اخلاق پژوهش ۱۳۹۵/۸/۱ - ۴۴ بازدید

فضایل اخلاقی در پژوهش:
فضایل اخلاقی در پژوهش:
۱. تصحیح انگیزه و نیت: تحقیقات ما زمانی حقیقتا معنادار و مفید به حال خودمان و جامعه خواهد بود که با انگیزه ی الهی و نیت درست صورت بگیرد، وگرنه اگر به انگیزه شهرت و کسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممکن است دنیای ما و دیگران را آباد کند، اما چون در راستای زندگی حقیقی ما نیست، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود. نیت خوب زمانی کارساز و ارزش آفرین است که به عمل خوب تعلق بگیرد.
۲. توجه به نقش پیش فرض های ارزشی: یکی از مهم ترین موضوعات در تحقیق و پژوهش، تاثیر پیش فرض ها، فرهنگ، جامعه، ارزش ها و امثال آن در تحقیق است. علم، به ویژه علوم انسانی و اجتماعی، دارای بار ارزشی است. پیش فرض های ارزشی و دینی، هم در انتخاب موضوع پژوهش موثرند، هم در استنتاجات پژوهشی و هم در تفسیر و تبیین یافته های پژوهشی.
۳. آشنایی با پیشینه پژوهش
۴. گزینش مسئله: مسئله ما به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی یا عملی جامعه برطرف سازد و در عین حال، لازم است که مورد علاقه پژوهشگر نیز باشد تا بتواند در برابر مشکلات و موانع احتمالی مقاومت کند.
۵. شهامت در پژوهش: امام علی علیه السلام در این باره می فرمایند: چون از کاری ترسیدی خود را در آن بیفکن، زیرا سختی حذر کردن بزرگ تر است از آنچه از آن ترس داری.
۶. امانت داری: «خدا به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبنشان بدهید. نساء-۵۸» «(مومنان رستگار کسانی اند که ) امانت ها و عهد خود را رعایت می کنند. مومنون-۸». اساس زندگی زندگی اجتماعی بر پایه اعتماد افراد جامعه به یکدیگر است. امانت داری در پژوهش و تالیف نیز، رکن مهمی از حیات علمی و تحقیقی یک جامعه را تشکیل می دهد. هر نویسنده ای اخلاقا موظف است منبع هر مطلبی را که از هر کسی نقل می کند، حتی اگر نقل به معنا باشد، دقیقا ذکر کند.
۷. حقیقت جویی در پژوهش: آنچه مهم است و وظیفه اخلاقی پژوهشگر به شمار می آید، حقیقت طلبی و حقیقت جویی در پژوهش است. پژوهشگر باید همه هم و غم خود را کشف حقیقت بداند و هرگز از مشکلاتی که ممکن است دیگران برای او پیش آورند، نهراسد.
۸. نشاط در تحقیق: محقق توانا و موفق کسی است که با شوق و ذوق و نشاط در پی حل مسئله خود باشد و هرگز خستگی و کسالت به خود راه ندهد.
۹.پژوهش گروهی: کارهای گروهی و جمعی، نسبت به کارهای فردی، از هر جهت بهتر و مفید ترند. امیر مومنان در این باره می فرمایند: بهترین آرا و اندیشه ها، از آن کسانی است که از مشورت با دیگران خود را بی نیاز نبینند. اتقان و استحکام پژوهش گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش فردی است. به تعبیر زیبای مولوی: عقل عا مر عقل را یاری دهد و درصد خطای پژوهش گروهی به مراتب کمتر از پژوهش فردی است.
فضایل اخلاقی در پژوهش:
۱. تصحیح انگیزه و نیت: تحقیقات ما زمانی حقیقتا معنادار و مفید به حال خودمان و جامعه خواهد بود که با انگیزه ی الهی و نیت درست صورت بگیرد، وگرنه اگر به انگیزه شهرت و کسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممکن است دنیای ما و دیگران را آباد کند، اما چون در راستای زندگی حقیقی ما نیست، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود. نیت خوب زمانی کارساز و ارزش آفرین است که به عمل خوب تعلق بگیرد.
۲. توجه به نقش پیش فرض های ارزشی: یکی از مهم ترین موضوعات در تحقیق و پژوهش، تاثیر پیش فرض ها، فرهنگ، جامعه، ارزش ها و امثال آن در تحقیق است. علم، به ویژه علوم انسانی و اجتماعی، دارای بار ارزشی است. پیش فرض های ارزشی و دینی، هم در انتخاب موضوع پژوهش موثرند، هم در استنتاجات پژوهشی و هم در تفسیر و تبیین یافته های پژوهشی.
۳. آشنایی با پیشینه پژوهش
۴. گزینش مسئله: مسئله ما به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی یا عملی جامعه برطرف سازد و در عین حال، لازم است که مورد علاقه پژوهشگر نیز باشد تا بتواند در برابر مشکلات و موانع احتمالی مقاومت کند.
۵. شهامت در پژوهش: امام علی علیه السلام در این باره می فرمایند: چون از کاری ترسیدی خود را در آن بیفکن، زیرا سختی حذر کردن بزرگ تر است از آنچه از آن ترس داری.
۶. امانت داری: «خدا به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبنشان بدهید. نساء-۵۸» «(مومنان رستگار کسانی اند که ) امانت ها و عهد خود را رعایت می کنند. مومنون-۸». اساس زندگی زندگی اجتماعی بر پایه اعتماد افراد جامعه به یکدیگر است. امانت داری در پژوهش و تالیف نیز، رکن مهمی از حیات علمی و تحقیقی یک جامعه را تشکیل می دهد. هر نویسنده ای اخلاقا موظف است منبع هر مطلبی را که از هر کسی نقل می کند، حتی اگر نقل به معنا باشد، دقیقا ذکر کند.
۷. حقیقت جویی در پژوهش: آنچه مهم است و وظیفه اخلاقی پژوهشگر به شمار می آید، حقیقت طلبی و حقیقت جویی در پژوهش است. پژوهشگر باید همه هم و غم خود را کشف حقیقت بداند و هرگز از مشکلاتی که ممکن است دیگران برای او پیش آورند، نهراسد.
۸. نشاط در تحقیق: محقق توانا و موفق کسی است که با شوق و ذوق و نشاط در پی حل مسئله خود باشد و هرگز خستگی و کسالت به خود راه ندهد.
۹.پژوهش گروهی: کارهای گروهی و جمعی، نسبت به کارهای فردی، از هر جهت بهتر و مفید ترند. امیر مومنان در این باره می فرمایند: بهترین آرا و اندیشه ها، از آن کسانی است که از مشورت با دیگران خود را بی نیاز نبینند. اتقان و استحکام پژوهش گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش فردی است. به تعبیر زیبای مولوی: عقل عا مر عقل را یاری دهد و درصد خطای پژوهش گروهی به مراتب کمتر از پژوهش فردی است.
آسیب شناسی اخلاقی پژوهش
۱ . شهرت زدگی
یکی از آفات بزرگ پژوهش ها و تحقیقات علمی، شهرت زدگی است. بسیاری به صرف مشهور بودن یک باور یا عقیده یا فرضیه، آن را می پذیرند و بلکه در مواردی آن را پایه تحقیقات و پژوهش های دیگرشان قرار می دهند. برای نمونه، پس از طرح نظریه (تکامل انواع) داروین، بسیاری از تحقیقاتی که در عرصه علوم انسانی و اجتماعی صورت گرفته است بر پایه همین نظریه مشهور، بوده است. در حالی که این صرفا یک تئوری و فرضیه است که به رغم شهرت آن، هنوز به اثبات نرسیده است! یا پس از تئوری فروید درباره اصالت داشتن میل جنسی در شکل گیری افکار، اعتقادات و رفتارهای انسان، بسیاری از تحقیقات در زمینه علوم انسانی و حتی پژوهش های دینی بر پایه این تئوری و با فرض قطعیت آن، صورت گرفته است، در حالی که این نظریه، به رغم شهرت بسیارش هیچ دلیل منطقی و محکمی ندارد!
پژوهشگر و محقق واقعی باید بکوشد در تحقیقات خود، در دام بزرگ و بسیار خطرناک شهرت زدگی گرفتار نیاید. مشهور بودن یک رای و عقیده، هرگز به معنای درست بودن آن نیست و «اکثریت» هرگز مساوی با «حقانیت» نبوده و نیست و پژوهشگر اخلاقا مجاز نیست یک رای را به صرف کثرت طرفداران آن، یا شهرتش، بپذیرد یا آن را مبنایی برای تحقیقات قرار دهد.
۲. شتاب زدگی
یکی دیگر از آفات بزرگ و مخرب پژوهش، شتاب زدگی است که خود یکی از رذایل اخلاقی نیز به شمار می آید. کمترین آفت شتاب زدگی این است که مانع درک درست موضوع می شود. محقق شتاب زده، نمی تواند در اطراف همه جوانب موضوع پژوهش خود اندیشه کند. صبر و بردباری، رکن مهم پژوهش است. پژوهشگر آنگاه می تواند به موفقیت دست یابد که بردباری را پیشه خود سازد.
یک پژوهش بنیادین و کارساز، گاه ممکن است ده ها سال به طول بینجامد.در روایتی آمده است: «کسی می تواند به حقیقت دانش دست یابد که تداوم و بردباری در دانش اندوزی داشته باشد.» حتی ممکن است یک پژوهشگر، تا زنده است نتواند نتایج پژوهش های خود را ببیند و آیندگان با ادامه دادن کارها و پژوهش های ناتمام او، کار را به نتیجه برسانند. بنابراین، هرگز نباید توقع داشت که به هر قیمتی در مدت زمان معین پژوهشی ر ا به پایان برسانیم. کم ترین هنر و خدمت چنین پژوهشگر صبور و بردباری، حتی در صورت نتیجه بخش نبودن تحقیقاتش به جامعه علمی این است که راه های نادرست را نیز به دیگران نشان داده است. یعنی عملا به آیندگان می فهماند که از این راه هایی که او برای کشف حقیقت و حل مسئله رفته و پس از زحمات فراوان به نتیجه نرسیده است، نروند بلکه در اندیشه راه های دیگری باشند.
۳. دخالت دادن در خواسته های شخصی
پژوهشگر منصف کسی است که اصل بی طرفی را در تحقیق مورد توجه قرار دهد. او هرگز نباید دیدگاه ها، خواسته ها و اغراض شخصی یا صنفی خود را بر موضوع تحقیق تحمیل کند. تحقیق معتبر، تحقیقی است که بی طرفانه و بدون حب و تغض های پیشین صورت گیرد. کسانی که باورها و دیدگاه های خود را بر منابع تحقیقی تحمیل می کنند، هم خود و مخاطبانشان را به گمراهی و انحراف می کشانند و هم تحقیقی نامعتبر و نادرست ارائه می دهند. محقق راستین، کسی است که خود را تابع حاصل تحقیق بداند و نه حاصل تحقیق را تابع خودش. پژوهشگر حقیقت طلب کسی است که کاملا تسلیم نتایج پژوهش باشد و نه آنکه پیش از پژوهش و یا بعد از مشخص شدن نتایج آن، بخواهد پژوهش را تابع دیدگاه ها و باورهای پیشینی خود سازد.
نهی از تفسیر به رای در قرآن، از همین جا ناشی شده است. کسی که با باورها و پیش فرض های از پیش طراحی شده به سراغ قرآن می رود، در حقیقت نمی خواهد مراد خداوند و منظور واقعی قرآن را دریابد، بلکه می خواهد قرآن را در خدمت اهداف و آرای خود درآورد. یا در یک تحقیق تاریخی، محقق باید خود را در اختیار منابع معتبر تاریخی قرار دهد، نه آنکه پیش از مراجعه به تاریخ و مطالعه منابع تاریخی، دیدگاه خود را مشخص کرده باشد و منابع و مستندات را آنگونه که می خواهد معنا و تفسیر کند. یکی از مهم ترین دلایل اختلاف بر سر موضوع امامت پس از پیامبر اکرم همین است که افراد نمی خواهند بدون پیش فرض و بدون باورهای از پیش طراحی شده به سراغ مطالعه منابع تاریخی و مستندات روایی این موضوع بروند و از آنجا که امکان انکار مستندات روایی این مسئله را ندارند، می کوشند تا متون تاریخی و منابع حدیثی را بر امیال و اهداف شخصی و مذهبی خود تفسیر کنند.
۴. انتحال
یکی دیگر از آفات بزرگ اخلاقی پژوهش و تالیف، سرقت ادبی یا انتحال است که متاسفانه در مراکز علمی کشور ما، به معضل تبدیل شده است. انتحال به دو معنای مختلف و البته نزدیک به هم به کار رفته است. معنای شایع و رایج آن، همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان (سرقت ادبی) نام برده می شود. دهخدا در تعریف انتحال آورده است:
چیز کسی را جهت خود دعوی کردن، شعر دیگری را بر خود بستن، شعر یا سخن دیگری را برای خود دعوی کردن، سخن کسی دیگر بر خویشتن بستن، سرقت ادبی، سخن دیگر بر خویشتن بستن است و آن چنان باشد که کسی شعر دیگری را مکابره بگیرد و شعر خویش سازد بی تغییری و تصرفی در لفظ و معنی آن، یا به تصرفی اندک، چنانکه بیتی بیگانه به میان آن در آرد یا تخلص بگرداند.
معنای دیگری که برای واژه انتحال آورده اند، عبارت است از «خود را به مذهبی بستن، خود را به مذهبی یا به قبیله ای منسوب ساختی، خویشتن را به کسی بازخواندن» بر این اساس، نویسندگانی که می کوشند برای درست جلوه دادن سخن و مدعای خود، افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمی و تاریخی را مدافع نظریه خود معرفی کنند، در حقیقت مرتکب عمل غیراخلاقی انتحال شده اند. متاسفانه گاه دیده می شود برخی از افراد یا مکاتب فکری، برای تقویت فکر خود و یا نشان دادن سابقه تاریخی آن، کسانی را به مکتب فکری خود منسوب می کنند که هیچ نسبتی با آنان نداشته و اصولا دارای مبانی فکری متفاوتی بوده اند.
گفتنی است معضل اخلاقی انتحال یا سرقت ادبی، نه مخصوص حوزه شعر و شاعری است و نه ویژه روزگار حاضر، بلکه در روزگاران گذشته نیز بسیاری بوده اند که حاصل زحمات دیگران را بدون آنکه یادی از آنان به میان آورند، به نام خود منتشر کرده اند. سخن هجویری (متوفی ۴۶۵ ه.ق)، از عالمان و عارفان مشهور قرن پنجم، در ابتدای کتاب المحجوب نشان می دهد که در آن زمان نیز این موضوع رواج بسیاری داشته است. وی می گوید:
آنچه به ابتدا کتاب، نام خود اثبات کردم مراد ازاین دو چیز بود: یکی نصیب خاص و دیگر نصیب عام. آنچه نصیب عام بود آن است کی چون جهله این علم کتابی نو ببینند کی نام مصنف آن به چند جای بر آن مثبت نباشد، نسبت آن کتاب به خود کنند و مقصود مصنف از آن برنیاید، کی مراد از جمع و تالیف و تصنیف کردن بجز آن نباشد کی نام مصنف بدان کتاب زنده باشد و خوانندگان و متعلمان وی را دعای خیر گویند. کی مرا این حادثه افتاد به دو بار: یکی آنک دیوان شعرم کسی بخواست و باز گرفت و اصل نسخه جز آن نبود. آن جمله را بگردانید و نام من از سر آن بیفکند و رنج من ضایع کرد-تاب الله علیه- و دیگر کتابی کردم، هم اندر طریقت تصوف، نام آن منهاج الدین، یکی از مدعیان رکیکه، که کرای گفتار او نکند، نام من از سر آن پاک کرد و به نزدیک عوام چنان نمود که وی کرده است. هر چند خواص بر آن قول بر وی خندیدندی تا خداوند تعالی بی برکتی آن بدو در رسانید و نامش از دیوان طلاب درگاه خود پاک گردانید. اما آنچه نصیب خاص بود آن است که چون کتابی بینند و دانند که مولف آن، بدان فن و علم، عالم بوده است و محقق، رعایت حقوق آن بهتر کنند و بر خواندن آن و یاد کردن آن بجدتر باشند و مراد خواننده و صاحب کتاب از آن بهتر بر آید.
به هر حال، باید دانست که امروزه سرقت ادبی یکی از گناهان کبیره در عالم تحقیق و نویسندگی است و هیچ عذری در این باره پذیرفته نیست و پرهیز از آن یکی از نخستین و ابتدایی ترین مسائل اخلاقی است که هر دانشجو و دانش پژوهشی باید آن را تمرین کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.