نسخه آزمایشی

ارزیابی اهداف انقلاب ۱۳۹۱/۱/۱۵ - ۱۵۲ بازدید

آیا انقلاب در حرکت تکاملی خود به همه اهداف خود رسیده است؟
برای‌ درک‌ عمیق‌ و علمی‌ اهمیت‌ این‌ آثار و نتایج‌، باید شرایط و فضای‌ داخلی‌ و بین‌المللی‌ زمان‌ رخداد انقلاب‌ را ترسیم‌کرد و آن‌ را بازشناخت‌. گرچه‌ در این‌ مجال‌ نمی‌توان‌ به‌ تفصیل‌ به‌ تبیین‌ این‌ شرایط پرداخت‌، ولی‌ باید اشاره‌ کرد که‌ انقلاب‌اسلامی‌ ما، درخشش‌ نور معنویت‌، عدالت‌، آزادی‌، استقلال‌ و بازگشت‌ به‌ اسلام‌ بود که‌ در حاکمیت‌ مطلق‌ ماده‌گرائی‌ وحاکمیت‌ سرمایه‌داری‌ غربی‌ و سوسیالیسم‌ شرقی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. در حالی‌ که‌ استبداد وابسته‌ و فاسد داخلی‌ و نظام‌ دوقطبی‌بین‌المللی‌، مجال‌ هیچ‌ حرکت‌ مردمی‌ اصیل‌ و آزادیخواهانه‌ را باقی‌ نگذاشته‌ بود، معجزه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. لذابرای‌ بررسی‌ و ارزیابی‌ علمی‌ آثار انقلاب‌ باید به‌ مقایسه‌ پیامدهای‌ انقلاب‌ با شرایط پیش‌ از آن‌ پرداخت‌ تا ارزش‌ و اهمیت‌گام‌های‌ طی‌ شده‌، روشن‌ شود.
اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌: حداقلی‌ یا حداکثری‌؟ هیچ‌کس‌ انکار نمی‌کند که‌ بنا بر تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ یک‌ انقلاب‌ کاملا موفق‌ بوده‌ است‌، زیرادر تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، هر شورش‌ مردمی‌ که‌ به‌ تحول‌ در ساخت‌ قدرت‌ بیانجامد، انقلاب‌ خوانده‌ می‌شود. و روشن‌است‌ که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در سال‌ ۵۷، رژیم‌ شاهنشاهی‌ و خاندان‌ پهلوی‌ را ساقط کرد و نظام‌ سیاسی‌ نوینی‌ برپا نمود.بخصوص‌ که‌ در نظام‌ نوین‌، هیچ‌ اثر و رد پایی‌ از نخبگان‌ سیاسی‌ حاکم‌ در رژیم‌ سابق‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد و این‌ دگرگونی‌ وفروپاشی‌ بنحو کاملی‌ انجام‌ گرفت‌. ساختارها و نهادهای‌ امنیتی‌، نظامی‌ و سیاسی‌ رژیم‌ سابق‌، یا کلا از بین‌ رفت‌ و یادستخوش‌ تحول‌ و بازسازی‌ اساسی‌ قرار گرفت‌. بنابراین‌ در چارچوب‌ تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، دستاورد انقلاب‌ کاملامنطبق‌ با خواسته‌ و هدف‌ آن‌ بوده‌ است‌. اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اندیشه‌پردازان‌ و رهبران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، هرگز به‌ این‌ حداقل‌، قانع‌ نبودند و در تبیین‌ اهداف‌و آرمان‌های‌ انقلاب‌ بسیار فراتر از آن‌ می‌اندیشیدند و توده‌ مردم‌ نیز به‌ امید اهداف‌ و آرمان‌هایی‌ فراتر از سقوط رژیم‌ پهلوی‌گام‌ در میدان‌ انقلاب‌ نهادند. می‌توان‌ گفت‌ که‌ انقلاب‌ اسلامی‌، در چارچوب‌ تعریف‌ حداکثری‌ از انقلاب‌، شکل‌ گرفت‌ که‌براساس‌ آن‌، انقلاب‌ عبارتست‌ از: یک‌ حرکت‌ مردمی‌ در جهت‌ تغییر سریع‌ و بنیانی‌ در ارزش‌ها و باورهای‌ مسلط، نهادهای‌سیاسی‌، ساختارهای‌ اجتماعی‌، رهبری‌، روش‌ها و فعالیت‌های‌ حکومتی‌ یک‌ جامعه‌ توأم‌ با خشونت‌ داخلی‌.
اهداف‌ اساسی‌ انقلاب‌ اسلامی‌: انقلاب‌ اسلامی‌ سال‌ ۱۳۵۷ نیز نه‌ تنها برای‌ ساقط کردن‌ و فروپاشی‌ رژیم‌ پهلوی‌، که‌ بمنظور استقرار نظام‌ سیاسی‌ اسلام‌ وبنا نهادن‌ ساختارهای‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ نوین‌ در چارچوب‌ ارزش‌ها و احکام‌ اسلامی‌ شکل‌ گرفت‌. بنابراین‌ برای‌ارزیابی‌ میزان‌ انطباق‌ دستاوردها و نتایج‌ با اهداف‌ و آرمان‌ها، باید از این‌ دیدگاه‌ به‌ مسئله‌ پرداخت‌. اسلامی‌ بودن‌ انقلاب‌ سال‌ ۵۷ ایران‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌: آرمان‌ها و اهداف‌ نهائی‌ این‌ انقلاب‌، تحقق‌ اهداف‌ و آرمان‌های‌اسلام‌ است‌. اسلام‌ به‌ عنوان‌ یک‌ دین‌ جامع‌ و کارآمد، همه‌ عرصه‌های‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ را، متناسب‌ با اهداف‌ عالی‌خلقت‌ او، که‌ رسیدن‌ به‌ مرتبه‌ خلافت‌ الهی‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌ مطلق‌ است‌ مد نظر قرار داده‌ است‌. اصول‌ کلی‌ ساختارهاو ارزش‌های‌ حاکم‌ بر زندگی‌ را، تبیین‌ کرده‌ است‌. همین‌ دیدگاه‌ درباره‌ اسلام‌ بود که‌ مبنای‌ نظری‌ و اعتقادی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ راشکل‌ می‌داد.
اگر بخواهیم‌ اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را فهرست‌ کنیم‌، باید فهرستی‌ از اهداف‌ و آرمان‌های‌ اجتماعی‌ اسلام‌ رادر عرصه‌های‌ سیاسی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ ارائه‌ دهیم‌. عناوین‌ برجسته‌ و اساسی‌ این‌ فهرست‌ عبارت‌ است‌ از: ـ استقرار عدالت‌ به‌ معنی‌ گسترده‌ و عمیق‌ آن‌ در عرصه‌های‌ اقتصادی‌، سیاسی‌، قضایی‌، و ... ـ پرورش‌ عقلی‌ و فکری‌ افراد جامعه‌ و رشد علمی‌ در همه‌ ابعاد مورد نیاز. ـ تربیت‌ و رشد معنوی‌ و ریشه‌دار شدن‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و انسانی‌ در افراد جامعه‌. ـ آبادانی‌ و پیشرفت‌ اقتصادی‌ برای‌ تأمین‌ رفاه‌ عمومی‌ و ریشه‌کن‌ شدن‌ فقر و محرومیت‌. ـ احیاء و اجرای‌ حدود و مقررات‌ الهی‌ برای‌ زمینه‌سازی‌ حیات‌ معنوی‌ و فضای‌ مناسب‌ تعالی‌ انسان‌. ـ گسترش‌ اندیشه‌ توحیدی‌ و الهی‌ در سطح‌ جهان‌ بمنظور آشنایی‌ جهانیان‌ با اندیشه‌ها و ارزش‌های‌ متعالی‌ اسلام‌. ـ و بالاخره‌، فراهم‌ آوردن‌ زمینه‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ سعادت‌ دنیوی‌ و اخروی‌ افراد جامعه‌. همین‌ اهداف‌ و آرمان‌ها است‌ که‌ به‌ عنوان‌ وظایف‌ اساسی‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ در قانون‌ اساسی‌، بیان‌شده‌ است‌. شرایط لازم‌ برای‌ تحقق‌ اهداف‌ انقلاب‌: قطعا تحقق‌ این‌ اهداف‌ کلان‌ و بلند، مستلزم‌ تمهیدات‌ و مقدماتی‌ است‌ که‌ عدم‌ توجه‌ بدان‌، موجب‌ بروز انتظارات‌ وتوقعات‌ دور از دسترس‌ و غیرواقع‌بینانه‌ می‌گردد. آنچه‌ برای‌ تحقق‌ این‌ اهداف‌ کلان‌ ضروری‌ است‌، عبارت‌ است‌ از: ۱) چارچوب‌ نظری‌ روشن‌ و شفاف‌ در مورد نگرش‌ اسلامی‌ به‌ ابعاد و جنبه‌های‌ مختلف‌ جامعه‌ و ارزش‌ها و روش‌های‌لازم‌الاتباع‌ در جامعه‌ اسلامی‌ است‌. ۲) طراحی‌ و تدوین‌ نظام‌های‌ قابل‌ اجرا در عرصه‌های‌ تربیتی‌، فرهنگی‌، اقتصادی‌، قضائی‌، سیاسی‌، و ... متناسب‌ بااقتضائات‌ و نیازهای‌ عینی‌ و محدودیت‌ها و امکانات‌ جامعه‌ است‌. ۳) ایجاد ساختار کلان‌ مطلوب‌ و قوانین‌، قواعد و روش‌های‌ متناسب‌ با آن‌. ۴) تربیت‌ نیروی‌ انسانی‌ کارآمد و کارساز برای‌ اجرا و تحقق‌ این‌ اهداف‌. پس‌ از تمهید و آماده‌سازی‌ این‌ مقدمات‌، نوبت‌ به‌ تدوین‌ برنامه‌های‌ عملیاتی‌ و اجرائی‌ مناسب‌ می‌رسد که‌ فعالیت‌هماهنگ‌ و متوازن‌ مجموعه‌ نیروها و بخش‌های‌ دست‌اندرکار امور جامعه‌ را برای‌ اجرای‌ آن‌ برنامه‌ها می‌طلبد. بدیهی‌ است‌ طی‌ شدن‌ این‌ فرآیند، به‌ سادگی‌ و بدون‌ چالش‌های‌ نظری‌ و عملی‌ و بکارگیری‌ شیوه‌ آزمون‌ و خطا، میسرنخواهد بود و تازه‌ این‌ در صورتی‌ است‌ که‌ جامعه‌ در شرایط متعادل‌ و طبیعی‌ قرار داشته‌ و موانع‌ بیرونی‌ و درونی‌ مخالف‌ ومتضاد با این‌ فرایند، بر سر راه‌ نباشد. اما این‌ فرآیند از کجا می‌تواند آغاز شود؟ آیا در زمان‌ استقرار نظام‌ شاهنشاهی‌ و باوجود سلطه‌ بیگانه‌ بر کشور و حاکمیت‌ استبدادی‌ وابسته‌ و فاسد رژیم‌ پهلوی‌ اساسا چنین‌ فرآیندی‌ قابل‌ طرح‌ است‌؟ آیانخبگان‌ و علماء و روشنفکران‌ متعهد و دلسوز فرصت‌ و اجازه‌ پیدا می‌کنند که‌ این‌ فرآیند را ارائه‌ کنند؟ چه‌ رسد به‌ اینکه‌بخواهند بطور جدی‌ و عملی‌، مقدمات‌ اجرای‌ آن‌ را فراهم‌ سازند در شرایط سال‌های‌ قبل‌ از ۵۷ جامعه‌ ما، بزرگ‌ترین‌ وریشه‌دارترین‌ مانعی‌ که‌ بر سر راه‌ آغاز این‌ فرآیند قرار داشت‌، رژیم‌ پهلوی‌ و چارچوب‌ سلطنت‌ استبدادی‌ بود، که‌ فروپاشی‌ وسقوط آن‌، شرط لازم‌ ـ و البته‌ نه‌ تنها شرط کافی‌ ـ برای‌ آغاز این‌ فرآیند شمرده‌ می‌شد. بنابراین‌ اولین‌ گام‌ انقلاب‌ سال‌ ۵۷، که‌بگونه‌ای‌ اعجازآمیز و در اوج‌ ناباوری‌ دوست‌ و دشمن‌ به‌ ثمر نشست‌، برداشتن‌ بزرگ‌ترین‌ مانع‌ از سر راه‌ فرآیند تحقق‌ آرمان‌اساسی‌ انقلاب‌ بود. اولین‌ دستاورد مهم‌ انقلاب‌: اگر خواسته‌ها و وعده‌های‌ اساسی‌ انقلابیون‌ و رهبران‌ فکری‌ و سیاسی‌ انقلاب‌ را در دو دسته‌ کلی‌ وعده‌های‌ آنی‌، عاجل‌ وزودآمد و وعده‌های‌ آتی‌، آجل‌ و دیرآمد تقسیم‌ کنیم‌، می‌بینیم‌ که‌ اولین‌ خواسته‌ عاجل‌ توده‌ مردم‌ انقلابی‌ کاملا و به‌ سرعت‌تحقق‌ پیدا کرد که‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ بود. نگاهی‌ به‌ خاطرات‌ سردمداران‌ رژیم‌ پهلوی‌ و عناصر بیگانه‌ حامی‌ آنان‌ و همچنین‌مروری‌ بر دیدگاه‌های‌ شخصیت‌های‌ برجسته‌ انقلاب‌ بویژه‌ رهبر فقید و بنیانگذار انقلاب‌ اسلامی‌، نشان‌ می‌دهد که‌ سقوطرژیم‌ پهلوی‌ تا چه‌ اندازه‌ برای‌همه‌ مهم‌، اعجاب‌انگیز و غیرمنتظره‌ بوده‌ است‌. البته‌ از دیدگاه‌ ما، این‌ گام‌، تنها «رفع‌ مانع‌» شمرده‌ می‌شود و گام‌ نخست‌، ولی‌ این‌ دیدگاه‌، به‌ هیچ‌وجه‌ از اهمیت‌ و ارزش‌ آن‌نمی‌کاهد. فروپاشی‌ رژیمی‌ که‌ بر مبنای‌ ریشه‌های‌ چند صد ساله‌، بلکه‌ ۲۵۰۰ ساله‌ اندیشه‌ و فرهنگ‌ سیاسی‌ شاه‌مدارانه‌شکل‌ گرفته‌ و با بیش‌ از نیم‌ قرن‌ سابقه‌ حکومت‌ و تکیه‌ بر حمایت‌ها و هدایت‌های‌ فکری‌ و مادی‌ بلوک‌ غرب‌، پایه‌های‌ خودرا مستحکم‌ ساخته‌ بود و به‌ ظاهر، هیچ‌ بحران‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ و یا نظامی‌ آن‌ را تهدید نمی‌کرد، امر ساده‌ای‌ نیست‌. همین‌ واقعیت‌ است‌ که‌ همه‌ تحلیلگران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در سال‌ ۵۷ را به‌ شگفتی‌ افکنده‌ که‌ در اظهارات‌ و نوشته‌های‌آنان‌ به‌ صراحت‌ و روشنی‌ دیده‌ می‌شود. ما از هر زاویه‌ای‌ که‌ رویدادهای‌ پس‌ از سال‌ ۵۷ را تحلیل‌ کنیم‌ و حتی‌ در صورتی‌ که‌ جهت‌گیری‌ها و روند امور را ـ پس‌ ازپیروزی‌ ۲۲ بهمن‌ سال‌ ۵۷ ـ انحرافی‌ و غلط بدانیم‌، باز هم‌ چیزی‌ از اهمیت‌ و ارزش‌ این‌ دستاورد کم‌ نمی‌شود و نفس‌ سقوطرژیم‌ پهلوی‌، هدف‌ عاجل‌ و زودآمدی‌ بود که‌ تحقق‌ آن‌ را به‌ هیچ‌وجه‌ نمی‌توان‌ انکار کرد. البته‌ گذشت‌ زمان‌، ممکن‌ است‌توجه‌ بالفعل‌ و برجستگی‌ موضوع‌ را در ذهنیت‌ عمومی‌ جامعه‌ کاهش‌ دهد، ولی‌ در بررسی‌ علمی‌ و واقع‌بینانه‌ موضوع‌، ازاهمیت‌ آن‌ و نقش‌ حقیقی‌ این‌ رخداد، چیزی‌ کم‌ نمی‌کند. آیا گذشت‌ بیش‌ از دو قرن‌ از انقلاب‌ ۱۷۸۹ فرانسه‌، می‌تواند اهمیت‌و نقش‌ شگرف‌ آن‌ را در تحولات‌ بعدی‌ اروپا و جهان‌، کاهش‌ دهد؟ به‌ فرض‌ که‌ در ذهنیت‌ عمومی‌ جهانیان‌ این‌ رویدادبرجستگی‌ خود را از دست‌ داده‌ باشد. برای‌ درک‌ اهمیت‌ این‌ رویداد ـ یعنی‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ در سال‌ ۵۷ ـ کافی‌ است‌ که‌ مروری‌ بر تحولات‌ اجتماعی‌کشورمان‌ از یکصد سال‌ قبل‌ از آن‌ داشته‌ باشیم‌: نهضت‌ مبارزه‌ با امتیاز تنباکو، نهضت‌ مشروطیت‌، مبارزات‌ منطقه‌ای‌ و محلی‌با سلطه‌ نوین‌ استعمار انگلیس‌ برای‌ احیاء دستاوردهای‌ مشروطیت‌، نهضت‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ و مبارزات‌ سال‌های‌ ۳۹تا ۴۲، تلاش‌ها و مجاهدت‌های‌ گسترده‌ و طاقت‌فرسائی‌ بود که‌ از حدود سال‌های‌ ۱۲۶۰ ـ حدود صد سال‌ قبل‌ از پیروزی‌انقلاب‌ ۵۷ ـ برای‌ محدود کردن‌ سلطه‌ استبدادی‌ و استعماری‌ حاکم‌ بر کشور ما جریان‌ داشته‌ و هیچکدام‌ هم‌ نتوانست‌ضربه‌ای‌ اساسی‌ و کاری‌ بر آن‌ وارد سازد. در حقیقت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ سال‌ ۵۷ شجره‌ خبیثه‌ای‌ را که‌ مبارزات‌ پیگیر و نفس‌گیرملت‌ ما برای‌ مقابله‌ با شاخه‌ها و میوه‌های‌ تلخ‌ آن‌ سامان‌ یافته‌ بود، از ریشه‌ برکند و رشته‌های‌ وابستگی‌ و ذلتی‌ را که‌ به‌ دست‌ وپای‌ ملت‌ ما تنیده‌ و تا اعماق‌ حیات‌ اجتماعی‌ آن‌ نفوذ کرده‌ بود، از هم‌ گسست‌. یادآوری‌ و تأکید مجدد بر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ ـ با همه‌ اهمیت‌ و نقش‌آفرینی‌ ـ تنها به‌ عنوان‌ «رفع‌مانع‌» از سر راه‌ فرآیندی‌ تلقی‌ می‌شود که‌ مراحل‌ پیش‌گفته‌ را برای‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ آرمان‌ غایی‌ و بلند انقلاب‌، ممکن‌می‌سازد.
اما برای‌ توفیق‌ این‌ فرآیند، چه‌ دستاوردی‌ تاکنون‌ داشته‌ایم‌؟ دومین‌ دستاورد اساسی‌ و بنیادی‌: استقرار نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و تدوین‌ مبنای‌ حقوقی‌ و قانونی‌ حرکت‌ ملت‌ ایران‌ ـ یعنی‌ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ایران‌ ـ گام‌ مهم‌ دیگری‌ بوده‌ است‌ که‌ مسیر حرکت‌ نظام‌ را تعریف‌ کرده‌ و در دو دهه‌ پس‌ از نخستین‌ پیروزی‌، چارچوب‌ رفتاراجتماعی‌ جامعه‌ ما را تنظیم‌ کرده‌ است‌. تجربه‌ فراهم‌ آمده‌ از تعاملات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دوران‌ پس‌ از انقلاب‌، برای‌ ملتی‌ که‌تازه‌ می‌خواهد خود زمام‌ خویش‌ را در دست‌ داشته‌ باشد و با افت‌ و خیز و آزمون‌ و خطا پس‌ از دوران‌های‌ طولانی‌ تحمل‌نظام‌های‌ فاسد، استبدادی‌ و وابسته‌، روی‌ پای‌ خود بایستد و سرنوشت‌ خود را رقم‌ بزند، دستاورد ارزشمندی‌ است‌ که‌ نبایدآن‌ را ناچیز شمرد. قبلا اشاره‌ شد که‌ طی‌ فرآیند رسیدن‌ به‌ آرمان‌ اساسی‌ و نهایی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، کاری‌ ساده‌ و سهل‌ نیست‌.تعمیق‌ و تثبیت‌ پایه‌های‌ اعتقادی‌ به‌ نظام‌ بینشی‌ اسلام‌، طراحی‌ و تدوین‌ نظام‌های‌ کارآمد در عرصه‌های‌ مختلف‌، ایجاد واصلاح‌ ساختار کلان‌ مطلوب‌، پرورش‌ و رشد نیروی‌ انسانی‌ کارآمد و تدوین‌ برنامه‌های‌ عملیاتی‌ متناسب‌ با نیازهای‌ جامعه‌ وهماهنگی‌ و توازن‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ برای‌ طی‌ این‌ فرآیند، هدفی‌ ارزشمند و دیریاب‌ است‌. تحقق‌ عینی‌ این‌ اهداف‌ کلان‌، بیش‌ از همه‌ به‌ رشد فرهنگی‌ و فکری‌ جامعه‌ و علم‌ و تجربه‌ مدیریتی‌ در سطوح‌ گوناگون‌اداره‌کننده‌ جامعه‌ و به‌ همدلی‌، اخلاص‌، یقین‌، و خودباوری‌ فردی‌ و جمعی‌ نیاز دارد که‌ هر اندازه‌ این‌ زمینه‌ها فراهم‌ شود، درروند آن‌ فرآیند، سرعت‌ و پیشرفت‌ بیشتری‌ ملاحظه‌ خواهد شد. سایر دستاوردها: علاوه‌ بر این‌ دو دستاورد مهم‌ و بنیادین‌، انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ پیامدها و نتایج‌ مبارک‌ دیگری‌ هم‌ داشته‌ است‌ که‌ هر کدام‌بنوبه‌ خود، از اهمیت‌ بسیاری‌ برخوردار است‌. این‌ پیامدها عبارت‌ است‌ از: ـ ایجاد امید و نشاط در ملت‌های‌ ستمدیده‌ و بخصوص‌ مسلمانان‌ مستضعف‌ و در بند رژیم‌های‌ وابسته‌ و استبدادی‌، برای‌حرکت‌ و تلاش‌ و مجاهدت‌ در راه‌ مبارزه‌ با ستمگران‌ و مستکبران‌. ـ تغییر و چرخش‌ اساسی‌ در جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ کشور در راستای‌استقرار عدالت‌ و تأمین‌ منافع‌ مردم‌ و بخصوص‌ محرومان‌ و نیازمندان‌. ـ تأمین‌ استقلال‌ سیاسی‌ در سیاست‌ و روابط خارجی‌ و اعمال‌ حق‌ حاکمیت‌ ملی‌ و قطع‌ طمع‌ استعمارگران‌ و از بین‌ بردن‌نقاط اساسی‌ نفوذ و تأثیرگذاری‌ آنان‌ بخصوص‌ در دستگاه‌ها و مراکز مهم‌ تصمیم‌گیری‌ و اجرا. ـ مبارزه‌ با انحطاط و ابتذال‌ فرهنگی‌ و زمینه‌سازی‌ برای‌ رشد استعدادها و ظرفیت‌های‌ هنری‌ و فرهنگی‌ اصیل‌ و ریشه‌دارایرانی‌ ـ اسلامی‌ و احیاء هویت‌ ملی‌ مردم‌ ما. ـ به‌ فعلیت‌ رساندن‌ بنیه‌ و اقتدار ملت‌ ایران‌ و بسیج‌ آن‌ در جهت‌ دفاع‌ از میهن‌ اسلامی‌ و حیثیت‌ ملی‌، که‌ در دوران‌ ۸ ساله‌دفاع‌ مقدس‌ برجستگی‌ و نقش‌ خود را نشان‌ داد. ـ آغاز خودباوری‌ علمی‌ و ورود به‌ مرحله‌ >تولید دانش‌< به‌ جای‌ مصرف‌کنندگی‌ محض‌ و تلاش‌ برای‌ جهش‌ علمی‌ درعرصه‌های‌ مختلف‌. ـ ارائه‌ خدمات‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ به‌ مناطق‌ و اقشار محروم‌ و فراموش‌ شده‌ جامعه‌ و کاهش‌ جمعیت‌ زیر خط فقر وارتقای‌ سطح‌ زندگی‌ و رفاه‌ عمومی‌ جامعه‌، علی‌رغم‌ مشکلات‌ و نارسایی‌های‌ مادی‌ و مدیریتی‌ که‌ بطور طبیعی‌ بر اثر تغییرنظام‌ سیاسی‌ رخ‌ می‌دهد. ـ ایجاد یک‌ جبهه‌ قدرتمند در مبارزه‌ با یکه‌تازی‌های‌ استکبار جهانی‌ به‌ عنوان‌ پشتوانه‌ معنوی‌ و مادی‌ ملت‌های‌ آزادیخواه‌و مبارز. و بالاخره‌ طرح‌ ادعای‌ پی‌ریزی‌ تمدن‌ نوین‌ مبتنی‌ بر ارزش‌ها و آموزه‌های‌ اسلامی‌ با ارائه‌ دیدگاه‌ها و راه‌کارهای‌ جدید وجذاب‌ برای‌ همه‌ جهانیان‌، که‌ نمود سیاسی‌ آن‌، نظام‌ مردم‌سالار دینی‌ در قالب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ که‌ در طول‌ ۲۳ سال‌گذشته‌ با تعمیق‌ و ریشه‌داری‌ خود، کارآیی‌ و کارآمدی‌ خود را در بوته‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌.
البته‌ همانگونه‌ که‌ در آغاز اشاره‌ شد، اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ هرگز به‌ این‌ دستاوردها و نتایج‌ محدود نبوده‌ است‌ وبنابراین‌ برای‌ تحقق‌ همه‌جانبه‌ آرمان‌های‌ انقلاب‌، تلاش‌ و مجاهدت‌ و تدبیر فزاینده‌ و مستمری‌ لازم‌ است‌. قطع پیشرفت‌ بیشتر جامعه‌ ما در جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ انقلاب‌ که‌ همان‌ اهداف‌ و آرمان‌های‌ اسلام‌ است‌ ـ مستلزم‌ فراهم‌کردن‌ هر چه‌ بیشتر شرایط آن‌ می‌باشد. حرکتی‌ که‌ جامعه‌ ما تا امروز داشته‌ است‌، حاصل‌ و برآیند واقعی‌ مجموعه‌ قوت‌ها وضعف‌های‌ جامعه‌ ما است‌. بدیهی‌ است‌ ملتی‌ که‌ پس‌ از طی‌ دوران‌های‌ طولانی‌ حاکمیت‌ استبداد و نفوذ استعمار، اکنون‌ راه‌ناآزموده‌ اداره‌ امور و حاکمیت‌ بر سرنوشت‌ اجتماعی‌ خود را تجربه‌ می‌کند، نمی‌تواند بدون‌ افت‌ و خیز، و مبرای‌ از هیچ‌ خطاو کاستی‌، به‌ اهداف‌ خود نزدیک‌ شود. بخصوص‌ ملت‌ ما که‌ به‌ دلیل‌ پایبندی‌ به‌ اصول‌ اساسی‌ اسلام‌ و آرمان‌های‌ انقلاب‌اسلامی‌، هرگز نخواسته‌ است‌ بیراهه‌های‌ ساده‌ و آسان‌ را بر راه‌ درست‌ ولی‌ دشوار و اصیل‌ خود ترجیح‌ دهد و یا اهداف‌ خودرا بخاطر فشارها و توطئه‌های‌ استعماری‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌، قربانی‌ نماید. درستی‌ راه‌ حق‌، با گذشت‌ زمان‌ روشن‌تر می‌شود وتجربه‌های‌ اندوخته‌ شده‌ همراه‌ با اندیشه‌های‌ صیقل‌ خورده‌ و شفاف‌ اسلام‌ ناب‌ محمدی‌ (ص‌) و ریشه‌های‌ استحکام‌ یافته‌نظام‌ مردم‌سالار برآمده‌ از متن‌ انقلاب‌ اسلامی‌، راه‌ آینده‌ را روشن‌تر و مطمئن‌تر می‌سازد و سرعت‌ حرکت‌ را افزایش‌می‌دهد. البته‌ این‌ گمان‌ خام‌ و ساده‌لوحانه‌ای‌ است‌ که‌ جامعه‌ای‌ بدون‌ مشکل‌ و چالش‌ را در زمان‌ غیبت‌ «یار»، انتظار بریم‌،ولی‌ آنچه‌ مهم‌ است‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ اهداف‌ و آرمان‌ها، و توفیق‌ روزافزون‌ جامعه‌ برای‌ ایفای‌ وظایف‌ و مسئولیت‌هایی‌ است‌که‌ به‌ آماده‌ شدن‌ جان‌ و جهان‌، برای‌ پذیرش‌ «دولت‌ یار» و حضور در دوران‌ ظهور می‌انجامد ... که‌ انتظار حقیقی‌ نیزهمین‌ است‌ ...
آنچه‌ پشتوانه‌ استمرار و تعمیق‌ و تعالی‌ این‌ حرکت‌ بنیادین‌ است‌، ظرفیت‌ نامحدود «اسلام‌» و منابع‌ عمیق‌ و غنی‌ اسلامی‌ ونیز استعداد و شایستگی‌های‌ نسل‌ جدیدی‌ است‌ که‌ با دلبستگی‌ به‌ این‌ آرمان‌ها و با آمادگی‌ مضاعفی‌ نسبت‌ به‌ نسل‌ انقلاب‌،کمر همت‌ برای‌ تکمیل‌ و تکامل‌ انقلاب‌ بسته‌ و در عرصه‌ تحولات‌ جامعه‌، حاضر و نقش‌آفرین‌ است‌. هر نسلی‌ به‌ رسالت‌ و مسئولیت‌ خود باید بیاندیشد و حاصل‌ تلاش‌ خود را بر پایه‌های‌ استوار پیشین‌ بیافزاید و کاستی‌ها وخلاها را در حد ظرفیت‌ خود جبران‌ کند تا جامعه‌ سیر تکاملی‌ خود را طی‌ نماید: «تلک‌ امه‌ قد خلت‌ لها ما کسبت‌ و لکم‌ ما کسبتم‌»
مقام معظم رهبری در پاسخ به این سؤال که در آغاز انقلاب اسلامى، این انقلاب ادعاهایى داشت؛ در حال حاضر چه ‏قدر به آن ادعاها رسیده‏ایم؟
فرمودند: «این سؤال مهمى است. این انقلاب بیش از ادعا، آرمان‏هایى داشت.انقلاب نیامده بود که براى مردم ایران پاسخگویى کند؛ انقلاب، انقلابِ خود مردم بود. مردم براى تحقق آرمان‏هایى انقلاب کردند؛ این آرمان‏ها عبارت بود از ساختن یک ایران آباد و آزاد، داشتن مردمِ آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعى، نجات از وابستگى و عقب‏ماندگى علمى و استبداد و قهرى که آن روز بر این مملکت حکمفرما بود.
مى ‏پرسید ما چه‏قدر به این اهداف رسیده‏ایم، من عرض مى‏کنم که تحقق این اهداف، تدریجى است؛ چیزهایى است که باید براى آن تلاش و مجاهدت کرد و قدم به قدم پیش رفت. نظام اسلامى، یک نظام پیش‏ساخته مثل خانه‏هاى پیش‏ساخته نیست؛ نظامى است که باید آجر آجر و سنگ سنگ روى هم چید و آن را بالا برد. در اثناى این کار، طبیعى است که مشکلاتى پیش بیاید. این مفاهیمى هم که من گفتم عدالت اجتماعى، آزادى، آگاهى، معنویت؛ که جزو مبانى این نظام‏اند مفاهیم ایستا و متحجرى نیستند؛ این‏ها چیزهایى هستند که بر حسب پیشرفت و اقتضائات زمان، ممکن است مصادیقشان تغییر پیدا بکند. در اثناى‏این کار بسیار پُرتلاش و پُرزحمت، خیلى طبیعى است که مشکلاتى پیش بیاید؛ چون به طور پیوسته و دائم بایستى مهندسى و معمارى کرد و مراقب بود که هیچ نقطه‏اى از این بنا برخلاف جهتِ صحیح ساخته نشود.
البته ممکن است گاهى اختلاف نظر و کمبود مصالح و کمبود نیروى کار پیش بیاید و دشمن این بنا را به منجنیق ببندد و گوشه‏اى از آن را ویران کند؛ گاهى ممکن است فلان بنّا یا عمله، در گوشه این بنا، کارى را نادرست انجام بدهد، که باید رفت و آن را ترمیم کرد؛ گاهى ممکن است در کسانى که خودشان معمار و سازنده بنا هستند، ضعف‏ها و تنبلى‏هایى وجود داشته باشد؛ همه‏اش هم این‏طور نیست که بگوییم ضعف‏ها تحمیلى و از ناحیه دیگران است.
بنابراین در این راه، مشکلات فراوانى وجود دارد؛ کمبود مصالح، رفیق نیمه‏راه و آدم‏هاى طماع و قدرت‏طلب، بخشى از این مشکلات است. ما باید این نظام را بسازیم و ذره ذره و قدم به قدم پیش برویم. البته اگر از من بپرسید که چه‏قدر پیش رفته‏ایم، خواهم گفت ما زیاد پیش رفته‏ایم. همان‏طور که گفتم، اگر کسى با گذشته این کشور آشنا باشد، خواهد دید که ما خیلى پیشرفت کرده‏ایم. در این کشور مردم به حساب نمى‏آمدند، اما امروز مردم محور تصمیم‏گیرى‏ها هستند.
معنویت در این کشور به شدت مورد تهاجم بود؛ سعى مى‏شد معنویت ازاله بشود؛ اما امروز چراغ معنویت در بین مردم روشن و پُرفروغ است. آن روزهاعمداً به فساد کشانده مى‏شدند.
شاید شما شنیده‏اید که رؤساى کشور و خانواده‏هاشان، مهم‏ترین شرکاى باندهاى مواد مخدر در این کشور بودند؛ اول بار آن‏ها هروئین را به این کشور آوردند و پخش کردند؛ فساد و اعتیاد و بدبختى را به دست خودشان ترویج مى‏کردند. امروز شما مى‏بینید که نظام، با همه وجود و با تلاش فراوان، در مقابل این مشکلات ایستاده که همه دنیا هم کار او را تصدیق مى‏کنند اما آن روز براى مسئولان کشور کارهاى نمایشى در درجه اول بود. به روستاها، به جاده‏هاى روستایى، به برق‏رسانى روستایى، به بقیه چیزهایى که در شهرهاى دور بود، مطلقاً اعتنایى نمى‏شد. اسم مى‏آوردند که ما مى‏خواهیم زبده پرورش بدهیم؛ اما در طول پنجاه سال، آن‏ها توانسته بودند حدود صدوپنجاه هزار دانشجو در این کشور داشته باشند.
من در استان سیستان و بلوچستان تبعید بودم آن روز دقیقاً آمارش را مى‏دانستم، اما الان درست یادم نیست گمانم در همه استان که آن روزها حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعیت داشت، سه نفر لیسانسیه بودند! تعداد دیپلمه‏هاى آن استان بسیار کم بود؛ مثلًا بیست نفر بودند! امروز شما مى‏بینید که تمام شهرهاى کشور دانشگاه دارند؛ حتّى در خیلى از شهرها دانشگاه‏هاى متعدد و دانشجویان فراوان و رشته‏هاى متنوع و پیشرفت‏هاى علمى فراوانى دارند.
من این مطلب را بارها گفته‏ام که امریکایى‏ها هواپیماهاى جنگى و بقیه ابزارهاى خودشان را به ما مى‏فروختند؛ ولى اجازه تعمیر آن‏ها را به ما نمى‏دادند! البته داستان آن فروش‏ها هم داستان عجیبى است. آن روز صندوق مشترکى بین ایران و امریکا وجود داشت که بنده اوایل انقلاب که به وزارت دفاع رفتم و در آن‏جا مشغول کار شدم، این را کشف کردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پیگیرى کردم، که متأسفانه تا امروز هم امریکایى‏ها جواب نداده‏اند!
صندوقى با نام اختصارى داشتند که دولت ایران پول را در آن صندوق مى‏ریخت؛ اما قیمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امریکایى‏ها به عهده داشتند! وقتى انقلاب پیروز شد، میلیاردها دلار در این صندوق پول بود که هنوز هم امریکایى‏ها جوابى نداده‏اند و آن پول‏ها را به ملت ایران برنگردانده‏اند. وقتى همین وسیله پرنده به ایران مى‏آمد، بعد از مدتى محتاج‏
تعمیر مى‏شد. شما خیال مى‏کنید این‏جا تعمیرگاه و کارگاه و امثال این‏ها داشتند؟ ابداً. آن قطعه‏اى که خراب شده بود و آن را از داخل هواپیما بیرون آورده بودند چون قطعه‏هاى بزرگى وجود دارد که گاهى خودش مرکب از ده‏ها قطعه است اجازه نمى‏دادند که در این‏جا باز بشود و روى آن تعمیرى صورت گیرد؛ با هواپیما به امریکا مى‏بردند و آن را با قطعه‏اى جدید عوض مى‏کردند و مجدداً به ایران باز مى‏گرداندند! با این ملت، این‏طورى رفتار کرده بودند. امروز ملت ایران دارد مثل همان هواپیما را مى‏سازد. هواپیماى «تندر» ى که پرسنل ما ساخته بودند، پرواز کرد؛ این وضعیت اصلًا با آن دوره قابل مقایسه نیست.
بنابراین ما پیشرفتِ زیادى کرده‏ایم؛ منتها اگر از من بپرسید که آیا به این حد قانعم، پاسخ من این است: ابداً. ما هنوز راه زیادى داریم؛ هم به عدالت اجتماعى‏اى که اسلام از ما خواسته است و اسلام در این خصوص خیلى سختگیر است هم به آن سطحى از آزادى که ملت ایران مستحق و شایسته آن است، هنوز نرسیده‏ایم. ما هنوز کار داریم؛ این راه، راهى طولانى است. این که من بارها به‏مى‏گویم خودتان را آماده کنید، براى همین است. شما باید این راه را طى کنید؛ این راه هم راهى است که در هر کیلومترش تابلوى «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در این راه نباید توقف کرد.
سربازانِ عدالت اجتماعى باید خستگى‏ناپذیر باشند. آن کسانى که در این راه‏هاى طولانى و آرمان‏هاى بزرگ حرکت مى‏کنند، باید خستگى حس نکنند. یک ملت، این‏گونه به سیادت و آقایى و آرمان‏هاى خودش مى‏رسد. هیچ ملتى با تنبلى به سیادت و سعادت نمى‏رسد.
بزرگ‏ترین مصیبت براى یک ملت این است که بگوید چون ما نتوانستیم همه هدف‏هاى خود را تأمین کنیم، پس ولش؛ نخیر، بایستى هدف‏ها را دنبال کرد. (بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتى امیر کبیر، ۹/ ۱۲/ ۱۳۷۹)
همچنین فرمودند: «بنده اعتقادم این است که نظام اسلامى از همه دولت‏هایى که در دوران استعمار و دوران نزدیک به استعمار در کشور ما وجود داشته، قوى‏تر عمل کرده است. بدون تردید نظام جمهورى اسلامى در همه بخش‏ها قوى عمل کرده است. عناصر مؤمن و کارآمد در نظام وجود داشته‏اند؛ پشتوانه مردمى هم به آن‏ها کمک کرده است. در بخش‏هایى ما با قدرت وارد میدان شده‏ایم که‏ فکرش را نمى‏توانستیم بکنیم. در همه بخش‏ها این‏طور است. الان جاى توضیح و بیان آمار نیست. البته اقتضاى این دوره از نظام جمهورى اسلامى، اقتضاى کار بیشتر، انقلابى‏تر، مؤمنانه‏تر و همه امکانات را بیش از این به میدان آوردن است؛ این را قبول داریم.
البته کم‏کارى وجود دارد، اما ناکارآمدى وجود ندارد؛ بین این‏ها باید تفکیک قائل شد. ناکارآمدى وجود ندارد؛ نظام اسلامى کارایى دارد. یک نشانه کارایىِ نظام، وجود شما است. جوان دانشجوى مؤمن و معتقد به نظام مى‏تواند حرف و انگیزه خودش را قوى در فضاى جامعه مطرح کند. حرف شما فردا در تمام فضاى جامعه منتشر مى‏شود؛ این نکته خیلى مهمى است؛ این خودش کارآمدىِ این نظام است. کارآمدى نظام غیر از کارآمدى این دستگاه یا آن دستگاه است؛ نظام، نظام کارآمدى است. البته کارآمدى نظام، مجموعه عملکرد مثبت و منفى‏اى است که دستگاه‏هاى نظام دارند؛ اما این برآیند مثبت است. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضان، ۱۰/ ۸/ ۱۳۸۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.