بود.
تیرگی روح و معنویت در اثر گناه عمدی و از روی علم حاصل می گردد که فرد با عصیان و جرم بین خود و خداوند حجاب و پرده ایجاد می کند و فطرت خداجوی خود را آلوده می سازد و لی در عین حال بعضی امور هر چند گناه و عصیان هم نباشد از آثار آن، تیره ساختن روح و روان آدمی است.
مثلا در مورد بعضی بزرگان نقل کرده اند غذایی را که بدون گفتن بسم الله تهیه می شده نمی خورده اند و این تیرگی روح اگر هم کیفر بنامیم کیفر نوع اول نمی باشد بلکه اثر وضعی و کیفر نوع دوم است.
اگر کسی به طور مثال شراب بخورد، جلوی مستی حاصل از آن را نمی توان گرفت واثر وضعی خود را دارد، ولی تاریکی حاصل از گناه شراب خواری را می توان جبران کرد. راه رفع چنین کدورت هایی انجام کارهایی است که باعث نورانیت و صفای باطن می شود. به طور کلی راه جبران تاریکی نور است. منظور از اثر وضعی گناهان همین تاریکی است که در روح انسان پیدا می شود، بنابراین شما برای رفع آن می توانید با تلاوت قرآن و نماز و روزه مستحبی و خدمت به خلق و زیارت و عبادت و هر عاملی که باعث ایجاد نورانیت معنوی و صفای باطن می شود، تاریکی و ظلمت گناه را از نفس خویش بزدایید. قرآن کریم می فرماید: ان الحسنات یذهبن السیئات. خوبی ها بدی را را پاک می کند. در صورتی که کسی موفق به توبه شود و تاریکی آن را با روشی که گفته شد، پاک نماید و نفس خود را نورانی کند، در آخرت نیز مشکلی نخواهد داشت و با چهره ای نورانی در قیامت محشور خواهد شد.
رجوع کنید به:
۱. عدل الهی، شهید مطهری،
۲. داستان های شگفت، شهید دستغیب شیرازی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.