ازدواج اجبارى و تحمیلی ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۸۲ بازدید

مى خواستم سؤالى در مورد قضا و قدر از شما بپرسم. اگر ازدواج به اصرار خانواده ام باشد و من مجبور باشم آن را قبول کنم، آیا درسته که شاید خداوند هم این جور مصلحت دانسته؟ آیا این حرفایى که علاقه بعد ازدواج به وجود میاد درسته؟!

انتخاب همسر حق شماست. نباید به شخصى که هیچ علاقه اى به او ندارید به اجبار دیگران جواب مثبت دهید. این که مى گویند علاقه بعد از ازدواج ایجاد مى شود همیشه صحیح نیست. این جمله زمانى صحیح است که اقدام بر ازدواج براساس ملاک ها و معیارهاى اصلى ازدواج شکل گرفته باشد؛ یعنى، اگر طرفین براساس ملاک هاى مذهب و دیندارى، تناسب هاى فرهنگى، اقتصادى، تحصیلى و سنى، و... تصمیم به ازدواج گرفته باشند اگرچه در مراحل اولیه چه بسا نگرانى و ابهامى باشد اما در ادامه زندگى رضایت بخشى خواهند داشت. اما اگر ازدواج بر اساس تحمیل و اجبار دیگران باشد و ملاک هاى یاد شده در طرف مقابل وجود نداشته باشد نه تنها علاقه اى بعد از ازدواج شکل نمى گیرد بلکه دچار آسیب هاى ازدواج تحمیلى خواهند شد.امروزه یکى از معضلات اجتماعى، ازدواج هاى اجبارى و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب مى نماید. این آسیب کم و بیش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. این پدیده شوم منحصر به کشورهاى جهان سوم نیست و در کشورهاى پیشرفته و صنعتى هم گزارش شده است. مقصود از «ازدواج اجبارى» پیوند زناشویى رسمى است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکى از آنان نادیده انگاشته شود و براى برقرارى این پیوند، از انواع فشارهاى روانى اطرافیان استفاده گردد. ازدواجى که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه هاى خوش بختى را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینى این پیوند مقدّس را به صورت یک کابوس وحشتناک در مى آورد و زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى را با آسیب هاى جدّى مواجه مى سازد. آسیب و عوارض منفى این گونه ازدواج ها بر سلامت جسمى و روحى پسر و دختر تأثیر منفى بر جاى مى گذارد.
از دست دادن امید به زندگى، فقدان تصویرى موفقیت آمیز براى زندگى خود و فرزندان یکى دیگر از اختلالات عاطفى و روانى ازدواج هاى تحمیلى به شمار مى رود. مجموعه این فشارهاى روانى ایجاد هرگونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه از بین مى برد و افسردگى، پرخاشگرى و دل سردى از زندگى را به همراه مى آورد. آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگى است که در نتیجه آن مى توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، و... اشاره نمود.
از طرف دیگر باید توجه داشته باشید که بحث هاى قضا و قدر را نباید با تفکرات مردم عوام آلوده کنیم و چنین گمان کنیم که ما از خود هیچ اختیارى نداریم و حق تصمیم گیرى نداریم. در دین اسلام تأکید زیادى به تفکر، تعقل و تدبیر شده است. مصلحت آن است که با توجه به اختیارى که خداوند در وجود شما قرار داده و براساس تفکر و مشورت با صاحبان تجربه، طرف مقابل را گزینش کنید و قضا و قدر هم در همین راستاست. نه آن که بدون تکیه بر اختیار و توانایى انتخاب گرى منتظر باشید هر چه پیش آید بر شما تحمیل شود.
بنابراین اگر تحقیق کافى انجام شد و طى جلسات خواستگارى و گفتگوهاى متعارف بین دختر و پسر معلوم شد فرد مورد نظر داراى شایستگى هاى ایمانى و اخلاقى و نیز تناسب هاى مختلف لازم در ازدواج، مى باشد مى توان به وى پاسخ مثبت داد و علاقه و محبتى که در زندگى مشترک لازم است پس از ازدواح حاصل مى شود ولى اگر در تحقیق و گفتگوهاى جلسات خواستگارى هیچ نقطه مثبتى یافت نشد یا تناسب و توافقى که شرط مهم موفقیت در ازدواج است مشاهده نشد نمى توان گفت پس از ازدواج علاقه ایجاد مى شود و باید به این تقاضا پاسخ منفى داد و این از لوازم اختیار و آزادى در انتخاب است.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.