ارتباط با اموات-احضار روح ۱۳۸۹/۲/۱۳ - ۲۷۲ بازدید

اگه بخواهیم با روح یک مرده که سابقا دانشمند هم بوده ارتباط برقرار کنیم، چکار کنیم؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید : الف در ابتدا باید دید آیا اصولا احضار ارواح صحّت دارد ؟
مدعیان احضار ارواح دو گروهند :
۱ آنهایى که داراى نفوس قوى هستند نظیر انبیاء ، اولیاء و عرفاى شامخین
۲ آنهایى که از حیث وجودى در حدّ مردم متعارفند که این گونه افراد بسیار زیاد بوده و خود اینها نیز دو دسته اند :
الف مدّعیان دروغین و شیّاد
ب مدّعیان واقعى
احضار روح در گروه اوّل در واقع احضار روح نیست بلکه ملاقات روح است یعنى این گونه افراد به خاطر قوّت وجودى و ارتباطى که با عالم ملکوت دارند مى توانند در حالتى معراج گونه به ملکوت عالم راه یابند و با ساکنان ملکوت که ارواح نیز جزء آنهایند دیدار کنند . بنابراین در این قسم ، روح پایین نمى آید بلکه خود شخص تماس گیرنده ، به عالم ارواح صعود مى کند . این گونه احضار ارواح از نظر فلسفى امکان پذیر بوده و از نظر شرعى نیز بدون اشکال است .
امّا در قسم دوم احتمالات زیادى مى تواند مطرح باشد . نوع دروغین احضار ارواح اگر بدون شواهد باشد کذب محض است امّا اگر همراه با شواهدى مثل تکان خوردن میز و نعلبکى و امثال آن باشد ، ممکن است نوعى تردستى و شعبده باشد . اکثر شاهدان این گونه احضار ارواح مى گویند ما هر چه دقّت کردیم تقلّبى مشاهده نکردیم . جواب این است که : اگر متوجّه مى شدید که تردستى و شعبده نبود . در سایر اقسام تردستى نیز ما هر چه دقّت مى کنیم از فوت و فن کار تردست و شعبده باز مطلع نمى شویم . تکان خوردن یک نعلبکى روى میز یا تکان خوردن پرده و پنجره که براى این گونه افراد چیزى نیست . وقتى دسته گل را کبوتر مى کنند یا سکّه را در درون جعبه اى مى گذارند و از جیب کسى دیگر بیرون مى آورند و . . . ، دیگر این گونه کارها عجیب نخواهد بود . بنده شخصاً و از فاصله ى کمتر از نیم مترى موردى را مشاهده کردم که شخصى قوطى کبریت را روى زمین بدون تماس دست یا چیز دیگرى حرکت مى داد . بنده بیش از نیم ساعت سعى کردم از فوت و فن کارش مطلع شوم ولى نتوانستم . این شخص خودش ادّعا مى کرد که کارش نوعى تردستى است و هیچ نیروى ویژه اى در کار نیست و با گرفتن پول کلانى فوت و فنّ کارش را به افراد یاد مى داد . پس به صرف این که ما با دقّت زیاد متوّجه فوت و فنّ آنها نمى شویم نمى توانیم حکم کنیم که آنها از راه ارواح این کارها را انجام مى دهند .
امّا اگر مدّعى احضار روح در گروه دوم ، مدعى واقعى باشد چند احتمال مطرح است .
۱ ممکن است برخى از شیاطین جنّ با چنین شخصى تماس بگیرند و خود را روح معرفى کنند و به او در ترویج خرافات کمک نمایند ، بدون این که خودشخص متوجّه حقیقت امر باشد . تجربه نیز نشان داده است که این گونه افراد عمدتاً در مقابل علماى دین موضع منفى دارند و افرادى هم که به اینها رجوع مى کنند به مشکلات روحى و روانى یا اخلاقى گرفتار مى شوند . از این رو در روایات از رجوع به این گونه افراد به شدّت نهى شده است .
خداوند متعال مى فرماید : « و ( یهود ) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مى‌خواندند پیروى کردند . سلیمان هرگز ( دست به سحر نیالود و ) کافر نشد ولى شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند . و ( نیز یهود ) از آنچه بر دو فرشته ى بابل « هاروت » و « ماروت » ، نازل شد پیروى کردند . ( آن دو ، راه سحر کردن را ، براى آشنایى با طرز ابطال آن ، به مردم یاد مى‌دادند . و ) به هیچ کس چیزى یاد نمى‌دادند ، مگر اینکه از پیش به او مى‌گفتند : « ما وسیله آزمایشیم کافر نشو ! ( و از این تعلیمات ، سوء استفاده نکن ! ) » ولى آنها از آن دو فرشته ، مطالبى را مى‌آموختند که بتوانند به وسیله آن ، میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند ولى هیچ گاه نمى‌توانند بدون اذن خداوند ، به انسانى زیان برسانند . آنها قسمتهایى را فرامى‌گرفتند که به آنان زیان مى‌رسانید و نفعى نمى‌داد . و مسلماً مى‌دانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد ، در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت . و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند ، اگر مى‌دانستند . » ( البقره : ۱۰۲ )
۲ احتمال دیگر این است که این گونه افراد ممکن است داراى قدرت خاصّ روحى باشند که بتوانند اشیاء را بدون تماس جا به جا کنند و حتّى ممکن است خودشان نیز از وجود این نیرو غافل باشند . اینها چون باور دارند که روحى خواهد آمد و نعلبکى یا پرده یا چیز دیگرى را تکان خواهد داد آن نیروى روحى به کار مى افتد و اشیاء را تکان مى دهد . این نیرو کما بیش در همه ى انسان ها وجود دارد لذا اگر شخص شرکت کننده در این جلسات در ضمن چنین نمایش هایى به یقین برسد ممکن است روح خودش هم به صورت ناخودآگاه اشیاء را حرکت دهد . درفلسفه چنین فاعلى را « فاعل بالعنایه » گویند مانند کسى که به خاطر ترس از ارتفاع ، یقین به سقوط پیدا مى کند و بلافاصله سقوط مى کند .
۳ در برخى افراد این باور به قدرى قوى مى شود که شخص حتّى مى تواند شبح هایى را هم مشاهده کند . این شبح ها در واقع ساخته ى قوّه خیال خود او هستند ولى به قدرى واقعى به نظر مى رسند که شخص گمان مى کند که واقعیت خارجى دارند همان گونه که انسان در حال خواب در آنچه که مى بیند شک نمى کند . اطلاعاتى هم که این گونه افراد از زبان روح مى دهند ممکن است از راه تله پاتى ناخودآگاه به دست آید . یعنى شخص مدّعى احضار ارواح این اطلاعات را از ذهن خود یا از ذهن حاضران در جلسه به روش تله پاتى مى گیرد و تحویل خود آنها مى دهد . قدرت تلقین را نباید دست کم گرفت تلقین به قدرى بر روان انسان تأثیر مى گذارد که یک هیبنوتیزور با آن شخصى را وادار به خوابیدن مى کند . امروزه با تلقین مى توانند امراض صعب العلاجى مثل سرطان را هم درمان کنند .
در برخى از امراض روانى ، فرد بیمار ، شخصى را درکنار خود مى بیند و با او صحبت مى کند در حالى که کسى در کنار او نیست حتى برخى از این بیماران مدّعى اند که فرشته یا امام را مشاهده مى کنند . لذا این گونه ادعاها را نباید جدّى گرفت مگر این که شخص مدّعى ، داراى سلامت کامل روانى باشد و از نظر تدیّن کاملاً بر اساس دین عمل کند و مثل اکثر مدّعیان احضار ارواح دکان باز نکند و تشخیص این امور با علماى تراز اوّل دین است نه مردم کوچه و بازار .
۴ این احتمال هم وجود دارد که این گونه افراد با ارواح محتضر در ارتباط باشند . برخى از انسان هایى که به شدّت وابسته به دنیا هستند بعد از مرگ نمى توانند وارد مراتب متوسط یا بالاى برزخ شوند چون روحشان از تجرّد کافى برخوردار نیست اینها در مراتب پایین برزخ مى مانند و بیشتر گرایش به سمت دنیا دارند ولى قادر به تصرّف در دنیا نیستند . این ها ممکن است با افرادى که قوّه تخیّل قوى دارند یا در اثر تمرین و ممارست در زمینه هایى مثل هیبنوتیزم و تله پاتى و امثال آن قابلیت خاصّى را به دست آورده اند ، تماس برقرار کنند و از طریق آنها با دنیا مرتبط شوند . ولى از آنجا که این گونه ارواح ، ارواح پستى هستند ، ارتباط با آنها نیز شرّ آفرین خواهد بود . اگر این گونه مدّعیان احضار ارواح مدّعى ارتباط با ارواح پاکى مثل ارواح علما و انبیاء و امثال آنها شدند کذب محض است چون این ارواح پاک چنان مشغول عالم بالا هستند که کمتر به عالم طبیعت نظر مى کنند به طورى که گاه حتّى نفوس پاک هم از احضار ارواح این پاکان عاجز مى شوند . یکى از عرفاى حاضر فرمودند : که من روح ابن سینا را خواستم ملاقات کنم به جاى او باباطاهر تشریف آورد و گفت : ابن سینا در حلقه ى داوودى مشغول ذکر است و توجّهى به اهل دنیا ندارد . امّا این مدّعیان با میز و نعلبکى ، روزانه چندین بار ابن سینا را احضار مى کنند و صدها سؤال بى ارزش مى پرسند . پس روشن است که دروغ مى گویند .
خلاصه ى کلام این که با وجود این همه احتمالات نمى توان به این گونه افراد و این گونه روش ها اطمینان کرد . چه بسا داخل شدن در این امور پیامدهاى وخیم اجتماعى ، روانى ، دینى و اخلاقى در پى داشته باشد و انسان یک زمان به خود آید و ببیند که عمرى گرفتار دست شیاطین انس و جنّ بوده است و از صدها کار مفید و کمال آور بازمانده است و چه بسا ممکن است هیچ گاه به خود نیاید و غرق در کهانت و شعبده و امثال آن از دنیا برود و روز قیامت در جمع کافران محشور شود . چرا که در روایات اهل بیت ( ع ) این گونه کارها در ردیف کفر شمرده شده است و چه بسیار انسان ها که با اعتیاد به این قبیل امور در معجزه و وحى تردید کرده اند و معجزه و وحى را هم از سنخ کارهاى خودشان شمرده اند . بنده با چشم خود دیدم کسى را که اهل این قبیل کارها بود و ادّعاى دریافت وحى مى کرد . اگر تاریخ ادیان دروغین مثل بابیت و بهائیت و مانویت را مطالعه فرمایید مشاهده مى کنید که بنیان گذاران آنها قبل از ادّعاى نبوّت و ادّعاى خدایى مشغول این قبیل کارها بوده اند .
کتابهاى مربوط به علوم غریبه نیز که معمولاً به بزرگان شیعه نسبت داده مى شوند قابل اعتماد نیستند . این گونه علوم را باید پیش اساتید مسلّم آن تعلیم دید چون یادگیرى ناقص آنها باعث اختلالات روحى ، روانى مى شود و کم نیستند کسانى که از طریق این کتابها دچار اختلالات روانى شده اند .
ب نظر شریعت اسلام در باب احضار ارواح چیست ؟
احضار ارواح به معناى نخست آن ، همان ملاقات با ارواح در عالم ملکوت باشد ، منع شرعى ندارد لکن چنین کارى تنها از اولیاى الهى ساخته است . لذا احضار ارواح به این معنى از محلّ بحث بیرون مى باشد . امّا احضار ارواح به معانى دیگر آن طبق غالب فتاوا امرى است حرام و بلکه طبق روایات ، در ردیف کفر مى باشد . چون در همه ى اقسام آن ، شخص به نوعى بازیچه شیاطین شده است .
بنا بر نظر مقام معظم رهبرى احضار ارواح و ملایکه و جن بر حسب موارد و وسایل و اغراض احکام مختلفى دارد از نظر برخى مراجع مانند مرحوم امام خمینى ره این کار حکم سحر را دارد و به طور کلى حرام است شما باید مر جع خود را مشخص کنید تا نظر ایشان برایتان ارسال شود و یا خودتان به رساله او رجوع کنید یا از دفترشان سوال نمایید ( تحریر الوسیله امام ره ج ۲ ص ۳۵۲ م ۱۶ و استفتاات رهبرى س ۱۲۳۲ )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.