ازدواج‌های حضرت سکینه(ع) -همسر حضرت سکینه(س) ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ - ۹۶۸ بازدید

آیا پسر عثمان داماد امام حسین(ع) بود؟

در پاسخ به سوال شما دوست گرامی باید گفت: بله. اما با توضیحات زیر.ازدواج هاى سکینه اکثر مورخان ازدواج هاى مکرری را برای سکینه را ذکر کرده اند. نام شوهران وى که در منابع تاریخی آمده است عبارتند از: ۱. عبداللَّه بن حسن که در کربلا شهید شد ۲. مصعب بن زبیر ۳. عبداللَّه بن عثمان حزامى ۴. زید بن عمرو بن عثمان بن عفان ۵. اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان ۶. ابراهیم بن عبدالرحمن بن ابى عوف که دو نفر اخیر تنها وى را به عقد خویش در‌آوردند ولی هرگز به ازدواج نینجامید.
شاید براى بسیارى جاى این پرسش باشد که چگونه ازدواج هاى مکرر رخ داده است پیش از شرح این ازدواج ها توجه به چند نکته لازم است:
۱. از زمان پیامبر و در صدر اسلام رسم و سنت بر آن بوده که زنان، بى شوهر نمى ماندند. زنانى که به هر دلیل شوهران خود را از دست مى دادند چه آنان شهید مى شدند و چه از دنیا مى رفتند و چه شوهرانشان آنها را طلاق مى دادند ازدواج مجدد مى کردند و فرزندان و اقوام زن نسبت به آنان حساس نمى شدند و ازدواج مجدد مردان نیز براى زنان امرى طبیعى بوده است. مثلاً اسماء دختر عمیس پس از شهادت جعفر طیار در سال هشتم هجرى با ابوبکر که ازدواج کرد و محمد بن ابوبکر از او متولد شد، پس از مرگ ابوبکر در سال سیزدهم هجرى با على(ع) ازدواج نمود و نتیجه آن فرزندى به نام یحیى بود.[۱] با اینکه از امام باقر(ع) نقل شده که اسماء از زنان بهشتى است.[۲] همچنین بسیارى از همسران پیامبر اکرم(ص) زنانى بودند که شوهر خود را از دست داده بودند و حضرت همسر دوم یا چندم آنها بود.
۲. نسب و موقعیت اجتماعى افرادى مانند سکینه که داراى کمال و زیبایى نیز بودند باعث مى شد که برابر فرهنگ حاکم بر آن زمان و سنت پیامبر(ص) عده اى از آنان خواستگارى کنند به ویژه که آنان نسب به پیامبر(ص) مى بردند. از این رو مى بینیم خاندان پیامبر زنان و مردان خود را به ازدواج همسران خویش پس از مرگ توصیه مى کردند و در مواردى افراد خاصى را براى آنان در نظر مى گرفتند. مثلاً فاطمه زهرا(س) به حضرت على(ع) توصیه کرد پس از درگذشت وى با امامه دختر خواهرش زینب، ازدواج نماید. حضرت على براساس وصیت حضرت فاطمه زهرا(س) نیز پس از شهادت آن بزرگوار[۳] با امامه ازدواج کرد.[۴]
بعد از شهادت حضرت على(ع) امامه به توصیه آن حضرت با مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب ازدواج کرد[۵] - و این مطلب در روایت صحیح و منابع معتبر آمده است[۶]- چون حضرت مى دانست که ممکن است معاویه به خواستگارى وى بیاید. گفته اند این نکته را حضرت به مغیره هم فرموده است .پس از اتمام عده امامه معاویه از او خواستگارى کرد و در نامه اى که به مروان نوشت هزار دینار براى وى فرستاد. امامه به مغیره پیام داد که اگر نیازى به ما دارى اقدام کن وى نیز امامه را از امام حسن(ع) خواستگارى کرد.[۷]
۳. از گزارش هاى مورخان استفاده مى شود که دختران امام حسین(ع) پس از درگذشت شوهرانشان از سوى حاکمان بنى امیه خواستگارى شده اند و چون پاسخ منفى داده اند مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند این موضوع را راجع به سکینه و فاطمه نوشته اند. چند سال پس از درگذشت حسن بن حسن شوهر فاطمه، عبدالرحمان بن ضحاک حاکم مدینه از او خواستگارى کرد و فاطمه به وى پاسخ منفى داد حاکم بر نظر خود اصرار مى کرد و مى گفت: اگر خواستگارى مرا رد کنى عبداللَّه پسرت را به اتهام شرکت در مجلس شراب خوارى دستگیر و در جمع مردم گردن مى زنم و آبروى تو را مى برم از این رو فاطمه به خلیفه که در آن زمان یزید بن عبدالملک بود شکایت کرد و او حاکم مدینه را عزل کرد - عزل وى را در سال ۱۰۴ دانسته اند-[۸]. او حتی از سوی خلفای اموی همچون عبدالملک مروان[۹] نیز خواستگاری شد ولی جواب او منفی بود. پاسخ منفی او سبب شد برخی همسران وی توسط امویان مسموم شده و به قتل برسند[۱۰] و برخی نیز به اجبار وی را طلاق دهند،[۱۱] تا از این طریق وی مجبور به ازدواج با آنان شود از این رو شاید بتوان ازدواج وی با نوه عثمان را از باب راحت شدن از فشار امویان دانست. زیرا فرزند عثمان از بستگان آنان به حساب می‌آمد. اما این ترفند وی نیز با شکست مواجه شد و نوه عثمان نیز به دستور سلیمان بن عبدالملک مجبور به طلاق وی شد.[۱۲]. [۱] . ر.ک: سیماى کارگزاران على بن ابى طالب امیرالؤمنین(ع)، ج۲، ص۲۴۷.
[۲] . همان، ص۲۴۳.
[۳] . بحارالانوار، ج ۴۲، ص۹۲؛ قوت القلوب، ابوطالب مکى، ج۱، ص۴۷۱، دارصادر، بیروت؛ مناقب آل ابى طالب، ج۳، ص۳۸.
[۴] . منتهى الآمال، محدث قمى، ج۱، ص۲۳۱؛ منتخب التواریخ، ملاهاشم، ص۱۴۳.
[۵] . بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۶۶.
[۶] . تهذیب الاحکام، ج ۸، ص۲۵۸، ح۱۶۹ و ج۹، ص۲۴۱، ح۲۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۹۸، ح ۵۴۵۵؛ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۲۶ و ج۱۵، ص۴۷۴؛ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۰۰؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۶۲.
[۷] . الاصابه، ج ۸، ص۲۵؛ انساب الاشراف ،ج۲،ص ۶۸؛ الاستیعاب،ج۴،ص ۱۴۴۸ و ۱۷۸۹؛ المعارف، ص۱۲۷.
[۸] . الکامل، ابن اثیر، ج۵، ص۱۱۳.
[۹] . بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۵.
[۱۰] . ر.ک:‌المحبر، ص۴۳۸
[۱۱] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۴۷؛ ابن عماد حنبلی،‌ شذرات الذهب، ج۲، ص۸۲.
[۱۲] . ابن قبیبه دینوری، المعارف، ص۲۱۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.