ازدواج در آیه ۲۱ سوره روم ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ - ۵۵۸۴ بازدید

میخواستم بپرسم چرادر سوره روم آیه۲۱ خداوند فرمود: «أزواجا لتسکنوا إلیها» آیا این ضعف زن در برابر مرد را میرساند؟

خیر، برداشت اشتباه است و اصلا بحث ضعف زن در برابر مرد مطرح نیست. اگر ضعف هم باشد ضعف مرد است که با زن آرامش پیدا می کند. آیه در مقام بیان نشانه های قدرت و عظمت خدا و لطف او به انسانها است.ازواج در آیه جمع زوج و زوج هم بر زن اطلاق می شود و هم بر مرد. لتسکنوا از باب تغلیب برای مخاطبین مرد اطلاق شده و گر نه زن و مرد هر دو را شامل می شود. بنابراین وجود زن و شوهر مایه تسکین هم هستند گر چه وجود و ساختار آفرینشی زن طوری است که سکن و آرامش بیشتری به مرد و خانه می دهد و این نشانه حکمت الهی برای زندگی است نه ضعف زن.توضیح بیشتر این که:آیه بیان می کند که خلقت ازدواج و جعل مودت و مهربانى بین زن و مرد از نشانه های قدرت و علم خدای بی همتا است .«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها ...».علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیه می نویسند:
راغب در مفردات گفته: کلمه زوج به هر یک از نر و ماده حیوانات در صورتى که جفت هم شده باشند اطلاق مى شود، هم چنان که به هر یک از دو قرین چه حیوان و چه غیر حیوان نیز زوج گفته مى شود، خداى تعالى فرموده: فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثى؛ خدا از آن دو زوج قرار داد، یکى نر و یکى ماده. و نیز فرمود: به آدم گفتیم که تو و زوجت در بهشت منزل کنید، و اگر به ماده از حیوانات و مخصوصا انسان زوجه مى گویند، لغت نازیبا و غیر فصیح است، که جمعش زوجات مى آید،- تا آنجا که گفته- و جمع زوج ازواج مى آید.
پس اینکه فرمود: أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها، معنایش این است که براى شما و یا براى اینکه به شما نفع برساند از جنس خودتان زوج آفرید.
آرى هر یک از مرد و زن دستگاه تناسلى دارند که با دستگاه تناسلى دیگرى کامل مى گردد و از مجموع آن دو توالد و تناسل صورت مى گیرد، پس هر یک از آن دو فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود، و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوى دیگرى حرکت مى کند، و چون بدان رسید آرام مى شود، چون هر ناقصى مشتاق به کمال است، و هر محتاجى مایل به زوال حاجت و فقر خویش است، و این حالت همان شهوتى است که در هر یک از این دو طرف به ودیعت نهاده شده.
وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً- کلمه مودت تقریبا به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعى را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود، به خلاف خشوع که به معناى نوعى تاثر نفسانى است، که از مشاهده عظمت و کبریایى در دل پدید مى آید.
و رحمت، به معناى نوعى تاثیر نفسانى است، که از مشاهده محرومیت محرومى که کمالى را ندارد، و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید مى آید، و صاحبدل را وادار مى کند به اینکه در مقام برآید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع کند.
یکى از روشن ترین جلوه گاه ها و موارد خودنمایى مودت و رحمت، جامعه کوچک خانواده است، چون زن و شوهر در محبت و مودت ملازم یکدیگرند، و این دو با هم و مخصوصا زن، فرزندان کوچکتر را رحم مى کنند، چون در آنها ضعف و عجز مشاهده مى کنند، و مى بینند که طفل صغیرشان نمى تواند حوائج ضرورى زندگى خود را تامین کند، لذا آن محبت و مودت وادارشان مى کند به اینکه در حفظ و حراست، و تغذیه، لباس، منزل، و تربیت او بکوشند، و اگر این رحمت نبود، نسل به کلى منقطع مى شد، و هرگز نوع بشر دوام نمى یافت.
نظیر این مورد مودت و رحمتى است که در جامعه بزرگ شهرى، و در میان افراد جامعه مشاهده مى شود، یکى از افراد وقتى هم شهرى خود را مى بیند، با او انس مى گیرد، و احساس محبت مى کند، و به مسکینان و ناتوانان اهل شهر خود که نمى توانند به واجبات زندگى خود قیام کنند، ترحم مى نماید.
و به طورى که از سیاق برمى آید مراد از مودت و رحمت در آیه همان مودت و رحمت خانوادگى است، هر چند که اطلاق آیه شامل دومى نیز مى شود.
لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ- چون وقتى قومى در باره اصول تکوینى خویش بیندیشند که آن اصول مرد و زن را وادار کرده به اینکه تشکیل جامعه خانوادگى دهند، و نیز آن دو را به مودت و رحمت واداشت، و آن مودت و رحمت نیز اجتماع مدنى و شهرى را پدید آورد، و چه آثارى بر این اجتماع مترتب شد، نوع بشرى بقاء یافت، و زندگى دنیایى و آخرتى انسان به کمال رسید، آن وقت متوجه مى شوند که چه آیات عجیبى در آنها هست، و خداى تعالى چه تدابیرى در امر این نوع از موجودات به کار برده، تدابیرى که عقل را حیران و دهشت زده مى کند.
ر. ک: ترجمه المیزان، ج ۱۶، ۲۴۹- ۲۵۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من یه دختر مجرد هستم ۳۱ سال دارم، چند سال پیش خواستگاران خیلی زیادی داشتم ولی چون موقعیت خوب واسم نیومد همه خواستگارانم را رد کرد، و الان خواستگار ندارم، پشیمان شدم که قبلن خواستگارانم را یکیشون را قبول نکردم، دختر خوشکل و محجبه ای هستم، دلم همیشه باخداست، فرزند شهید هم هستم،
تو رو خدا یه دعایی بهم بگید که برای ازدواج موفق باشه و من ازدواج کنم و خوشبخت بشوم،
خیلی احساس تنهایی میکنم، همیشه فکر میکنم نکنه کسی با سحر و جادو بختم را بسته، چون از فامیل هام یه چند نفر بخیل حسود و دشمن اطرافم هستند،
یه دعایی میخواستم بهم بگید برای باز شدن بخت و ازدواج موفق و همسر خوب
و یه دعایی هم میخواستم برای باطل کردن سحر هر کسی که سحر کنه که بخت کسی را بسته چه دعایی کنیم که سحرشون باطل بشه، میدونم که سحرها واقعیت ندارد، و تا خدا نخواد برگ از درخت نمیریزه و همه چی به دست خداست، به سحر اینا اعتقاد ندارم، من فقط به خدای مهربانم ایمان دارم که روزی کمکم میکنه،
یه دعایی بهم بگید که ازدواج موفق و سریع داشته باشم و خوشبخت بشم
ممنونم از لطفتون، اجرتون با خدا🙏🏻🙏🏻
پرسمان
سلام علیکم، مشکلی که شما با آن روبرو هستید، ربطی به سحر و جادو ندارد، بلکه بیشتر به عملکرد خود شما بر می گردد که در گذشته خواستگاران خوب تان را رد کرده اید و حالا با افزایش سن از میزان خواستگاران تان کاسته شده است.
وظیفه شما این است که همچنان برای جذب خواستگاران خوب و ازدواج تان به اندازۀ وسع و توانایی تان از راه های مشروع و با رعایت چارچوب‌های شرعی، ضوابط عقلی و ملاحظات عرفی اقدام کنید، اما اینکه نتیجه چی می شود در اختیار شما نیست، شما تنها به وظیفه و تکلیف خود عمل می کند تا ان شاءالله خداوند به یاری تان می آید و کمک تان می کند تا ازدواج موفق و پایداری را برای خویش رقم بزنید. برای جذب خواستگاران خوب و مناسب علاوه بر مهارت افزایی در زمنیه های مختلف می توانید به افراد مورد اطمینان و مؤثق در محل زندگی، محل کار و محل تحصیل نیز بسپارید که شما را به دیگران معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج فراهم گردد.
اگر شما برای جور شدن اسباب ازدواج تان به دیگران خصوصاً افراد معتمد، مؤمن و مورد اطمینان بسپارید که شما را به برخی خانواده ها معرفی کنند، نه تنها هیچ ایراد شرعی ندارد و گناه نیست؛ بلکه توصیه به این کار نیز می شود و این کار منافاتی با دعا و توکل به خدا دارد؛ بنابراین هیچ ایرادی ندارد که به افراد موثق و مورد اطمینان از دوستان و آشنایان در محل تحصیل، محل کار و محل زندگی تان بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد به صورت غیرمستقیم به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج به وجود آید.
میهمان
می فرمایید به دلیل تغلیب نوشته لتسکنوا الیها، در حالیکه می توانست مثل جمله قبلش که نوشته از جنس خودتان ازواجی آفریدیم از ضمایر جمع استفاده کند.
پرسمان
سلام علیکم، همان گونه که روشن است هر زبانى، داراى ضوابط، قواعد و دستورات خاصى است. یکى از قواعد ادبى زبان عربى، کاربرد ضمیر و صفات مذکّر و مؤنّث است که داراى سه حالت است:
الف. اگر گفت وگو فقط درباره مردان باشد، صیغه «مذکّر» به کار مى رود.
ب. اگر سخن فقط درباره زنان باشد، صیغه «مؤنّث» به کار مى رود.
ج. اگر طرف محاوره هم مردان باشد و هم زنان، از صیغه «مذکّر» استفاده مى شود و این به جهت «قاعده تغلیب» در ادبیات است.
با توجّه به این مقدّمه، انواع خطابات قرآنى در مورد زن و مرد به شرح زیر قابل تبیین است:
T}۱. {Tدر مواردى قرآن کریم با صراحت زن و مرد را در کنار یکدیگر مورد خطاب قرار مى دهد:۱-۱. A}«أَنّى لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى»{A؛V} آل عمران (۳)، آیه ۱۹۵.{V؛«من عمل هیچ عمل کننده اى از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد».۱-۲. A}«مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»{A؛V} نحل (۱۶)، آیه ۹۷.{V؛«هر کس کار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى داریم؛ و پاداش آنان را به بهترین اعمالى که انجام مى دادند، خواهیم داد».۱-۳. A}«إِنَّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرینَ اللّهَ کَثیرًا وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظیمًا»{A؛V} احزاب (۳۳)، آیه ۳۵.{V؛«به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است».۱-۴. A}«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ. وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»{A؛V} نور (۲۴)، آیات ۳۰ و ۳۱.{V؛«به مؤمنان بگو چشم هاى خود ر (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است! و به آنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند».این نوع خطابات براى این است که قرآن مى خواهد افکار جاهلى و قبل از اسلام را تخطئه کند؛ چون آنان بین زن و مرد فرق مى گذاشتند و فضایل را منحصر در مردان مى دانستند!! در حالى که؛ «آنچه باید کامل شود «روح» است و روح، نه مذکّر است و نه مؤنّث»V} زن در آیینه جلال و جمال، ص ۱۰۰.{V.برخى دیگر از بزرگان فرموده اند: «براى اینکه توهّم نشود تکلیف مختص مردان است، هر دو صیغه مذکّر و مؤنّث استعمال شده است. و اصولاً در این گونه موارد صیغه مؤنّث براى تأکید و جلب توجّه به این امر است که مرد و زن، در حکم و تکلیف مزبور هیچ فرقى با یکدیگر ندارند»V} محمدتقى مصباح یزدى، جزوه حقوق و سیاست، ج ۲، ص ۲۰۵۸.
{V.T}۲. {Tخطاب هایى که فقط متوجّه مردان است؛ مانند آیاتى که نعمت هاى بهشتى و حورالعین را نصیب مردان پارسا و پرهیزگار دانسته است مانند آیه شریفه:A}«کَذلِکَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عینٍ»{A؛V} دخان (۴۴)، آیه ۵۴.{V؛«این چنین اند بهشتیان؛ و آنها را با حورالعین تزویج مى کنیم».و آیات دیگرV} طور (۵۲)، آیه ۲۰؛ واقعه (۵۶)، آیه ۲۲.{V که طرف خطاب آنها فقط مردان است.در توجیه این گونه خطابات گفته شده است: از آنجایى که هم در جامعه صدر اسلام و هم در اجتماع مطلوب و آرمانى اسلام، حضور مردان در بیرون خانه بیشتر بوده و باید باشد، به مراتب بیش از زنان در صحنه هاى اجتماعى حضور داشته و دارند، در نتیجه خطابات بیشتر در عمل و در واقع، متوجّه آنان است. این مطلب بدان معنا نیست که به مردان اصالت داده شده است و زنان اساساً به شمار نیامده بلکه علّت اصلى این گونه خطاب ها، همین است که مکالمه پیامبرصلى الله علیه وآله به عنوان رسول و واسطه در ابلاغ پیام به طور طبیعى بیشتر با مردان جامعه است V} جزوه حقوق و سیاست، ص ۲۰۵۹.{V علاوه بر اینکه «زن» به عنوان ناموس خلقت مى باشد و حیا و متانت اقتضاء مى کند هر چه کمتر در محاورات عمومى مورد خطاب قرار گیرد و این فرهنگ در خانواده هاى با شخصیت به طور معمول رعایت مى شود.
T}۳. {Tخطاب هایى که با صیغه مذکّر آمده اما مجموعه زنان و مردان را شامل شده است؛ مانند:۳-۱. A}«وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرّیَّةً ضِعافًا خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیدًا»{A؛V} نساء (۴)، آیه ۹.{V؛«کسانى که اگر فرزندان ناتوانى از خود به یادگار گذارند، از آینده آنان مى ترسند، باید (-(از ستم درباره یتیمان مردم)-) بترسند! از (-(مخالفت)-) خدا بپرهیزند و سخنى استوار بگویند».۳-۲. A}«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا...»{A؛«اى کسانى که ایمان آورده اید!...».این نوع خطاب، شامل مردان و زنان است، چنان که در قوانین کشورى نیز واژه هاى «مردم»، «افراد جامعه»، «انسان ها» به کار مى رود و ضمایر مذکر به آنها ارجاع مى شود. بدین جهت تاکنون کمتر شنیده شده است در زمان نزول آیه هاى قرآنى، زنى یا مردى اعتراض کرده باشد که چرا قرآن فقط با مردان سخن مى گوید و به زنان اعتنایى ندارد یا کمتر اعتنا دارد، یا پرسیده باشد که آیا فلان حکم الهى و امر و نهى قرآنى، مختص مردان است یا شامل زنان هم مى شود و همه مردم با فرهنگ عمومى و زبان عرفى خودشان درمى یابند که این نوع خطاب ها شامل مردان و زنان مى باشد. گرچه بسیارى از آیه ها و جمله هاى قرآنى، با سیاق هاى مذکّر بیان شده است؛ به همه آنان (چه مرد و چه زن) توجّه داردV} مصباح یزدى، جزوه حقوق و سیاست، ص ۲۰۵۹.{V.آرى در عصر بعثت از پاره اى تفاوت هاى حقوقى و احکام متفاوت بین زن و مرد چنین توهّم شده بود که مردان به لحاظ شخصیت بر زنان برترى دارند و زنان از پاره اى امتیازات محرومند و یکى از نشانه هاى آن را همین نحوه خطابات قرآنى مى دانستند چنانکه اسماء بنت عمیس پس از بازگشت از حبشه، از همسران پیامبرصلى الله علیه وآله این سؤال را پرسید که H}«هل فینا شى ءٌ من القرآن؟» {Hو پس از شنیدن پاسخ منفى نزد پیامبرصلى الله علیه وآله رفته و گفت: H}«ان النّساء لفى خیبةٍ و خسار»{H؛ «زنان محروم و زیان کارند»، رسول خداصلى الله علیه وآله فرمودند: «چرا؟» گفت: H}«لأنهنّ لایذکرن بخیر کما یذکر الرجال»{H و همین تصور و گفت و شنود زمینه نزول آیه ۳۵ سوره احزاب بود.V} طبرسى، مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۵۶۰.{V و با صراحت لفظ مؤنّث در کنار مذکّر و از زنان مسلمان و مؤمن در کنار مردان یاد شد.
قرآن، هرگاه از کمالات انسانى سخن مى گوید، زنان را همسان مردان مطرح کند:A}«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً»{A؛V} احزاب (۳۳)، آیه ۳۵.{V؛«مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار، و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى کنند، خدا براى (-(همه)-) آنان آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است».این آیه به طور آشکار، از آیات درخشان، مرتبط با موضوع زن و گویاى تساوى زن و مرد در پیمودن مدارج کمال است. مراحل مختلف کمال شامل: اسلام، ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع، تصدّق، صوم، پاکدامنى و ذکر کثیر، براى مرد و زن به طور یکسان مطرح است؛ و زن و مرد مى توانند این مدارج را طى کرده و به شخصیت والاى انسانى دست یابند.زمینه نزول آیه، اظهار نگرانى «اسماء بنت عمیس» و بنا به روایتى اظهار نگرانى «امّ سلمه» نسبت به نازل نشدن آیاتى از قرآن در تمجید از زنان مؤمن بوده است. وى این امر را به رسول صلى الله علیه وآله شکایت برد. سپس این آیه با اعلان اینکه بهره مندى از مغفرت و پاداش الهى، منوط به کسب فضیلت هایى براى مؤمنان است، نازل شد. در واقع این آیه از زنان، در برخوردارى از منزلت مساوى با مردان در پیشگاه خداوند حمایت کرده است.V} عبد على حوزیزى، نورالثقلین، قم: دارالکتب العلمیه، بى تا، ج ۴، ص ۲۷۷، ح ۱۱۳، به نقل از مجمع البیان.
{Vشأن نزول آیه نشان مى دهد، اعتراضاتى که امروزه در ارتباط با نگرش متفاوت به زنان و مردان در زمینه مسایل گوناگون مطرح است، مسایل جدید و نوپایى نیست؛ بلکه این ایرادهاى مغرضانه و یا شبهات صادقانه، از صدر اسلام مطرح بوده که در آیات و روایات منعکس است.به عقیده سیّد قطب، این آیه، زن را هم ردیف مرد آورده و او را در پیوند و ارتباط با خداوند، هم چنین در کسب کمالات، همسان مرد دانسته و این در حقیقت اقدام عملىِ اسلام در جهت بالا بردن ارزش زن و ارتقاى بینش جامعه نسبت به جایگاه زن مى باشد.V} فى ظلال، ج ۵، ص ۲۸۶۳.{Vمرحوم علامه طباطبایى، ذیل آیه چنین اظهار نظر مى کند: «براساس این آیه، اسلام معتقد است: زن و مرد در سایه اسلام و ایمان مى توانند به کرامت شایسته خویش دست یابند؛ و از این نظر میان زن و مرد تفاوتى نیست»V} المیزان، ج ۱۶، ص ۳۱۳.{V.V} ر.ک: حجرات (۴۹)، آیه ۱۳؛ آل عمران (۳)، آیه ۱۹۵.
{Vچنانکه ملاحظه شد این آیه ده ویژگى سرنوشت ساز از معیارهاى ارزش را در ابعاد مختلفِ اعتقادى، اخلاقى و عملى بر شمرده و بر مشترک بودن این معیارهاى کلّى تأکید نموده است.تفسیر نمونه ضمن اینکه آیه را سخنى جامع و پُرمحتوا درباره همه زنان و مردان و صفات برجسته آنها دانسته اند، اوصاف مذکور در آیه را بدین سان دسته بندى کرده و آورده است:«بخشى از این اوصاف دهگانه از مراحل ایمان سخن مى گوید. قسمت دیگرى، پیرامون کنترل زبان و شکم و شهوت جنسى که سه عامل سرنوشت ساز در زندگى و اخلاق انسان ها مى باشد، بحث مى کند و در بخش دیگرى از مسأله حمایت از محرومان و ایستادگى در برابر حوادث سخت و سنگین یعنى صبر، که ریشه ایمان است؛ و سرانجام از عامل تداوم این صفات یعنى ذکر پروردگار سخن به میان مى آورد».V} نمونه، ج ۱۷، صص ۳۰۹ و ۳۰۸.{Vاین آیه در حقیقت نمونه اى از دیدگاه وسیع و کارکردهاى عمیق فرهنگى اسلام در زمینه احیاى کرامت انسانى زن است؛ در جامعه اى که زن از ارزش چندانى برخوردار نبود. (حقوق زن، سید ابراهیم حسینی، کد: ۶/۵۰۰۰۳۸)

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.