استراگیجی اسرائیل ۱۳۹۱/۸/۲۷

اسرائیل باز هم غافلگیر شده است، اما نه از جانب جنبش حزب الله و جبهه لبنان. این بار نوبت جنبش حماس در نوار غزه است تا به تلافی تعدی ارتش رژیم صهیونیستی، زمامداران تل آویو را دچار شوک کند. پس از اصابت موشک های فجر - با برد ۸۰ کیلومتر- به تل آویو، نوبت مقر پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) در بیت المقدس شد تا هدف موشک های حرکت مقاومت اسلامی فلسطین قرار گیرد. این اتفاقات که به معنای پایان مصونیت رژیم اسرائیل با وجود سپر موشکی گنبد آهنین است، نشان می دهد صهیونیست ها ۴ سال پس از جنگ ۲۲روزه غزه همچنان دچار ترس رو به تصاعد و فقدان استراتژی و رهبری سیاسی با کفایت هستند.
اسرائیل باز هم غافلگیر شده است، اما نه از جانب جنبش حزب الله و جبهه لبنان. این بار نوبت جنبش حماس در نوار غزه است تا به تلافی تعدی ارتش رژیم صهیونیستی، زمامداران تل آویو را دچار شوک کند. پس از اصابت موشک های فجر - با برد ۸۰ کیلومتر- به تل آویو، نوبت مقر پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) در بیت المقدس شد تا هدف موشک های حرکت مقاومت اسلامی فلسطین قرار گیرد. این اتفاقات که به معنای پایان مصونیت رژیم اسرائیل با وجود سپر موشکی گنبد آهنین است، نشان می دهد صهیونیست ها ۴ سال پس از جنگ ۲۲روزه غزه همچنان دچار ترس رو به تصاعد و فقدان استراتژی و رهبری سیاسی با کفایت هستند.
رژیم صهیونیستی چرا وارد درگیری نظامی اخیر با غزه شد و نتایج این رویداد چه خواهد بود؟
۱- زمانی نه چندان دور ارتش اسرائیل از عهده ارتش چند کشور عربی برمی آمد اما دقیقا از هنگامی که بیداری اسلامی در منطقه جایگزین ناسیونالیسم شد و مقاومت اسلامی جای تسلیم طلبی و مذاکره از سر ضعف را گرفت، ورق برگشت. آریل شارون رئیس حزب لیکود وقتی در سال ۲۰۰۱ به نخست وزیری رسید، مدعایش این بود که کار فلسطینی ها را ۱۰۰ روزه تمام می کند. او به قصاب اردوگاه های صبرا و شتیلا معروف بود و در همان ماجرا ۳۵۰۰ فلسطینی را قتل عام کرده بود. صهیونیست ها به شارون لقب بولدوزر داده بودند. اما جنایتکاری با این مختصات مجبور شد در تابستان ۲۰۰۵ دستور تخلیه یکجانبه و عقب نشینی از غزه را صادر کند. این اتفاق شکستی بزرگ به شمار می رفت. به همین دلیل شارون مجبور شد در یک سخنرانی تلویزیونی بگوید «عقب نشینی از نوار غزه اقدامی دردناک اما اجتناب ناپذیر برای ماست که برای تامین آینده اسرائیل صورت گرفت. ما نمی توانیم برای همیشه غزه را نگاه داریم. آنجا بیش از یک میلیون فلسطینی زندگی می کنند». شوک این عقب نشینی کمتر از عقب نشینی از جنوب لبنان نبود. غزه باریکه ای به طول ۴۰ و عرض ۶ تا ۱۲کیلومتر است که سالها از طرف اسرائیل و مصر (رژیم مبارک) در محاصره بوده است. شوک دوم، ۳ سال بعد رخ داد یعنی آن هنگام که صهیونیست ها با برآورد سراسر اشتباه، به غزه هجوم بردند. ۱۸ماه قبل از حمله، محاصره غزه حتی در حد ارسال غذا و دارو کامل شده بود. سلاح که جای خود را داشت. اما تا آخرین روز جنگ ۲۲روزه، نه تنها ارتش اسرائیل نتوانست وارد خاک غزه شود بلکه هدف حداقلی توقف شلیک کاتیوشاهای مقاومت اسلامی فلسطین نیز برآورده نشد.
۴ سال بعد از جنگ ۲۰۰۸، وضعیت موازنه قوا برای اسرائیل بهتر نشده که به مراتب بدتر شده است. از یک سو رژیم حسنی مبارک به عنوان پشتوانه و پشتگرمی مهم اشتغالگران قدس فرو پاشیده و از طرف دیگر جریان مقاومت اسلامی در مرزهای شمالی و جنوبی فلسطین قدرتمندتر شده است. اکنون منابع صهیونیستی می گویند تعداد موشک های حزب الله از ۱۰ هزار فروند به ۶۰ تا ۷۰ هزار فروند رسیده و برد آنها افزایش یافته است. همین منابع درباره توان موشکی حماس نیز می گویند مقاومت اسلامی فلسطین اکنون دارای حدود ۱۲هزار فروند موشک موثر می باشد که یکی از آنها موشک های فجر است. حماس با این موشک ها توانسته مراکز استراتژیک تل آویو، صحرای نقب (نزدیکی دیمونا) و بیت المقدس را در تیررس خود درآورد. حماس در همین دو روز گذشته با اسقاط ۲ هواپیمای شناسایی و جنگی دشمن و حمله به تل آویو و نیز کنست در بیت المقدس، چشمه هایی از توسعه قدرت خود را به رخ کشید. تل آویو از ۲۱سال پیش در معرض حمله موشکی قرار نگرفته بود و حالا حماس به تدریج بعضی برگ های برنده را رو می کند تا ثابت شود قدرت اطلاعاتی اسرائیل به موازات تحلیل قدرت نظامی این رژیم رو به ضعف نهاده است.
۲- با این اوصاف و به رغم زیان های استراتژیک که اسرائیل با آن مواجه خواهد شد، می توان گفت اقدام سران تل آویو رفتاری از سر گیجی و ترس و اضطرار و استیصال بوده است. آنها به روال دو جنگ ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ و به شهادت گزارش کمیته تحقیق وینوگراد، فاقد رهبری سیاسی دارای کفایت و توانمند در زمینه تدبیر برای خروج آبرومندانه از جنگ های این چنینی هستند. رژیم صهیونیستی به ویژه در چند سال اخیر بحران چند لایه ای را در حوزه های اقتصادی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و امنیت منطقه ای سپری می کند. در حالی که بیداری اسلامی در اطراف مرزهای فلسطین اشغالی در جریان است و مقامات رژیم صهیونیستی از زلزله ۹ریشتری سخن می گویند، بحران در راس حاکمیت منجر به انحلال پارلمان و اعلام برگزاری انتخابات زودرس شده است. همزمان آشوب های اقتصادی- اجتماعی بی سابقه ای که هراز چندگاه در خیابان های تل آویو و برخی شهرهای دیگر پدیدار می شود، عرصه را برای رژیم فاقد هویت و انسجام ملی تنگ تر می کند. خیلی از کشورهای دنیا دستخوش آشوب و بحران هستند اما فقط در رژیم اسرائیل بود که ۱۲نفر درخیابان ها خودسوزی کردند. در بیرون از مرزهای جعلی، رژیم آمریکا پشتوانه محکم اشغالگری بوده اما حالا ۱۶نهاد اطلاعاتی گزارش مبسوط و محرمانه ای را تهیه می کنند که گزاره های کلیدی آن این عبارات است: «اسرائیل بزرگترین خطر برای منافع ملی آمریکاست. روابط واشنگتن با ۵۷ کشور اسلامی به خطر افتاده است. آمریکا با تحولات فعلی باید برای خاورمیانه بدون اسرائیل آماده شود».
برای رژیم بی ریشه ای که با حمایت های ویژه سیاسی و اقتصادی آمریکا سر می کند، این قبیل اتفاقات به هم تنیده، حکم مرگ را دارد. در چنین اوضاع بغرنجی، پهپاد تجسسی حزب الله برای چندمین بار وارد آسمان فلسطین اشغالی و منطقه استراتژیک نقب می شود و به حباب «سپر موشکی گنبد آهنین» تلنگر می زند. بلافاصله آشوب رسانه ای در تل آویو برپا می شود مبنی بر اینکه اگر نوبت بعدی تل آویو را بزنند، تعجب نخواهیم کرد. سرافکندگی در برابر ایران پس از یکی دو سال تهدید و پرزور یافتن سنبه ایران، موضوع دیگری خارج از حوصله این نوشتار است. در چنین شرایطی، راه انداختن یک درگیری کوچک در غزه و ایجاد آرایش جنگی، اگر هیچ خاصیتی نداشته باشد که ندارد شاید لااقل بتواند شهروندان نیم بند صهیونیست را مرعوب و منسجم کند یا چنان ترس را بر آنان مستولی سازد که موقتا دنبال اعتصاب و اعتراض و اغتشاش خیابانی نباشند. نتانیاهو نیز شاید بدین ترتیب بتواند نمدی از این کلاه برای خود در انتخابات ژانویه بدوزد.
۳-حمله به غزه برای کتمان انواع بحران های لاعلاج اسرائیل، نقض غرض است. استیصال و ناتوانی در این جنگ در هر دو احتمال- طولانی شدن یا توقف زودهنگام جنگ- لطمه بزرگی به قدرت رو به افول اسرائیل خواهد بود. ترساندن اتباع خود به قصد برقراری ثبات و امنیت در حاکمیت، با اصابت موشک های جدید حماس وسعت غیرقابل کنترل پیدا می کند و این یعنی اینکه مهاجران به خطا در این سرزمین اشغالی اقامت گزیده اند. از دیگر سو خبط اخیر نتانیاهو- باراک، شکاف موجود میان جهان اسلام و آمریکا را تشدید خواهد کرد همچنان که به عنوان یک رویداد راهبردی دیگر، باعث در اولویت قرار گرفتن مسئله فلسطین و تهدید اسرائیل نزد ملت های منطقه به جای پروژه های جعلی نظیر سوریه خواهد شد. بعد از موج ۲ سال پیش بیداری اسلامی و انقلاب ملت ها، مثلث «آمریکایی- عبری- عربی» کوشیدند ضمن بحران سازی در سوریه و ایجاد انفعال در میان دولت های جدید منطقه، بهار عربی مدعایی را مصادره به مطلوب کنند و موجی از فشار را علیه جبهه مقاومت به واسطه نقش آفرینی ترکیه اخوانی و قطر و عربستان سازمان دهند. ادعا این بود که الگو را نباید از ایران شیعه بلکه ترکیه یا مصر سنی اخوانی اخذ کرد. البته همان زمان هم سوال بود که آمریکای طرفدار جنگ های صلیبی و ترکیه مدعی دموکراسی شبه سکولار چگونه می توانند با رژیم های مرتجع و خودکامه قطر و سعودی (وهابی مسلک) و یا تروریست های تندرو القاعده متحد شوند؟! در عین حال به اعتبار حوادث متعدد، مسئله فلسطین در حال کمرنگ شدن بود.
خبط بزرگ حمله به باریکه غزه بار دیگر آشکار کرد که قطب بندی و تقسیم بندی اصلی همان قطب بندی «جبهه اسلامی- غرب» و مسئله اولویت دار مسئله فلسطین است. اکنون جهان اسلام منتظر است تا ببیند کشورهای بسیج کننده گروه های مسلح در سوریه برای ارعاب و ترور، در قبال تجاوز رژیم صهیونیستی و مظلومیت مسلمانان غزه کدام اقدام عملی را انجام می دهند؟ دولت های اسلامی به ویژه ترکیه و مصر در این آزمون محک زده می شوند. میدان جنگ غزه، مانند هر میدان جنگ دیگری موقعیت عیارسنجی ادعاها و هویت هاست. اینجا دیگر نمی توان یکی به نعل و یکی به میخ زد. در نگاه ناظران منطقه ای، شلیک موشک هایی نظیر فجر۵ از سوی مقاومت اسلامی نشان می دهد که ایران در حمایت از جبهه مقاومت اسلامی به دعوای ساختگی شیعه و سنی کمترین اعتباری قائل نشده است. اکنون می مانند دیگر کشورهای اسلامی که روزگاری القدس العربی و عمروموسی و دیگران درباره برخی از آنها گفتند «در حالی که ایران موشک به فضا می فرستد و پله های قدرت علمی را یکی پس از دیگری درمی نوردد، برخی از دولت های عربی دنبال آنند که چگونه دیوارهای آهنی و بتونی بسازند و مانع از دسترسی مردم غزه به جهان خارج (از جمله مصر) شوند». رزمندگان حماس و صدها میلیون ناظر مسلمان در منطقه اکنون بهتر از همیشه می دانند که دوصد گفته و وعده دولت ها به اندازه نیم کردار جمهوری اسلامی در حمایت از ملت مظلوم فلسطین اعتبار ندارد.
آخرین اقدام سبعانه رژیم صهیونیستی، عملا به امت اسلامی دیکته می کند که به جای کرنش و نرمش و سازش، فرمان پروردگار را عملی کنند که «واعدّوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدّوالله وعدّوکم». چاره ای جز قدرتمند شدن و استقامت و مقاومت نیست. و البته پیام مهمتری در میان است. خبط اخیر رژیم اسرائیل در طلیعه ماه محرم بار دیگر ماجرای قیام اباعبدالله الحسین(ع) را سزاوار مطالعه و تأسی می کند. بی تردید جهان ستم کشیده و مستضعف برای نجات و عزت چاره ای جز رویکرد به این فرمول الهی ندارد. به عبارت دیگر به تدریج، این دکترین تبدیل به محور وحدت در میان امت اسلام و حتی وحدت با مستضعفان غیرمسلمان خواهد شد همان گونه که فاصله های میان ایران و حزب الله در لبنان و حماس و جهاد اسلامی در فلسطین را از میان برداشته است.
۴- جمهوری اسلامی ایران در کنار نقش آفرینی مستقل می تواند ظرفیت های سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد را دست کم از بعد فشار روانی و سیاسی، به میدان دفاع از ملت مظلوم فلسطین فرا بخواند. اتحادیه عرب البته در این میان تا به امروز امتحان بدی پس داده و سوال طبیعی این است که آیا گروهی که در ماجرای حمایت از گروه های تروریست در سوریه نقش آفرینی کرد، حاضر است از مردم مظلوم غزه در برابر اشغالگران صهیونیست دفاع کند؟ مصر البته دارای نقش منحصر به فردی است و دولت این کشور باید همزبان با ملت و در صیانت از امنیت در معرض تهدید خود به میدان بیاید. لغو معاهده کمپ دیوید و اجازه امدادرسانی به غزه از طریق گذرگاه رفح کمترین توقع از دولت جدید مصر است. در این میان سزاوار است وزارت امور خارجه محور سلسله رایزنی های فوری با دولت های اسلامی برای مقابله فشار صهیونیست ها و حمایت از مقاومت اسلامی فلسطین باشد.
محمد ایمانی،کیهان شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ - شماره ۲۰۳۵۹

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.