نسخه آزمایشی

اروپا و اسلام-فرهنگ اسلامی در اروپا ۱۳۸۷/۲/۱۹ - ۲۰۱ بازدید

ویرایش علمی - می خواستم بدانم که وضعیت زندگی دنیای غرب قبل از ظهور اسلام چگونه بوده است؟
درست همزمان با فرو رفتن اروپا در ظلمات قرون وسطی در منطقه ای دیگر از جهان پیامبری برآمد که آموزه های اولیه او تعقل و علم آموزی بود در مفاهیم دینى اسلام تکیه بسیار زیادى بر عقل و تعقل، تفکر و تدبر شده است. در قرآن مجید این کلمات و مفاهیم به اشکال گوناگون به کار رفته است: ده ها مرتبه ریشه «رأى» (به معناى مشاهده)، عقل از دیدگاه اسلام اولین مخلوق الهى و با شرافت ترین آنها قلمداد شده است. مسلمانان با تکیه بر تعالیم وحى - به ویژه تکیه بر عقل و اندیشه و دیگر آموزه هاى آسمانى قرآن - در طول ده قرن بلکه بیشتر پرچمدار پیشرفت و ترقى در جهان بوده اند. اگر اندکى تاریخ علم و تمدن را مطالعه کنیم، درخواهیم یافت که تحولات اروپا و نوگرایى علمى و فکرى آن (رنسانس) در قرن شانزدهم به بعد عمیقاً تحت تأثیر تمدن اسلامى بوده است.
مطالعه تاریخ جنگ هاى صلیبى و روابط اروپا و مسلمانان به روشنى این حقیقت را نشان مى دهد تردیدى نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحى فاصله نمى گرفتند و قوام سیاسى و وحدت اجتماعى خود را حفظ مى کردند، هم اکنون نیز مى توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ چرا که هم اکنون نیز اگر به جاى درگیرى هاى بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهى چنگ بزنند، مى توانند قدرتى بزرگ با امکاناتى وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن آورى نیز به رقابت با دیگران بپردازند.
در پاسخ به درخواست شما دوست گرامی چند نمونه از شکوفاییهای تمدن اسلامی در اوج حرکت علمی جهان و نشانه-هایی از تبعیت غرب از تمدن اسلامی و اینکه آنچه اکنون در غرب هست نتیجه میراث علمی اسلام است از کتاب فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه: مرتضى رهبانى ذکر می‌شود و رجوع به دیگر منابعی که در پایان ذکر می‌شود به جناب عالی موکول می‌شود.
ریاضیّات
یکی از نمودهای تأثیر فرهنگی اروپا در ریاضیات جلوه‌گر است اکنون در آلمان برای نوشتن و خواندن عدد دو رقمی ابتدا رقم یکان را نوشته و سپس دهگان را می‌نویسند و برای خواندن و نوشتن یک عدد سه رقمی ابتدا صدگان سپس یکان و بعد دهگان را خوانده یا می‌نویسند. و این عادتی است که از اعراب به جای مانده هرچند به غیر از آلمانها و اعراب همه ملل این ترتیب را منطقی‌تر کرده‌اند ولی به هر حال نه تنها آلمانها بلکه تمام ملل متمدن امروز از همان اعدای استفاده می‌کنند که زمانی مسلمانها به ما یاد دادند البته اعراب نیز خود جای شبهه نگذاشتند که این اعداد را از هندی‌ها گرفتند و تا قبل از آن اعداد به صورتهای مختلف و بسیار مشکل برای نوشتن و حساب کردن استفاده می‌شد مثلاً از مخفف کلمات به دهگان یا صدگان و یا بیشترِ یک عدد اشاره می‌شد و تکرار همان حرف رقم آن را مشخص می‌کرد که برای نوشتن رقمهای تا حدّی بزرگ به مشکل گرفتار بودند تا اینکه در زمان المنصور دانشمندان به روش هندیان توجه کردند به طوری که تا زمان مأمون دانشمندان بر حسب این اعداد و با استفاده از آنها کار می‌کردند.
محمد خوارزمی معروف‌ترین دانشمند این عصر بود که جداول معروفش را با این اعداد ارائه کرد آثار خوارزمی به انگلیسی ترجمه و در اختیار علمای اروپا قرار گرفت ولی دو اثر او در ریاضیات نام او را جاودانی ساختند یکی جبر و مقابله که به نام Algebra باقی ماند و یکی فن محاسبه که به نام الگوریتم (خوارزمی) معروف شد.
مهمتر از پشرفتها و اکتشافات نجومی و اختراعات تکنیکی، ایجاد ابزارهای فکری و آلتهای زهنی و عقلی بود که دانشمندان اسلامی تهیه کردند و در اختیار اروپا گذاشتند. آنان استادان ریاضی بودند برخلاف رومی‌ها که جسته و گریخته به نتایج کوچکی رسیده بودند و آن هم در زمینه هندسه و حجمها بود. البته هندی‌ها نیز در محاسبه قدرتمند بودند و مسلمانان اعداد را از آنان آموختند. به همین جهت است که یونانیان ریاضی‌دانان دوران اروپا نبودند بلکه مسلمانان بودند. مسلمانان در این دوره به شعور ریاضی رسیدند و فهمیدند که هر طرح صنعتی و هر محاسبه نجومی یا فیزیکی، سخت محتاج محاسبات عددی است.
جبر به وسیله خوارزمی برای اولین بار تحت قاعده و قانون درآمد که بعداً توسط دانشمندان دیگر اسلامی به علمی دقیق تبدیل شد. علم جبر از زیر دست ابوکامل مصری، بیرونی، ابن سینا و کرجی گذشت و در نهایت به دست عمر خیام به عالی‌ترین قله خود رسید ولی علم جبر اروپا کمتر به جبر خیام توجه داشت و بیشتر به ما قبل او معطوف بود.
همچنین محاسبات اعشاری به وسیله دانشمندان اسلامی تعبیه شد حتی هم اکنون که دانش‌آموزان به جای مجهول اول X به کار می‌برند بدون اینکه بدانند چرا این حرف از میان حروف به کار گرفته می‌شود، ریشه در کارهای مسلمانان دارد که آنان به جای مجهول شیء به کار می‌بردند که به صورت مخفف حرف «ش» می‌نوشتند در اسپانیایی کهن حرف ش با X نشان داده می‌شد سپس برای مجهول دوم Y و برای مجهول سوم Z به کار برده شد. و نیز پایه‌گذار مثلثات سطحی و حجمی مسلمانان هستند بخشی که در بین یونانیان اصلاً وجود نداشته.
ابن سینا، غزالی و فارابی نقش بسیار عمده و معروفیتی غیر قابل انکار در بین اروپائیان داشته و دارند حتی اگر بسیاری از شعاعهای فکری دانشمندان اسلامی به اروپا نرسیده باشد و فقط روشنایی بسیار کمی از آن مغرب زمین تازه از خواب بیدار شده را روشن کرده باشد باز همان هم خود عظیم و جهانگیر است. اولین بار به وسیله مسلمانان بود که اروپا با آثار یونانیان و عهد عتیق آشنا شد و اروپا را به آن مرحله رساند که بتواند بر پایه تحقیقات علمی و اکتشافات و اختراعات خود رهبری بخش علوم طبیعی را به دست بگیرند.
نجوم:
موسی ابن شاکر و فرزندانش
او فردی شجاع و بسیار محاسبه‌گر و محتاط بود او حتی قیمومیت فرزندان خود را پیش از آنکه شناخته شده و فرزندان خود را بی سرپرست بگذارد به مأمون سپرده بود، در این زمان مأمون در مرو حکومت می‌کرد. پدران موسی اعراب بدوی بودند که شدیدا به راهنمایی ستارگان برای یافتن راه قبل یا پس از راهزنی و دزدی نیازمند بودند اعراب بدوی برای ستارگان اشکال گوناگونی مانند: چوپان و گله و سگهایش، شتر مرغ و جوجه هایش و ... تصور می‌کردند. امروزه اکثر نامهای معروف ستارگان از اصل عربی است بنابراین دنیای غرب که شاگرد مکتب دانشمندان اسلامی علم نجوم بود هم‌اکنون نیز همان نامهای عربی ثوابت را به کار می‌برد مانند:
الدبران= aldebran، الجنوب = Algenib، الطائر= Atair، ذنب= Denb و غیره
خبر مرگ موسی در حالی به مأمون رسید که او در آسیای صغیر و در میدان جنگ بود او بلافاصله مأموری برای احضار فرزندان موسی به بغداد فرستاد و بعدها نیز در همه نامه‌هایش به بغداد حال آن سه تن را جو یا بود. مأمون تعلیم این سه پسر را به یحیی بن ابی منصور که رئیس آکادمی دار الحکمة بود سپرد و یحیی نیز از تلاش برای آموزش علم نجوم به آنها دریغ نکرد. در بلند ترین مکان بغداد مأمون رصدخانه‌ای برای منجمان ساخت که تحت رهبری یحیی بن منصور بودند و محمد بن موسی یکی از آن سه برادر بود که در ضمن تعلیم، از طرف مأمون مأموریت یافت در بین دانشمندانی که سعی در محاسبه محیط کره زمین داشتند شرکت کند.
بزودی محمد موسی و برادرانش بخاطر محاسبات مستقل خویش در این راه شهرت یافتند و حتی روش ابداعی آنها طرق قبلی را تحت شعاع خود قرار داد. چندی بعد آنها از استاد پیر خود یحیی جداگشته و رصدخانه‌ای در نزدکی دجله ساختند.
محمد بن موسی علاوه بر علم نجوم در فلسفه و منطق نیز آثاری باقی گذاشته و نیز اختراعاتی در زمینه اسباب زندگی و سرگرمی و غیره از او به جای ماند.. پسران موسی خدمات مهم دیگری نیز انجام دادند از جمله اینکه آنها با خرج خود کسانی را به بیزانس فرستادند تا آثار و کتب قدیمی را جمع کرده به بغداد آورند آنها افرادی را نیز به کار ترجمه گماشتند که سالیانه مبلغ ۵۰۰ دینار نیز به آنها می‌پرداختند.
پسران موسی با جوانی به نام ثابت بن قره آشنا شدند که علاوه بر نبوغ و استعدادش به زبانهای مختلفی آشنا بود آنها از توان او نیز استفاده کردند و پس از معرفی او به مأمون از او در کار ترجمه کمک گرفتند و حتی او ترجمه‌های قبلی را نیز اصلاح کرد
به زودی خلأ علمی اروپا با آثار چنین افرادی پر شد و این دانشمندان اسلامی بودند که به وسیله تصوارت تکنیکی خود دستگاههای قدیمی یونانی را رشد داده و بهتر از آن درست کردند که بوسیله این دستگاه‌ها رصد خانه‌های اسلامی و نقاط مختلف قادر بودند نتایج کار پیشینیان را به سرعت مرور کنند.
تحول در ستاره شناسی یونانی
به همان اندازه که ستاره‌شناسان یونانی بیشتر نظاره‌گر و خیالپرداز بودند تا مشاهده سیستماتیک دانشمندان بابلی در مشاهدات علمی بسیار فعال و دقیق بودند علاقه یونانیان به سوی تعاریف فلسفی بود در حالیکه در بین النهرین بیشتر تغییرات نجومی و تغییرات را بیشتر درک می‌کردند و در مرحله تبیین قوانین کلی و استنتاج آنها ضعیف بودند همه این تحقیقات قبل از اسلام در کتابی به نام المجسطی اثر بطلیموس ظاهر شد و این مسلمانها بودند که رشد و شکوفایی جدیدی به این علم دادند برخی از دانشمندان اسلامی بر اساس ﴿افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت﴾ سورهٴ ۸۸ آیه ۱۷ و ۱۸ علم نجوم را دارای مفهوم عظیم مذهبی می‌دانستند. این علم به خاطر تعیین اوقات نماز اول و آخر هر ماه کسوف و خسوف و تعیین قبله مورد توجه و نیاز مسلمانان بود و از زمان خلیفه عباسی ساختن رصدخانه در مراکز علمی شروع شد مأمون در بغداد و دمشق، خلفای فاطمی در قاهره، ملک شاه سلجوقی در نیشابور و هلاکو خان در مراغه و ... نمونه‌هایی از آنها هستند.
خواجه نصیر الدین طوسی هلاکو خان را راضی کرد که رصدخانه‌ای ساخته و کتابهای مهمی را در آن جمع‌آوری کرد هلاکو خان که در ابتدا مخالف این مخارج بود پس از توجیه خواجه چنان مشتاق شد که بیش از دوازده سال برای تکمیل جدول نجومی به خواجه فرصت نداد.
حقیقت جویی بی باکانه و سرسختانه مسلمانان آنان را به سوی مشاهده علمی سوق می‌داد و جستجو برای پاسخگویی به تک تک سؤالها برای آنان ضروری می‌نمود آنها موفق به ساختن جدولهای نجومی بودند که بدون هیچ گونه تغییر و تبدیل و تجدید نظر در اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت و علاوه بر جدولها مسلمانان نتایج جداگانه‌ای نیز از مشاهدات آسمان و زمین و طبیعت به دست آوردند که اهمیت آنها کمتر از جدولها نیست.
یک دانشمند فرانسوی می‌گوید: دانشمندان بغدادی نجوم در آخر قرن دهم میلادی تا به آخر مرز علم نجومی که بدون عدسی و دوربین نجومی انسان می‌توانست برسد پیش رفتند
الفرغانی یکی از کسانی بود که در بغداد تحقیق می‌کرد او اولین کسی بود که متوجه شد مسیر خورشید همچون سیالات دیگر در طول زمان سرعتش کم می‌شود.
و ابن میثم نیز یکی از این نابغه‌هایی است که اروپا در مکتب او تعلیم یافته است او که در بصره می‌زیست ادعا کرد می‌تواند طغیان رود نیل را مهار کند لذا خلیفه اموی الحاکم او را به نزد خود خواند و هدایایی به او داد و از او درخواست کرد که ادعایش را عملی کند ولی او پس از تحقیق و جستجو در آثار شهرهای باقیمانده از گذشتگان در کنار دجله یافت که چنین چیزی ممکن نیست و شرمنده امیر شد پس از آن خرج خود را از راه نویسندگی کتابهای اقلیدس و بطلیموس گذراند.
در این بین افکاری را پروراند که نظرات بطلیموس و اقلیدس را نقض می‌کرد او گفت چنین نیست که برای دیدن اشیاء نور از چشم ساطع شود بلکه نور از جسم به عدسی چشم می‌آید.
او دریافت که همه ثوابت از خود نور دارند ولی سیارات مانند ماه نور خود را از خورشید می‌گیرند و بدین ترتیب علت کسوف و خسوف نیز شناخته شد.
یوهانس کپلر پس از بررسی کارهای گالیله می‌گوید کارهای گالیله و قوانینش در سایه کشفیات حسن ابن میثم بوده است. علاوه بر اینها او اولین عینک را برای خود ساخت
الکندی
یکی دیگر از دانشمندان بنام مسلمان الکندی است که در اروپا به نام الکیندوز معروف است او ۲۶۵ اثر در رشته‌های مختلف به جای گذاشته، رساله‌ای به نام «درباره بازگشت ستارگان» دارد که حل این مسئله قدیمی برای تمام یونانیان چیزی دندان شکن بود تئوریهای دیگری از دانشمندان مسلمان به جای مانده بود که مورد غفلت اروپاییان قرار گرفت از جمله تعیین وزن مخصوص اجسام مایع و نیز سقوط اجسام توسط الکندی و تقسیم اجسام الی غیر النهایه از علی بن سلیمان، گردش زمین به دور خود که شاید زمزمه‌های این گفتارها باعث شد که در قرن ۱۲ میلادی اروپاییان در نظریه بطلیموس تردید کنند.
فرهنگ پزشکی
در همان زمانی که داستانهای بسیار وحشت ناک در مورد طبابت مسیحیان در جنگهای صلیبی بر صفحات تاریخ نقش می‌بست مسلمانان با ابزارها و فنون بسیار متفاوت و کاملا مترقی به درمان می‌پرداختند وسایل طبی، داروها و ابزار جراحی و بهداشت مسلمانان همه برای مسیحیان شگفت‌آور بود آنها حتی مجروحین مسیحی را نیز درمان می‌کردند و این عجیب نیست که جنگجویان صلیبی به کار معالجه و طبابت اطبای خود کمتر اعتقاد داشتند و ترجیح بدهند توسط پزشکان بی دین (مسلمان) معالجه شوند.
دست گذاشتن روی بدن مریض، دعا خواندن، دفع جن کردن و قطع کردن اعضا و حتی کشتن کسانی که احتمال شیوع بیماریشان می‌رفت از متداولترین راههای درمان مسیحیان بود.
کلیسا پزشکان و حتی شکسته‌بندها را قبول نداشت و معتقد بود هر کس سبب درد کسی شود در مقابل شخص گناهکار و مسئول است حتی اگر آن شخص مریض باشد و او برای درمان دست روی عضو بگذارد یا بخواهد جراحی کند می‌گفتند: مهمترین کار این جراحان زیاد کردن درد است نه کم کردن آن
اروپاییان در این زمان از منابع سرشار و پر ارزش طبابت عهد عتیق یونان که موجود هم بودند استفاده نکردند همان منابعی که توسط مسلمانان به بهترین درجه رسیدند و علت عدم استفاده از آنها کمبود مترجم نبود بلکه کمبود فهم لازم برای استفاده از آنها بود.
علم تحت تأثیر اغراض مذهبی بود و می‌بایست نقش خدمت به آن را ایفا کند بنابراین نباید انتظار داشت که علوم و از جمله طب رشد کند در اروپا تمام فعالیتهای علمی منحصر در رو نویسی و جمع‌آوری معلومات از کتب مختلف و منظم کردن آنها به یکدیگر بود.
نفی هرچه بیشتر زندگی و روی گردانی از دنیا زمینه را برای پناه بردن به معجزات آسمانی و بی اعتنایی به مداواهای زمینی می‌شد.
مریضی در نظر آنها از گناه سر چشمه می‌گرفت و هر وقت علت بر طرف شود معلول نیز بر طرف خواهد شد پس کسی که اعتراف به گناه و توبه نکند حق استفاده از طبابت را نداشت.
و هر کس به این فکر بیفتد به پیش پزشک کلیمی یا مسلمان برود تکفیر خواهد شد.
تا اوایل قرن دوزاده میلادی در اروپا بیمارستانی وجود نداشت و با جنگهای صلیبی بود که به تقلید از مسلمانان در اروپا بیمارستان دایر شد. خانه‌هایی که در آنها فقط بیماران سکونت داشتند گرچه بیماران مدتها بدون معالجه می‌ماندند ولی لااقل از آنها سرپرستی می‌شد.
بیمارستانها و پزشکان مسلمانان
بیمارستانهای شهر بغداد در زمان هارون الرشید با دقت و بر حسب خوبی آب و هوا انتخاب شده بود آب دجله به وسیله لوله‌کشی در داخل همه اتاقهای بیمارستان جریان داشت. سلطان صلاح الدین در قاهره یکی از بهترین قصرهایش را تبدیل به بیمارستان کرد و تغذیه در این بیمارستانها مناسب با دیگر وسایل آسایش بود. در برخی خاطرات نقل می‌کنند که برخی بیماران به خاطر رسیدگی و تغذیه رایگان بیماریستان و بی نظیر حاضر به ترک آنجا نبودند.
تاسیس بیمارستان تنها کار سلاطین یا ثروتمندان نبود بلکه برخی از طبیبان نیز بیمارستان تأسیس می‌کردند و هر بیمارستانی که ساخته می‌شد موقوفانی که نیز در اختیارش گذاشته می‌شد تا مخارج بعدی را تامین کند.
چون حقوق پزشکان و کارکنان از موقوفات تأمین می‌شد رؤسا در دفتر بیمارستان همه را ثبت می‌کردند و سرپرستی پزشکان را شخصی از خود آنها توسط پزشکان انتخاب می‌شد.
هر بیمارستانی که بزرگ بود نقش یک مدرسه عالی پزشکی را نیز داشت و آموزش تئوری دانش پژوهان با مشاهدات عینی همراه بود. استادان مدارس پس از اتمام تحصیل و قبولی در آزمون به پزشکان جدید گواهی‌نامه‌ای می‌دادند مبنی بر اینکه محصل طب چه مقدار و چه دروسی را پشت سر گذاشته است
تجاوز نکردن هر کس از حد دانسته‌های خود اصلی روشن برای همه بود
در مواردی که جراحی و درمان مشکل می‌نمود پزشکان با یکدیگر مشورت می‌کردند تا از اشتباهات پزشکی جلوگیری به عمل آید و گاهی جلساتی تشکیل می‌دادند که کهنه کارترین پزشکان، مشاور بوده و تازه‌کارترین آنها صورت جلسه را می‌نوشت.
در محلهای جراحی هر کس وظیفه خاص خود را داشت یکی مأمور بی‌هوشی بود که با محلولی از حشیش، افیون و گیاهان دیگر نمناک می‌کرد و جلوی بینی بیمار می‌گرفت دیگری معاونت جراحی بود و دیگری وسایل را آماده می‌کرد قبل از هرگونه علاج سؤالهایی از بیمار می‌شد که وضعیت روحی او را نشان بدهد، چهره، حالت پوست، شخصیت و ساختمان بدن بیمار، حرارت و جنب و جوش بیمار مورد بررسی قرار می‌گرفت. آنها به وسیله ضربان قلب و آزمایش ادرار اسراری شگفت‌آور کشف می‌کردند.
یکی از بزرگترین پزشکان تاریخ
ششصد سال قبل کتابخانه طب پاریس کوچکترین کتابخانه دنیا بود که بیش از یک جلد کتاب نداشت و اما این یک جلد آن‌قدر برایشان ارجمند بود که حتی پادشاه فرانسه نیز برای امانت گرفتن آن باید ۱۰۰ سکه طلا و دوازده سکه نقره به ویعه بگذارد. این کتاب از یکی از دانشمندان اسلامی به نام ذکریای رازی بود و هر چند تنها کتاب آن کتابخانه بود ولی شامل مجموع علوم طب از یونان قدیم تا سال ۹۲۵ بعد از میلاد بود.
او در اواسط قرن نهم میلادی در شهر ری جنوب تهران به دنیا آمد. ابتدا به موسیقی علاقه نشان داد و معروفیتی پیدا کرد با صرافی امرار معاش می‌کرد سپس به بغداد که در آن زمان تعیین کننده سرنوشت افراد با استعداد بود عازم شد و به تحصیل طب پرداخت او با طب ایرانی و رومی و هندی و طب جدید اسلامی آشنا شد و دیری نپایید که رئیس بیمارستان بغداد شد بغدادی که در آن ایام دو و نیم میلیون جمعیت داشت.
شهرت کم نظیرش افراد طالب را از گوشه و کنار به بغداد کشاند، او پزشکی بشر دوست گشت که مورد احترام امراء و محبوب ملت و پناهگاه فقرا گردید و سخاوت بی‌نهایتش او را به تهی دستی محض کشاند در سال ۹۲۵ م در نهایت فقر درگذشت. اما ۲۳۰ جلد کتاب مهم برای آیندگان به جا گذاشت
عبد اللطیف
او نیز یکی از دانشمندان بنام جهان اسلام است او مدتها در پی یافتن اسکلت انسان بود تا به تحقیق درباره استخوان‌بندی بدن انسان بپردازد در قاهره وقتی شنید در فاصله نه چندان نزدیکی از شهر تپه‌ای وجود دارد که به تپه مردگان شهرت دارد و اسکلتها در آنجا روی هم انباشته شده، بسیار خوشحال شد و سریع خود را به تپه رساند او خود می‌گوید با دقت تمام برخی پژوهشها را در دو هزار استخوان اسکلت انسان برسی کردیم و معلوماتی کسب کردیم که هرگز با خواندن کتاب به تنهایی ممکن نبود در ۲۰۰۰ استخوان صورت دیدیم که فک پایین یک استخوان است نه دو استخوان چنانکه جالینوس می‌گفت. او هزار سال جلوتر از داروین از اصل انواع و ظهور آنها بر اثر تغییرات ضروری به تناسب محیط زیست و تطابق با آن سخن گفت.
و به وسیله این دانشمندان بود که مرض شناسی در کشورهای اسلامی بسیار جلوتر از اروپا بود.
ابن سینا اولین شرح کامل و واضح را بر التهاب طحال نوشت و آن را «طب پارسی» نام نهاد. کوبیدن آبله که از قرن هجدهم در اروپا شروع شد حتی قبل از اسلام توسط اعراب کشف شده بود
در تمدن اروپای قرون وسطی طرد افراد از جامعه هنر کلیسا بود به صورتی که مبتلایان به خوره خود را جسدی زنده می‌پنداشتند در حالیکه در همان زمان در بین مسلمانان آنها در بیمارستانهای مخصوص نگه داشته می‌شدند.
در علت سریان و گسترش طاعون در بین اروپاییان نظرات مختلفی شایع بود که بعضاً از روح خرافی یا فلسفی نشأت می‌گرفتند و این ابن الخطیب پزشک اندلسی بود که چگونگی واگیر شدن و لمس کردن بدن بیمار را در رساله‌ای توضیح داد هرچند قبلاً نیز از بیماران مبتلا به طاعون فرار می‌کردند ولی علت اصلی آن نامعلوم یعنی ترس مبتنی بر عقاید خرافی عوامل آسمانی بود.
بیهوشی از طریق مرطوب کردن عصاره حشیش و بنگ و گذاشتن آن در بینی مریض از سرزمینهای اسلامی به اروپا آمد درحالیکه افکار اروپاییان همچنان بر پایه تئوری نحس یونانی چهار عنصر و نتایج غلط ناشی از آن بنا شده بود و بدان امید که کثافات از طریق چرک بیرون بیاید سعی می‌کردند کاری کنند تا جای زخم چرک کند و بنابراین در طی هفته‌ها بطور اتفاقی بهبود یابد در حالیکه ابن سینا کاملاً عکس آن را عمل کرده و از به کار بردن وسایل فیزیکی یا شیمیایی که موجب چرک می‌شد خودداری می‌کرد و سعی می‌کرد به وسیله شراب قرمز که تاثیر عمیقی در ضد عفونی کردن داشت از چرک کردن جلوگیری کند و زخم یک شبه خود را می‌گرفت.
روانشناسی پزشکی:
هم چنین روان‌شناسی پزشکی در بین دانشمندان اسلامی حتی در بیماریهای مربوط به جسم نقش مهمی داشت و ابن الهیثم کتابی به نام «تأثیر موسیقی روی انسان و حیوان» نوشته و ابن سینا خواستار آن بود که با امکانات روانپزشکی معالجات دارویی نیز تأیید گردد
تا سال ۱۵۰۰ میلادی کتاب قانون ابن سینا پانزده بار در اروپا چاپ شد در حالی که کتاب کوچک جالینوس فقط دو بار چاپ شد و در صد سال بعد چاپ کتاب قانون به ۲۰ بار رسید و تا نیمهٴ قرن هفده میلادی مکرراً چاپ می‌شد (اولین چاپ قانون در سال ۱۴۷۳ م در میلانو ایتالیا بود).
یکی دیگر از کتابهای پرخواستار و محبوب «دلیل المسافرین» بود که خواندن این کتاب در دانشگاههای پاریس و کلن و غیره جزء برنامه درسی و مطالعه اجباری بود و نیز تا قرن ۱۷ میلادی آثار ابن سینا جزء برنامه‌های اصلی دانشگاههای آلمان بود در این زمان کتاب قانون بوعلی در طب هم رتبه انجیل در عیسویت بود.
کم کم مسری بودن برخی بیماریها برای اروپاییان روشن شد و دیگر در ایتالیا به کشتیهای مظنون به وبا اجازه پهلو گرفتن داده نمی‌شد و در برخی جاها وسایل مورد استفاده قرار گرفته مریضان را آتش می‌زدند ولی هنوز روح حاکم بر اعتقادات همان بود که طاعون تیری غیبی از جانب خداوند است تا در پی آن خشم داوند تسکین یابد.
جنگجویان صلیبی که تحت تأثیر بیمارستانهای مهم کشورهای اسلامی قرار گرفته بودند همچنان به اروپا بازگشتند و خواستار تأسیساتی شبیه آنها شدند لذا پاپ اینوسنتس سوم دستور بنای بیمارستانی را داد.
شیمی و داروسازی، نوابع تمدن اسلامی
در مدار دولتهای اسلامی تنها فرهنگ فکری و علمی شکوفا نبود بلکه آنجا مرکز تجارت جهانی نیز بود این کشورها محل تجارت جهانی و اقتصاد آن روز بود. داروهایی که در کوزه‌های گلی هیچ طبیب یونانی نبود پس از آزمایش توسط دانشمندان مسلمان و ثبت و شرح آنها در دفاتر ویژه وارد جریان طب شده و از هندوستان و آفریقا و آسیا به اروپا منتقل می‌شدند. ابن سینا در کتاب قانون خود تأثیر حداقل ۷۶۰ دارو را ارائه می‌دهد که تماماً جزء علوم گیاه‌شناسی و دارو سازی اروپا گردیدند.
ابن البیطار بزرگترین گیاه شناس تمدن اسلامی کتابی نوشت که شامل مجموع داروها و دارو شناسی آن زمان همراه با م وارد مصرف آنها بود که برای بدست آوردن تحقیقات خود به مسافرت علمی پرداخت و تمام اسپانیا، مراکش، شمال آفریقا، مصر، سوریه و آسیای صغیر را سیر کرد.
او می‌گوید آنچه من در این کتاب ارائه دادم خودم شخصا مورد آزمایش و مشاهده قرار دادم و یا صحت آن را مجاز دانسته و تصدیق کرده‌ام و کتاب را به صورت الفبا ترتیب داده‌ام تا کار محصلین آسان گردد.
اسلام دشمن سیاه‌بازی و سحر و جادو و کیمیاگری به شکل ساحرانه‌اش بود ولی این مانع نشد که کیمیاگری به شکل جادویی و معجزه قبلی‌اش در اذهان خیالباف عوام راه خود را باز نکند از طرف دیگر تاثیر گذاری روی فلزات و تبدیل آنها و تهیه آلیاژ برای دانشمندان روشن بین مسئله‌ای جدی شد و اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی یکی از ستاره‌های درخشان جهان اسلام در علم شیمی ظهور کرد.
جابربن حیان در برابر روش ساده ذوب فلزات که تا آن زمان متداول بود روش حل کردن فلزات را نیز به کمک اسید نیتریک، اسید سولفوریک، جوهر نمک و تیزاب سلطانی که به وسیله خود او اختراع شده بود. پرورش داد بدین وسیله برای جابر و پس از او ترکیبات بی نهایت وسیع شیمیایی امکان پذیر شد او برای انجام کارهای شیمیایی از ظروف شیشه سوری و مصری مخصوصا ساخت شهر حلب که شهرت جهانی در ظوف شیشه داشت استفاده می‌کرد. او به وسیله تقطیر سرکه را تصفیه کرد و الکل را از شراب جدا می‌ساخت، از خرما عرق می‌گرفت و آب مقطر نیز به بازار عرضه می‌کرد. بسیاری از نامهای شیمیایی که امروزه در همه زبانهای دنیا رواج دارند به زبان عربی هستند که نشانهٴ فعالیت دانشمندان اسلامی در این زمینه است.
زکریای رازی با آگاهی کامل علم شیمی را در خدمت پزشکی قرار داد او فهمید که می‌تواند با ایجاد تغییرات در مواد طبیعی داروهای جدیدی را تهیه کند که در طبیعت وجود ندارند. او همچنین برای سهولت در حمل و نقل و استفاده برخی داروها آنها را به صورت غلیظ و رب درمی‌آورد و هم چنین برای خوراندن بیماران بددوا رب‌های بدمزه را سفت کرده و مانند داروهای امروزی آنها را روکشی از شکر یا لعاب می‌داد. ابن سینا نیز به برخی قرصها روکش طلایی و نقره‌ای می‌داد.
در ساختن انواع مشمعها و ضمادها و باندها و پودرها دانشمندان اسلامی مهارتهای بی‌نظیری داشتند آنان برای اولین بار در دههٴ هشتم قرن هشتم میلادی در دوران حکومت المنصور داروخانه رسمی برپا کردند و شغل دارو فروشی تحت نظارت بود ضمن اینکه صنف پزشکان همیشه یک رئیس داشت و در هر شهر هم یک نماینده داروخانه‌ها انتخاب می‌شد. نانواییها و قصابیها و شیر فروشیها و اغذیه فروشیها و آسیابها همه تحت بازبینی پلیس بهداشت بودند و در اروپاییان از این نظام حفظ الصحة اسلامی مستقیماً تقلید کردند.
محل اولی آشنایی اروپا با تمدن اسلامی جزیره سیسیل در دریای مدیترانه بود. که مدت ۲۵۰ سال اعراب برا این جزیره حاکم بودند.
نام مسلمانان در جهان علمی آن زمان چنان خریدار داشت که عده‌ای از پزشکان شمال ایتالیا برای اینکه کتاب طبی‌شان بیشتر مورد توجه پزشکان قرار بگیرد ادعا می‌کردند که این نویسنده شاگرد ابن سینای معروف بوده است اسامی عربی ربای آثار علمی خود انتخاب می‌کردند دانشمندان اروپایی آن زمان گوش به فرمان شخصیتهای علمی اسلامی بودند و در مقابل آنان هوش و عقلشان را کم.
فرهنگ علوم عقلی
در سال ۱۰۰۰ میلادی ابن الندیم یکی از کتابفروشهای بغداد فهرستی از کتابهای عربی که تا آن زمان بیرون آمده است را به عامه ارائه کرد این فهرست که خود ده جلد است عناوین نجوم، ریاضیات، فیزیک، شیمی و طب را دربرمی‌گیرد. در این زمان در قاهره صدها کتابدار در کتابخانه خلیفه که مجموعا ۲ میلیون و دویست هزار جلد کتاب دارند مشغول به کار هستند.
در سال ۹۹۹ میلادی است بیرونی گردش زمین به دور خورشید را شرح می‌دهد و حسن الهیثم قوانین چشم و بینایی را کشف کرده و با دوربین عکاسی جعبه‌ای و عدسی‌ها و آینه‌های کروی و استوانه‌ای به آزمایش می‌پردازد. و در این زمان است که ابن سینای بیست ساله شروع به رساندن نام خود به جهانیان نمود این نهضت عظیم فرهنگی که به وسیله این فرزندان کویر به وجود آمد یکباره عجیب‌ترین مظاهر تاریخ عقل تاریخ عقل بشری را به وجود آورد ملتی که تا آن تاریخ در جرگه فکری تاریخ اصلاً جایی نداشت در کوتاهترین زمان جرأت آن را می‌یابد که خود را همطراز یونانیان کند.
مسلمانان در سال ۷۳۲ میلادی تا قلب اروپا پیشروی کردند و مدت دویست سال ایتالیا را چنان با موفقیت در تنگنا قرار دادند که به نظر می‌رسید سرنوشت رم هم مانند اسپانیا خواهد شد.فاتحان اسلام برای انهدام نمی‌آمدند و هرچه در مورد سختگیری‌های وحشیانه و بی حد و حصر گفته‌اند تبلیغات دشمن است کمتر ملتی در تاریخ وجود دارد که در برابر مخالفینش این اندازه بردبار و انسانی عمل کرده باشد اینها همه در زمانی بود که در بخش شمالی مدیترانه یعنی اروپا نه روشنایی برنخواست بلکه هرچه بیشتر در تاریکی عمیق فرو رفت.
دوران تاریک اروپا
عیسویت چنان می‌اندیشید که نه خِرد انسانی بلکه تنها وحی الاهی است که اکنون می‌تواند چراغ روح بشر باشد، متداول بود که می‌گفتند دنبال تحقیقات علمی و شناخت طبیعت رفتن و از عجایب جهان مطلع شدن چیزی نیست جز هدر دادن سوء استفاده کردن از قوای عقل.
در قرن سوم میلادی نابود کردن مرتب و با برنامه کتابخانه‌های اروپا شروع شد یکی از پدران روحانی کتابخانه موزایونس را تعطیل کرده دانشمندان را تار رو مار کرد و یکی از قیصرها این کتابخانه را به کلیسا تبدیل کرد و کتابهایش را برای گرم کردن کلسیا استفاده کرد. زیارگاه بزرگ عهد عتیق با کتابخانه‌اش به آتش کشیده شد و فلاسفه به جرم سحر و جادو تعقیب می‌شدند و تحصیل ریاضی ممنوع اعلام شد.
نسبتی که به مسلمانها می‌دهند که کتابخانه‌های اسکندریه را آتش زدند اصلاً صحت ندارد بلکه بر عکس مسلمانها در همان لشکر کشی پیروزمندانه شان در فتح اسکندریه مصداقی از تفاهم و انسانیت و عدالت اسلامی را نشان دادند وقتی مسلمان شدن اجباری نبود بلکه غیر مسلمانها نیز در امنیت کامل در سرزمین اسلامی برا پرداخت مالیاتی مخصوص زندگی می‌کردند حتی مردم خود مشتاق به پذیرش دین اسلام بودند و مردم این سرزمینها پس از رویارویی با مسلمانان و رفتار آنان حتی آنها که مذهب خود را تغییر نداده و مسلمان نشدند شدیداً به آنها در سلوک و رفتار و رسوم شباهت پیدا کردند و همه خود را یک ملت می‌دانستند.
از سویی هر کس که مسلمان می‌شد کوشش برای یادگیری قرآن حتمی بود و لذا یادگرفتن زبان عربی اولویتی ضروری می‌یافت و از سوی دیگر اعراب در سرزمینهای مختلف به مناطق تازه فتح شده می‌آمدند و زبان و رسوم عربی را با خود می‌آوردند همچنین بدیهی است که زبان دفاتر اداری، زبان قوانین، زبان دیپلماسی، زبان تجاری، و مسافرتی و بالأخره زبان جامعه عربی شد زبان قرآن در ظرف یک قرن زبان بین المللی شد. طوری که پس از باز پس گرفتن زمینهای اندلس از اعراب کلیسا مجبور شد عهد جدید را برای مسیحیان آن جابه عربی ترجمه کند.
درحالیکه در دین مسیحی علم پست بشر رد شده و حواری می‌پرسید مگر خدا دانش این جهان را حماقت ننامیده است؟ و در کتاب عیسوی آمده است که من می‌خواهم دانش دانشمندان را از بین ببرم و شعور با شعوران را مردود سازم دین اسلام طلب علم را منحصر در هیچ زمین و زمان ندانسته و آن را محدود به اشخاص خاصی نمی‌کند بلکه فریضه همه می‌داند.
سایه سنگین و مرتفع کلیسا هرچه بیشتر به طرف آسمان کشیده بود علوم دینی را بیشتر به قهقرا می‌کشاند کلیسا و کلیسائیان هر کار فکری هم که کرده باشند از فرهنگ محافظت نکردند درحالیکه نه معادل مسلمانان بلکه بسیار بیشتر امکانات در اختیار داشتند.
کوته فکری از همان ابتدا هرگونه خلاقیت استعدادها را خفه می‌کرد و هرگونه فکر فعال را که با دستورات کلیسا موافق نبود به باز پس گرفتن حرفهایش مجبور می‌کرد.
عشق به کتاب
هارون الرشید پس از پیروزی در جنگ عمودیه (۸۳۸ .م) تحویل نوشته‌های یونان قدیم را شرط صلح با بیزانس اعلام کرد در حالیکه امروزه از مغلوبان معادن سلاحها و غیره مطالبه می‌کند.
مامون نیز پس از پیروزی بر روم شرقی تمام آثار فلاسفه را که به عربی ترجمه شده بودند به عنوان خراج جنگی درخواست کرد در واقع سران اسلام می‌بایست کاملاً عاشق و دیوانه همین طومارها و بسته‌های پاره کاغذ و پوست آهو بوده باشند مسیحیان نیز به حراج ا فکار بیدینان یونانی به بیدینان مسلمان پرداختند بطوری که به دست آوردن نوشته‌های ترجمه نشده یکی از سرگرمیهای امرا و وزرا شده بود
البته اگر این کار انجام نمی‌گرفت آن کتابها همه از بین رفته و در زیر زمینهای مرطوب و در بسته بیزانس پوسیده می‌شدند.
دانشمندان اسلامی و مترجمین با وجدانی نظیر حنین بن اسحاق بوسیله ترجمه هایشان بسیاری از آثار عقلیه یونان را از مفقود شدن کامل نجات دادند او برای به دست آوردن برخی نسخه‌ها و کتابها فلسطین و مصر و اسکندریه را خود زیر پا گذاشت.
با همان سرعت و دلیلی که عشق برای ماشین و یخچال و تلویزون پس از جنگ جهانی دوم شیوع پیدا کرد عشق به کتاب در بین ملل اسلامی گسترده شد در سطح اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مقیاس قضاوت تعداد و اهمیت کتابهای هر سامان بود و هر شهری برای خودش کتابخانه‌ای تاسیس می‌کرد و سرمداران حکومتها از سلطان و وزیر و وکیل در این راه می‌کوشیدند در شهر کوچکی مانند نجف در عراق در قرن دهم میلادی ۴۰ هزار جلد کتاب وجود داشت ده تا دوازده جلد فهرست بزرگ کتابهای کتابخانه شهر ری را صورت برداری کرده بودند.
ابن سینا در کتابخانه سلطان محمود بخارایی کتابهایی را دید که تا به حال ندیده بود و جای دیگر ندید
ولی هیچ کدام از اینها به کتابخانه قاهره فاطمیان نمی‌رسید که زیباترین و کامل‌ترین کتابخانه با بیش از یک میلیون و ششصد هزار جلد کتاب داشت اگر این رقم‌ها تخمینی هم باشد همین که با افتخار درباره کتابخانه‌هایشان سخن می‌گویند نشان از فرهنگی غنی دارد اینها همه در زمانی بود که صنعت چاپ به راه نیفتاده بود و استنساخ یک نسخه ماهها و گاهی سالها بطول می‌کشید.
ابن الهیثم برای ترجمه یک چلد کتاب ۷۵ درهم دریافت کرد که با آن ۶ ماه زندگی کرد و پس از مرگش دوازده هزار و پانصد کیلو پوست آهوی نوشته به دست خودش باقی گذاشت
کتاب دوستی نه تنها در بین دانشمندان بلکه در بین همه مسلمانان گسترده بود. رایج بود که هر کس مالی داشت می‌باست مجموعه‌ای از کتب کمیاب و پر ارزش را هم داشته باشد.
امتی به مدرسه می‌رود
در همان زمانی که اشراف اروپا افتخار می‌کردند که نوشتن نمی‌دانند و برای پیدا کردن یک رهبان با سواد انسان به زحمت می‌افتاد در هزاران هزار مدرسه اسلامی در شهرها و رهات پسران و دختران روی فرشهای کوچکشان زانو می‌زدند و آیه‌های قرآن را هجی می‌کردند تا با هم بخوانند منظور اصلی این مدارس آن بود که هر کسی بتواند آگاهانه به دین اسلام وارد شود و چون هر مسلمان می‌بایست قرآن بخواند سواد آموزی جزء ارکان مسلمانی بود. بر عکس کتاب مقدس عیسی فقط با کشیشها سرو کار داشت و با آدمهای معمولی حرف نمی‌زد.
اروپا با ستایش مسلمانان به عنوان واسطه رسیدن فلسفه و علوم یونانی به اروپا سهم مستقل تمدن اسلامی را بزرگوارانه نادیده می‌گیرند و با این ستایش کم ارزش از ادای حترام درخور خوداری می‌کنند.
علاه بر اینکه در واسطه بودن نیز رساندن علوم مشرق زمین به اروپا نادیده گرفته می‌شود. در حالیکه معلوماتی که مسلمانان از یونان گرفتند به وسیله آزمایشهای تجربی رشد دادند و بسیار پیش بردند آنها مخترع آزمایش تجربی به قاطعترین معنایش هستند آنهایی که به طور خستگی ناپذیر آزمایش را تکرار می‌کردند و صحت و سقم تئوریها را بارها آزمایش می‌کردند.
فرهنگ سیاسی
سربازان در میدانهای جنگ مقهور فرهنگ و تمدن اسلامی شده بودند و شاگردان آن مکتب گردیدند معماری افسانه‌ای ادبیات پرذوق و هنرمندانه و دانش روز افزون و پر جاذبه چنان به روی آنان تاثیر گذاشته بود که اگر آنها مسلمان نبوده و از نژاد و مذهبی دیگر نیز بودند به محض تماس با آنها مجذوب می‌شدند.
حتی اشراف مسیحی عادات مسلمانها را آموختند از تحریم گوشت خوک گرفته تا ضرب سکه با جملات قرآنی وحتی ابا نداشتند که خود را با اسامی عربی بخوانند البته این مطالب همه در اروپای شرقی بود و برای اروپای غربی غیر اسلامی هرگز طبیعی نبود اروپایی که خود را در ستیز با دشمنان دین (میسحیت) می‌دانست.
معماری و موسیقی
از نظر معماری و ساختمانی نیز آنچه در سرزمینهای اسلامی انجام می‌گرفت بی نظیر بود مساجد با ساختمانهایی که از دیگر بناها متمایز و بزرگتر بود در هر شهری چشم بیننده را به خود جلب می‌کرد مسجدی نبود که دارای رواق و تالار و شبستان نباشد سبک مساجد کنونی ایران و نیز نقاط دیگر جهان هنوز هم عالی‌ترین سبک است اینها همه هنر پنجه‌ها و طراحی‌های هنرمندان اسلامی است
و این بُرج‌ها و کنگره‌های مقطع و منقوش از قاهره به ایتالیا آورده می‌شود و تقلید در ساختن کلیساها با استفاده کردن از طرحها و نقشهای اسلامی بسیار واضح است آثار این تاثیر گذاری در ساختمانهای نظامی و اقتباس از روش دفاعی نیز دیده می‌شود.
درباره آلات موسیقی و هنر نواختن نیز باید گفت آنچه تحقیقات نشان می‌دهد این است که آلات موسیقی و خواندن و نواختن را نوازندگان اروپایی از مسلمانان آموختند.
زریاب یکی از این هنرمندان جهان اسلام بود که آنچه او ارائه کرد هزاران تن تقلید کرده و به اصطلام مد روز شد اگر تا کنون مردم قرطبه (ونیز) موهای بلند دااشتند و فرق باز می‌کردند از آن پس موها را گره زدند و پشت گردن را آرایش کردند زریاب در حافظه اعجاب انگیز خود ده هزار شعر ضبط کرده بود زریاب در کار سفره و مطبخ نیز انقلابی بوجود آورد او خوراکیها و طباخی جدیدی ارائه کرد.
اسامی که روی آلات موسیقی در اروپا متداول شد خود نشانگر وارد شدن آنها از کشورهای عربی و اسلامی است فارابی فیلسوف و تئورسین بزرگ موسیقی، در نیمه اول قرن دهم میلادی رباب و قانون را که پیانوی امروزی بر اساس آن ساخته شده است اختراع کرد.
دانشمندان و محققین بسیاری از فن موسیقی در جهان اسلام ابراز وجود می‌کنند ولی فقط مقداری کمی از آثار آنها اکثرا هم بر اساس میل شخصی ترجمه می‌شوند. ابن سینا خود یک موسیقی دان درجه یک بود
کشاورزی و مواد غذایی
آنان چاههایی احداث کردند و چرخهای عظیمی که قطر دایره آنها ۲۰ تا ۳۰ متر بود بر روی رودخانه‌ها ساختند و آب آنها را از کانالهای زمینی و هوایی به مناطق مختلف هدایت کردند. هم اکنون در اسپانیا اصطلاحات عربی در زراعت فراوان است.
در اسپانیا مسلمانان به استخراج معادن نیز پرداختند و سالیانه مقدار زیادی سنگ آهن، سنگ مس، و جیوه استخراج می‌کردند.
قیمت ارزان مواد غذایی و دستمزد زیاد موجب شده بود که گروه‌های جدیدی از کشاورزان و دست ورزان به اسپانیا وارد شوند و به این ترتیب به زوری شهرهای اسپانیا و ونیز بیشترین جمعیت را در خود جای دادند در این زمان در ونیز ۶۰۰ مسجد ۵۰ بیمارستان و ۱۷۰ مدرسه و حوزه علمیه که ۴ هزار طلبه علوم دینی در آنجا مشغول تحصیل بودند و ۲۰ کتابخانه عمومی وجود داشت.
خیابانهای شهر قرطبه سنگ فرش بود و شبها چراغهای فانوسی که در اثر باد خاموش نمی‌شدند و به دیوار خانه‌ها آویزان بودند روشن می‌گردیدند.
و تازه ۲۰۰ سال بعد یعنی در سال ۱۱۸۵ میلادی پاریس اولین شهر مغرب زمین بود که تصمیم گرفت به تقلید از مسلمانان خیابانهایش را سنگفرش کند
ادبیات و شعر
جماعت عرب را که بیش از یکصد سال قبل از اسلام می‌توان گفت اکثراً شاعر بودند بعد از اسلام شعر رنگ و بوی جدیدی گرفت نزد ایشان شعر گفتن در حقیقت نوعی حرف زدن در سطح عالی تر محسوب می‌شد و زبان عربی که خود به شعر نزدیک است به وزن و قافیه تمایل دارد و حتی قرآن نیز میل به نثر مسجع دارد که یکی ز زیباییهای آن است احساسات و نمودهای فراوان با این زبان خلاقیت و ظهور پیدا می‌کند
این شعر دوستی را به شهر اندلس نیز می‌توان تعمیم داد همراه با تاثیراتی که شعر عربی در اشعار اروپایی دارد این تاثیر از شاعران بزرگی مانند ابوالعلاء و این زیدون به مراتب بیشتر از دیگران است.
در کنار این همه عشق به زنان یکی از جلوه‌های فرهنگی اسلامی است که بالابردن موقعیت زن در جامعه با وجود حرمسراهای کوچک و بزرگ آزادی اجتماعی زن در آنجا را تا حد قابل قبولی نشان می‌دهد اینک زمان اندلس با آزادی رفت و آمدشان در اجتماعات انسان را به تعجب وامی‌دارند آنها آثار علمی بوجود می‌آورند و همچون مردان به اعتماد به نفس در اشعار از عشق خود سخن می‌گویند اینها هرگز در جامعه‌ای که زن در آن تحقیر می‌شود ظهور نخواهد کرد در چنین حالی اروپا شاهد نوگرایی می‌شود که تا به حال ندیده است.
انتقال تمدن
اکنون پس از صد سال همسایگی با مسلمانان مدتهاست که مرزهای مذهبی و موانع عقیدتی عیسوی به سبب ضرورتهای تلخ سیاسی و برقراری پیمان با مسلمانان بر افکنده و پایمال شده است
در این مدت شهرها و قلاع نظامی و روستاها دائما دست به دست می‌گشتند و از تملک یکی به دیگری می‌رسیدند به همین ترتیب جو فکری آنها نیز تغییر می‌کرد گاهی حتی بخشی از سپاه مسیحیان در جهن منافع مسلمانان می‌جنگیدند در سال ۱۰۱۰ میلادی در جنگی سه اسقف مسیحی جان خود را بخاطر امیر مومنان از دست دادند.
در این بین روابط و پیمانهای عاطفی و ازدواجهایی که بین دو جهان شرق و غرب روی می‌دهد جریان سرایت فرهنگی به اروپا را شدت می‌دهد حتی تعداد بی شماری از زندانیان مسلمان در زندانهای اروپا و مسیحانی که از زندانهای اروپا باز می‌گشتند همه وسایل انتقال تواناییهای هنری و فرهنگ و تمدن بودند.
غلامان و کنیزهایی که از مسلمانان بازخرید شده و آزاد شدند تجار و بازرگانانی که بین و ملت تجارت می‌کردند و بیش از همه اینها زائرانی که از اسپانیا و از سراسر اروپا به دیار یعقوب هجوم می‌آوردند همه را می‌توان از رواج دهندگان فرهنگ اسلامی در اروپا دانست. به هر حال طرف نفوذ تمدن اسلامی در اروپا بسیار زیاد و گسترده است
چه کسی اروپا را نجات داد؟
تاریخ کشور اسپانیا نشان می‌دهد که در مدت هشت قرن حکومت اسلامی در برخی مناطق نه مسیحیت را از بین بردند و نه مسیحان را نابود کردند و در ۲۰۰ سالی که کل کشور دست مسلمانان بود بخشهای اجتماعی و رفاه و آسایش نایل آمدند و این سرزمین به مقدار زیادی از دیگر بخشهای اروپا و جهان غرب پیشی گرفت و سرمشق تمام اروپا گردید.
اسلام کلیسای مسیحی را مجبور کرد که خود را از نظر فکری و روحی و اخلاقی و همچنین از نظر رزمی قویتر کند و برداشتن محدودیتها بود که اروپا را کم کم وارث فکری و عقلی جهان اسلام کرد
افکار اروپاییان پس از صدها سال رکود و سستی به بیداری گرایید و پس از مدتها انتظار شروع به پرو بال زدن‌های اولیه پس از تولد کرد تا برای پروازی بی نظیر آماده گردد. چشم و گوش بستن و نیاموختن از دیگران دشمن زندگی و رشد انسانهاست و در مقابل مشاوره و احترام متقابل و برقراری دوستی و رقابت سالم بزرگترین نیروهای مستقر در درون انسان‌ها را به شکوفایی می‌رساند..

تاریخ فتوحات اسلامى در اروپا، شکیب ارسلان، ترجمه: على دوانى
تاریخ تمدن، ج ۴، ویل دورانت، ترجمه: گروهى از نویسندگان
فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه: مرتضى رهبانى
تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبرن
تمدن اسلامى پیشگام در علوم و فنون جدید، ج ۱و۲
تمدن اسلامى از زبان بیگانگان، محمدتقى صرفى
تاریخ تمدن اسلام، جرجى زیدان

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.