احوال و آثار حضرت نرجس علیه السلام ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ - ۲۶۷ بازدید

از زندگی و منابع و آثاری در مورد حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها بخصوص بدون اینکه حامله باشد، ناگهان زایمان میکند و ابهامهای زیادی در مورد ایشون چه باید جواب دهیم ؟

زندگی نامه حضرت نرجس خاتون علیها السلام، اختفای ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و در این زمینه سئوالات بسیاری وجود دارد . منجمله :
1- چگونه نرجس خاتون بدون اینکه حامله باشد، ناگهان زایمان میکند!؟
و چرا نرجس خاتون به بیرون شهر مهاجرت نکرد تا نیازی به اینگونه بارداری پنهانی از طرف خداوند نباشد؟
یا بلکه کافی بود که نرجس خاتون در دوران حاملگی خودش از خانه خارج نمیشد تا کسی از حاملگی وی مطلع نشود!
2- آیا امام زمان از آمیزش جنسی و حاملگی عادی بدنیا آمد (این حالت نیازمند طی شدن دوران طبیعی حاملگی و عوارض آن است که روایت شما آنرا نقض میکند!؟
3- یا اینکه دفعتا و بطور معجزه آسا و بدون آمیزش جنسی و دوران حاملگی بدنیا آمد (شبیه حضرت عیسی) (در اینحالت ما نمیتوانیم امام عسکری را پدر امام زمان بدانیم!)؟
اولا :در شان مانیست ودور از اخلاق است که بخواهیم درمورد مسائل زناشویی امام بزرگوارمان صحبت کنیم ودر تاریخ هم موردی ثبت نشده که ما بخواهیم آن را بیان کنیم
دوما :نرجس خاتون چند ماه قبل از زایمان مشاهده میکند که نوری به داخل بدنش وارد میشود و وقتی از امام حسن عسکری میپرسد ایشان میفرمایند که. اى نرگس! تو بارداری فرزند تو پسر است و اسم او محمد است وامام پس از من اوست. (165)
. پس میبینیم که سئوال سوم کاملا بی اساس است نرجس خاتون (ع) به همراه همسرش میدانسته که بزودی صاحب فرزندی خواهند شد اما این موضوع را به دلایل امنیتی وغیره ... برای کسی فاش نکردند
سوما :علائم بارداری نرجس خاتون به دلیل حفظ آن بانو از شر دشمنان به حول وقوه خداوند تا زمان زایمان نامشخص ماند که اینجا میبینیم معجزه رخ داده ...
پس نتیجه میگیریم که: نرجس خاتون حامله بوده وخود این موضوع رامیدانسته است ولی برای حفظ جان خود وفرزندش برای کسی بازگو نمی کند امام حسن عسکری پدر امام زمان میباشند وعلائم بارداری نرجس خاتون مخفی بوده وناگهان در هنگام زایمان علائم ظهور میکند
دیدیم که امام حسن عسکری در پاسخ حکیمه خاتون که میپرسد در نرجس اثری از بارداری نیست میفرماید
هنگام طلوع فجر مطلب روشن میشود زیرا مثل او مانند مادر موسی است که آثار حملش ظاهر نشد وکسی تاوقت ولادتش متوجه نگشت چون فرعون شکم زنان حامله رامیدرید وبه دنبال موسی میگشت جریان فرزندم مهدی هم همانطور است .خلاصه استدلال امام این است که اراده ازلی خداوند خداوند تعلق گرفته که انسانها راهدایت وارشاد نموده ومی فرماید جن وانس رانیافریدم مگر به منظور عبادت ومعرفت آنها نسبت به من (سوره ذاریات آیه 51)
ولذا به خاطر همین هدف عالی پیمبران فرستاده وبه همین منظور وعده قاطع داده که زمین راتحت لوای دولت حقه ای اداره میکند خداوند با قدرت بینهایت خود به هر شکلی حجت خود رابرای بشر ذخیره مینماید گاهی به شکل طبیعی وگاهی به صورت خرق عادت وچون فشار هیئت های حاکمه به حد اعلی رسیده ووجود امام مهدی هم در اجرای هدف خداوندی نقش مهمی دارد واز طرف دیگر به صورت طبیعی نمیشود امام را از دست حکومتهای جبار حفظ کرد باید امام (ع) را به گونه ای خرق عادت وغیر طبیعی حفظ نمود
لازم به ذکر است که ما در تاریخ نمونه های بسیاری از مادرانی را داریم که به حول وقوه خداوند علائم بارداری آنها نامشخص بوده فقط به دلیل حفظ جان آنها از دشمنان !مثلا ولادت موسی بن عمران (ع) ،میدانیم که غرض مهم هدایت بشر موکول به ولادت آن حضرت بود و چون مساله ولادتش در اثر فشارهای دستگاه فرعون به صورت طبیعی غیر ممکن بود از این رو ولادت و نگهداری وی به صورت اعجاز انجام گرفت وحال میبینیم که درجریان ولادت امام زمان (ع) ،هدایت بشر وتحقق پیداکردن وعده خداوندی (برقراری دولت حق ) به دست آن حضرت خواهد بود از این رو اراده بی نهایت خداوندی براین قرار گرفت که آن حضرت را به صورت معجزه آسایی از نظر ولادت از یک سو واز سوی دیگر برای مدت ظولانی حفظ ونگهداری نماید چون جریان ولادت موسی (ع) مورد اتفاق است جریان امام مهدی (ع) به نظر بعید نمی نماید
حضرت عسکرى با نرجس خاتون آمیزش داشته است و این آمیزش روال طبیعى خود که انعقاد نطفه باشد را داشته است و درست است که حاملگى آثارى دارد اما اگر اراده خدا بر این باشد که دشمن از وجود فرزند در شکم مادر مطلع نشود میتواند این آثار را از بین ببرد کما اینکه در تاریخ در مورد بعضى از انبیا مثل موسی ،ابراهیم وعیسی (ع)ذکر شده است .این که گفته میشود نرجس آثار حاملگی نداشته است، به این معنی نیست که بچه ای را در شکم خودش نداشته است درست است که هر جسمی فضا اشغال میکند و اگر بچه ای در شکم نرجس میبود، مسلما شکم وی برآمده میشد!اما باید دانست که بچه وجود داشته فقط رشد جنین کند بوده است برای همین آثار بارداری نامشخص بوده ! معجزه وخرق عادتی که در خفاء آثار حمل به نظر میرسد این است که نطفه در مدت نه ماه حمل یا به کلی رشد نکرده و یا اینکه بسیار کند مراحل رشد را پیموده است سپس اندکی قبل از زایمان به سرعت جنین رشد کرده و به صورت کمال قابل زایش در آمده تا درآن جو تند ودور از دید حکومتها قدم به جهان گذاشته است در این صورت قابله های ماهر هم نمی توانند آثار حمل راببینند تا چه رسد به دید سطحی !علم پزشکی امروز ما از شناخت حمل در ماه اول ناتوان است تاچه رسد به دوره عباسیان ،پس اگر به اراده خدا جنین برای تمام دوران حمل به همان شکل ماه اول باقی بماند هیچکس قادر نیست که از وجود حمل آگاه شود از طرفی باید گفت که جاسوسان همواره خانه امام را زیر نظر داشتند حتی قابله هایی به عنوان جاسوس به خانه حضرت فرستاده میشدند تا ببینند کدام زن در خانه امام حسن باردار است تافورابه اطلاع حکومت برسانند (به زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) مراجعه شود )پس میبینیم که اگر نرجس حامله بودنش مشخص بود صرف ماندن درخانه وعدم خروج از آن نمیتوانست خود را حفظ کندزیرا فورا او را شناسایی میکردند
میدانیم که امام حسن عسکری (ع) در تبعید به سر میبردند وامکان هجرت به جای دیگر رانداشتند حتی اطرافیان حضرت تحت نظر بودند درصورت امکان وجود هجرت، باز هم طاغوتیان آنها تعقیب کرده وزیر نظر میگرفتند وبالاخره از بارداری نرجس خاتون آگاه میشدند واو را به شهادت میرساندندپس نرجس خاون با هجرت کردن از سامرا هم نمیتوانست خودرا حفظ کند ...
خداوند خواست که امام زمان در خود شهر سامرا به دنیا بیاید تا به طاغوتیان اثبات کند که وعده خداوندبا وجود تمامی قدرت آنها تحقق یافتنی است وکسی نمی تواند جلوی مشیت الهی رابگیرد واز طرفی معجزه گونه بودن ولادت امام را نشانه ای در جهت هدایت بیشتر مسلمانان و غیره قرار دهد شاید عده ای از این امر پند گرفته وبه راه راست هدایت شوند چه تدبیری میتواند بهتر از این باشد که روشی اتخاذ شود که حتی کنیزان وغلامان خانه هم متوجه بارداری نرجس نشوند وقتی شکی ایجاد نشود کنجکاوی هم به دنبال آن نخواهد آمد از طرفی تولد امام در هنگام طلوع فجر واقع شده است اینهم خود دارای اهمیت فراوانی است زیرا باید تولد وقتی انجام گیرد که تمام چشمها و بویژه چشم جاسوسان دستگاه در خواب عمیقی فرو رفته باشد
شاهدان ولادت امام زمان چه کسانی بودند وبرای چه کسانی موضوع رابازگو کرده اند؟آیا امام حسن عسکری کنیزان وغلامانی داشت که شاهد ولادت باشند ؟ آیا خانواده ی امام زمان (مادر بزرگ، عمو، عمه و ... ) از تولد وی مطلع شدند؟
امام حسن (ع) کنیزان وغلامانی داشت که نام برخی از آنها درتاریخ ثبت شده است همانند عقبه وعقید خادم ....
وبسیاری از آنها شاهدان ولادت امام زمان (ع) بودند مهمترین شاهد ولادت امام زمان حکیمه خاتون (س) میباشد وکسی به راستگویی او شک ندارد دومین کسی که در این رابطه برای ما به شدت مطرح است، حضرت جده، مادر امام حسن عسکری(ع) است که پناه شیعیان در آن دوران بود. در کنار سخنان حکیمه خاتون شاهد مهم دیگر خود امام حسن عسکری (ع) میباشند وچه کسی میتواند بر صحت گفته های امام حسن عسکری امام وپیشوای مسلمین شک کند
گزارش دقیق میلاد نور یزدان ، حضرت مهدى صاحب الزمان در منابع حدیثى شیعیان ، از شاهدان عینى به دور از حدس و گمان ، آمده است که در راس همه آنها گزارش لحظه به لحظه حکیمه خاتون مى باشد.
حکیمه دختر امام جواد، خواهر امام هادى ، و عمه امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى باشد که به دو فضیلت بس والا اختصاص یافته است :
1 - شرف تعلیم و تربیت حضرت نرجس خاتون به امر امام هادى (علیه السلام )، که شرح آن در گزارش نور بیان شد.
2- افتخار حضور در مجلس تولد نور یزدان به امر امام حسن عسکرى (علیه السلام )، که قبلا ذکر گردید
از دیگر فضائل این بانوى مجلله این است که دعاى معروف به ((حرز امام جواد (علیه السلام ))) از طریق ایشان روایت شده است .(166) لازم به ذکر است که حکیمه خاتون از زنان بسیار بلند مرتبه در امر اسلام هستند ومقام والایی داشتند زندگی نامه ایشان به طور کامل در آینده در وبلاگ گذاشته میشود حتی در راستی سخن ایشان دیگر شاهدان عینی گواهی داده اند چنانچه وقتی یکی از یاران امام عسکری از عقبه خادم در مورد نقل حکیمه خاتون در مورد ولادت میپرسد او کاملا صحبتهای آن بانو را تایید میکند :
موسى - راوى حدیث - مى گوید: از ((عقبه خادم )) نیز پرسیدم ، گفت : ((آنچه حکیمه گفته ، همه راست و درست است )).(167) این حدیث را(تولد امام زمان ) با اندک تفاوتى شیخ طوسى ، طبرى ، خواند میر و قندوزى با اسناد جداگانه روایت کرده اند.(168)
دیگر شاهدان عینى ولادت :
علاوه بر حکیمه شهادت گروه دیگرى از خدمتگزاران دودمان امامت بر ولادت آن نور یزدان در کتب حدیثى به تناسبهاى مختلف بیان شده است که به برخى از آنها در اینجا اشاره مى کنیم :
1 - عقبه خادم ، که در قسمت پایانى گزارش فوق به آن اشاره کردیم و مدارکش را برشمردیم .
2 - عقید خادم ، که براى ابوالادیان و دیگران ، ولادت آن حضرت را شرح داده است .(169)
3 – کنیزی به نام ماریه ، که در آن خانه خدمت مى کرد، و در روز ولادت ، آن حضرت را دیده است که با انگشت سبابه به سوى آسمان اشاره کرده مى فرماید:
الحمدلله رب العالمین ، و صلى الله على محمد و آله .(170)
4 – کنیزی به نام نسیم ، که آن نیز روز ولادت آن مهر تابان ، حضرتش را در حال سجده مشاهده کرده ، که انگشت سبابه اش را به سوى آسمان بالابرده مى فرماید: الحمدلله رب العالمین ، و صلى الله على محمد و آله .(171) در روز دهم ولادتش نیز به محضر آن مهر فروزان رسیده ، عطسه کرده ، حضرت فرموده : ((یرحمک الله )) سپس فرموده : ((آیا در مورد عطسه تو را نوید دهم ؟ آن تا سه رزو امان از مرگ است .(172)
5 - ابو على خیزرانى ، کنیزى را به امام حسن عسکرى (علیه السلام ) اهدا کرده بود، که بعد از شهادت امام حسن عسکرى به هنگام هجوم ماموران به خانه امام ، او به خانه ابوعلى پناه برده ، شرح جالبى از ولادت آن کعبه خوبان را به ابوعلى بیان کرده است .(173)
6 - حمزه بن ابوالفتح ، از یاران امام که به حسن بن منذر گفت : ((بشارت ، بشارت ، دیشب در دودمان امامت مولودى به دنیا آمد، که به فرمان اما این راز باید مکتوم بماند.(174)
7 - حسن بن حسین ، از نواده هاى امام حسن مجتبى (علیه السلام )، که به محضر امام حسن عسکرى (علیه السلام ) مى شتابد و میلاد مسعود آن خورشید فروزان را تبریک مى گوید.(175)
8 - ابو نصر خادم ، که در کنار گهواره اش حضور مى یابد، مى فرماید: ((مرا مى شناسى ؟)). مى گوید: ((بلى شما سرور من و فرزند سرور من هستید)) مى فرماید این را نپرسیدم ، سپس مى فرماید: انا خاتم الاءوصیاء، و بى یدفع الله عزوجل ، البلاء عن اهلى و شیعتى : ((من خاتم اوصیا هستم ، خداوند به وسیله من بلا را از خاندان و شیعیانم دفع مى کند.)).(176)
9 - قابله اى از اهل سنت ، که امام حسن عسکرى (علیه السلام ) براى مصالحى او را در شب ولادت آن مهر تابان دعوت کرده ، و او با نقل این واقعه موجب هدایت برخى از دشمنان این خاندان شده است .(177)
10 - گروهى از شیعیان ، که امام حسن عسکرى (علیه السلام )، در سومین روز ولادت آن قبله موعود و کعبه مقصود، عده اى ازشیعیان مورد اعتماد را گرد آورد و آن مهر فروزان را برآنها نشان داد و فرمود:
هذا صاحبکم من بعدى ، و خلیفتى علیکم ، و هو القائم الذى تمتد الیه الاءعناق بالانتظار، فاذا المتلاءت الاءرض جورا و ظلما، خرج فملاءها قسطا و عدلا:
((این جانشین من در میان شما، و صاحب شما بعد از من است . او همان قائم - (علیه السلام ) - است که در انتظارش گردنها کشیده مى شود، هنگامى که زمین پر از ظلم و ستم شد او ظاهر مى شود و آن را پر از عدل و داد نماید.(178)
به علاوه صدها خوشبخت دیگرى که در طول پنج سال - بعد از ولادت تا شهادت پدر بزرگوارش - به محضر آن نور سرمدى تشرف یافته اند، که فهرست چهل نمونه از آنها را در مقدمه جزیره خضرا آورده شده است .(179)
یکى از کنیزانى که به هنگام ولادت آن مهر فروزان حضور داشت مى گوید:
هنگامى که مولاى ما دیده به جهان گشود، نورى از او ساطع گردید که همه اقطار جهان را روشن ساخت .
در آن هنگام پرندگان نقره فامى دسته دسته از آسمان فرود آمدند و بالهاى خود را بر سرو صورت و پیرک نوزاد سائیدند، و سپس به سوى آسمان پر گشودند.
چون مشاهدات خود را به امام حسن عسکرى (علیه السلام ) عرض کردم ، تبسمى کردند و فرمودند:
تلک ملائکه السماء، نزلت لتتبرک بهذا المولود، و هى انصار اذا خرج باءمر الله عزوجل :
((اینها فرشتگان آسمانند، که براى تبرک جستن از این مولود فرخنده فرود آمده اند، و چون به امر پروردگار ظهور کند، اینها یاورانش ‍خواهند بود.(180)
چنانچه دیدیم امام کنیزان وغلامانی داشته که حتی شاهد ولادت هم بوده اند
ذکر این نکته ضروری است که یکی از برنامه‌های زندگی اهل بیت عصمت و طهارت این بود که برده‌ای را می‌خریدند و او را مدت‌ها تربیت می‌کردند و بعد آزادش می‌کردند. یعنی بهترین کلاس تربیتی خاندان عصمت و طهارت این بود که بردگانی را شایسته و لایق بودند می‌خریدند و وقتی کاملاً آن‌ها را تربیت می‌کردند، آزادشان می‌کردند و آنها سخن‌گوی خاندان عصمت و طهارت در میان طایفه و خویشان خودشان بودندو اسلام راترویج میدادند .
به همین دلیل برای هر کدام از ائمه‌ی ما تعداد زیادی از غلامان و کنیزان مطرح است.که عمدتا برای تربیت خریداری میشده اند زیرا به گفته امام حسن عسکری (ع) به یکی از خلفا ،آنها خود کارهای خود راانجام میدادند خانه‌ای که سه یا چهار نفر در آن زندگی می‌کنند، ده یا بیست تا خادم که نمی‌خواهد.. لذا بیش از ده کنیز در خانه‌ی امام عسکری(ع) مطرح است.
پس میبینیم که از تولد امام زمان به جز معدودی کسانی که همگی از فدائیان اسلام و خاندان پیغمبر بودند احدی مطلع نشد مادر بزرگ امام زمان ،حکیمه خاتون چون دارای مقام والایی بودند از شاهدان بودند اما برادر امام حسن عسکری (ع) که همان جعفر کذاب باشد به دلیل فساد اخلاقیش از موضوع تا زمان شهادت امام حسن عسکری (ع) آگاه نشدزیرا بیم آن میرفت که او امام زمان را به عباسیان بفروشد وآنها را آگاه کند که بالاخره پس از شهادت برادرش این کار راکرد وبرادرزاده اش رالو داد (به زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) مراجعه شود )از طرفی نرجس خاتون فامیلی در سامراء نداشت که بخواهند از ولادت فرزندش آگاه شوند
در مورد شاهدان ولادت بعدا به طور مفصل در زندگی نامه امام زمان (ع) توضیح خواهیم داد
آیا میتوان به گفته چند زن قبول کرد که امام زمان متولد شده است واین مسخره نیست که شیعیان ومسلمانان این مطلب رااینگونه قبول میکنند؟
اولا ما درتاریخ صدر اسلام زنانی داریم که از نظر مقام ومنزلت از هزاران مرد بهترند مثلا بانو فاطمه زهرا(س) ویا حضرت زینب(س) وغیره...حکیمه خاتون وجده مادر امام حسن عسکری(ع) چنانچه در تاریخ میخوانیم از زنان بلند پایه آن روزگار هستند که کسی در سخنان آنان شک ندارد
از طرفی مگر زن چه اشکالی از نظر خلقت دارد که نباید به گفته این آقایان به درستی سخن آنها اکتفا کرد وچون زن هستند ومردی شاهد ولادت نبوده باید حرف آنها را دروغ پنداشت( به قول آقای استاد علی اکبر مهدی‌پور) در جواب اینگونه افراد
البته ادب ایجاب می‌کند که مسئله را پوشیده عرض کنم و بگویم وقتی این آقا ویا خانم x که نمیخواهیم اسمشان برده شود می‌‌خواستند متولد بشوند آیا به همه‌ی خبرگزاری‌ها خبر داده بودند؟ و آیا مادرشان این‌ها را وسط چهارراه زاییده‌اند و همه‌ از ولادتشان فیلم گرفته‌اند. این طبیعی است که وقتی فرزندی در خانه‌ای متولد می‌شود، یک یا دو نفر و آن هم از بانوان در حین ولادت حضور پیدا می‌کنند. بعدها هم‌سایه‌ها و بستگان می‌آیند و این نوزاد را می‌بینند و خبرش پخش می‌شود.
از ایشان میپرسم شاهد ولادت شما چه کسی بوده اگر مردانی شاهد ولادت شما بوده اند که به مادرتان حتما از طرف من یک متاسفم بگویید !!زیرا از هرزنی بپرسید مطمئنا تعجب میکند وعنوان میکند که مادرتان کار ضد اخلاقی انجام داده ! اگرشاهد ولادت شما زن بوده پس به گفته خودتان استناد میکنیم شما وجود نداریدچون نباید به گفته یک زن اعتماد کرد ! منهم شرمنده !نمی توانم جواب کسی را که وجود ندارد بدهم !!!من فقط میگویم فلانی اول برو مشکلت را با خانم ها حل کن بعد بیا گرد وخاک کن و وجود امام زمان را زیر سئوال ببر!
چنانچه دیدیم نرجس خاتون بنابرگفته خود در خواب به دست فاطمه زهرا مسلمان شده اند آیا میتوان واقعا این را دلیلی بر اسلام آوردن او دانست در حالیکه این مطلب نه از نظر شرع درست است ونه از نظر قانون ؟
گرچه روایت براین دلالت دارد اما ما مدعی نیستیم که به صرف خواب و رویااکتفا شده باشد بلکه مطمئنا در عالم ظاهر وبیداری بعدا ایمان آورده ،یا اینکه در شهر وبلاد خویش پس از اینکه به صحت خواب خود پی برد اسلام را پذیرفته است و یا اینکه وقتی به امام هادی (ع) میگوید یابن رسول الله و امام را با وصف به پیغمبر خدا خطاب میکند این خود متضمن اسلام اوست پس حتما مسلمان بوده که امام را اینگونه خطلاب میکند ویا بعد از آنکه حکیمه خاتون تعالیم دین را به وی آموخته است اسلام را پذیرفته است بهرصورت قبل از ازدواجش با امام حسن عسکری (ع) مسلمان بوده وایمان داشته است ودر آن شکی نیست از طرفی رویای نرجس خاتون صادقه بوده واسلام آوردنش شاید از نظر خداوند مورد قبول بوده است الله اعلم
امام عسکری چند زن و فرزند و کنیز داشت؟ آیا دارای دختر بوده است؟ و در چه سالی وفات نمود؟ نرجس، کنیز مسیحی امام عسکری بوده و آمیزش جنسی با کنیز نیز بدون عقد نکاح انجام میشده. پس امام زمان هم یک ازدواج معمولی میان مسلمان و مسلمان به دنیا نیامده؟
امام حسن عسکری (ع) ط ق روایات متواتر فقط دارای یک همسر آنهم نرجس خاتون (س) میباشند وتنها فرزندش امام زمان (ع) است کسانی هم که شاهدان ولادت بودند اکثرا از عالمان بسیار والا مقام اسلام واز یاران موثق امام حسن عسکری (ع) بودند وشکی در گفتارشان نیست از طرفی ائمه وامامان پیشین طبق روایات فراوان به ولادت امام زمان بشارت داده بودند که درکتب تاریخی به وضوح میتوان آنها را یافت وکسی هم در گفتار پیامبر (ص) وامامان شک ندارد واین موضوع مورد اتفاق شیعه وسنی است البته ذکر این نکته ضروری است که عده ای از سنیان امام حسن عسکری (ع) راعقیم وفاقد فرزند میدانند که ابطال این موضوع را درزندگی نامه امام زمان مورد بررسی قرار میدهیم .
امام حسن عسکری در سال 260 ه.ق وفات یافتند درآن زمان فرزندش 5 ساله بود
امام حسن عسکری (ع) دارای کنیزان وغلامانی بود که نام برخی از آنها به عنوان شاهدان ولادت ثبت شده است مانند ماریه ونسیم کنیز وعقید وعقبه خادم....
نرجس خاتون فقط چون در پوشش یک کنیز خریداری شد لقب کنیزمیان نویسندگان داشت واینکه امامان پیشین به او این لقب رامیدهند یکی از دلایلش میتواند این باشد که یک شاهزاده ویک اشرافی چقدر میتواند مقامی والا وایمانی بگیرد که در پوشش یک کنیز خود را در معرض اسارت قرار دهد وحاضر شود فروخته شود تا به وصال حقیقی برسد وخود را به خاندان پیامبر (ص) برساند پس میتوانیم او را بهترین کنیزان یاد کنیم کنیزی والا مقام ،تنها کنیزی که در گرانبهایی در وجود خود داشت ،کنیزی که مادر امام زمان (ع) بود... از طرفی او را چه در خواب وچه در بیداری وقبل از ازدواج عقد کرده بودند واین موضوعی مسلم است
نرجس خاتون در بلاد خود مسیحی بود آنهم مسیحی معتقد به خداوند وقبل از ازدواج با امام حسن عسکری چنانچه دیدیم مسلمان شدند پس هیچ شکی در درستی ازدواج امام حسن عسکری (ع) ونرجس خاتون (ع) نمی باشد
در ضمن یک مسلمان چنانچه در شرع وقانون میخوانیم اگر بخواهد با مسلمان غیر از خود رابطه زناشویی داشته باشد باید ازدواج کند واین ازدواج یا به صورت موقت است یا دائمی ...در غیر این صورت آن رابطه حرام و زنا محسوب شده واز گناهان کبیره وحرام است این موضوع در مسلمانان رعایت میشده چه برسد به مولا وپیشوای مسلمانان امام حسن عسکری (ع) کسی که از هرگونه اشتباهی به دور است ... چطور شما میتوانید این ادعا را بکنید که امام حسن عسکری (ع) دچار فعل حرام شده اند !! خواهشمندم از قبل یک سری مطالعه در احکام اسلام بکنید بعد حرف بزنید و به عواقب آنهم فکرکنید
آیا زندگی نرجس خاتون بیشتر شبیه به افسانه نیست؟زندگی که ممکن است شیعیان برای امام خود ساخته باشند تا قداست اورا چند برابر کنند ؟
آیا گمان نمیکند که در یک نگاه معقولانه (و بدور از سیطره ی موهومات و اباطیل و روایات و اخبار معجول و ساختگی و مهملی که در کتب شیعی در اینمورد پر شده است)، باید اعتراف کرد که این روایت خلاف عقل است و ساختگی و مهمل میباشد؟ شما نگاهی به روایات ولادت امام زمان بکنید، این روایات بیش از آنکه جنبه ی نقل تاریخ و واقعیت داشته باشد، بیشتر شبیه داستانها و افسانه های هزار و یک شب یا داستان های سندباد و غول چراغ جادو و هری پاتر دارند. سوال میشود که ما بر چه اساسی باید به این افسانه های عجیب و غریب باور داشته باشیم؟
آیا صرفا به دلیل اینکه امثال مجلسی و کافی، اینگونه داستانهای تخیلی را در کتب خودشان نقل کرده اند، ما باید آنها را همچون واقعیتهای قطعی تاریخی قبول نماییم؟
اولا نگاشته های شیعی در شرح حال مادران امامان که اغلب کنیز بودند، مطلب فوق را جز برای امام سجاد علیه السلام و امام مهدی علیه السلام گزارش نکرده است. مادر امام زین العابدین علیه السلام، شهربانو دختر یزدگرد، آخرین کسرای ایران، و مادر امام مهدی علیه السلام، شاهزاده ای رومی بود. نوشته های شیعی بر آن نبوده که ائمه را با اصل و نسب های ساختگی به شرافت و بزرگی برساند!شما اگر اعتقاد واقعی وکافی به خدا وپیغمبر وامامان راستین داشتید این حرفها را نمیزدید
بهرحال برای جواب دادن به این سئوال دوستان باید بگویم که ما در فرهنگ اسلام و تمامی ادیان آسمانی مساله ای به ظاهر پیچیده داریم به نام معجزه ! معجزه کاملا با افسانه وخرافات تفاوت دارداین که اتفاقی خارج از چهارچوب نظام طبیعت رخ دهد و ما انسانها از درک آن تا حدی ناتوان باشیم دلیلی نمیشود که آن را افسانه وجادو بدانیم مادر تاریخ در تمامی ادیان آسمانی با معجزه روبرو بوده ایم اولا اگر ایمان به قرآن داشته باشیم می فهمیم که قرآن خواب را از وسایل إخبار می داند
همانظر که قبلا گفتیم داستان امام مهدی علیه السلام عادی نیست، بلکه به اقتضای ادبیات این مسئله، خلاصه داستان پیامبران، با تمامی معجزات و شورانگیزی آن است.احادیث بسیاری به همانندی امام مهدی و گروهی از انبیا اشاره دارد. رؤیای بانو نرجس رابا قصه های بسیار جالبی که در قرآن آمده و رؤیا، رکن مهم آن است، می توان مقایسه کرد، که گویاتر از سوره یوسف وجود ندارد و رؤیا، نقطه محوری تمام قصه بوده است. داستان، با رؤیایی از ستارگان شروع می شود و با تفسیر و تعبیر آن پایان می پذیرد و در میان رؤیا، خواب پادشاه بازگو می شود که وضع را جالب تر می کند
اگر رؤیای بانو نرجس، در فضای کلی چهارچوب حرکت الهی رسالت قرار گیرد، روشن می شود که بسیار همخوانی و انسجام دارد. قرآن کریم، پر از شواهد درخشان در این باره است.
موسی علیه السلام دروضعی هیجان آور به دنیا آمد و زیست و رشد کرد - که از شرح آن بی نیازیم - و بانو مریم با لطف الهی به دنیا آمد و فرزندش عیسی علیه السلام با معجزه ای در آفرینش زیر شاخه درخت، زاده شد و سرورمان محمد صلی الله علیه و آله زاده دو ذبیح (ابن الذبیحین) است; زیرا، میان اسماعیل و ذبحش، لحظاتی فاصله نبود که آسمان گشوده شد. نزدیک بود پدر پیامبر صلی الله علیه و آله ذبح شود و خود پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت به قتل برسد، در حالی که میان او و شمشیرهای قریش، جز چند تار عنکبوت نبود. پیش تر، ابراهیم (پدر پیامبران) در دل آتش افتاد، اما خدا آن را سرد وسلامت کرد حضرت یونس به طرز معجزه گونه ای داخل شکم نهنگ رفت وبعد از مدتها زندگی از شکم او به امر خداوند نجات یافت ..و خدا خواست ملیکه یا نرجس، اینگونه شگفت انگیز و معجزه گونه مادر مصلح جهان شود!! چه کسی میتواند ادعا داشته باشد که این داستانها ووقایع همگی ساخته تخیل بشرند و واقعیت ندارند چون از درک ما خارج است و با عقل جور درنمی آید !
یکى از ویژگى هاى روانى آدمى این است که هماره در رویارویى با امر تازه و بدیع ، حالت دفاعى به خود مى گیرد و کم تر به پذیرش آن گردن مى نهد. این امر به ویژه آن گاه تشدید مى شود که پدیده ى جدید حالت رمزگونه داشته باشد و اعتقاد به آن ، زمینه ساز تحولى بنیادین در باورها، اندیشه ، منش و روش زندگى او شود. برعکس ، در برابر موضوعى که پیشینه داشته یا در زمان هاى پیش ، یک یا چند بار رخ داده است ، مقاومت چندانى از خود نشان نمى دهد و به سادگى ، آن را مى پذیرد.
یکى از شیوه هاى چیره شدن بر این وضعیت ، عادى جلوه دادن آن مساله است . یعنى باید این نکته را به جامعه تبیین کرد که موضوع مورد نظر، مسبوق به سابقه بوده و براى دیگران نیز رخ داده است . قرآن کریم نیز همین شیوه را به کار گرفته است . در صدر اسلام ، روزه ، حکمى جدید و همراه با اندکى مشقت بود؛ زیرا روزه دار مى بایست از بسیارى از امور مباح چشم بپوشد و از ارتکاب آن ها خوددارى کند. شاید برخى مسلمانان در برابر چنین حکم بى سابقه اى ، واکنش ‍ نشان مى دادند و آن را به سختى مى پذیرفتند. از این رو، قرآن کریم ، ابتدا مسلمانان را از نظر روانى براى پذیرش آن آماده مى کند
اگر کسانی با دیده تردید به امر معجزه مینگرند باید اشکال را درجای دیگر جستجو کرد (عدم شناخت وآگاهی آنها در امر معجزه واراده خداوند! )
از طرفی امامان بنا به مشیت الهی خصوصیاتی هنگام ولادت دارند که آنها را از دیگران ممتاز میگرداند
ویکی ازنشانه های صدق امامت او از طرف خداوند باشد
در کتب روایی برای ائمه علیهم السلام به هنگام ولادت چند ویژگی آمده است که عبارتند از:
با ناف بریده به دنیا می آیند.
هنگامی که متولد می شوند ختنه شده هستند.
چون به دنیا می آیند کف دست به زمین نهاده و به شهادتین آواز بردارند.
دندانهای آنها بر آمده است.
در مقابلشان نوری همانند شمش طلا بدرخشد و تا یک شبانه روز از دو دستشان نوری طلایی ساطع است.
پس از آنکه روی زمین قرار گرفت می چرخد تا مقابل قبله گیرد آنگاه سه بار عطسه می کند و با انگشت به حمد خدا اشاره می کند. (181)
وجود مقدّس ائمه علیهم السلام صفات ویژه ای دارند که در روایات مفصلاً بیان شده و ما در این بخش فقط به اختصاصات تولد آن بزرگواران اشاره ای میکنیم.
از اختصاصات تولّد ائمه اطهار علیهم السلام این است که وقتی خداوند بخواهد امامی را خلق کند، قطره آبی از زیر عرش را بر سبزی یا میوه ای در روی زمین قرار میدهد و آن را امام قبلی پدرش تناول میکند؛ سپس نطفه امام از آن آب تشکیل می گردد و چون چهل روز در شکم مادر، درنگ کرد، صداها را می شنود. . .
و خداوند برای او ستونی از نور قرار میدهد که با آن اعمال بندگان را می بیند و بر بازوی راستش نوشته میشود و تمت کلمه ربک صدقا وعدلا لامبدل لکلماته و هو السمیع العلیم. . .؛
(و چون بر روی زمین واقع شود، دست خود را روی زمین گذاشته و سر به آسمان برمیدارد و با گذاشتن دست بر روی زمین همه علومی که خداوند از آسمان به زمین فرستاده اخذ میکند و با بلند کردن سر به آسمان، ندای منادی الهی را که از باطن عرش او را به اسم میخواند، می شنود و جوابش را میگوید. . .) و هیچیک از امامان متولّد نمیشوند مگر ختنه کرده و طاهر و مطهر. . . (182)
در روایتی دیگر از حکیمه خاتون امام حسن عسکری (ع) به ایشان فرموده اند :«ما اوصیاء از شکمها برداشته نمی شویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل می کنند، و ما از ارحام بیرون نمی آییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون می آییم زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمی رسد.»
وچون این خصوصیت اوصیاء است پس در دیگر انسانها دیده نمی شودو این امر با این آیه که خطابش انسانهای عامه است که میگوید "و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة لعلکم تشکرون" (خدا شما را از بطن مادرانتان بیرون آورد و هیچ نمی دانستید و برایتان چشم و گوش و دل بیافرید شاید سپاس گویید) (آیه 78 سوره نحل) منافاتی ندارد خداوند که خود انسانها وجهان را آفریده است میداند چگونه امرش را آنگونه که میخواهد محقق سازد واین موارد جزء نشانه ها ومعجزات فراوانی است که نیاز به تامل دارد ومنتهی به هدایت انسانها میشود
از طرفی این سخن امام حسن عسکری (ع) متواتر نیست ودرمنابع شیعه هم نیامده وصحت آن مورد تردید است انشاء الله این روایت را در بخش زندگانی امام زمان (ع) مورد بررسی قرار میدهیم
چرادر مورد سن نرجس خاتون، زمان اسارت ودیگر زوایای زندگی ایشان ابهام وجود دارد ودر تاریخ سخن بسیارکمی درباب آن است ؟
اگر می خواهید نتیجه بگیرید که عدم اطلاع از جزییات یعنی نفی تمام جزییات گفته شده این استدلال سفسطه ای بیش نخواهد بود امام هادی علیه السلام برای فرزندش، دختری خردمند از سلاله حواریون را برگزید، اما می بایست فرزند موعود، دایی های نداشته باشد که سراغ وی را بگیرند، از این رو، دختر، مانند هر کنیز بیگانه دیگری، در هاله ای از گمنامی می زیست، گرچه وی - همچنان که در روایت گفته اند - سیدة الاماء (خاتون کنیزکان) بود
از طرفی همانگونه که ذکر شد نرجس خاتون مادر امام زمان بودند واگر دشمنان از وجود ایشان باخبر میشدند حتما ایشان را به شهادت میرساندند تا از تولد یگانه منجی عالم بشریت جلوگیری کنند اما اقدامات هوشمندانه امام حسن عسکری باعث شد به جزاندکی ازوجود ایشان اطلاع نیابند امام واطرافیانش در مورد ایشان سخنی نمی گفتند وایشان رابه نامهای مختلف صدا میکردند
از طرفی در آن روزگار دور از اخلاق بوده که بخواهند در مورد همسر امام چیزی بنویسندومیدانیم که پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) هرگونه سخن گفتن از خاندان ایشان ویگانه فرزندش مساوی مرگ بود از اینرو کمتر کسی جرات میکرد در این باره مطلبی بنویسد
به همین دلایل کمتر کتابی رامی یابیم که در آن در مورد نرجس خاتون سخنی رفته باشد لازم به ذکر است که مطالب اندکی هم که در مورد زندگی ایشان وجود دارد مربوط به سخنان حکیمه خاتون وبشربن سلیمان ودیگر یاران خاص امام حسن عسکری (ع) میباشد که برای شناساندن مقام نرجس خاتون (ع) بعدها بازگو شده ودر کتابهای گوناگون توسط یاران موثق امام من جمله فضل بن شاذان وتاریخ نویسان مطرح شده است
روایات مذکور در معتبرترین کتب روایی شیعه نقل و توثیق آن توسط بزرگان شیعه پذیرفته شده است. این امر به حدی می باشد که می توان روایات مذکور را از جمله روایات معتبر محسوب کرد و همانند سایر موارد روایی به اقوال علمایی همچون شیخ طوسی، علامه مجلسی شیخ صدوق و مرحوم کلینی اعتماد کرد.
شیوه‌شناسی در پژوهشهای تاریخی :
چراروایات درموردنرجس خاتون متفاوت است آیا میشود به آنها استناد کرد؟
دربارۀ زندگانی نرجس و کیفیت تولد فرزند بزرگوارش امام عصر ( عج‌الله ) روایات گوناگونی وارد شده است . با توجه به اینکه برخی از خرده‌گیران به روایات خدشه وارد کرده و آنها را قابل استناد نمی‌دانند ذکر دو مقدمه ضروری است :
الف ) بحث اعتبار در احادیث شریفه به چند صورت است . گاهی در عرصۀ فقه و احکام شرعیه است که به اعتبار سند می‌نگریم و در این صورت خبر صحیح و حسن و موثق مورد توجه است به گونه‌ای که منافی هم نداشته باشد و ملاک اعتبار احادیث ، ضعیف نبودن آنها از نظر سند و روشنی دلالت است . و گاه در باب عقاید به بررسی احادیث می‌پردازیم که در این صورت یقین و علم باعث اعتبار آنها می‌گردد یعنی اعتبار باید به گونه‌ای باشد که علم‌آور و یقین‌زا باشد . اما آن‌گاه که در حوزۀ تاریخ از روایات استفاده می‌شود اعتبار احادیث و اخبار با حوزۀ فقه و عقاید فرق می‌کند . در علم تاریخ ، مورخین مسلمان و شیعه و غیرشیعه در عرف عملی خویش هر مطلبی را به صورت مسند و با توجه به احادیث صحیح ذکر نمی‌کنند بلکه همین که در فلان کتاب معتبر تاریخی مطلبی ذکر شده است و نقلی مخالف آن نبوده و برخی از نقلها با مطالب دیگر منافاتی نداشته باشد به سخنان آن عالم اعتنا کرده و آن را نقل می‌کنند به عبارتی در تاریخ می‌توان به روایات و نقلهای مرسل که در نوشتار عالم
معتبری باشد اعتنا کرد .
در مور تفاوت عرصۀ فقه و عقاید ، علمای اصول در مباحث قطع و ظن و همچنین بحث حجیت خبر واحد وطالبی را ذکر کرده‌اند که ما به علت اختصار از بیان آنها می‌گذریم اما در مورد تفاوت اعتبار احادیث در فقه و تاریخ علاقه‌مندان با رجوع به کتاب قوانین مرحوم میرزای قمی می‌توانند مطلب را پی گیرند .
بنابراین روایاتی که در « کتاب الغیبة » و « الکافی » و « بحارالانوار » ذکر شده است و در آنها زندگانی خاتون سامرا ، نرجس ، بیان شده است قابل استناد بوده و با آن روایات می‌توان به شناخت این بانو پرداخت .
ب ) در صورتی که برخی از اندیشمندان مطلب فوق را نپذیرند و قائل به تفاوت اعتبار احادیث تاریخی و فقهی و عقاید نباشند از طریق قانون روایات مستفیضه که مورد قبول علمای رجال و درایه است می‌توان این مشکل را حل کرد . در واقع مضمون احادیثی که در مور نرجس آمده است و استفاضه اجمالی دارند بعنی تعداد آنها زیاد است ـ اگر چه به حد تواتر نمی‌رسد ـ و قدر متیقن این موارد مستفیضه موجب اعتبار آنها در حوزۀ تاریخ می‌شود . بنابراین اکنون که روایات زیادی با اسناد گوناگون و از طرق مختلف در مورد نرجس ، بانوی فضیلتها ، ذکر شده است می‌توان به آنها استناد کرد . افزون بر این مطلب حضور حکیمه ، دختر امام جواد ( علیه‌السّلام )، در ناقلان احادیث است که از خاندان معصومان ( علیهم‌السّلام ) بوده و اگرچه در کتب رجالی نامی از او نیست ، زیرا احادیث ذکر شده توسط ایشان جنبۀ فقهی ندارد ولی حسن حال این بانو بر همگان ثابت است
این روایت اولین بار در تاریخ در چه کتابی ذکر شده؟واین روایت راززبان چه کسانی شنیده اند؟
دودمان امامت از یک طرف تلاش مى کرد که خبر ولادت آن مهر تابان را مکتوم بدارد تا به گوش جاسوسان رژیم نرسد، و از یک طرف سعى مى کرد که این خبر مسرت بخش به همه خانه هاى شیعیان برسد، از این رهگذر نامه ها نوشته به شهرها فرستادند، گوسفندها خریده به خانه هاى شیعیان فرستادند تا به عنوان عقیقه حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه الشریف - ذبح کرده ، اطعام کنند.(183) وحتی در مواردی چگونگی ولادت ایشان را برای افراد بسیار مورد اطمینان که همگی از یاران خاصه امام حسن عسکری (ع) بودند بازگو کردند تا بعدها در کتابها برای آینده گان نوشته شده وبه یادگاربماند
امام حسن عسکرى (علیه السلام ) در فرصتهاى متناسب ، مولود مسعود را به اصحاب خود عرضه مى کرد، تا آن کعبه موعود را با دیدگان خود ببیند و از تولدش آگاه شوند و در کشاکش روزگار دچار شک و تردید نشوند.چنانچه مطالعه میکنید اکثر نویسندگان یا از یاران طراز اول امام حسن عسکری بوده اند ویا از شاگردان آنها به هر صورت نقل آنها به طور مستقیم ویا غیر مستقیم به حکیمه خاتون ویا امام حسن عسکری برمیگردد ویا به بشربن سلیمان ودیگر یاران وکنیزان امام حسن عسکری (ع)
تعدادى از کتابها به این نامها هستند:
کتاب المهدى تألیف عیسى بن مهران مستعطف از بزرگان قرن سوّم:
کتاب المهدی تالیف اوست،هر چند این کتاب از بین رفته است اما نجاشی نقل می کند که این کتاب را نزد استادش خوانده است. (184)
کتاب قائم و غیبت فضل بن شاذان :
قدیمی‌ترین اثر شیعی دربارة عقیده به ظهور مهدی(ع) ومادرش نرجس خاتون (س)که به دست ما رسیده است، کتاب «غیبت» و یا کتاب «قائم» از فضل بن شاذان نیشابوری است. وی معاصر نعیم بن حماد مروزی از علمای اهل سنت بوده است که او نیز دربارة مهدویت تألیف دارد. ابن ‌شاذان، کتاب خویش را پیش از ولادت و غیبت حضرت مهدی(ع) تألیف کرده است.(185).علی رغم آنکه اثر فضل بن شاذان ازبین رفته است لیکن به نظر میرسد آثار کفایه المهتدی فی معرفه المهدی نوشته میرلوحی وکشف الاستار میرزاحسین نوری رونویسی این اثر باشد به نظر میرسد اکثر مطالب این کتاب از اثر حسن بن محبوب نقل شده باشد (186)
ابومحمد فضل بن شاذان بن خلیل ازدى که یکی از پرکارترین دانشمندان شیعه ، فقیه صاحب‌نظر، مفسّر حاذق، دانشمند شهیر، مؤلف گرانقدر در علوم و فنون اسلامى، از سران متکلّمان شیعه، زبردست در عرصة مناظره با مخالفان اهل بیت: و از یاران نزدیک امام حسن عسکری(ع) است. او همچنین توفیق خدمت به امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی7 را در کارنامة خویش دارد. تولد وی را در سال 180 ق تخمین زده‌اند.
. او خراسانی بود و از مکتب پربرکت امام عسکری علیه السلام کسب فیض می نمودو از یاران ایشان بود . آن حضرت در مورد او می فرماید: «باید اهل خراسان به جایگاه فضل بن شاذان و بودن او در میانشان برخود ببالند». فضل بن شاذان ازدى ، از اصحاب امام رضا (علیه السلام )، عمر طولانى و با برکتى داشت ، که همه آن را در دفاع از حریم تشیع سپرى کرد و بیش از 180 جلد کتاب پر ارج از خود به یادگار گذاشت و سرانجام درسال 260 ه‍ دیده از جهان فروبست .(187) رجال‌شناس بزرگ امامیه در ستایش فضل بن شاذان می‌گوید: «او ثقه و از بزرگان فقها و متکلّمان شیعه و در این طایفه دارای مقام و جلالتی است. وی مشهورتر از آن است که ما به توصیف او بپردازیم. او دارای دانش بیکران، ناقل روایات فراوان و تألیفات بسیار است.»(188) پدرش از راویان احادیث ائمه و اصحاب یونس بن عبدالرحمان بود و روایات ارزشمندی از اهل بیت: نقل کرده است. فضل نیز تحت تربیت چنین پدرى، نشو و نما کرد و به کمالات عالیه نائل شد. وی علم قرائت را در نوجوانی از اسماعیل بن عباد در بغداد فرا گرفت و علم حدیث را نیز از فقیه عارف و عابد، حسن بن علی بن فضال آموخت. همچنین علم کلام و سایر علوم را با اشتیاق فراوان نزد اساتید عصر تحصیل کرد(189)
البته این کتاب به ظاهر قدیمى ترین کتابى که مشروح داستان ولادت امام زمان رانوشته است اما احتمالا درمورد جریان اسارت نرجس خاتون چیزی ننوشته قابل ذکر است که این کتاب درزمان حیات امام حسن عسکری (ع) وپس از تولد امام زمان (ع) نوشته شده است
وى در کتاب غیبت خود ولادت آن مهر تابان را اززبان امام حسن عسکرى (علیه السلام ) چنین نقل مى کند:
((ولى خدا، حجت خدا و خلیفه او بعد از من ، در شب 15 شعبان به سال 255 به هنگام طلوع فجر، به صورت ختنه شده متولد گردید)).
((نخستین کسى که او را شستشو داد، ((رضوان )) خازن بهشت بود که با جمعى از فرشتگان مقرب او را با آب کوثر و سلسبیل شستشو داد و سپس عمه ام ((حکیمه )) او را شستشو داد)).(190).امام حسن عسکرى (علیه السلام ) در شب ولادت امام زمان (علیه السلام ) از یک زن صالحه اى که شیعه نبود به عنوان قابله دعوت فرمود تا در آن لحظات حساس حضور داشته باشد و در میان قوم خود حجت باشد، چنانکه خداوند گروهى از بستگانش را به دست او هدایت نمود.(191)
فضل بن شاذان از پیشتازان عرصة پژوهش در مهدویت است و این امر، از عمق بینش و اعتقاد راسخ او به ظهور منجی عالم بشریت در صحنة گیتی حکایت دارد
نکته قابل توجه آنکه قول معتبر در تاریخ ولادت امام زمان(ع) سال 255ق است که فضل بن شاذان روایت کرده و واسطة او شخصیّتی مثل جناب «محمد بن علی بن حمزة بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی‌طالب» است (192)
شیخ طوسى نیز در این‌باره می‌نویسد: «وی فقیه، متکلّم و دانشمند جلیل القدر شیعه و دارای تألیفات فراوانی است.»(193)
محدّث قمی نیز مقام فضل را این چنین می‌ستاید: «ابومحمّد فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری ثقة‌جلیل‌القدر از یاران حضرت ابو محمّد عسکری(ع) و از فقها و متکلّمان شیعه و شیخ طایفه و بسیار عظیم‌الشأن و اجل از توصیف است. از حضرت جواد(ع) حدیث روایت کرده است و گفته‌اند از حضرت رضا(ع) نیز روایت کرده است. پدرش از اصحاب یونس است. فضل، صد و هشتاد کتاب تصنیف کرده و حضرت ابومحمّد عسکری(ع) دو دفعه و به روایتی سه مرتبه بر او ترحم فرموده و شیخ کشى، روایاتی را در مدح او ذکر کرده است(194)
بها ءالدین تیلی نیز اثری تحت عنوان غیبت با تلخیص اثر فضل گردآوری کرده است (195)
غیبت عبدالله بن جعفرحمیرى از اکابر قرن سوم:
وی راستگوی امامیه و از اصحاب بلند پایه امام هادی و عسکری علیهماالسلام استو پس از آن از کارگذار نواب اول ودوم امام دوازدهم بودوی احادیث و گفته های امام رضا و امام جواد علیهماالسلام را در کتاب های جداگانه ای با عنوان قرب الاسناد الی الرضا و قرب الاسناد الی ابی جعفر الثانی جمع آوری کرده است. همچنین روایات امام حسن عسکری علیه السلام و امام عصر(عج) را نیز جداگانه جمع آوری نموده است. وی، که در عصر غیبت صغرا می زیست، کتابی درباره غیبت امام زمان(عج) تألیف نمود و مکاتباتی نیز با سفیر دوم، محمّد بن عثمان عمری (نیابت: 267 تا 305 ق)، داشت.یشتر روایات او به طور مستقیم از امام حسن عسکری علیه السلام هستند و گاهی نیز از استادان خود (که تعداد آن ها 21 نفر است) همچون ابراهیم بن مهزیار، ایّوب بن نوح، علی بن اسماعیل، محمّد بن عیسی و دیگران نقل حدیث کرده است. از هم بحثان او، احمد بن خالد برقی (م 280 یا 274 ق) است که در قم با یکدیگر ارتباط داشتند.میبینیم که همگی افراد نامبرده شده که بااو در ارتباط بودند یاران بلند پایه امام حسن عسکری میباشند وی «بزرگ قمی ها، شخصیت برجسته عالمان قم و از یاران حضرت امام عسکری(ع)بود که عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای مذهب اهل بیت و ترویج مبانی دین به پایان برد. »
شیخ طوسی، در رجال و فهرست از او نجلیل می کند و به شخصیت وی ارج می نهد. علّامه حلّی نیز ضمن ستایش، به او اعتماد کامل دارد. (196)
متاسفانه این اثر از بین رفته است در عین حال صدوق وشیخ طوسی از این اثر بهره فراوان برده اند
کتاب اصول کافی اثر مرحوم کلینی (متوفای 329هـ.ق)
عده بسیاری عقیده دارند اولین و قدیمی‌ترین منبع که در مورد مادر امام کتاب اصول کافی است که بدست مارسیده البته به نظرمن بعید می آید
کلینی بخش عظیمی از کتاب کافی را تحت عنوان الحجه به مسئله غیبت اختصاص داده است وی این مطالب را با تکیه بر اطلاعات مهمی در وضعیت کلی امامت بین سالهای 260 تا 329 با تاکید خاص بر نقش سفرای امام در این دوران انجام میدهد وی احادیثی منسوب به امامان را درباره غیبت امام دوازدهم ثبت میکند او این اطلاعات را از نویسندگان قدیمی واقفیه و امامیه همچون حسن بن محبوب ،عبدالله بن یعقوب عصفری و حسن بن سماعه روایت میکند به علاوه وکلای امام دوازدهم ماخذ اصلی اطلاعات او در فعالیتهای زیر زمینی امامیه بوده اند
کتاب غیبت و ذکر القائم تألیف ابن اخى طاهر متوفى358
کتاب غیبت محمدبن قاسم بغدادى معاصر ابن همّام متوفى333،
اخبار المهدى تألیف جلودى متوفى332،
غیبت نعمانى از اعلام قرن چهارم،(متوفای 360هـ.ق)،
حققان دومین منبع مهم درباره مادر امام زمان را کتاب الغیبة، اثر مرحوم نعمانی میدانند
نعمانی محمد بن ابراهیم بن جعفر معروف به ابن ابی زینب از اهالی شهر نعمانیه یکی از قریه های واسط بود وی به بغدادمهاجرت کرد ونقل حدیث را تحت سرپرستی کلینی وابن عقده آموخت وسپس به سوریه رفت ودر سال 360 /970 درگذشت وی پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) کتاب غیبه رادر مورد امام زمان (ع) نوشت وی اکثر اطلاعات خود را از نویسنگان قدیمی که در این باره کتاب نوشته بودند اخذ کرد در میان این نویسنگان حسن بن محبوب ،فضل بن شاذان ،حسن بن سماعه ،ابراهیم بن اسحاق نهاوندی ، کلینی ، ابن عقده ، ومسعودی دیده میشوند (197) سهم ارزنده نعمانی دراین است که پس از مسعودی نخستین کسی بود که تفسیر احادیث منسوب به ائمه را از کلینی گردآوری کرد
اثبات الوصیة، اثرِ مسعودی (متوفای 364هـ.ق)
غیبت حسن بن حمزه مرعشى (متوفى358)،
دلائل خروج القائم تألیف ابى على حسن بن محمد صفارى بصرى از اعلام قرن سوّم،
کتاب ذکر القائم من آل محمد(صلى الله علیه واله) تألیف احمد بن رمیح المروزى،
اخبار القائم تألیف ابى على احمد بن محمد الجرجانى از قدماى محدثین،
الشفاء و الجلاء احمد بن على رازیم ترتیب الدوله تألیف احمد بن حسین مهرانى،
غیبت ابن جنید (متوفی381)
کمال الدین، کتاب غیبت کبیر تألیف صدوق (متوفی381)
چهارمین منبع بزرگ در مورد امام زمان(ع)، کتاب کمال‌الدین، اثر شیخ صدوق (متوفای 386هـ.ق) است.
و به نظر میرسدقدیمی‌ترین خبر در مورد ملیّت مادرِ امام زمانبه طور مفصل وصحیح است که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین آن را نقل کرده است(198)
او در سال ۳۰۵ (قمری) در شهر قم متولد شد. تولدش با آغاز نیابت حسین بن روح سومین نائب خاص امام زمان هم زمان بوده‌است. پدر شیخ صدوق علی بن الحسین ابن بابویه قمی، از فقهای بزرگ شیعه و در زمان امام حسن عسگری و امام زمان می‌زیسته و مورد احترام آن امامان بوده‌است.
صدوق در اواخر زمان غیبت صغری تولد یافت و در سال 381ق. وفات نمود. او کتاب «کمال الدین و تمام النعمة » را در اواخر عمرش تالیف کرده است.
این کتاب درباره اثبات وجود امام زمان و غیبت طولانی آن حضرت از نظر عقلی و نقلی است وی به تفصیل جریان اسارت و به سامرا آمدن مادر امام زمان را نقل می‌کند
محتوای کتاب کمال الدین بر مأخذ اصلی شیعه الاصول الاربع مأة که قبل از سال ۲۶۰ هـ ق، توسط امام صادق علیه السلام و دیگر امامان گرد آوری شده، تکیه دارد. شیخ صدوق به خاطر این که پدرش ابن بابویه از فقهای عالیقدر و وکیل امام در قم بوده، توانست اطّلاعات موثّقی را دربارهٔ ارتباطات پنهانی بین وکلاء و امام زمان به وسیلهٔ چهار سفیر ارائه دهد. وی همچنین فصلی را دربارهٔ معمّرینی که بیش از صد سال عمر کرده‌اند، اختصاص داده، تا طول عمر امام دوازدهم را توجیه کند.وی اغلب خواننده را به نویسنگانی حسین بن محبوب ،فضل بن شاذان ، حسن بن سماعه ، حمیری ، وابن بابویه پدر خود که رابطه نزدیکی با سومین وچهارمین سفیر امام دوازدهم داشته است ارجاع میدهد(199)
از طرفی صدوق جریان نرجس خاتون را به واسطه یک نفر از بشربن سلیمان نقل میکند :
محمد بن بحر شیبانی می‌گوید: در سال 286هـ.ق وارد کربلا شدم و بعد از زیارت آن، به بغداد برگشتم و با مردی به نام بشر بن سلیمان نخّاس از فرزندان ابوایوب انصاری و یکی از دوستان امام دهم و یازدهم آشنا شدم و از او خواستم که پاره‌ای از کراماتی را که از امام هادی دیده برایم بازگو کند، اوهم جریان را تعریف میکند ...(200)
مرحوم صدوق می‌نویسد: «کتاب خود را زمانی که در نیشابور بوده جمع آوری و انشاء کرده‌است، زیرا غیبت امام عصر (عج) موجب حیرت و تحیّر در بین اکثریت شیعیانی که او را ملاقات می‌کردند، شده و در نتیجه باعث انحراف آنها گردیده بود».جالب است که بدانید این کتاب به پیشنهاد امام زمان (ع) نوشته شده است چند سال پیش جسد شیخ صدوق در حوالی شهر ری پیداشد که پس از گذشتن 900 سال هنوز سالم مانده بود وبه نظر میرسد الان خوابیده است
بعد از شیخ صدوق، بسیاری از علما مانند طبری شیعی، شیخ طوسی، فقال نیشابوری،ابن شهر آشوب و عبدالکریم نیلی و اکثر متأخرین این حدیث را نقل کرده‌اند، که سند همگی آنها به کمال الدین صدوق یا الغیبة طوسی می‌رسند(201)
اکثر پژوهشگران معاصر مانند سید محمد صدر، باقر شریف قریشی، جاسم حسین و... پس از نقل اقوال مختلف، بیشترین سعی خود را در اثبات حدیث شیخ صدوق می‌کنند (202)
غیبت ، شیخ مفید
محمدبن محمد نعمان معروف به مفید وی مرجع تقلید شیعیان امامیه بود وی پنج مقاله را در دفاع از غیبت امام دوازدهم نوشت واثر جداگانه ای راتحت عنوان الفصول العشره فی الغیبه گردآوری کرد این اثر اطلاعات ارزشمندی رادرباره شرایط تاریخی که برزندگانی پنهانی امام دوازدهم قبل از سال 260 ه.ج احاطه یافته بود بدست میدهد
به نظر میرسد در دورة غیبت کبری،بعد از صدوق اولین کسی که درباره نسب مادر امام زمان گزارش داده شیخ مفید (متوفای 413هـ.ق/1022 میلادی ) است.
غیبت سیّد مرتضى (متوفی436)
پس ازمفید دو شاگرد برجسته اش به نامهای علی بن حسین معروف به مرتضی و محمد بن علی کراجلی روش استدلالی را در رساله های خود درباره امام زمان به کار بردند این شیوه در مقاله به جامانده از سید مرتضی در سال 1955 در بغداد تحت عنوان مسئله وجیزه فی الغیبه به چاپ رسیده و توسط ساشدنیا به انگلیسی ترجمه شده به وضوح دیده میشود
سید مرتضی در سال 355ق. تولد یافت و در سال 436ق. وفات نمود. سید مرتضی از استادان شیخ طوسی بوده است. در آن عصر نیز دائره رد و ایراد باز هم تا حدودی توسعه یافته بود لذا سید مرتضی قد علم کرد و کتاب بزرگی پیرامون امامت تالیف نمود به نام «الشافی ». او در این کتاب تمام مسائل امامت را مورد بحث و بررسی قرار داده و اشکالات و ایرادات مخالفان را پاسخ داده و درباره امام غایب بتفصیل وارد بحث شده است. علاوه بر آن کتابی هم در خصوص غیبت تالیف نموده به نام: المقنع
غیبت شیخ طوسی،(متوفّی ۴۶۰ هجری قمری)
دومین منبع در دوره غیبت کبری ، الغیبة اثر شاگرد شیخ مفید، شیخ طوسی (متوفای 460هـ.ق) است. وی به تفصیل جریان اسارت و به سامرا آمدن مادر امام زمان را نقل می‌کند شیخ طوسی » در این کتاب جدیدترین استدلالات، هم از نظر روایتی و هم از لحاظ کلامی را در توجیه غیبت کبری امام دوازدهم به کار می‌برد و با استفاده از احادیث واستدلال عقلی ثابت می‌کند که امام دوازدهم حضرت مهدی است که باید در پرده غیبت به سر برد.«شیخ طوسی» اطّلاعات تاریخ موثّقی را در مورد فعّالیّتهای مخفی چهار نائب خاصّ امام دوازدهم به نقل از کتاب مفقود شده‌ای تحت عنوان «الاخبار الوکلاء الاربعه» نوشته «احمد بن نوح بصری» ارائه می‌دهد.
التاج الشرفى تألیف اسعد آبادى معاصر سید مرتضى،
کتاب مانزل من القرآن فى صاحب الزمان، تألیف عبدالله بن عیاش (متوفی401)
فرج کبیر، تألیف محمدبن هبةالله طرابلسى شاگرد شیخ طوسى،
کتابهاى برکات القائم، و تکمیل الایمان، بغیه الطالب، تبصرةالاولیاء، و کفایت المهدى، اخبارالقائم، اخبار ظهور المهدى، الحجةالبالغة، تثبیت القرآن، حجت الخصام، الدرالمقصود، و اثبات الحجة، اتمام الحجة، اثبات وجود القائم، مولدالقائم، الحجة فیما نزل فی الحجة، الذخیره فی المحشر، السلطان المفرج عن الایمان، سرور اهل الایمان، جنى الجنتین، جلد سیزدهم بحارالانوار، غیبت عوالم و صدها کتاب دیگر که ذکر نام آنها و اسمای مؤلفین ذکرشان حوصله میخواد.
چه کسانی این روایت رابه طور کامل آورده اند؟
شیخ صدوق در کمال الدین ، شیخ طوسى در غیبت ، طبرى در دلائل الامامه ، ابن شهر آشوب در مناقب ، نیلى در منتخب ، ابن فتال نیشابورى در روضه ، شیخ حر عاملى در اثبات الهداه ، سید هاشم بحرانى در حلیه الاءبرار و علامه مجلسى در بحارالانوار، مشروح این گزارش را از بشر بن سلیمان ، از اصحاب امام هادى (علیه السلام ) روایت کرده اند،
کتابشناسی نرجس خاتون (س):
1- بحارالانوار(ترجمه)،علامه مجلسی ج13و51
2- کمال الدین، شیخ صدوق ج2، وجلد1
3- فیلمنامه ملیکا: نوشته علی مؤذنی - نشر امیرکبیر
4- رمان خاتون عشق : نوشته زهرا زواریان - نشر قدیانی
5- نرگس همدم خورشید: نوشته محمدباقر پورامینی - نشر نورالسجاد(ع)
6- بانوی عشق : نوشته نسرین صالحی - نشر سروش ( صداوسیما)
7- شاهزاده روم : نوشته سید محمد حسن مؤمنی - نشر دلیل ما
8 - زیباترین داستان جهان مادر امام زمان(عج): نوشته سیدمحمدباقر موسوی - نشر ایران نگین
همچنین کتابهایی که در پی نوشتها آمده است
شعری درباره نرجس خاتون
جواد حیدری - از زبان حضرت نرجس خاتون (س)
منکه خود عابده اى والایم
نرجسم همنفس مولایم
از عنایات خداوند کریم
مادر مهدیم و یکتایم
سامره کعبه و هم قبله من
سامره آخرت و دنیایم
نزد حق بوده ام آنقدر عزیز
که عزیز پسر طاهایم
نزد پیغمبر و زهرا و على
باعث آبروى عیسایم
تا قیامت همه فخرم این است
من مسلمان شده زهرایم
به دو عالم ثمر من مهدى است
گل نرگس پسر من مهدى است
فاطمه گوهر و هم گوهرى است
وارث رتبه پیغمبرى است
او پى گوهر ناب است بحق
کار او دُرّ و گُهر پرورى است
خواستگارم شد و فخرم بخشید
دل من زنده از این مادرى است
عشق نابى به دل من بسپرد
عشق ناب دل من عسگرى است
گر چه آغاز مسیحى بودم
مذهب اصلى من حیدرى است
من کنیز پسر فاطمه ام
تا ابد شیوه من کوثرى است
شیعه را لطف و عطا مى بخشم
حبّ مهدى به شما مى بخشم
پسرم حاصل عمر زهراست
بخدا در دو جهان بى همتاست
آدم و نوح و شعیب و خضر است
او خلیل است و مسیح و موساست
اوست طاووس بهشت اَزَلى
هر گل از یاد جمالش زیباست
همه قدرت حق در دستش
گر چه بنده است ولى عین خداست
رزق از او به همه مى بخشند
او ثبات همه ارض و سماست
تا شما را برساند به حسین
دل بشکسته دعا گوى شماست
ثمر خطّ رسالت مهدى است
صاحب تیغ عدالت مهدى است
بهر تحمید و سپاس اى شیعه
پسرم را بشناس اى شیعه
معرفت بر دل او پیدا کن
باش با او به تماس اى شیعه
تا شود عاقبتت خیر بدان
حبّ او هست اساس اى شیعه
با ولایش منما عالم را
تو به یک لحظه قیاس اى شیعه
بهر عیدىّ شب قدر بگیر
از کف یار لباس اى شیعه
تا که خسران زده هرگز نشوى
مهدیم را بشناس اى شیعه
معرفت بر گل زهرا مظهر
از نماز تو بود واجبتر
پسرم آید و غوغا بکند
زشتها را همه زیبا بکند
حُب آن تشنه لب زینب را
عَلَنى در همه دنیا بکند
اشک او خون دلش گردد تا
یاد از زینب کبرى بکند
بعد تکیه زدنش بر کعبه
تربت فاطمه پیدا بکند
او خودش طالب حکم فرج است
از خدا اذن تمنّا بکند
خوش بر آنکس که براى فرجش
خویش را خوب مهیّا بکند
شهِ رانده ز وطن مى آید
به یقین یوسف من مى آید
پسرم منتقم کرب و بلاست
غصه دار سرِ از جسم جداست
داغدار گلوى اصغر اوست
روضه دار تن ارباً ارباست
بوسه بر دست علمدار زند
تشنه آب ز مشک سقّاست
زائر قبر رقیه مهدى است
سحر از داغ رقیه شیداست
هر کجا مجلس روضه باشد
بانى و گریه کن بزم شماست
بخدا راه رسیدن بر او
گریه و معرفت کرب و بلاست
در پى هدیه مهدى باشید
سائل گریه مهدى باشید
نرجس خاتون (س) ، بانوی نجابت و نیایش است که شمیم حضور او در سامرا پس از گذشت قرنها جان شیعیان شیفتۀ خاندان ولایت و امامت را طراوت می‌بخشد و در سایۀ این آفتاب روشن اجابت ، دلها آرام و قرار می‌گیرد
اگر کسانی هنوز به شخصیت وزندگی او ووجود یگانه فرزندش شک دارند حتما به تحقیق در مورد اووفرزندش بپردازند تا مشکلشان حل شود
از طرفی من شخصا از آقا امام زمان (ع) پوزش میخواهم که به دلیل ناآگاهی به حریم خصوصی مادرگرامیشان وارد شده ایم ...
امام جواد(ع) فرمودند:... او داراى غیبتى است که روزهاى زیاد و مدتى دراز به طول مى انجامد. پس مخلصان در انتظار ظهورش به سر مى برند و اهل تردید انکارش می کنند و منکران، یاد او را به استهزاء می گیرند.(203)
پایان
پی نوشتها ومنابع :
1- کمال الدین، شیخ صدوق ، ص 317
2- آخرین‌ سفیر، ص‌۴٠.
3- هنری‌ لوکاس‌، تاریخ‌ تمدن‌، ج‌١، ص‌٣٣۵.
4- آخرین‌ سفیر، ص‌٢٨ به‌ بعد.
5- کافی، ج 1، ص 323 .
6- نعمانی، الغیبة، ترجمه غفاری، نشر صدوق، ص323.
7- شیخ کامل سلیمان ، یوم الخلاص،ص 61
8- البیان، گنجی، ص 118
9- بحارالانوار، ج53، ص9.
10- ابی جعفر محمد بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین، وتمام النعمه، ج 2،باب 30، ص 328. انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1363.
11- استدلائل الامامه : ص 264.
12- قاموس کتاب مقدس : ص 951 - 952.
13- فرهنگ معین : ج 5 ص 2335.
14- رک: بحارالانوار، ج 38 و 53
15- تاریخ بزرگ جهان، ج3، ص 293.
16- تفسیر صافی، ج4، ص247، البرهان، ج4، ص8.
17- انجیل متی، باب دهم، بندهای 2ـ8.
18- قاموس کتاب مقدس، ص220
19- قاموس کتاب مقدس، ص 533.
20- بحارالانوار، ج25،‌ ص186.به نقل از ماهنامه موعود شماره 67
21- کمال الدین، ج2، ص 130 و، ج1، ص225.
22- دهخدا،‌ لغتنامه،‌ بحارالانوار؛ 13 / 447 و 213؛ 14 / 190 و 250؛ 25/ 185؛ 26/285؛ 27/15؛ 30/75؛ 45/103؛ 51/6
23- اثبات الهداة، ج3، ص569، ح679؛ مختصر اثبات الرجعه ـ مخطوط ـ حدیث نهم؛ کفایة المهتدی ـ مخطوط ـ ح28؛ گزیدة کفایة المهتدی، ص133؛ کشف الحق،‌ ص15 و 149؛ مستدرک وسائل، ج12، ص280.
24- رجال شیخ طوسی، ص423 و 435.
25- تاریخ تمدن ویل دورانت ، ج4، ص550.
26-فرهنگ معین، ج5، ص377.
27- المختصر فى اخبار البشر: ج 2 ص 35
28- الکامل، ج6، ص528.
29- تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج 4 (عصرایمان) ص 550- 551 (فصل 18)
30- تاریخ تمدن : ج 4 ص 550
31- تاریخ طبری، ج7، ص608؛ تاریخ الاسلام ذهبی، ج19، ص25؛ البدایة و النهایة، ج11، ص29.
32- کارل گلیمبرگ، تاریخ بزرگ جهان، ترجمۀ شیدضیاءالدین دهشیری، ج3، ص 129.
33- کمال‌الدین،ج2، ص 416
34- بحار: ج 51 ص 164.
35- ینابیع الموده :ص 376.
36- پورامینی، 1378، ص 27)
37- علامه سیدمحسن امین، بر ستیغ آرمانها (ترجمه اعیان‌الشیعه)، ص 35
38- راوندی، نوادر راوندی، ج5، ص 392.
39- بر ستیغ آرمان‌ها، ص 39 و 40
40- همان
41- سید جمال‌الدین حجازی، آخرین سفیر، ص 28
42- بحارالانوار(ترجمه)، ج13، ص 203
43- بحارالانوار، ج 51، ص
44- شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 854
45- بحارالانوار، ج50، ص 114
46- رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ج2، ص 187
47- رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ج2، ص 83
48- موسوی، 1374، ص18
49- همان، ص 52
50-برگرفته از گفتار دکتر نفیسه ساطع
51- مفاتیح‌ الجنان‌، ص‌٨۵۵.
52- بحارالانوار، ج‌۵١، ص‌١٠.
53- همان‌، ص‌١٧، ح‌٢۵.
54- بحارالانوار، ج‌۵١، ص‌١٣
55- بحارالانوار، ج‌۵١ص‌١۴
56- اقتباس از بحار، ج 5، ص 6 تا 10، ریاحین الشریعه ج 3، ص24 تا 32.
با تغییر و تلخیص.برگرفته از کتاب شاهزاده روم/نوشته حسن مومنی
57- لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 238
58- بحارالانوار، ج51ص 6، کشف الغمه ، ج 3 ص 265 ، منتخب الاثر، ص 320.
59- کمال‌الدین، ص 240
60- منتخب الاثر، ص 240، به نقل از بحارالانوار
61- اعلام الوارى : ص 408.
62- منتخب الاثر، ص 206، به نقل از بحارالانوار پیام زن سال نهم ، شماره هشتم ، آبان 1379 ، پیاپی 104 .
63- شیخ حر عاملی، اثبات‌الهداة، ج7، ص 137، ح670
64- مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ سیزدهم. ص 66، درسنامه تاریخ عصر غیبت، ص 30.
65- احمد عزیزی، کفشهای مکاشفه
66- شهید دستغیب‌، داستانهای‌ شگفت‌، ص‌۴٩۴ و مجموعه‌ یادداشتهای‌ حاج‌ شیخ‌ مرتضی‌ حائری‌ یزدی‌(ره‌)، ص‌٢٧ و ٢٨
67- مفاتیح الجنان
68- درس تفسیر، سورۀ اعراف، آیۀ 188، 18/11/78
69- تفسیر موضوعی ذیل آیۀ «الله یتوفی الانفس حین منامها ...»
70- قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ذیل ماده رأی.
71- معجم المقاییس، ابن فارس، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ذیل ماده رأی
72- بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، ج 14، ص 441
73- یونس/64ـیوسف/8و23و35و49ـاسراء/60ـروم/23ـصافات/102ـ فتح/27
74- ر. ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلمیه، تهران، ج 9، ص 376 ـ 372، ر. ک: یوسف قرآن، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، تهران، ص 20 ـ 18.
75- (سورة صافات، آیة 102ـ105)
76- سورة یوسف، آیه‌های 4ـ5، 36ـ41 و 43ـ49.)
77- مناقب جلد 3 ص 534
78- پیام زن سال نهم ، شماره هشتم ، آبان 1379 ، پیاپی 104 .
79- حاج میرزا حسین طبری نوری، نجم‌الثاقب، ص 18
80- روزگار رهائى : ج 1 ص 177.
81- امالى شیخ صدوق : ص 474.
82- دلائل الامامه : ص 246، غیبت طوسى : ص 125
83- کمال الدین : ج 2 ص 423، روضه الواعظین : ج 1 ص 255.
84- (محمد معین، فرهنگ معین، ج 4، ص4702).
85- همان، ص 1954.
86- کفایه الاثر: ص 159
87- لسان العرب : ج 6 ص 162
88- غیبت شیخ طوسى : ص 128، کمال الدین : ج 2 ص 423.
89- دلائل الامامه : ص 267، بحار الانوار: ج 51 ص 10.
90- بحار، ج51، ص24، ح37).
91- مصنف ابن ابى شیبه : ج 15 ص 198 (حدیث 19495).
92- محقق بحرانی در "حدائق الناظره ج17، ص440) .
93- فرهنگ معین : ج 2 ص 1702
94- بحار، ج51،ص24
95- لسان العرب : ج 4 ص 220.
96- سوره سبا، 16
97- فرهنگ جامع نوین، ص 272
98- راغب اصفهانی، مفردات الالفاظ القرآن، ص 159
99- غیبت طوسى : ص 241، کمال الدین : ج 2 ص 432
100- کمال‌الدین، ج2 ص 423ـ432* محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص 241).
101- بحار، ج51،ص24.
102- میرمحمد صادق خاتون‌آبادی، کشف‌الحق، ص 34
103- احمد سیاح، فرهنگ جامع نوین، ج1و2، ص 814
104- احمد سیاح، فرهنگ جامع نوین، ج1و2، ص 814.
105- طریحی، مجمع‌البحرین، ص622
106- کمال الدین : ج 2 ص 431.
107- حضینی، الهدایةالکبری، ص 248 و 357
108- حضینی، الهدایةالکبری، ص 248 و 357
109- محلاتی، 1373، ج3، ص 25)
110- ر.ک: پژوهشی در زندگی امام مهدی(ع) و نگرشی به غیبت صغرا، ص204 و 205.
.1 . امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، سید محمدکاظم قزوینى ص 172.
111- (1 1. کشف الغمه ج 3 ص 312 بحارالانوار ج 52، ص 279 ، الزام الناصب ص 66
112- نهلاغروی نایینی، محدثات شیعه، ص 284
113- صالحی، 1384،ص 14- 15)
114- بحرینی، 1381، ص 72) پیام زن سال نهم ، شماره هشتم ، آبان 1379 ، پیاپی 104 .
115- صحیح بخاری، ج8، ص158)
116- صحیح بخاری، ج2،ص97)
117- صحیح مسلم، ج 8، ص 204) سنن ابی داود، ج2، ص 319،باب فی خبر الجساسة).
118- . امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینی ،ص 72 1 .
119- موسوعة العتبات المقدسة: سامرا، ص 276).
120- آیت‌الله میلانی قادتنا،‌ ج7، ص211.
121- یافعی، مراة الجنان، ج2، ص92
122- اصطخری، مسالک و الممالک، ص91.
123- محمد بن احمد کنعان، تاریخ دولة العباسیة، ج1، ص127
124- ادوارد گیبون، انحطاط و سقوط امپراتوری روم، ترجمه: شادمانی، ج3، ص1579.
125- موسوعه المورد: ج 2 ص 143
126- هنری‌ لوکاس‌، تاریخ‌ تمدن‌، ترجمه‌ عبدالحسین‌ آذرنگ‌، ج‌١، ص‌٣۴٠.
127- الکامل، ج7، ص11؛ تاریخ طبری، ص195.
128- ابن کثیر، ابدایه و النهایة، دار الکتب العلمیه، بیروت، ج11، ص4؛ تاریخ طبری، ج11، ص207
129- فازیلف روسی در کتاب تاریخ العرب و الروم ص 225، با ترجمه دکتر عبدالهادی شعیره )
130- نقل از : مجلسی، 1307، ص 174- 175) به نقل از همین کتاب ص 123)
131- نقل از : مجلسی، 1307، ص 174- 175) به نقل از همین کتاب( ص 175)
132- ابن‌اثیر، الکامل‌ فی‌ التاریخ‌، ج‌۶، ص‌١٩١.
133- الکامل‌ فی‌ التاریخ‌، ج‌۶، ص‌١٩١.
134- مروج الذهب(ج1، ص 372)، تاریخ طبری( ج11، از صفحه ی 1236 به بعد
135- (موسوی، 1374، ص 120)
136- کلینی، 1067، ج3، ص 1434
137- مروج الذهب
138- معجم البلدان،یاقوت حموی ، ج3، ص280.
139- تاریخ فتوحات اسلامی، ص189.
140- معجم البلدان، ج3، ص280
141- شیخ کامل سلیمان در یوم الخلاص(ص 61)
142- آیت الله میلانی در کتاب قادتنا (ج7، ص 207)وص 20
143- تاریخ مختصر الدول، ص141.
144- قاموس الأعلام، ج2، ص1437
145- التنبیه و الاشراف، ص161.
146- 23همان مدرک، ص164.
147- تاریخ یعقوبی، ج3،‌ص223.
148- تاریخ طبری، ج7 ص376.
149- تاریخ الخلفا، ص336
150- التنبیه و الاشراف، مسعودی ص145.
151- طبری، تاریخ طبری، انتشارات دار الفکر، ج11، ص173.
152- طبری، تاریخ طبری، انتشارات دار الفکر، ج11، ص173.
153- تاریخ طبری ( ج11، از صفحه ی 1236 به بعد
154- در مورد درگیری‌های این دهه (239 ـ 252 هـ.ق)، ر.ک: تاریخ طبری، ج11، ص173، 176، 177، 195 و 207؛ الکامل فی التاریخ، ج7، ص80، 81، 85 و 95؛ ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج10، ص323، 343 و 345.
155- ر.ک: دولت عباسیان، محمد سهیل طقوّش، ترجمه: حجت الله جودکی، پژوهشکدة حوزه و دانشگاه، ص261.
156- ویل‌دورانت‌، تاریخ‌ تمدن‌، ج‌۴، ص‌١١٠٨.
157- ر.ک‌ نازیلیف‌، تاریخ‌ العرب‌ و الروم‌.
158- الکامل‌ فی‌ التاریخ‌، ج‌۶، ص‌١٩١.
159- پژوهشی در زندگی امام مهدی، ص117
160- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 434 * محمد بن جریر طبرى، دلائل الامامة، ط 3، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه'. ش، ص 226 * مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .251 *ماهنامه گلبرگ، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، شماره 61*ماهنامه کوثر، شماره60
161- خورشید مغرب، محمّد رضا حکیمی،ص 21 ـ 22، با تصرف
162- زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام، آیة ا... محمدتقی مدرسی، با اندکی تلخیص * سیرة الائمه الاثنی عشر * مرتضی مطهری، مجموعه آثار جلد 18 صفحه 147 * حیاة الامام العسکری
163- برگرفته شده از «پیداى پنهان » ویژه نامه نیمه شعبان 1419 ق. ستاد بزرگداشت نیمه شعبان مسجد آیة الله انگجى تبریز.
164- مستدرک الوسائل: ج 12، ص 261،س 15* بحارالأنوار: ج 75، ص 401، ضمن ح 42
165- بحارالانوار، ج‌51، ص‌13
166- مهج الدعوات : ص 36، بحار: ج 94 ص 354 و الامام الجواد: ص 375.
167- - کمال الدین : ج 2 ص 424، اعلام الورى : ص 394، البرهان : ج 3 ص 218، روضه الواعظین : ج 2 ص 256، تبصره الولى : ص 5، حلیه الابرار: ج 2 ص 522، مدینه المعاجز: ص 586 و منتخب الانوار المضیئه : ص 60.
168- غیبت شیخ طوسى : ص 142، دلائل الامامه : ص 268، حبیب السیر: ج 2 ص 105، ینابیع الموده : ص 451.
169- کمال الدین ، ج 2، ص 474.
170- غیبت شیخ طوسى : ص 147، کشف الغمه : ج 3، ص 288، حلیه الاءبرار: ج 5 ص 185.
171- - الثاقب فى المناقب : ص 584، اعلام الورى : ص 395، اثبات الهداه : ج 3 ص 668.
172- حبیب السیر: ج 2 ص 106.
173- اثبات الهداه : ج 3، ص 699.
174- کمال الدین : ج 2، ص 434.
175-غیبت طوسى : ص 151.
176- - کمال الدین : ج 2 ص 441.
177- - غیبت طوسى : ص 144 - 146.
178-- کمال الدین : ج 2، ص 431.
179- - جزیره خضرا: ص 14 - 25.
180- الثاقب فى المناقب : ص 584 و روضه الواعظین : ص 260.
181- اصول کافی،‌ ج 2،‌ کتاب الحجه، ‌ص 230 و 231، روایت 5 و 6
182-بحار الانوار، ج 25، ص 36 تا 47.
183-کمال الدین صدوق : ص 431، غیبت شیخ طوسى : ص 151 و یوم الخالص ، ص 66.
184- همان ، ص 297 نجاشی ، رجال نجاشی
185- عصر ظهور، علی کورانى، چاپ و نشر بین‌الملل، ص 393
186- گلپایگانی منتخب الاثر ص 467
187- فهرست شیخ طوسى : ص 150 و رجال نجاشى ص 235.
188- رجال نجاشى، ص 307.
189- رجال نجاشى، ابوالعباس نجاشى، نشر اسلامى، ص 307 و موسوعه طبقات الفقهاء، ج 3، ص 430 و 431.
190- رساله تواریخ النبى و الال ، از محمد تقى تسترى ، صاحب قاموس الرجال ص 43
191- غیبت شیخ طوسى : ص 145.
192- منتخب‌الاثر، لطف الله صافی گلپایگانى، فصل سوم، باب اول، ص 320
193- الفهرست، شیخ طوسى، نجف، مکتبة مرتضویه، ص 124.
194- منتهی الآمال، شیخ عباس قمى، نشر اسلامىه، ج 2، ص 356
195- آقابزرگ تهرانی الذریه جلد 20 ص 201
196- تنقیح المقال، ج 2ص 176نجاشی، ص 169فهرست، ص 128و معالم العلما، ص. 65
197- الغیبه ص 6-82 و100
198- کمال الدین، ج2، ص417
199- کمال الدین ص 127و133و 187و211و222و 274و381
200- کمال الدین و تمام النعمه، ص417؛ الغیبه، ص125.
201-. طبری، دلائل الامامة، منشورات حیدریه، ص262.، شیخ طوسی، الغیبه، ص208.، فقال نیشابوری، روضة الواعظین، ج1، ص252.،ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج2، ص440.، نیلی، منتخب الانوار، ص105.
202- سید محمد صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی، ترجمه شیرازی، انتشارات جهان‌آرا، ص204.
باقر شریعت قریشی، حیاة الامام المهدی، ص21. جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام زمان، ترجمه محمد تقی آیت‌الهی، انتشارات امیرکبیر، ص114.
203- کمال الدین ج 2ص 378 .

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.