ادعای اهل بیتی بودن عثمان و همسرش و عایشه ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ - ۲۹۸ بازدید

در خصوص ادعای اهل بیتی عثمان و همسرش و عایشه همسر پیامبر(ص) توضیح دهید؟

ابتدا باید به عرض برسانیم که بنابر قول مشهور شیعه عثمان هیچگونه قرابتی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نداشته است. برای روشن شدن موضوع به این مطالب دقت بفرمایید:در مورد قرابت عثمان با پیامبر اکرم (ص) شک و تردید بسیار وجود دارد، بسیاری از علماء شیعه این مطلب را قبول ندارند و می گویند: همسران عثمان هیچ کدامشان دختر پیامبر نبودند ؛ بلکه ربیبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خدیجه بوده‌اند. (برای آگاهی بیشتر به این کتاب‌ها مراجعه بفرمایند : ازواج النبی و بناته ، تألیف الشیخ نجاح الطائی و الصحیح من سیره النبی الأعظم نوشته سید جعفر مرتضی و...). اما اهل سنت با قاطعیت تمام بر آن پافشاری می‌کنند؛
دلائل علمای شیعه از این قرار است:
1 . عدم وجود رابطه صمیمانه بین پیامبر و دیگر دختران آن حضرت :
با رجوع به سیره نبی مکرم اسلام و دقت در آن ، در می‌یابیم که روایات بسیاری از رابطه بسیار صمیمانه نبی مکرم اسلام و دختر بزرگوارش صدیقه طاهره سلام الله علیها حکایت می‌کند ؛ تا جایی که هر زمانی پیامبر اسلام به سفر می‌رفت ، آخرین کسی که با او خداحافظی می‌کرد ، فاطمه زهرا بود و وقتی از سفر بر می‌گشت ، قبل از هر کاری به دیدار فاطمه می‌رفت و در خانه او را می‌زد . روایات فراوانی در کتاب‌های شیعه و سنی این رابطه بسیار صمیمانه را ثابت می‌کند ؛ از جمله بسیاری از علمای شیعه و سنی یکی از القاب آن حضرت را « ام أبیها » نقل کرده‌اند. ابن حجر عسقلانی در تهذیب و الإصابه ، ذهبی در سیر اعلام النبلاء و الکاشف خود و .. نوشته‌اند :فاطمه الزهراء ... کانت تکنى أم أبیها.(الإصابه ، ابن حجر ، ج 8 ، ص 262 ؛ سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 2 ، ص 118 ، 119 ؛ الکاشف فی معرفه من له روایه فی کتب السته ، الذهبی ، ج 2 ، ص 514 ؛ تهذیب الکمال ، المزی ،ج 35 ، ص 247 ؛ أسد الغابه، ابن الأثیر ؛ ج 5 ، ص 520 ؛ الاستیعاب ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 1899) .
اما هیچ روایتی؛ حتی یک روایت ضعیف نیز در کتاب‌های شیعه و سنی نقل نشده است که پیامبر اسلام حتی یکبار درِ خانه رقیه و ام کلثوم را زده باشد. چرا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این رابطه بسیار صمیمانه را با دیگر دختران خود نداشته‌ است؛ نه در مدینه و نه حتی در مکه؟ مگر نه این که به ادعای اهل سنت آن‌ها نیز یادگار خدیجه بودند؟
هر چند که فاطمه زهرا (سلام الله علیها)از هر نظر از تمامی زنان عالم متمایز بوده است؛ ولی اگر پیامبر دختری غیر از فاطمه داشت ، شایسته بود که این رابطه صمیمانه بین آن‌ها نیز وجود داشته باشد . آیا می شود پیامبر خدا بین فرزندان خود تبعیض قائل شود و بین آنها فرق بگذارد؟!
2. در قضیه مباهله که پیامبر تمام بستگان درجه یک خود را انتخاب کرد ، چرا دیگر دختران خود را نبرد و از بین «نساء» خود فقط فاطمه را انتخاب کرد ؟
3 . چرا هیچ کس از دیگر دختران پیامبر خواستگاری نکردند؟ قضیه دیگری که بطلان این قضیه را روشن می‌کند ، این است که در هیچ جایی از تاریخ ثبت نشده است که در مدینه ، احدی از مهاجرین و یا انصار به خواستگاری ام کلثوم رفته باشد؛ با این که برای خواستگاری از فاطمه زهرا و رسیدن به افتخار دامادی پیامبر، بر یکدیگر پیش دستی می‌کردند و هر کس دوست داشت این افتخار نصیب او شود. آیا ام کلثوم دختر پیامبر نبود یا اصلاً چنین دختری وجود خارجی نداشت؟
4. از دلایلی که دروغ بودن این قضیه را روشن می‌سازد، این است که بسیاری از علمای اهل سنت و از جمله ضیاء المقدسی گفته‌اند: ..قتاده گفته است: خدیجه برای نبی مکرم اسلام ، در عهد جاهلیت ، عبد مناف را به دنیا آورد و بعد از اسلام ، دو پسر و چهار دختر به نام های : قاسم ـ به خاطر او کنیه پیامبر را «ابوالقاسم » گذاشتند ، آن قدر زنده بود که می‌توانست راه برود بعد از آن فوت کرد ـ و عبد الله که خردسال فوت کرد ، و ام کلثوم ، زینب ، رقیه و فاطمه را به دنیا آورد . (البدء والتاریخ ، ج 5 ، ص 16 و ج 4 ، ص 139).
شهاب الدین قسطلانی(از علمای بزرگ اهل سنت) بعد از نقل سخن مقدسی می‌نویسد: گفته‌اند که خدیجه قبل از مبعث یک پسر برای او به دنیا آورد که به او عبد مناف می‌گفتند، غیر از عبد مناف بقیه فرزندان پیامبر بعد از مبعث متولد شده است. (المواهب اللدنیة ، ج 1 ، ص 196) .
و ابن عبدالبر (از علمای بزرگ اهل سنت )در الإستیعاب می‌نویسد: زبیر گفته: نخستین فرزند رسول خدا که به دنیا آمد، قاسم بود و او از همه بزرگتر بود، پس او زینب، و پس از وی عبدالله که به وی طیب و یا طاهر نیز می‌گفتند بعد از نبوت متولد شد، پس از آن ام کلثوم، سپس فاطمه و پس از وی رقیه به دنیا آمدند . (الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1818).
از طرف دیگر نوشته‌اند که رقیه ، کوچکترین دختر رسول خدا و حتی از حضرت زهرا سلام الله علیها نیز کوچکتر بوده است . چنانچه ابن کثیر دمشقی می‌نویسد: بزرگترین فرزند ، پیامبر صلی الله علیه وآله، قاسم ، و پس از آن ، زینب ، عبد الله ، ام کلثوم ، فاطمه و پس از آن رقیه بوده است .
با این تفصیل ، چگونه می‌توان این سخن اهل سنت را تصدیق کرد که رقیه با عثمان ازدواج کرده ، بعد با او به حبشه مهاجرت نموده و حتی در داخل کشتی فرزندی از او سقط شده است !!! . با این که می‌دانیم ، هجرت اول به حبشه در سال پنجم بعد از بعثت بوده است . یعنی باید رقیه در سن زیر 4 سالگی با عثمان ازدواج کرده و از او باردار هم باشد!!!
و همچنین بسیاری از علمای اهل سنت نوشته‌اند که ام کلثوم و رقیه قبل از این که با عثمان ازدواج کند در عقد پسران أبی لهب بوده‌اند!! و بعد از آن که سوره تبّت در حق أبی لهب نازل شد ، وی به فرزندانش دستور داد که دختران رسول خدا را طلاق بدهند . ابن أثیر در اسد الغابة می‌نویسد : رسول خدا ، دخترش رقیه را به عتبه پسر أبی لهب و ام کلثوم را به عتیبه پسر دیگر ابولهب داد ، وقتی سوره تبت نازل شد ، ابولهب و همسرش ام جمیل که همان «حمالة الحطب » باشد، به پسرانش دستور دادند که دختران محمد را طلاق دهند . پس آن‌ها را طلاق دادند ... (أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 5 - ص 456). در حالی که می‌دانیم، سوره تبت در زمانی نازل شده است که مسلمین در شعب أبی طالب در محاصره بودند، یعنی (همانطور که سیوطی از علمای بزرگ اهل سنت هم به آن اشاره می کند) محاصره در شعب أبی طالب در سال ششم بعثت و بعد از هجرت به حبشه بوده است!!. (الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 6 - ص 408)
مشاهده می کنید که چه تناقضات عجیبی بین اقوال بزرگان اهل سنت وجود دارد، از یک طرف می گویند عثمان قبل از سال پنجم بعثت با فرزندان پیامبر ازدواج کرده بود و با آنان به حبشه هم رفته بود و از طرف دیگر سن یکی از آنان را کمتر از چهارسال می دانند !! و باز از طرف دیگر می گویند تا سال هفتم بعثت و ماجرای شعب ابی طالب این دو فرزند در ازدواج فرزندان ابی لهب بوده اند و بعد به ازدواج عثمان در می آیند؟؟ ما کدام حرف این آقایان را باور کنیم؟ شما خود قضاوت کنید.
5. تنها کسی که پیامبر افتخار قرابت با او را ذکر کرده است حضرت علی بن ابی طالب (ع) است در این رابطه به این حدیث توجه کنید: ابن الدمشقی و محب الدین طبری(از علمای بزرگ اهل سنت) می‌نویسند: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمود : یا على خداى تعالى سه گونه موهبت به تو عنایت فرموده است که به من و هیچیک از مردم ، عنایت نفرموده است : 1. پدر زنى مانند من به تو ارزانى داشته است که به من عنایت نکرده است ؛ 2. همسر پاکیزه گوهر راستگو و راست رو به تو مرحمت داشته که به من عنایت نفرموده است ؛ 3 . حسن و حسینى از پشت تو به وجود آورده است که چنان دو فرزندى از پشت من بوجود نیاورده است ؛ آرى ! من از شمایم و شما از من مى باشد . (جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی (ع) - ابن الدمشقی - ج 1 - ص 209 و الریاض النضرة ج 2 ص 202) .
در این روایت پیامبر اسلام به صراحت می‌گوید که به احدی غیر از علی علیه السلام پدر زنی مثل من داده نشده است، معلوم می‌شود که پیامبر دختر دیگری نداشته است و گرنه چنین سخنی نمی‌فرمود. و همچنین به صراحت از حضرت علی(ع) تجلیل کرده است.
نتیجه:
روش شد که برخى از فرزندان پیامبر ازحضرت خدیجه، احتمالا فرزند واقعى پیامبر نبوده اند؛ بلکه فرزند خوانده آن حضرت بوده اند و عرب فرزند خوانده یا ربیبه را هم فرزند مى نامد. درباره زینب، رقیه و ام کلثوم، این احتمال داده شده است که این دختران، دختر خوانده هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بوده اند. به عنوان مثال، برخى مى گویند که رقیه و زینب، دختران هاله، خواهر خدیجه بودند و بعضى نیز مدعى اند که رقیه و زینب، متعلق به جحش بودند و فرزند خوانده پیامبر اسلام گردیدند. پس به هر حال عثمان با ربیبه های پیامبر ازدواج کرده بود نه با دختران پیامبر و لذا هیچ قرابتی با پیامبر نداشته و جزء اهل بیت پیامبر هم نخواهد بود.(برای آگاهی بیشتر در رابطه با این نظریه به این کتاب‌ها مراجعه بفرمایند: ازواج النبی و بناته ، تألیف الشیخ نجاح الطائی؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم نوشته سید جعفر مرتضی و...)
اما در ارتباط با عایشه باید به عرض برسانیم که نه عایشه و نه هیچ یکِ دیگر از زنان پیامبر جزء اهل بیت آن حضرت به شمار نمی آیند، برای روشن شدن موضوع توجه شما را به این نکات جلب می کنم:
در مقدمه باید گفت: در این باره ما روایات بسیار داریم که مراد و منظور از «اهل بیت» را مشخص کرده اند. در کتاب های معتبر اهل سنت و شیعه روایات متعددی وجود دارد که درباره ی این موضوع به صراحت بیان داشته اند که مراد «از اهل بیت» چه کسانی هستند.
در روایات اهل سنت در حدود چهل طریق یافت می شود که بر این نکته صحه گذارده اند و از کسانی چون ام سلمه، عایشه، ابن سعید حذری، ابن عباس و عبداللّه بن جعفر ـ که از روایات موثق و معتبرند ـ این روایات را نقل کرده اند.
در روایات شیعه هم از طریق ائمه‌ اطهار ـ علیهم السّلام ـ به بیش از سی طریق این روایات نقل شده است و در مجموع باید گفت جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی ماند که مراد و منظور از «اهل بیت»، رسول مکرم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ ، فاطمه‌ زهرا (س) و امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ و امام حسین ـ علیه السّلام ـ می باشند.
علامه طباطبایی می فرماید: در این باره آنچه که از اهل سنت نقل شده است بیش از آن است که از شیعه نقل شده است.( طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، چاپ جامعه‌ مدرسین قم، ج 16، ص 311)
دکتر تیجانی در کتاب «فسئلوا اهل الذکر» سی منبع از منابع معتبر اهل سنت را نقل می کند که نزول آیه ی تطهیر را درباره ی اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانند و در پایان اضافه می کند که علمایی از اهل سنت که این آیه را مربوط به اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانند، زیادند و ما به همین مقدار اکتفا می کنیم.( تیجانی، محمد، فسئلو اهل الذکر، ص 71)
تفسیر البرهان، ذیل این آیه‌ شریفه، 64 روایت نقل کرده است که 58 روایت آن مربوط به تعیین شأن نزول و مصداق «اهل بیت» می باشد و جالب این است که روایات نقل شده از طرق مختلف اهل سنت در این رابطه بیش از روایات رسیده از شیعه است و صاحب این تفسیر 30 روایت را به طرق مختلف اهل سنت نقل می کند و 28 روایت را به طرق شیعه. و مطلب دیگر که در این باره جلب توجه می کند این است که در برخی از این روایات، بعضی از اصحاب کساء خود برای اثبات حقانیت خویش به این آیه استدلال نموده و تمسک جسته اند، از این جمله است روایت شماره‌ 24 که امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ در قضیه‌ جانشینی عمر و در جلسه‌ شورای تعیین خلیفه برای اثبات حقانیت و فضیلت خویش به این آیه استدلال فرموده و خطاب به آنان می فرماید: آیا این آیه درباره کسی جز من و همسرم و فرزندانم نازل شده است؟ که آنان در جواب می گویند: خیر.( بحرانی، سید هاشم، البرهان، چاپ مؤسسه‌ اعلمی للمطبوعات بیروت، سال 1999 م، ج 6، ص 286 ـ 252)
در تفسیر الکاشف روایتی را در شأن نزول آیه‌ تطهیر از صحیح مسلم (القسم الثانی من الجزء الثانی) ص 116، چاپ 1348 هـ. نقل می کند و پس از نقل حدیث از صحیح مسلم می گوید: همین روایت با همین سند را ترمذی در صحیح خود و احمد بن حنبل در مسندش و دیگران از علمای اهل سنت نقل کرده اند.( مغنیه، محمد جواد، التفسیر الکاشف (چاپ دار العلم للملایین، بیروت)، 1990 م، ج 6، ص 217 ـ 216)
در کتاب های حدیث و تفسیر به چهار دسته روایت در این باره برخورد می کنیم:
1. روایاتی که برخی از همسران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده اند و مفاد آن این است که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنان را از شمول آیه‌ تطهیر خارج کرده است.( طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 559؛ و حسکانی، شواهد التنزیل، ج 2، ص 56)
2. روایاتی که مربوط به حدیث کساء است.( مسلم بن حجاج، صمیع، ج 4، ص 1883)
3. روایاتی که می گویند: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تا مدتی (شش ماه یا بیشتر) پس از نزول آیه‌ تطهیر به در خانه‌علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه (س) و فرزندانش می رفت و می فرمود: «الصلوه! یا اهل البیت! إنما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یُطهّرکم تطهیرا»( شواهد التنزیل، ج 2، از ص 11 تا ص 15 و ص 92 که به طرق مختلف نقل می کند)
4. روایاتی که از ابو سعید خدری رسیده است که می گوید: این آیه درباره رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و علی و فاطمه و حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است. «نزلت فی خمسه؛ فی رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله ـ و علیٌ و فاطمه و الحسن و الحسین ـ علیهم السّلام ـ »( همان، ج 2، از ص 24 تا ص 27)
در این بخش به روایتی از عایشه اشاره می کنیم که ضمن تصریح به این مطلب که مراد از اهل بیت، اهل بیت خاص پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستند، زنان پیامبر ـ از جمله عایشه ـ را از شمول آیه‌ تطهیر خارج می داند.
ثعلبی در تفسیرش می گوید: هنگامی که از عایشه درباره‌ جنگ جمل و دخالتش در آن جنگ ویران گر سؤال کردند (با تأسف) گفت: این یک تقدیر الهی بود! و هنگامی که درباره ی علی ـ علیه السّلام ـ سؤال کردند چنین گفت: «تسألنی عن أحبّ الناس کان الی رسول اللّه و زوج احبّ الناس کان الی رسول اللّه، لقد رأیت علیاً‌ و فاطمه و حسناً و حسیناً و جمعَ‌ رسول اللّه بثوب علیهم ثم قال: اللّهم هؤلاء اهل بیتی و حامتی فأذهب عنهم الرجس و طهّرکم تطهیر. قالت: فقلتُ یا رسول اللّه أنا من أهلک؟ فقال: تنخیّ فإنکِ إلی خیرٍ»( طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 559) یعنی از من درباره ی کسی سؤال می کنید که محبوب ترین مردم نزد پیامبر بود و همسر محبوب ترین مردم نزد رسول خدا بود. من با چشم خود دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین را که پیامبر آنها را در زیر پارچه ای جمع کرده و فرمود: خداوندا! اینان خاندان و اطرافیان من هستند، رجس و پلیدی را از آنها دور کن و از آلودگی ها پاکشان فرما! من گفتم: ای رسول خدا! آیا من نیز از آنها هستم؟ فرمود: تو فاصله بگیر! تو بر خیر و نیکی هستی (اما جزء این جمع نمی باشی)
در پایان به ذکر چند روایت به منظور تکمیل بحث و نیز تبرک و تیمن می پردازیم:
در تفسیر المیزان به نقل از «الدر المنثور» آورده است که طبرانی از ام سلمه نقل می کند که رسول‌خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فاطمه زهرا (س) فرمود: همسر و فرزندانت را خبر کن تا نزد من بیایند، پس از آمدن امیرالمؤمنین و حسنین ـ علیهم السّلام ـ ، رسول‌خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ پارچه ای را بر آنان انداخت و سپس دست خود را بر سر آنان قرار داد و فرمود: «اللّهم إن هؤلاء اهل محمد ـ و فی لفظٍ آل محمد ـ فأجعل صلواتک و برکاتک علی آل محمد کما جعلتها علی آل ابراهیم إنک حمید مجید» خداوندا! اینان خاندان محمد هستند ـ و در یک روایت به جای اهل، آل آمده است ـ بر آنها درود فرست همان گونه که بر خاندان ابراهیم درود فرستادی همانا تو ستوده و بزرگ مرتبه ای.
و نیز در کتاب غایه‌ المرام از عبداللّه بن احمد بن حنبل از پدرش به اسناد خود از ام سلمه نقل می کند که این آیه ـ آیه تطهیر ـ در خانه ی من نازل شد و در خانه هفت نفر بود؛ جبرئیل، میکائیل و علی و فاطمه و حسن و حسین و من هم که در نزدیک درب خانه بودم، خطاب به رسول‌خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ گفتم: آیا من هم جزء اهل بیت هستم؟ پیامبر فرمود: تو بر راه درست هدایت شده ای تو از زنان پیامبر هستی.
و نیز علامه طباطبایی نقل می کنند که در غایه‌ المرام، این حدیث از عبداللّه بن احمد بن حنبل به سه طریق از ام سلمه و نیز از تفسیر ثعلبی نقل شده است.( طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 16 (چاپ جامعه مدرسین قم)، ص 318 ـ 316)
و در تفسیر «الدر المنثور» به نقل از ابن مردویه که از ابی سعید خدری نقل کرده است، می گوید: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چهل صبحگاه به در خانه علی و فاطمه (س) می آمدند و می فرمود: «السلام علیکم اهل البیت و رحمه اللّه و برکاته. الصلاه. رحمکم اللّه إنما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیر أنا حرب لمن حاربتم أنا سلم لمن سالمتم.»( همان، ص 318)
و باز همین مطلب بالا را از طبرانی به نقل از ابی حمرا نقل می کند که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به مدت شش ماه این عمل را انجام داد.( همان، ص 319 ـ 318)در تفسیر مراغی از ابن عباس نقل می کند که پیامبر به مدت نه ماه هر روز پنج مرتبه این عمل را انجام داد.( مراغی، احمد مصطفی، تفسیر المراغی، (چاپ دار الفکر)، ج 8، ص 7)
به این ترتیب روشن شد که نه عثمان و نه عایشه و نه هیچ شخص دیگری جزء اهل بیت نمی باشند بلکه مراد از اهل بیت فقط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام می باشند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.