ازدواج موقت در روایات -ازدواج موقت در قرآن ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ - ۳۸۷۰ بازدید

در مورد صیغه کردن آیه و حدیث و مطلب کامل بفرستید؟

دوست گرامی ؛ عقد موقت نیز نوعی ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، می تواند از شخصی که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگاری کند و برای مدت معین و موقت، با وی ازدواج نماید. اما عقد موقت یا صیغه، داراى شرایط زیر است:
1ـ ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نیاز به خواندن صیغه عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضایت قلبى درست نمى شود.
2ـ فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است که در عقد موقت حتما باید مدت ذکر شود که آیا مثلاً یک ساعت است یا ده سال.
3ـ مقدار مهریه هم باید در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذکر گردد.
4ـ اگر دختر بکرى بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جدّ پدرى باشد؛ کما این که در ازدواج دائم نیز این طور است.
5 ـ در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و در صورتى که یائسه نباشد، عده نگه دارد، مگر این که عقد به وسیله همان مرد دوباره تجدید شود که در این صورت عده ندارد و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مى شود.
اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق یا فسخ، عقد منفسخ مى شود.
گفتنی است اگر مردی زنی را موقتا عقد کرده و بعد بخواهد به طور دائم با او ازدواج کند باید یا مدت عقد موقت تمام شده باشد یا باقیمانده مدت را به زن ببخشد و بعد عقد ازدواج دائم نماید ولی اگر قبل از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن عقد دائم کند باطل است.
باید دانست که اکثر مراجع، به صورت فتوا و یا بنا بر احتیاط واجب اجازه پدر یا پدربزرگ پدرى براى دختر بکر (نه بیوه) شرط صحت عقد ازدواج (دائم یا موقت) می دانند و بدون اجازه آنها عقد صحیح نیست؛ مگر در مورد خاصى مثل این که دختر بالغ و رشید بوده و نیاز به ازدواج داشته باشد و همسرى مناسب و هم کفو خود پیدا کند که در این صورت اگر پدر و یا جد پدرى بدون دلیل اذن ندهند، مى تواند خودش ازدواج کند و همین طور در صورتى که پدر یا جد پدرى غایب بوده و دسترسى به آنها نباشد و دختر هم نیاز به ازدواج فورى داشته باشد که در این صورت هم اگر شوهر مناسب و متدین باشد اجازه لازم نیست.
گفتنی است که اگر دختر بکر پدر و جد پدری ندارد، اذن کس دیگر در ازدواج او شرط نیست (توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 387). لازم به ذکر است که در شرع حد معینی برای مهریه قرار داده نشده و مقدار مهریه چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقت به صورت توافقی تعیین می شود. البته حق تعیین مهریه با خانم می باشد. لازم به یاد آوری است ؛ با زنهایی می توان به طور دائم یا موقت ازدواج کرد که منع شرعی نداشته باشد. مثلا شوهر دیگری نداشته و یا از محارم نسبی یا رضاعی انسان نباشند.
صیغه عقد موقت:

همه مراجع:

پس از تعیین مهر و مدت عقد و رعایت شرایط عقد (مانند اجازه پدر دختر)، نخست دختر بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسى فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) پسر بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْویجَ».توضیح المسائل مراجع، م 2368 ؛ آیت الله نورى، توضیح المسائل، م 2364 و آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 2432 و دفتر آیت الله خامنه اى.
++++
آیه قران که در مورد متعه وعقد موقت (صیغه) بحث کرده آیه 24 سوره النساء است :
وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ کِتابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً (24) و (ازدواج با) زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است،) مگر آنان که (به حکم خداوند، در جنگ با کفّار) مالک شده اید. (این احکام،) نوشته و قانون خدا بر شماست. و جز اینها (که گفته شد،) براى شما حلال است که (زنان دیگر را) به وسیله ى اموال خود، به قصد پاکدامنى و نکاح، نه به قصد زنا، طلب کنید. پس هر گاه از آن زنان، (به نکاح موقّت) کام گرفتید، مهرشان را به عنوان یک واجب بپردازید و پس از تعیین مهر، در (تغییر مدّت عقد یا مقدار مهر) آنچه با یکدیگر توافق کنید، بر شما گناهى نیست. همانا خداوند دانا و حکیم است.
نکته ها:
کلمه ى «الْمُحْصَناتُ» از نظر لغوى، یعنى آنچه در حِصن و حریم باشد و از دسترسى دیگران منع شود. ریشه این کلمه در قرآن، در مورد سه گروه استعمال شده است:
1 - زنان عفیف و پاکدامن. چنان که خداوند درباره حضرت مریم مى فرماید: «الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها»
2- زنان شوهردار. زیرا شوهر نقش حفاظت از عفت زن را به عهده دارد. مراد از «الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ» در آیه مورد بحث، همین معنى است.
3 - زنان آزاده که اسیر جنگى نبوده و کنیز نیستند. زیرا اسارت سبب پاره شدن پرده هاى عفّت و حیاى زن مى گردد و بى عفّتى در میان کنیزان شایع بوده است.
مراد از «الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ» در آیه بعد، این معناست.
کلمه ى «مُسافِحِینَ» از «سفاح» به معناى زنا مى باشد.
اسارت براى زنان کافر، به منزله ى طلاق آنان از شوهران است. مثل ایمان آوردن زن، که اگر شوهرش به کفر ادامه دهد، ایمان آوردن او را از شوهر جدا مى کند.
ازدواج با زن شوهردار، از نظر اسلام حرام است، از هر مذهب و ملت که باشد.
ولى چون اسارت به منزله ى طلاق است، زن اسیر، پس از اسارت به مدّت یک بار قاعده شدن، و اگر باردار است تا وضع حمل باید عده نگهدارد و در مدّت عده هیچ گونه ارتباط زناشویى با او جایز نیست. این طرح زناشویى بعنوان همسر یا کنیز، از طرح بازگرداندن به کفّار یا رها کردن و بى سرپرست گذاشتن، بهتر است.
کلمه ى «متعة» همچون کلمه ى حج، صلوة، ربا و غنیمت، داراى معناى شرعى است، نه لغوى. بنا بر این به قول علامه در تفسیر المیزان شکّى در آن نیست که مراد از جمله ى «اسْتَمْتَعْتُمْ» مُتعه است.
پرداخت اجر، «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» در مُتعه مربوط به استمتاع است، «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ» در حالى که اگر مراد آیه نکاح دائم باشد، با خواندن عقد مهریه لازم است، خواه استمتاع بشود یا نشود، لکن قبل از آمیزش اگر طلاق صورت گرفت، نصف مهریه پرداخت مى شود.
جمله ى «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» به فرموده اهل بیت علیهم السلام» و اکثر تفاسیر اهل سنّت، مربوط به ازدواج موقّت است که خلیفه دوّم آن را حرام کرد، با آنکه کسى حقّ تحریم حکم خدا را ندارد. و اگر حرام نمى شد به گفته روایات، «تفسیر کبیر فخر رازى» کسى مرتکب زنا نمى شد مگر افراد شقىّ. ازدواج موقّت یک طرح صحیح است و دنیا بخاطر نداشتن آن، زنا را آزاد کرده است. ازدواج موقّت یک ضرورت اجتماع است و در روایات اهل سنّت مى خوانیم، جواز مُتعه به خاطر دورى از همسر و بروز جنگ ها بوده که الآن نیز همان شرایط موجود است. مُتعه طرحى براى حل این مشکل اجتماعى و جلوگیرى از فساد است و تا قیامت هم جنبه شرعى دارد.
دستاویز بعضى این است که در قرآن موضوع عدّه و ارث و حفظ فروج، نسبت به ازدواج مطرح است و متعه ازدواج نیست. ولى پاسخ ما این است:
اوّلًا نام ازدواج به متعه هم گفته مى شود، و ثانیاً در متعه هم عدّه لازم است و فقط قانون ارث زن از مرد یا بالعکس، در متعه استثنا شده است.
پیام ها:
1 براى ازدواج، نباید سراغ زنان شوهردار رفت. «وَ الْمُحْصَناتُ»
2 زنان اسیر در جنگ با کفّار، نباید بى سرپرست بمانند، یا به کفّار برگردانده شوند، بلکه به عنوان همسر یا کنیز، با مسلمانان رابطه ى شرعى داشته باشند. «إِلَّا ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ»
3 حرام بودن ازدواج با محارم و زنان شوهر دار و جمع میان دو خواهر، از احکام ثابت، قطعى و تغیرناپذیر الهى است. «حُرِّمَتْ»، «کِتابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ»
4 صرف بودجه در مسیر بى عفّتى و فحشا حرام است. «تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ»، «غَیْرَ مُسافِحِینَ»
5 ازدواج موقّت، شرعى است و مهریه زن باید پرداخت شود. «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ»، «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ»
6 در مهریه، رضایت طرفین شرط است. «فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ»
7 بعد از پایان مدّت در ازدواج موقّت، مى توان مدّت یا مهریه را با رضایت طرفین تمدید و اضافه کرد. «لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ»
8 ازدواج موقّت و احکام و قوانین ازدواج، برخاسته از علم و حکمت خداوند است. «عَلِیماً حَکِیماً»
9 علم و حکمت دو شرط لازم براى قانون گذار است. «کِتابَ اللَّهِ»، «عَلِیماً حَکِیماً».
چند پرسش:
1 آیا ازدواج موقّت نقابى بر چهره ى فحشا نیست؟
پاسخ: خیر، زیرا:
الف: در ازدواج موقّت زن فقط در اختیار یک نفر است.
ب: حد اقل چهل و پنج روز باید عدّه نگاه دارد.
ج: مولود مُتعه همچون مولود همسر دائمى است.
2 آیا مردان هوسباز از این قانون سوء استفاده نمى کنند؟
پاسخ: ممکن است از هر قانون مفید و ضرورى افرادى سوء استفاده کنند. مگر از انگور شراب نمى سازند؟ مگر زمانى که بعضى از سفر حج سوء استفاده کردند، باید منکر سفر حج شد؟
3 تکلیف فرزندان مُتعه چیست؟
پاسخ: در حقوق و ارث و امثال آن، هیچ فرقى با فرزندان همسر دائم ندارند.
تفسیر نور، ج 2، ص: 269
------------------------------
http://quran.porsemani.ir/

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.