اخلاق حرفه ای و برخورد با ارباب رجوع ۱۳۹۲/۲/۲۹ - ۹۰ بازدید

اخلاق اجتماعی ، ویاآداب اجتماعی ؛ دستورها وروشهایی است که فرد درقبال جامعه پیرامونش اعمال میکند وشاید مهمترین وبیشترین تاکید دین مبین اسلام بر رعایت این آداب است (البته تازمانی که با دستورات دین ناساز
اخلاق اجتماعی ، ویاآداب اجتماعی ؛ دستورها وروشهایی است که فرد درقبال جامعه پیرامونش اعمال میکند وشاید مهمترین وبیشترین تاکید دین مبین اسلام بر رعایت این آداب است (البته تازمانی که با دستورات دین ناسازگاری نداشته باشد) بسیاری از اوقات ، حتی تاکیدهای مکرر بر احکام فردی ، بر ای این است که بعضی از تبعات عمل کردن آن حکم ویا مراعات نکردن آن منجر به یک اختلال وفساد در جامعه می شود مانند نماز خواندن ، راست گویی، غیبت نکردن ، حیا داشتن و...همه اینها ، بعضی از حکمتهای وجوبشان، این است که این اعمال موجب سلامت فرد وجامعه می شود.
قرآن به پیغمبر مى فرماید«وَ انَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ» همانا تو بر خُلقى عظیم هستى. در اینجا خُلق پیغمبر اکرم به عظمت یاد شده است. همین طور که بعضى از مفسرین فرموده اند، این آیه بیشتر ناظر به اخلاق اجتماعى پیغمبر است، یعنى تو از نظر اخلاق اجتماعى فوق العاده اخلاق عظیمى دارى،«اخلاق عظیم» آن اخلاقى را که ناشى از عظمت روح باشد مى گویند ؛ «اخلاق عظیم»، یعنى استقامتها، «تحمل شداید» ها، صبرها، حلمها، گذشتها. خدا پیغمبر را به خلق عظیم یاد مى کند، که بیشتر آن در عکس العمل هایى بود که پیغمبر در مقابل کفار و مشرکین از خود بروز مى داد.
هر انسانى از آن نظر که انسان است باید داراى خُلقها و خویهاى پسندیده و بزرگوارانه باشد. رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: عَلَیْکُمْ بِمَکارِمِ الْاخْلاقِ فَانَّ رَبّى بَعَثَنى بِها بر شما باد به اخلاق بزرگوارانه که خداوند مرا براى همینها مأموریت داده است.
آنگاه فرمود: وَ انَّ مِنْ مَکارِمِ الْاخْلاقِ انْ یَعْفُوَ الرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطى مَنْ حَرَمَهُ وَ یَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ وَ یَعودَ مَنْ لایَعودُهُ « وسائل، ج ۲/ ص ۲۲۴.».
یعنى از جمله اخلاق بزرگوارانه این است که آدمى در مقابل بدیهاى مردم خوبى کند ،از انتقام صرف نظر کند و ببخشاید و به کسى که از احسان به او دریغ داشته است احسان کند، با کسى که پیوند با او را بریده است از نو پیوند برقرار کند و کسى را که از او عیادت نکرده است عیادت کند.
اخلاق بر دو قسم است: عمومى و خصوصى. اخلاق عمومى وظایفى است که انسان در همه جا و همه وقت باید رعایت کند. ولى اخلاق خصوصى ناشى از وظایف و تکالیفى است که انسان در شرایط خاص و زمان خاص و یا نسبت به افراد خاص پیدا مى کند. مثلًا اخلاق خانوادگى نوع خاصى از اخلاق است، اخلاق کسبى نوعى دیگر است.

واما اخلاق معاشرت و چگونگی مواجهه باارباب رجوع :
به این روایت نوجه کنید :یا جابر! من کثرت نعم اللَّه علیه، کثرت حوائج النّاس إلیه، فمن قام للَّه فیها بما یجب، عرّضها للدّوام و البقاء، و من لم یقم فیها بما یجب، عرّضها للزّوال و الفناء. « الحیاة با ترجمه احمد آرام ج ۶ ۱۳۸ حدیث ..... ص : ۱۳۷»
اى جابر! هر کس نعمت خدا بیشتر نصیبش شود، نیاز مردم به او بیشتر است. پس هر کس حق آن نعمتها را طبق رضاى خدا ادا کند (و وظایفش را در باره نعمتهای موجودش انجام دهد)، نعمتهاى خویش را ماندگار و پایدار ساخته است. و هر کس چنین نکند (و وظایف مالى و امکاناتى خود را انجام ندهد)، نعمتهاى خدا داد را در معرض نابودى و زوال قرار داده است.
این روایت تصریح می کند براینکه شرط بقای نعمتی را که خدا به توداده است این است که به واسطه این نعمت به مردم خدمت کنی وباایشان به طور صحیح رفتار کنی .

اکنون سؤال این است که چگونه « اخلاق حرفه ای» رامی توان اجرا کرد ؟
تکریم ارباب رجوع که همان اخلاق حرفه ای است ، را می توان در امور زیر خلاصه کرد:
۱. پایبندی به اخلاق اسلامی
قرآن کریم از انسانهای با ایمان و نیکوکار به «بهترین مخلوقات عالم» یاد می کند؛ آنجا که می فرماید: (إنَّ الَّذین آمَنُوا و عَملوا الصَالِحاتِ اولئکَ هُم خَیْرُ الْبَریَّه)
در واقع، ارزش وجودی یا کمال هستی انسان، در سنجش و مقایسه با موجودات دیگر مشخص می گردد و اگر انسانها به کمال واقعی خود در سایه اخلاق و رفتار انسانی رسیدند در آن هنگام است که دارای ارزش شده و از موجودات دیگر برتر و والاتر خواهند بود.

۲. الگو قرار دادن پیامبر اکرم واهل بیت علیهم السلام
(لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسولِ اللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَة)
لذا، برای کسانی که در راه خدمت به مردم بوده و همواره با آنان در ارتباط و مراوده هستند، سزاوار است که به آن بزرگوار و نیز معصومان (علیهم السلام)، از نظر رفتار و کردار و حرکات و سکنات اقتداء کرده، تا هم خشنودی خداوند را جلب و هم رضایت مندی مردم را فراهم آورند.

۳. متّصف بودن به صفت تقوا و خداترسی
خداوند در قرآن کریم می فرماید: (وَاتَقَوا اللّه الَّذی أنتُم بِه مُؤمَنون)
اساسا، هر پست و منصبی در اسلام، عنوان مسئولیت، وظیفه و امانت را در بر دارد. پس کسانی که منصبی و مسئولیتی را در جامعه به عهده دارند، باید افرادی امانتدار و صالح باشند و هیچ گاه از مسئولیت خود سوء استفاده ننمایند یا حقوق دیگران را ضایع نسازند؛ همچنین، آنان باید با ناظر دانستن خداوند متعال بر اعمال خود، از اقدام یا رفتار و گفتاری که باعث رنجش یا بی احترامی نسبت به دیگران شود، پرهیز کنند و همیشه خشنودی خداوند و رضایت مردم را مدنظر داشته باشند، و این همه حاصل نمی شود، جز با داشتن خصیصه «تقوا و خداترسی». همان طور که امیر مؤمنان (علیه السلام) به مالک می فرماید: «افرادی که پاک ترین هستند، را برگزین».
از این رو، از مهم ترین ویژگی اخلاقی که کارکنان ادارت و سازمانها باید بدان متّصف باشند، داشتن تقواست؛ چرا که در سایه آن، اعمال و گفتار و رفتارشان را به گونه ای قرار می دهند، که باعث رنجش و نارضایتی ارباب رجوع نشود یا با بی احترامی و تندخویی با آنها رفتار نمی کنند و همواره سعی در جلب رضایت الهی و خشنودی مردم دارند.

۴. خلوص نیّت در انجام وظیفه
دین شامل هر عبادت و عمل صالحی می شود. بر همین اساس، خداوند در سوره زمر، پیامبرش را به اخلاص در دین، فرمان می دهد:
(اِنّا أنْزَلْنا إلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ فَأعْبُدِ اللّهَ مُخْلِصا لَهُ الدّینَ)
اصولاً، کسی که دارای خلوص نیت است، همه اعمال و گفتار و رفتارش را فقط از روی اخلاص و برای رضای خدا انجام می دهد. بنابراین، مخلصین هدف از خدمت به مردم و جامعه اسلامی را خشنودی خداوند قرار می دهند. در نتیجه کار و وظیفه شان، ارزش معنوی به خود می گیرد؛ چرا که زیبایی عمل به ارزش معنوی آن است و ارزش معنوی نیز در گرو اطاعت خدا و کار را به خاطر رضای او انجام دادن. است
امام خمینی «ره» در فرازی از وصیت خویش به مسئولان می فرمایند: «شما قصدتان را برای خدا خالص کنید که این عبادت است».

۵. خوش رفتاری با ارباب رجوع
امیر مؤمنان (علیه السلام) در نامه خویش به مالک می نویسد: «پس نیکوترین اندوخته خود را کردار شایسته (خوش رفتاری) بدان». یکی از اصول مردم داری که ائمه اطهار (علیهم السلام) تأکید خاصی بر آن داشتند «حسن خلق» است. خداوند نیز اخلاق نیکوی رسولش را باعث استحکام حکومت و جذب مردم دانسته و می فرماید:
آل عمران ۱۵۸ :فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُم وَ لَوْ کُنْتَ فَظّا غَلیظَ الْقَلْبِ لانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ». به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتى و اگر تندخو و سخت دل بودى مردم از گِرد تو متفرق مى شدند،...
از آنجایی که ارباب رجوعان یکسان نبوده و از قشر خاصی نیز نیستند، بلکه از نظر خصایص انسانی و اخلاقی با یکدیگر متفاوتند، به همین لحاظ، کارکنان ادارات نیز نه تنها باید از سعه صدر، حلم و بردباری، عطوفت و مهربانی و... برخوردار باشند، تا بتوانند با ارباب رجوع برخورد توأم با احترام و عطوفت و در خور شأن و مقام آنان نمایند، بلکه همواره باید به توقعات قانونی و شرعی شان، نیز توجه بنمایند.

۶. داشتن صبر و بردباری
خداوند در کتاب آسمانی خویش می فرماید: (وا صَبرُوا إنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرین)
ظرف وجود اسان در هیچ حالی نباید از صبر، تهی باشد؛ چرا که قشرهای زیادی از مردم، همه روزه با انواع رفتارهای متفاوت به او مراجعه می کنند و اگر با کوچک ترین برخورد نادرستی از طرف ارباب رجوع، خود او نیز برخورد نامعقول و غیر اخلاقی داشته باشد ، نه تنها موجبات سخط الهی را فراهم می آورد، بلکه کسانی نیز که در این میان بی تقصیر هستند، مورد اهانت و بی احترامی قرار می گیرند؛ در نتیجه با این اعمال خود، مردم را به دین و نظام اسلامی، بدبین می کنند.
آنان با ایمان داشتن به وعده های الهی که (اُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أجْرَهُم مَرَّتَیْنِ بما صَبَرُوا) باید صبر را سرلوحه اعمال خویش قرار دهند.

۷. برخورد توأم با تواضع و احترام
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) است فرمود: «تواضع، آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو رفتار کنند».
تواضع و فروتنی به زیردستان، یکی از اوصاف پسندیده ای است که کسانی که در راه خدمت به مردم هستند، باید به آن مزین باشند. کارکنان نظام اداری نیز که دائما با مردم در ارتباطند، باید به آن توجه لازم را مبذول دارند و هیچ گاه با ارباب رجوع، برخورد توأم با کبر و غرور نداشته باشند.
اساسا، در شریعت اسلام، هر فرد مسلمان دارای احترام بوده و هیچ کس، حق توهین یا بی اعتنایی به او را ندارد. همه باید نسبت به یکدیگر با احترام برخورد کنند و هرگز نباید پست و مقام، باعث تکبر و خودپسندی یا بی احترامی نسبت به دیگران شود. خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید: (واخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنین) «بالهای رحمتت را نسبت به مؤمنینی که از تو تبعیت میکنند ، بگستران »
از این رو، کارمند و مسئولان ادارات باید همواره با کمال تواضع و احترام با زیردستان و نیز ارباب رجوع برخورد کنند.

۸. بدون چشم داشت به مادیات ، کار کردن
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ازمال مردم طمعت را قطع کن، تا مردم تو را دوست بدارند».
انسان به عنوان یک موجودِ ذاتا اجتماعی، در روابط اجتماعی خویش ناگزیر است به دیگران محبت بورزد، تا در پرتو این محبت و ارتباط، زندگی خوشی را با هم سپری نمایند. مولا علی (علیه السلام) نیز به مالک، فرمان می دهد که:
«احساس مهر و محبت به مردم و ملاطفت با آنها را در دلت بیدار کن... و از عفو و گذشت به آنان بهره ای بده».
یکی از صفات برجسته و پسندیده ای که مسئولان در ادارات و ارگانها باید مزین بدان باشند، این است که بی چشم داشت به مال مردم ، کارکنند تا مردم نیز آنها را دوست بدارند و به این وسیله، رضایت قلبی آنان حاصل شود؛ چرا که کارکنان در ادارات، بیشترین مراوده را با مردم دارند و هر روز افراد زیادی برای برطرف کردن مشکلات خود به آنها رجوع می کنند و از آنان برای رفع نیازهایشان، استمداد می طلبند.

۹. برخورداری از توانمندی و تخصص
اساسا، حکومتها زمانی از استحکام بیشتری برخوردار خواهند بود که در بخش قانون گذاری و اجرا، افراد متخصص و مجرب، حضور داشته باشند. در واگذاری کارها، علاوه بر تعهد و ایمان، داشتن دانش و تخصص نیز شرط است؛ چرا که اگر کسی بدون آگاهی و تخصص، اقدام به انجام کاری کند، نه تنها عملش، سبب بازدهی نخواهد شد، چه بسا موجب کاستی و آسیب رسانی نیز بشود. از دیدگاه امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز ارزش هر کس به توانایی انجام اموری است که به او محول می شود:
«ارزش هر کس همسنگ کاری است که انجام آن را به نیکویی بتواند».
بر همین اساس، آن حضرت (علیه السلام) به مالک، سفارش می کند تا در انتخاب کارگزاران خود، از متخصصان و افراد با تجربه استفاده کند: «در کارهای کارگزارانت، اندیشه کن... و افراد با تجربه و با حیاء را از میان آنان برگزین».
بنابراین، کسانی که در ادارات خدمت می کنند، باید نسبت به کار خود، آگاهی و تخصص داشته باشند و زمانی که ارباب رجوع، برای امور خود به آنها مراجعه می کند، بدانند چه کنند و چه وظیفه ای بر عهده شان است تا بدین سان، رضایت ارباب رجوع را فراهم کنند.

۱۰. رعایت عدل و انصاف
عدالت، امر نیکو و پسندیده ای است که دین، آن را محترم و ارزشمند داشته و هدف ارسال رسل را تحقق عدالت و قسط در جامعه می داند. خداوند در قرآن، یکی از اهداف والای پیامبران الهی را برقراری قسط و عدل در جامعه، معرفی فرموده است:
(لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ) همانا ما پیمبران خود را با ادلّه و معجزات فرستادیم و با ایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم به راستى و عدالت گرایند،...
امیر مؤمنان (علیه السلام) به مالک می فرماید:
«انصاف را در رابطه با خدا و مردم و در مورد خود و نزدیکان، رعایت کن که اگر چنین نباشی، ستم کرده ای».
خدمت کنندگان در سازمانها و مؤسسات، باید با کمال عدل و انصاف با ارباب رجوع، برخورد کنند و هیچ گاه نباید - خدای ناکرده - با گرفتن رشوه یا به صرف آشنایی با طرف مقابل، از مقام خطیر خود، سوء استفاده کرده و حق دیگران را زیر پا بگذارند؛ چه آنکه در آخرت در پیشگاه خداوند، شرمنده خواهند بود.
از دیگر سو، مسئولان با رعایت عدل و انصاف در محیطهای کاری، نه تنها سبب گسترش عدالت در کل جامعه می شوند، بلکه به وظیفه بزرگ و الهی خویش به درستی عمل کرده و هدف خداوند و انبیاء الهی را - که برقراری قسط در میان توده مردم است - در مملکت اسلامی، تحقق می بخشند.

۱۱. داشتن نظم و انضباط در کارها
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: اوصیکم بتقوی الله ونظم امرکم «به شما سفارش می کنم که تقوا پیشه سازید و به کارهای خود نظم دهید».
اسلام با تشویق به نظم در امور زندگی، مسلمانان را به سرعت بخشیدن در رسیدن به هدف خویش تشویق کرده است. به طور کلی، دینداری با بی نظمی تضاد دارد. عنصر «نظم»، جامعه را به صورت یک سیستم با اجزای به هم مرتبط، سازمان می دهد و حیطه وظایف هر عنصر را معین می کند. اگر نظم و انضباط در هر اجتماعی بر تمام افراد و نیز مؤسسات آن حاکم باشد، آرامش و امنیت و رضایت مندی تمام مردم را به دنبال خواهد داشت. از این رو برای برقراری نظم در جامعه، باید همه کارکنان در ادارات و سازمانها به این مقوله، توجه لازم را مبذول دارند و چنان نباشد زمانی که ارباب رجوع به آنها مراجعه می کند، مشغول کارهای شخصی خود یا کارهایی که مربوط به آنها نیست باشند. چنین وضعیتی بی گمان ارباب رجوع را خسته و سرگردان کرده و موجبات نارضایتی آنان را فراهم می آورد. بلکه آنان باید در کارهای خویش نظم را رعایت کنند و زمان فعالیت خود در اداره را ، فقط به مردم و ارباب رجوع اختصاص دهند ؛ چرا که برای برقراری نظم و آرامش در جامعه، باید از مؤسسات و ارگانها شروع کرد و برقراری نظم در همین واحدهای کوچک مملکتی، باعث آرامش روانی کل جامعه شده و عدم رعایت آن، امنیت روانی و آرامش فردی را مختل می سازد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.