ازدواج موقت و کرامت زن ۱۳۹۰/۱۲/۰۱ - ۱۰۴۱ بازدید

آیا ازدواج موقت به معنى کم ارزش بودن زن و از بین رفتن کرامت او نیست؟

پاسخ خویش را در ضمن سه مقدمه و جواب تفصیلی پی گیری نمایید؛۱. ازدواج موقت حقی برای زن و مرد و در جهت احیای کرامت ذاتی انسان اعم از زن و مرد است. ازدواج موقت راه کار خروج از موارد اضطراری نیازهای طبیعی است. ازدواج موقت جانشین رابطه حیوانی نامشروع و بی ضابطه است که رنگ وبوی معنوی و مقدس می گیرد.توجه به مصالح ازدواج موقت و مفاسدی که عدم پیش بینی ازدواج موقت دامن گیر فرد و جامعه و خانواده ها می کند در پاسخ یابی تاثیر به سزایی دارد. اما به هر تقدیر باید توجه داشت که ازدواج موقت برای زن و مرد امری جایز و در جهت برون رفت از شرایط اضطراری است و مطمئنا نبایستی جایگزین ازدواج دایم شود. هرگاه زن یا مردی تشخیص دهد که این نوع ازدواج برخلاف کرامت و شخصیت اوست نباید اقدام به این کار کند.۲. احکام الهی و از جمله ازدواج موقت بر اساس مصالح و مفاسد افراد جامعه است و این مصالح در طول تاریخ برای همه انسان ها لحاظ گردیده است. ازدواج موقت نیز مانند بسیاری از احکام دیگر دارای قوانین و شرایط ویژه خود است که برای مصلحت واقعی همه افراد جامعه وضع شده است.البته در هر قانون خوبی امکان تخطی و سوء استفاده وجود دارد که ربطی به مقتضای آن قانون ندارد. همانگونه که در هر قراردادی مانند بیع ، اجاره، مضاربه و ... احتمال سوء استفاده و کلاهبرداری وجود دارد در ازدواج اعم از موقت و دایم نیز این احتمال وجود دارد که بسیاری از آن ها قابل پیشگیری است. ۳. یکی از اصول مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی و شهوت رانی است . قران کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرارداده است . در اسلام آدم ذواق یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است .[۱] از نظر اسلام تمام غرایز باید در حد اقتضا و احتیاج طبیعت اشباع گردد. اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد . از این رو اگر چیزی رنگ شهوت پرستی بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.جای تردید نیست که هدف مقنن ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و شهوت رانی برای برخی انسان های شهوت پرست ایجاد کند بلکه هدف او دارای مصلحت ها زیادی بوده است که منظور نظر اصلی قانون گذار است . همان طور که هدف خداوند متعال از آیه کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ[۲]؛ از روزی های پاکیزه بخورید آن نیست که انسان ها به شکم پرستی و عیاشی بپردازند بلکه هدف الهی جواز استفاده از منافع خوراکی ها بوده است هرچند در این میان عده ای شکم پرستی کرده و راه افراط برمی گزینند. لذا امکان سوء استفاده برخی از انسان ها دلیل ناعادلانه بودن و یا مفسده داشتن یک قانون نیست. با ذکر این مقدمات، بجاست به مصلحت های ازدواج موقت اشاره ای اجمالی نماییم و برای مطالعه بیشتر شما را به کتاب های مفصل تر مانند حقوق زن در اسلام ؛ آیت الله مطهری و دنیای زن ؛ سید محمد حسین فضل الله ارجاع می دهیم.حکمت ازدواج موقتبـررسـی و مـطالعه ای دقیق در اطراف مسائل حقوقی اسلام , این حقیقت را روشن می سازد ,که قوانین اسلام بر پایه نیازمندی های انسان در تمام شوون مختلف زندگی , وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد . احـکـام درخشان اسلام در عین اصالت و درستی , جوابگوی خواسته های طبیعی و فطری بشردر ادوار زندگی است . یکی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان , غریزه جنسی است . این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است . تـشـریـع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجرای صحیح وارضای آن بطور شایسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـیـن حال که در جلوگیری ازآلودگی ها و نگهداری عفت انسان نقش مؤثری به عهده دارد , در تمام شرایط نمی تواند پاسخگوی تمایلات جنسی همه انسان ها باشد، از ایـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته های جنسی همه زنان و مردان در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود .
علی علیه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهی نکرده بود , جز انسان های بدبخت کسی به زنا دست نمی زد.
برخی احکام ازدواج موقت در حقوق اسلام
ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتی اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , این دو را از یکدیگر ممتاز می سازد یکی این است که در ازدواج موقت زن و مـرد با اختیار و اراده خود تـصـمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوی طبق شرایطی که در کتابهای فقهی ذکرشده است پیمان ازدواج را تمدید می کنند . دیـگـر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط , آزادی بیشتری دربردارد از جمله لزوم اطاعت و اذن از شوهر منتفی است و از طرفی مخارج زن بر مرد در ایـن ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از یکدیگر ارث نمی برند.فرزندی که در این ازدواج بوجود می آید با فرزند ازدواج دائم یکسان است وهیچگونه تفاوتی با هم ندارند در سایر آثار حقوقی این دو نوع ازدواج نیز یکسان می باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمی تواند با مادر و دخـتـر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همانطور که درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه یا سه ماه ( در پاره ای از موارد ) می باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست.
فلسفه ازدواج موقت:
در پیش نوشته شد که ازدواج دائم نمی تواند بـه تـنـهائی پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد زیرا در زندگی ضرورت هایی برای بیشتر مردان پـیـش مـی آیـد که معمولا برای مدتی امکان بهره برداری جنسی از همسر خویش از آنان سلب می گردد بدون تردید , در این مدت غریزه جنسی , آنان را در بحران شدیدی قرار می دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگی هایی پیش آید . موضوع دیگری که جدا باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد مساله جوانانی است که به سن بلوغ می رسند . ایـنـان بـا رسـیدن به این سن , در آستانه بیدار شدن غریزه جنسی گام می گذارند و معمولا هم نمی توانند به زودی ازدواج کنند . در این سالهاست که جوانان به راههای حرام می افتند.
برتراند راسل می نویسد در دنیای امروز ضرورت ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی بر خلاف تدبیر و مـیـل مـا ازدواج جوانان را به تأخیر افکنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یک دانشجو تـحـصـیلات خود را هیجده و بیست سالگی خاتمه می داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ برای ازدواج آمـاده بـود و بـسـیار اندک بودند کسانیکه تا سی و یا چهل سالگی برای رشته های علمی و تخصصی , زحمت می کشیدند . امـا در عـصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگی وارد رشته های تخصصی علمی و صنعتی مـی شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتی نیز در جستجوی وسیله تامین معاش برمی آیند معمولا پس از سی و پنج سالگی قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود . پس جوانان امروز مدتی طولانی را در فاصله میان بلوغ و ازدواج که بخشی بسیار حساس و دوران نمو جنسی و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوی و هوس و ظواهر فریبنده زندگی است , می گذارنند . مـا نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشری ساقط کنیم و اگرما بخواهیم حـسـابـی بـرای این بخش طولانی و حساس عمر باز نکنیم و فکری در این باره ننماییم نتیجه آن شـیـوع فساد و بی اعتنایی نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پس چـه باید کرد؟
برتراند راسل دربرابر این سؤال می گوید: راه صحیح برای حل این مشکل ایـن اسـت که قوانین مدنی برای این بخش حساس از عمر یکنوع ازدواج موقتی را برای دختران و پسران روا دارند که موجب تحمیل بار مشکلات زندگی عائلی و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحی بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نـیـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـیـده مـی شـود آیـا در ایـن شـرایـط کـه استفاده از ازدواج دائم امکان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسی چه باید کرد ؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت کشید و رهبانیت اختیار کرد؟ و آیا همه جـوانان حاضرند تحمل کنند و عفت و پاکی خویش را حفظ کنند ؟ یا بایدفکر دیگری کرد ؟در این جـا دو راه پیش روی ماست. یـکی اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه , راه صحیحی است ؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش , دیگر مـرد زنـدگـی و زن خانواده خواهند بود ؟راه دیگر اینکه ازدواج موقت را برای آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسی خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند . بی شک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیر این صورت جوانان راهی برای ارضای شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بی عفتی و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بی عفتی است که در جرائد و مجلات به چشم می خورد: یکی از مجله های آمریکا به نام ویسپرد می نویسد: شـمـاره اطفال غیر قانونی به ده میلیون می رسد و در فرانسه از هر صد کودک هفت نفر آنها غیر مشروع می باشد. بـسـیـار تـأسـف انـگیز است که عده ای در پندار خویش از همین راهها مشکلات جوانان رادر بحران های مذکور حل کرده و ارزشهای اخلاقی آنان را به کلی از نظر دورمی دارند . ایـنـان تـجـویز می کنند که جوانان در گناه و بی عفتیها فرو روند اما اجازه نمی دهند که از قانون عـالـی ازدواج مـوقـت اسـتـفاده کنند به یقین قضاوتهای بیجاو ایرادهایی هم که کرده اند از آنجا سـرچـشـمه می گیرد که این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانکه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعی آن را ارزیابی نکرده اند . لذا بجاست که اهم ادله موافقین ازدواج موقت را یاد آور شویم.
ادله ی موافقین ازدواج موقت
۱) عده ای از موافقین معتقدند که در اجتماعی که دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشکل تر می شود، ازدواج موقت راهکار مناسبی است تا افراد بتوانند در کنار یکدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می شود.
۲. اگر این نوع ازدواج در غیاب نکاح دائم تجویز نشود افراد برای ارضاء روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می آورند و بدیهی است که این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی نمی تواند برخوردار باشد. در حالی که نکاح منقطع برای طرفین تعهد و مسؤولیت ایجاد می کند. بفرض زن از زوج می تواند طلب نفقه کند یا این که مشخص کند اگر فرزندی حاصل شد، تکلیف او چگونه باشد. که هر یک از این مسؤولیت ها می تواند ضمانت قانونی داشته باشد.
اما در مقابل تصور کنید اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی که حاصل می شود تکلیف اش چیست؟ در اینجا مرد می تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسؤولیت او شانه خالی کند. به همین جهت است که در کشورهای پیشرفته ی دنیا کانونهائی وجود دارد تا چنین فرزندانی را سرپرستی کند. آیا این وضع را می پسندید؟
۳. کسانی که نمی توانند بار مسؤولیت پیمان دائم را بر دوش بکشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضاء جنسی آن ها است .
۴. دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج نمایند، لازم است که هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند در همین راستا نکاح منقطع می تواند یک دوره ی آزمایشی برای ازدواج دائم باشد که افراد سنتی و مذهبی خیلی خوب از این نهاد می توانند استفاده کنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است.سید رضی شیرازی، بن بستهای اجتماعی، صفحه ۱۵)
به راستی پاسخ این سؤال اساسی چیست که چرا همواره در طول تاریخ در کنار ازدواج دائم، روابط نامشروع و پنهانی نیز وجود داشته و دارد؟
این مسلم است که هیچ متدیّن و مسلمانی نمی تواند راه غیر مشروع و بی بند و باری جنسی و زنا را انتخاب کند. پس نه آنهایی که متدیّن هستند از میان منتقدین راهی معقول و مشروع پیش رو دارند و نه آنهایی که لاابالی هستند و یا متدین نیستند. به هر حال آزادی جنسی، زنا و رابطه نامشروع قابل ترجیح بر ازدواج موقت نیست.
از طریق عقد موقت، مشکل جوانان و دانشجویان در ایام تحصیل یا اوایل بلوغ حل می شود. مشکل مردانی که برای مدتی از خانواده و همسر دور هستند حل می شود، مشکل بسیاری از زنان بی سرپرست و آنهایی که شرایط مناسب برای ازدواج دائم ندارند حل می شود. مشکل زنان و مردان در آغاز ازدواج برای آشنایی بیشتر و اطمینان از توافق اخلاقی و فرهنگی حل خواهد شد. و بالاخره مشکل فحشا و این همه فساد جنسی در دنیای وحشی و بدون کنترل فعلی حل خواهد شد.
خانم ساچیکو موراتا ژاپنی در رساله ای به نام ازدواج موقت از ارزش و ویژگی های این حکم مترقی و عالی اسلام سخن می گوید. وی در ابتدای کتاب می نویسد: موضوعات بسیاری است که شرقیان آن را دلیل عقب ماندگی خود دانسته و به دور انداخته اند و یا لااقل توجهی به آن ندارند; ولی متفکران غربی پس از تحقیقات و بررسی های زیاد در تاریخ گذشته و مشاهده واقعیت های اجتماعی کنونی بدین نتیجه رسیده اند که همان امور، کلید حل مشکلات امروزی است. موضوع متعه نیز از این قبیل است که از لحاظ وضع ازدواج و طلاق در دنیای امروزی و مقتضیات اجتماعی عصر ما بسیار قابل توجه است.
وی در صفحه ۸۵ کتاب در پاسخ کسانی که ـ متأسفانه مانند بعضی از مسلمانان روشن فکر ـ این نوع ازدواج را خلاف شأن و حقوق زن می دانند، می نویسد: گستاخی گردش روزگار شهادت می دهد به اینکه در مغرب زمین به اصطلاح امروزی آخرین مد ازدواج، ازدواج قراردادی است. به این معنا که زن و مرد با هم توافق می کنند و برای مدت معینی ازدواج می کنند، در حالی که در سرزمین شیعه مذهب، متعه را با دست آویز تساوی زن و مرد، کم کم از بین می برند و نکته قابل توجه در این قضیه، آن است که در نتیجه تساوی زن و مرد و آزادی کامل زن در مغرب زمین، ازدواج قراردادی به وجود آمده است.
در صفحه ۹۲ کتاب ایشان به این حقیقت تصریح می کند که در همه جوامع این گونه رابطه هست، چه به شکل قانونی و ازدواج موقت و چه به شکل غیر قانونی و زنا، او می گوید: در حقوق مدنی غیر از مذهب شیعه، ازدواج موقت به معنای اخص وجود ندارد; ولی در واقع، مردم به طور آشکار و یا به طور پنهانی ازدواج موقت می کنند و چون این از نظر قانون جایز نیست، پس مانند زناست و اگر بچه پیدا شد، بعضی زنان سقط جنین می کنند و یا اگر بچه متولد شد، بچه نامشروع خواهد بود.
سرانجام ایشان در صفحه ۹۴ این قانون را به غرب پیشنهاد می دهد: به نظر نگارنده، آنچه اکنون مغرب زمین، سخت به آن احتیاج دارد و به درد آن می خورد، نظام متعه است و اگر آنها بتوانند نظام متعه را به نحوی در حقوق مدنی پیاده کنند، بسیار مفید خواهد بود....[۳]
الوین تافلر، ایدئولوگ معروف غرب در این باره می نویسد: ازدواج متوالی، یعنی ازدواج های موقت و پی در پی، لباسی است برازنده عصر ناپایداری که در آن تمام روابط انسان و تمام پیوندهایش با محیط از نظر زمانی کوتاه و مختصر شده است. این رشد مربوط به یک نظم اجتماعی طبیعی و اجتناب ناپذیر است که در آن اتومبیل ها را اجاره می دهند، عروسک ها را مبادله می کنند و لباس ها را پس از یک بار پوشیدن به دور می افکنند و الگوی اصلی ازدواج های فردا نیز همین است
... به قول پروفسور جِسی برنارد (Jessie Bernard) جامعه شناس خانواده که شهرت جهانی دارد: امروز ازدواج های چند باره در جامعه ما نسبت به جوامعی که در آنها چند همسری مجاز شمرده می شود به مراتب بیشتر و رایج تر است. تنها تفاوتی که در این میان وجود دارد این است که ما ازدواج متعدد را به شکل پی در پی و متوالی رسمی کرده ایم و آن جوامع آن را به طور همزمان و یکباره پذیرفته اند
ازدواج مجدد در آمریکا به قدری رواج پیدا کرده که تقریباً از هر چهار مردی که ازدواج می کنند یکی قبلاً ازدواج کرده است.
شکی نیست که ازدواج موقت از مشخصات معیارهای آینده و شاید خصیصه غالب و عمومی زندگی خانوادگی در آینده خواهد بود.[۴]
شبهات بحث ازدواج موقت
بعد از روشن شدن نیاز جامعه به نکاح منقطع و فواید آن و بعد از دانستن تفاوت بین ازدواج موقت و ازدواج دائم و زنا، می گوییم برخی افراد به دلیل پاره ای از اشکالات و پیامدهای احتمالی با این راه اصولی مخالفت کرده اند. برخی از اشکال هایی که گفته شده همراه با پاسخ مختصر آن را در پی می آوریم:
.۱. پایه ازدواج و پیوند زناشویی و مودت باید بر دوام باشد و تصور جدایی به استحکام این بنیان ضربه می زند. بنابراین ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد.
نقد و بررسی: سخن شما صحیح است ولی اولا، بحث ما در جایی است که علی الفرض مشکل جامعه تنها با نکاح دائم حل نمی شود و برای فرار از ورطه کمونیسم جنسی به دنبال راه دیگری هستیم که سالم ترین و نزدیک ترین راه به راه اصلی می باشد. ثانیاً، عقد موقت جایگزین عقد دائم نیست و در کنار آن و برای تکمیل آن در شرایط خاصی گریزناپذیر است.[۵] هر چیز یا حکمی ممکن است دارای فواید و ضررهایی باشد; اما مهم این است که در مجموع آیا امری است مثبت یا منفی.[۶]
.۲. ازدواج موقت از طرف افکار عمومی مردم شیعه مورد قبول نیست. و نوعی تحقیر و عمل زشت شمرده می شود.[۷]
نقد و بررسی: منفور شدن صیغه در میان زنان شیعه مولود عواملی است. اول سوء استفاده مردان هوسران و بی اعتنایی آنان بعد از ازدواج به زن های دیگر یا زن دائم، و دوم سابقه تاریخی قضیه و تبلیغات مخالفین نسبت به این مطلب. نکته سوم اینکه به هر حال عقد موقت راه دوم و گزینه دوم بعد از نکاح دائم است، و به اندازه آن مورد استقبال زنان نیست.
ضمن اینکه توجه به توابع و آثار سوء بستن این راه و نگاهی به وضعیت اسفبار فعلی جوامع ـ صرف نظر از توابع و پیامدهای اخروی و عذاب الهی ـ پذیرش این راه را گوارا خواهد کرد. متأسفانه گاهی افکار عمومی یک عمل صحیح و حلال الهی را نمی پسندد; اما عملی نامشروع و زشت را به راحتی تحمّل می کند. نکته دیگر اینکه در این داستان فقط مردان ذی نفع نیستند; بلکه زنان هم در همان حد بهره مند هستند. عقد ازدواج، قراردادی است دو طرفه که ایجاب و قبول دارد و بر اساس تراضی دو طرف است و کسانی که نیاز به ازدواج ندارند یا ازدواج دائم کرده اند و تأمین شده اند نباید نسبت به دیگران بی توجهی کنند.
.۳. ازدواج موقت بر خلاف حیثیت زن و نوعی کرایه و اجیر کردن انسان است.
نقد و بررسی: اولاً، ازدواج موقت و دائم در ماهیت یکسان هستند و مهریه در هر دو وجود دارد و اگر یکی توهین باشد دیگری هم خواهد بود. ثانیاً، مهریه به هیچ وجه قیمت خون زن و ارزش بدن او نیست و ـ چنانچه در بحث مهر و صداق گفته شد ـ نشانه صداقت مرد به پیوند ازدواج است و گفتیم که مرد طالب وصال و جمال و کمال زن است. و ثالثاً، با عدم پرداخت مهریه و رابطه نامشروع بدون رد و بدل شدن مال، آیا حیثیت زن باز خواهد گشت و عدم پرداخت مهر از پرداختن آن برای زنان بهتر است؟ و رابعاً، از کی تا کنون اجیر کردن سایر افراد ممنوع شده است؟ همه کارگرها و کارمندها و پزشکانی که ویزیت دریافت می کنند و سایرین هر یک به نوعی اجیر و مورد کرایه هستند.[۸]
.۴. عقد موقت، چون دوام ندارد، بستر مناسبی است برای پیدا شدن کودکان بی سرپرست و بی خانمان.[۹]
نقد و بررسی: قبلاً گذشت که اولاً: هدف اصلی از ازدواج موقت تکثیر نسل نیست و طرفین بدون اجازه دیگری می توانند جلوگیری کنند ـ که امروزه راه های متعدد و مطمئنی دارد ـ بنابراین تا حدود زیادی بچه دار شدن به تصمیم پدر و مادر بستگی دارد و اگر این مسئولیت را پذیرفتند مثل عقد دائم می توانند بچه دار شوند. ثانیاً: در رتبه دوم و در صورتی که نطفه منعقد شد ـ که از بین بردن آن و سقط جنین در اسلام حرام است ـ مسئولیت سرپرستی و تأمین نیازهای او بر عهده پدر است و قبلاً پیش بینی شده است و مرد ملزم است قانوناً و شرعاً به وظیفه خود عمل کند. در ازدواج دائم نیز پس از طلاق، قانون حافظ حقوق فرزندان است.
.۵. تجویز ازدواج موقت به اضافه اجازه داشتنِ چهار زن دائم، مساوی است با امضاء تشکیل حرمسرا برای مردان.[۱۰]
نقد و بررسی: اولاً; هدف از تشریع حکم ازدواج موقت تأمین وسیله هوسرانی برای افراد نیست; چرا که این اصل از مسلمات است که اسلام و ادیان الهی با هوی پرستی مخالف است و آن را در ردیف بت پرستی قرار می دهد و دین برای کنترل هواها و امیال آمده است.[۱۱] و چنان که در روایات آمده، افرادی که به دنبال هوس رانی و کامجویی از موارد بیشتر و بیشتر باشند مورد لعن و غضب الهی هستند.[۱۲] پس به هیچ وجه این وصله به اسلام نمی چسبد; بلکه هدف اسلام تأمین نیاز جنسی انسان ها از بهترین راه است برای افراد و در شرایط خاصی که اشاره شد.
ثانیاً; دنیای مدرن امروز با بستن راه شرعی و آزاد گذاشتن رابطه جنسی در حقیقت همه جا را آلوده کرده است و راه را برای شهوت رانی حیوانی برای همه مردان و زنان بدون هزینه و زحمت زیاد با وسایل جدید و صحنه های نو فراهم آورده است.
ثالثاً; مرد با زن در نوع غریزه جنسی متفاوت است، این از جمله اختلافات زن و مرد است، و سرّ اینکه مرد می تواند در شرایطی چند زن داشته باشد و زن نمی تواند، بحثی است که در مسأله تعدد زوجات و ازدواج موقت مطرح می شود.
رابعاً; بسیاری از زنان در جامعه هستند که امکان و موقعیت ازدواج دائم را ندارند، ازدواج کوتاه مدت راه چاره ای است برای این عده.
خامساً; اسلام هم زمینه ارضاء معقول و سالم غرایز را فراهم می کند و هم انسان را از زیاده روی در خواب و خوراک و شهوت جنسی باز می دارد.
این گونه هشدارها به اضافه لزوم مراعات شرط عدالت، توصیه های اخلاقی و سلامت روحی، نگاه داشتن عدّه، وظیفه مهریه و نفقه و محدودیت های جسمی و مالی، همگی اهرم هایی هستند در قبال افسار گسیختگی شهوت جنسی.
پی نوشت ها:
[۱] . َکافی .ج۶.ص ۵۵ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ أَوْ یَلْعَنُ کُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ کُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاء
[۲] . بقره :۵۷
[۳]. به نقل از: احمد بهشتی، خانواده در قرآن، صص ۶۶-۶۵
[۴]. الوین تافلر، شوک آینده، ص ۲۵۳ ـ ۲۵۸.
[۵]. مرتضی مطهری، همان، صص ۳۲ و ۳۳.
[۶]. محمد حسین فضل الله، همان، صص ۱۳۲ و ۱۳۳.
[۷]. مرتضی مطهری، همان، ص ۳۳.
[۸]. همان، صص ۳۷-۳۳.
[۹]. همان، ص ۳۷.
[۱۰]. همان، صص ۴۷-۴۲.
[۱۱]. از جمله ر.ک: کهف، ۲۸; طه، ۱۶; فرقان، ۴۳; قصص، ۵۰; جاثیه، ۲۳.
[۱۲]. وسائل الشیعة، ج ۱۵، کتاب الطلاق، ابواب مقدماته و شرائطه، باب ۱، ح ۳ و ۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.