ارزش علوم دینی و معارف الهی ۱۳۹۷/۱۲/۱۷ - ۱۱۹ بازدید

سلام.تلاش درتحصیل در رشته ای هچون معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات (رشته ای دردانشگاه امام صادق ع)ج زو جهاد علمی مورد نظر امام خامنه ای میباشد؟

دوست گرامی. منظور از علم حقیقی و حقیقت علم، از نظر ادیان الهی، آگاهی به ماورای طبیعت و حقایق ماورای طبیعی است. این چنین علمی بهترین وسیله برای قرب به حق و سعادت و کمال انسانیت است البته علمی که با خشیت و حلم و بردباری و عمل قرین گردد. این علم است که غذای روح است. روح هر چه بیشتر از این غذا بهره مند شود، هم بیشتر لذت می برد و خشنود می شود و هم قوی و بزرگتر می گردد. چنانکه بدن نیز غذای مخصوص خود را دارد، با این تفاوت که بدن از غذاهای لذیذ خود کم کم خسته می شود، اما روح از غذاهای لذیذ خود نه تنها هرگز خسته نمی شود بلکه حریص تر می گردد. امتیاز بنی آدم به علم و معرفت است. هر قدر علم و معرفت انسان به علوم ماورای طبیعی بیشتر شود، به همان اندازه از عالم حیوانیت دورتر می شود و هر قدر جهل انسان بیشتر باشد به همان اندازه با حیوانات هم سنخ تر می گردد. بر همین اساس اسلام برای علم و معرفت دینی و عقلی و عرفانی بی نهایت ارزش و اعتبار قائل شده است و از آن به حکمت یاد کرده است و برای کسب و تحصیل آن بسیار تشویق و تحریض نموده است. و مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً- به هر کسی حکمت داده شود، به یقین خیری فراوان داده شده است.( س بقره ، آیه ۲۶۹ ) تعریف علم که کشف حقیقت است شامل همه حقایق طبیعی و مادی و ماورای طبیعی می شود، اما شناخت حقایق ماورای طبیعی مانند حقیقت خدا، حقیقت روح انسان، حقیقت مرگ و عالم آخرت، حقیقت شیطان و ملائکه و عالم ملکوت و حقیقت ادیان، حکمت است و روح انسان را زنده و بیدار می کند. علوم تجربی و حسی و عقلی و شهودی همه علم هستند با این تفاوت که حقایق طبیعی تنها با حس و تجربه بدست می آیند و حقایق ماورای طبیعی با عقل و شهود. کاربرد حواس پنجگانه انسان عالم طبیعت و شناخت قوانین حاکم بر ماده است و به انسان در بهبود زندگی طبیعی و پیشرفت حیات مادی کمک می کند، اما کاربرد عقل و شهود مربوط به عوالم مجرد و روحانی و درک حقایق کلان و بنیادین هستی می باشد. خدا، دین، وحی، روح و معاد، اموری نیستند که قابل مشاهده حسی و تجربی باشد. درک ظهورات معنوی و عقلانی خدای متعال قوای ادراکی مناسب خود را می طلبد. البته انسان آمیزه ای از بدن مادی و روح مجرد است و اینگونه نیست که بعد مجرد و مادی انسان کاملا تفکیک شده باشند و روابطی با هم نداشته باشند، بلکه کاملا با هم مربوط هستند و به هم کمک می کنند و روی هم تاثیر فراوان می گذارند. روی این حساب ما برای زندگی کردن به همه علوم طبیعی و معنوی نیاز داریم و تمامی علوم برای ما نافع هستند و نمی توانیم ارزش علوم را نادیده بگیریم. از نبی خاتم (ص) روایت است که فرمود: العلم علمان: علم الادیان و علم الابدان. این روایت حتی اگر در مقام حصر مطلق نیز نباشد، باز هم از دو دسته علم با تأیید و ترغیب یاد می‌کند: علم ابدان و علم ادیان. یکی به جنبه‌ی جسمانی انسان می‌پردازد و دیگری به بعد روحانی و معنوی او توجه دارد. در روایت دیگری علم به چهار رشته تقسیم شده است: ۱- علم فقه برای دین ۲- علم طب، برای امراض بدن ۳- علم نحو، برای مصونیت زبان از خطا ۴- علم نجوم برای شناخت زمان.
قال علی علیه السلام: الْعُلُومُ أَرْبَعَهٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَهِ الْأَزْمَانِ؛ (بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۸) البته تناقضی در کلام علی (ع) نسبت به روایت پیامبر اکرم (ص) نیست، زیرا علم فقه تعبیر دیگری از همان علم دین است؛ با این تفاوت که در تعبیر به علم فقه از دانشجو خواسته شده تا در دین به شکل تفقه و ژرف نگری وارد شود و تنها به مطالعات سطحی بسنده نکند. توجه به علم نحو برای مدیریت زبان از خطا و همچنین توجه به علم نجوم و نقش ستارگان و گردش آن در مدارها و افلاک در زمان ها و تاثیرات آن در کلیت زندگی بشر نیز، زیر مجموعه علوم مربوط به زندگی طبیعی است و تناقضی با روایت اول ندارد. [اشرف و افضل علوم، علم دین و معرفة الله است] علم به اصول دین و توحید و معارف الهیّه موجب حیات نفس آدمى است، و علم به واجبات و مستحبّات اعمّ از عبادات و معاملات و ایقاعات و احکام و سیاسات موجب عمل صحیح براى وصول انسان به معارف حقّۀ حقیقیّه است؛ و این است که براى هر بشرى ضرورى است. و امّا سائر اصناف علوم را نباید علوم به شمار آورد، آنها فنونى هستند که در روایت به آنها فضل، یعنى زیادى گفته شده است؛ نه فضیلت که خود نیز بهره‌اى از کمال را دربردارد. این علمى است که در قرآن کریم، آن را غایت خلقت هفت آسمان و هفت زمین، و تنزّل امر خداوندى در میان آنها دانسته است: اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً.۱«خداست آنکه هفت آسمان را و از زمین به تعداد آنها آفرید، و امر او در میان آسمانها و زمین‌ها پیوسته در حال نزول است؛ تا شما بدانید: حقّا و تحقیقا خدا بر هر چیزى تواناست، و علم او بر هر چیزى احاطه دارد.» و این است همان علم نافعى که أمیر المؤمنین علیه السّلام در خطبۀ همّام آن را از زمرۀ صفات متّقیان بر مى‌شمرد: و وقفوا أسماعهم على العلم النّافع لهم.۱ بنا بر آنچه گفته شد این نتیجه بدست آمد که: اشرف علوم، علم انسان‌سازى است و علم انسان سازی جز علم دین و معرف الهی نیست. و قد اتّفق العلماء أنّ شرف کلّ علم بشرف المعلوم. و کلّ علم یکون معلومه أشرف المعلومات یکون ذلک العلم أشرف العلوم.
فأشرف العلوم العلم الإلهىّ لأنّه معلومه و هو الله أشرف الموجودات.۲
۱) - «نهج البلاغة»، خطبۀ ۱۹۱؛ و از طبع مصر با تعلیقۀ محمّد عبده، ج ۱، ص ۳۹۶
۲) - «همگى علماء بر این مسئله اتّفاق دارند که: شرافت هر علمى منوط به شرافت معلوم آنست. بنابراین، هر علمى که معلومش اشرف معلومات باشد، خودش اشرف علوم خواهد بود. لهذا اشرف علوم، علم إلهى است، زیرا معلوم آن خداست؛ و آن معلومى که ذات اقدس اوست اشرف موجودات است.»

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.