ادیان جدید ۱۳۸۹/۸/۴ - ۲۵۸۱ بازدید

ادیان جدید، جنبش هاى نوپدید دینى، ادیان بدیل یا ادیان دوران جدید همگى واژگانى هستند که از پدیده جدیدى در جهان معاصر خبر مى دهند و پژوهش هاى گوناگونى را در حوزه هاى مختلف علوم از جمله جامعه شناسى، دین شناسى، روان شناسى و جرم شناسى به خود اختصاص داده اند . مراکز و نهادهاى گوناگونى در بررسى این مساله شکل گرفته و شخصیت هاى معروف و پرتلاشى در این عرصه پژوهشى پاى نهاده اند .

«. . . و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید; در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست . . .» حجرات، ۱۲
ادیان جدید، جنبش هاى نوپدید دینى، ادیان بدیل یا ادیان دوران جدید همگى واژگانى هستند که از پدیده جدیدى در جهان معاصر خبر مى دهند و پژوهش هاى گوناگونى را در حوزه هاى مختلف علوم از جمله جامعه شناسى، دین شناسى، روان شناسى و جرم شناسى به خود اختصاص داده اند . مراکز و نهادهاى گوناگونى در بررسى این مساله شکل گرفته و شخصیت هاى معروف و پرتلاشى در این عرصه پژوهشى پاى نهاده اند .

«. . . و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید; در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست . . .» حجرات، ۱۲

ادیان جدید، جنبش هاى نوپدید دینى، ادیان بدیل یا ادیان دوران جدید همگى واژگانى هستند که از پدیده جدیدى در جهان معاصر خبر مى دهند و پژوهش هاى گوناگونى را در حوزه هاى مختلف علوم از جمله جامعه شناسى، دین شناسى، روان شناسى و جرم شناسى به خود اختصاص داده اند . مراکز و نهادهاى گوناگونى در بررسى این مساله شکل گرفته و شخصیت هاى معروف و پرتلاشى در این عرصه پژوهشى پاى نهاده اند . به لحاظ منابع و نوشته ها نیز کتابخانه ها و کتابفروشى ها از کتاب هاى مربوط به این پدیده پرشده اند و در حوزه اطلاع رسانى و ابزار مرتبط با آن مانند اینترنت، صرف نظر از سایت هایى که اختصاصا به این مهم پرداخته اند، در اغلب دپارتمان هاى دین پژوهى مستقل، یا مرتبط با دانشگاه هاى معتبر دنیا بخشى تحت همین عنوان ایجاد شده است که در آن، علاوه بر معرفى منابع تحقیق و محققان این حوزه به دل مشغولى هاى تحقیقى ارباب قلم در این حوزه پرداخته اند و براى تکمیل فرایند اطلاع رسانى خویش و نیز در دسترس قراردادن منابع و مآخذ، نشانى سایت هاى اختصاصى ادیان و جنبش هاى نوپدید را در خود جاى داده، به معرفى دیگر مراکزى که در این زمینه به پژوهش اشتغال دارند، پرداخته اند .

مطالب این حوزه نیز داراى تنوع بسیارى است . برخى را کسانى نگاشته اند که داراى نگاهى جانبدارانه به موجودیت این ادیان بودند و در لابلاى کلمات آنها نوعى دفاع مطلق دیده مى شود . برعکس، بخشى از مطالب از سوى مخالفان و گاه ارباب دین هاى سنتى بر ضد این حرکت ها نوشته شده اند که البته هر دو مجموعه در جاى خود حاوى نکات ارزشمندى هستند که در بررسى این موضوع باید از تمامى آنها سود جست، و در نهایت گروه سومى هستند که نگاهى پدیدار شناختى دارند و در کاوش هاى خویش در پى مبانى، اصول، خاستگاه و چرایى این پدیده هستند .

در این میان، برخى به طرح مباحث نظرى و کلیات مى پردازند و اصولا جنبه معرفت شناختى دارند و برخى در حوزه مطالعات موردى (۱) وارد شده اند . برخى به زندگى نامه تحلیلى بنیانگذاران جنبش هاى نوپدید پرداخته اند; و برخى دیگر با نگاهى جامعه شناختى به آسیب شناسى این پدیده و ره آورد و برآیند آن توجه کرده، تحلیلى جامعه شناختى و گاه روان شناسانه از زیرمجموعه این پدیده و افرادى که به آن ها مى پیوندند ارائه مى کنند . مقاله حاضر که ترکیبى از دو نوشتار به قلم دو تن از استادان و محققان این حوزه است، در عین اختصار، داراى مطالب و اطلاعات ارزشمندى است که مى تواند در به دست دادن نگاهى اجمالى و کلى به این پدیده براى خوانندگان مفید افتد .

شاید خوانندگان ارجمند ارائه تعریفى جامع و مانع از ادیان جدید را انتظار داشته باشند، اما نظر به نگاه هاى مختلف در تعریف ادیان جدید که عبارت اند از تعریف هاى الهیون، جامعه شناسان دین، تاریخ شناسان ادیان، روان شناسان دین و دین پژوهان در این نوشتار کوتاه به آنچه در لابلاى این دو مقاله ترجمه شده ذیل است اکتفا مى شود و اگر ابهامى در تعریف موضوع باشد در مقالات آتى که به تعریف ادیان جدید اختصاص خواهد داشت، زدوده خواهد شد .

درباره مقاله دکتر گاردون ملتون ذکر این نکته لازم است که سیر تاریخى مطالعه ادیان جدید یا جنبش هاى نوپدید دینى در این نوشتار به خوبى بیان شده است; به خصوص که نویسنده در این زمینه از شخصیت هاى اصلى به حساب مى آید و همین بر غنا و اعتماد به آنچه نوشته، مى افزاید . کتاب شناسى انتهاى مقاله براى تحقیقات و کسب اطلاعات بیشتر بسیار مفید خواهد بود .

بى تردید، در این ترجمه نارسایى هایى وجود دارد که از جمله باید به اسامى فارسى جنبش ها اشاره نمایم . امید مى رود در ادامه راه با کسب نظرها و پیشنهادهاى اساتید و خوانندگان ارجمند به نام هاى معیار و ثابتى دست یابیم . به هر حال، نوبودن موضوع و کاستى هاى موجود در برخى آثار ترجمه شده در این زمینه که در بعضى از کتاب هایى که به تمامى ادیان دنیا مى پردازند، ارائه شده اند، روند تحقیق در زمینه ادیان جدید را با دشوارى مواجه مى سازد که با امید به رفع ابهامات، برآیندى بهتر را پیش بینى مى کنیم .

فصل اول: درآمدى بر جنبش هاى نوپدید دینى/ الین بارکر (۲)

۱ . جنبش هاى نوپدید دینى چه هستند؟
، «ادیان بدیل » (۴) ، «مذاهب » (۵) یا «فرقه ها» (۶) همگى اصطلاحات و تعاریفى فنى در حوزه علوم اجتماعى هستند . در این نوشتار مقصود از اینها گروه هایى هستند که از زمان جنگ جهانى دوم در شکل کنونى شان ظاهر شدند و از آن جهت نیز دینى محسوب مى شوند که به برخى پرسش هاى غایى اى پاسخ مى دهند که ادیان اصیل در پى پاسخ گویى به آن ها هستند . پرسش هایى چون; آیا خدایى هست؟ هدف زندگى چیست؟ بعد از مرگ چه بر ما مى رود؟ این تعریف شامل ادیان «الحادى » و فلسفه هایى نظیر اشکال گوناگون بودیسم و بخشى از نهضت بالقوه بشرى (۷) است که به هوادارانش تعلیم مى دهد تا خدا را «در درون خویش » بجویند . اندیشمندان و محققان در پى آنند تا از اصطلاحات و اسامى خنثى و بى طرف درباره این گروه ها نظیر نهضت هاى نوپدید دینى، MRMS ، اقلیت ها یا ادیان بدیل استفاده کنند، ولى رسانه ها و افکار عمومى واژه «فرقه » را به کار مى برند که داراى اشاره هاى تلویحى مى باشد و اغلب از عقاید عجیب و غریب، اعمال شیطانى و اغوا کننده، کنترل ذهن و اجبار روانى و احتمالا سوء استفاده هاى جنسى و گرایشات مجرمانه حکایت دارد .

در این میان، معروف ترین جنبش هایى که اصطلاح «فرقه » را براى آن ها بسیار به کار مى برند و از رواج عمومى برخوردارند، جنبش هاى کلیساى اتحاد (۸) یا مون ها، (۹) جامعه بین المللى براى وجدان کریشنا (۱۰) یا هیر کریشنا (۱۱) ، علم شناسى (۱۲) ، جنبش راجنیش (۱۳) و خانواده (۱۴) (که زمانى تحت عنوان فرزندان خدا (۱۵) شناخته مى شد) مى باشند .

۲ . تنوع جنبش هاى نوپدید دینى
در طول تاریخ، تمام ادیان در دوره خودشان دینى جدید محسوب مى شدند; مسیحیت، اسلام، زرتشت و متدیسم همه روزگارى جدید بودند . از این رو تعجبى ندارد، اگر برخى خصوصیات و ویژگى هاى ادیان جدید و جنبش هاى نوپدید دینى از این ادیان نیز حکایت کنند . آنچه شاید درباره جنبش هاى نوپدید دینى دنیاى معاصر بیشتر مورد توجه است تنوع بى شمارى است که در میان آن ها وجود دارد . اغلب جریان هاى اولیه در غرب، نظیر بیدارباش هاى عظیم (۱۶) در امریکا یا مذاهبى مانند علم مسیحى، (۱۷) شهود و مورمون ها (۱۹) که در قرن نوزدهم ظهور کردند، در برخى زمینه ها با سنت یهودى - مسیحى اشتراکاتى دارند، اما جریان هاى کنونى علاوه بر این که شامل جنبش هایى است که ابعادى از مسیحیت، اسلام، هندوئیسم، بودیسم و شینتو را در خود دارد، ملغمه اى است از این ادیان به اضافه مجموعه اى متنوع از ایده ها و باورها که عبارت اند از روان شناسى ها، تخیلات علمى، بت پرستى جدید (۲۰) و شیطانیسم (۲۱) .

این تنوع نه تنها در سنت هایى است که این جنبش ها از درون آن ها سربرآورده اند، بلکه در اعمال، سازمان و تاثیراتى که مى توانند بر روى افراد و جامعه داشته باشند، نیز وجود دارد . رهبران ممکن است غنى یا فقیر بوده، از آن ها به مرشد، (۲۲) پیامبر، معلم، موعود، خداوند، آلهه و خدا یاد کنند . اعضاى این جنبش ها ممکن است پیر یا جوان، سفید یا سیاه و غنى یا فقیر باشند . بعضى در حومه شهرها، بعضى دیگر در خانه هاى جداافتاده از شهرها و عده اى در آپارتمان هاى داخل شهر زندگى مى کنند . آنان ممکن است در پى ارضاى خوش گذرانى هاى جنسى خویش و یا پى ریزى یک زندگى زاهدانه و ریاضت کشانه پرآوازه باشند . ممکن است شمار اعضاى این جنبش ها از صدها هزار نفر تا کمتر از تعداد انگشتان دست باشد و یا مانند کلیساى انگلیکن باشد که از کشیش ها، معتقدان دلباخته، عبادت کنندگان گاه گاهى، و اعضاى رسمى تشکیل شده است . بسیارى از این جنبش ها نیز داراى سطوح مختلفى از اعضا هستند که از فعال ترین عضوها تا بازدیدکنندگان هرازگاهى یا هواداران على طبقه بندى مى شوند . برخى از این جنبش ها حقیقتا یا بالقوه خطرناک و برخى دیگر کاملا بى خطرند . خلاصه این که، تقریبا تنها اصطلاح عامى که براى آن ها مى توان به کار برد، همین برچسب «جنبش هاى نوپدید دینى » (۲۳) یا در برخى مواقع، «فرقه » است .

۳ . ویژگى هاى مربوط به جنبش هاى نوپدید دینى
با این حال، برخى ویژگى ها که در یک جنبش پیدا مى شوند، علاوه بر جدیدبودن، دینى هم هستند; اولا: بنابر تعریفى که ارائه مى شود، اغلب اعضاى این جنبش ها نوگرویدگان نسل اول هستند که مانند تمام تازه گرویدگان بسیار پرشور، فعال، و حتى تعصبى تر از کسانى نشان مى دهند که در دینى متولد و پرورده شده اند . ثانیا: عضو گیرى آنها غیرمعمول و از میان کلیت جامعه مى باشد، مثلا جنبش هایى که حوالى دهه ۱۹۷۰ ظاهر شدند، به طرز نامتناسبى در میان بزرگ سالانى از طبقات متوسط که تا حدودى از تحصیلاتى بالاتر از حد متوسط برخوردار بودند، بروز کرده اند . اگر کسى براى اندک زمانى به کارکردهاى برخوردارى از یک گروه از جوانان بى تجربه پرشور که دلواپس مسؤولیت هایى چون پرداخت وام و یا تعلقاتى نظیر داشتن اولاد یا سرپرستى سالمندان نیستند، بیندیشد، از همان ابتدا و خیلى سریع مى تواند رفتارهاى چنین گروه هایى را حدس بزند . ثالثا: در میان این جنبش ها اغلب یک بنیان گذار یا رهبرى با اقتدار و فرهمند وجود دارد; به این معنى که او (که گاهى یک زن است) در قید و بند هیچ سنت و قانونى نیست و حتى هوادارانش براى او این حق را قائلند که درباره تمامى امور زندگى آن ها حکم صادر کند و این که با چه کسى ازدواج کنند؟ بچه داشته باشند یا خیر؟ چه کارى را پیشه خود سازند؟ چه نوع پوششى داشته باشند؟ چه غذایى بخورند؟ کجا زندگى کنند؟ و حتى شاید این که باید زندگى کنند یا خیر؟ رابعا، ادیان جدید در مقایسه با ادیان قدیمى تر سعى دارند که برداشت هاى دقیق ترى از حقیقت ارائه کنند که با نسل هاى دوره هاى گوناگون سازگار و منطبق باشند . خامسا: از امور رایج در میان این جنبش ها مرزبندى شدید میان «آن ها» و «ما» است که دومى به طور همگونى، خیر و خدایى، و اولى به همین میزان و ترتیب، بد و شاید شیطانى است . سادسا: در سطح کلان جامعه، اغلب (و نه همیشه) نوعى سوء ظن و یا دشمنى نسبت به آنچه این جنبش ها به عنوان بدیل و جانشین ارائه مى کنند، وجود دارد . (۲۴)

دگرگونى هاى جنبش هاى نوپدید دینى
به رغم غفلتى که اغلب صورت مى گیرد، به قدرکافى روشن است که ادیان جدید، در مقایسه با ادیان قدیمى بسیار سریع تر، دستخوش دگرگونى و تغییر مى شوند . صرفا به دلیل از دست رفتن یک امتیاز یا گذشت سال ها نسل دوم و نسل هاى بعدى به دنبال منابعى براى زمان و سرمایه مى گردند و «عقاید و اعمال » جنبش را زیر سؤال مى برند . بنیان گذاران خواهند مرد و ساختار حاکمیت ممکن است بسیار دیوان سالارانه و کلیشه اى گردد . باورها، به ویژه باورها و غیب گویى هاى مبتنى بر تجربه مانند فرارسیدن هزاره، چه بسا روزآمد یا دچار تفسیر مجدد یا تغییر گردند و مرزبندى هاى اعضا و دیگران کم رنگ شود . به سبب این دگرگونى ها و نیز از آن جهت که جنبش براى افراد بیرونى و غیرعضو بیشتر شناخته شده، در نتیجه ترس آن ها کمتر مى گردد، دشمنى ها رو به کاهش مى نهد .(اگرچه چنین موردى به هیچ روى مصداق نداشته است) .

ملحق شدن به یک جنبش نوپدید دینى
اغلب مى پرسند که چرا مردم به ادیان جدید مى پیوندند؟ چرا به عنوان نمونه، یک جوان تحصیل کرده که آینده اى روشن پیش روى خویش دارد، همه چیز را به کنارى مى نهد و رابطه اش را با خانواده بسیار مستحکم خود قطع مى کند تا در روز، هجده ساعت را براى پول دارشدن یک میلیونر توطئه گر! به فعالیت بپردازد، در حالى که خود در فقرى زندگى مى کند که هرگز با آن مانوس نبوده است و احتمالا با کسى ازدواج نماید که به زبان او سخن نمى گوید و تا قبل از انتخاب آن دختر از سوى رهبر جنبش براى او، هیچ گاه وى را ندیده است . یک پاسخ مناسب که معمولا آن فرد تازه گرویده و نیز خانواده و رفیقانش براى فرار از مسؤولیت، دارند ادعاى «شستشوى مغزى » (۲۵) یا کاربرد فنونى است که مقاومت ناپذیر و غیرقابل تغییر هستند . البته کاملا درست است که برخى جنبش ها مانند بیشتر گروه هاى تبلیغ انجیلى، که معتقدند باید دیگران را نسبت به واقعیت خودشان متقاعد سازند، فشارهاى قابل توجهى را در بر اعضاى بالقوه خویش وارد مى سازند; آنان ممکن است براى تشویق فرد بى گناه براى ملحق شدن به جنبش چه بسا او را زیر بمباران سخنان عاشقانه و محبت آمیز (که با هیمنه تمجید و ظاهرسازى همراه است) قرار دهند و او را منزوى، یا به انجام گناه متقاعد سازند و در این راه از به کارگیرى روش هاى گوناگون دیگر هم ابایى نداشته باشند، اما باید اذعان داشت که این روش ها:

الف . با روش هایى که اعضاى یک نهاد در مواقع دیگر در تلاش براى کنترل مردم به کار مى گیرند، هیچ تفاوتى ندارد .

ب . به اندازه اى که خود جنبش انتظار دارد یا مخالفان جنبش براى قبولاندن آن به ما ادعا مى کنند، مؤثر نیستند .

در اواخر دهه ۱۹۷۰ که اتهام شستشوى مغزى درباره مورمون ها در اوج خود بود، «احوالات » بیش از هزار نفر را تعقیب کردم . آنان چنان نسبت کلیساى اتحاد متقاعد شده بودند که در پى شرکت در یکى از کارگاه هاى منطقه اى در تعطیلات پایان هفته بودند که گمان مى رفت یک عملیات کنترل ذهن غیرقابل مقاومتى در آن اتفاق افتد . یافته هایم نشان دادند که نود درصد از شرکت کنندگان در آن کارگاه نه تنها قدرت تصمیم گیرى یافتند که عملا تصمیم گرفتند تا عضو این جنبش نشوند . علاوه بر این، از میان کسانى که به عضویت درآمدند، اکثریت بنا به خواست خود ظرف دو سال جنبش را ترک کردند . (۲۶) این سطح بالاى رویگردانى که از نظر برخى دیگر از اندیشمندان قضیه اى رایج در تمام گروه هایى است که به انجام کارهاى فشرده و افراطى براى جذب عضو جدید دست مى زنند، مورد انکار دو طیف است: خود گروه (به سبب این که نمى خواهد کسى از عدم موفقیت وعده هایى که گروه داده است، سر درآورد) و مخالفان این گروه ها که در آرزوى جاافتادن نظریه شست وشوى مغزى هستند; به ویژه وقتى که پاى پرداخت مبلغ زیادى پول در میان باشد و والدین تحت تاثیر حرف هایى نظیر این قرار گیرند که اگر به فرزندان تان عشق مى ورزید و مى خواهید آن ها را حفظ کنید و از ربوده شدن به دست گروه ها مصون دارید و آن ها را «منصرف » کنید یا از «سرپیچى هاى آن ها بکاهید» ، باید به این افراد بپردازید .

اگر توضیح شست وشوى مغزى یا کنترل ذهن در پرتو ارائه دلیل و شواهد، قانع کننده نیست، پس چه توضیحاتى را باید به جاى آن نشاند . جامعه شناسانى که به مطالعه درباره فرآیند عضویت یک فرد در یک گروه پرداخته ند به این نتیجه رسیده اند که تعامل میان فرد و گروه به ارزیابى ها و بررسى هاى بیشترى نیازمند است و با توجه به فاصله زیاد جنبش هاى مختلف و افراد گوناگون، توضیح و تفسیر واحد کفایت نمى کند . اکثریت بسیار بالایى از مردم به شدت از ملحق شدن به ادیان بدیل گریزان اند .(من خودم حدود پنجاه گروه را که درباره آن ها مطالعه کرده ام به طرز بارزى قابل مقاومت یافتم) ; برخى از مردم نیز به یک یا چند گروه مى پیوندند، در حالى که عده اى دیگر با درجات متفاوتى جذب آن ها مى شوند; تعدادى ممکن است ترغیب شوند که تقریبا به تمام گروه ها بپیوندند، اما به نظر مى رسد که این افراد خود را چندان نسبت به گروه، متعهد احساس نکرده، هر لحظه احتمال مى رود که از نظر خود برگردند و در یک مدت زمان بسیار کوتاهى چه بسا به سراغ گروهى دیگر بروند .

از این واقعیت که اعضاى جنبش هاى نوپدید دینى فاقد صلاحیت براى عضوگیرى یا حفظ تمامى کسانى هستند که وقت و انرژى خودشان را صرف آن ها مى کنند (از جمله برخى از فرزندان خودشان) این نکته مهم را باید دریافت که آنچه آنان ارائه مى کنند تنها «مشاغلى » براى برخى از مردم است . به عبارت دیگر، اگر در پى آن هستیم که بفهمیم چه چیزى در حال انجام است، نباید نگاهمان را به جاذبه هاى هدفدار جنبش محدود کنیم، بلکه باید به مردمى که به آن ها ملحق مى شوند نیز توجه نماییم . ممکن است آن افراد براى فرار از چیزى، احتمالا یک خانواده دوست داشتنى اما ناهمگام با زمان یا رفاقت نامطلوب یا زندگى غیرجالب و غیرمتعهدانه، به اینها ملحق شوند . آنان ممکن است به این باور رسیده باشند که ادیان سنتى، خسته کننده، ملال آور، ریاکار و فاقد احساس هستند و یا زندگى در یک جامعه بزرگ چیزى را به جز یک فرصت براى مهره اى ناچیز بودن در یک موش دوانى وسیع، غیر شخصى و مادى به ارمغان نمى آورد . برخى ممکن است «جویندگانى » باشند که جویا (یا آماده) ارتباطى نزدیک تر با خدا یا جهانى بهتر هستند .(احتمالا اینان چنان ترغیب شده اند که گویى مى توانند در برپایى ملکوت آسمان بر روى زمین نقشى را ایفا کنند) . شاید آنان مجذوب این عقیده شده اند که ما به یک اجتماع دوستانه متشکل از افراد هم فکر و داراى ارزش هاى مشترک تعلق داریم که در جامعه بزرگتر وجود ندارند . عده اى هم جذابیتى در این ادعا مشاهده کرده اند که مى توانند با پیدا کردن «خودهاى حقیقى » (۲۷) خویش به زندگى و روابط خودشان رونق بخشند .


خطرهاى ناشى از جنبش هاى نوپدید دینى
این جنبش ها جاذبه هاى گوناگونى را در میان جوانان و - امروزه - در میان نوجوانان از خود بروز داده اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند به وعده هایى که داده اند جامه عمل بپوشند و بر این اساس عضویت در یک دین جدید رو به افول مى نهد . قبل از پرداختن به این مساله، شاید کلمه اى در باب هشدار نسبت به آن ها سودبخش باشد . از اوایل دهه ۱۹۷۰ شاهد رشد جنبش «فرقه ستیز» (۲۸) هستیم که خود را وقف کنترل، محاصره یا دست کم هشدار به مردم در باره خطرهاى ناشى از جنبش هاى نوپدید دینى کرده است . گروه هاى ضد فرقه اى و اعضاى آن ها به نحو قابل توجهى با هم تفاوت دارند; گاهى والدینى هستند که به شدت دلواپس و نگران از دست دادن دلبندان خود در صورت عضویت آن ها در یکى از این جنبش ها هستند; گاهى اینان حرفه اى هایى هستند که براى دستیابى به منفعت مالى چهره اى بد و خطرناک از جنبش هاى نوپدید دینى ارائه مى کنند . (۲۹) جنبش ضد فرقه اى به خاطر نگاه خصومت آمیزش به ادیان جدید از درک جنبه هاى به هنجارین و مثبت این جنبش غافل و ناکام مى ماند و از این رو همیشه بر روى نکات بسیار منفى انگشت مى نهد که خوراک مناسبى براى مطبوعات و رسانه ها مى گردد; همانهایى که همیشه به دنبال کسب منافع از راه پرداختن به ماجراهاى احساس برانگیز یا غیرمعمول هستند و بسیارى از ما آن ها را بر گزارش پدیده هاى عادى جامعه ترجیح مى دهیم . در نتیجه، با شنیدن اعمال مجرمانه و ضداجتماعى درباره جنبش هاى نوپدید دینى، بلافاصله چنین فرض کنیم که اینها نمونه هاى بارزى هستند و در دیگر اعمال خلافى که از نظر جامعه پذیرفته نیستند، نیز احتمال انتساب آن ها به اعضاى این جنبش ها در مقایسه با افراد غیرعضو بیشتر است، اگرچه اعضاى این جنبش ها آن اعمال را مقبول نشمارند . گاه در مطبوعات با تیترى تحت عنوان «عضو فرقه خود را مى کشد» مواجه مى شویم، اما به رغم این واقعیت که شمار خودکشى در سطح عموم مردم مى تواند دو برابر تعدادى باشد که در فلان فرقه اتفاق مى افتد، هرگز نمى شنویم که کسى اعلام کند «یک انگلیکن خودکشى مى کند» !

بدون شک نمونه هایى از قتل یا ارتکاب خودکشى وجود داشته اند; رسانه ها به طور مدام نمونه هاى تراژیک و دردآورى را از جنبش جنستون، (۳۰) معبد خورشیدى، (۳۱) آیوم شینریکیو (۳۲) و دروازه بهشت (۳۳) یادآور مى شوند، اما باید توجه داشت که دامان اکثریت قریب به اتفاق جنبش هاى نوپدید دینى از این گونه اعمال زشت و وحشتناک پاک است و بسیارى از مرگ ها در قالب ادیان قدیمى و سنتى صورت گرفته است .

البته وقتى این جنبش ها ویژگى هایى را از خود بروز مى دهند، از قبیل، پافشارى بر این نکته که آنان افراد برگزیده هستند و حقیقت تنها نزد آنهاست، در این صورت اگر رهبر جنبش پاسخ گو نباشد و ساختار حاکمیتى شکل گیرد که تبعیت و فرمانبردارى بى چون و چرا را بطلبد و وابستگى مادى، معنوى و اجتماعى روزافزون را رواج دهد و یا (به ویژه) گروه را از بدنه جامعه (چه به لحاظ جغرافیایى، یا اجتماعى) جدا کند، اینها همه مى تواند علایم یک خطر بالقوه تلقى گردد . ناگفته نماند که هر جنبش مشکلات واقعى خاص خود را دارد; یکى ممکن است از اعضاى خود «پول » طلب کند و دیگرى از قدرت کار آن ها بهره کشى نماید; آن سه دیگر چه بسا از اعضایش انتظار داشته باشد که یک زندگى بدون همسر در پیش گیرند و آن دیگرى از آن ها بخواهد در خوش گذرانى جنسى غوطه ور شوند . برخى جنبش هاى نوپدید دینى ترس و احساس گناه را برمى انگیزانند و برخى دیگر هرگونه احساس مسؤولیت را مى زدایند . به ندرت، یک جنبش نوپدید دینى ممکن است اعضایش را به سمت یک زندگى پر از فریب، قساوت و جرم سوق دهد .

چالش جنبش هاى نوپدید دینى
کسانى که در قبال جوانان احساس مسؤولیت مى کنند، چگونه مى توانند خود را براى برخورد با این پدیده آماده سازند؟ نه غفلت و نه «داستان هاى بى رحمانه » ناشى از احساس سرریز کرده هیچ یک کمکى نمى کند . مؤثرترین آمادگى، آموختن و آموزاندن است، تا نه تنها مطمئن شویم که مردم از مشکلات بالقوه ناشى از برخى این جنبش ها آگاهى یافته ند; که هم چنین با جاذبه هاى این گروه ها نیز آشنا شده اند . آن جذابیت شاید چیزى فراتر از صرف سخن گفتن از مشکلات الهیاتى و یا اخلاقى در دنیاى عرفى کنونى نباشد; ممکن است سخن گفتن از فرصت و فراغتى براى ساخت جهان بهتر یا ارتقاى سطح روابط و بهبود بخشیدن به آن باشد . معلمان و کسانى که رهبرى جوانان و نوجوانان را بر عهده دارند، ممکن است به تشکیل و سازمان دهى مباحثات جمعى اى علاقه نشان دهند که برخى از مسایل و پرسش هایى که جنبش هاى نوپدید دینى مطرح ساخته اند، با دقت و وسواس بررسى شوند . بسیارى از مردم خواهان جهانى بهتر هستند، اما آیا خود را وقف خدمت گزارى به یک مراد و مرشد نمودن ضرورتا بهترین راه رسیدن به این هدف است؟ آیا ابزارى بدیل براى آنچه این جنبش ها براى ارتقاء، یا ایجاد روابط بهتر با دیگر همنوعان پیشنهاد مى کنند، وجود ندارد؟ در اینجا مباحثى، از جمله مساله نقش آفرین بودن، نیز مطرح است که مى تواند به آگاهى بیشتر به روش هایى منتهى شود که به واسطه آن ها چه بسا افرادى بى دلیل تحت تاثیر واقع مى شوند . تاثیرپذیرى از شور و التهاب هاى آرمان گرایانه هواداران نمونه اى از این دست است، اگرچه به اندازه مهارت هاى عجیب کنترل ذهن نمى باشد . (۳۴)

نویسنده: باقر طالبی دارابی
منبع: فصل‌نامه هفت آسمان شماره ۱۵

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.