اختیار انسان ۱۳۹۱/۳/۱۵

در پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته لازم است:
۱. در هیچ اندیشه و مکتبى، آزادى انسان مطلق نیست و همه متفکران، ادیان الاهى و مکاتب بشرى به گونه هاى مختلف بر محدودیت پذیرى آزادى هاى انسان مهر تأیید زده اند. اگر اختلافى نیز در این زمینه مشاهده مى شود درباره مسائل زیر است:
الف) محدوده آزادى چیست؟
ب) چه کسى حق دارد آزادى انسان را محدود کند؟
ج) بر اساس چه معیارهایى مى توان آزادى را محدود ساخت؟
بررسى تفصیلى این مسأله از حوصله ا ین مختصر خارج است. براى آگاهى بیش تر به کتاب نظریه سیاسى اسلام نوشته محمد تقى مصباح یزدى مراجعه شود.
در پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته لازم است:
۱. در هیچ اندیشه و مکتبى، آزادى انسان مطلق نیست و همه متفکران، ادیان الاهى و مکاتب بشرى به گونه هاى مختلف بر محدودیت پذیرى آزادى هاى انسان مهر تأیید زده اند. اگر اختلافى نیز در این زمینه مشاهده مى شود درباره مسائل زیر است:
الف) محدوده آزادى چیست؟
ب) چه کسى حق دارد آزادى انسان را محدود کند؟
ج) بر اساس چه معیارهایى مى توان آزادى را محدود ساخت؟
بررسى تفصیلى این مسأله از حوصله ا ین مختصر خارج است. براى آگاهى بیش تر به کتاب نظریه سیاسى اسلام نوشته محمد تقى مصباح یزدى مراجعه شود.
۲. کلماتى مانند«اختیار»، «اراده»، «آزادى» و «انتخاب» و همچنین واژه هاى مقابل آن مانند«جبر»، «الزام»، «اکراه» و... در معانى و موارد مختلف استعمال مى شوند که همه آن ها حکم واحد ندارند. بنابراین، در برخورد با این واژه ها باید دایره معنا و استعمال را دقیقاً مورد توجه قرار داد و از تسرى و تعمیم غیر منطقى و بى دلیل حکم به دایره دیگر خوددارى کرد. براى روشن شدن این مطلب به اختصار به سه حوزه مرتبط با استعمال مفاهیم فوق اشاره مى شود:
الف) حوزه تکوین
آزادى و اختیار در حوزه تکوین به معناى آن است که:
اولاً، رفتار و کنش هاى انسانى ناشى از جبر ذاتى نیست.
ثانیاً، برخى از امور را نمى توان به صورت جبر تکوینى از بیرون تحمیل کرد و الزام بیرونى پاسخ مطلوب به همراه ندارد. آیه دوم سوره بقره «لا اکراه فى الدین» اگر اختصاص به این حوزه نداشته باشد، لااقل به خوبى این مفاد را در پى دارد و مى فهماند که حقیقت دین تکویناً اجبارپذیر نیست؛ یعنى اگر به فرض با زور سرنیزه کسى به سوى دین دعوت شود و به ظاهر آن را بپذیرد، این پذیرش ظاهرى با ایمان واقعى و اعتقاد راسخ قلبى فاصله بسیار دارد. بنابراین، «لا اکراه فى الدین» در حوزه تکوین به معناى این است که حقیقت دین تکویناً اجبارپذیر نیست.
ب) حوزه تشریع اجتماعى
تشریع اجتماعى مجموعه قوانینى است که چگونگى مناسبات اجتماعى انسان ها را مشخص و تنظیم مى کند. کسى حق ندارد دیگران را با زور و فشار به سوى اسلام دعوت کند. تفاوت این مرحله با مرحله پیشین تفاوت «هست» و «باید» است؛ به عبارت دیگر، در مرحله نخست معناى آیه جنبه اخبارى و توصیفى دارد؛ یعنى خبر از ناکار آمد بودن مى دهد؛ ولى در این مرحله معناى آیه انشایى و دستورى است؛ یعنى از الزام و اجبار اجتماعى منع مى کند و انسان ها را از خواندن اجبارى دیگران به سوى دین باز مى دارد. البته این مسأله در اصل دعوت به سوى دین است و با وجود احکام الزام آور اجتماعى دیگر براى مسلمانان و غیر مسلمانان در جامعه اسلامى منافات ندارد.
ج) حوزه تشریع فردى
مراد از دایره تشریع فردى در این جا مجموعه قوانینى است که خداوند براى آحاد انسان ها وضع کرده است. این قوانین غالباً الزام آور و مسؤولیت زا است و خداوند افراد را در برابر آن ها بازخواست مى کند؛ هر چند در مورد آن ها کیفر دنیوى و قوانین الزام آور اجتماعى وضع نکرده باشد. عمده ترین این مسائل تدین به دین حق است. آیه شریف «لااکراه فى الدین» با این حوزه هیچ ارتباطى ندارد و به کلى از آن منصرف است. در مقابل آیه «و من یتبع غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه؛ ؛M}هر کسى دینى جز اسلام برگزیند از او پذیرفته نیست»{M و همه آیاتى که در بردارنده نوعى تکلیف الزامى براى افراد انسان ها است، شامل این حوزه مى شود.
بنابراین:
۱. آزادى انسان مطلق نیست و محدودیت هایى دارد.
۲. نفى اکراه در دین به معناى عدم مسؤولیت انسان در پذیرش دین و راه حق نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.