ازدواج امام حسن(ع) با جعده ۱۳۹۰/۵/۲۲

جواب این سوال دو قسمت می باشد:اول در مورد همسر امام حسن(ع) : که نوشته شده دارای مشکل اخلاقی بوده، آیا جعده از زمانی که همسر امام شد دارای این مشکل بود؟ آیا او واقعا عاشق یزید شد؟ در این باره باید چگونگی ازدواج او را با امام بدانیم تا در مورد امام قضاوت کنیم.در جریان ازدواج امام حسن با جعده آمده که امیرالمومنین دختر سعیدبن قیس(برادر اشعث) را برای امام حسن خواستگاری نمود، وقتی اشعث از این جریان مطلع شد نزد سعید رفت و او را از این کار منصرف نموده و دختر سعید را به عقد پسر خود درآورد، بعد از آن نزد امیرالمومنین آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری نموده اید زن پسر من است.
جواب این سوال دو قسمت می باشد:
اول در مورد همسر امام حسن(ع) : که نوشته شده دارای مشکل اخلاقی بوده، آیا جعده از زمانی که همسر امام شد دارای این مشکل بود؟ آیا او واقعا عاشق یزید شد؟ در این باره باید چگونگی ازدواج او را با امام بدانیم تا در مورد امام قضاوت کنیم.
در جریان ازدواج امام حسن با جعده آمده که امیرالمومنین دختر سعیدبن قیس(برادر اشعث) را برای امام حسن خواستگاری نمود، وقتی اشعث از این جریان مطلع شد نزد سعید رفت و او را از این کار منصرف نموده و دختر سعید را به عقد پسر خود درآورد، بعد از آن نزد امیرالمومنین آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری نموده اید زن پسر من است. در آنجا با اصرار دختر خود را به عقد امام حسن درآورد.(ابی الفرج عبدالرحمن بن جوزی،ص ۲۷) در منابع‌، فرزندی‌ از جعده‌ برای‌ امام‌ حسن‌ گزارش‌ نشده‌ است‌.
در بیشتر منابع‌ شیعی‌ آمده‌ است‌ که‌ معاویه‌ با وعده مالِ بسیار و ازدواج‌ با یزید، جعده‌ را تطمیع‌ کرد تا شوهرش‌، امام‌ حسن را که در آنزمان خانه نشین شده بود زهر دهد و او نیز به طمع ثروت زیاد و عروس خلیفه وقت شدن چنین‌ کرد و بر اثر آن‌ امام‌ را به‌ شهادت‌ رساند (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به مفید، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶؛ ابن‌شهر آشوب‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۰۲؛ اربلی‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۳۸ـ۱۳۹). به‌ گزارش‌ طبرِسی‌ (ج‌ ۲، ص‌ ۱۳)
پس‌ از کارگر افتادن‌ زهر، معاویه‌ به‌ وعده مالی‌ که‌ به‌ جعده‌ داده‌ بود وفا کرد، ولی‌ به‌ ازدواج‌ او با یزید رضایت‌ نداد (ابوالفرج‌ اصفهانی‌، ص‌ ۴۸) و به‌ او گفت‌ که‌ می‌ترسد فرزندش‌، یزید، را نیز مانند حسن‌بن‌ علی‌ به‌ قتل‌ برساند ( رجوع کنید به مسعودی‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۸۲؛ طبرسی‌، همانجا). بنا به‌ نقل‌ بعضی‌ از منابع نیز، سم‌ دادن‌ جعده‌ به‌ امام‌ حسن‌ علیه‌السلام‌، به‌ تحریک‌ و دستور یزیدبن‌ معاویه‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌ابی‌الحدید، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۱، به‌ نقل‌ از مدائنی‌؛ ابن‌کثیر، همانجا).
با توجه به مطالب ذکر شده و اوضاع سیاسی اجتماعی آن روز درمی یابیم که جعده و اشعث فریب وعده های معاویه را خورده و نه اینکه جعده عاشق یزید باشد بلکه چون خلیفه آنوقت معاویه بود و می خواست زن پسر خلیفه آنروز و خلیفه آینده شود دست به چنین کاری زد.
۲. در مورد علم امامان علیهم السلام نیز نکاتى را باید مد نظر قرار داد: ۲-۱. پیامبرصلى الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهم السلام در مسائل عادى، فردى و امور اجتماعى، موظف به استفاده از علم عادى بوده اند. از این رو همواره در این گونه مسائل، از شیوه هاى معمولى تحقیق و کسب آگاهى نموده و بر اساس آن عمل مى کردند. سرّ این مسئله نیز آن است که آنان، الگوى بشریت اند و اگر در مسیرزندگى و حرکت هاى اجتماعى، راهى غیر از این بپویند، دیگر جنبه اسوه بودن خود را از دست خواهند داد و جهانیان - به بهانه آنکه آنان با علم لدنى عمل مى کرده اند از حرکت هاى سازنده، انقلابى و اصلاحى باز خواهند ایستاد. ۲-۲. برخى بر این عقیده اند: علم غیب براى پیامبر و امامان شأنى است؛ یعنى، چنان نیست که این علم همواره، هر چیزى را در اختیار آنان قرار دهد. ۲-۳. علم غیب، گاهى به واقع محتوم و تغییرناپذیر تعلق مى گیرد. بنابراین بعضى از چیزهایى که پیامبر و امامان از طریق غیبى مى دانند، همان چیزى است که حتماً واقع خواهد شد.
این گونه آگاهى، چیزى نیست که با آن بتوان تغییرى ایجاد کرد و سرنوشت چیزى را تغییر داد. نکته دیگر آنکه بین علم لدنى و علم معمولى، تفاوت اساسى وجود دارد و آن اینکه علم لدنى معیار و میزان تکلیف نیست. علم ائمه طاهرین علیهم السلام در بعضى مسائل - از جمله شهادت خود از این قبیل بوده است؛ برعکس علم عادى که زمینه اش براى امامان علیهم السلام - همانند دیگر مردم وجود دارد و معیار تکلیف پذیرى است.
ائمه اطهارعلیهم السلام بر اساس همین علم، گاهى به کارى دست مى زدند و گاهى از کارهایى پرهیز مى کردند .
۳. نکته دیگر این است که اگر بخواهیم بدانیم چه کسی شایسته هدایتگری جامعه است و چه کسی نیست چه منطق و معیاری را باید برگزید؟ بسیاری از شخصیتهای بزرگ و برجسته در طول تاریخ همسران خوبی نداشته اند و چه بسیار کسانی که همسر خوب داشته اما هیچ پیام ارزنده ای برای بشریت نداشته اند . آنچه ملاک هدایتگری است جهان بینی صحیح ، آرمانها و مقاصد عالیه ، تعالیم ارزشمند و رفتار صحیح اخلاقی و معنوی است . جالب اینجاست که امامان حتی با درک دشمنی بسیاری از اطرافیانشان با ایشان زیبا ترین رفتار انسانی و اخلاقی را داشته اند و این خود درسی برای بشریت است که حتی در چنین مواردی چگونه رفتار باید کرد.
۴. انسان موجودی مختار و رنگ پذیر است و در هر شرایطی ممکن است از اعلی علیین به اسفل سافلین سقوط کند و یا از پست ترین مراتب به برترین آنها صعود کند . کسانی گاه در پیامبران و برجسته ترین آموزگاران اخلاق و تقوی راه شقاوت را بر می گزینند .
گاه نیز کسانی چون حر در بدترین و حساس ترین وضعیت به را صلاح و سعادت در می آیند . همه اینها این آموزه قرآنی را به یاد می آورد که اولا ، هر کس در گرو کرده های خویش است .
ثانیا ، در هر لحظه انسان باید از خود مواظبت کند . نه چنین بپندارد که صرف بودن در شرایط خوب او را از شر شیطان و گمراهی مصون می دارد، و نه گمان کند که در شرایط نامناسب همه راهها به سوی نجات بر او بسته است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.