احکام برده داری-ازدواج با کنیز-نزدیکی با کنیز ۱۳۸۷/۰۱/۲۸ - ۲۰۷۳۱ بازدید

چرا کنیز نیز مانند همسر بر انسان حلال است؟ چرا کنیز حتی بر مردان بیگانه نیز محرم است؟
چرا غلام بر صاحب خود اگر زن باشد محرم است؟

کنیز کسی است که در جنگ مسلمانان با کفار به اسارت مسلمانان در آمده باشد
در قران کریم ارتباط جنسی تنها با دو گروه جایز است
۱.همسران
۲.کنیزان
قران کریم در آغاز سوره مبارکه مومنون می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن الغو معرضون و الذین هم لزکوه فاعلون و الذین هم لفروجهم حفظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین»؛آیات ۱-۶ یعنی تنها با همسران و کنیزان (ماملکت ایمانهم )می توان رابطه جنسی برقرار نمود.
مراد از کنیزان, زنان غیر آزادی بودند که با خریدن یا اسیر شدن در جنگ با کافران به دست مسلمانان می افتاد با این گونه زنان, بدون خواندن عقد ازدواج, می توان رابطه زناشویی داشت. رجوع کنید به تفسیر نمونه, ج ۱۴, سوره مؤمنون, آیات مربوطه جهت توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم: پیش از اسلام، جنگ و خونریزى ها به میدان جنگ محدود نمى شد، بلکه این ظلم و ستم به پس از زمان جنگ نیز کشیده مى شد؛ دو قبیله یا شهر یا کشور که با هم نبرد مى کردند، تعدادى اسیر نیز در کنار خیل کشته ها بر جاى مى گذاشتند.
به این صورت که کافرِ مرد، عبد نامیده شد و کافر زن، اَمَه یا کنیز، نامگذارى گردید و هر یک تابع مقرراتى جداگانه گردیدند.
امّا این که، چگونه براى محرم شدن با کنیزها، نیازى به صیغه نیست؟ اولاً در اسلام، ازدواج(=نکاح) نیاز به قراداد و پیمان(=عقد) دارد.
این قرارداد، کاملاً رسمى بوده و چگونگى مقررات، الفاظ، آداب و محدوده ى آن را «خدا» تعیین مى کند. به اصطلاح، هر عقد نکاحى به «سبب» نیاز دارد؛ و مهم داشتنِ آن سبب است نه این که سبب ها یکسان باشد.
مثلاً عقدِ ازدواج موقت و دائم متفاوتند امّا هر دو «سبب» براى محرم شدن اند. به همین ترتیب، گفته مى شود که این سبب و عقد در مورد کنیزها (به عنوان زنانِ کافرى که اسیر جنگى اند) نیز وجود دارد به نحوى که اسلام، ازدواج دائم با غیرمسلمان را اجازه نداده، ولى ازدواج موقت را تجویز کرده (مطابق نظر اکثر فقهاء و مراجع تقلید). ولى در مورد زنِ کافرى که در جنگ اسیر مى شود، یک نوع سبب دیگرى قرار داده که هر چند با سایر صیغه ها متفاوت است (همچنان که در عُرف انسان ها نیز شکل تمام قراردادها یکسان نیستند) امّا در «سبب بودن» اشتراک دارند؛ و آن سبب، «مالکیت» نام دارد.
ثانیاً: وقتى اسلام، برده ها را از مرگِ حتمى نجات داد و با تعالمى و قوانین اش موجبات آزادى آن ها را از مرگ فراهم نمود، در مقابلِ این تسهیلات، به تنظیم سایر حالات و شئون نیز پرداخته. به عبارتى: وقتى جانِ آن ها را نجات داد، به طریق اولى این حق را نیز دارد که به سیستم سازى در مورد امور حقوقى و چگونگى زنده بودنِ آن ها بپردازد. به این انگیزه که با حفظِ حرمتِ اسیران، منفعت مالکان را نیز تضمین کند.
از این رو حتّى به مالکان نیز اجازه نداده تا تعدّى و زیاده طلبى کنند و در قالب قانونى ۹ ماده اى، مکانیزم بهره گیرى از کنیز را مشخص نموده.
از این توضیح مختصر به دست مى آید که:
کنیز، زنِ کافرى است که در جنگ با مسلمین به اسارت درآمده
کلفت یا مستخدم، یک زنِ کارگر است که جهت انجام کارهاى خانه، استخدام شده(بدون این که حرف از جنگ، کفر یا ایمان و... باشد).
اگر کنیز بخواهد نسبت به مالکِ خود، محرم بماند، باید شرایط زیر حفظ شود:
۱. مالک، کنیزش را به ازدواج شخص دیگر درنیاورده باشد.
۲. مالک، کنیز را به دیگرى نبخشیده باشد.
۳. اگر کنیز با شخصِ دیگرى ازدواج کرده باشد یا او را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده ى طلاق با شوهرش یا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً کنیز بر مالکش حلال مى شود.
۴. کنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه ى طلاق از شوهر قبلى اش) یا ایام استبراء(در آنجا که محلّل واقع شده)، نباشد.
۵. قبلاً پدر مالک کنیز با کنیز، نزدیکى نکرده باشد.
۶. کنیز، بین چند صاحب مشترک نباشد.
۷. قبلاً فرزند مالک و صاحب کنیز با او نزدیکى نکرده باشد.
۸. کنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد که پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُکاتَب نباشد).
۹. کنیز، کاملاً تحت تصرّف مالک باشد.
در شرایط فعلی استرقاق و کنیز گرفتن مصداق ندارد.
توضیح بیشتر این که نظام های اجتماعی در هر دوران تابعی از مجموعه شرایط اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و ... می باشد. همان گونه که امروزه نظام کارگری و کارفرمایی و ... در جهان حاکم است و شرایط اقتصادی , اجتماعی , فرهنگی خاص آن را ایجاب نموده است . تا چند قرن پیش در تمامی جهان نظام برده داری روش مناسب برای اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه ای که هیچ نظامی در شرایط آن روز امکان جایگزینی آن را نداشته است . از این رو مناسب ترین شیوه در شرایط آن روز, شیوه برده داری بوده است .
بررسی زمینه های این موضوع بسیار وسیع و گسترده و از مجال این پاسخ خارج است . اسلام نیز با توجه به اینکه تغییر اساسی در سیستم اجتماعی آن روز نه ضروری بوده و نه ممکن , به اصل این مسائله صحه گذاشت , ولی با وضع قوانین در چند جهت حرکت کرده است :
۱- تأمین حقوق افراد با وضع قوانین در مورد کیفیت استرقاق (بنده گرفتن) و تحریم آن جز در موارد خاص.
۲- وضع قوانین در جهت حمایت از حقوق بردگان و تنظیم روابط صحیح بین مالک و برده .
۳- ترغیب مردم به آزادسازی بردگان و وضع قوانینی برای حصول این مقصود (مانند کفارات و شرایط عتق ). در مجموع اسلام شرایطی را برای بردگان فراهم ساخت که آنان به مقامات و درجات مهم علمی و سیاسی در جامعه اسلامی دست یافتند و حتی مدت ها حکومت ((ممالیک )) بر بسیاری از نقاط کشورهای اسلامی پدیدار شد. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانی و عاطفی برای زندگی بردگان , بردگان را از سراسر دنیا مشتاق به پیوستن به جامعه اسلامی نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادی، مبلغ و مروج اسلام می شدند.
اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود کرد و از سوی دیگر راه آزادی بردگان را گشود و مسلما یکی از عوامل دگرگونی نظام بردگی در جهان , نقش اسلام در این زمینه بوده است . کنیزها نیز در این بین مشمول همین قاعده و قانون بوده اند. آنان از کشورهای دیگر که در جنگ با مسلمانان اسیر می شدند, و یا به صورت تجاری وارد ممالک اسلامی می گشتند, با فرهنگ اسلامی و مزایای نجات بخش آن آشنا شده و بسیاری از آنان همانند دیگر مردم در جامعه اسلامی زندگی می کردند و مالکیت کنیز در حکم عقد ازدواج بود و موجب محرمیت به مالک آن می گردید. بجاست بدانیم که مادر برخی از ائمه ما کنیز بوده اند, حتی مادر امام زمان (عج ) نیز کنیزی رومی بوده است . سخن در این مقوله بسیار گسترده می باشد.
اما توجه به این نکته مهم است که تنها عاملی که در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و کنیز) است موردی است که کسانی در جنگ با اسلام به عنوان دین حق اسیر شده باشند و پرواضح است کسی که به خداوند رحمان کفر ورزیده است و باز به این حد هم بسنده نکرده است بلکه با دین حق مبارزه می نماید. آیا حق حیات برای این گروه قائل شدن , جز از روی تفضل الهی است ؟! معذ لک , اسلام حق حیات اینان را تضمین کرده، کشتن اسیر را جز در شدت درگیری و در معرکه جنگ روا ندانسته است , لکن باید این افرادی که از آزادی عمل خود سوء استفاده نموده علیه دین خدا قیام نموده در نبرد علیه دین خدا و مؤمنین به آن شرکت جسته است , دایره فعالیت هایشان و آزادی آنها محدود گردد. با وجود این آموزه های بسیاری در اسلام برای رهایی آنان ارائه نموده است و برای تحقق این آموزه ها نیز پاداش بسیار زیادی قرار داده است .
برای مطالعه بیشتر ر . ک :
۱- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج ۶ (عربی) ج ۱۲ (فارسی) ، ذیل آیت ۱۱۶ تا ۱۲۰ (سخنی درباره بردگی و بردگی گرفتن)
۲- اسلام و مسأله آزادی , بردگی , موسوی زنجانی
۳- از بردگی روم قدیم تا مارکسیسم , حجتی کرمانی
۴- فرآورده های دینی , ناصر مکارم
۵- برده داری در روم باستان , بیدار فکر
۶- حقوق بشر, اسدالله مبشری
۷- نگاهی به بردگی , محمد علی گرامی
۸- بردگی در اسلام , صادق ایرجی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
درودقانون اسیر وکنیزهمان است که داعش در زمان حال به اجرا گذاشت.و قابل صافکاری و ماست مالی نیست. به هر حال لشکر اسلام به هر کجا رسیده مردم در مقابلش سه راه داشته اند .۱-مسلمان شوید۲-جزیه پرداخت کنید ۳- جنگ کنید که در این صورت شما را می کشیم و زن وفرزندان شما رابه کنیزی و غلامی میبریم.
پرسمان
با سلام و سپاس از مکاتبه شما. امیدوارم مطالب زیر را بادقت و حوصله مندی مطالعه فرمایید درپاسخ به اين سوال توجه به مطالب زيرضروري است:1- اسلام ومساله برده داري اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است، بلكه در حالى ظهور كرد كه مساله بردگى سراسر جهان را فراگرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود، آن چه غالبا مورد توجه قرار نمى‏گيرد اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏اى وارد شود ريشه‏كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بيماريش كاملا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در اين گونه موارد حتما بايد از برنامه‏هاى زمان بندى شده استفاده كرد.صريح تر بگوئيم: اگر اسلام طبق يك فرمان عمومى دستور مى‏داد همه بردگان موجود در آن را آزاد كنند، چه بسا بيشتر آن ها تلف مى‏شدند، زيرا گاه نيمى از جامعه را بردگان تشكيل مى‏دادند، آن ها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسيله‏اى براى ادامه زندگى.اگر در يك روز و يك ساعت معين همه آزاد مى‏شدند يك جمعيت عظيم بيكار ظاهر مى‏گشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محروميت به او فشار مى‏آورد به همه جا حمله‏ور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد.اينجا است كه بايد تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد.اين برنامه مواد زيادى دارد كه رؤس مسائل آن به طور فشرده و فهرست‏وار در اينجا مطرح مى‏شود و شرح آن نياز به كتاب مستقلى دارد: ماده اول- بستن سرچشمه‏هاى بردگى‏بردگى در طول تاريخ اسباب فراوانى داشته، نه تنها اسيران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمى‏آمدند كه زور و غلبه نيز مجوز برده گرفتن و برده‏دارى بود، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالك عقب افتاده آفريقايى و مانند آن مى‏فرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته و اسير كرده و با كشتيها به بازارهاى ممالك آسيا و اروپا مى‏بردند.اسلام جلو تمام اين مسائل را گرفت، تنها در يك مورد اجازه برده‏گيرى داد و آن در مورد اسيران جنگى بود، و تازه آن نيز جنبه الزامى نداشت، و به طورى كه از آيات قران استفاده مي شود به مسلمان ها اجازه داده شده است كه طبق مصالح اسيران را بى‏قيد و شرط يا پس از پرداخت فديه آزاد كنند.در آن روز زندان هايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسيم كردن آن ها در ميان خانواده‏ها و نگهدارى به صورت برده نداشت.بديهى است هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را در باره اسيران بپذيرد مى‏تواند آنها را از طريق من و فداء آزاد سازد، زيرا اسلام پيشواى مسلمين را در اين امر مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام كند، و به اين ترتيب تقريبا سرچشمه‏هاى بردگى جديد در اسلام بسته شده است.ماده دوم- گشودن دريچه آزادى‏اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان آن را عمل مى‏كردند در مدتى نه چندان زياد همه بردگان تدريجا آزاد و جذب جامعه اسلامى مى‏شدند؛ رئوس اين برنامه چنين است:الف- يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است (توبه- آيه 60) و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر براى اين امر در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان ادامه خواهد داشت.ب- براى تكميل اين منظور مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مى‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامى فصلى در اين زمينه تحت عنوان مكاتبه آمده است) .ج- آزاد كردن بردگان يكى از مهمترين عبادات و اعمال خير در اسلام است، و پيشوايان اسلام در اين مساله پيشقدم بودند، تا آنچه كه در حالات على(ع ) نوشته‏اند: اعتق الفا من كديده: هزار برده را از دسترنج خود آزاد كردند . د- پيشوايان اسلام بردگان را به كمترين بهانه‏اى آزاد مى‏كردند تا سرمشقى براى ديگران باشد، تا آنجا كه يكى از بردگان امام باقر (ع )كار نيكى انجام داد امام ع فرمود:اذهب فانت حر فانى اكره ان استخدم رجلا من اهل الجنه: برو تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم .در حالات امام سجاد على بن الحسين ع آمده است: خدمتكارش آب بر سر حضرت مى‏ريخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح كرد، امام ع سر را بلند كرد، خدمتكار گفت: و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم عرض كرد: وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود: خدا تو را ببخشد عرض كرد: وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ فرمود: برو براى خدا آزادىه- در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏شوند، چنان كه از امام صادق ع مى‏خوانيم: من كان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنين، اعتقه صاحبه ام لم يعتقه، و لا يحل خدمه من كان مؤمنا بعد سبعه سنين؛ كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى‏شود صاحبش بخواهد يا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نيست. در همين باب حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه فرمود: ما زال جبرئيل يوصينى بالمملوك حتى ظننت انه سيضرب له اجلا يعتق فيه؛ پيوسته جبرئيل سفارش بردگان را به من مى‏كرد تا آنجا كه گمان كردم به زودى الاجلى براى آنها مى‏شود كه به هنگام رسيدن آن آزاد شوند .و- كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند. و هر گاه بخشى از برده‏اى را كه مالك تمام آن است آزاد كند اين آزادى سرايت كرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد .ز- هر گاه كسى پدر يا مادر و يا اجداد و يا فرزندان يا عمو يا عمه يا دايى يا خاله، يا برادر يا خواهر و يا برادرزاده و يا خواهرزاده خود را مالك شود فورا آزاد مى‏شوند.ج- هر گاه مالك از كنيز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن كنيز جائز نيست و بايد بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود.اين امر وسيله آزادى بسيارى از بردگان مى‏شد، زيرا بسيارى از كنيزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.ط- كفاره بسيارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده (كفاره قتل خطا- كفاره ترك عمدى روزه- و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اينجا مى‏توان نام برد).ى- پاره‏اى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به برده‏اش انجام دهد خود به خود آزاد مى‏شود .ماده سوم- احياى شخصيت بردگان‏در دوران برزخى كه بردگان مسير خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مى‏پيمايند اسلام براى احياى حقوق آنها اقدامات وسيعى كرده است، و شخصيت انسانى آنان را احياء نموده، تا آنجا كه از نظر شخصيت انسانى هيچ تفاوتى ميان بردگان و افراد آزاد نمى‏گذارد و معيار ارزش را همان تقوا قرار مى‏دهد، لذا به بردگان اجازه مى‏دهد همه گونه پستهاى مهم اجتماعى را عهده‏دار شوند، تا آنجا كه بردگان مى‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏دار شوند .در عصر پيامبر ص نيز مقامات برجسته‏اى از فرماندهى لشكر گرفته تا پست هاى حساس ديگر به بردگان يا بردگان آزاد شده سپرده شد.بسيارى از ياران بزرگ پيامبر ص بردگان بودند و يا بردگان آزاد شده، و در حقيقت بسيارى از آنها به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظيفه مى‏كردند.سلمان و بلال و عمار ياسر و قنبر را در اين گروه مى‏توان نام برد، بعد از غزوه بنى المصطلق پيامبر ص با يكى از كنيزان آزاد شده اين قبيله ازدواج كرد و همين امر بهانه‏اى آزادى تمام اسراى قبيله شد.ماده چهارم- رفتار انسانى با بردگان‏در اسلام دستورات زيادى در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا كه آنها را در زندگى صاحبان خود شريك و سهيم كرده است.پيغمبر اسلام ص مى‏فرمود: كسى كه برادرش زير دست او است بايد، از آنچه مى‏خورد به او بخوراند و از آنچه مى‏پوشد به او بپوشاند، و زيادتر از توانايى به او تكليف نكند .على ع به غلام خود قنبر مى‏فرمود: من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زيرا رسول خدا ص مى‏فرمود: از آنچه خودتان مى‏پوشيد بر آنها بپوشانيد و از آنچه خود مى‏خوريد به آنها غذا دهيد .امام صادق ع مى‏فرمايد: هنگامى كه پدرم به غلامى دستور انجام كارى مى‏داد ملاحظه مى‏كرد اگر كار سنگينى بود بسم اللَّه مى‏گفت و خودش وارد عمل مى‏شد و به آنها كمك مى‏كرد .خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در اين دوران انتقالى به اندازه‏اى‏ است كه حتى بيگانگان از اسلام نيز روى آن تاكيد و تمجيد كرده‏اند.به عنوان نمونه جرجى زيدان در تاريخ تمدن خود چنين مى‏گويد:اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پيغمبر اسلام ص در باره بردگان سفارش بسيار نموده، از آن جمله مى‏فرمايد: كارى كه برده تاب آن را ندارد به او واگذار نكنيد، و هر چه خودتان مى‏خوريد به او بدهيد.در جاى ديگر مى‏فرمايد: به بندگان خود كنيز و غلام نگوئيد، بلكه آنها را پسرم و دخترم خطاب كنيد! قرآن نيز در باره بردگان سفارش جالبى كرده و مى‏گويد: خدا را بپرستيد، براى او شريك مگيريد، با پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان همسايگان نزديك و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان جز نيكوكارى رفتارى نداشته باشيد، خداوند از خودپسندى بيزار است .ماده پنجم- بدترين كار انسان‏فروشى است!اصولا در اسلام خريد و فروش بردگان يكى از منفورترين معاملات است تا آنجا كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است:شر الناس من باع الناس!بدترين مردم كسى است كه انسانها را بفروشد .همين تعبير كافى است كه نظر نهايى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهت‏گيرى برنامه‏هاى اسلامى به كدام سو است.و از اين جالب تر اين كه يكى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حريت از انسانها و تبديل آنها به يك متاع است، چنان كه در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام ص آمده است:ان اللَّه تعالى غافر كل ذنب الا من جحد مهرا، او اغتصب اجيرا اجره، او باع رجلا حرا:خداوند هر گناهى را مى‏بخشد جز (سه گناه): كسى كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگرى را غصب نمايد، و يا انسان آزادى را بفروشد . طبق اين حديث غصب حقوق زنان، و حق كارگران، و سلب آزادى از انسانها سه گناه نابخشودنى است.همانگونه كه در بالا آورديم اسلام تنها در يك مورد اجازه برده‏گيرى مى‏دهد و آن در مورد اسيران جنگى است، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد در حالى كه در عصر ظهور اسلام، و قرنها بعد از آن برده‏گيرى از طريق زور و حمله به كشورهاى سياه‏پوستان و دستگير كردن انسانهاى آزاد، و تبديل آنها به بردگان، بسيار زياد بود، و گاهى در مقياسهاى وحشتناك روى آن معامله مى‏شد، بطورى كه در اواخر قرن 18 ميلادى دولت انگلستان هر سال دويست هزار برده را معامله مى‏كرد، و هر سال يكصد هزار نفر را از آفريقا گرفته و به صورت بردگان به آمريكا مى‏بردند .كوتاه سخن اينكه كسانى كه به برنامه اسلام در مورد بردگان خود خرده‏گيرى مى‏كنند از دور سخنى شنيده‏اند، و از اصول اين برنامه و جهت‏گيرى آن كه همان آزادى تدريجى و بدون ضايعات بردگان است اطلاع دقيقى ندارند، و يا تحت تاثير افراد مغرضى قرار گرفته‏اند كه به گمان خود اين را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده و روى آن تبليغات دامنه‏دارى به راه انداخته‏اند.(تفسير نمونه، ج‏21، ص: 413)پس به طور خلاصه مي توان در پاسخ به اين پرسش چنين گفت : آزادي بردگان يكي از اهداف مهم دين نجات بخش اسلام بود و اين كار به تدريج و با گذشت زمان محقّق شد، ولي بايد توجه داشت كه اگر مسئله ناهنجاري در يك جامعه ريشه بدواند و مدتها بدان عمل شود، نمي توان در مدت كوتاه آن را ريشه كن نمود، بلكه براي از بين بردن آن بايد تدريجاََ اقداماتي نمود،‌ در غير اين صورت مشكلات عظيمي را به بار خواهد آورد. اگر پيامبر گرامي اسلام (ص)، در ابتداي ظهور اسلام، برده داري را به يكباره لغو مي كرد و مسلمانان برد ه هاي فاقد ثروت و سرمايه را آزاد كرده، از خانه هاي خود مي راندند، مشكلات مختلفي پديد مي آمد؛ به گونه اي كه بسياري از آنان از گرسنگي مي‏مردند و يا برخي از آنها مرتكب گناهان مهم اجتماعي همچون سرقت، زنا، لواط و مانند آن مي شدند و خلاصه شيرازه جامعه را بر هم مي زدند؛ بنابراين آزادي يكباره بردگان، كار صحيحي نبوده است. بدين جهت، اسلام برنامه آزادي تدريجي آنها را پايه گذاري كرده تا بردگان به تدريج آزاد گرديده، جذب جامعه اسلامي شوند. 1- برتري دراسلاماسلام تمام افراد بشر را از يك پدر و مادر مى‏داند و هيچ امتيازى براى رنگ، ثروت، مقام، قبيله، نژاد و... قائل نمى‏شود و تنها امتياز را تقوا مى‏شمارد و گرامى‏ترين مردمان را، پرهيزگارترين آنان مى‏داند (حجرات (49)، آيه 14 )اسلام، مردم را با هم برابر مى‏داند؛ چنان كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: «الناس كلهم سواء كاسنان المشط» ؛ «تمامي انسان‌ها مانند دانه‏هاى شانه برابرند (صدوق، من لايحضره الفقيه، قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1413 ه. ق، ج 4، ص 379.) در نگاه اسلام، نابودى ملت‏ها و اقوام مختلف، ناشى از عدم مساوات آنان در برابر قانونِ حق و اجرا نشدن آن در سطح جامعه است. اين رويكرد، بر خلاف نظر ارسطو است كه مى‏خواهد ثابت كند، غلام و برده فطرتاً وجود داشته و وجود خواهد داشت! به عبارت ديگر بردگى نزد عده‏اى فطرى است و خداوند عده‏اى از مردم را آفريده تا برده و غلام ديگران باشند! (ر.ك: منتسكيو، شارل، روح القوانين، ترجمه على اكبر مهتدى، تهران: اميركبير، چاپ هفتم، 1355، ص 415.)اسلام، بردگى را فطرى نمى‏داند و اعتقاد ندارد كه خداوند دو نوع انسان آفريده است: يكى، آزاد و ديگرى غلام و برده. اما اسلام برخلاف اعتقاد مردم روم، يونان باستان و عربستان، در حق بردگان - مبنى بر اينكه آنان هيچ‌گونه حقوق اجتماعى ندارند - ضمن احترام به شخصيت ايشان، آنان را در صف بقيه مردم شمرده و براى آنان حقوق متناسب وضع كرده است. اگر احياناً در حقوق آنان، اختلاف ناچيزى ديده مى‏شود، به جهت مصلحت خود بردگان و رعايت مصالح اجتماع بوده و هيچ گونه تحقير و توهينى در آن منظور نبوده است. اسلام بر خلاف روش‏هاى ظالمانه و غيرانسانى بسيارى از نقاط جهان، شالوده يك روش عادلانه را پى‏ريزى كرد و در مجموع شرايطى براى بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمى و سياسى در جامعه اسلامى دست يافتند. حتى حكومت «مماليك» ، سال‌ها(648-923ق) بر بخش قابل توجهي از كشورهاى اسلامى (مصر و شام) حكومت كردند. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انسانى و عاطفى براى زندگى بردگان، آنان را از سراسر دنيامشتاق پيوستن به جامعه اسلامى نمود و آنان در بازگشت به وطن خود، همراه با آزادى، مُبَلِغ و مروج دين اسلام شدند.3- الغاى يكباره بردگى الغاي يك باره بردگي به طور كامل در آن زمان ممكن نبود، زيرا:يك - نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى‏خورد و زندگى از هم مى‏پاشيد. از اين جهت، اسلام راه ديگرى را پيش گرفت كه در ضمن آن، بردگى به تدريج از بين مى‏رفت؛ بدون آنكه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از اين رو در مرحله نخست، همگان را ترغيب به كار و كوشش و دورى از تنبلى، بى‏كارى و عياشى نمود تا جامعه از وضعيت سابق - كه همه كارها بر دوش بردگان بود - فاصله گيرد. سپس راه‏هاى زيادى براى رهايى بردگان قرار داد تا به تدريج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عياشى، عادت كنند.دو- برخى از انديشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرين مى‏دانند. منتسكيو با توجه به تجربه بسيار تلخي كه غرب در اين زمينه شاهد آن بوده است درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در يك زمان، چنين مى‏نويسد: «آزاد كردن عده بى‌شمارى از غلامان به وسيله وضع يك قانون مخصوص، صلاح نيست؛ زيرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى‏گردد و حتى معايب اجتماعى و سياسى دارد. براى مثال در ولسينى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پيدا كرده بودند، حائز اكثريت گرديده، قانونى وضع كردند كه به موجب آن، هر كس از افراد آزاد عروسى كند، يكى از غلامان آزاد شده بايد در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسليم داماد كند! بنابراين آزاد كردن غلامان، بايد تدريجى و همراه با فرهنگ سازى‏هاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممكن است اجازه دهد، غلامان از عوايد كارهايشان خود را از ارباب خويش خريدارى نموده، و يا دوره غلامى را محدود كنند.» (منتسكيو، روح القوانين، ص 428، تهران: امير كبير، چاپ هفتم، 1355)سه- گوستاو لوبون نيز با تكيه بر تجربه عيني خود در اين باره مي گويد غلامان چون بي ‏تجربه و بى‏استعداد بار آمده‏ بودند آزاد شدن يكباره شان غير معقول بود. از اين جهت اگر اسلام، همه آنها را يكباره از قيد بردگى آزاد مى‏ساخت، ممكن بود در اثر نداشتن تجربه كافى و لياقت، قادر به تشكيل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتيجه مانند غلامان قديم آمريكا - كه بعد از آزاد شدن بر اثر علت ياد شده، به كلى نيست و نابوده شده‏اند - از بين مى‏رفتند(گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 482.) از اين رو قانون‌گذار اسلام، در عين آنكه براى خلاصى بردگان، فكرى اساسى و برنامه كاملى تنظيم كرده، از امور ياد شده غفلت نورزيده است.چهار- امكانات حكومت تازه تأسيس آن زمان، به گونه‏اى نبود كه بتواند اسيران جنگى را در اماكن خاصى مثل زندان‏ها، نگه‏دارى كند. بدين جهت اسيران در ميان جنگاوران تقسيم مى‏شدند. آنان بردگان را به خانه‏هاى خود مى‏بردند تا هم امنيت جانى‏شان تضمين شود و هم پراكنده شده و امكان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف ديگر ناچار به تغذيه آنان بودند و در مقابل از كار آنها نيز استفاده مى‏كردند.مارسل بوازار در اين‌باره مى‏نويسد: «اسلام به خاطر تأمين جانى و جلوگيرى از تجاوز به اسيران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبايل عرب، به عنوان برده يا كنيز تقسيم مى‏كرده؛ ولى به تدريج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهره‏مند مى‏ساخته است (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دكتر محسن مؤيدى،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1358، ص 49) وي درجاي ديگرضمن بررسى امتيازات روش اسلام در برخورد با مسئله بردگى - مى‏نويسد: «ديگر از تعاليمى كه قرآن كريم در مسائل مربوط به برده و كنيز داده و نشانه‏ى خصلت انسان دوستى اسلام است، تشويق مسلمانان به آزاد ساختن برده و گماشتن او به كارهاى متناسب با استعداد و مهارت او است. در راه اجراى هر چه بهتر اين برنامه انسانى، اسلام كمك هزينه‏اى را از بيت‏المال اختصاص داده است؛ بدين ترتيب كه پرداخت وجوهى را به منظور بهبود شرايط زندگى و آزاد ساختن و به كار شايسته گماشتن بردگان بابت زكات، پذيرفته است‏ (بقره، آيه 177) مهم‏تر از همه اينها، آزادى برده بنا به خواست او و پرداخت سرمايه لازم بدو و نيز زناشويى وي با كنيزانى است كه تمايل به ازدواج داشته‏اند (جهت احتراز از زنا و كام‏جويى به اجبار) )نور ، آيه 33 ) در اسلام بسيار پافشارى شده كه بعد از آزادى برده بايد سرمايه‏اى براى كار توليدى به او پرداخت شود، اين عمل آزادى اقتصادى او را نيز تضمين مى‏كرد و از بهره كشى آينده او به وسيله افراد پولدار يا متنفذ، جلوگيرى مى‏نمود. اما قوانين آزادى بردگان در آمريكا، كوچك‏ترين كمك مادى به برده آزاد شده نمى‏كرد. غالباً به علت دشوارى‏هاى اقتصادى و بيكارى، بردگان سياه پوست چندان از آزادى خود استقبال نكردند و پس از مدتى سرگردانى و بلاتكليفى و تيره‏روزى به سوى ارباب نخستين خود بازگشتند. در حالى كه قرآن با روشن بينى، ضمن مبارزه با بهره‌كشى و بيگارى انسان‏ها، جلوگيرى از عدم تعادل اقتصادى جامعه را نيز پس از آزادى بردگان، پيشى بينى كرده است. توصيه به رفتار شايسته و نيكوكارى نسبت به پدر و مادر، خويشاوندان، يتيمان، مستمندان، همسايگان و در راه ماندگان، خدمتكاران و بردگان را نيز در بر مى‏گيرد(نور ، آيه 39) در صدر اسلام - به خصوص دوران حيات پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله - بردگان نه تنها آزاد مى‏شدند؛ بلكه از تعليم و تربيت و مراقبت‏ نيز بهره‏مند مى‏گرديدند. به عنوان نمونه مي‌توان به داستان زيد بن حارثه اشاره كرد كه برده‏اى آزاد شده بود. وى به مقام صحابى پيامبر صلى‌الله‌ عليه وآله و كتابت قرآن و حديث رسيد و فرزند او اسامه، از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود. بلال حبشى نيز به فرماندارى مدينه رسيد. در ادوار بعد نيز مي‌توان به «قطب‏الدين آيبك» اشاره نمود. وي برده‏اى بود كه امپراتورى بزرگ اسلام را در سرزمين هندوستان بنيان نهاد (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، صص 48 – 49) 4- اما در پاسخ به اين سوال كه چرا امامان(ع) غلام و كنيز داشتند: اولا: (ضمن پرهيز از مقايسه آن دوران با عصر حاضر) توجه و مقايسه مطالب فوق پيرامون بردگان درك بهتر وضعيت روحي و اجتماعي حاكم بر آن دوران‌ را فراهم مي‌سازد. در عصري كه با بردگان حتي گاه همانند حيوانات نيز رفتار نمي‌شد، برخورد ائمه با آنان را مقايسه فرمائيد.ثانيا: راز غلام و كنيز داشتن آنان اين است كه: آنها از اين طريق نوعي كلاس رهايي بخش داير كردند، ولي نه فقط آزادسازي تن، بلكه اول آزادسازي عقل و روح و انديشه و سپس آزادي تن. يكي از شيوه هاي امامان خريد بسيار زياد غلامان و آوردن آنها در خانه و قرار دادن آنان تحت تعليم و تربيت اصيل و مآب اسلامي و پرورش فكري و معنوي و سپس آزادسازي آنان بوده است. امام سجاد(ع) هزاران برده را به اين شكل خريده و تربيت ديني كرده و آزاد كردند به طوري كه مشهور به لشگر مواليان شدند. (جعفريان، رسول، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه‏عليهم السلام، قم: انصاريان، چاپ اول، 1376، ص 280) آنان نيز كه مي‌ماندند خودشان نمي‌خواستند از ائمه(ع) جدا شوند.براى مطالعه بيشتر ضمن مراجعه به منابع مذكور در متن مي‌توانيد به اين موارد نيز رجوع كنيد:الف. طباطبايى، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، ج6 (عربى) و ج12 (فارسى)، ذيل آيات 116 تا 120؛ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسئله آزادى بردگى؛پ. حجتى كرمانى، از بردگى روم قديم تا ماركسيسم؛ت. مكارم شيرازى، ناصر، فرآورده‏هاى دينى؛ث. بيدار فكر، برده‏دارى در روم باستان؛ج. مبشرى، اسداللَّه، حقوق بشر؛ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛خ. ايرجى، صادق، بردگى در اسلام؛د. حسينى، مصطفى، بردگى از ديدگاه اسلام؛ ه. شهيد مطهري،‌ يادداشتها(موضوعي) ج10.
میهمان
با وجود این توضیحات من متوجه نمیشم چرا اجازه داده میشود که بدون اجازه و تمایل کنیز با او رابطه برقرار شود و با چرا درباره تعداد کنیزان محدودیتی وجود نداشته که امکان سو استفاده نباشد؟ تا به نوعی حرم سرا به راه نیفتد؟
پرسمان
اسلام از ابتداي ظهور خويش با بردگي و نظام برده داري مبارزه كرد و با ترسيم راهكارهايي دقيق تلاش نمود تا در اجتماع اسلامي بردگي منقرض شود. نظام هاي اجتماعي در هر دوران تابعي از مجموعه شرايط اقتصادي , سياسي , فرهنگي و ... مي باشد. همان گونه كه امروزه نظام كارگري و كارفرمايي و ... در جهان حاكم است و شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي خاص آن را ايجاب نموده است . تا چند قرن پيش در تمامي جهان نظام برده داري روش مناسب براي اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه اي كه هيچ نظامي در شرايط آن روز امكان جايگزيني آن را نداشته است . از اين رو مناسب ترين شيوه در شرايط آن روز, شيوه برده داري بوده است . بررسي زمينه هاي اين موضوع بسيار وسيع و گسترده و از مجال اين پاسخ خارج است . اسلام نيز با توجه به اينكه تغيير اساسي در سيستم اجتماعي آن روز نه ضروري بوده و نه ممكن , به اصل اين مسائله صحه گذاشت , ولي با وضع قوانين در چند جهت حركت كرده است : 1- تأمين حقوق افراد با وضع قوانين در مورد كيفيت استرقاق (بنده گرفتن) و تحريم آن جز در موارد خاص.2- وضع قوانين در جهت حمايت از حقوق بردگان و تنظيم روابط صحيح بين مالك و برده .3- ترغيب مردم به آزادسازي بردگان و وضع قوانيني براي حصول اين مقصود (مانند كفارات و شرايط عتق ). در مجموع اسلام شرايطي را براي بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمي و سياسي در جامعه اسلامي دست يافتند و حتي مدت ها حكومت ((مماليك )) بر بسياري از نقاط كشورهاي اسلامي پديدار شد. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انساني و عاطفي براي زندگي بردگان , بردگان را از سراسر دنيا مشتاق به پيوستن به جامعه اسلامي نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادي، مبلغ و مروج اسلام مي شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود كرد و از سوي ديگر راه آزادي بردگان را گشود و مسلما يكي از عوامل دگرگوني نظام بردگي در جهان , نقش اسلام در اين زمينه بوده است . كنيزها نيز در اين بين مشمول همين قاعده و قانون بوده اند. آنان از كشورهاي ديگر كه در جنگ با مسلمانان اسير مي شدند, و يا به صورت تجاري وارد ممالك اسلامي مي گشتند, با فرهنگ اسلامي و مزاياي نجات بخش آن آشنا شده و بسياري از آنان همانند ديگر مردم در جامعه اسلامي زندگي مي كردند و مالكيت كنيز در حكم عقد ازدواج بود و موجب محرميت به مالك آن مي گرديد. بجاست بدانيم كه مادر برخي از ائمه ما كنيز بوده اند, حتي مادر امام زمان (عج ) نيز كنيزي رومي بوده است .اينها برنامه هاي دراز مدتي است كه اسلام براي از بين بردن و ريشه كن كردن بردگي از جامعه، ارائه نموده است.بايد توجه داشت كه بسياري از بردگان از جنس زن بودند كه نيازهاي خاص خود را دارند از جمله نياز به ازدواج.اسلام براي تامين تمام نيازهاي آنان و از جمله براي ازدواج بردگان و از جمله بردگان زن، راه هايي را معين كرده است كه ضمن حفظ عفت و پاكدامني آنها، اين نيازشان نيز برطرف گردد.ازدواج با بردگان زن از دو طريق ممكن است:1- ازدواج كردن مثل زنان غير برده.2- اسارت زن درميدان جنگ و ملك يمين يعني خريدن و صاحب شدن برده زن كه اين راه مخصوص صاحب آن كنيز است. و در صورتي كه اين كنيز شوهري نداشته باشد با خريدن آن، صاحب و مالك آن كنيز بدون عقد نكاح مي تواند او را به عنوان همسر خود انتخاب نمايد و اگر اين كنيز از مالك خود صاحب فرزندي شد، سبب و زمينه آزادي او فراهم شده است و ديگر صاحب و مالك حق ندارد اين كنيز را بفروشد بايد از اين كنيز نگهداري كند تا بعد از مرگ صاحب خود به عنوان ارث به فرزند خود منتقل شده و آزاد گردد و اين راهي است و قسمتي از برنامه اي است كه اسلام براي آزادي اسيران و بردگان خود قرار داده است. بنا براين، مالكيت كنيز، شبيه عقد ازدواج بود و موجب محرميت به مالك مى‏گرديد.چرا كه رابطه زن و شوهر بودن امر اعتباري و قراردادي است، نه يك امر حقيقي، حكم اسلام اين است كه زن به صرف اسارات در ميدان جنگ از پيمان زناشوئي قبلي خود رها مي شود، زيرا زنان اسيري كه قبلا شوهردار بوده اند و شوهران آنان غالبا در جنگ كشته مي شده اند، جز ايجاد محدوديت براي آنان ديگر هيچ سودي براي آنها نداشته، از اين رو ماندن زن بر سر اين پيمان جز زيان هيچ نفعي به همراه نداشت. در حالي كه اگر با اسارات تمام پيمان ها و قرارهاي قبلي فسخ شود، زن در دوران اسارات فرصت زندگي در شرايط انساني برايش فراهم مي شود، و زمينه نفع معنوي كه عبارت از پذيرش ايمان و اطاعت خداوند باشد براي او مهيا مي گردد. البته تمام مسائل عفت و پاكدامني و زناشويي رعايت مي شود. و اگر اين صاحب روزي بخواهد او را به شخص ديگري ببخشد يا بفروشد و يا به عقد ديگري در بياورد همانند همسران ديگر بايد مدتي را عده نگه دارد كه اصطلاحا به عده كنيزان استبراء گفته مي شود بعد از آن به عقد ديگري در آيد.بنابر اين روشن است كه در روابط جنسي و زناشويي با زنان كنيز، كاملا مسائل شرعي و ناموس و عفت و پاكدامني رعايت مي شود و تنها تفاوت اين است كه اگر بين كنيز و مالك او بخواهد روابط زناشويي برقرار شود نياز به اجراي عقد نكاح ندارد اما ساير مسائل به قوت خود باقي است.يعني در واقع همان خريد به قصد نكاح يا اسارت در ميدان جنگ جايگزين عقد مي شود يا هبه ديگران به قصد حليت براي موهوب له موجب حليت كنيز براي شوهرش مي شود. اسلام براي از بين بردن بردگي يك برنامه دقيق دراز مدت ارائه نموده است كه رؤوس آن به اين شرح است:1- بستن و مسدود كردن سرچشمه بردگي: قبل از اسلام برده گرفتن از راه هاي متعددي صورت مي گرفت كه اسلام تمام آن راه ها را مسدود كرد و فقط يك مورد را اجازه داد كه آن برده گيري از سربازان و نيروهاي دشمن است و اين بهترين و مناسب ترين روش برخورد با دشمن بود زيرا وقتي دو گروه با هم جنگ و يكي بر ديگري غلبه كند با نيروهايي كه باقي مي مانند چه بايد كرد؟ چند راه وجود دارد الف: همه را آزاد كنند كه در اين صورت دوباره دشمن خود را تجهيز كرده و حمله خواهد كرد.ب- همه را بكشند كه اين راه خيلي بي رحمانه و ضد بشري است.ج- آنان را به اسارت بگيرند تا حداقل زنده بمانند و از طرف ديگر از حمله آنان نيز در امان باشند.طبيعتا اين راه سوم بهترين و انساني ترين راه است. و چون در آن زمان زندانها و اردوگاه هايي كه بتوانند تعداد زيادي اسير را در آنها نگهداري كنند وجود نداشت آنان را در ميان مردم تقسيم مي كردند تا هر كس اسير يا اسيراني را به خانه خود برده و آنان را بكار گيرد و مخارج زندگي شان را نيز تأمين نمايد. تا كم كم اسباب آزادي شان فراهم شود. و در ضمن در اين مدت در كنترل هم بودند تا نتوانند به مسلمانان ضربه بزنند. اين يكي از برنامه هاي اسلام بود كه در بستن سرچشمه برده داري بسيار اهميت داشت.2- گشودن دريچه هايي براي آزادي نظير:الف: يكي از مصارف هشت گانه زكات در اسلام، مصرف آن در راه خريدن و آزاد كردن بردگان است[i].ب: قرار داد بستن با بردگان (عقد مكاتبه) كه با برده اي كه جزئي از آنها آزاد شده بود قرارداد مي بستند تا كار كند و از سهميه خود (آن مقدار كه آزاد است) كم كم خود را آزاد نمايد.ج: تشويق به آزادي بردگان به عنوان بزرگترين عبادت و اعمال خير در اسلام.د: لزوم آزادي بردگاني كه هفت سال از بردگي آنان گذشته باشد كه در بسياري از روايات آمده است.هـ: هر گاه شخصي مالك يكي از اقوام خود (پدر، مادر، اجداد، فرزندان، عمو، عمه ، دايي و خاله) شود، فورا آزاد مي شوند.و: هر گاه مالك از كنيز خود صاحب فرزند شود ديگر نمي تواند او را بفروشد و اين كنيز بعد از مرگ صاحب، از مال فرزند خود آزاد مي شود.ز: كفاره بسياري از گناهان بزرگ و تخلفات، آزادي بندگان بود.ح: اگر صاحب برده بعضي از جنايات را نسبت به برده خود مرتكب شود، برده اش خود بخود آزاد مي گردد.3- احياي شخصيت بردگان از راه سپردن مسئوليت هاي بزرگ به آنان. (تعليم و تربيت، فرماندهي در جنگ، ...)4- تشويق به رفتار انساني با بردگان، رعايت شؤون آنان در غذا و مسكن.5- نهي از انسان فروشي و آن را بدترين شغل دانستن.به يقين يكى از عوامل دگرگونى نظام بردگى در جهان، نقش اسلام در اين زمينه بوده است. اكنون اين پرسش پديد مى‏آيد كه با آن همه توجّه اسلام، نسبت به غلامان و آزادى آنان، چرا يكباره بردگى را لغو نكرد و راه‏هاى برده‏دارى را از بين نبرد؟ در پاسخ به اين مسئله بايد به چند نكته اساسى توجه كرد:T}يك. الغاى بردگى‏{Tالغاى يكباره بردگى به طور كامل در آن زمان ممكن نبود، زيرا:1-1. نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى‏خورد و زندگى از هم مى‏پاشيد. از اين جهت، اسلام راه ديگرى را پيش گرفت كه در ضمن آن، بردگى به تدريج از بين مى‏رفت؛ بدون آنكه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از اين رو در مرحله نخست، همگان را ترغيب به كار و كوشش و دورى از تنبلى، بى‏كارى و عياشى نمود تا جامعه از وضعيت سابق - كه همه كارها بر دوش بردگان بود - فاصله گيرد. سپس راه‏هاى زيادى براى رهايى بردگان قرار داد تا به تدريج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عياشى، عادت كنند.1-2. برخى از انديشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرين مى‏دانند. منتسكيو درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در يك زمان، چنين مى‏نويسد: «آزاد كردن عده بى شمارى از غلامان به وسيله وضع يك قانون مخصوص، صلاح نيست؛ زيرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى‏گردد و حتى معايب اجتماعى و سياسى دارد. براى مثال در ولسينى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پيدا كرده بودند، حائز اكثريت گرديده و قانونى وضع كردند كه به موجب آن، هر كس از افراد آزاد عروسى كند، يكى از غلامان آزاد شده بايد در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسليم داماد كند! بنابراين آزاد كردن غلامان، بايد تدريجى و همراه با فرهنگ سازى‏هاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممكن است اجازه دهد، غلامان از عوايد كارهايشان خود را از ارباب خويش خريدارى نموده، و يا دوره غلامى را محدود كنند»V}منتسكيو، روح القوانين، ص 428، (تهران: امير كبير، چاپ هفتم، 1355).{V. به اين كار مكاتبه مى‏گويند كه قرن‏ها قبل از مونتسكيو، در قوانين اسلامى وضع شده و جزئيات آن در كتاب‏هاى فقهى آمده است.1-3. گوستاولوبون مى‏گويد: «از آنجايى كه بردگان از ديرزمان، تحت رقيّت (بندگي )زيست كرده و در اثر زندگى طفيلى خود، بى‏تجربه و بى‏استعداد بار آمده‏اند. از اين جهت اگر اسلام، همه آنها را يكباره از قيد بردگى آزاد مى‏ساخت، ممكن بود در اثر نداشتن تجربه كافى و لياقت، قادر به تشكيل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتيجه مانند غلامان قديم آمريكا - كه بعد از آزاد شدن بر اثر علت ياد شده، به كلى نيست و نابوده شده‏اند - از بين مى‏رفتند».V}گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 482.{Vاز اين رو قانون گذار اسلام، در عين آنكه براى خلاصى بردگان، فكرى اساسى و برنامه كاملى تنظيم كرده، از امور ياد شده غفلت نورزيده است.1-4. امكانات حكومت تازه تأسيس آن زمان، به گونه‏اى نبود كه بتواند اسيران جنگى را در اماكن خاصى مثل زندان‏ها، نگه‏دارى كند. بدين جهت اسيران در ميان جنگاوران تقسيم مى‏شدند. آنان بردگان را به خانه‏هاى خود مى‏بردند تا هم امنيت جانى‏شان تضمين شود و هم پراكنده شده و امكان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف ديگر ناچار به تغذيه آنان بودند و در مقابل از كار آنها نيز استفاده مى‏كردند.مارسل بوازار در اين باره مى‏نويسد: «اسلام به خاطر تأمين جانى و جلوگيرى از تجاوز به اسيران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبايل عرب، به عنوان برده يا كنيز تقسيم مى‏كرده؛ ولى به تدريج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهره‏مند مى‏ساخته است»V}بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دكتر محسن مؤيدى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1358)، ص 49.{V.1-5. در جنگ‏هايى كه بين مسلمانان و غير مسلمين وجود داشت، كافران، اسيران مسلمان را برده مى‏ساختند. از اين رو اسلام ناچار به مقابله به مثل بود و اگر مى‏خواست غير از اين عمل كند، نيرو و هزينه سنگين لازم براى نگه‏دارى اسيران و جلوگيرى از قيام و شورش آنان نداشت و نمى‏توانست مانع فرار و پيوستن آنها به جبهه دشمن شود. از طرف ديگر برده شدن مسلمانان، زمينه تضعيف روحى مسلمين و جنگ روانى كافران را فراهم مى‏كرد.T}دو. پيشتازى اسلام در منع بردگى‏{Tاسلام تمام راه‏هايى كه براى برده ساختن ديگران، در دوران‏هاى گذشته رواج داشت - به جز جنگ - نامشروع دانست. برخى از اين راه‏ها عبارت بود از:2-1. يورش ناگهانى به منظور گرفتن اسير و بنده.2-2. در مواردى كه مديون از پرداخت دين خود عاجز بود، صاحب دين او را در عوض آن، برده خود مى‏ساخت.2-3. فروختن افراد آزاد و يا فرزندان خود به ديگران.اسلام هيچ راهى براى برده‏سازى افراد را جايز نمى‏داند؛ جز آنكه شخص كافر در جنگ عليه اسلام و مسلمين به اسارت درآمده باشد. از طرف ديگر اين مسئله هم تابع شرايط زمان و مكان و با صلاحديد پيشواى مسلمانان است و اگر او برده ساختن اسيران جنگى را مصلحت ندانست، مى‏تواند وجهى به عنوان فديه بگيرد و آزادشان كند و يا آنان را مورد عفو قرار دهد.V}ر.ك: الميزان، ج 6؛ زين العابدين قربانى، اسلام و حقوق بشر.{Vبنابراين تنها عاملى كه در اسلام مجوز گرفتن بنده و كنيز است، اسارت در جنگ است. حال آيا به رسميت شناختن حق حيات براى كسانى كه به خداوند رحمان كفر مى‏ورزند و با دين حق مبارزه مى‏كنند؛ جز از روى تفضل الهى است؟! اسلام حق حيات اينان را تضمين كرده و كشتن اسير را جز در شدت درگيرى و معركه جنگ روا ندانسته است؛ ليكن بايد دايره فعاليت و آزادى چنين افرادى - كه از آزادى خود سوء استفاده نموده و در نبرد عليه دين خدا و مؤمنان شركت جسته‏اند - به گونه‏اى محدود گردد. در عين حال آموزه‏هاى بسيارى در اسلام براى رهايى آنان وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد.V}Vبراي مطالعه بيشتر ر . ك : 1- تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ج 6 (عربي) ج 12 (فارسي) ، ذيل آيت 116 تا 120 (سخني درباره بردگي و بردگي گرفتن)2- اسلام و مسأله آزادي , بردگي , موسوي زنجاني 3- از بردگي روم قديم تا ماركسيسم , حجتي كرماني4- فرآورده هاي ديني , ناصر مكارم 5- برده داري در روم باستان , بيدار فكر 6- حقوق بشر, اسدالله مبشري 7- نگاهي به بردگي , محمد علي گرامي8- بردگي در اسلام , صادق ايرجي9. اسلام و حقوق بين الملل عمومي، ج 2، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه{V
میهمان
فقط می خواستم بطور خلاصه عرض کنم در شرایط مشابه شما راضی بودید با زن و بچه شما این جور ی برخورد میشد...
میهمان
سلامسوالی که همیشه برام مطرح بوده و تحقیق زیادی در باره ش کردم و به نتیجه ای نرسیدم اینه که چرا مالک کنیز اجازه داره با اون همبستر بشه؟
قبول دارم که اون خانم به خاطر جنگ علیه اسلام باید این دوره کنیزی خدمتکاری رو بگذرونه، اما چرا مالک میتونه حتی علی رغم میل کنیز با اون رابطه برقرار کنه؟ این که یک مالک میتونه چند کنیز داشته باشه و با همشون در زمانهای جدا رابطه ایجاد کنه، مثل حرم سرا درست کردنه و حتی بدتر از اون.....
رسیدن به این پاسخ بسیار برام مهمه
پرسمان
كنيز كسي است كه در جنگ مسلمانان با كفار به اسارت مسلمانان در آمده باشددر قران كريم ارتباط جنسي تنها با دو گروه جايز است1.همسران2.كنيزان قران كريم در آغاز سوره مباركه مومنون مي فرمايد: «A}بسم الله الرحمن الرحيم قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون و الذين هم عن الغو معرضون و الذين هم لزكوه فاعلون و الذين هم لفروجهم حفظون الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين{A»؛V}آيات 1-6{V يعني تنها با همسران و كنيزان (ماملكت ايمانهم )مي توان رابطه جنسي برقرار نمود.مراد از كنيزان, زنان غير آزادي بودند كه با خريدن يا اسير شدن در جنگ با كافران به دست مسلمانان مي افتاد با اين گونه زنان, بدون خواندن عقد ازدواج, مي توان رابطه زناشويي داشت. V}رجوع كنيد به تفسير نمونه, ج 14, سوره مؤمنون, آيات مربوطه{V جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم: پيش از اسلام، جنگ و خونريزى‏ها به ميدان جنگ محدود نمى‏شد، بلكه اين ظلم و ستم به پس از زمان جنگ نيز كشيده مى‏شد؛ دو قبيله يا شهر يا كشور كه با هم نبرد مى‏كردند، تعدادى اسير نيز در كنار خيل كشته‏ها بر جاى مى‏گذاشتند. به اين صورت كه كافرِ مرد، عبد ناميده شد و كافر زن، اَمَه يا كنيز، نامگذارى گرديد و هر يك تابع مقرراتى جداگانه گرديدند.امّا اين كه، چگونه براى محرم شدن با كنيزها، نيازى به صيغه نيست؟ اولاً در اسلام، ازدواج(=نكاح) نياز به قراداد و پيمان(=عقد) دارد. اين قرارداد، كاملاً رسمى بوده و چگونگى مقررات، الفاظ، آداب و محدوده‏ى آن را «خدا» تعيين مى‏كند. به اصطلاح، هر عقد نكاحى به «سبب» نياز دارد؛ و مهم داشتنِ آن سبب است نه اين كه سبب‏ها يكسان باشد. مثلاً عقدِ ازدواج موقت و دائم متفاوتند امّا هر دو «سبب» براى محرم شدن‏اند. به همين ترتيب، گفته مى‏شود كه اين سبب و عقد در مورد كنيزها (به عنوان زنانِ كافرى كه اسير جنگى‏اند) نيز وجود دارد به نحوى كه اسلام، ازدواج دائم با غيرمسلمان را اجازه نداده، ولى ازدواج موقت را تجويز كرده (مطابق نظر اكثر فقهاء و مراجع تقليد). ولى در مورد زنِ كافرى كه در جنگ اسير مى‏شود، يك نوع سبب ديگرى قرار داده كه هر چند با ساير صيغه‏ها متفاوت است (همچنان كه در عُرف انسان‏ها نيز شكل تمام قراردادها يكسان نيستند) امّا در «سبب بودن» اشتراك دارند؛ و آن سبب، «مالكيت» نام دارد.ثانياً: وقتى اسلام، برده‏ها را از مرگِ حتمى نجات داد و با تعالمى و قوانين‏اش موجبات آزادى آن‏ها را از مرگ فراهم نمود، در مقابلِ اين تسهيلات، به تنظيم ساير حالات و شئون نيز پرداخته. به عبارتى: وقتى جانِ آن‏ها را نجات داد، به طريق اولى اين حق را نيز دارد كه به سيستم‏سازى در مورد امور حقوقى و چگونگى زنده بودنِ آن‏ها بپردازد. به اين انگيزه كه با حفظِ حرمتِ اسيران، منفعت مالكان را نيز تضمين كند. از اين رو حتّى به مالكان نيز اجازه نداده تا تعدّى و زياده‏طلبى كنند و در قالب قانونى 9 ماده‏اى، مكانيزم بهره‏گيرى از كنيز را مشخص نموده.از اين توضيح مختصر به دست مى‏آيد كه: كنيز، زنِ كافرى است كه در جنگ با مسلمين به اسارت درآمدهكلفت يا مستخدم، يك زنِ كارگر است كه جهت انجام كارهاى خانه، استخدام شده(بدون اين كه حرف از جنگ، كفر يا ايمان و... باشد).اگر كنيز بخواهد نسبت به مالكِ خود، محرم بماند، بايد شرايط زير حفظ شود:1. مالك، كنيزش را به ازدواج شخص ديگر درنياورده باشد.2. مالك، كنيز را به ديگرى نبخشيده باشد.3. اگر كنيز با شخصِ ديگرى ازدواج كرده باشد يا او را به ديگرى بخشيده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ى طلاق با شوهرش يا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً كنيز بر مالكش حلال مى‏شود. 4. كنيز در حالِ گذراندن ايّام عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) يا ايام استبراء(در آنجا كه محلّل واقع شده)، نباشد.5. قبلاً پدر مالك كنيز با كنيز، نزديكى نكرده باشد.6. كنيز، بين چند صاحب مشترك نباشد.7. قبلاً فرزند مالك و صاحب كنيز با او نزديكى نكرده باشد.8. كنيز با مولايش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَب نباشد).9. كنيز، كاملاً تحت تصرّف مالك باشد. در شرايط فعلي استرقاق و كنيز گرفتن مصداق ندارد. توضيح بيشتر اين كه نظام هاي اجتماعي در هر دوران تابعي از مجموعه شرايط اقتصادي , سياسي , فرهنگي و ... مي باشد. همان گونه كه امروزه نظام كارگري و كارفرمايي و ... در جهان حاكم است و شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي خاص آن را ايجاب نموده است . تا چند قرن پيش در تمامي جهان نظام برده داري روش مناسب براي اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه اي كه هيچ نظامي در شرايط آن روز امكان جايگزيني آن را نداشته است . از اين رو مناسب ترين شيوه در شرايط آن روز, شيوه برده داري بوده است . بررسي زمينه هاي اين موضوع بسيار وسيع و گسترده و از مجال اين پاسخ خارج است . اسلام نيز با توجه به اينكه تغيير اساسي در سيستم اجتماعي آن روز نه ضروري بوده و نه ممكن , به اصل اين مسائله صحه گذاشت , ولي با وضع قوانين در چند جهت حركت كرده است : 1- تأمين حقوق افراد با وضع قوانين در مورد كيفيت استرقاق (بنده گرفتن) و تحريم آن جز در موارد خاص.2- وضع قوانين در جهت حمايت از حقوق بردگان و تنظيم روابط صحيح بين مالك و برده .3- ترغيب مردم به آزادسازي بردگان و وضع قوانيني براي حصول اين مقصود (مانند كفارات و شرايط عتق ). در مجموع اسلام شرايطي را براي بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمي و سياسي در جامعه اسلامي دست يافتند و حتي مدت ها حكومت ((مماليك )) بر بسياري از نقاط كشورهاي اسلامي پديدار شد. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انساني و عاطفي براي زندگي بردگان , بردگان را از سراسر دنيا مشتاق به پيوستن به جامعه اسلامي نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادي، مبلغ و مروج اسلام مي شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود كرد و از سوي ديگر راه آزادي بردگان را گشود و مسلما يكي از عوامل دگرگوني نظام بردگي در جهان , نقش اسلام در اين زمينه بوده است . كنيزها نيز در اين بين مشمول همين قاعده و قانون بوده اند. آنان از كشورهاي ديگر كه در جنگ با مسلمانان اسير مي شدند, و يا به صورت تجاري وارد ممالك اسلامي مي گشتند, با فرهنگ اسلامي و مزاياي نجات بخش آن آشنا شده و بسياري از آنان همانند ديگر مردم در جامعه اسلامي زندگي مي كردند و مالكيت كنيز در حكم عقد ازدواج بود و موجب محرميت به مالك آن مي گرديد. بجاست بدانيم كه مادر برخي از ائمه ما كنيز بوده اند, حتي مادر امام زمان (عج ) نيز كنيزي رومي بوده است . سخن در اين مقوله بسيار گسترده مي باشد. اما توجه به اين نكته مهم است كه تنها عاملي كه در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و كنيز) است موردي است كه كساني در جنگ با اسلام به عنوان دين حق اسير شده باشند و پرواضح است كسي كه به خداوند رحمان كفر ورزيده است و باز به اين حد هم بسنده نكرده است بلكه با دين حق مبارزه مي نمايد. آيا حق حيات براي اين گروه قائل شدن , جز از روي تفضل الهي است ؟! معذ لك , اسلام حق حيات اينان را تضمين كرده، كشتن اسير را جز در شدت درگيري و در معركه جنگ روا ندانسته است , لكن بايد اين افرادي كه از آزادي عمل خود سوء استفاده نموده عليه دين خدا قيام نموده در نبرد عليه دين خدا و مؤمنين به آن شركت جسته است , دايره فعاليت هايشان و آزادي آنها محدود گردد. با وجود اين آموزه هاي بسياري در اسلام براي رهايي آنان ارائه نموده است و براي تحقق اين آموزه ها نيز پاداش بسيار زيادي قرار داده است .براي مطالعه بيشتر ر . ك : 1- تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ج 6 (عربي) ج 12 (فارسي) ، ذيل آيت 116 تا 120 (سخني درباره بردگي و بردگي گرفتن)2- اسلام و مسأله آزادي , بردگي , موسوي زنجاني 3- از بردگي روم قديم تا ماركسيسم , حجتي كرماني4- فرآورده هاي ديني , ناصر مكارم 5- برده داري در روم باستان , بيدار فكر 6- حقوق بشر, اسدالله مبشري 7- نگاهي به بردگي , محمد علي گرامي8- بردگي در اسلام , صادق ايرجي

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.