ارشاد فرد گناه کار ۱۳۹۱/۷/۸

ابتدا از شما به خاطر اعتمادی که به این مجموعه نموده­اید، تشکر می­کنیم و احساس مسؤولیت ارزشمندتان در قبال دیگران را به شما تبریک می­گوییم.
ابتدا از شما به خاطر اعتمادی که به این مجموعه نموده­اید، تشکر می­کنیم و احساس مسؤولیت ارزشمندتان در قبال دیگران را به شما تبریک می­گوییم.
بهترین روش برای بیدار کردن شخص گناه کار آگاه کردن او از عملی است که انجام می دهد و تا زمانی که نسبت به بدی و تأثیرات منفی گناهی که انجام می دهد مطلع نگردد شیرینی گناه از دلش بیرون نخواهد رفت. شما به عنوان دوست یا شخصی که با یک فرد گناهکار در ارتباط است در ابتدا وظیفه دارید از خود در مقابل چنین شخصی صیانت کنید تا خدای ناکرده به کارهای او تمایل پیدا نکنید. در مرحله بعد تا حد امکان با آگاهی دادن از اثرات سوئی که گناه بر نفس آدمی می گذارد او را از انجام گناه منصرف نمایید. برایش توضیح دهید که:
هدف از آفرینش انسان، رسیدن او به آخرین نقطه کمال و بالاترین لذت هاى روحى و معنوى یعنى رسیدن به قرب خداوند و معرفت و شناخت حق است. همه نیروها و استعدادهاى ظاهرى و باطنى و جسمانى و روحانى انسان به منظور رسیدن به این هدف عالى در وجود انسان قرار داده شده و فطرت و سرشت او فطرتى کمال جو و متعال خواه است.
راه بندگى و چگونگى پیمودن مسیر حق و جاده اى که انسان رابه این آرمان والا مى رساند از طریق عقل و آموزه هاى دین و تعالیم انبیاء و اولیاى دین به انسان نشان داده شده و به او معرفى گردیده است. موانع راه و امورى که مانع رسیدن به این هدف است و آفت راهرو و سالک راه خداست نیز به روشنى در قرآن و کلمات و سخنان پیشوایان معصوم) ع (بیان شده است.
از جمله چیزهایى که مانعى سخت و جدى در پیمودن این راه سعادت و رسیدن به این هدف شوق انگیز و ارزنده است، گناه و عصیان است. گناه حجابى بزرگ میان انسان و حقیقت اوست. گناه، چراغ فطرت را که آینه خدانما است و انسان را از بالاترین و لذیذترین نعمت ها که همان معرفت پروردگار و لقاى خداوند و قرب او است محروم مى سازد. علاوه بر این آثار فراوان دیگرى در روایات معصومین) ع (و نیز در آیات قرآن کریم براى گناه بیان شده که به برخى اشاره مى کنیم:
۱. گناه موجب سلب نعمت و از دست دادن آن مى شود: «خداوند هیچ یک از نعمت هایى را که به بنده اش عطا فرموده از او نمى گیرد مگر این که گناهى انجام داده که سزاوار گردد خداوند نعمت را از او بگیرد») میزان الحکمه، ج ۳، ص ۴۵۶، ح ۶۶۳۰، انتشارات دفتر تبلیغات (. و نیز: «گناه موجب مى گردد انسان علم و آگاهى اش را فراموش کند») همان، ح ۳۳۶۶) .
۲. گناه باعث نزول بلا و گرفتارى مى گردد: «هیچ رگى بریده نمى شود و هیچ گرفتارى پیش نمى آید و هیچ کس بیمار نمى شود مگر به واسطه گناه کردن») همان، ص ۴۶۶، ح ۴۳۶۶).
۳. گناه باعث محروم شدن از رزق و روزى مى گردد: «بنده گناهى مرتکب مى شود و به دنبال آن از رزق و روزى محروم مى گردد» (همان، ح ۸۳۶۶).
۴. گناه باعث قطع باران و خشکسالى است: «هیچ سالى کم باران تر از سال دیگر نیست، ولى وقتى مردم در سرزمین گناه کنند، خداوند بارانى را که رزق و روزى و سهم آنها بود، از آنها دریغ مى کند و به جاى دیگر مى فرستد» (همان، ص ۴۶۷، ح ۳۴۶۶).
۵. گناه موجب مرگ زود رس مى گردد: «من یموت بالذنوب اکثر ممن یعیش بالاعمار کسانى که به واسطه گناهان مى میرند بیش از کسانى هستند که با به سر آمدن عمرشان مى میرند» (همان، ح ۲۴۶۶).
۶. گناه موجب تغییر یافتن نعمت ها و مستجاب نشدن دعا و جلو افتادن عذاب الهى و رسوا شدن و زود مردن مى گردد: «از گناهانى که موجب پذیرفته نشدن دعا مى گردد، بدى نیت و پلیدى درون و نفاق ورزى با برادران دینى و تأخیر انداختن نمازهاى واجب و ترک کارهاى نیک و ترک صدقه دادن و بد زبانى و فحش دادن است» (همان، ص ۴۶۸، ح ۷۴۶۶). برخى گناهان عذاب الهى را جلو مى اندازد: «عاق والدین و ظلم به مردم و کفر احسان و نعمت از این قبیل گناهان است» (همان، ص ۴۶۹، ح ۹۴۶۶).
۷. گناه در روح و روان و وجود انسان تأثیر عمیق و شومى دارد: حضرت صادق) ع (در حدیثى مى فرماید: «و ان العمل السئى اسرع فى صاحبه من السکین فى اللحم عمل زشت و گناه در انحام دهنده آن اثرى بیشترى از اثر چاقو در گوشت دارد» (همان، ص ۴۶۵، ح ۳۳۶۶).
۸. گناه، قساوت قلب که منشاء همه جرم ها و جنایت ها است را موجب مى گردد: «ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب اشک ها به خاطر قساوت و سختى قلب مى شکند و قساوت القلب نتیجه فراوانى گناه است» (همان، ص ۴۶۵، ح ۹۲۶۶).
۹. گناه انسان را از هدف و مقصدش باز مى دارد: امام حسین(ع) در جواب نامه کسى که از او موعظه کوتاهى خواسته بود فرمود: «من حاول امرا بمعصیه الله کان افوت لما یرجو و اسرع لمجى ء ما یحذر - هر کس بخواهد با گناه هدفى را دنبال کند، آن چه مى خواهد زودتر از دستش مى رود و آن چه را که دوست ندارد زودتر به او مى رسد» (همان، ص ۴۵۱، ح ۴۵۵۶).
حتى اگر انسان را به خاطر گناه و عصیانش مؤاخذه و کیفر نمى کردند، شایسته بود انسان عاقل اندیشمند و شاکرى که قدردان نعمت هاى پروردگارش مى باشد و احسان و لطف خداوند متعال را با همه وجودش احساس مى کند و عظمت و کبریایى او را مى شناسد، هرگز او را عصیان نکند و گناهى مرتکب نگردد، یعنى گناه، نشانه ناسپاسى بنده نسبت به نعمت هاى خداوند و غفلت او از جلال و عظمت و حضور پروردگار است. امیر مؤمنان(ع) در سخنى زیبا و جالب مى فرماید: «لو لم یتوعد الله على معصیه لکان یحب ان لایعصى شکر النعمه اگر خداوند بر گناه و عصیان وعده کیفر و مجازات نداده بود باز واجب بود که به خاطر سپاسگزارى نعمت هاى خداوند، او را معصیت نکند» (همان، ص ۴۴۹، ح ۶۴۵۶).
بنا بر آنچه گفته شد، گناه آفت انسان و انسانیت است و حتى موجب اختلال و ناهنجارى در طبیعت مى شود. از این رو به فرمان عقل و شرع خوددارى از آن لازم است. البته شاید برخى فکر کنند با دورى از گناه، چه بسا از بسیارى از لذت ها محروم شوند. در این باره گفتنى است به طور یقین گناه در کوتاه مدت و یا بلند مدت ضرر دارد، باید دانست گستره ضرر جنبه جسمى، روحى و قیامتى انسان را شامل مى شود که گاهى هر سه نوع ضرر را انسان متوجه مى شود و گاهى ضرر جسمى ان برایش خیلى آشکار نیست و یا همچنین ضرر روحى آن آشکار نباشد.
امید هست با تذکر و گوشزد کردن چنین مطالبی نورانیت را دوباره به قلب دوستتان باز گردانید و او را متوجه تأثیرات سوء کاری که انجام می دهد، کنید.
گناه هر چه بزرگ باشد، بزرگتر از آن و زشتتر از آن ناامیدی از رحمت خداوند است. طبق روایات، این گناه یعنی ناامیدی از رحمت خداوند خود از گناهان کبیره می باشد. باید به خدا و رحمت او نگاه کرد و رحمت او را از هر گناهی بزرگتر دانست و امیدوار بود؛ چرا که پشیمانی از گناه، بهترین عامل برای بخشیده شدن گناه، از جانب خداوند است. و توبه چیزی نیست مگر پشیمانی حقیقی از گناه.
توبه، یعنی پشیمانی از انجام گناه، به گونه­ای که فرد، دیگر قصد بازگشت به گناه را نداشته باشد. بنابراین در صورتی که دوست شما احساس می­کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده است، باید مطمئن باشد که اهل توبه واقعی بوده و خدا گناه او را بخشیده است. و نیاز به انجام کاری دیگر نمی باشد. فقط در صورتی که حق الناسی توسط ایشان پایمال شده است باید جبران گردد.
خداوند در سوره آل عمران آیه۱۳۵ درباره صفات متقین اینگونه می­فرماید: «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»
«(پرهیزگاران) کسانی هستند که وقتى مرتکب عمل زشتى شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا مى افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمى ورزند، با اینکه مى دانند.»
بنابراین دوست شما در صورتی که از گناه خود پشیمان شده، باید بداند که جزء افراد پرهیزگار است و امیدوار باشد که در صورت توبه و ترک ان گناه، گناه او بخشیده می­شود و بنا به فرمایش پیامبر (ص) مانند کسی می­شود که گناهی مرتکب نشده است. جابر بن عبدالله انصاری نقل می­کند: زنى نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه زنى که فرزند خود را کشته، آیا فرصت توبه دارد؟ پیامبر فرمود: قسم به خداوندى که جان محمد به دست اوست، اگر او هفتاد پیغمبر را کشته باشد؛ بعد از آن، توبه کند و پشیمان شود و خدا بداند که دیگر آن گناه را انجام نمی­دهد، خدا حتما توبه او را قبول می­کند و از او در می­گذرد. به درستى که درِ توبه به اندازه فاصله میان مشرق و مغرب باز است و یقینا توبه کننده از گناه، مانند کسی است که هیچ گناهی مرتکب نشده است.» (مستدرک الوسائل ج ۱۲ ص ۱۳۱ باب ۸۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.