احمدبن موسی(ع)یا شاهچراغ ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۳۹۷۲ بازدید

علت نامگذاری امامزاده احمد بن موسی(ع) به شاهچراغ چیست؟

قبل از آنکه علت نامگذاری این امامزاده لازم التعظیم را به شاهچراغ بیان نمائیم لازم است تا پاره ای از فضائل اخلاقی این بزرگوار را بررسی کرده تا بهتر نسبت به حضرتش شناخت داشته باشیم.
بنا به نقل شیخ مفید(ره) در کتاب ارشاد ( ارشاد شیخ مفید, صفحه ۳۰۳ ؛ رجال سید بحرالعلوم جلد ۲ صفحه ۱۱۵)، احمد بن موسی(ع) مردی فاضل و با ورع و محدث و کریم النفس و جلیل القدر بوده و امام کاظم(ع) او را بر دیگر فرزندانش مقدم میداشت و بعد از حضرت رضا(ع) عزیزترین فرزندانش بود، و مزرعه خود را که به نام یسیریه ( یسیره هم نوشته اند)معروف بود به وی بخشید.
و در کتاب بدایع الانوار ازلب الانساب نقل شده که جناب احمد بن موسی(ع) هزار قرآن به خط خود تحریر نموده و با پول آن غلام می خرید و بعد آنها را آزاد می نمود(منتخب التواریخ صفحه ۴۶۸ ؛ ناسخ التواریخ موسی بن جعفر(ع) جلد ۷ صفحه ۱۵۰ روضات الجناب جلد ۱ صفحه ۱۳ ؛ رجال سید بحرالعلوم جلد ۲ صفحه ۱۱۴؛ اعیان الشیعه جلد ۳ صفحه ۱۹۱؛تحفه العالم جلد ۲ صفحه ۱۳۰؛ بحارالانوار جلد ۴۸ صفحه ۳۰۷).
اسماعیل بن موسی(ع) برادر احمد(ع) می گوید: وقتی پدرم با فرزندانش به مزرعه خود در حوالی مدینه میرفت بیست نفر از خدم وحشم پدرم با احمد بودند، هرگاه احمد بر می خواست آنها هم بپا می خاستند و هر وقت احمد می نشست آنها هم می نشستند، و پدرم پیوسته به او نظر عنایت و مرحمت داشت و از او غافل نمی شد و همچنین در دید ما برادران محترم بود تا پیر شد(اعیان الشیعه جلد ۳ صفحه ۱۹۱؛رجال بحر العلوم جلد ۲ صفحه ۱۱۵؛ منتخب التواریخ صفحه ۴۶۸ ؛ارشاد مفید صفحه ۳۰۳؛ شاگردان مکتب ائمه جلد ۱ صفحه ۱۴۵).
زمانیکه خبر شهادت موسی بن جعفر(ع) در مدینه منتشر شد، مردم مدینه جلو خانه ام احمد گرد آمدند، احمد بن موسی(ع) از خانه بیرون آمد و با جمعیت بطرف مسجد رسول خدا(ص) حرکت کردند. چون احمد صاحب جلالت و عظمت خاصی بود و مخصوصا در عبادت ساعی و در ترویج دین کوشا بود مردم تصور کردند که او امام و جانشین پدر خود است و با او بیعت کردند، پس از آنکه حاضرین با احمد بیعت نمودند وی بالای منبر رفت و سخنرانی بسیار جالبی ایراد کرد و فرمود:
ایها الناس کما انکم جمیعا فی بیعتی فإنی فی بیعه اخی علی الرضا(ع) واعلموا انه الامام والخلیفه من بعد ابی وهو ولی الله والحجته والفرض علی وعلیکم من الله ورسوله، طاعته واجب بکل ما یأمرنا.
ای مردم، همانطوریکه شما در بیعت من هستید من نیز در بیعت برادرم علی الرضا(ع) هستم، پس بدانید که او است امام و خلیفه و حجت بعد از پدرم واو است ولی خدا و حجتش از ناحیه خدا و رسولش، بر من و بر همه شما اطاعتش واجب است وهر چه ما را فرمان دهد باید پذیرا باشیم و اطاعت نمائیم.
حضار، سخنان احمد را پذیرفتند و احمد در جلو و جمعیت پشت سر او از مسجد خارج و روانه خانه امام هشتم(ع) شدند و در خانه امام رضا(ع) با حضرتش تجدید بیعت نمودند و امام(ع) از احمد تقدیر کرد و برایش دعا فرمود، و احمد همواره در خدمت امام رضا(ع) بود تا آنکه مأمون حضرت را به خراسان طلبید و ولایتعهدی را بعهده اش گذاشت(بحارالانوار جلد ۴۸ صفحه ۳۰۸).
احمد بن موسی(ع) در حجاز به سیدالسادات و در ایران به شاه چراغ معروف می باشد، اما علت نامگذاری آن به سیدالسادات به جهت عبادت و جلالت و وثاقتش بوده ولی چه علتی باعث گشته که او را شاه چراغ گفته اند؟ این مطلب را در عبارات ذیل بررسی می کنیم:
مرحوم علامه مجلسی در بحار آورده است که احمد بن موسی(ع) تصمیم گرفت در خراسان خدمت حضرت رضا(ع) برسد، سادات و بنی هاشم که از تصمیم وی آگاهی یافتند گروه زیادی همراه او حرکت کردند و ظاهرا از طریق عراق و بصره بطرف شیراز رفتند.
مأمون که از حرکت سادات با خبر شده بود به هراس افتاد و به تمام حکام و استانداران مسیر خراسان نوشت که از آمدن سادات جلوگیری کنند.
هنگامیکه خبر ورود ایشان به سرزمین فارس، به گوش(قتلغ خان) استاندار شیراز رسید سپاهی ترتیب داده و برای نبرد با احمد بن موسی(ع) به خارج از شیراز گسیل و آمده نبرد شد. سپاه قتلغ خان در هشت فرسخی شیراز و نقطه ای به نام خان زینان با احمد بن موسی(ع) و همراهانش مواجه گردید و جنگ سختی روی داد. در گرما گرم نبرد، یکی از نظامیان قتلغ خان فریاد زد، اگر شما به قصد دیدار حضرت رضا(ع) به این سفر و این سرزمین آمده اید، او دیگر در میان ما نیست، او درگذشته است.
پس از انتشار خبر شهادت امام رضا(ع) غالب همران احمد بن موسی(ع) پراکنده شدند و تنها تعدادی از برادران و اقوام نزدیکش از او جدا نشده و تا آخر مقاومت کردند. نظر به اینکه دیگر امکان بازگشت به حجاز نبود، ناگزیر راه شیراز را در پیش گرفت، سپاه دشمن او را دنبال کردند، و در نقطه ای که قبر شریفش الآن هست، او را به شهادت رسانیدند(بحارالانوار جلد ۴۸ صفحه ۳۰۸. گرچه به طریقی دیگر هم شهادت آن حضرت را نقل نموده اما ما بجهت اختصار از ذکر آنها صرفنظر می کنیم.)
قبر مطهر آن بزرگوار تا مدتها مشخص نبود تا اینکه پیکرپاک و مطهر حضرت احمد بن موسی در شیراز بعد از ۴۵۰ سال تر و تازه پدیدار گشت و به این وسیله محل قبرش شریفش مشخص گردید، چون در دوره سلاطین دیالمه که تا حدی طرفداران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) از حالت تقیه بیرون آمده بودند صلحاء و عباد شیراز در مقام یافتن مرقد مطهر آن شاهزاده عظیم الشأن بر آمدند.
در زمانیکه مشغول تجسس و تفحص مرقد منور آن شاهزاده بودند پیرزن صالحه ای نزد عضدالدوله دیلمی سلطان فارس آمد و عرض کرد در حوالی منزل من تپه ای است که در روی آن نیمه های شب چراغی روشن میشود که مانند مشعل پرنوری می درخشد و همینکه بمحل روشنائی میروم چیزی دیده نمی شود شاه از رجال و درباریان خود و بعضی از علماء و شیوخ شیراز دراین باب تحقیقاتی بعمل آورد و چیزی دستگیرش نشد و گفتند که چون گوینده پیر زن فقیری است شاید در نظر گرفته که بدین وسیله استفاده بنماید.
شاه متقاعد نشد و فرمود که من از بیانات این زن بوی حقیقت می شنوم و تصمیم گرفت که خود شخصا به این قضیه رسیدگی کند تا صحت و سقم مطلب را کشف نماید لذا شبانگاه به منزل آن پیرزن رفته و در آنجا استراحت می کند.عضدوالدوله مقارن نیمه شب بخواب رفت و آن زن صالحه مترصد روشن شدن چراغ گردید همینکه بطریق شبهای گذشته نور چراغ ظاهر شد ببالین شاه دوید و سه مرتبه عرض کرد:
شاه چراغ ـ شاه چراغ ـ شاه چراغ یعنی ای شاه چراغ روشن و هویدا شده است. عضدوالدوله از خواب جسته و صدق اظهارات آن زن صالحه را مشاهده نمود و برخاست به محل چراغ دوید و با کمال تعجب دید که روشنائی بکلی محو گردید و با ترک آن نقطه باز چراغ روشن گردید، هفت مرتبه روشن شدن چراغ و رفتن شاه بدان نقطه تکرار شد، تا اینکه مقارن طلوع صبح صادق دیگر چراغی دیده نشد.
پادشاه محل را علامت گذارده و روز بعد دستور داد که تپه را بشکافند تا از آن سر مکتوم پرده برداشته شود و در نتیجه سرداب عظیمی گردید که جسدی درروی تختی درداخل آن گذارده شده بود و هیچکس جرئت وارد شدن سرداب و بررسی امر را نداشت.
شاه تحقیق امر را از شیخ عفیف الدین که مردی زاهد و عابد و تارک دنیا بود را خواستار شده زاهد نامبرده آن شب را در عالم رؤیا دیده بودکه به زیارت حضرت امامزاده احمد بن موسی(ع) موفق شده است و لذا حتم کرد که سرداب کشف شده مرقد مطهر آن امامزاده است لذا وضوء گرفت و لباسهای پاکیزه پوشید و وارد سرداب شد و از لوحی که در نزد جسد بود و انگشتر آن حضرت که بر روی آن حک شده بود:العزه لله، احمد بن موسی معلوم گردید که مشاهدات او در خواب از رؤیاهای صادقه بوده است.
عضدوالدوله از این موفقیت فوق العاده، مسرور گردید و امرنمود که آن روز را تعطیل عمومی نموده، و برای این موفقیت جشن عظیمی برپا نمود و تا سه روز نقاره خانه سلطنتی را نواختند و اولین بارگاه احمد بن موسی(ع) بدست این سلطان به راهنمائی شیخ عفیف الدین برپا گردید و حرم این امامزاده به(شاه چراغ) مشهور گشت(نقل از کتاب قیام سادات علوی صفحه ۱۹۲).
اما در چند کتب دیگر(شد الازار صفحه ۲۸۹؛ بحارالانوار جلد ۴۸ صفحه ۳۰۹ ؛ریحانه الادب جلد ۳ صفحه ۱۶۸ ؛شبهای پیشاور صفحه ۱۲۰ و شیراز شهر جاویدان صفحه ۵۷۷)پیدا شدن قبر شریف را به دست مقرب الدین مسعود بن بدر متوفای ۶۶۵ هـ .ق در حالیکه پیکر غرقه بخون شاه چراغ در محل فعلی اش بود را نسبت داده اند که باید گفت، شاید داستان فوق بعد از ویرانی حمله سپاه مغول باشد چرا که در این حمله قتل و غارت و ویرانی به اوج خود رسیده بود .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلامعالی بود
بنده حدود ده سال پیش که به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع) در شیراز مشرف شدم دنبال کتابی بودم که زندگینامه ایشان را بیشتر بدانم.
به کتابفروشی بیرون حرم رفتم و کتابها را گشتم ولی کتاب دلچسبی ندیدم. با کتابفروش مشورت کردم و او گشت و یک جلد از کتابی باقیمانده بود . اسم کتای قیام احمد بن موسی (ع) بود . بعد که از سفر برگشتم و مطالعه اش کردم دیدم که واقعا یک گنج علمی و تحقیقی است و خیلی از آن بهره بردم.
حالا مطالب این متن هم دقیقا منطبق با آن کتاب شریف بود.
موفق باشید

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.