اجلاس جنبش عدم تعهد؛ مقدمه ای برای شکل دهی به نظام جدید بین الملل ۱۳۹۱/۶/۱۱

برگزاری شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد در «تهران» توجه خاصی را در عرصه افکار عمومی جهانی و در میان محافل مرتبط با عرصه بین الملل به خود جلب کرده و به بحث های فراوانی منجر شده است. بخشی از این توجه و مباحث به میهمانان و بخشی به میزبان برمی گردد و اغراق نیست اگر بگوئیم بیش از جنبش عدم تعهد، خود «تهران» در کانون مباحث قرار دارد.
برگزاری شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد در «تهران» توجه خاصی را در عرصه افکار عمومی جهانی و در میان محافل مرتبط با عرصه بین الملل به خود جلب کرده و به بحث های فراوانی منجر شده است. بخشی از این توجه و مباحث به میهمانان و بخشی به میزبان برمی گردد و اغراق نیست اگر بگوئیم بیش از جنبش عدم تعهد، خود «تهران» در کانون مباحث قرار دارد.
جنبش عدم تعهد در زمان اوج جنگ سرد و شکل گیری بلوک بندی های نظامی- پیمان ناتو و پیمان ورشو- به وجود آمد و هدف اولیه بنیانگذاران آن- نهرو، ناصر و سوکارنو- این بود که استقلال عمل کشورهای خود را در مقابل موج برخاسته از نظام دو قطبی و تلاش سران آن برای وابسته کردن کشورها به آمریکا و شوروی در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی حفظ نمایند. هند، اندونزی و مصر سه کشور پهناوری بودند که با انضمام به هم بخش وسیعی از جهان را تشکیل می دادند و قرار گرفتن آنان در زیر یک خیمه می توانست، کشورهای دیگری را هم به سمت آنان ترغیب کند و عملا مانع شکل گیری نظام دوقطبی شود. اگر به اندیشه های گاندی و نهرو در هند، جمال عبدالناصر و محمد النقیب در مصر و احمد سوکارنو در اندونزی در فاصله سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵- پایان جنگ جهانی تا آغاز شکل گیری جنبش عدم تعهد- نظر بیاندازیم در می یابیم که این رهبران همت خود را مصروف شکل دادن به یک بلوک فراگیر در مقابل بلوک سرمایه داری و کمونیسم کرده بودند هر چند هر سه آنان از نوعی سوسیالیزم اجتماعی- توزیع ثروت در بین اقشار جامعه- تبعیت می کردند. بر این اساس نهرو، ناصر و سوکارنو در سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۴) در باندونگ اندونزی گرد هم آمدند در این نشست مقدماتی بیش از هر چیز اندیشه های مهاتما گاندی رهبر استقلال هند بازخوانی شد. به یاد بیاوریم که در آن ایام موفقیت گاندی در کسب استقلال کشورش در مقابل انگلستان، توجهات زیادی را در سطح افکار عمومی و محافل نخبگان برانگیخته بود. گاندی در اندیشه سیاسی خود بیش از وابستگی امنیتی روی وابستگی اقتصادی حساسیت داشت و آن را مقدمه وابستگی های دیگر می دانست.
اما متأسفانه درفاصله سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ که اولین اجلاس رسمی عدم تعهد در بلگراد پایتخت یوگسلاوی برگزار گردید این آموزه مهم گاندی به فراموشی سپرده شد و اضافه شدن مارشال تیتو و قوام نکرومه رهبران یوگسلاوی و غنا به این جمع بدون توجه به وابستگی فکری آنان به یکی از دو بلوک شرق و غرب تا حد زیادی سبب فاصله گرفتن پایه گذاران جنبش از انگیزه های اولیه رهبران فکری جنبش عدم تعهد گردید. دقیقاً به همین دلیل عنوان اولیه که «Non commitment movement» (عدم وابستگی در مفهوم عام آن) بود به «Non Aligend movement» (عدم تعهد در مفهوم خاص و حوزه محدود) تغییر پیدا کرد و به مرور توسعه اعضا در دستور کار قرار گرفت و فقط کشورهای عضو پیمان های نظامی ناتو و ورشو و زیرمجموعه های آن (شامل سیتو و سنتو) از عضویت در این جنبش بازماندند.
بر این اساس جنبش عدم تعهد که ابتدا برای بهم زدن بساط نظام دو قطبی مطرح شده بود ابتدا به موضعی دفاعی- نگهداری اعضا از تأثیرپذیری از دو بلوک- افتاد و سپس در حوزه نظامی و امنیتی محدود ماند که البته به مرور آنهم به فراموشی سپرده شد. جنبش عدم تعهد با این وصف اگر چه بعدها به بزرگترین سازمان سیاسی پس از سازمان ملل تبدیل گردید اما هیچگاه نتوانست در اندازه یک سازمان مؤثر بین المللی ظاهر شود. در عین حال می توانیم از نظر زمانی برای جنبش سه دوره تاریخی را در نظر بگیریم؛ دوره حضور بنیانگذاران- فاصله سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۰ دوره استحاله- فاصله سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰- دوره تلاش برای بازیابی هویت اولیه جنبش- فاصله سالهای ۱۹۹۰ تاکنون- جنبش در دوره میانی دچار بحران مطلق گردید و اصولا از صحنه تأثیرگذاری خارج گردید.
با پیروزی انقلاب اسلامی، ایران به عضویت جنبش عدم تعهد درآمد و با همکاری گروهی از کشورها شامل سوریه، لیبی، یمن جنوبی و الجزایر توانست یک جریان فعال را در درون جنبش به وجود آورد ولی موفقیت ایران در این زمینه اندک بود چرا که از یک طرف خود ایران درگیر جنگی فراگیر با یکی از اعضای جنبش- عراق- بود و از سوی دیگر اکثریت قاطع اعضای جنبش بسیار وابسته تر از آن بودند که فعالیت چند عضو بتواند تأثیر عمده ای بر مواضع، رویکرد و عملکرد این جنبش به جای بگذارد.
با فروپاشی نظام دوقطبی، جنبش عدم تعهد دارای موفقیت نسبتاً مناسبی شد. فروپاشی نظام مشترک سرمایه داری و کمونیزم همراه شد با برکشیدن کشورهایی نظیر هند، اندونزی و مالزی در عرصه های اقتصادی برکشیدن کشورهایی نظیر ایران در عرصه سیاسی و فرهنگی و این موقعیت درونی جنبش را در برابر فشارهای آمریکا تحکیم کرد. بر این اساس اگرچه آمریکایی ها با فروپاشی بلوک شرق تلاش زیادی کردند تا جنبش را از هم بپاشند و اعضای آن را به زیر چتر خود درآورند ولی در عمل این اتفاق نیفتاد و اکثر اعضای جنبش عدم تعهد به سمت استقلال بیشتر از بلوک غرب حرکت کردند و به موازات آن دفاع جنبش از اعضای خود در برابر فشار آمریکا بیشتر شد که این دفاع از جمله شامل ایران در برنامه هسته ای مستقل خود گردید و به صدور چندین بیانیه و قطعنامه، در مقاطع خاصی منجر شد.
جنبش عدم تعهد در دوره سوم با دو موج مهم دیگر نیز مواجه گردید و این دو موضوع هم اهمیت این جنبش را مورد تاکید قرار داد. اتفاق اول وقوع بیداری اسلامی در بخش وسیعی از منطقه عربی این جنبش بود که مقدمه آزادی عمل تعداد دیگری از اعضا در برابر بلوک غرب را فراهم کرد و از قضا سبب شد که یکی از مهمترین بنیانگذاران جنبش-مصر- از سیطره غرب خارج شود. اتفاق دوم بن بست اقتصادی و سیاسی بلوک سرمایه داری بود. همانطور که گاندی تاکید کرده بود سیطره اقتصادی غرب بسیار زیانبارتر از سیطره نظامی آن بود. در دوره جدید سیطره اقتصادی غرب دچار چالش جدی گردید و دامنه آن به حوزه سیاسی هم سرایت کرد و روایی نظام لیبرال دموکراسی را مورد تردید و تهدید جدی قرار داد.
در شرایطی که بیداری در مقابل سیطره غرب در بخش وسیعی از جغرافیای جنبش عدم تعهد به وجود آمده است، جنبش به اندیشه های اصیل اولیه رهنمون و نزدیک می گردد و در شرایطی که تفوق اقتصادی و سیاسی غرب بر نظام بین الملل و بخصوص در جغرافیای جنبش عدم تعهد، متزلزل و دایره آن کاسته شده است، فرصتی مهم در اختیار جنبش و بخصوص کشورهای قدرتمندتر آن- نظیر ایران، هند و مصر- قرار می گیرد تا با بازخوانی اهداف اولیه و بازتعریف رویکردهای آن به گونه ای که با این شرایط جدید همخوانی داشته باشد- به یک بلوک مهم قدرت- و به تعبیری بزرگترین بلوک قدرت بین الملل با توجه به حضور دوسوم کشورهای جهان در این جنبش- شکل بدهند.
دقیقا از این رو برگزاری اجلاس شانزدهم در تهران از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار است چرا که ایران از یک سو پرچمدار و کانون بیداری اسلامی در سطح بین الملل است و از سوی دیگر در حوزه اقتصادی و سیاسی بین المللی از ابتدا مهمترین چالشگر علیه غرب بوده است. بر این اساس آمریکایی ها از برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران بشدت نگران شده و در مقابل آن به سختی موضع گرفته اند. آمریکایی ها می دانند که روند تحولات، درستی مواضع ایران در مقابل آمریکا را به اثبات رسانده است و اگر وضع به این منوال پیش رود روز به روز بر تعداد کشورهایی که از آمریکا جدا شده و در مقابل آن موضع می گیرند افزوده می شود کما این که روز به روز به تعداد کشورهایی که به ایران متمایل شده و در کنار آن قرار می گیرند اضافه می شود این موضوع در واقع و در صحنه عمل، طبیعی ترین اتفاقی است که خواهد افتاد و حضور نزدیک به ۱۵۰ کشور و هیات در تهران می تواند، چنین اتفاق و تحولی را در ذهن افکار عمومی جهانی به تصویر درآورده و زمان آن را نزدیک گرداند.
اجلاس تهران در واقع از این منظر می تواند به منزله یک تیر خلاص علیه سیستم لیبرال دموکراسی عمل کرده و مقدمات شکل گیری یک روند جدید در عرصه بین الملل را فراهم کند. از سوی دیگر برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران قاعدتا به قراردادهای جدید اقتصادی میان ایران و بعضی از اعضای قدرتمند جنبش منجر می شود و این به معنای آن است که بی اثر کردن تحریم های سال های اخیر غرب علیه ایران یکی از دستاوردهای جدی اجلاس عدم تعهد در تهران است. بلوکه شدن تحریم ها علیه ایران می تواند فلسفه وجودی مجموعه هایی- نظیر شورای امنیت سازمان ملل- که براساس شکل دهی به نوعی باج خواهی بین المللی شکل گرفته اند را زیر سؤال برده و با چالش مواجه گرداند.
از سوی دیگر ایران در دوره برگزاری اجلاس عدم تعهد این فرصت را دارد که هیات های سیاسی را با پیشرفت های ایرانی در عرصه های علمی، اقتصادی، تکنولوژیکی، نظامی، سیاسی و فرهنگی آشنا کند و عملا تصویری از موفقیت های بزرگ کشوری را به تصویر بکشد که طی ۳۰ سال گذشته همواره تحت فشار شدید بین المللی بوده است. آشنایی هیات های دیپلماتیک با پیشرفت های بزرگ ایران، رغبت کشورها را در جدا شدن از سیستم یکسویه بین المللی و شکل دادن به یک بلوک مستقل بیشتر می کند و این خطر بزرگی برای غرب به حساب می آید.
اجلاس عدم تعهد تا آنجا که به کشور ما برمی گردد یک فرصت مهم سیاسی است برای آشنا کردن دنیا با وقایع و حقایق ایران و کنار زدن غبارهای ابهامی که علیه ما به راه افتاده و طبعا بر اذهان کشورها، دولت ها و ملت ها اثر گذاشته است و برگزاری اجلاس تهران تا آنجا که به هیات های دیپلماتیک و سازمان های میهمان برمی گردد فرصتی است تا به یک نظام جدید عادلانه بین المللی فکر کنند و به دارایی های خود در این راه توجه جدی بنمایند.
سعدالله زارعی، کیهان، پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.