احساس پوچی و بی معنایی-بی هدفی در زندگی-افکار خودکشی-زندگی تکراری ۱۳۹۳/۰۹/۰۹ - ۲۷۲۸ بازدید

س.دیگه از زندگی خسته شدم میخوام خودکشی کنم زندگیم تکراری شده ازهمه چی خسته شدم

پرسشگر گرامی،سلام
از ارتباط مجدد شما با مجموعه پرسمان،خرسندیم.
پرسشگر گرامی، داشتن افکار خودکشی معمولا ریشه در افسردگی (البته علل دیگر هم دارد که باید در بررسی های بالینی مشخص شود)دارد که از اختلالات خلق بحساب می آید و برای درمان آن مراجعه به روانشناس بالینی ضروری است. افسردگی یکی از اختلالات شایع روانشناختی است که بسیاری از رواندرمانگران آنرا در واقع سرماخوردگی عاطفی می نامند. افسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احساسات، رفتار، سلامتی جسمانی و روحی انسان و به تبع آن آینده شغلی، تحصیلی، زناشویی و فعالیتهای اجتماعی او را تحت الشعاع قرار دهد. افسردگی در واقع به یک حالت خلقی پایدار از احساس غمگینی با کاهش واضح لذت بردن از تقریبا همه ی فعالیت ها گفته می شود که اکثر اوقات یا همه ی روزها تداوم دارد و می تواند جنبه های مختلف از زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.
علت افسردگی افراد چیست؟: افسردگی اغلب در پاسخ به فقدان رویدادها و شرایطی شکل می گیرد که احساس می شود به شدت مشکل ساز و غم انگیز هستند یا هویت شخصی ما را تهدید می کنند. این شرایط معمولا بسیار دشوار یا حتی غیر قابل تغییر به نظر می رسند. در این حالت حسی از ناتوانی و ناامیدی یا حتی غمی فراگیر در فرد بوجود می آید. با این وجود گاهی اوقات نیز افراد بدون هیچ دلیل مشخصی افسرده می شوند. در این موارد احتمالا چیزی که در گذشته به شدت به فرد آسیب رسانده است بار دیگر ظاهر می شود. اگرچه این وضعیت اندکی گیج کننده و مشکل ساز است اما روندی غیر طبیعی نیست. گاهی اوقات افسردگی شخص می تواند ریشه در مشکلات خانوادگی داشته باشد که در این موارد علاوه بر سایر درمانها، خانواده درمانی نیز توصیه می شود. گاهی اوقات نیز حادثه ی خاصی در شکل گیری افسردگی نقش ندارد و این حالت صرفا نتیجه تغییرات شیمیایی و هورمونی است که بدن را تحت تاثیر قرار می دهند که برخی مورادی از آنرا به عامل وراثت(ژنتیک) مربوط ساخته اند.
افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما علائم و نشانه های مشترکی وجود دارند. بسیار مهم است که بخاطر داشته باشید هر یک از این علائم ممکن است در یک فرد معمولی در طول زندگی پیش آید، اما هر چه این علائم در فرد بیشتر و از نظر شدت شدیدتر و از نظر مدت مزمن تر باشد باشد احتمال اینکه شخص دچار افسردگی شده باشد، بیشتر است. موارد زیر از نشانه ها و علائم معمول افسردگی هستند که شما می توانید این علائم و میزان آنها را در خودتان بررسی کنید:
۱.احساس درماندگی و نا امیدی. فرد دیدگاهی تاریک به آینده خواهد داشت احساس می کند هیچ چیز هیچگاه درست نخواهد شد. هیچ کاری نیست که انجام دهد تا موقعیتش را بهبود بخشد.
۲. از دست دادن علاقه به فعالیت های روزانه. سرگرمی های سابق، گذشته ها، فعالیت های اجتماعی، یا حتی رابطه جنسی برایش جالب نخواهد بود. فرد علاقه اش را به لذت ها و علاقه مندی های گذشته از دست می دهد.
۳. تغییرات اشتها و وزن. تغییرات شدید وزن و اشتها در بیمار بروز می کند تغییر بیش از ۵ درصد در وزن بدن در هر ماه از این علائم است.
۴. اختلال خواب. بی خوابی، به خصوص بیدار شدن در ساعات اولیه صبح، یا خواب بیش از حد می توانند از این علائم باشند.
۵. زودرنج شدن و تند خویی. فرد احساس آشفتگی و بی قراری می کند یا لحظه ای نمی تواند آرام بگیرد. محدوده آرامش فرد آنقدر کم می شود که هر کسی می تواند او را تحریک کند و به راحتی از کوره در می رود.
۶. احساس کمبود انرژی. احساس خستگی، سستی دارد و احساس می کند بدن او تخلیه شده است. شخص افسرده گاه احساس می کند بدنش سنگین شده است و حتی کار های بسیار ساده را نمی تواند انجام دهد یا انجام این کار ها برایش بسیار زمان بر است.
۷.بیزاری از خود. فرد افسرده احساس گناه و بی ارزشی شدیدی دارد. فرد برای اشتباهاتی که مرتکب می شود خود را به شدت سرزنش می کند (مشکل تمرکز). مشکلات تمرکزی، تصمیم گیری، یا به خاطر آوردن چیزها وجود دارد
۸. دردها و ناراحتی هایی که نمی توان برای آنها توضیح خاصی پیدا کرد. این بیماران از درد های فیزیکی مانند سر درد، پشت درد، دردهای عضلانی و شکم درد بسیار شکایت می کنند.
۹. افکارمنفی، وقتی افراد افسرده می شوند اغلب نسبت به خود و دنیای اطرافشان افکار منفی دارند. معمولا این افکار از نظر فرد کاملا درست بنظر می رسند و فرد تصور می کند که هیچ راهی برای تغییر امور وجود ندارد. مطالعات نشان می دهند که وقتی حالت افسردگی در افراد از میان می رود آنها بار دیگر به همه چیز با دیدی مثبت نگاه میکنند. افکار منفی بر احساسات افراد تاثیر می گذارند؛ این افکار مربوط به ۱. خود ۲ . دنیا و ۳. آینده می باشد ،به طوریکه فرد: ۱- خودش را بی ارزش، ناتوان، دارای اشکالات و عیب های زیاد (ذاتی یا اکتسابی )، مقصٌر، گناهکار، بی بهره، و غیر قابل دوست داشتن می پندارد ( کاهش شدید عزت و اعتماد به نفس )۲- دنیا را خطرناک، قهار، غیرقابل پیش بینی وبدون هیچ لطف و زیبایی و هیجان و پر از موقعیت برای شکست و صدمه خوردن و مردم را ومنتقد، طاقت فرسا، بی توجه، غیرقابل اعتماد وظالم می پندارد.۳- آینده را شبیه وضع حاضر و حتی با مشقٌت و سختی بیشتر، ناامیدی بیشتر و شکست بیشتر می بیند. این نوع شناخت وعقاید (باورهای فکری شکل گرفته شده در ذهن ) تقریباً در هر چیزی که فرد به آن فکر یا احساس می کند و در حال حاضر انجام می دهد، تأثیر می گذارند، بطوریکه با کوچکترین مسئله ای بطور ناخودآگاه ذهن شروع به مرور و یادآوری تمامی نکات منفی آن روز و حتی روزهای گذشته ( و گاهی حتی دوران طفولیت ) می کند و یک پرده تاریک و وحشتناک جلوی آینده می کشد. به اصطلاح ذهن دچار یک نوع نشخوار افکار می شود و شخص را بیشتر در باتلاق افکار منفی فرو می برد.
همچنین بسیار لازم است که در این مورد تفکر کنید که :آیا حقیقتاً با خودکشی می توان از مشکلات زندگی رها شد؟ باید دانست که مشکلات برای آدمی ؛ و برای رشد دادن اواست. لذا فرمود: « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ ـ به یقین ما انسان را در رنج آفریدیم» (البلد/۴). اگر بنا بود کسی زجر نبیند آن انبیاء و ائمه (ع) بودند ؛ امّا ملاحظه می فرمایید که سختترین مصائب را ایشان کشیده اند. کیست که چون زینب کبری (س) خروارها مصیبت بر سرش ریخته باشد؟ امّا آن بانوی شگفتی ساز در متن آنها مصائب خردکننده ، با این که نای بلند شدن نداشت ، نماز شبش ترک نشد ؛ اگر چه آن را نشسته خواند. حضرتش چون در مجلس ابن زیاد وارد گشت چنان با صلابت و استوار بود که ابن زیاد پرسید: کیست این زن متکبّر؟ گفتند: زینب دختر علی است. گفت: آیا دیدی که چگونه خداوند عزیزانت را ذلیل نمود؟ حضرت فرمودند: « ما رأیت الّا جمیلاً ــ من جز زیبا هیچ ندیدم » ؛ یعنی من در متن مصیبتها خدای جمیل را ملاقات نمودم که با اسم الجمیل تجلّی کرده بود. اولیای خدا مصائب را توجّه خدا به خود می دانند. چون مصائب و سختی ها یا برای رشد دادن است یا برای این است که گناهان انسان پاک گردد یا برای این است که انسان تنبیه شود و توبه کند ؛ « إن البلاء لِلظالم أدب وللمؤمن امتحان و لِلأنبیاء درجه و لأولیاء کرامهٌ ــــ بلا برای ظالم ادب نمودن است ، برای مومن ، امتحان می باشد ، و برای انبیاء درجه و برای اولیاء کرامت است.» (مستدرک الوسائل ـ ج۳ـ ص۴۳۸) ؛ خداوند متعال می فرماید:« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین ــــ (به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با بلایای گوناگونی آزمود ؛ و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: « من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم.» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من(نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى رسد» » (البقرة:۱۲۴). آقا سیّد علی قاضی استاد عرفان آیةالله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: « خدا خیال کرده ما هم آدمیم » ؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ؛ و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد. با توجّه به مطالب فوق به راحتی متوجّه می شوید که پندار خودکشی ، باطل و از القائات شیطان می باشد. چون فرد خودکشی کننده نه تنها از مشکلی رها نمی شود بلکه بعد از مرگ ، تازه مشکلات اصلی اش آغاز می گردد. چون: اوّلاً هنگام مرگ ـ که به ظاهر چند ثانیه طول می کشد ـ او را چنان با خشنونت قبض می کنند که تصوّرش نیز از عهده ی قوّه ی خیال ما خارج می باشد. چون چنین شخصی نا امید از رحمت خداست ؛ لذا هنگام مرگ رحمت خدا را نخواهد دید ؛ بلکه با ملائک غضب مواجه خواهد شد. ثانیاً چون هیچ روشنایی در پیش روی خود نمی دید ، لذا هنگام ورود در برزخ ، در ظلمت خواهد بود ؛ و از این ناحیه فشار قبر عظیمی را احساس خواهد کرد.( توجّه شود: مراد از قبر همان برزخ است. ) ثالثاً هنگام سوال قبر نه خدایی می شناسد نه پیامبری و نه امامی و نه کتابی. چون کسی که خودکشی می کند ، از همه ی اینها روی گردانده و غیر مومن از دنیا رفته است. لذا از جانب نکیرین (ع) نیز عذاب سختی را تحمّل خواهد نمود. رابعاً تمام طول برزخ را در عذاب است تا قیامت برپا گردد. خامساً در محشر نیز در صف مومنان نخواهد بود ؛ و تمام مصائب قیامت را تحمّل خواهد کرد. سادساً بعد از حساب محشر نیز راهی جهنّم خواهد بود تا روزی که از آنجا نجات یافته به وادی بین بهشت و جهنّم وارد شود. پس آنکه خیال می کند با خودکشی کردن از مشکلات نجات می یابد ، سخت در جهل به سر می برد. ذکر پاره ای روایات در مورد مشکلات: امام صادق (ع) خطاب به سدیر صیرفی فرمودند: « إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِیَّاکُمْ یَا سَدِیرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِی ـ چون خدا بنده اى را دوست بدارد او را به یکباره در بلا فرو برد. و اى سدیر! ما و شماها با بلا صبح و شب می کنیم.» و فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا یُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَةً إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ لَا بَلِیَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَیْهِم ــ خدا عزّ وجلّ را در روى زمین بنده هایی پاک و خالص است که ازآسمان تحفه ای به زمین فرود نیاید جز که خدا آن را از آن بندگان بگرداند به دیگرى، وبلایی نیاید جز اینکه آن را به سوى ایشان بگرداند.» (بحار الأنوار ، ج ۶۴ ،ص ۲۰۷و۲۰۸) رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمودند: « إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَیْراً ابْتَلَاهُم ــ چون خدا بر قومی خیری خواهد آنان را در بلا افکند. » همچنین فرمودند:« لَا یَزَالُ الْبَلَاءُ فِی الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَةِ فِی جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى یَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ خَطِیئَة ـ مصیبت و گرفتارى همواره گریبان مرد و زن مؤمن را مى گیرد و آنها در مال و یا بدن خود نقصان مشاهده مى کنند و یا فرزندان خود را از دست مى دهند و اینها براى این است که هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند» « لَا تَکُونُ مُؤْمِناً حَتَّى تَعُدَّ الْبَلَاءَ نِعْمَةً وَ الرَّخَاءَ مِحْنَةً لِأَنَّ بَلَاءَ الدُّنْیَا نِعْمَةٌ فِی الْآخِرَةِ وَ رَخَاءَ الدُّنْیَا مِحْنَةٌ فِی الْآخِرَة ـــــ مؤمن باید بلاء را نعمت بداند، و نعمت را بلاء زیرا گرفتارى دنیا نعمت آخرت مى آورد و نعمت دنیا مصائب و گرفتارى ها را در آخرت مى آورد » و امام صادق علیه السّلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِیبَةٍ فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِیبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْیَا لِیَأْجُرَهُ عَلَیْهَا ـ خداوند متعال مؤمن را به مصیبت و بلاء گرفتار مى کند و او را به بیمارى در بدن» و فرمودند: « إِنَّ فِی الْجَنَّةِ لَمَنْزِلَةً لَا یَبْلُغُهَا الْعَبْدُ إِلَّا بِبَلَاءٍ فِی جَسَدِه ــ در بهشت مقامى هست که هیچ کس به آن جایگاه نمى رسد مگراینکه در بدن خود ناراحتى و گرفتارى داشته باشد.»(بحارالأنوار،ج ۶۴، ص ۲۳۶و۲۳۷) خودکشی حرام واز گناهان کبیره است هر چند فرد مقید به رعایت واجبات و ترک محرمات هم باشد واگر کسی مرتکب شد در صورتی که قبل از آن فرصت توبه پیدا نکرده در آخرت عذاب دردناکی در انتظارش می باشد در روایتی از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) نقل شده هرکس خودش را در دنیا با هر وسیله بکشد روز قیامت با همان وسیله عذاب می شود درحدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل شده هر که عمدا خودکشی کند در آتش دوزخ جاودانه خواهد بود در روایت سوم از امام باقر(ع) می خوانیم مؤمن به هر بلایی گرفتاری می شود و با هر مرگی ممکن است بمیرد ولی خودکشی نمی کند(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۷۷۵ احادیث ۱۶۲۳ به بعد)
نکته پایانی و بسیار مهم اینکه: باید توجه داشته باشید که امروزه در درمان افسردگی بر دارو درمانی(توسط متخصص اعصاب و روان) و روان درمانی(متخصص رواندرمانی و ر وانشناس بالینی) به صورت ترکیبی تاکید می شود. اکثر مطالعات نشان می دهد که ترکیب دارو درمانی و روان درمانی موثرترین درمان است .
تاکید ما بر:۱- مراجعه هر چه سریع تر شما به روانشناس بالینی است.تا علت افکار خودکشی شما به صورت دقیق روشن شود و درمان متناسب با آن اختیار شود.چه علت آن افسردگی باشد و چه علتهای دیگر،نیاز به درمان دارد.۲-از تنها ماندن خودداری کنید.۳-حتما با فردی از اعضای خانواده تان احساس تان را درمیان بگذارید و از او بخواهید همراه شما باشد.
باز هم با ما مکاتبه کنید. موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.