ازدواج موقت در اسلام ۱۳۹۰/۰۹/۲۷ - ۹۷۱ بازدید

خواستم بدانم که منظور بر اینکه در اسلام اصل بر تک همسری است، آیا درباره ی متعه یا همان ازدواج موقت هم صدق می کند؟ آخه در روایات از معصومین به شدت بر متعه تاکید شده است. حتی برای متاهلین. حتی جایی امام صادق (ع) آن را جایگزینی به جایش و متعه نکند. با این حساب بحث ازدواج موقت جداست و اصل بر انجام است؟

در پاسخ به مطالبی توجه کنید : ۱- نمی توان گفت اصل در اسلام بر تک همسری است زیرا اسلام اجازه داشتن همزمان چهار همسر دائم را به مرد داده است . وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا (نساء : ۳ )۱-۲- موضوع تک همسری در موردی است که مرد نتواند میان زنان متعدد رعایت عدالت را بنماید و اسلام در اینجا توصیه به داشتن تنها یک همسر کرده و فرموده است : فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً ؛ اگر از عدم رعایت عدالت میان چند همسر می ترسید به یکی اکتفا کنید . ۲- تاکید بر ازدواج موقت در روایات نه به خاطر تشویق به ان است بلکه به دلیل انکار آن توسط برخی خلفا در صدر اسلام است و در واقع به خاطر حمایت از حکم قرانی و اسلامی است . ۳- از روایات معصومین –ع-استفاده می شود که ازدواج موقت درمان موقت و مقطعی برای آلوده نشدن به فحشا است و نباید این ازدواج جایگزین ازدواج دائم گردد و نباید مردانی که همسر دائم دارند و به همسرشان دسترسی دارند به این ازدواج رو اورند .
۴- گر چه ازدواج موقت شرعى بوده و حرام نیست، لیکن در جامعه ما به دلایل فراوانى رواج ندار د. بنابراین توصیه ما این است که جوانان سعی کنند ازدواج دائم داشته باشند .ازدواج موقت ( صیغه) در کشور ما مورد پذیرش قرار نگرفت ومعمولاً افرادى که این عمل را انجام دهند به نوعى مورد سرزنش واقع مى شوند. بنابراین اگر خودتان در آینده بخواهید ازدواج دائم داشته باشید با فردی که قبلا تجربه ازدواج موقت داشته است چه نگرشی خواهید داشت؟ آیا به عنوان یک نقص براى وی مطرح نمی کنید! افرادى که در دوران جوانی اقدام به ازدواج موقت می کنند معمولاً به امید ازدواج دائم این کار را انجام مى دهند و عمدتا مشکل ساز مى شوند. مثلاً بعد از ازدواج انتظار دارند مانند ازدواج دائم او را رسما به اقوام معرفى کنند یا مى خواهند بچه دار شوند و... که اینهاخود مشکلات عدیده اى به وجود مى آورد و افرادی هم که به چنین امیدی نیستند مشکلات دیگری نظیر مخفی بودن و دلهره برملا شدن و... را به دنبال دارند. باز هم تأکید مى کنیم ازدواج موقت از نظر عرف پسندیده نیست ولى در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعیت کنونى جامعه را باید مد نظر گرفت. البته متعه (صیغه) و نیاز شدیدى که جوانان به آن دارند از مسائل بسیار مهمى است که باید موانع روانى و اجتماعى آن را شناخت به نظر ما مانع اجراى این سنت پسندیده در جامعه ما رسوبات فکرى غلط و جاهلانه و هم چنین تبلیغات سوء غربى ها و عوامل آن در گذشته وحال است. تردیدى نیست که باید راه صحیح و معقولى براى ارضاى غریزه سرکش جنسى براى جوانانى که تا مدت ها قادر بر ازدواج نیستند وجود داشته باشد. گرچه آحادى از جوانان ممکن است به درجه اى از تقوا رسیده باشند که در سخت ترین شرایط نیز خود را حفظ نمایند ولى اکثرا در چنین وضعیتى نیستند. بنابراین متعه با حفظ شرایط خود آن می تواند راه مناسبی براى ارضاى سالم این غریزه تلقی شود. امیدواریم با برنامه ریزى هایى که براى جوانان در کشور صورت مى گیرد موانع روانى و اجتماعى این مساله از سر راه آنها برداشته شده و آنان بتوانند به صورت مشروع غریزه خود را ارضا نمایند به رغم پذیرش این نوع نکاح در شرع و قانون، همواره بحث بین معتقدان و منتقدان این نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آن است که هر گروهی با دیدگاه و از زاویه ای خاص به قضاوت می نشیند. برای قضاوت بین این دو عقیده و اشراف به بحث، لازم است ادلة هر گروه بررسی شود: یک. ادلة منتقدان نکاح منقطع: ۱. عده ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می کنند که برای خوش گذرانی، دختری را صیغه می کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می سازد، یا مرد زن داری که بی اعتنا به خانواده اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و...!! در جواب این عده همین بس که همة آزادی های قانونی و تأسیس های حقوقی، می توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده ای است ـ از سوی عده ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره برداری کنند این امر خدشه ای به اصل آن وارد نمی کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه های قانونی و... وارد است. ۲. عده ای دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می شود، در واقع به اجارة زوج خویش درمی آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه ای، مورد بهره برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی بند و بار در مشرق زمین می گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند. نکتة دیگر اینکه مخالفان گمان می کنند در عقد نکاح منقطع فقط مرد است که بهره می برد و زن در اینجا هیچ بهره ای نمی برد؛ در حالی که بهره مندی این دو طرفینی است و همان طور که زن در مقابل مرد تکالیفی دارد، دارای حقوقی نیز است. ۳. عده ای دیگر متعه و نکاح منقطع را سدّی در جهت تشکیل خانواده می دانند، چرا که افراد اگر برای ارضای نیازهایشان به سهولت دسترسی به دیگری داشته باشند، انگیزة شان برای تشکیل دائمی خانواده کم می شود. اسماعیل هادی، دورنمای حقوقی ازدواج موقت، ص ۹۰ ـ ۷۵ در پاسخ می گوییم: همان طوری که شما با دید منفی نگاه می کنید و این امر را سدی برای تشکیل خانواده می دانید، ما از زاویة مثبت به این نهاد می نگریم و آن را زمینه ساز تشکیل خانوادة دائمی می دانیم .
ب. ادلة موافقین نکاح منقطع: ۱. عده ای از موافقین معتقدند: در اجتماعی که دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشکل تر می شود، ازدواج موقت راهکار مناسبی است تا افراد بتوانند در کنار یکدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می شود. ۲. اگر این نوع ازدواج در غیاب نکاح دائم تجویز نشود، افراد برای ارضای روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می آورند و بدیهی است که این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی برخوردار نیست. در حالی که نکاح منقطع برای طرفین تعهد و مسئولیت ایجاد می کند. برای نمونه زن می تواند از زوج طلب نفقه کند یا اینکه مشخص شود اگر فرزندی حاصل شد، چه تکلیفی دارد. هر یک از این مسئولیت ها می تواند ضمانت قانونی داشته باشد. حال اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی که به دنیا می آید، تکلیفش چیست؟ در اینجا مرد می تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسئولیت او شانه خالی کند. ۳. کسانی که نمی توانند بار مسئولیت پیمان دائم را بر دوش بکشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضای جنسی آنان است. برتراند راسل می گوید: «در عصر حاضر بدون اختیار ازدواج به تأخیر می افتد، در حالی که صد تا دویست سال قبل تحصیلات دانشجو در هر رشته ای که بود در هجده سالگی تمام می شد... اما در حال حاضر از سن بلوغ تا ۳۰ سالگی که فرد آمادگی برای زندگی حاصل می کند (یعنی ۱۵ سال) می گذرد که دقیقاً دوران بحران جوانی و نمو غریزة جنسی است... برای مقابله با این بحران و پاسخگوئی به نیازهای جنسی در حالیکه فرد نمی تواند مسئولیت زندگی دائمی را بپذیرد، چه باید کرد؟ یا باید جوانان را از تحصیل محروم کردو آن ها را مجبور نمود که در جوانی ازدواج کنند که این معقول نیست یا باید به آن ها اجازه دهیم قوای غریزی خویش را در فاحشه خانه ها مصرف نمایند که این مستلزم بروز عوارض روحی و امراض مقاربتی است، پس فقط یک راه باقی می ماند و آن ازدواج موقت است حسین صفائی، اسدالله امامی، حقوق خانواده صفحة ۲۲ ۴. دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، لازم است هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند. در همین راستا نکاح منقطع می تواند یک دورة آزمایشی برای ازدواج دائم باشد که افراد سنتی و مذهبی به خوبی می توانند از این نهاد می توانند استفاده کنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است. سید رضی شیرازی، بن بست های اجتماعی، صفحة ۱۶ اینک با تمام این اوصاف خود شما به قضاوت بنشینید و معایب و محاسن را در دو کفة ترازو بگذارید و نظاره کنید که کفة ترازو به نفع کدام گروه سنگین تر است؟
با این همه محاسن و خوبی هایی که ازدواج موقّت دارد و در واقع در غیاب ازدواج دائم بهترین راهکاری است که می توان ارائه کرد، بازتاب اجتماعی آن پسندیده نیست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با دید مثبت به آن نمی نگرند؟ در جواب به این پرسش می توان به علل زیر اشاره کرد: ۱. سوء استفادة برخی افراد از این نوع ازدواج، سبب شده جلوه ای نامیمون از آن نهاد حقوقی به جای بماند و عده ای نیز با بیان این سوء استفاده ها، اصل این نوع ازدواج ها را زیر سؤال برده اند. ۲. جامعة امروزین ما بیشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالی که یکی از ارکان این فرهنگ هرج و مرج و بی بند باری جنسی است. طبق این آموزه بهره مندی هر چه بیشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئولیتی در مقابل او ـ مورد تأکید قرار گرفته، رایج می شود! روشن است افرادی که با این فرهنگ مأنوس می شوند، یاد می گیرند که تن به محدودیتی در خصوص روابط جنسی ندهند و خود را محصور به یک نفر نکنند و در عین حال مسئولیتی نداشته باشند. ۳. تبلیغات منفی گروه ها و افراد که دربارة این نوع ازدواج، عامل دیگر بعضی از مخالفت ها است؛ زیرا عده ای قائل به ارتباط آزاد بین دختر و پسر می باشند!! بدیهی است این عده چون منافع و یا اعتقاداتشان چنین ارتباطاتی را اقتضا می کند، دربارة این نوع ازدواج تبلیغات منفی می کنند. ۴. در این نوع ازدواج، گمان بانوان آن است که هیچ حق و حقوقی ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. این امر سبب مخالفت ایشان با این نوع ازدواج می شود. با این اوصاف برخی از دختران و پسران در عین حال که با افراد متعددی ارتباط دارند و روابط نزدیکی را با آنها برقرار می کنند و احیاناً لطمات روحی و جسمی متعددی نصیبشان می شود؛اما حاضر نیستند که طی یک عقد حقوقی و با ضمانت قانونی، با یک نفر ارتباط منضبط و مسئولیت آور داشته باشند! این نشانگر برخورد احساسی با مسئلة ازدواج موقّت و غریزة جنسی است و مخالفت برخی از ایشان، به جهت هواپرستی و شهوت رانی باشد. اعتقاد ما این است برای بسترسازی این امر، باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد. ۱. فعالیت فرهنگی جهت آشنایی جوانان با محسنات این تأسیس حقوقی و اینکه آنچه مخالفان می گویند در واقع چیزی جز نگریستن به ظاهر ازدواج موقت و برداشتی سطحی از آن نیست. ۲. فعالیت فرهنگی برای روشن شدن حقوق و تکالیف زوجین در این عقد؛ چرا که آنچه در سطح عمومی مطرح است، آن است که پسر در عقد موقّت همه کاره است. در حالی که این بینش غلط است و قانون گذار تا حدودی هر یک از شرایط و حقوق و تکالیف را برای زوجین معین کرده است. اما این زوجین هستند که بدون اطلاع کافی، دست به این ازدواج می زنند و در این بین حق یکی از طرفین ضایع می شود!! در حالی که دختران اگر با بینش کافی ازدواج موقّت کنند، قادر خواهند بود شروطی را در عقد بگنجانند و حق خود را تماماً استیفا نمایند (از جمله آنکه شرط کنند در این ازدواج مباشرت جنسی نباشد و...). ۳. نمی توان منکر این شد که قانون در این زمینه بی نقص است. به هرحال ابهاماتی در قانون هست که هم سبب می شود افراد به طور کامل نتوانند به حقوقشان دسترسی یابند و یا جلوی سوء استفادة عده ای گرفته شود. حضرت علی(ع) در حدیثی می‌فرمایند: ما کانت المتعة الا رحمة من الله رحم بها امه محمد (ص)؛ «قانون متعه رحمتی است از طرف پروردگار بر امت محمد(ص)». راستی چه رحمتی بالاتر از اینکه انسان در ایام جوانی و تجرّد، بتواند خویشتن را از وسوسه های شیطانی و آتش شهوت رها سازد و در عین حال دچار عواقب نامطلوب سرکوب غریزه جنسی نگردد. به هر حال ازدواج موقت، از نظر تئوریک کاملاً پذیرفته شده است از نظر عملی نیز در نظام جمهوری اسلامی، این مسئله مقبول افتاده؛ لیکن فرهنگ اجتماعی، هنوز پذیرای آن نیست. به عبارت دیگر، صیغة موقّت نیز نوعی ازدواج است. بنابراین، هر فرد واجد شرایط می تواند از شخصی که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است، خواستگاری و برای مدتی موقت ـ مانند چند ساله دوران تحصیل ـ با وی ازدواج کند. متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با کامیابی آنی اشتباه گرفته اند و همین مسئله سبب شده است این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقی خود را باز یابد. تبلیغات سوئی هم که بیش از یک قرن در جامعه ما توسط غرب گرایان انجام شده، در ضمیر مردم رخنه کرده است؛ به گونه ای که گاهی روابط نامشروع، با تسامح نگریسته می شود؛ ولی ازدواج موقت، طوری دیگر معرفی می گردد. نکاح موقّت از نیازهای ضروری جامعه اسلامی است؛ ولی اگر این کار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندی های لازم صورت پذیرد، بی شک عوارض نامطلوب بهداشتی و روحی برای جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهای دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً برای اکثر جوانان قابل دسترسی خواهد بود؛ ولی متأسفانه در حال حاضر چنین زمینه هایی وجود ندارد. در چنین شرایطی، برای رهایی از دغدغه های فکری و روحی، بهتر است با تصمیم جدی، برای ازدواج اقدام کنید. اگر به غرایز طبیعی انسان، به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آنها متوجه راه های انحرافی خواهد شد؛ زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامی عاقلانه نیست و به نوعی، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولی اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگی بهره برداری کنیم. اکنون این پرسش پیش می آید که در بسیاری از شرایط و محیط ها، افرادی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت های طولانی و یا مأموریت ها با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی روبه رو می شوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شکل حادتری رخ نموده است؛ چرا که سن ازدوج، بر اثر طولانی شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعی، بالا رفته و کمتر جوانی می تواند در سن پایین ـ یعنی در داغ ترین دوران غریزه جنسی ـ اقدام به ازدواج کند. با این وضع، چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبان ها و راهبه ها) تشویق کرد؟ یا اینکه آنان را در برابر بی بند و باری جنسی، آزاد گذاشت و شاهد صحنه های زننده بود؟ و یا آنکه راه سومی را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بی بند و باری جنسی را؟ «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایی جواب گوی نیازمندی های جنسی همه طبقات مردم نبوده و نیست. ما بر سر دو راهی قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها که هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابی برای این سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد ـ که با عدم تمکن مالی یا اشتغالات تحصیلی و مانند آن نسازد ـ و نه زیان های فجایع جنسی و فحشا را در بر دارد ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه (تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۳۴۱( تردیدی نداریم که همه این مشکلات فعلی ـ که بیشتر ریشه در فرهنگ عمومی جامعه دارد ـ غل و زنجیرهای آهنینی را بر دست و پای تمامی افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ زده است و ارضای طبیعی یکی از نیرومندترین غرایز را دشوار ـ بلکه محال ـ نموده است. باید با حرکتی عظیم و بنیادین در فرهنگ جامعه، ساختار فکری مردم در این زمینه زیر و رو شود تا این قید و بندها از هم گسسته گردد. برای رسیدن به این هدف، باید همه علت ها و محرک های مشکل یاد شده شناسایی (اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) و سپس با مشارکت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه برای مشکلات باقی مانده، راه ازدواج موقّت در پیش گرفته و برای مقبولیّت همگانی آن، بیش از پیش تلاش شود. جهت اطلاعات بیشتر رجوع شود به کتابهای: ۱. ازدواج دائم، مجدد، موقت و آثار فردی و ا جتماعی و مذهبی و حقوقی آن، نوشته حسن قاضی ۲. در مسیر زندگی ازدواج دائم یا موقت؟ احمد حجتی ۳. ازدواج دائم و چالشها، حسن شریفی ۴. دورنمای حقوقی ازدواج موقت، اسماعیل هادی
۴-
به سایت قرآنی ما هم سر بزنید
http://quran.porsemani.ir/

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.