ارث ۱۳۹۷/۰۸/۱۶ - ۴۵۷ بازدید

علت تفاوت سهم الارث دختر وپسر

قبل از پاسخ در اینجا چند نکته را به اختصار یادآور مى شویم:الف) در نظام حقوقى اسلام بیش از هر مکتب دیگرى تساوى حقوق زن و مرد رعایت گردیده است. در آغاز باید فرق بین تساوى(Equality) و تشابه(Similarity) را به خوبى دریافت. بى توجهى به این مسأله موجب خلط و مغالطه بسیارى مى شود. تشابه به معناى همانندى و همشکلى روبناهاى حقوقى است. این همان جریانى است که فمینیسم(Feminism) غربى در دام آن گرفتار آمد و پنداشت که تبعیض زدایى در روابط زن و مرد در گرو وضع حقوق کاملاً مشابه است. در حالى که این رویکرد نه سودى براى مرد در پى داشت و نه براى زن؛ بلکه روند انهدام بنیان خانواده را سرعت بخشید و برآیندهاى ناگوارى براى جامعه بشرى در پى آورد.تساوى به معناى برابرى است، نه یکنواختى. در تساوى شرایط گوناگون، تفاوت هاى طبیعى، وظایف و جوانب مختلف ملاحظه مى شود و چه بسا احکام نامشابهى وضع مى گردد، بدون آن که بر کسى ستمى روا شود. ولى در تشابه همه این امور نادیده انگاشته شده و فقط به یکنواختى روبناهاى حقوقى بسنده مى شود. بنابراین باید توجه داشت که هرگونه عدم تشابه قواعد حقوقى به منزله نفى تساوى نیست و هر نوع تشابه و یکنواختى به منزله رعایت تساوى نمى باشد.ب ) تفاوتهاى حقوقى به معناى تفاوت در ارزش ها و کمالات انسانى نیست و اسلام بر برابرى زن و مرد در کرامت هاى انسانى تأکید فراوان دارد.در این راستا نکات ذیل حایز اهمیت است:۱) در نظام تکلیف و برنامه تکامل انسانى، هیچ تفاوتى بین زن و مرد وجود ندارد و تساوى کامل برقرار است. براى دریافت بهتر این موضوع، کافى است این آیه را به دقت بخوانیم: «ومن یعمل من الصالحات ... ؛ هر که از زن و مرد مؤمن کارى شایسته کند به بهشت وارد مى شود و ذره اى به او ستم نمى شود»، (النساء ، آیه ۱۲۴) و «ان المسلمین والمسلمات ... ؛ خداوند کلیه زنان و مردان مسلمان... براى همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است»، (الاحزاب ، آیه ۳۵). هم چنین آیات فراوان دیگر مانند: آل عمران، آیه ۱۹۵ - النحل ، آیه ۹۷ - غافر ، آیه ۴۰ - حجرات ، آیه ۱۳ و ... ۲) اما در مسائل حقوقى، اگر مقصود از تساوى نظام عدل است، نظام حقوقى اصیل اسلام عین عدل مى باشد. لازم است، به این نکته تأکید شود که مساوات همواره عدل نیست؛ بلکه گاهى مساوات ضد عدل است؛ مثلاً اگر یک کارگر ساده و یک متخصص عالى رتبه هر دو به مقدار مساوى مزد دریافت کنند، تساوى بین آنها برقرار شده ولى عدالت برقرار نشده است. لذا این قضیه که: «مساوات همواره عدالت است» گزینه اى ناموجّه مى نماید. اگر از این دریچه به نظام حقوقى اسلام نظر شود، درخواهیم یافت نظام حقوقى اسلام نظامى عادلانه است؛ مثلاً در مورد ارث، ارث مردان در مواردى دوبرابر حق ارث زنان است که البته تساوى برقرار نشده، ولى عدالت برقرار است؛ زیرا مردان موظف به پرداخت نفقه اند و هم چنین به طور عام در زمینه هاى فعّال اقتصادى و مشاغل سخت اشتغال دارند. روشن است که اختصاص سهم بیشترى از میراث به جهت مسؤولیت افزون ترى است که نظام حقوقى اسلام براى آنان در نظر گرفته است.مسأله ارث از مسائل اقتصادى احکام خانواده در اسلام است، به عبارت دیگر جزئى از یک کل است و براى قضاوت پیرامون چنین احکامى باید مجموعه نظام خانوادگى در اسلام و احکام آن را در نظر گرفته و با یافتن پیوند و ربط منطقى بین آنها به نتیجه گیرى پرداخت. بنابراین اگر گفته مى شود علت نصف بودن ارث یا دیه زن آن است که مرد نان آور خانواده است، در واقع نظر به نظام حقوقى و خانوادگى اسلام است که اساساً مسؤولیت تأمین معاش و به دوش کشیدن بار اقتصادى خانواده را بر عهده مرد نهاده است. افزون بر مسأله فوق به این نکته نیز باید توجه داشت که به طور معمول آنچه مرد به دست آورد، چه از راه ارث و یا راه هاى دیگر به خاطر مسؤولیت اقتصادى که در خانواده دارد، عنداللزوم باید آنها را در جهت تأمین نیاز خانواده صرف نماید؛ در حالى که زن چنین وظیفه اى ندارد و هر چه به دست آورد، مال خود اوست و حتى اگر شوهر توان تأمین نیازهاى او را ندارد، بر زن واجب نیست از دارایى خود استفاده کند. در احکام خانواده در اسلام افزون بر میراث و تأمین مایجتاج اقتصادى، حقوق دیگرى مانند مهریه براى زن قرار داده شده است که در واقع کسر کردن از دارایى مرد و افزودن بر دارایى زن مى باشد. از طرف دیگر کسى که ازدواج نکرده و یا بیوه باشد، باز در احکام اقتصادى خانواده، تأمین نیازهاى او بر عهده پدر یا جدش مى باشد و حتى در برخى از موارد بر عهده دولت اسلامى است. مسأله ارث و دیه زن در نظام حقوقى اسلام جزئى از کل است و نگاه به آن به صورت گسسته و بى ارتباط با دیگر اجزاى این مجموعه راهزن اندیشه و موجب برداشت هاى ناصواب مى شود، بنابراین نمى توان این احکام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه قرار داد. اصل برخورداری زن از ارث از مسلمات قوانین اسلام است و اسلام در زمانی این اصل را اعلام نمودکه نه تنها در محیط عرب جاهلی , بلکه حتی در جوامع متمدن آن روزگار نیز نه تنها زنان از ارث محروم بودند, بلکه خودشان شی ئ و مال محسوب شده و به عنوان بخشی از میراث , به وراث منتقل می شدند. در اصل بهره مندی از ارث , اسلام , زنان را همچون مردان قرار داده و حتی در مقام تعیین سهام ارث سهم او را پایه قرار داده و فرموده است »للذکر مثل حظ الانثیین « و با بیان این قاعده غالبی - و نه عمومی - سهم مرد را دوبرابر سهم زن به عنوان سهم پایه قرار داده است نه آن که سهم زن را نصف سهم مرد اعلام کند این اختلاف در سهم علی رغم آن اشتراک در اصل خود پرسش برانگیز است . توجه به نکات ذیل روشنگر فلسفه این اختلاف و پاسخ به پرسش های مربوطه است . اولاا: این اختلاف در تسهیم و تخصیص , هرگز جنبه ارزشی نداشته و دوبرابر بودن سهم الارث مرد نسبت به زن هرگز به معنای ارزش مضاعف مردان نیست .ثانیا: مبنای این تقسیم و تسهیم , لزوم رعایت تناسب و تعادل حقوق هر کس با وظایف او است . توجه به این نکته توهم ظالمانه و تبعیض آمیز بودن این تسهیم را از بین می برد. اگر مسائله ارث به عنوان بخشی از حقوق خانواده در کنار سایر اجزای این نظام حقوقی قرار گیرد و مجموعه نظام حقوق خانواده به عنوان جزئی از نظام حقوقی اسلام مورد مطالعه و دقت واقع شود و حقوق و تکالیف مختلف زنان و مردان در صحنه خانواده و اجتماع به خصوص از بعد اقتصادی با هم مقایسه شود به خوبی روشن می شود که در این تسهیم نه تنها به زن ظلم نشده است , بلکه عملاا او بهره بیشتری از مرد خواهد داشت , زن از مزیت اقتصادی مهریه و نفقه برخوردار است و هیچ تکلیفی جز تمکین ندارد, اما مرد افزون بر آن که ملزم به پرداخت مهریه و نفقه زن است , ملزم به تائمین سایر مخارج زندگی نیز بوده و حتی در صورت درخواست زن موظف به پرداخت اجرت شیردهی حضانت , انجام کارهای خانه و امثال آن نیز هست . همچنان که در برخی موارد, پرداخت دیه مقتول منحصرا بر عهده مرد قرار می گیرد و دوبرابر بودن سهم الارث مرد, یکی از راه هایی است که او بهتر بتواندبه انجام وظایف مادی و اقتصادی اش اقدام کند. ثالثا: هر چند ظاهر این تسهیم , برخورداری مضاعف مرد از ارث و مزایای اقتصادی است ولی واقعیت چنین نیست , زیرا اگر چه نتیجه این تقسیم آن است که در مرحله »تملک « مرد دو برابر بیش از زن مالک می شود ولی در مرحله »مصرف و اختصاص « تقریبا زن بیش از مرد بهره می برد زیرا زن سهم و دارایی خود را برای خود نگه می دارد و هیچ الزامی برای خرج کردن آن ندارد. اما سهم مرد عملاا و غالبا در جریان انفاق و تائمین هزینه به خانواده اش که به طور تقریبی نیمی از آن را زنان تشکیل می دهند باز می گردد.رابعا: این که غالبا و نوعا مرد بیش از زن می تواند از سرمایه خویش در گردش اقتصادی جامعه استفاده کند و به این وسیله از رکود اقتصادی جامعه پیش گیری می شود. خامسا: دو برابر بودن سهم مرد از ارث یک قاعده عمومی نیست زیرا نه تنها در برخی از موارد زنان برابر مردان ارث می برند - مثلاا پدر و مادر میت , در صورتی که میت فرزند داشته باشد ۱۶ ارث می برند - بلکه گاهی با تفاوت زیاد بیش از مردان از ارث بهره مند می شوند - مثلاا اگر ورثه میت فقط پدر و یک دختر باشد در این جا مرد (پدر) ۱۶ و زن (دختر) ۵۶ ارث می برد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.